سایر منابع:
سایر خبرها
شبکه های اجتماعی موبایلی ما را "سکولار" کرد/ سرقت 14میلیارد بسته اطلاعاتی از ایران در یک ماه
ارسالی تعریف می کنند، خب! این چه سودی دارد؟! چقدر ابهامات و چرند و پرند کنار اینها می آید. تسنیم: پس در واقع از طریق مکانیزم هایی خاصی، آنها در حال مدیریت فضای مجازی و افکار ما هستند، در صورت امکان این موضوع را با چند مثال دیگر توضیح دهید. بله؛ سایتی به نام social marker وجود دارد که این سایت Resultهای شبکه های اجتماعی را نشان می دهد؛ شما نگاه می کنید می بینید مثلا 10 صفحه ای
تقابل یا تکامل در تربیت دینی؟!
مخاطبین خود را به سمت گرایشی که آن را دین می نامند سوق داده اند. اما سؤال مطرح می شود که منظور از دین چیست؟ با کمی کنکاش در ماهیت رسانه های غربی و محتوای برنامه های آنان متوجه می شویم که منظور محققان از دین گرایی همان معنویت گرایی صرف بوده است. یعنی اعتقاد به یک سری آموزه هایی که به زندگی رنگ و بویی دیگر می دهد و الا دین با ابعاد و چهارچوب اساسی آن مدنظر نمی باشد. در اینجا نوعی نگاه
کارگردانان هالیوودی؛ زندگی پشت دوربین
بتوانید یک لحظه از یک فیلم را داخل آن بگذارید. آن لحظه چه خواهد بود؟ بویل: اوه، همانی که در 2002: یک اودیسه فضایی دیدیم؟ همان شکل کپسولی تاریخ که چیز زیادی درباره مان می گوید. ایناریتو: من لحظات و صحنه هایی را به یاد می آورم که حتی هنوز هم قادر به فهم شان نیستم. اما نوعی افشاگری را در آن ها احساس کردم. مثل "استاکر" از تارکوفسکی. هربار که آن فیلم را می بینم فقط از خودم
شهید عبدی می گفت روزی اش در این دنیا تمام شده است
با آب و هوای شرجی خوزستان سازگار نبود و زیاد گیر می کرد. همان شب عملیات باز با صحنه جالبی روبه رو شدم. سید مجتبی پژمان مسئول دسته و رضا عقیلی را دیدم که داشتند با آب داخل یک بشکه غسل شهادت می گرفتند. حدود ساعت 30/10 شب بیستم آذرماه 1359 از خط خودمان جدا شدیم و به طرف دشمن حرکت کردیم. در بین راه یکی از بچه ها گفت: امشب انتقام شهدا را می گیریم. بلافاصله سید مجتبی پژمان گفت: اگر با این نیت میایی، از
شهری که زندگی ست
خبرنگاران ورزشگاه تختی، باید درست از وسط سکوهای هواداران عبور کنی. بعد مثل ژیمناست ها از وسط دو میله جوش داده رد بشوی و سرانجام از سیمی که جلوی در قرار گرفته نیز عبور کنی و روی یکی از صندلی های جایگاه کوچک بنشینی و در کنار خبرنگارانی که با نگاه به عبارت آی اسپورت روی کارت ات، شروع به صحبت از پژمان راهبر می کنند، منتظر بمانی تا شاید یک آقای مهربان از راه برسد و رمز اینترنت را در اختیارت قرار بدهد. تعریف
این درد، درمان دارد
لذتی نیمرو را می خورد که من حظ می بردم. هر چند که بعدش درینا هم دوره تهوع را پشت سر گذاشت اما من با همین دلخوشی های کوچک خودم را محکم نگه می داشتم. رضایت به رضای خدا مادرانی که تازه متوجه ابتلای کودکانشان به سرطان می شوند امیدشان را در هیچ لحظه ای از دست ندهند. نه به گذشته نگاه کنند و نه به آینده خیلی دور. با همین لحظه زندگی کنند. هیچ وقت نگویند چرا اینگونه شد. این موضوع هیچ
هنرمند 70سانتی فومنی
داده برای پدر و مادرش خانه ای در فومن گیلان ساخته است و با هم زندگی می کنند. در حال حاضر هم از زندگی اش راضی است و خدا را شکر می کند و حتی می گوید از جوان های امروزی هم پرانرژی تر است و امید به زندگی فراوانی دارد. دلش می خواهد همه بیایند و کارهایش را ببینند. نه به این دلیل که بتواند آنها را بفروشد بلکه به این خاطر بیایند و کارهایش را ببیند که متوجه شوند وقتی کسی مانند فریبا با چنین وضعیت جسمی می
اصلاح طلبان چگونه می آیند؟ / عبدالله ناصری پاسخ می دهد
نام ها خیلی بیشتر بود. شاید یکی از دلایل آن هم تجربه انتخابات های گذشته بود. یعنی انتظار ثبت نام بیش از این تعداد را داشتید؟ تعداد ثبت نام نامزدهای شاخص رای آوری که می توانند از فیلترهای نظارتی عبور کنند می توانست بیشتر باشد که البته این موضوع نه تنها برای اصلاح طلبان، بلکه برای جامعه اتفاق خوبی نیست. از آن طرف هم افرادی مثل باهنر ثبت نام نکردند. به هر روی باهنر شخصیتی بود که
نماز جمعه آبادان مورد توجه خاص امام خمینی بود
اهمیت برگزاری نماز جمعه آبادان در دوران محاصره و پس از آن در زیر بمباران و موشک باران دشمن بعثی آنقدر بود که حضرت امام خمینی بطور خاص وضعیت برگزاری نماز جمعه را در این شهر پی گیری می فرمودند و گاهی اگر به دلایلی برگزار نمی شد بلافاصله از مسئولین در خصوص علت عدم برگزاری سوال می کردند. شواهد و گفته ها حاکی از این بود که دشمن بعثی هم از برگزاری نماز نگران بود و به دنبال این بود که نماز جمعه را مورد حمله قرار دهد.
هنرمند 70سانتی فومنی
برای پدر و مادرش خانه ای در فومن گیلان ساخته است و با هم زندگی می کنند. در حال حاضر هم از زندگی اش راضی است و خدا را شکر می کند و حتی می گوید از جوان های امروزی هم پرانرژی تر است و امید به زندگی فراوانی دارد. دلش می خواهد همه بیایند و کارهایش را ببینند. نه به این دلیل که بتواند آنها را بفروشد بلکه به این خاطر بیایند و کارهایش را ببیند که متوجه شوند وقتی کسی مانند فریبا با چنین وضعیت جسمی می تواند
روایتی از لحظه عروج شهید عباس پاینده در عملیات کربلای چهار
کردم با دست چپم شهید را نگهدارم که در آب فرو نرود، دیدم نمی توانم. هر کاری کردم دیدم دارم خفه می شوم، در حال تقلا کردن بودم که شهید پاینده از من جدا شد و در مسیر آب از من دور گشت، من هم با نگاه حسرت آلود از ماتم فقدان این یار همسنگر و دوری جسمش، این شهید عزیز را در مسیر نهر خیّن بدرقه کردم. موفق شدید از نهر عبور کنید؟ به زحمت خودم را به آن طرف آب رساندم که به بچه ها بگویم که
مرجع تقلیدی که پدرش اورا وقف امام زمان کرد
حالی که برافروخته (و خوشحال) بودند وارد جلسه درس شدند، گفتم چرا؟ از پاسخ امتناع داشتند، با اصرار من جواب دادند که دیشب ولی عصر سلام الله علیه را خواب دیدم به من فرمود: ناصر تو از ما استفاده خواهی کرد. شویق ها و عنایت های حضرت امام (رحمه الله) آیت الله مکارم شیرازی در همین رابطه خاطره شیرینی را از دوران مجلس خبرگان قانون اساسی نقل می کنند:”من در بخش مذهب در قانون اساسی با چند نفر
عبور از دلالی سنتی به بازاریابی علمی در نفت و گاز
مسیرهای معمولی ای که خودم بلد بودم به محل کنفرانس بروم. در نتیجه ممکن بود گرفتار ترافیک تهران شوم. علاوه براین مجبور بودم به دنبال جایی برای پارک اتومبیلم بگردم که این مسئله هم با توجه به کیمیابودن جای پارک در شهری مثل تهران، مسلما وقتم را تلف می کرد. دست آخر هم شاید مجبور می شدم در مکانی غیرمعمول پارک کنم که در این صورت احتمالا باید با پلیس راهنمایی و رانندگی و جریمه اش طرف شوم. بنابراین بهترین
10 واکنش چهره ها به درگذشت اینانلو
آهنگری در بلخ را به پایش نوشتند و محبوبیت بی نظیرش را گردن زدند... اشک راه نگاه را میبندد نمیتوانم بیشتر در این مورد بنویسم اما... اما باید نوشت! باید گفت! اینانلو تکرار شدنی نیست! اینانلو مرد کهن یک عمر مطالعه و تحقیق میدانی در طبیعت ایران و جهان بود. آنهم با هزینه شخصی! وقتی با بلیزر قدیمی و رنگ و رو رفته اش سوژه ای را در طبیعت برای فیلمبردای میدید هیچ چیز جز ثبت تصویر آن لحظه برایش مهم
از گریه های راننده تراکتور مین کوب تا شهادت مظلومانه جوان بی سیم چی
عملیات جزیره مجنون کاسته شود. قبل از این که گردان جوادالائمه (ع) وارد عمل شود، شب های قبل، گردان های دیگر لشکر 25 کربلا چند مرتبه در منطقه چیلات وارد عمل شده بودند و برای همین عراقی ها کاملاً هوشیار، منتظر بچه ها بودند، وقتی رمز عملیات به فرمانده اعلام شد، نیروهای ما به مواضع دشمن یورش بردند. عراقی ها با تمام سلاح هایی که در دست داشتند بر سر ما گلوله باریدند، من تا به آن روز
کیهان و خوانندگان
]...[ مرند چند نفر دانش آموز بی بضاعت را که نتوانسته بودند به مدرسه کمک نمایند از خوردن شیرینی محروم کرد؟! این چه فرهنگی است که در حال شیوع است، دیروز بیمارستان خمینی شهر اصفهان و امروز یک مدرسه در مرند! 8902---0914 * ما تعدادی دانش آموز دبیرستان مدارس 17 شهریور و ملاصدرا سوسنگرد در استان خوزستان با مشکل جدی پرداخت هزینه اجباری روبه رو هستیم. مدیر مدرسه ما را برای پرداخت شهریه شرکت در
تلاش در قلمرو مبارزه و امداد
خود را به زلزله زدگان عرضه کنند و آثار تخریب آن واقعه هولناک را تا حد امکان از بین ببرند. پس از وقوع زلزله کاروانی حامل وسایل ضروری و مواد خوراکی به همراه چند نفر پزشک از طرف مسجد همت به طبس رفت. (13) عباس بزرگ زاده که از مدیران اجرایی این کاروان امداد بود، از فعالان سیاسی و مبارزاتی مسجد همت تجریش به شمار می رفت. (14) راهپیمایی های میلیونی پس از هفدهم شهریور و
فرهنگ در رسانه
نیز مورد حمایت قرار بگیرد . صادقی با ابراز خرسندی از رشد انیمیشن ایران ادامه داد : در حال حاضر این گونه هنری به رشدی رسیده که اگر در مسیر درستی قرار بگیرد و در اموری مانند تصویب طرح ها، سرمایه گذاری، مشارکت بخش خصوصی، توزیع و پخش و ... حمایت شود، تا چند سال دیگر اگر از سینمای اکران بالاتر نزند، پایین تر نخواهد بود . او بهترین راه کمک به انیمیشن را مشارکت بین المللی دانست و توضیح داد : با این شیوه
این زوج خوشبخت هنری را می شناسید؟
عشق میان آرش میراحمدی و مرجان صفابخش به گزارش پایگاه خبری شباویز زوج های خوشبخت نگاه جالبی به زندگی دارند و در یک صحبت ساده تلفنی هم می توانید متوجه این راحتی شوید. انرژی آدم های ساده اما شاد و صمیمی که حرف های شان بوی صداقت می دهد حتی از دل سیم های تلفن هم عبور می کند و تاثیر خودش را می گذارد. صحبت با آرش میراحمدی و همسرش مرجان صفابخش هم همین حس و حال را دارد. زوجی که در سن کم به زیر
روایتی دیگر از حضور کاروان اهل سنت در راهپیمایی اربعین 94
: هدف شما از زیارت امام حسین (ع) و نگاه شما به این سفر چیست؟ گفت: عشق بازی با حسین!! من تعجب کردم و این حرف او را به پای همراهی و همدلی با همسفران شیعه مذهبش گذاشتم. با خودم گفتم حتماً می خواهد با هم راحت باشیم. رعایت برخی آداب را می کند و باب میل ما سخن می گوید. رسیدیم به مهران و بعد از مدتی معطلی و خوردن شام که سیب زمینی آب پز بود به طرف پایانه مرزی رفتیم و داخل خیل عظیم جمعیت فشرده
شهریار آقایی: با چماق نمی شود اعتماد مردم را کسب کرد
کیف دستیم همواره آماده بود وخدا را شکر مقهور میز نشدم ،لذا من فقط گفتم الحمدالله. خدا را شکر که مسئولیت سنگین از دوش من برداشته شد و خدا را شکر که هیچ گاه از منافع مردم کوتاه نیامدم و حتی یک لحظه دست از بیعتی که با ولایت بسته بودم، برنداشتم. پس از رفتن از فرمانداری نظر آباد تاکنون به عنوان مشاور استاندار البرز به خدمت به مردم البرز ادامه می دهم. البته مسئولیت های ملی در وزارت نفت بر عهده
بخش های خواندنی "خاطرات یک لباس شخصی"
و مطهری شلوغ شده، تا زنگ بزنم بچه ها رو جمع کنم یک ساعتی طول کشید. شدیم سه تا موتور و رفتیم سمت میدون فاطمی. تو مسیری که ما می رفتیم اتفاق خاصی نیفتاده بود ولی اوضاع خیلی ملتهب بود، همه ایستاده بودن کنار خیابون، در قالب جمعیت های سه و چهر نفره. فکر می کردم همه دارن چپ چپ به ما نگاه می کنن. یاد سال 78 و 82 افتادم، به نظرم یکی دو روز اول آشوب سال 88 شبیه بود با داستان های قبلی، هر چند که بقیه روزهاش
خواست ما این است تا به جوانان بها داده شود
مفقود این است که اعتماد وجود ندارد. برخی همچنان فکر می کنند فردی که چند دوره وزیر و نماینده بوده است احتمال اینکه از پسِ چم و خم کار برآید بیشتر است و معلوم نیست که یک چهره تازه نفس چه کارنامه ای از خود برجا بگذارد. ضمن اینکه باید درنظر داشته باشیم عموما اشتباه جوانان بیشتر به چشم می آید و بیشتر به عنوان یک فرد فاقد صلاحیت دیده می شوند اما افرادی که باسابقه تر هستند، با نگاه خطاپوش ناظران بیشتر
دستکاری شناسنامه برای اعزام به جبهه
ما آتش می ریخت، درگیری تا حدود اذان صبح طول کشید و ما در حال حرکت نماز را می خواندیم و پشت تپه نشستیم که سراغ اصغر را از عبدالرضا گرفتم که کسی خبر نداشت. متوجه شدم که اصغر در آن قست تپه مانده از ادامه حرکت امتناع کردم گردان در حال عقب رفتن بود من گفتم من برنمی گردم باید به دنبال اصغر برم با حدود 5 نفر از بچه ها برگشتیم و با مصیبت فراوان از زیر گلوله های دشمن عبور کردیم و به بالای تپه
مروری بر دست نوشته های شهید محمود معین الاسلام در گفت وگوی روزنامه جوان با حاج سعید وفایی
گذشته و حدود 40 کیلومتر پیش رفتیم. مسئله بسیار جالب این بود که ما فشنگ نداشتیم و گردان نیز نتوانست مهمات ما را تأمین کند. ساعت 5 صبح با دشمن درگیر شدیم و گروهان ما به محاصره دشمن افتاد. به طور معجزه آسایی از محاصره رهایی یافتیم و این در حالی بود که با شدت هرچه تمام تر زیر رگبار گلوله های ضد هوایی و آر. پی. جی و خمپاره دشمن بودیم و خودمان مهمات برای مقاومت نداشتیم. به هر حال با به جا گذاشتن چندین شهید
حسابرسی منصب داران در قیامت سخت تر است
شبش را بخواند، آن مرد خدا به خاطر نخواندن نماز شب، مثل مار گزیده ها به خود می پیچید، گریه می کرد، گویی که جوانش مرده است. *مگر می شود طلبه نماز شب نخواند! آن مرد بزرگوار که این قضیه را برایم نقل می کرد گفت: با مرحوم میرزا علی آقا شوخی کردم و گفتم آقا، ما هیچ وقت نماز شب نمی خوانیم توهم یک شب نخوان! گفت مگر می شود طلبه نماز شب نخواند! نماز شب من از شانزده سالگی تا به امروز
ولی الله مومنی را به قطعه هنرمندان بردند
هایمان باشیم کنار هم بودیم. او هنرمند شوخ طبعی بود. ولی الله مومنی در سینما هم خوب درخشید و چند نقش ماندگار ایفا کرد. وی سپس با بیان اینکه از همکاری با زنده یاد مومنی افتخار می کرد، خاطرنشان کرد: وقتی خبر درگذشت این دوست عزیز را شنیدم یک ساعت سکوت کردم و با خود می گفتم چطور ممکن است قد و قامتی مثل مومنی با روحیه شاد و ورزشکار سکته قلبی کند، حتما درونش چیزی بود که او را اذیت می کرد. به هر
واکنش هاشمی به گزارش رحیم صفوی
بود. شاید برای ابراز وفاداری شان به نظام، در عین حذف آقای منتظری بود. امام جمعه در مسیر از مشکلات خود و عدم امکان اقامه نماز در مسجد به جز جمعه گفت؛ به نظر می رسید در مقابل آقای [عباس] ایزدی، [امام جمعه سابق] مشکل دارد. استاندار گفت، از طرف دادگاه ویژه [روحانیت] به آقای ایزدی گفته شده که از نجف آباد برود و این را کار خوبی نمی داند. به محض تمام شدن مراسم، برف هم ایستاد، ولی چون هوا مناسب
راهی برای در امان بودن از فتنه های آخرالزمان!
و حال شما متغیّر می شود، یک طرف است. این را کم ندانید. برای این که بخواهیم دائم به یاد آقا باشیم، حداقل هر ساعت، یک دعای سلامتی برای آقا جان بخوانیم. البته اگر دعاهای دیگری هم خواندی، اشکال ندارد، مثلاً برخی می پرسند که می شود دعای فرج الهی عظم البلاء را بخوانیم که می گوییم: بله، آن هم اشکالی ندارد. اصلاً راه هدایت، همین است که انسان به دنبال حضرت باشد، اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ
روایت حمیدشاکرنژاد از سانحه تصادف
به دلیل درگیری ها و بدقولی ام نتوانستم در تحریریه حاضر شوم اما باز هم پیگیر حال و وضعیت من هستند. در این هنگام همسر حمید شاکرنژاد بار دیگر از همکاران ایکنا تشکر کرد که اخبار لحظه به لحظه و البته موثق را از این حادثه منتشر کرده است، اخباری که حتی خود آنها نیز پیگیر آن بودند. حمید شاکرنژاد در لحظه های آخر حضور ما در منزلش سعی کرد کمی بخندد، هر چند وقت اذان گذشته بود و می خواست