سایر منابع:
سایر خبرها
پیشتازی ایران در اوپک گازی
، آذربایجان به عنوان هجدهمین عضو به مجمع کشورهای صادرکننده گاز (جی ای سی اف) پیوست. به این ترتیب با پیوستن آذربایجان به عنوان عضو ناظر به مجمع کشورهای صادرکننده گاز، تعداد اعضای این مجمع به 18 کشور رسید. امام مهم ترین خبر این اجلاس انتخاب دبیرکل جی .ای.سی.اف بود. روسیه، لیبی و نیجریه نیز کاندیداهایی برای احراز دبیرکلی معرفی کرده بودند. این در حالی است که تا صبح دیروز تنها نماینده کشور لیبی کاندیدای پست
همه باورهای یک مدافع حرم +تصاویر
باید آن را همه ی باورهای یک مدافع حرم دانست : بسم رب الشهداء و الصدیقین باسلام، درودبرتمام عزیزانم، اعم از خانواده ی عزیزم و مردم متدین ودین دار و ولایت مدار ایران اسلامی اول سخن جا دارد از پدر ومادر عزیزم تشکرکنم که بنده ی حقیرِ سراپا تقصیر را با لقمه ای حلال و شیری پاک بزرگ کردن[د] و با آموزه های انقلاب اسلامی و در مکتب سیدالشهدا(ع)و امام خمینی کبیر
وزیر کشور: اجازه نمی دهیم مراسمی غیر قانونی برای بر هم زدن مراسم های دیگر رخ دهد
، نفوذی و چریکی وارد کشور شوند که ما کاملا اقدامات و تحرکات آنها را زیر نظر داریم. وزیر کشور با بیان اینکه 90 درصد کار تدارک اربعین به دست مردم انجام می شود و ما فقط بستر را فراهم می کنیم، گفت: امسال با هماهنگی دولت عراق و برای جلوگیری از سوء استفاده دشمنان و ترویست ها زائران فقط با گذرنامه و روادید اعزام می شوند. وی با اشاره به اینکه کار صدور روادید با طرف عراقی است گفت: اکنون
وزیر کشور: درتأیید صلاحیت ها تابع قانون هستیم
احزاب برای مشخص کردن کاندیداهای خود و چارچوب کاری آنها برای انتخابات پیش رو اشکالی ندارد. وزیر کشور در ادامه با اشاره به حادثه ای که در شیراز برای علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی پیش آمده بود، افزود: بعد از این اتفاق، وزارت کشور بررسی های اولیه را انجام داد و مستندات را جمع آوری کرد و بیش از دو هفته طول نکشید که این مستندات را به قوه قضاییه ارائه کرد و قوه قضاییه نیز هم اکنون در مراحل
اسلام آمریکایی چگونه قیچی می کند؟
، منطق انسان هایی است که به دیگران احترام می گذارند. اما منطق استکبار و تغلب و تسلط غیر از این است. فقط امام خمینی(ره) نبود که از منطق گرگ و میشی مستکبران رونمایی کرد. ضرب المثل آمریکایی در این باره می گوید دموکراسی یعنی این که 2 گرگ و یک گوسفند رأی گیری می کنند که برای ناهار چه بخورند و آزادی یعنی این که گوسفند صاحب حق سلب نشدنی، بتواند آن رأی را به چالش بکشد. ! سپتامبر 2012 (شهریور 1391) وقتی
بسیج مراقب شست وشوی مغزی باشد
را به خود وابسته کنند، آنها را دچار شست وشوی مغزی نمایند و از این طریق، اهداف سیاسی خود را با استفاده ابزاری از آنها محقق سازند. کسانی که در صدد چنین سوءاستفاده هایی از بسیج بر می آیند البته ماسک حق به جانب بر چهره می زنند، خود را دلسوز اسلام و انقلاب جلوه می دهند و از شگردهایی استفاده می کنند که بتوان با آنها در افکار افراد پاک نفوذ کرد. نیروهای بسیجی عموما متدین، متعهد، فداکار و دلسوز اسلام و
حضور زنان فضای سیاسی را تلطیف می کند
می دانند، امام خمینی (ره) می گوید زنان باید در مقدرات اصلی کشور شرکت کنند. وی خاطرنشان کرد: در کشورهای کمتر توسعه یافته هنوز قدرت نظارتی که از حق مردم دفاع کند قوام لازم را پیدا نکرده است. در واقع، اگر قانون اساسی دموکراتیک داشته باشیم، قدرت به نفع مردم توزیع می شود و سازوکارهای کارآمد برای به کاربردن قدرت نیز وجود دارد. مردم باید قدرتمند شوند و فرهنگ مدنی شکل بگیرد و باور به برابری
وزیر کشور: ما داور انتخابات هستیم
توصیه های رئیس جمهور مبنی بر استفاده از صندوق های شیشه ای عملی می شود، گفت : رئیس جمهور اشاره ای به صندوق شیشه ای نکردند و فقط گفتند صندوق های اخذ رای شفاف باشد. وی افزود: در همین خصوص با شورای نگهبان بحثی داشتیم و این شورا اعتقاد داشت که چون آرا، محرمانه است اگر صندوق ها شفاف باشد رای مردم دیده می شود و به همین سبب به گونه ای تدبیر شد که شفافیت این صندوق ها به حدی باشد که ریخته شدن رای
دستور ویژه استاندار برای پیگیری حادثه قرچک
نقوی حسینی در حاشیه تجمع امام حسن(ع) پرچم دار مبارزه با فتنه در اعتراض به نشست اصلاح طلبان در قرچک، در جمع خبرنگاران با هشدار به مسوولان این شهر گفت: درصورت تکرار دعوت از فتنه گران برای حضور در شهرستان و صدور مجوز برای نشست هایی که با حضور فتنه گران برگزار می شود، مردم پاسخ شما را می دهند. با این همه اما این نماینده مجلس دیروز در گفت وگو با ایسنا ، علت حضورش در آن جمع را برای جلوگیری از هرگونه درگیری
سرمقاله های روزنامه های اول آذر
همراه باشد و جهان و طرف های 1+5 متوجه شوند که با یک حکومت و دولت و مجلس برآمده از آرای مردم مواجه هستند و باید در برابر چنین حکومتی محترمانه و براساس حقوق برابر رفتار کنند. امیدواریم که با همراهی نیروی انتظامی و دستگاه قضایی شاهد حفظ و دفاع از اقتدار قانون در همه عرصه ها به ویژه در سیاست و فعالیت های سیاسی باشیم. اسلام آمریکایی چگونه قیچی می کند؟ روزنامه کیهان در ستون سرمقاله
نه غزه، نه لبنان، جانم فدای فرانسه!
! نوشته شد؟! و چرا وزارت خارجه ی دشمن ترین دولت دنیا علیه ایران و ایرانی، در آن نوشته بود: هرگز محبت مردم ایران را در آن روزهای دشوار فراموش نخواهیم کرد و از شما سپاسگزاریم ؟! کسانی این کلمه ها را نوشته بودند که سال ها قبل، حتی شاه سرسپرده پهلوی را هم پس از فرار، به کشورشان راه نداده بودند، بعد از بیانیه اشاره شده نیز رسماً مانع ورود دارو به ایران شدند، اعلام کردند که می خواهیم بوسیله
دستورسئوال برانگیزوزیرکشور/ اهانتهای دنباله دار زنجیره ای ها به نیروهای ارزشی
ایراد سخن می پردازند. این خبر سبب می شود تا جمعی از مردم مومن و خداجوی شهرستان قرچک به برخی از مسئولان شهرستان مراجعه کرده و خواستار عدم حضور محکومان فتنه در این شهرستان می شوند که بعد از کم توجهی مسئولان تعدادی از جوانان متدین شهرستان قرچک همزمان با سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) به طور خودجوش و در قالب دسته عزاداری با عنوان امام حسن(ع) پرچم دار مبارزه با فتنه از مسجد جامع قرچک به
چرا سندرز از مسلمانان حمایت می کند؟
جوان مسلمانی از او پرسید که چگونه می خواهد با شعارها و اظهارات اسلام هراسانه در آمریکای امروز مقابله کند. سندرز در پاسخ به او گفت: اجازه دهید نظر شخصی ام را بیان کنم. پدر من جان خود را در اردوگاه های کار اجباری از دست داد. من یک یهودی هستم. من هر کار ممکنی را برای رهاشدن این کشور از شر لکه زشت نژادپرستی که برای سال های مدید وجود داشته انجام خواهم داد . او در ادامه افزوده بود: کار ما
هر فردی مقابل نهادهای رسمی کشور بایستد رد صلاحیت می شود
. توصیه به عزیزان این است که به شورای نگهبان و نهادهای رسمی کشور و وزارت کشور اعتماد کنید. هرکدام از این ها وظایف خود را انجام می دهند. جاهایی که باید کنترل کنند، کنترل می کنند و حاصل کار همانی است که انتخاب مردم است. در اینجا حق الناس خودبه خود با رعایت قانون تأمین می شود. التزام ما به قانون باعث حفظ حق الناس می شود و جنجال سیاسی به پا کردن و سروصدای زیادی، فقط به گل آلود شدن فضا و به
اصلاح طلبی تغییرات هویتی بسیاری کرده است/ دگردیسی، اصلاح طلبان از چپ قدیم تا چپ مدرن را در برمی گیرد
ناصر ایمانی کارشناس مسائل سیاسی در گفت وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس با اشاره به تغییر رویکرد اصلاح طلبان در دهه های مختلف اظهار داشت: اصلاح طلبان تغییرات هویتی زیادی داده اند از چپ قدیم تا اصلاح طلبی و در این مسئله خودشان هم شکی ندارند و برخی چهره هایشان اعلام کردند که اصلاح طلبان فعلی رابطه کمی با چپ قدیم دارند. ایمانی ادامه داد: چپ قدیم عمدتاً تا زمان رحلت حضرت امام(ره
سخنگوی شورای نگهبان؛ هر فردی مقابل نهادهای رسمی کشور بایستد رد صلاحیت می شود/ بین 30 تا 40 نفر در امتحان ...
است، بحث نظارت مطرح بود و هیئت واحدی را برای مجلس شورای اسلامی و خبرگان پیشنهاد دادند که این احتمالاً از نظر قانون اساسی با مشکل مواجه خواهد شد. یک پیشنهاد همین بود، پیشنهادی دیگر راجع به دستگاه های مجری دادند، اعم از وزارت کشور، یا به طورکلی رئیس جمهور، وزرا، ناظرین و شورای نگهبان حق این که در انتخابات به نفع جناح یا کاندیدای خاصی اظهارنظر بکنند را ندارند، این مصوبه در این اصلاحات
اعلام برائت چپ و راست از حادثه ورامین
اینکه در همایش اصلاح طلبان برخی چهره های فتنه گر وجود داشتند، گفت: وقتی شخصی در سطح شهر آزاد است پس جرمش ثابت نشده که بخواهیم وی را مورد ضرب و شتم قرار دهیم. انصاری راد در پایان تاکید کرد: یک نماینده باید بداند حق تعرض به یک فرد آزاد را ندارد. بعضی رفتارهای نمایندگان آبروی مجلس را به خطر می اندازد فاطمه راکعی، فعال اصلاح طلب درباره اتفاقات اخیر در ورامین با اشاره به
نسخه اولیای الهی برای استعاذه/ ماجرای عبرت گرفتن یک عالم از کارتون پینوکیو
، ده الی بیست سال آینده، فرانسه، کشور مسلمانان می شود و اکثر جمعیّت آن به اسلام، ایمان می آورند. لذا دنبال بهانه هستند که با داعش، اسلام را وارونه جلوه بدهند. اصلاً داعش را برای همین درست کرده اند. البته این مطلب هم که بیان می شود: شرّ خودش را می گیرد، صحیح است، امّا یک دلیل این مطلب، غضبی است که این ها نسبت به اسلام دارند. از امام صادق(ع) یک روایتی در این زمینه داریم که بسیار جالب است
مهرعلیزاده: تندروها نگران از دست دادن موقعیت خود در مجلس هستند
به گزارش نامه نیوز، محسن مهرعلیزاده ، با اشاره به اقدام دلواپسان قرچک در جریان برگزاری همایش اصلاح طلبان یادآور شد: همه گروه ها به ویژه رقبای اصلاح طلبان باید ظرفیت خود را قدری بالا ببرند. ما 37 سال است که در جمهوری اسلامی نفس می کشیم٬ بنابراین هم از بُعد اسلامیت و رعایت عدل و انصاف و هم از بعد جمهوریت نظام معتقدیم که حقوق هر فعالی چه سیاسی و اجتماعی و چه اقتصادی باید توسط آحاد مردم رعایت شود
بسیج چیست؟ بسیجی کیست؟
کوبنده ظلم و زمینه ساز حکومت حق است. محمدحسن سرایی: بسیجی یعنی از خود گذشتن. بسیجی همیشه دیگران را بر خودش مقدم می دارد و از نام و لباس مقدسی که دارد سوء استفاده نمی کند. محمدرضا: بسیجی انسان آزاده ای است که با آگاهی کامل برای دفاع از اسلام، پا به عرصه نبرد با کفر می گذارد و در این راه از هیچ چیز حتی جانش دریغ نمی کند. کامران: بسیجی یعنی پاسدار امام زمان(عج) بودن
عزاداری نشاط معنوی می آورد/ شادی هالیوودی نخ نما شده است/ دلیل برپایی جشن طلاق
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس ، در سال های اخیر موضوع سنجش شادی و هیجانات مثبت مردم کشورهای مختلف از سوی مؤسسات نظرسنجی نظیر گالوپ صورت می گیرد و نتایج آن سؤالاتی را به ذهن متبادر می کند. به عنوان نمونه، در سال 2013 ایران دومین کشور غمگین جهان معرفی می شود! مجله فوربس نیز در همان سال ایران را در رتبه یازدهم غمگین ها قرار می دهد. گزارش های مذکور، واکنش های مختلفی را در
دولت تا کی می خواهد حل مشکلات را به برجام گره بزند؟
از آقای حق شناس این است که اگر شما در مجلس آمدید راجع به 30 درصد ارزشی که از پول ملی کم شده یا آن 200 میلیارد تومانی که در بورس از بین رفته سوال می کنید یا نه؟ عضو هیات رئیسه مجلس در خصوص رابطه خود با دولت قبل گفت: من آنقدر از دولت قبل منتقد بودم که سال 89 به دلیل همین انتقادها استعفا دادم و بیرون آمدم. بذرپاش تأکید کرد: اگر فقط برای شما موضوع حصر مهم است برای ما موضوع تورم
444 اصطلاح عربی مورد نیاز پیاده روی زائران در عراق
دراز، تازگی جریان خون صاحبش را تفسیر می کند؛ خونی که به پای درخت اسلام ریخت و شاخ و برگهای امروز آن، همین زائران پیاده هستند که با شوق به سوی اصل خود راه می پیمایند. بزرگترین اجتماع انسانهای کره ی زمین بار دیگر رو به شکل گیری است اما خدعه دشمن همچنان پیش روست؛ تاکیدات زعمای بزرگ و علمای اعلام شیعه بر وحدت و یکپارچگی در کشور عراق است. از طرفی رفتن به این سفر لازمه هایی نیز
قوت گرفتن شایعه استعفای یک وزیر/ استراتژی جدید اصلاح طلبان در مقابل اصولگرایان
. مقدمه این طرح که همان اصرار و تکرار گزاره افراط از رسانه های این جریان برای بخشی از منتخبان مردم در مجلس است، با اهداف مختلفی صورت گرفت که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. در سطح دیگر از سناریوی مورد اشاره رسانه های پرتعداد حامی دولت که بخش قابل توجهی از آنها را زنجیره ای ها تشکیل می دهند طی 26ماه گذشته، سازمان یافته و منسجم سعی داشته با درج تیترها و اخبار جهت دار، تلاش دارند تا باورمند
آقای کاظمینی! واقعیت ها را نباید نادیده گرفت
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بعد از انتشار سرمقاله های شماره 297 و 424 و 426 آیینه یزد تحت عناوین آیا با وضعیت موجود احداث مصلی یک ضرورت است و بار دیگر طرح احداث مصلی و نیازهای ضرورتی تر و ساخت مصلای یزد و درخواستی منطقی آقای میرزامحمد کاظمینی مطالبی در توجیه ساخت مصلی و پردیس فرهنگی در مرکز استان تنظیم نموده و روز 19/7/94 با تیتر ساخت مصلی ضرورتی برای یزد در سایت یزد فردا منتشر شده است. مدیر مسئول آیینه یزد در نظر دارد ضمن درج فرازهایی از مقاله آقای کاظمینی در این شماره با ارائه شرح و توضیح مختصری دقت و توجه خوانندگان را به نکاتی پیر امون آن جلب نماید. آنچه ادلّة جناب سلطانزاده برای نساختن مصلّی می باشد، نوع برداشت ایشان از هدف مصلّی است. شاید اینگونه در ذهن ایشان نقش بسته که قصد آن است که یک مسجد بزرگ چند هکتاری ساخته شده که صدها هزار نفر در آن جای گیرند که مقالات فوق را توجیه می کند و نباید دست رد به آن زد و باید یادداشت های ایشان را در شرایط فعلی پذیرفت. تعبیر دوم آن است که متأسفانه مقامات مسئول به تشریح اهداف و تشکیلات جامع مصلّی و پردیس فرهنگی یزد نپرداخته اند و الّا یادداشت های ایشان به سمت ضرورت ساخت مصلّی می رفت. حقیر معتقد هستم تعبیر دوم دربارة نوشته های آقای سلطانزاده تعمیم پیدا می کند و خوب است به روند تاریخی برخی مخالفت ها اشاره و به اهداف بلند بانی مصلای یزد بپردازم. 1 یادآوری این نکته ضروری است که در هیچ یک از سرمقاله های آیینه یزد با ساختن مسجد مخالفتی نشده است بلکه بنا به دلایلی اعلام گردیده که در موقعیت و شرایط کنونی نیازی به ساخت مصلی در یزد نمی باشد از جمله در مقالات آیینه مواردی درج گردیده که به اهم آنها به شرح زیر برای تاکید اشاره می شود. ... در طرح جامع و تفصیلی شهر یزد که هزینه های زیادی بر دوش شهروندان گذاشته شده احداث مصلی دیده نشده است و تغییرات لازم به هر طریق که صورت گرفته باشد یا بعدا به دنبال تهیه طرح و نقشه باشند مستلزم صرف مبالغ زیادی از محل بیت المال است و بار اصلی آن را مردم باید عهده دار شوند... مکانی که برای ساخت مصلی در نظر گرفته شده است آن طور که بعضی از مطلعین می گویند، تملک بخشی از زمین منطقه ترمینال با اکراه انجام گرفته و یقیناً زمین مورد بحث به منظور دیگری غیر از مسجد واگذار شده یا قسمتی از آن مصادره ای است و مالک بخشی از آن نیز هموطنان غیرمسلمان بوده اند... شهرداری حق واگذاری چند هکتار زمین مرغوب را که دهها میلیارد تومان ارزش دارد به فرد، موسسه و شرکتی ولو در زمینه فرهنگی و مذهبی بخواهد فعالیت کند ندارد مگر این که از وزارت راه و شهرسازی زمین معوض بگیرد آن هم یا دقیقاً باید برابر با ضوابط روشن و مشخص با کار کارشناسی تصمیم گیری نمایند... در سال جاری در استان یزد نزدیک به دو هزار و نهصد کلاس باید مقاوم سازی شود که بعضی از آنها احتمال ریزش سقف و دیوار دارد. تقریبا هفتصد کلاس جدید نیز باید احداث گردد. بسیاری از آموزشگاهها نمازخانه ندارند... حدود یکصد هزار دانش آموز در ناحیه یک و دو آموزش و پرورش یزد مشغول به تحصیل هستند با کمال تاسف بیش از ده درصد آنها یتیم و یا فرزند طلاق یا پدر و مادر هر دو معتاد و یا بد سرپرست و عده ای هم فرزند پدر و یا مادری هستند که به بیماری های سخت و صعب العلاج گرفتار و مبتلا شده اند. آیا کمک و مساعدت به این دانش آموزان باعث شادی و شعف آنها نخواهد شد؟.. . چه بسیار از مجموعه های مسکونی و پروژه هایی که در توسعه نامتوازن شهری یزد بدون برنامه ریزی ساخته شده است فاقد مسجد و نمازخانه می باشد... متاسفانه در استان یزد بیش از یکصد و پنجاه برابر سال 1358 و در حال حاضر حدود 3300 نفر زندانی داریم. در بعضی از خانواده ها پدر و مادر هر دو زندانی هستند، عده ای از آنها فرزندانی دارند که در جامعه رها شده اند رسیدگی به این خانواده ها و حل مشکلات زندانی ها باید در اولویت کاری متصدیان نهادهای فرهنگی و دینی باشد... استان یزد سال ها است با مشکلات خشکسالی روبرو است صدها روستای یزد آب ندارد، بسیاری از دهات و روستاها آب خوردنشان با تانکر تامین می گردد... محل شهادت سومین شهیدمحراب و قبل از آن مکان های درگیری نیروهای هوادار حکومت پهلوی با انقلابیون در حوالی میدان امیرچقماق، شهیدبهشتی، بعثت، خیابان قیام و امام و گوشه و کنار بازار و نزدیک همین مسجد و ارتباط و نزدیکی با پایگاه اصلی انقلاب یعنی مسجد روضه محمدیه(حظیره) و آن همه رخدادها و حوادث و جریانات که خود یادآور رخدادهای گوناگون تاریخ انقلاب در دارالعباده است آیا این مجموعه یک میراث گرانسنگ فرهنگی- تاریخی نیست که باید پیوسته زنده بماند؟ 2 آقای کاظمینی می نویسد: بدون وابستگی به هیچ نهاد و فردی و فقط آگاه به طرح جامع مصلی و پردیس فرهنگی یزد، یادداشت زیر را برای ثبت، نوشته است... 3 سوابق نشان می دهد در تاریخ 5 تیرماه و 26 آبان ماه 1391 آقای کاظمینی با انتشار مقالاتی با شدت و تندی از غفلت آقای فلاح زاده استاندار و آقای میروکیلی شهردار وقت یزد شکوه و گلایه نموده و می نویسد: چرا برای ساخت مصلای حوزه جامع علمیه و احداث دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه و ساخت مصلای یزد که آن را ضرورتی به حقانیت اسلام دانسته !! اقدامی نشده است؟! 4 آیت ا... حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی)، به مرحوم حاج حسین برخوردار و مرحوم رسولیان پیشنهاد می دهند در دو نقطة مهم شهر در آن مقطع زمانی، مسجد بنا کنند که دوست جناب سلطانزاده (مهندس مهدی بازرگان)، مهندس ساختمان مسجد برخوردار بوده و این دو مسجد در آن مقطع زمانی در انتهای کوچة حنا و اول کوچة برخوردار چه معنایی می توانسته داشته باشد و الآن از مساجد پر رونق مردمی می باشد. بنابر این مخالفت با بناهای مذهبی با هر توجیهی ریشة تاریخی دارد... 5 اولاً ساخت مصلی ارتباطی به حقانیت اسلام ندارد و مسجد ریگ و مسجد برخوردار و مسجد رسولیان که درود و رحمت های بیکران الهی بر بانیان و سازندگان آنها باد از پول افراد خیر و تاجران مسلمان و خوشنام یزدی احداث شده است و نقل این گونه موارد صرف نظر از میزان صحت بعضی از استناد های آقای کاظمینی به عنوان شاهد و مثال و مقایسه آن با زمان حاضر بویژه اگر در این دوره و زمان استفاده از بیت المال و امکانات اداری و دولتی برای ساخت مصلی و یا پردیس فرهنگی در نظر باشد اصولی و منطقی نمی باشد. ضمناً مشخص نیست چرا آقای کاظمینی از شادروان مهندس مهدی بازرگان در نوشته خویش به عنوان دوست سلطان زاده نام برده است. گرچه باید به اطلاع ایشان برسانم بدون شک نگارنده این سطور همانند صدها هزار نفر دیگر با مطالعه کتاب های مجاهد و مبارزی نظیر آیت ا... طالقانی، شادروان مهندس مهدی بازرگان و زنده یاد دکتر علی شریعتی با رژیم ستمشاهی از سال های قبل از انقلاب و در دهه چهل مخالفت نموده و از طرفداران سرسخت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شده اند بنابراین افتخار می کنم که از آن موقع به بعد دوست مرحوم مهندس مهدی بازرگان بوده ام. در سال های اخیر، 2 پروژه با مخالفت جدّی عده ای و کشاندن مباحث متعدّد در روزنامه ها و رسانه ها بود: یکی ساخت پارک کوهستان و دیگری ساخت پاساژ ستاره یزد که حقیر خود شاهد بحث های تندی در این باب از سوی موافقان و مخالفان بودم، امّا هر دو پروژه به اتمام رسیده و منشأ رفاه و خیر مردم است... 6 آقای کاظمینی حقایق و واقعیت ها را نادیده گرفته و آن چنان سطح موضوع و بحث را پایین اورده که عملکرد عده ای از مالکان و افرادی را که در ساخت و ساز پاساژ ستاره یزد آن هم به دلیل منافع اقتصادی یا مشکلات اداری با شهرداری که احیاناً با یکدیگر اختلاف مالی داشته اند یا نظرات موافقان و مخالفان احداث پارک کوهستان را با اظهار نظر و انتقاد سازنده و دلسوزانه کسانی یکسان دانسته که نه تنها مخالفتی با ساخت مسجد ندارند بلکه می گویند احداث مصلی که اکنون تبدیل به ساخت پردیس فرهنگی شده چه از محل بیت المال یا با پول مردم به ویژه اگر خدای ناکرده بخواهند از زراندوزان و سوءاستفاده کنندگان اقتصادی هم کمک بگیرند در حال حاضر به مصلحت شهر و دیار و حکومت نیست با عنایت به اینکه دهها طرح عمرانی نیمه تمام نیز بر روی زمین مانده است؟ آقای کاظمینی عالماً، عامداً یا سهواً نکته دیگری را تحریف نموده و نوشته است: نویسنده مقالات آیینه یزد، اشاره ای به جمعیت شرکت کننده در نماز جمعه کرده اند که با دوچرخه و موتور به مسجد می روند که در سال های اخیر همة حوزه های شهری، بخصوص حوزة شهر یزد، نمازجمعه با شکوه و استقبال زیاد مردم برگزار و اگر روز جمعه از مسیر خیابان امام و قیام و بلوار امامزاده جعفر (ع) عبور نمایند، ازدحام وسایل نقلیه را مشاهده که گواه علاقه مردم به نماز جمعه می باشد و بیشتر از دوچرخه و موتور، ماشین هم می باشد!!... 7 بررسی آمار شرکت کنندگان در نماز جمعه یزد نشانگر این است که حدود 90 درصد هفته های سال، جمعیت شرکت کننده در نماز جمعه حدود 12 تا پنجاه درصد گنجایش مسجد ملااسماعیل می باشد و در بعضی از مساجد خیابان قیام و اطراف بازار یزد با آن همه رفت و آمد و پر جمعیت بودن خیابان و بازار و کوچه های اطراف، ظهرها یا درب مسجد بسته یا تعداد کمی نمازگزار شرکت می نمایند ضمناً در این بخش از نوشته خویش بگونه ای مرقوم داشته که مدیرمسئول آیینه یزد با خیابان قیام و اطراف مسجدملا اسماعیل و محل برگزاری نماز جمعه و یا نماز جماعت آشنایی ندارد و یا کسانی را که با اتومبیل به نماز جمعه می روند نادیده گرفته است!!. درود و الطاف پروردگار رحمان بر حجه الاسلام والمسلین حاج شیخ عبدالحسین عرب و عجم، آن روحانی ساده زیست و مورد اعتماد مردم یزد که از کلاس پنجم، ششم دبستان، حقیر را با کتاب صرف میر و مسجد و نماز جماعت آشنا نمود بویژه روال کار آن بزرگوار این بود که در روزهای جمعه چند نفر از شاگردانش از جمله این جانب را به مسجد جامع کبیر یزد می برد تا بعضی از نمازگزارانی که به مسجد می آمدند با تمایل خودشان حمد و سوره نزد دانش آموزانش بخوانند و در نهایت مرحوم عجمین بر آن صحه بگذارد. آقای کاظمینی در فراز دیگری از مقاله می نویسد: در مقالات مذکور اشاره ای به مالکیت محل در نظر گرفته شده برای مصلّی شده که باید گفت: بر اساس قانون مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و احکام حکام شرع، زمین اراضی مورد نظر مصلّی هم باید خریداری شود یا معوّض داده شود، لذا مسلّماً عالم و مجتهد اوّل شهر بیشتر واقف به مکان نمازگزار می باشد که البته تذکر صاحب مقالات مذکور به جا می باشد، امّا مسلّماً قرار نیست مصلّی و پردیس فرهنگی شهر روی زمین غصبی بنا گردد... .8 اگر احداث مصلی بر روی زمینی که اشکال شرعی و قانونی داشته باشد نمایندگان محترم ولی فقیه و امام جمعه مناطق در هر یک از شهرها و مراکز استان ها نمی توانند بر خلاف قانونی که در نظام جمهوری اسلامی ایران به تصویب مراجع ذی صلاح رسیده نظریه دیگری ابزار نمایند. چه بسیار پسندیده و شایسته می باشد دستیاران و مشاوران نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد زمینه هایی فراهم نمایند تا از ساختمان های زیبا و وسیع و دارای امکانات لازم که در محلات گوناگون یزد به عنوان مسجد، حسینیه، بیت الحسین(ع)، بیت العباس(ع) ساخته شده و هر سال تنها چند روز یا چند هفته از آنها بهره برداری می شود با برنامه ریزی صحیح و با حضور وعاظ و گویندگان مطلع و آگاه به مسائل اجتماعی و فرهنگی و تربیتی اسلامی استفاده شود تا مقابله ای برای تهاجمات فرهنگی و جنگ نرم نیز باشد. حسن ختام مقاله به درج بخشی از تفسیر قرآن کریم ذیل آیه شریفه 18 سوره مبارکه توبه که درباره عمران و اهمیت بنای مساجد می باشد اختصاص می یابد. تدرباره اهمیت بنای مسجد احادیث فراوانی از طرق اهل بیت (ع) و اهل سنت رسیده است که اهمیت فوق العاده این کار را نشان می دهد... از پیامبر(ص) نقل شده که آن حضرت فرمود: کسی که چراغی در مسجدی برافروزد فرشتگان و حاملان عرش الهی مادام که نور آن چراغ در مسجد می تابد برای او استغفار می کنند. ولی امروز آنچه بیشتر اهمیت دارد، عمران و آبادی معنوی مساجد است و به تعبیر دیگر بیش از آنچه به ساختن اهمیت می دهیم باید به ساختن افرادی که اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آنند اهمیت بدهیم. مسجد باید کانونی باشد برای هر گونه حرکت جنبش و سازنده اسلامی در زمینه آگاهی و بیداری مردم و پاکسازی محیط و آماده ساختن مسلمانان برای دفاع از میراث های اسلام. مخصوصا باید توجه داشت مسجد مرکزی برای جوانان با ایمان گردد... 9 مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- یزد فردا 19/7/94 2- آیینه یزد شماره 404 3- یزد فردا 19/7/94 4-یزد فردا مورخ 5/4/91 و 26/8/91 5- یزد فردا مقاله آقای میرزا محمد کاظمینی، 19/7/94 6- همان 7- همان 8- همان 9-تفسیر نمونه، جلد هفتم، از انتشارات دارالکتب الاسلامیه، صفحه 318 و 319 ...
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
قانون تصویبنامه تشریفات ( پروتکل ) حفاظت از دریای خزر در برابر آلودگی ناشی از منابع و فعالیتهای مستقر در ...
محیط زیست دریایی یا مناطق ساحلی بوده یا بتواند داشته باشد، مبتنی بر بهترین فنون موجود و بهترین رویه های زیست محیطی یا مقادیر مربوط به محدودیت خروجی ها می باشد. 2 طرفهای متعاهد طرحهای اقدام ملی همراه با جدول های زمانی برای تحقق کاهش اساسی ورودی آلوده کننده ها از منابع نقطه ای را بر مبنای فهرست نقاط بحرانی که توسط اجلاس طرفهای متعاهد تصویب و هر دو سال یکبار مورد بازبینی و تجدید نظر قرار
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم . کی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد . در ایام اقامت امام حسین(ع) در مکّه (دهم ماه رمضان سال 60 ق) آغاز شد.(1) و از جهت فراوانی به مقداری رسید که به حق می توان از آن به نهضت نامه نگاری یاد کرد. ظرف این چند روز، این حرکت به مرحله ای رسید که در روز به طور متوسّط ششصد نامه به امام(ع) می رسید؛ به گونه ای که تعداد نامه ها به دوازده هزار نامه رسید.(2). با مطالعه و بررسی اجمالی اسامی و امضاهایی که در ذیل برخی از نامه های به جا مانده به دست رسیده و با توجه به قرائن، می توان به این نتیجه رسید که نامه نگاران از یک طیف خاص نبوده و گروه های مختلف با گرایش های بسیار متفاوت را در بر می گرفته است؛ به گونه ای که در میان آنها نام شیعیان خاصّی همچون سلیمان بن صرد خزاعی، مسیّب بن نجبه خزاری، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر دیده می شد.(3) در نقطه مقابل افرادی از حزب اموی ساکن در کوفه، همانند • شبث بن ربعی (که بعدها مسجدی به شکرانه کشته شدن امام حسین(ع) بنا کرد)(4) • حجّار بن ابجر (که در روز عاشورا در حالی که از سرداران سپاه عمر بن سعد بود، نامه خود به امام(ع) را انکار کرد.(5) • یزید بن حارث بن یزید (او نیز نامه خود به امام(ع) را در روز عاشورا انکار کرد • عزره بن قیس (فرمانده سپاه اسب سوار در لشکر عمر بن سعد.(7) • عمرو بن حجاج زبیدی (مأمور شریعه فرات همراه با پانصد سوار به منظور جلوگیری از دسترسی امام(ع) به آب (8) در فهرست آنها دیده می شد که اتفاقاً شورانگیزترین نامه ها را نیز اینان نگاشتند و به امام(ع) گزارش لشکری آماده (جند مجنّد) را دادند!(9) اما به نظر می رسد اکثریت نامه ن گاران را – که در تاریخ نامی از آنها برده نشده است – توده مردمی تشکیل می دادند که عمدتاً به دنبال منافع مادی خود بودند و به آن سمتی می رفتند که احساس می کردند باد به آن طرف می وزد. . اینان گرچه در بحران ها، توان رهبری بحران را ندارند؛ امّا موجی عظیم اند که موج سوار ماهر، می تواند با تدبیرهای خود، به خوبی از آنان بهره گرفته و با سواری گرفتن از آنها، به مقصد خود برسد . به احتمال فراوان اکثریت هجده هزار بیعت کننده با مسلم را نیز اینان تشکیل می دادند که به مجرّدی که دنیا و منافع خویش را در خطر دیدند (با سیاست عمر ابن زیاد) خود را از سپاه مسلم کنار کشیده و او را یکه و تنها در کوچه های کوفه رها کردند همین ها هستند که در سخن مجمع بن عبداللَّه عائذی خطاب به امام(ع) چنین معرفی شده اند: ... و اما سائر الناس بعد فان افئدتهم تهوی الیک و سیوفهم غداً مشهوره علیک ... ؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 306٫ توده مردم دل های شان به سوی تو متمایل است و اما فردا شمشیرهای شان علیه تو سر از نیام بر خواهد آورد . عده ای از همین ها نیز در صحنه کربلا در گوشه ای ایستاده و نظاره گر قتل امام حسین(ع) بودند و اشک می ریختند و دعا می کردند و می گفتند: خدایا حسین(ع) را یاری کن .(10) پاسخ به این سؤال در گرو پاسخ تفصیلی به دو سؤال دیگر است. 1٫ علل نامه نگاری کوفیان و دعوت گسترده آنها از امام حسین(ع) چه بود؟ 2٫ عبیداللَّه بن زیاد از چه ابزارهایی برای سرکوب قیام کوفه بهره برد؟ طیف گسترده نامه نگاران و انگیزه نامه نگاریشان به امام حسین (ع) 1٫ شیعیان خالص همانند حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه از آنجا که حکومت را حق خاندان اهل بیت(ع) می دانستند و حکومت سراسر ظلم و جور امویان را غیرمشروع تلقی می کردند؛ به انگیزه باز پس گیری حکومت و باز گرداندن آن به محل مشروع خود، به این نامه نگاری اقدام کردند. البته این گروه بسیار در اقلیّت بودند. 2٫عده فراوانی از مردم کوفه – به ویژه افراد میان سال و کهن سال که حکومت عدل علوی در کوفه را به یاد داشتند و از سوی دیگر ظلم و جور امویان را نیز در این دوران بیست ساله دیده بودند – درصدد رهایی از این ظلم، رو به فرزند امام علی(ع) آوردند تا شاید آنان را از یوغ حکومت بنی امیه رهایی بخشد. 3٫ عده ای برای احیای مرکزیت کوفه – که همیشه بر سر آن با شام در رقابت بود و در این دوران بیست ساله آن را از دست داده بودند – به دنبال رهبری کارآمد بودند که بتواند این مهم را به انجام برساند. از نظر اینان در این زمان مناسب ترین فرد دارای نفوذ و شخصیت – که از سویی قدرت رهبری جامعه کوفیان را داشته و از سوی دیگر حکومت امویان را مشروع نداند – امام حسین(ع) بود؛ از این رو از آن حضرت برای آمدن به کوفه دعوت کردند. 4٫ . بزرگان قبایل همانند شبث بن ربعی، حجار بن ابجر و.. – که عمدتاً به فکر حفظ قدرت و ریاست خود بوده و از سوی دیگر میانه ای با خاندان علوی نداشتند – وقتی اقبال گسترده مردم به امام حسین(ع) را دیدند، چنین تصوّر کردند که در آینده ای نه چندان نزدیک، حکومت امام(ع) در کوفه به ثمر خواهد نشست و برای آنکه از قافله عقب نمانده و در دوران حکومت آن حضرت همچنان از نفوذ و ریاست خود برخوردار باشند، به سیل خروشان نامه نگاران پیوستند. 5٫ توده مردم نان به نرخ روز خور نیز با مشاهده شور و هیجان گسترده متنفذان، انگیزه لازم را برای نامه نگاری پیدا کرده و هر چه بیشتر تنور این جریان را مشتعل ساختند! ابزارهای عبیدالله برای سرکوب نهضت مردم کوفه با ورود ابن زیاد به کوفه، اشراف قبایل و نیز طرفداران اموی، نفسی به راحتی کشیده و به سرعت دور او را گرفتند و او را در جریان ریز مسائل کوفه گذاشتند. عبیداللَّه در همان آغاز ورود خود از محبوبیت امام(ع) نزد کوفیان و گستردگی قیام به خوبی مطلع شد؛ زیرا او با عمامه ای سیاه و صورتی پوشیده وارد شد! مردم منتظر امام(ع) به خیال آنکه او امام حسین(ع) است، استقبال بسیار گسترده و پر شوری از او به عمل آوردند!(11). از این رو به خوبی عمق خطر را احساس کرده و با تکیه بر تجربیات سیاسی – اداری خود در بصره و نیز با کمک طرفداران خود، سیاست های عاجلانه و مؤثری را برای سرکوب نهضت در پیش گرفت که عمدتاً می توان آن را در بخش های روانی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد. 1٫ سیاست های روانی ابن زیاد این سیاست را که عمدتاً حول محور تهدید و تشویق می چرخید، از همان آغاز ورود خود به کوفه در پیش گرفت. او در اولین سخنرانی اش در مسجد جامع کوفه، خود را برای فرمانبرداران همانند پدری مهربان معرفی کرد و نسبت به نافرمانان، شمشیر و تازیانه اش را به رخ کشید.(12): فانأ لمحسنکم و مطیعکم کالوالد البرّ و سوطی و سیفی علی من ترک امری و خالف عهدی ... . به رخ کشیدن سپاه شام و خبر از حرکت این سپاه از شام به کوفه، برای سرکوبی عاصیان نیز یکی دیگر از حربه هایی بود که از سوی او به کار گرفته شد و در خاموش کردن شورش کوفیان – به ویژه پس از آنکه به همراه مسلم قصر دارالاماره را محاصره کرده بودند – بسیار مؤثر افتاد.(13). کوفیان پس از صلح امام حسن(ع) – که آخرین رویارویی آنها با سپاه شام بود – ابهّت فراوانی از آن سپاه یکپارچه در ذهن خود ترسیم کرده و به هیچ وجه در خود توان مقابله با آن را نمی دیدند! همین تبلیغات بود که به میان جامعه پرده پوش زنان نیز سرایت کرد؛ به گونه ای که آنها به سوی خویشان خود (همچون برادر یا شوهر که در سپاه مسلم بودند) آمده و او را از سپاه جدا می کردند.(14). بالاخره همین تبلیغات بود که مسلم را – که در میانه روز با چهارهزار نفر قصر را محاصره کرد و عبیداللَّه را در آستانه سقوط قرار داده بود – در اوایل شب یکه و تنها در کوچه های کوفه سرگردان کرد.(15) 2٫ سیاست های اجتماعی از آنجا که انسجام و نظام قبیلگی هنوز پایداری خود را داشت، اشراف و رؤسای قبایل، مهم ترین نیروی تأثیرگذار اجتماعی در رخدادهای سیاسی بودند، و همان طور که گفته شد، تعداد زیادی از آنها (همچون شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج و حجار بن ابجر) در نهضت نامه نگاری شرکت فعال داشتند و طبعاً به دنبال ورود مسلم به کوفه به او پیوستند. اما اینان که بیشتر به دنبال حفظ موقعیت و مقام خود بودند، با ورود عبیداللَّه به کوفه و مواجه شدن با تهدیدهای او؛ دست کشیدن از مسلم و پیوستن به سپاه عبیداللَّه را مناسب با دنیای خود دیدند و به سرعت از نهضت روی گردان شدند؛ زیرا عبیداللَّه به خوبی می دانست که چگونه آنها را به دور خود جمع کند. او با در پیش گرفتن سیاست تهدید و نیز تطمیع با رشوه های کلان، توانست نیروی اشراف و رؤسای قبایل را به سمت خود کشاند؛ چنان که مجتمع بن عبداللَّه عائذی – که به خوبی اوضاع کوفه را می شناخت و به تازگی از کوفه بیرون آمده و به سپاه امام(ع) پیوسته بود – درباره وضعیت آنان، این چنین به امام(ع) گزارش می دهد: اما اشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم یستمال ودهم و یستخلفی به نصیحتهم فهم الب واحد علیک ... ؛ (16). به اشراف کوفه رشوه های کلان پرداخت شده و جوال های آنها را پر کرده اند، دوستی آنان تصاحب شده و خیرخواهی شان را برای خود برداشته اند و آنها یکپارچه علیه تو گشته اند ... . دوّمین نیروی اجتماعی تأثیرگذار که عبیداللَّه از آنها نیز به خوبی بهره برد، نیروی عُرَفا بود. عرفا (جمع عریف) و در اصطلاح به کسی گفته می شد که: مسؤولیت تعداد افرادی را بر عهده داشت که مقدار عطای آنها یعنی دریافت سالیانه شان، صدهزار درهم بود . طبعاً از آنجا که مقدار دریافتی افراد متفاوت بود، تعداد افراد زیر نظر این مقام از بیست نفر تا بیش از صد نفر مختلف می شد. (17).در دوره شهرنشین شدن قبایل در کوفه، این منصب به صورت مقامی حکومتی درآمده و همچنان که آنها در مقابل والی و امیر کوفه پاسخگو بودند،(18). عزل و نصب آنان نیز توسّط والی – و نه رئیس قبیله – انجام می گرفت. این منصب رابطی بین حکومت و مردم بود و از آنجا که تعداد افراد زیر نظر این مقام بسیار محدودتر از افراد زیر نظر رئیس قبیله بود، راحت تر می توانستند آنها را کنترل کنند. وظیفه اصلی عریف آن بود که دفترهایی تهیه کرده و در آن اسامی افراد زیر نظر خود همراه با زنان و فرزندان شان را ثبت کنند؛ چنان که اسامی تازه متولدین نیز به سرعت در این دفتر ثبت و اسامی افراد از دنیا رفته محو می شد. بدین ترتیب آنان شناخت کامل از محدوده مسؤولیت خود به دست می آوردند. اما در شرایط بحرانی، نقش عرفا دو چندان می شد؛ زیرا برقراری نظم در محدوده مسؤولیت شان – که به آن عرافت می گفتند – به عهده آنها می آمد و طبعاً در مواقعی که حکومت درخواست می کرد، افراد شورشی را به سرعت به حکومت معرفی می کردند. عبداللَّه بن زیاد در همان آغاز ورود خود به کوفه، زیرکانه در صدد استفاده از این نیروی قوی اجتماعی برآمد. به احتمال زیاد تجربه این کار را از پدرش زیاد در دوران حکومتش بر کوفه به دست آورده بود. او پس از اولین سخنرانی خود در مسجد جامع، به قصر آمده و عرفا را احضار کرد و خطاب به آنها چنین گفت: اکتبوا الی الغرباء و من فیکم من طلبه امیرالمؤمنین و من فیکم من الحروریه و اهل الریب الذین رأیهم الخلاف و الشقاق، فمن کتبهم لنا فبرئ و من لم یکتب لنا احداً فیضمن لنا ما فی عرافته الاّ یخالفنا منهم مخالف و لا یبغی علینا منهم باغ فمن لم یفعل برئت منه الذمّه و حلال لنا ماله و سفک دمه و ایّما عریف و جدنی عرافته من بغیه امیرالمؤمنین احد لم یرفعه الینا صلب علی باب داره و القیت تلک العرافه من العطاء ؛ (19). شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را که در عرافت شما هستند، برای من بنویسید. همچنین هر کس را از حروریه (خوارج) و مشکوکین که نظر بر اختلاف پراکنی دارند، باید به من گزارش دهید. کسی که به این دستور عمل کند با او کاری نداریم؛ اما هر کس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغی در عرافت او با ما مخالفت کند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفی که در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) کسی یافت شود، آن عریف بر در خانه اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم کرد . چنین به نظر می رسد که اتخاذ همین سیاست و استفاده از این ابزار مهم اجتماعی، یکی از مهم ترین علل سرکوب و خاموش شدن نهضت مسلم در کوفه بود؛ زیرا عرفا تهدیدهای ابن زیاد را جدّی تلقی کرده و به سرعت در صدد انجام خواسته های او برآمده و به شدّت عرافت خود را کنترل می کردند. 3٫ سیاست های اقتصادی : در آن زمان مهم ترین منبع مالی مردم دریافت عطا و جیره از سوی حکومت بود که در آغاز فتوحات، این دریافت در مقابل تعهّد شرکت آنها در جنگ علیه ایرانیان، انجام می گرفت. پس از شهرنشین شدن آنان و پایان یافتن فتوحات، همچنان طبق روال سابق به آنها پرداخت می شد؛ از این رو مردم عرب کمتر سراغ کارهایی مانند کشاورزی، صنعتگری و بازرگانی می رفتند و انجام این کارها عمدتاً به عهده موالی (غیرعرب های پیمان بسته با عرب ها) بود. کار به جایی رسیده بود که اصولاً عرب ها در آن زمان، اشتغال به حرفه و صنعت را شایسته مقام و شأن و موقعیت خود نمی دانستند.(20) عطا ، مقدار پرداخت نقدی بود که از سوی حکومت کوفه، یک جا یا طیّ چند قسط به مردم پرداخت می شد. و جیره کمک های جنسی (مانند خرما، گندم، جو و روغن) بود که ماهیانه در اختیار آنان قرار می گرفت. ناگفته پیداست که این نظام اقتصادی، عمده مردم عرب را شدیداً به حکومت وابسته می کرد و حکومت های مستبدّ نیز از این نقطه ضعف به خوبی آگاه بوده و به عنوان ابزاری مهم از آن بهره می گرفتند. عبیداللَّه بن زیاد در هنگام تهدید عرفا ، تکیه بر این ابزار کرد و یافت شدن وجود مخالف در عرافتی را دارای پیامدی سنگین همچون قطع عطای کلّ افراد آن عرافت داشت. طبعاً علاوه بر شخص عریف، افراد دنیاطلب دیگر نیز در صدد خاموش کردن مخالفت ها بر می آمدند. همچنین هنگامی که مسلم و طرفدارانش قصر عبیداللَّه را محاصره کردند، یکی از موفق ترین شگردهای او در پراکنده کردن اطرافیان مسلم، تشویق مردم به افزون کردن عطا در صورت پراکنده شدن و تهدید به قطع آن در صورت ادامه شورش بود.(21) ابن زیاد با استفاده از همین ابزار اقتصادی و با وعده افزایش عطا، توانست لشکر عظیمی از مردم کوفه را – که تا سی هزار شمرده اند -(22). علیه امام حسین(ع) وارد جنگ کند؛ لشکری که تعداد زیادی از آنها دل هایشان با امام(ع) بود.(23). امام حسین(ع) نیز تأثیر این ابزار را به خوبی درک کرده بود؛ به گونه ای که در سخنرانی خود در روز عاشورا آن را به عنوان یکی از علل عصیان کوفیان علیه خود برشمرد: کلکم عاص لامری مستمع لقولی، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع علی قلوبکم ؛ (24). همه شما علیه من عصیان می ورزید و سخنان مرا گوش نمی دهید؛ عطاهای شما از مال حرام فراهم آمده و شکم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل هایتان گشته است . ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 92 2) بحارالانوار، ج 44، ص 344 3) وقعه الطف، ص 90 و 91٫ 4) تاریخ طبری، ج 6، ص 22٫ 5) همان، ج 5، ص 425 6) همان 7) همان، ص 412 8) وقعه الطف، ص 93 – 95 9) همان، ص 95٫ 10) عبدالرزاق مقرّم، مقتل الحسین(ع)، ص 189٫ 11) وقعه الطف، ص 109 12) وقعه الطف، ص 110 13) همان، ص 125 14) همان، ص 125 15) همان، ص 126٫ 16) همان، ص 126٫ 17) تاریخ طبری، ج 3، ص 152 18) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 49 19) وقعه الطف، ص 11؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 267 20) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 219٫ 21) وقعه الطف، ص 125؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 277٫ 22) بحارالانوار، ج 45، ص 4 23) حیاه الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453 24) بحارالانوار، ج 45، ص 8 منبع: فرهنگ ...
گذشت زمان برخی را فراموش کار می کند!
اولین بار هم با همسرش آمد و بعدها حتی رفت و آمد خانوادگی هم ما داشتیم. الان هم اگر باز موقعیتی مثل همان دوره، دستم باشد، به شعر و ارزش هنری آثار کار دارم نه حواشی اش. به هر حال، اگر می بینید که یک دفعه این صدا، در جوانان دهه پنجاه به صدای غالب بدل شد، به دلیل این بود که داشت بدل می شد به صدای اکثریت مردم. بالاخره ما چه در انقلاب 57 و چه بعد از آن دیدیم که این صدا، صدای غالب بود. من فقط سعی کردم
قانون درباره اشتغال بانوان چه می گوید؟
اختیار که آمیزه ای است از حق و تکلیف، تا جایی قابلیت اعمال دارد که شوهر از حدود مصالح خانواده تجاوز نکند. بر طبق اصل 28 قانون اساسی " هرکس حق درد شغلی را که به آن مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست، برگزیند. اصل 21 قانون اساسی" دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین کند و امور زیر را انجام دهد: 1- ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت