سایر منابع:
سایر خبرها
سفری که سوغاتش خیانت بود
سعید، شوهر خواهر سیامک آنجا بود. مرد جوان با دیدن او کمی تعجب کرد و بلافاصله سراغ خواهرش را گرفت، اما سعید گفت: ثریا امشب رفته خانه دوستش، من هم تنها بودم، تصمیم گرفتم بیایم پیش شما الان هم دیگر باید بروم دنبالش. چند دقیقه بعد هم با وجود اصرار سیامک و همسرش برای صرف شام، بدون آن که شام بخورد خانه را ترک کرد. سیامک بعد از رفتن سعید به همسرش گفت: تا حالا سابقه نداشته سعید تنها اینجا
سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی؛ آموزشگاه تروریست های منطقه
لادن زنده ماند. تجربه محافظان وی، مانع از مرگش شد؛ چرا که پیش از این یک بار در فوریه 1994 یک ترور نافرجام و نه چندان جدی از سوی استخبارات علیه وی صورت می گیرد و بعد از آن جاسوس دو جانبه ای به نام " علی محمد " محافظان بن لادن را تحت آموزش کامل قرار می دهد. علی محمد هم با سازمان اطلاعات سودان همکاری می کرد و هم با همتای سعودی آن. هنوز درست مشخص نیست که حادثه بمبگذاری ماه نوامبر در ریاض، قبل از ترور
کمای معلم زن به خاطر نیت شوم یک نوجوان
روزنامه شهروند: پسر 18ساله ای که از یک خانواده پولدار و سرشناس بود، پس از شناسایی زنان جوان، قصد آزار و اذیت آنها را داشت اما در اجرای نقشه هایش ناکام ماند. یکی از طعمه های این پسر مرموز، پس از پرت کردن خودش از خودرو او در یک قدمی مرگ قرار گرفت. نقشه شوم پسر مسافرکش 24 آذرماه امسال بود که زن جوان مثل هر روز از خانه اش در شهرستان نکا، بیرون آمد. قصد رفتن به محل کارش را داشت
انواع تربیت در پرتو نماز قابل تحقق است
هیچ می شویم، قیامتی نیست. اگر خانه نه خدا دارد و نه قیامت، نه صاحب دارد و نه حساب، به چه دلیل شما مسئول هستی؟ انسان مسئولیت ندارد. یک مشت آدم تصادفی دور هم جمع شدند. مثل سنگ های رودخانه! سیل آمد سنگ ها را به رودخانه آورد. بعد هم آب ته نشین شد، سنگ ها وسط رودخانه ماند. این سنگ های رودخانه حساب و کتاب نبوده که همین طور سیلی آمده اینها را برده است. نمی توانیم بگوییم: سنگ رودخانه تو مسئول هستی. برو
فرش قرمز چشم بادامی ها زیر پای صهیونیست ها+تصاویر
سایت مشرق گزارش داد: داستان از آنجا شروع شد که در اواسط قرن 19 میلادی، امپراتوری عثمانی رو به ضعف نهاد و زمزمه های فروپاشی مرد بیمار اروپا همه جهان را پر کرد. اما یهودیان مانند سایرین فقط به شنیدن این حقیقت تلخ اکتفا نکردند بلکه نشستند و نقشه کشیدند و تا همین الآن به نقشه خود وفادار مانده اند. نقشه خیلی ساده بود: استفاده از نفوذ خود در کشورهای غربی برای تصاحب یکی از مهمترین میراث های به جامانده
دفن جسد خواهر بعد از جنایت
حمله کرد. یک بار قبل از این مرا با چاقو زده بود. من هم از ترس اینکه دوباره چاقو نخورم، او را زدم، بعد هم با روسری خفه اش کردم. جسد را به انباری بردم خودم گودال کندم و دفن کردم. مادرم هم شاهد بود، اما سکوت کرد و چیزی نگفت. متهم گفت: خودم روی قبر را سیمان و کاشی کردم. پدرم هیچ نقشی نداشت و مادرم به خاطر اختلافی که با پدرم دارد، او را متهم می کند. هیات قضات در پایان برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
خیانت جنایت می آورد
ساله ای به اداره آگاهی رفت و از ناپدیدشدن مرموز همسرش خبر داد.او به ماموران گفت: 8 روز قبل، همسرم سیامک برای خرید به بیرون از خانه رفت ولی برنگشت. همسرم اگر کاری داشت یا مسئله ای برایش پیش آمده بود، حتما مرا در جریان قرار می داد، اما این بار چیزی به من نگفت. حدود 10 ماه از ماجرا گذشت و هیچ ردی از مرد 38 ساله در دست نبود که خواهر سیامک با مراجعه به اداره آگاهی، سرنخ های جدیدی را در
اشعار ولادت حضرت زینب (س)
زده مجنون یار گشتم تا مرا به خاک نشینی شهر لیلا برد سلام جانب او دادم و به جای جواب چقدر ساده دلم را به سوی آقا برد ستاره ی سحر شام کربلا بانو نگاه می کنی و می کُشی مرا بانو مقیم زلف تو حالی خراب میخواهد چو شمع سوخته جانی مذاب میخواهد تمام لشکر شب را به دست صبح بکُش ببین که خانه ما آفتاب میخواهد
شاه دزد بودن یک بیمار ایدزی
مبتلا هستم رفتارهای تحقیرآمیز داشتند و من جایی در خانه و جمع دوستانه شان نداشتم و از سویی هیچ دوستی نداشتم و سرپناهی برای زندگی نداشتم کارتن خواب و معتاد شدم. از آن روز به بعد مجبور شدم برای تأمین هزینه موادمخدر خود دست به سرقت بزنم به خاطر همین فقط از داخل خودروها سرقت می کردم تا اینکه دو سال پیش با محمد سیاه و دوستش آشنا شدم و فهمیدم مالخر اموال سرقتی هستند و از این راه پول خوبی به جیب
دردسر حواس پرتی دزدان در صحنه زورگیری
ادعاهایش گفت: من یکبار دزدی کردم و پشیمانم و به همین خاطر نیز با بابک به کربلا رفتیم و توبه کردیم. بنابر این گزارش، این ادعاها در حالی است که 15 طعمه این دزدان که بابک و وحید نام دارند هر دو را همان زورگیران چاقوکش معرفی کردند و تحقیقات برای شناسایی دیگر قربانیان نقشه های این تبهکاران ادامه دارد. روزنامه ایران
پایان دوستی چندین ساله با شلیک گلوله
فروختم و نزدیک به 14میلیون تومان هزینه کردم. بعد از آن درگیری های من و کاظم دوباره شروع شد، هربار به او می گفتم پول را بده به بعد موکول می کرد. متهم ادامه داد: کاظم گاهی از من مهلت می خواست و بعضی وقت ها هم وعده های واهی می داد. سه سال از این ماجرا گذشت و او پول مرا نداد تا اینکه دو روز قبل از حادثه با کاظم تماس گرفتم و پرسیدم تو واقعا نمی خواهی پول مرا بدهی؟ گفت نمی دهم و هرکاری دوست
قتل به خاطر ازدواج با زن شوهردار
من تماس گرفت و از من درخواست کرد تا در انتقال بسته ای به ورامین، به او کمک کرده و در ازای آن مبلغ یک میلیون تومان، از وی دریافت کنم . بلافاصله موضوع را با پدرم در میان گذاشته و از او درخواست ماشین کردم. پدرم که به موضوع مشکوک شده بود، عنوان کرد که به همراه دو نفر از دوستانش مرا تا رسیدن به ورامین دنبال خواهد کرد تا اتفاقی برای من پیش نیاید. ناصر در ادامه اظهاراتش به مأموران گفت: ساعت 9 شب، به
گفتگوی جالب و خواندنی با یک بازپرس ویژه قتل!
همدستی یک زن همسرش را به اطراف باغی کشانده و به قتل رسانده بود. جسد مقتول پس از 10 سال از میان دیوار کشف شد و پس از ارجاع پرونده به من توانستم با انجام تحقیقات علمی قاتل را در حالیکه فکرش را نمی کرد دستگیر کنم. * شما بسیاری از پرونده های قتل کودکان را رسیدگی کردید خاطراتی از این قتل ها دارید؟ - قتل کودکان همیشه مظلومانه است و بسیار مرا تحت تاثیر قرار می دهد. اما قتل کودک 8
غزه بهتر است یا زندان؟!
: نمی شود رویش اسم فرار را گذاشت. چند لحظه بعد از اینکه ابراهیم الاعودا از حصار 3 متری ای که کمپ پناهجویان "بوریج" در حاشیۀ شرقی غزه را از اسراییل جدا می کند، پایین پرید، شش سرباز اسراییلی او را محاصره کرده بودند. آنها او را بازداشت کردند، از او بازجویی کردند، و بعد از اینکه یک ماه در زندانهای اسراییل نگهش داشتند، دوباره او را به فقر، مرگ و نابودی در غزه ای که از آن گریخته بود بازگرداندند
2 کودک آزار دیده جان باختند
فرزندمان را به من سپرد. با کار کردن هزینه زندگی مان را تامین می کردم تا این که از چند ماه پیش با مردی آشنا شده و تصمیم به ازدواج گرفتیم اما خانواده ام با این وصلت مخالف بودند. بعد از مدتی متوجه اعتیاد محمدرضا مرد مورد علاقه ام شدم. زن جوان ادامه داد: محمدرضا به من قول داد اعتیادش را ترک کند اما بی فایده بود و چند بار مرا مجبور به مصرف مواد مخدر (شیشه) کرد و با اجاره خانه ای از من خواست
قتل شوهر با همدستی یک مرد غریبه!
پلیس ردپای متهمان فراری را در منطقه آتشگاه کرج در استان البرز به دست آورد.بنابراین ماموران 16 فروردین امسال پس از هماهنگی قضایی به شهر کرج اعزام شده و هردو متهم فراری را در خانه اجاره ای دستگیرکردند.این در حالی بود که ماموران با مشاهده آثار کبودی روی بدن دختر خردسال مقتول، متوجه شدند او بارها شکنجه شده و مورد کودک آزاری قرار گرفته است. همدستی در قتل شوهر همسر مقتول در بازجویی به پلیس گفت: شوهرم
اهدای کلیه و کبد، آخرین نذری مرد جوان!
همشهری:به دنبال این تصادف، مرد جوان دچار مرگ مغزی شد و خانواده اش با اهدای اعضای بدن او، به 3بیمار نیازمند امید به زندگی بخشیدند. ساعت 22:50 یکشنبه 13 آذر ماه امدادگران اورژانس در جریان یک تصادف خونین در زیرگذر میدان حسن آباد تهران قرار گرفتند و راهی محل حادثه شدند.بررسی ها نشان می داد که مرد جوانی زمانی که مشغول پخش کردن نذری بوده، با یک خودروی پراید تصادف کرده و به شدت مجروح شده است. امدادگران
ناگفته های جنایی ترین قاضی ایران
در ادامه نقشه، به یکی از دوستان خود پول می دهد و از او می خواهد به خواستگاری خواهر پسر غریبه ابراهیم- برود. او در نخستین جنایت خواهر ابراهیم را به قتل می رساند. بعد هم ابراهیم را به بهانه پیدا کردن گنج به دماوند برده و با همدستی دوستش او را می کشد. او درجنایتی دیگر گلوی دو پسر خود را می برد. دو پسرش شاهد قتل خواهر ابراهیم بودند. اسماعیل- همسر دوم فاطمه و متهم اصلی- پس از قتل دختر جوان به او تجاوز
آغوش پر مهر پدر و مادر سد محکم در برابر اعتیاد
رفتارهای زننده اش که فضای خانه را حسابی متشنج می کرد. با نادر همسایه دیوار به دیوار بودیم، از روزی که یادم می آید تا 17- 16 سال پیش و حالا بعد از 15 سال به جای آن پسربچه باهوش و استعداد که شرارت های کودکی اش استعدادهای او را بیشتر نمایان می کرد یک فرد گرفتار در بلای خانمانسوز اعتیاد را می بینم. دست خودم نیست ناخواسته یاد روزهای همسایگی با نادر می افتم و یاد پدر نادر. مرد
عکس شما را در آینده روی اسکناس می بینم!/دعای آقای قاضی برای دختر امام
فعالیت سیاسی بازداشت و به زندان قزل قلعه تهران منتقل شدم. در محله امیرآباد تهران مرحوم والد و آیت الله حاج میرزا حسن مقدس به دیدنم آمدند، چون ممنوع الملاقات بودم راه ندادند. قرائن نشان از حبس طولانی می داد، ولی زود آزاد شدم. هنگام مطالعه اوراق مرحوم پدرم، بعد از وفاتشان کاغذی یافتم که هنگام حبسم تهیه کرده بود. نقشه زندان را با خط کشی روی کاغذ مشخص کرده و زیر آن نوشته بودند: نذر شرعی کردم بنده زاده
خودکشی دختر جوان بعد از تعرض در میهمانی
با من کردند و تهدید کردم شکایت می کنم، مسخره ام کردند و گفتند خانواده هایی ثروتمند دارند و من هیچ کاری نمی توانم انجام بدهم. دختر جوان به پزشکی قانونی منتقل شد تا در مورد ادعای تجاوز مورد معاینه قرار گیرد. همچنین ماموران موظف شدند متهمان را شناسایی و بازداشت کنند. بعد از اینکه پزشکی قانونی نظر خود را اعلام کرد، پرونده با توجه به مطرح شدن ادعای تجاوز به شعبه 78 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد
گفت وگو با یک تک تیرانداز زن ایرانی + عکس
پرونده ام به آن دو جوان سپرده شد. آن زمان حدوداً 13 ساله بودم. آنها مرا به اتاق شکنجه بردند و گفتند هرچه ما فریاد زدیم تو هم ناله و فریاد کن! بعد با اشاره به من فهماندند ما به خانه شما می آییم و به تو خواهیم گفت که چه کنی وقتی آمدند، گفتند تنها راه حل خلاصی شما این است که به ایران بروی تا بتوانی فعالیتت را ادامه دهی! اینها می خواهند تو را تبعید کنند. ایرانی ها امام خمینی(س) را دوست دارند. بعد
قتل بعد از قرار اینترنتی
درخواست رسیدگی به پرونده را دارم. سپس پدر مقتول به عنوان ولی دم خواستار قصاص متهم شد. در ادامه داوود در جایگاه قرار گرفت. او ابتدا هیچ کدام از اتهامات را قبول نکرد اما بعد گفت: البته باید بگویم قتل را قبول دارم اما قصدم کشتن نبود. مامور پلیس هم خودش دنبالم آمد و من فقط فرار کردم. ماشین را هم نمی خواستم سرقت کنم، راننده خودش از ماشین پیاده شد و من هم ماشین را برداشتم و فرار کردم. متهم گفت
دل فراز کمالوند خیلی پر است!
مسافت خانه اش تا سکوها را با تپش قلبش اندازه بگیرد. شاگرد خلف فیروز که در جستجوی آرامش یک گنجه، کفش کهنه کرده حالا در عصرهای سرد تبریز خیابان ها را به همراه بانویش گز می کند و با عشق فوتبال ها عکس یادگاری می گیرد تا جماعت پرشور یک بار همنفس شدن را، یک عمر به خاطر بسپارند. لبخند فراز کمالوند حوالی ساعت 10 شب را نشان می داد که گپ و گفت ما با او کلید خورد و با صدای پای سحر واژه
خاطرات جالب یک شاهد عینی از سقوط ساواک رشت
ّبه گزارش خزرآنلاین ، گفتگویی با یک شاهد عینی از سقوط ساواک رشت را با هم می خوانیم: شامگاه 22 بهمن سال 57 شما یکی از فعالان سیاسی شهر رشت بودید که در اشغال ساختمان ساواک این شهر حضور داشتید. شما در آن روز چند سالتان بود؟ من متولد مهر 1333 هستم. واقعه در شب رخ داد. وقتی من رسیدم هوا کاملا تاریک بود. جمعیت از بیرون سعی می کردند در اصلی ساواک را بشکنند و وارد ساختمان شوند. از درون، از ل
از 10 هزار نامه به همسر تا ترور یک رهبر
ها رفتار می کنند و 14 سال است که هیچ یک از فرزندان این خانواده از خانه 4 اتاق خوابه خود خارج نشده اند و هیچ ذهنیتی درباره دنیای خارج از خانه ندارند. در این خانه، 7 خواهر و برادر زندگی می کنند که دنیا را فقط با مشاهده فیلم می شناسند. این خانواده حالا تبدیل به یک سوژه برای مستند ولف پک شده اند و قرار است به زودی فیلم زندگی عجیب آنها پخش شود. در سال 2010 یکبار این بچه ها توانستند از خانه فرار کنند
هتل 22 ؛ سوی تاریک دره سیلیکون (+فیلم کوتاه)
1989 از کار اخراج شد. بعد از آن وی به ساخت و ساز پرداخت و باوجود موفقیت در بحران های سال 2009 همه چیز خود را ازجمله خانه اش را از دست داد. وی شروع به زندگی در اتومبیل خود کرد و بدنبال کار های موقتی بود که در نهایت آن را نیز از دست داد. او بر این باور است که باشدت در زندگی خود به زمین خورده است و در برخی مواقع امکان بلند شدن وجود ندارد. او می گوید هرگز تصور نمیکردم روزی زندگی من به اینجا
29 بهمن - 18 فوریه؛ در تاریخ چه گذشت؟
[حق انسان] و نظم طبیعت است. مگر می شود دو نفر (زن و شوهر)را که نمی خواهند باهم باشند مجبور به ادامه زندگی مشترک کرد، این اجبار نوعی مجازات بسیار شدید، بدون ارتکاب جرم است و همچنین چرا باید به یک مرد که کشیش شده است تا خدمت کند و راهنمای اخلاقی مردم باشد اکیدا گفت که با غرائز طبیعی اش دریک جنگ دائمی باشد و ازدواج نکند. غریزه زناشویی ودیعه خداوند است. مارتین لوتر 1600 - به حکم
محمدرضا پهلوی با رجال سیاسی چگونه تعامل می کرد؟
شکل بازتاب دهنده بخشی از مناسبات حاکم بر دستگاه پهلوی می باشد. در این مقاله سعی داریم تا با عطف توجه بخشهایی از خاطرات علم نشان دهیم که محمدرضا پهلوی که در برابر اربابان خارجی همواره موضعی حقیرانه، ذلیلانه و دست نشانده داشت، چگونه به تعبیر ویلیام شوکراس در کتاب آخرین سفر شاه در خانه خودش ارباب است (شوکراس، 1369 : 351) و چگونه در کشور رژیمی خود کامه و قائم به شخص را شکل داده بود که
وقتی شخصیت های داستان به حرف نویسنده گوش نمی کنند/ خاطره اتومبیل هل دادن برنده جایزه نوبِل ادبیات در ...
. داستان اولیس در 16 ژوئن 1904 می گذرد با سه شخصت اصلی: استیون ددالوس (همان قهرمان رمان چهره مرد هنرمند در جوانی ، ترجمه منوچهر بدیعی)، لئوپولد بلوم (همان شخصیت داستان کوتاه یک روز از عمر آقای بلوم در وین که در ابتدا در مجموعه دوبلینی ها بود و بعد با درآمیختن با استیون ددالوس، اولیس را شکل داد) و همسرش مالی بلوم. کتاب در روزنامه شرق در حفاظ حافظه روزنامه شرق در صفحه