سایر خبرها
گزارشی دردناک از زندگی یک خانواده
زندگی یک مادر با دو کودک معلول آن هم در جنوب تهران سختی های عجیبی دارد و شاید انتشار گزارش هایی از این زندگی ها دست اندرکاران را به توجه بیشتر وادار کند. جهان صنعت در گزارشی در این باره نوشت: محله ای در جنوب تهران. مادربزرگ که در را باز می کند، چشمم به حدیثه می افتد. وارد خانه کوچکشان می شوم. دو اتاق با یک آشپزخانه محقر. خانواده ای با دو دختر بچه معلول. فاطمه 13 ساله کم بینا و حدیثه
آرزوی مرجانه گلچین در روز تولدش
آرزویی دارید؟ آرزوی قلبی من سلامتی و زندگی پر از آرامش برای خودم و مردم ایران است. چه خاطره ی خوبی از روز تولدتان دارید؟ در این چند سال در سالروز تولدم اتفاقات خوبی را تجربه کردم؛ با جشن تولدی که گروه سعید آقاخانی و مجموع شاهگوش برایم گرفتند واقعاً غافلگیر شدم. بهترین و بدترین اتفاق زندگی تان در سالی که گذشت چه بود؟ مشکلات و عواطف مردم ایران
سه ایرانی نامزد سفر به مریخ به دنبال چه هستند؟
/> خوب دلایل زیادی برای این کار وجود داشت، برای من به شخصه مهم ترین دلیل داشتن زمینه قبلی در زمینه نجوم و اخترشناسی بود که از دوران دانشجویی به یادگار مونده بود. من لیسانس فیزیک کاربردی دارم و در دوران دانشجویی با نجوم و علی الخصوص بحث سیاه چاله ها آشنا شدم؛ این مباحث به آن اندازه برای من جذابیت داشت والبته دارد که زمانی که از این طرح اطلاع پیدا کردم پس از تحقیق و بررسی اولیه، درخواست ثبت نام خودم رو
زنان، طلایه داران اقتصاد مقاومتی
توانند از کم ترین امکانات بیشترین استفاده و بهره وری را داشته باشند . حاتمی افزود: نقش زن نیز در اقتصاد خانواده همواره براساس مطلوبیت خانوار و ترجیحات فرهنگی، اجتماعی و صرف وقت در محیط خانه برای تأمین نیازمندیهای خانوار یا صرف همان زمان در محیط خارج از خانه یا حتی کارهای اقتصادی داخل منزل باید مورد توجه مدیران ارشد جامعه قرار گیرد . * اقتصاد مقاومتی چیست؟ سال 91 که
سینمای ایران در مرداب کلیشه های روشنفکرزده
روزنامه منتشر می کند! داستان فیلم در قالب سه اپیزود(فصل) ترسیم می شود و شخصیت محوری هر فصل فیلم، یک زن است. اپیزود (فصل) دوم فیلم، رویکردی کاملاً فمینیستی دارد. این بخش فیلم درباره دختر جوانی است که پدر و مادر خود را از دست داده و تحت تکفل خانواده عمه اش زندگی می کند. به دلیل مخالفت خانواده عمه، او مجبور می شود که به طور پنهانی با مرد مورد علاقه خود ازدواج کند. با این وجود، خانواده عمه مانع از
بی نظیر بوتو، دختر شرق برای ششمین بار به کتابفروشی ها آمد
هرگز جای خود را با زن دیگری در جهان تغییر نمی دهد و می گوید: در حالی که باردار شدنم برای آوردن بچه دوم هنوز علنی نشده بود، ژنرال های ارتش کشورم، تصمیم گرفته بودند تا برای ارائه گزارش آخرین وضعیت نظامی کشور مرا به ارتفاعات یخچالی سیاچن که در حقیقت بلندترین نقطه در پاکستان است، ببرند... این موضوع را پنهان نمی کنم که بخشی از نگرانی من بابت حضور در چنین ارتفاعاتی متوجه نوزادی بود که با خودم داشتم. با
حمید عسگری: بهترین اتفاق زندگیم ازدواجم است/ خواننده ارکستر ملی نمی شوم
الان نام آن خاطرم نیست از این داستان به عنوان تیتر اصلی خود استفاده کرد. آنها حتی از من خواستند که عکس دو نفره ای داشته باشیم که همسرم موافقت نکرد. من همین جا اعلام می کنم که مهم ترین اتفاق زندگی من همین آشنایی با همسرم و ازدواج با بود. بنابراین برای من تا همیشه زندگی در کنار خانواده در درجه اول قرار دارد. می گویند خواننده ها دست پخت خوبی در عرصه آشپزی دارند. آیا حمید عسگری میانه ای با
می خواهم مسلمان بکشم! (عکس)
گرگ ها زندگی می کنند. آن ها سگ های نگهبان هستند. کایل در ادامه فیلم، سگ نگهبان، محافظ و قهرمان است. و عراقی ها گرگ های شرور هستند. وی باید از زندگی دیگر سگ های نگهبان محافظت کند. سپس کایل را به عنوان یک فرد بالغ مشاهده می کنیم. ما شاهد عاشق شدن و ازدواج و ملحق شدن وی به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا هستیم. سپس برج های دوقلو فرو ریخته و وی به عراق اعزام می شود. این داستان با این گمان
از آشنایی در شبکه اجتماعی تا انتقام جویی خونین
پسر جوان وقتی تصمیم به جدایی از دختر مورد علاقه اش گرفت نمی دانست گرفتار نقشه انتقام جویی خواهر او خواهد شد. به گزارش همشهری، مدتی قبل پسری نزد پلیس پایتخت رفت و به مأموران گفت: در فیس بوک با دختری به نام نوشین آشنا شدم. آشنایی ما با چت کردن شروع شد و مدتی بعد بالاخره او از من خواست همدیگر را ببینیم. وقتی سر قرار حاضر شدم نوشین آمد و وقتی می خواست سوار ماشین من شود یکدفعه 2جوان به سمت
زهره حمیدی: 16 سالگی عروس شدم!
خانواده ام پیشنهاد دادند، که با ایشان ازدواج کنم، من هم چون تابع خانواده ام بودم، جواب مثبت دادم و پس از مدتی هم، فرزندانم به دنیا آمدند. خوشبختانه همسر بسیار خوبی دارم و کمک حال من در تمام مراحل زندگی است. مربی مهدکودک بودم هیچ وقت دلم نمی خواست خودم را محصور کنم و بعد از ازدواجم، تنها به خانه داری اکتفا کنم، به همین خاطر تصمیم گرفتم، مربی مهدکودک شوم، سر کار داشتن با بچه ها برایم
محکومیت های سنگین در انتظار کسانی که اقدام به تهدید دیگران می کنند/ خشونت کلامی زمینه ساز خشونت های ...
فیزیکی مطمئناً یک شانتاژ از نوع خشونت کلامی انجام شده است. بنابراین خشونت کلامی بیش از ابعاد دیگر خشونت در جامعه وجود دارد؛ آمار موجود در سازمان پلیس و سیستم قضائی نیز گویای همین مهم است. * به نظر می رسد این موضوع در جوامع در حال گذار بسیار مشهودتر است. دقیقا. مشکلی که در جوامع در حال گذار از سنت به مدرنیته دیده می شود این است که مردم خیلی متوجه بار حقوقی اعمال خود نیستند
فرشته های خدا روی زمین
/> از خوشحالی در پوست خود نمی گنجد. می گوید: زمانی که از روزنامه همشهری تماس گرفتند و گفتند خیری پیدا شده که می خواهد حمایت ات کند برایم باورکردنی نبود. با خودم فکر می کردم که چگونه می شود کسی ندیده و نشناخته به یک معلول، آن هم با شرایط خاصی که من دارم اعتماد کند. به هر ترتیبی که بود و در اوج ناباوری های من قرار ها گذاشته شد و من با خانواده حسینی آشنا شدم. کار ها زود تر از آنچه من در ذهن می پروراندم
گفتگو با عبدالرحمان شرفکندی "ماموستا هه ژار" در مرداد 1367
فرهنگی: استاد، حتما با نشریه ما و روال کار آن آشنا هستید. معمولا نخستین سوال ما به خلاصه ای از شرح احوال و تحصیلات مربوط می شود. استاد عبدالرحمن شرفکندی ( هژار): شرح حال من چندان مهم و شنیدنی نیست. بنده در سال 1300 شمسی در مهاباد متولد شدم. ایام کودکی در مدارس دینی و حوزه های علمی درس خواندم و تازه پا به دوران جوانی گذاشته بودم که همراه خانواده ام به روستای تراغه در اطراف بوکان رفتیم
همسرم اصرار دارد که در یک خانه اجاره ای زندگی کنم
آفتاب : آفتاب: به گزارش باشگاه خبرنگاران، چندی پیش مرد جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی یک سال پیش همسر اولم فوت کرد و من با یک زن دیگر آشنا شدم. اما وقتی با هم ازدواج کردیم همسرم اصرار می کند که از خانه خودم که برای خودم است به خانه او بروم و در ماه کلی پول اجاره بدهم. مرد جوان ادامه داد:وقتی با همسر دومم آشنا شدم و به عقد
"برای پشیمانی دیر شده" / پسر جوان: عاشق دختر خاله ام بودم ولی با دختران شیشه ای رابطه داشتم
بقیه پسرها هیچ تمایلی به ازدواج ندارد. من برایش آرزوهای زیادی دارم. دختر خواهرم، دختر بسیار خوبی است، او نیز پسرم را خیلی دوست دارد. نمی خواهم این فرصت را از دست بدهد. اصلاً پسرم از بچگی او را دوست داشت ولی نمی دانم چرا به یکباره از این تصمیم منصرف شده است. نگاه پسر نشان می داد که حرف های زیادی برای گفتن دارد. وقتی مادرش از اتاق بیرون رفت نفس راحتی کشید و گفت: نمی دانم آیا می توانم صحبت
اسرار ویلای گل سرخ
برای اولین بار منقلب نشدم . حیرت آور بود وقتی که متوجه شدم برای به یاد آوردن جزییات آن حادثه ، باید خیلی به حافظه ام فشار بیاورم . دیگر نه حسرتی در من بود و نه خشم و انتقام جویی به سراغم آمد . حتی اندوهگین هم نشدم . دلم می خواست یک سیگار روشن کنم . به یاد کاووس افتادم و جوری که انگار آن مرد افسانه ای کنارم نشسته باشد گفتم : - نه رفیق ، دیگه نه ، بدون تو هم می تونم از عهدش بر بیام
با ستاره های سینمای ترکیه بیشتر آشنا شوید/عکس
بگذارد. او که متولد 30 آوریل 1970 است، در 45 سالگی هنوز به اندازه پدرش، سیتارگنچ معروف نشده است. هالیت عاشق کار کردن با کارگردان های جوان و مستعد است. وی تحصیلات ناتمامی در رشته مهندسی دریایی دارد. هالیت سال 2007 با گیزم سوییسالدی ازدواج کرده بود که این ازدواج تنها یک سال دوام آورد. پس از آن هنگام فیلمبرداری سریال هزار و یک شب با همبازی خود برگوزار کارل ازدواج می کند و ثمره این ازدواج
قتل فرزند 8 ماهه برای ازدواج با مرد غریبه
گفت: من برای محمود تقاضای قصاص ندارم و از او فقط دیه می خواهم اما همسرم باید مجازات شود. وقتی نوبت به رویا رسید تا از خودش دفاع کند گفت: من به محمود علاقه داشتم و می خواستم با او ازدواج کنم برای این کار پروانه مانع بزرگی محسوب می شد و باید به هر شکل ممکن او را از بین می بردم برای همین هم به فکرم رسید وی را بکشم البته محمود هم با این نقشه من موافق بود. چند روزی بود که دخترم به شدت سرماخورده بود و من
چالش های بودجه و مسئولیت مجلس/ برنامه های اقتصادی و طراحی مکانیزم ها
دارند گویا از تورم و گرانی ها و مشکلات اقتصادی مردم بی خبرند. دوستان مجلسی و دولتی باید بدانند سرپرست یک خانوار 4، 5 نفری حتی اگر 5/2 میلیون تومان درآمد داشته باشد، نمی تواند به راحتی اقساط رنگارنگ، اجاره خانه و شهریه دانشگاه و هزینه ازدواج فرزندان را بپردازد. به عبارت بهتر تعیین سقف 5/2 میلیون تومانی نمی تواند یک عدد علمی و کم خطا باشد. اصلا همین تعیین عدد می تواند به یک اشتباه بزرگ
مادرشوهرم به من طعنه می زند و مرا مسخره می کند
چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده گفت: روزی که با شوهرم آشنا شدم متوجه شدم که او 5 سال از من کوچک تر است. با این حال عاشقش شدم و او نیز به من علاقه مند شد. برای همین تصمیم به ازدواج گرفتیم، اما وقتی موضوع را با خانواده هایمان در میان گذاشتیم خانواده شوهرم با این ازدواج مخالفت کردند. وی ادامه داد: خانواده همسرم
همخانه شدن مجردهای غریبه در زندگی سفید!
جهان صنعت در گزارشی نوشت: تقسیم اجاره و پول پیش نخستین توجیهی است که با دیدن آگهی های همخانگی به ذهن می رسد. فشار گرانی مسکن می تواند توان مالکیت یک واحد آپارتمان را سلب کند اما نیاز اولیه سکونت را نه. نیازی که با سکونت در شهری دیگر یا تمایل به جدایی از خانواده به دلایل مختلف سر بر آورده و راه حل های موقتی باید به تامین آن کمک و گریزی پیدا کنند. پل های هوایی و دیوارهای شهر می توانند وسیله اطلاع
راز پنهان دختر همسایه در دعوای 2 خروس
وی علاقه مند است، از من خواست بی خیال شوم و دست از سر مژده بردارم.تا آن لحظه اصلا تصور نمی کردم مژده با پسری دوست باشد، وقتی این پیغام را شنیدم ناراحت شدم و با این تصور اینکه مژده برخلاف میل باطنی اش می خواهد با من نامزد کند، اذیتم کرد. اصلا نمی خواستم مانع علاقه کسی بشوم به خاطر همین با واسطه گری خواهر مژده با او حرف زدم و فهمیدم حامد را می شناسد و چند باری از وی پیشنهاد دوستی گرفته اما علاقه ای
طلاق به خاطر تلفن همراه
بی توجهی و سهل انگاری های زن جوان، باعث شد تا همسرش راهی دادگاه خانواده شود و درخواست طلاق کند. سجاد پس از این که به شعبه 268 دادگاه خانواده مراجعه می کند برگه ای را به دست قاضی عموزادی می دهد و روی نیمکت می نشیند. قاضی عموزادی پس از بررسی دادخواست می گوید: دلیل اصلی ات برای جدایی از همسرت چیست؟ سجاد بدون هیچ معطلی به قاضی می گوید: آقای قاضی دیگر تحمل زندگی با همسرم را ندارم
فرار هولناک زن جوان از ارابه شیطان
روز نو : زن جوان وقتی دید راننده شیطان صفت وی را در مسیر انحرافی به ناکجاآباد می برد در اقدامی شجاعانه خود را به بیرون پرتاب کرد. به گزارش ایران، این زن نکایی پس از گذشت سه ماه در حالی به کما فرورفته است که راننده فراری در زندان به سر می برد. رضا که خود را شوهر خواهر این زن معرفی کرد، گفت: ساعت 8 صبح روز 24 آذرماه خواهرزنم هنگامی که برای رفتن به محل کار، نکا را به مقصد
زن برای شوهرش مهریه 2 هزار سکه ای پخت!
به گزارش فارس ، زنی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواست مهریه خود را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد. این زن 26 ساله در حضور قاضی شعبه 235 این مجتمع قضایی خانواده با اشاره به اینکه دو ماه از زندگی مشترکشان می گذرد ، گفت: مهریه ام را که 2 هزار سکه بهار آزادی است را از شوهرم که آشپز است ، می خواهم. شوهرم فقط یک آشپز است و فاصله سنی او با من 14 سال است ولی من مهریه ام را می
گرفتاری زن ساده لوح در دام دلسوزی های مرد تبهکار
اواسط دی ماه سال جاری زن جوانی به دادسرای ناحیه 11تهران رفت و گفت از آنجا که همسرم بازنشسته یک سازمان دولتی است و حقوق ماهانه برای هزینه زندگیمان کم است تصمیم گرفتم برای خودم کاری دست و پا کنم به خاطر همین به دوستانم سپردم که اگر مراکز تولیدی نیاز به نیروی کار داشتند مرا معرفی کنند. چند وقت پیش یکی از دوستانم گفت یک خانواده ثروتمند نیاز به یک کارگر دارند. من نیز پذیرفتم و قرار بر این
راز آدمکش های نقابدار در قتل عروس روستایی
ترسیده بود و گریه می کرد با اشاره دست مأموران را داخل خانه و محلی که همسرش هدف حمله قرار گرفته بود، هدایت کرد. مأموران وقتی وارد خانه ویلایی شدند با به هم ریختگی محوطه داخلی اتاق ها روبه رو شدند. آنان پس از ورود به یکی از اتاق ها با پیکر نیمه جان زن جوان خانواده در حالی روبه رو شدند که هدف ضربات چاقو قرار گرفته و دچار خونریزی شدیدی شده بود. نیروهای پلیس بلافاصله امدادگران اورژانس
دخترم را دوست داشتم، من او را نکشتم!
اما اعتیادش امانمان را بریده بود و خیلی آزارمان می داد اما هیچ وقت فکر نمی کردم دخترش را بکشد وقتی به خانه آمدم و دیدم دخترم را کشته است شوکه شدم. همسایه ها گفتند دیده اند شوهرم نگین را به پایین پرت کرد. علی بعد از مدت ها قتل را قبول کرد و گفت: هنگام حادثه مواد مصرف کرده بودم و اصلا در حال خودم نبودم داشتم با دخترم درددل می کردم و به او می گفتم چرا زندگی ما این طور شد که یکدفعه او را بلند کردم و
نقدی بر فیلم خانه دختر با محوریت جامعه
اجرای نادرست عرف های سنتی گذشته به شکل امروزی که از طریق گواهی سلامت پزشکی صادر می شود را نشان داده و تحمیل آن به دختر، قبل از ازدواج را به تصویر می کشد. در عرف های گذشته، همین طور در دوران قاجاریه، نداشتن رابطه احساسی و جنسی قبل از ازدواج برای مرد و خصوصا زن ارزش ویژه ای محسوب می شد که خروج از آن، بی ناموسی محسوب و بدنامی بزرگی برای افراد و خانواده ها به دنبال داشت. نمونه ای از به تصویر کشیدن این
شکار در چت
گذاشتند و او با خودروی مدل بالای کرایه ای در محل قرار حاضر شد. در این قرار با حرف هایش توانست همه شرایط را برای سرقت آماده کند. قرار بعدی آنها مهمانی خانوادگی مهدی بود تا در آنجا دختر مود علاقه اش را به خانواده اش معرفی کند. نیلوفر هر چه طلا داشت با خود برد تا بتواند مقابل خانواده همسر آینده اش خودنمایی کند. مهدی با خودروی مدل بالا در محل قرار حاضر شد و در میان راه برای نیلوفر که استرس