سایر منابع:
سایر خبرها
حجت الاسلام طباطبایی: با هاشمی رفسنجانی درباره فائزه و همسرش درگیر شدم
نمیخواستم این حرفها را بگویم. من به خانم مرعشی گفتم: یعنی چه که نمیخواستم بگویم، تو که گفتی و منتشر هم شده است. بعد بهش گفتم اگر نمیخواستی بگویی من از جانب شما مصاحبه میکنم و میگویم که شما قصد گفتن چنین جمله ای نداشتید. ولی خانم مرعشی گفت نه نه این کار را نکنید. خلاصه دعوایمان شد.(خنده) س: شما با این نظر موافقید که انقلاب از مسیرش منحرف شده باشد؟ حجت الاسلام طباطبایی: نه
شیرازی: اگر مدافعان حرم نبودند امروز تروریست ها در مرکز ایران بودند
لبنانی به سوریه آمد که از نیروهای حزب الله بود در سوریه به دست داعش افتاد، سرش را جدا کردند و پیکر بی سر او را برای مادرش فرستادند. مادر جوان لبنانی آمد بالای سر فرزندش نگاهی بر پیکر او انداخت که سر نداشت فریادی زد از او سؤال کردند چرا گریه می کنی آیا چون سر ندارد! گفت خیر پرسیدند پس گریه برای چیست او در پاسخ این گونه گفت وقتی دیدم جوانم سر ندارد گفتم الحمدالله که جوانم مثل اربابش حسین ابن علی بی
فرهنگ در رسانه
تاثیرگذارترین کارگردانان دهه های اخیر است. شیوه های اجرایی، طراحی، تجربه گرا بودنش همواره تو را وادار می کند تا مشتاقانه نمایش هایش را دنبال کنی. او این بار به سراغ جاودانه ای از آنتون چخوف رفته تاحکایت باغ تنهای بانو رانووسکی را از زاویه دیگری بازگو کند. باغ آلبالو ی پسیانی این شب ها یکی از پر مخاطب ترین اجراهای تماشاخانه های تهران است. به همین بهانه با او به گفت وگو نشسته ایم. پیش تر در
زندگی شهید ابراهیم هادی از زبان دوستان و هم رزمان وی
را شکست و با عصبانیت رفت سراغ جوان صاحب دکه که خیلی ترسیده بود و گوشه دکه، خودش رو مخفی کرده بود. کمی به چهره او نگاه کرد و خیلی آروم گفت: پسر جون، مگه مسلمون نیستی. این نجاست ها چیه که می فروشی، مگه خدا تو قرآن نمی گه: این کثافت ها از طرف شیطونه، از اینها دور بشین (اشاره به آیه 90 مائده) جوان سرش رو به علامت تأیید پایین آورد و مرتب می گفت: غلط کردم، ببخشید . ابراهیم کمی با او صحبت کرد
روایت خبرنگاری که فالگیر شد!
هرکسی خوبی می کنه، بدی طلبت میشه... این جمله را که می گویم، زن جوان قدم هایش را کندتر و کمی مکث می کند و ادامه می دهم بیا اگه دروغ گفتم پول نده. دستت رو بده. یک تکه آینه در کف دستش می گذارم و اسمش را می پرسم و می گوید: لیلا... و شروع می کنم. مثل نوار ضبط شده و بدون نفس کشیدنی ادامه می دهم. لیلا، پیشانی ات بلنده و عاقبتت خوبه. دستت به خیره و خیرخواه مردمی. به خاطر همین، خدا برات خوبی می فرسته.
از مشاجره لفظی بابک زنجانی و نماینده دادستان تهران تا آخرین فرصت قاضی به متهم برای تسویه بدهی
زنجانی هم گفت: من چنین چیزی نخریدم. قاضی صلواتی در پاسخ گفت: شما از آقای الف این طلاها را خریده اید که زنجانی در پاسخ گفت این آقایی که شما اسم بردید کلاهبرداری است که با شکایت من و با دستور بازپرس به همراه فرد دیگری به نام آقای م بازداشت شده است. وی ادامه داد: این آقایان مدعی بودند که در آفریقا طلا دارند من هم به آنها گفتم بیایید قراردادی ببندیم تا طلاها را به ایران بیاورم
سلام چیست و چرا زیارت با سلام آغاز می شود
: از نام های خداوند. اسم : تحیتِ مسلمانان بحث قرآنی : 1- هنگام ورود به خانه ها بر اهل آن سلام کنید. 27/نور. 2- هنگام ورود به خانه بر خودتان سلام کنید. 61/نور. 3- خدا و ملائکه بر پیامبر صلوات می فرستند. شما مومنین بر او صلوات بفرستید و تسلیم و مطیع باشید. 56/احزاب . 65/نساء. 4- سلام تحیت اهل بهشت است.10/یونس، 23/ ابراهیم. 5
آخرین فرصت قاضی به متهم نفتی برای تسویه بدهی
گفت: من چنین چیزی نخریدم. قاضی صلواتی در پاسخ گفت: شما از آقای الف این طلاها را خریده اید که زنجانی در پاسخ گفت این آقایی که شما اسم بردید کلاهبرداری است که با شکایت من و با دستور بازپرس به همراه فرد دیگری به نام آقای م بازداشت شده است. وی ادامه داد: این آقایان مدعی بودند که در آفریقا طلا دارند من هم به آنها گفتم بیایید قراردادی ببندیم تا طلاها را به ایران بیاورم.
سلام موبد زرتشتیان به آیت الله جوادی آملی
آیه که تمام مردم را مورد خطاب قرار می دهد، تاکید دارد: ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در حقیقت گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. * پایه محکم تعامل میان ادیان در قرآن آیت الله محمدعلی تسخیری مشاور رهبر معظم انقلاب در امور جهان اسلام آیه هشتم از سوره ممتحنه را پایه ای محکم و مهم برای تعامل میان
روایت ماجرای هواپیمایی با بار طلا توسط زنجانی
بابک زنجانی گفت: فقط تو می دانی. بابک زنجانی در پاسخ به نماینده دادستان اظهار کرد: بله که من می دانم. در ادامه جلسه دادگاه قاضی صلواتی خطاب به متهم ردیف اول پرونده موسوم به فساد نفتی گفت: برای آخرین بار تذکر داده می شود قبل از صدور حکم از سوی دادگاه نسبت به تسویه حساب با وزارت نفت اقدام کنید. اقداماتی که تاکنون انجام داده اید موثر نبوده؛ لذا به وکیل های خارجی و داخلی خود بگویید تا قبل از
قاضی: حکم طلب 300 میلیونی ام از پرسپولیس را گرفتم
دو بازی بعدی فکر نمی کنیم. برای برد به مشهد خواهیم رفت تا با شرایطی که جدول دارد و امتیازات بسیار به هم نزدیک است روی غفلت بالانشینان به رتبه های بالاتر جدول صعود کنیم. محمد قاضی تا به اینجای کار در لیگ امسال به همه تیم های سابق خود گل زد جز ذوب آهن! چرا در این بازی موفق به گلزنی نشدی؟ (خنده) در بازی با ذوب آهن هر توپی که به من می رسید دو، سه بازیکن با یارگیری وحشتناکی که
پورقاز: مازیار را ندیدم که در مورد گلری ام صحبت کنم
به روزهای خوب برگردد. البته تو که گویا مشکل مالی نداری و صاحب چندین اسب سوارکاری هستی.... (خنده) نه بابا زیاد شلوغش کردند. من فقط سوارکار خوبی هستم و اصلا اسب ندارم که وضعم خوب باشد. در این زمینه وضع سردار آزمون خوب است که چندین اسب دارد و سوارکاری هم می کند. از این فضا خارج شویم تو شرایط خوبی داشتی و به خوبی توانستی نظر کی روش را بابت دعوت دوباره ات جلب کنی. این
میز ملال و اشتیاق/ نگاهی به باغ آلبالو، نوشته محمد چرم شیر و کار آتیلا پسیانی
ابدی (تروخیوف) شده و به اتاقک خود که در وسط میز تعبیه شده، رفت وآمد کند و با نغمه ای دیگر از رازورانگی عشق آنیا (ستاره پسیانی) با رویکردی پست دراماتیک به میز و همانا (table dance) استحاله شد بدون آنکه رقصی روی میز انجام شود و در نهایت با میز شام آخر و 12 بازیگر این نمایش با شعف، شور و شوریدگی هنر بازیگری به این میز باغ آلبالو، اعتدال دیگری می بخشند و به ویژه با بازی خوب به دل نشسته مابقی این تیم
توبه نامه تکان دهنده شهید 13 ساله
مجددا به جبهه رفت. مادرش در همین رابطه روایت کرده است: زمانی که به بیمارستان رسیدیم. دیدیم یکی صدا می زند مامان، مامان. برگشتم به طرف صدا . از شدت جراحت ابتدا صورتش را نشناختم ولی از صدایش فهمیدم فرزندم است. با اینکه اوضاع و احوالش مناسب نبود و پزشک هم وسیله ای شبیه سوتک به گلویش وصل کرده بود تا بتواند راحت نفس بکشد، گفت: تو را به خدا بگذارید من برگردم به جبهه. من باید برگردم. بابا را راضی کنید
توصیه یک بازیگر به بابک زنجانی/ تعداد قبولی های آزمون خبرگان رهبری/ وزیری که دنبال شوهر می گردد!/ ورود ...
لیست اموال و بانکهای خود را به رخ مردم میکشید .نفت ملی نشد که تو بتوانی پول آن را مایه فخر خود کنی !!چند نفر را میتوانستی از مرگ نجات بدهی ؟؟چند خانواده را میتوانستی از فقر نجات بدهی؟؟؟ عرق شرم چند پدر را میتوانستی بخاطر تنگدستی جلوی کودکانش پاک کنی؟؟ ایمان دارم که بزودی عدالت را به چشم خواهی دید .آری همان که میدانم جوانی از پنجره سلولش به آسمان نگاه میکند و بعد از خدا تنها امیدش منم برای من
رضا رویگری: کم کم کله پزها هم وارد بازیگری می شوند
/> دلخوشی تان چیست؟ فیلمنامه ای که به نام فانوس های رنگی نوشته ام، اما متاسفانه سرمایه گذاری نیست که آن را بسازد. داستان آن چیست؟ متنی نوستالوژیک است و به کودکی فلش بک می زند. اصالتا اهل کجا هستید؟ هفت پشت تجریشی (با خنده). به محله کودکی تان سر می زنید؟ بله، خیلی زیاد. من عاشق آن محله هستم. بخصوص حال و هوای آن در ماه محرم و دسته ها و هیات های
ستاره ای در میان فانوس های آبگیر/ ذکر جانم فدای امام در چه شرایطی؟!
، آنها که چه از کودکی و چه در دوران رزمندگی با شهید مأنوس بودند، می توانند بهترین راوی در معرفی شهیدشان باشند. خبرگزاری فارس در استان مازندران به عنوان یکی از رسانه های ارزشی و متعهد به آرمان های انقلاب اسلامی در سلسله گزارش هایی در حوزه دفاع مقدس و به ویژه تاریخ شفاهی جنگ احساس مسئولیت کرده و در این استان پای صحبت ها و خاطرات رزمندگان و خانواده شهدا نشسته و آنها را بدون کم و کاست در اختیار
عبرت گرفتن یک عالم از کارتون پینوکیو!
مواردی که من خیلی نگران هستم، این است که باید مجلسین را مراقب باشیم، اگر مجلسین از دست رفت، خطرناک است. من احساس می کنم، آقایان گوش نمی دهند. من در خفا هم گفتم، ولی فایده ای ندارد. پس الآن علن می گویم که حداقل جوان ها بفه مند، اگر مجلسین، از دست برود؛ بدانید سرآغاز فتنه اکبر خواهد شد و فتنه اکبر، فتنه عجیبی است که آیت الله مولوی قندهاری هم فرمودند. من در فتنه 88 هم این مطلب را بیان کردم
ماجرای خط و نشان سید ابراهیم برای شهید گمنام
به او گفتم که من هم با تو می آیم. دیدم که او بر سر مزار شهدای گمنام رفت. حتی از پله هایی که به مزار آن شهدا ارتباط داشت بالا نرفت و با آن ها شروع به صحبت کرد. خاطرم هست که به آن شهدای گمنام گفت که اگر کار من را جور نکنی و این گونه نشود، به همه می گویم که شما کار راه نمی اندازید. در این هنگام از یک طرف وقتی بی تابی او برای رفتن را دیدم و از طرف دیگر دلتنگی خودم را می دیدم، حقیقتا کوتاه آمدم. ایشان
"کارگر"؛ اسم با مسمّایی است/ دخترم حقت را خوردند/ چرا فکری به حال قراردادهای سفید نمی کنید؟!
گروه اجتماعی آناج: "کارگر"؛ اسم با مسمّایی است. نامی که وقتی کودک بودم به پدرم میگفتند، اوایل که تازه وارد مدرسه شده بودم، معنی این واژه را خوب نمی دانستم ولی مادرم گفته بود وقتی شغل پدرت را پرسیدند بگو او کارگر است، فهمیدم که کارگری هم شغل است و از آن به بعد بود که هر کس شغل پدرم را می پرسید با کمی ولع و با چاشنی افتخار از اینکه پدر من شاغل است، می گفتم" بابام کارگره !" سال های دبستان
آسیب های فعالیت های قرآنی شناسایی شوند/ انس باقرآن فرهنگ نشده است
سالن صندلی چیده ام، برای قرآن کفش هم جفت می کنم. آسیب هایمان را باید بگردیم و پیدا کنیم بعد هم نظر خواهی کنیم. احترام به متسابق و مردم بگذاریم نظراتشان را بگیریم. الان کسی که می خواند ممکن است بگویند صوتش از 20 نمره شده 10 می گوید چرا 10. شما باید او را به خوبی توجیه کنید. قاریان اعتراض می کنند باید نوار صوتش را گذاشت و یکی یکی اشکالاتش را بگوییم. من گفتم یک داور آموزشی در مسابقات
رضا رویگری: کم کم کله پزها هم وارد بازیگری می شوند
که آن را بسازد. داستان آن چیست؟ متنی نوستالوژیک است و به کودکی فلش بک می زند. اصالتا اهل کجا هستید؟ هفت پشت تجریشی (با خنده). به محله کودکی تان سر می زنید؟ بله، خیلی زیاد. من عاشق آن محله هستم. بخصوص حال و هوای آن در ماه محرم و دسته ها و هیات های عزاداری اش را بسیار دوست دارم. حتما تغییرات آن را نسبت به گذشته حس می کنید؟ بله، تجریش مثل پیرزنی
عکس العمل آیت الله جنتی به برخی لطیفه ها
گویند اولین خواستگار حضرت حوا تو بودی! منتها چون سنت بالا بود او را به تو ندادند و آدم رفت و با حوا ازدواج کرد . آیت الله جنتی هم شروع کرد به خندیدن. گفت دیگر چه می گویند؟ گفتم می گویند حضرت آدم به خدا گفت خدایا این پیرمرد کیست که اینجا می پلکد؟ خدا گفت این جنتی است، قبل از من هم اینجا بود . باز هم خندید و گفت دیگر چه می گویند؟ گفتم می گویند خدا رفت بهشت را بسازد دید تو در آنجا نشسته ای. گفت تو کی هستی و تو پاسخ دادی من جنتی هستم. لذا خدا بهشت را ساخت و اسم آن را جنت گذاشت . باز هم خندید. * خبر آنلاین ...
خلعتبری: از جدایی فرکی خوشحال شدم / سپاهان پول کسی را نمی خورد!
روحی و روانی او را می پسندم و باید به استیماچ وقت داد تا کارش را دید. * داستان درگیری ات با بوحمدان بازیکن نفت چه بود؟ – چیز خاصی نبود و پای من ناخواسته به سر دروازه بان نفت برخورد کرد و رفتم از او عذرخواهی کنم که بوحمدان آمد دخالت کرد به او گفتم به تو ربطی ندارد من دارم از دروازه بان تیم عذرخواهی می کنم و دخالت نکند. یک بار هم قبل از این با شیخ ویسی برخورد ناخواسته داشتم و
آموزش مدیریت براندازی در کشورها
دار هم پیدا خواهیم کرد؟ قطعاً این طور است. البته اگر صرفاً تأکید بر اسلامی بودن داشته باشید، تعداد همراهانتان کم تر می شود. مثلاً برزیل، ونزوئلا و آرژانتین آماده هستند که با شما همراهی و از حق دفاع کنند، اما وقتی اسم اسلام را روی این حرکت می گذارید، دو دستگی به وجود می آید. ضمن این که چون آمریکایی ها همه جا گفته اند اسلام می خواهد دنیا را بگیرد، تأسیس یک جنبش جهانی با نام اسلام، باعث می
سرنوشت مردی که دیر به کاروان امام حسین(ع) رسید
کنم. به صدای گریۀ مردی، نگاهم سوی او چرخید، مرد به کنار رود نشسته بود و دست بر آب فرات می سایید. نزد او رفتم. گفتم: غم و دلتنگی ات از چه رو است برادر؟ بغض ترکاند و گریست. گفتم: عزیز از دست داده ای؟ گریه اش بیشتر شد. گفت: گنه کارم برادر. گفتم: خدا ارحم الراحمین است. گفت: اما نه برای من.
پایبندی روح به مادیات، زندگی را غیرقابل تفسیر می سازد+فایل صوتی
حسین بن علی به کربلا می رفت تا خدا را پیدا کند؟ او در دریای عظمت الهی غوطه می خورد. خواه در وطن خودش که مدینه باشد، خواه در دشت نینوا که شمشیرها آماده متلاشی کردنش شده بودند. ببینید نام آن را چه گذاشت: الا فمن کان باذلا فینا مهجته و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیر حل معنا غدا فانی راحل مصبحا ان شاءالله . تواریخ معتبر نشان داده است که او تمام راه را با یک حال شکوفان، بدون کوچک
با عشق خود تنها شود تنها بسوزد...
سازی و اصطلاحاً تابلوسرایی است.از اشعار ماندگار وی می توان عجب صبری خدا دارد ، لوح مخدوش با مطلع من نگویم که به درد دل من گوش کنید...بهتر آن است که این قصه فراموش کنید و از ترانه های بسیار خاطره انگیز و مشهور وی می توان به یاد کودکی ، خواب نوشین و آشفته حالی نگرانم ، شب زنده داری ، طاووس و.... اشاره کرد. نخستین ترانه سرایی برای گلها را روی آهنگی از استاد تجویدی به مطلع: چه می شد رها بودم از همه قیدی
نخستین موشک ایرانی چگونه ساخته شد
گفتم این به هدف خوردن موشک نتیجه اخلاص و پاکی تو بود . سردار پاسدار علی زاهدی * موشکی برای قلب تل آویو حاج حسن به لبنان رفت و یگان موشکی حزب الله را ایجاد کرد. تقریباً در سال 66-65 بود. بچه های حزب الله لبنان بسیار دوستدار حاج حسن آقا بودند . با کارهایی که ایشان انجام داد، حزب الله موفق به تجهیز سلاح هایی شد که هرگاه صهیونیست ها شرارتی می کردند، با پاسخ دندان شکن
عبارت اشتباهی بر مزار شهید مدافع حرم
را تعیین کرد تا غلت بخورم. لحظاتی بعد دیدم یک پاسدار دیگر هم با من غلت می خورد. وقتی ایستادم متوجه شدم سید محمد حسین است، بلند شد پرسیدم: مگه تو را هم تنبیه کردند؟ گفت: نه! من طاقت ندارم برادرم را تنبیه کنند و تماشاچی باشم . *ما از شهادت و کشته شدن در راه خدا هیچ باکی نداریم وقتی برادر باشی گاهی ممکن است دعوا هم بکنی دیگر! ما هم گاهی دعوا می کردیم اما یک ساعت بعد آشتی بودیم