سایر منابع:
سایر خبرها
دردنیا زیست اما به دنیا دل نبست
تصمیم گرفت وارد دانشگاه شود و ادامه تحصیل بدهد و در رشته مدیریت قبول شد. در حالی که کار بیرون و خرید منزل نیز کاملا بر عهده ایشان بود. الگوی خیلی خوبی برای بچه ها بود. دست آنها را می گرفت و آنها را به مسجد می برد. برای نماز خوان کردنشان برنامه داشت و برای نمازهایشان در دفتری علامت می زد و وقتی به حد مشخصی که می رسید یک جایزه به آنها می داد تا به نماز خواندن تشویق و ترغیب شوند. * ویژگی
سردارنقدی: اعزام نیرو به سوریه نداریم
فرو کند و ما باید هوشیار باشیم و نفوذی که امروز مطرح است، این طور نیست که در کدام دستگاه است، هر کسی مسئولیت بالاتری دارد در کشور امروز بیشتر در معرض خطر است. چون امریکا می خواهد در باز شود بیاید تو، کسانی که اختیارات این کار را دارند، بیشتردر معرض خطرند. تا انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و نیز مجلس خبرگان در اسفند سال جاری زمان زیادی نمانده است. دشمن چقدر می تواند در این انتخابات
رنگ رنج بر چهره مهاجران ؛ آژیر خطر "حاشیه نشینی" در یاسوج شنیده می شود
تولید به این دلخوش هستند که کنار خیابان بمانند تا کارفرمایان آنها را برای کارگری انتخاب کند و تمام درآمدی که از کارگری عایدشان می شود صرف خوراک و اجاره بهای مسکن می شود. کارشناس ارشد روستایی می گوید: این گونه می شود که خیلی از این افراد که املاک خود را نفروخته اند دوباره به روستا بر می گردند و آنهایی که راه بازگشت ندارند در یک چهاردیواری زندگی را شروع می کنند و با نخوردن و نپوشیدن هر روز
از خرماهای مشکوک تا خفه شدن به دست یک عراقی!
به 1346 تغییر دهم، از این که تا به آن روز به ذهنم نرسیده بود از دست خودم عصبانی شدم، یک فتوکپی دیگر از روی فتوکپی دست کاری شده گرفتم و خودم را به اعزام نیرو رساندم. وقتی مسئول اعزام نیرو که آن وقت ها در حوزه صاحب الزمان (عج) شهر سورک مستقر بود، شناسنامه ام را دید، رو کرد به من و گفت: یک سال کم داری، اگر متولد 45 بودی، اعزام می شدی. بدون این که با او جر و بحث کنم فتوکپی
برای دخترهای این محله خواستگار نمی آید
، زن و بچه و مردی زندگی می کند: اینجا شده سیزده به در. صبح تا شب، هر چی آشغاله از سطل ها جمع می کنن، شب آتش می زنن. باید بیایید ببینید چه وضعی می شود. دود همه محله را می گیرد، آن خانه را می بینید (با دست اشاره می کند)؟ بین این دودها گم می شود. می ریم قبرستون! به گزارش شهروند، اهالی محل راه می افتند، راه می روند و معتادان هم بلافاصله بار و بندیلشان را جمع می کنند و دور می شوند
آخرین پرواز قهرمان جنگ های آبی
زندگی اش را وقف مردم کرده بود کمک خلبان آخرین پرواز شهید خلعتبری با اشاره به اینکه در ایام عید در گردان نمی ماندم و به پرواز می رفتم، اما عید سال 64، گویا یک حالت الهی برای من پیش آمده بود، افزود: شب بود که بچه ها به من زنگ زدند و گفتند فردا شما به مرخصی می روید؟ من هم چون آن شب مهمان داشتم گفتم خیر و جایی نمی روم، برنامه نویس گردان گفت می توانید جای یکی از بچه ها که مریض شده فردا به پرواز
بروس لی اسطوره ای با تغذیه ای عجیب
، علت مرگ او را واکنش آلرژیک بدن به داروی مُسکن ذکر شده است که به تورم مغزی و بیهوشی و نهایتاً مرگ انجامیده است. بدین سان کتاب زندگی مردی بسته می شود که جهان او را به نام "اژدهای کوچک" و استاد هنرهای رزمی و همزمان ابرستاره سینما می شناخت؛ مردی که با نبوغ خود در ورزش های رزمی انقلابی برپا کرد. زمانی روزنامه نگاری درباره او نوشته بود: بروس لی نیز در 32 سالگی به همان اشتهاری در جهان دست
مسافر کوچکی که امسال هم جا ماند
آقا مصطفی خدایا توکل بر خودت گفت و زیپ ساک را کشید. همه چیز برداشت و در عین حال هیچ چیز برنداشت. موقع بستن ساک آنقدر که به فکر برداشتن سوغاتی و هدیه های کوچک برای بچه های عراق بود فکر برداشتن چند تکه نبات و کرم مرطوب کننده نبود. به زهرا خانم گفت: نمی دانی وسط راه زائران پیاده کودکان عراقی چطور با چایی، میوه و خرما پذیرایی می کنند. کاش همراهم بودی و تو هم می دیدی. وقتی با همه سخاوتشان و دست های
پای پیاده شوق وصال دیدار یار
این تفاوت که تقریباً روز چهلمش من هم در کربلا هستم و این بار علاوه بر داغ حسین، داغ عزیز و جوان از دست داده ام را هم دارم. یادمان باشد از امسال اربعین تا سال بعد هزار و یک اتفاق ممکن است برایمان بیفتد. پس اگر ساک می بندیم و بساط سفر آماده می کنیم، اگر تا پای اتوبوس می آییم، اگر مرز را با پای پیاده رد می کنیم و به کربلا می رسیم همه اش خواست صاحبخانه است و بس و ما فقط از او خواسته ایم که دعوتمان کند
لم داده با کیبورد
بالاخره پد رم آستین بالا زد تا مشکل د وش و آبگرمکن را حل کند ... اما جوری حل کرد که بهترین تعمیرکار فنی تهران هم نتوانست آن را به حالت سابق برگرد اند ! ناچار خانه را گذاشتیم برای فروش! پد رم همیشه سعی می کرد د ر د ل وقایع مزخرف زند گی، با جمله قصاری د ر تربیت ما بکوشد ! روز اسباب کشی گفت: نمی خواد د لتون برای ساکنین بعد ی خونه بسوزه... زند گی مثل همین د وش میمونه... هی د اغ میشه هی سرد میشه و
به استقلال چه ربطی دارد داور علیه پرسپولیس اشتباه می کند؟/ باورم نمی شد پنالتی ام گل نشده
بازی می کردیم با این همه وقتی گل زدیم، خوب دفاع کردیم و متأسفانه در لحظات آخر گل خوردیم. ما اصلاً برای مساوی به زمین نرفته بودیم و آقای مظلومی هم گفت که باید برنده بازی باشیم. اگر اواخر بازی هم کمی باهوش تر و حرفه ای تر عمل می کردیم، با اینکه شرایط ایده آلی نداشتیم باز هم می توانستیم برنده مسابقه باشیم. پرسپولیسی ها بعد از بازی برای استقلالی ها خیلی جوک ساختند؛ این جوک ها به دست خود تو
توکل به کدخدا به جای خدا یعنی "نفوذ"
هرگز از تو مأیوس نمی شود. اصلاً کار او مأیوس شدن ندارد، اما شیطان نگاه کرد و گفت: "تا موقعی که دین باشد انسان ها به آن عمل می کنند، من این ها را نمی توانم جهنمی کنم"، اما یک پله عقب رفت، گفت: "می روم دینشان را از آن ها می گیرم". بنابراین اصلاً اینکه ما بگوییم "آمریکا دیگر مأیوس شد"، این درست نیست، زمانی که آمریکا از هم فرو پاشید، می شود این حرف را زد، اما تا هنگامی که آمریکا، آمریکا است، تا
خلیج فارس جایگاه ابدی مروارید پیکان/دریادلی به نام شهیدهمتی
، چون افسر مخابرات و مسئول رادار ناوچه بودم زمانی برای استراحت نداشتم وقتی ناخدا مرا دید با دست بر شانه ام زد خیلی تشکر کرد و گفت: که تو از عوامل اصلی موفقیت ناوچه و عملیات بودی در حین صحبت بودیم که یک دفعه بچه ها داد زدند موشک، موشک. بخش دیگری از این کتاب هم بسیار جالب است آنجا که می نویسد: انتظار حمله رو نداشتیم حفیظی ها فرمانده دوم ناوچه دستور داد سکان به چپ موشک به پاشنه ناوچه خورد و
مایلی کهن: فیلم تمرینات کی روش را بدهند تا یاد بگیریم در جمع 4 تیم پنجم نشویم
رفتارهای اشتباه دولت انتقاد می کردید؟ من 61 سال سن دارم دیگر از من گذشته است که بخواهیم فیلم بازی کنم و رنگ عوض کنم. من آقای احمدی نژاد را دوست داشته و دارم او شبانه روز برای این کشور زحمت کشید و تلاش کرد، شاید برخی از اطرافیان او اشتباهاتی هم داشتند که این دیگر به آقای احمدی نژاد ارتباطی پیدا نمی کند. او به سراغ افرادی که تخصص داشتند و بعضا هم از بچه های جبهه و جنگ بودند و از اطرافیانش بودند رفت
اعتیاد، فقر، قمار و فحشا روایت این روزهای محله هرندی
گذشته محل حضور کارتن خواب ها بوده است. حجم انبوه زباله های انباشته در آن وضع نامطلوب را نشان می دهد. با مهاجرت بومیان محله، خانه های قدیمی در اختیار این افراد قرار گرفته است. بنابراین نه تنها روزها بلکه شب ها هم آرامش نداریم. در هریک از خانه های فرسوده حدود 2، 3 خانواده مهاجر زندگی می کنند که در طول روز و شب تردد بالایی دارند. به همین دلیل اغلب در خانه ها باز است. علاوه برآن در خانه های مهاجران
پیاده روی زائران حسینی به سمت قبله گاه عاشقان(4)
نتونسته بودن زائری رو به خونشون ببرن و از او پذیرایی کنند ناراحت بودن و گریه می کردن. آنها به اجبار، حمید و دوستانش را به خانه خودشان بردند؛ اگه بگم تو این سفر منقلب شدم دروغ نگفتم. طرف هیچ چیز نداشت. از وضعیت ظاهری خونش مشخص بود که بی بضاعت و تنگدسته اما در عوض خداوند قلب بزرگی به این زن و شوهر داده بود. اونها با پس اندازی که در طول سال جمع کرده بودن، بهترین غذا رو جلوی ماگذاشتن. خانم
گفت وگو با گوینده ای که جمله معروف قوام السلطنه را خواند
از جایم خبر داشت آنها را خبر کرده بود. خلاصه مرا به تهران فرستادند. سروانی که همراهم بود، وقتی به تهران رسیدیم گفت: می خواهم پیش زن و بچه ام بروم، تو هم می خواهی برو خودت را معرفی کن یا نکن، من رفتم! خدا خیرت بدهد باعث شدی مرا به مأموریت بفرستند که زن و بچه ام را ببینم . تیمسار کوپال رئیس شهربانی خیلی به من محبت داشت. به او زنگ زدم و قضیه را گفتم. گفت: هنوز اوضاع شلوغ است و مردم تو را اذیت خواهند
این داستان تکان دهنده را "حتما" بخوانید...!
واسش تعریف کردم و گفتم : تو هم منتظر چنین روزی باش ! بعد از این قضیه هم زنم رو طلاق دادم . این را براتون گفتم که مراقب رفتارتون باشید و گول وسوسه های شیطون رو نخورید... پیامبر اکرم (ص) فرمود: هر کس با زن مسلمان یا یهودی و نصرانی و مجوسی یا کنیزی که آزاد باشد زنا کند و بدون توبه و با اصرار بر این گناه از دنیا برود، خداوند متعال سیصد در عذاب را در قبرش باز می کند که از هر دری مارها، عقرب ها، افعی ها و اژدهاهایی از آتش بیرون آیند و او را نیش زنند که در اثر آن ، بدنش آتش گیرد و تا روز قیامت بسوزد. ...
گفت و گو با خانم دکتری که بی مزد و منت به همسایه هایش کمک می کند
/> یک روز گرم تابستان زنگ خانه خانم دکتر به صدا در آمد. در را که باز کرد مرد با دستپاچگی گفت: خانم دکتر دستم به دامنتان. کمکم کنید. مرد رنگ به رخسار نداشت. دست بچه 8ساله اش را محکم در دست گرفته بود و نگرانی و اضطراب در نگاهش موج می زد. مرد دستمالی را که به دست پسرش بسته بود باز کرد و بریدگی عمیق روی دست او را نشان داد و گفت: حتی یک ریال پول ندارم که پسرم را به بیمارستان ببرم. کمکم کنید. خانم
حجت الاسلام طائب: توکل به کدخدا به جای خدا یعنی “نفوذ”/حواسمان باشد دیگر به “مسئولان سهل اندیش” رای ندهیم
، شیطان می آید این باور را از تو می گیرد. لذا گفت که “الیوم یئس الذین کفروا من دینکم ”، نگفت الیوم یئس الذین کفروا منکم. شیطان هرگز از تو مأیوس نمی شود. اصلاً کار او مأیوس شدن ندارد، اما شیطان نگاه کرد و گفت تا موقعی که دین باشد انسان ها به آن عمل می کنند، من این ها را نمی توانم جهنمی کنم، اما یک پله عقب رفت، گفت می روم دین شان را از آن ها می گیرم. بنابراین اصلاً اینکه ما بگوییم آمریکا دیگر مأیوس
برای دخترهای این محله خواستگار نمی آید
که یک قطره آب هم در آن پیدا نمی شود اما تا دلت بخواهد، چادرهای سفری است که رنگ به رنگ بر پا شده است. داخل هر کدامشان خانواده ای، زن و بچه و مردی زندگی می کند: اینجا شده سیزده به در. صبح تا شب، هر چی آشغاله از سطل ها جمع می کنن، شب آتش می زنن. باید بیایید ببینید چه وضعی می شود. دود همه محله را می گیرد، آن خانه را می بینید (با دست اشاره می کند)؟ بین این دودها گم می شود. می ریم قبرستون!
آن ها پشت گرد و خاک ژاپنی گم شدند
؛ سرسبزه؛ اینجا نیاوردنش که برار... تلخ می خندد؛ از وضع روستاهای دیگر می گوید که اوضاعشان بدتر از ده دراز است؛ از خمری هایی که حتی یارانه هم نمی گیرند؛ اصلش شناسنامه ندارند که یارانه بگیرند. از بی آبی چهار پنج ماهه ده دراز؛ از تانکر آبی که یک روز می آید و 5 روز نمی آید؛ از شوری و تلخی آب چاهی که چهار پنج ماه است خوراک زن و بچه و اهالی روستا شده و با دست، زن و بچه ای را نشان می دهد که از چاه
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (195)
اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد. ****** 1. لباس شویی خونه رو روشن می کنی اینقدر تکون می خوره که روش پول میذاریم راه میفته میره دو تا سنگک میگیره و بر میگرده. 2. سلامتی اونایی که ما رو همینجوری دوست دارن، و گرنه بهتر از ما رو که همه دوست دارند. 3. صد بار قورمه سبزی خوردی و دیدی ثمرش را / خورش کرفس چه بدی داشت که یکبار
اقتصاد مقاومتی در اربعین عینیت یافته است
خصوص قاعده های مردمی شدن کار گفت: مقام معظم رهبری می فرمایند فرمول های اقتصاد مقاومتی را کشف کنید. فرمول ها چیست اولین شرط حضور مردم در صحنه این است که با همان ویژگی که دارند پذیرفته شوند، مردم را نباید در سازمان ها محدود کرد، نباید گفت شما عضو فلان سازمان مردم نهاد بشو تا تو را به رسمیت بشناسیم. آن پیرزنی که مرغش در روز دو تا تخم تولید می کرد یکی اش را برای جبهه کنار می گذاشت. این پیر زن عضو کدام
محمدرضا تاجیک:لایه ملایم از اصلاح طلبان می تواند اکثریت مجلس را بگیرد
به دست کسانی است که در لحظات و هنگامه های تغییر تاریخی خود غایب هستند. عقل حکم می کند اگر روزنه ای هست باید عبور کرد. آیا همیشه باید در آرزوی این باشند که درها باز شود و فرش قرمز پهن شود؟ چنین اتفاقی هرگز نمی افتد. حالا روزنه ای باز است. عقل به تو حکم می کند از روزنه عبور کنی یا این روزنه بسته شود؟ آیا گفتمان آقای روحانی مانند گفتمان اصلاح طلبی عقلت دارد؟ بله. جغرافیای مشترک ایجاد می کند؟ جایی که
تعبیر وارونه یک رؤیا بر پرده سینما
دولت روحانی تغییری احساس کرده اید؟ اینگونه پاسخ می دهد: من در این دوره ناامید شدم و متاسفم . وی همچنین در پاسخ به این سوال که اگر به سال 92 برمی گشتید با توجه به شرایط الان، تومار حمایت از روحانی را امضا می کردید؟ می گوید: نه! نمی کردم . وی همچنین با انتقاد از دولت ابراز می دارد: کسانی به من زنگ می زنند و می گویند تو گفتی به روحانی رای بدهیم. معتقدم احمدی نژاد دستاورد ناامیدی مردم بود
ذره ای از نوشتن هیچ یک از کتاب هایم پشیمان نیستم
تسنیم: احمد دهقان نویسنده نام آشنایی در ادبیات جنگ به شمار می رود ، او از 15 سالگی در جبهه ها حضور داشت و پس از آن نیز دست به نوشتن از هر آنچه که با چشم خود دیده بود، زد. نخسیتن رمانش سفر به گرای 270 درجه در سال 1375 منتشر شد. دو سال بعد همین رمان ابتدا به عنوان یکی از آثار برگزیده 20 سال داستان نویسی و مدتی بعد به عنوان برگزیده 20 سال ادبیات پایداری انتخاب شد. پال اسپراکمن نایب رئیس
پرو پییچ در گفت وگو با متافوتبال : فوتبالیست ها باید از الکل، مواد نیروزا و مخدر دوری کنند / مدت فعالیتم ...
در کرواسی هستند، چون ما دو ماه پیش صاحب یک دوقلو شدیم و اکنون به دلیل مراقبت های پزشکی، همسر و فرزندانم باید در زاگرب باشند، اما بعد از بزرگ تر شدن بچه ها شاید بتوانند به ایران بیایند. متافوتبال- نام فرزندان دوقلوی شما چیست؟ اسم دو قلوها، اسم پسرم فرانه و اسم دخترم ماریا است. این اسامی نام های سنتی کرواسی هستند. متافوتبال- در مورد تاریخچه فوتبال خود و همچنین میزان
مادرانه های شهید اقتدار؛ پیش شهید طهرانی مقدم هم به من می گفت: مامانی
من هم زنگ زد، گفت: حاج حسن می گوید به مادرها بگویید دعا کنند و صدقه بدهند. همان روز هم که از عروسی آمدیم، وقتی من را سر خیابان پیاده کرد، گفت: مامان برو خانه استراحت کن. خانمش گفت: مهدی! چرا به مامان گفتی پیاده شو؟ مامان یک موقع ناراحت شود و فکر کند که نمی خواهی خانه ما بیاید؟ مهدی هم گفت: مگر مامان من و تو را نمی شناسد که از دست ما ناراحت بشود؟ چرا ناراحت بشود؟ مامان! ناراحت شدی؟ گفتم: نه مامان
اگر اراده باشد
خالی از بچه ها رسیدیم. مادر رو به من کرد و گفت: "با دست راستت میله را محکم بگیر امروز فقط این را تمرین می کنیم." آن روز بارها و بارها آن کار را تکرار کردم. او نیز در کنار من ایستاده بود و مرا به ادامه تلاش و مبارزه دعوت می کرد. فردای آن روز تمرین را با اضافه کردن بازوی دست چپ ادامه دادیم. هر روز قدرت دست ها و آمادگی بدنی ام بیشتر می شد. با هر موفقیتی مادر مرا تشویق می کرد. هفته بعد زنگ ورزش همه با