سایر منابع:
سایر خبرها
قتل دایی در رقابت عشقی
چاقو کشید و بعد به مادرم فحش داد. مادرم فوت شده بود و هنوز یک سال از مرگ او نگذشته بود این حرفش من را عصبانی کرد طوری که نتوانستم خودم را کنترل کنم چاقویی که بیرون آورده بود تا من را بزند از او گرفتم و چند ضربه به بدنش زدم بعد هم توسط پلیس بازداشت شدم. متهم در مورد اینکه چطور تضمین می دهد دیگر دست به قتل نزدند، گفت: پدر بیمارم خانه اش را فروخت و 90میلیون تومان به اولیای دم داد تا من را از قصاص نجات
انتخاب های سخت (9)
اوباما در وزارت خارجه ملحق شوند تا در مراسم استقبال از هیئت های دیپلماتیک در روزهای تعطیل بپیوندند. من به مهمانان در اتاق بنجامین فرانکلین در طبقه هشتم خوشامد گفتم و سخنانم را با جملاتی درباره دوستمان که چند خیابان آنطرف تر در حال دست و پنجه نرم کردن با زندگی بود، شروع کردم. سپس گفتم پزشکان چیزی را متوجه شدند که دیپلمات ها و دیکتاتورهای سراسر جهان، مدت ها پیش آن را فهمیده بودند: هیچ کس سرسخت تر و
استدلال تازه سلحشور: شرم اجازه نداده "تا وقتی دولت هست و بودجه هست"، [برای بودجه سریال ام] از رهبری کمک ...
بزرگواری که گفت بروید بسازید و بعد ما نظر می دهیم؛ در مورد سریال یوسف(ع) بدجور به ما ضربه زدند و خیلی راحت انتقاد کردند و زبان همه دشمنان یوسف و کارهای مذهبی و قرآنی را سر ما بلند کردند. * به نظرم اتفاقا نکته خوبی است که خود شما بعنوان یک فرد متدین، خواست جدی دارید که متن فیلمنامه را عالمان بخوانند تا مشکلی پیش نیاید و مایه امیدواری باشد. البته به نوعی نقد است صحبت الان شما.
وقتی استاد قرائتی به شهید بهشتی قول شرف می دهد!!!
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران ؛ استاد قرائتی می گوید: سال ها پیش که من طلبه گمنامی بودم، شخصیت مشهوری مانند دکتر بهشتی با من تماس گرفت و گفت: حرف مهمی با شما دارم، می خواهم از تهران به قم بیایم، یک ساعت مهمان شما خواهم بود، آن زمان کسی در خانه نباشد. ایشان سر موعد تشریف آوردند و گفتند: باید به شما یک تبریک بگویم و یک خطر را هشدار دهم، تبریک به خاطر اینکه معلم خوبی هستی و خطر اینکه ممکن
بامداد سرخ
امشب وارد این درگیری نشوم چون خیلی خسته بودم، با خودم گفتم داخل می روم و حرفی به برادر سارا می زنم آن وقت دعوا می شود، بهتر است فردا بیایید؛ اما متاسفانه این حادثه اتفاق افتاد. راستش را بگویم برادرم مشکل دارد و همه ما این را می دانیم و خانواده سارا هم می دانستند هربار که برای مراجعه به پزشک یا خرید دارو می رفتم او هم می آمد حتی آن شب به من گفت کریم گفته بیایید سارا را ببرید ممکن است او را بکشم
قسمت پنجم: زیبا
؟ چرا بچه دار شدی؟ گویا همه از زیبا گریزانند؛ مادرم بعد از ازدواجم به من گفت دیگر اینجا نیا. خودت کم بودی حالا شدید دونفر. اما زیبا دوست نداشت لحظه ای فرزندانش را تنها بگذارد؛ می خواستم مثل دیگران لحظاتی را در مهدکودک با فرزندانم باشم، اما به من گفتند بچه های مردم از تو می ترسند، فرزندت را بگذار و برو. همه به خاطر ظاهرم از من فراری بودند. نه در مدرسه دوستی داشتم نه در محل کار. به همین دلیل بود
گپی با ماه چهره خلیلی، بازیگر سریال گذر از رنج ها
را دوست دارید؟ هنگام بازی که خودمان را در آیینه نگاه نمی کنیم! ولی الان که سریال را می بینم، برایم جالب است که نقش شبیه خودم است. مردم هم بیشتر با کتایون ارتباط برقرار کرده اند. به نظر می آید شما از آن دست بازیگرانی هستید که برای ایفای نقش از گریم های سنگین واهمه ندارید. وقتی به من نقشی پیشنهاد می شود، در مرحله اول سناریو برایم اهمیت دارد و بعد نقشی که بازی می کنم
آرزویم همکاری با فدراسیون خادم است
. خیرآبادی هرچند تا دو سال دیگر با جمهوری آذربایجان قرارداد دارد، اما او بی قرار هدایت تیم ملی ایران است. علاقه مندان به کشتی از خواندن مصاحبه این مربی اهل سنندج، خسته نخواهند شد. تیم ملی جمهوری آذربایجان در شرایطی با هدایت شما عنوان قهرمانی رقابت های جام جهانی کشتی فرنگی را از آن خود کرد که کمتر کسی چنین کارنامه ای را برای شما متصور بود، آن روزی که به باکو رفتید (بعد از المپیک 2012 لندن
کاش تندروها تاوان مواضع خود را بدهند
می کردند.کارشناس امور سیاسی افزود: کاری که اینها در عمل انجام می دادند تحریم دیپلماتیک ایران بود تا ایرانی ها نتوانند صدای خود را به دنیا برسانند. برای مثال طرح بستن سفارتخانه ها که این افراد مطرح کردند از جمله مواردی بود که در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مطرح می شد. کاش تندروها تاوان مواضع خود را بدهند فلاحت پیشه با اشاره به تعطیلی سفارت انگلیس در تهران ادامه داد: پس از حوادث سال 88 دستهای
حمله شدید و بی سابقه مجتبی محرمی به بازیکن عراقی استقلال
...مثلا پیشکسوت فوتبالی..!؟؟ هه متاسفم واسه خودم که همچین پیشکسوت هایی دارم..یکیشون که فامیل بازیکنای تیم خودمون رو مسخره میکنه..یکیش هم شما و... بازم خوبه امثال مهدوی کیا و دایی و باقری و عابدازده هنوز رو داریم که ابرومون نره.. بشین بینم باوووووو نقل قول 2015-02-26 02:59 +66 [43] نادر خیلی با حال بود. دم مجتبی محرمی دوست داشتنی گرم! نقل قول 2015-02-26 02:54
پورعلی گنجی: 6 ماه دیگر به اروپا می روم
/> اسطوره شدن خیلی سخت است قطعا من هم دوست دارم مثل آقای مهدوی کیا، علی کریمی و جواد نکونام و سایر بازیکنان بزرگ فوتبال ایران، روزی به یک بازیکن اسطوره ای تبدیل شوم. اما در این مدت که فوتبال بازی می کنم فهمیده ام که رسیدن به این مساله چقدر سخت است. زمانی که بچه بودم و فوتبال را از تلویزیون نگاه می کردم فکر می کردم همه چیز چقدر راحت است اما حالا می گویم حتی دویدن در زمین هم خیلی سخت است چه رسد
زندگی و مرگ شاعر زبان بسته ها در 7 پرده
عجیبی داشتم.شب ها هم بچه های همسایه دور حوض می نشستند و من برایشان قصه تعریف می کردم.ماجراهایی را توی ذهنم می ساختم و می گفتم.مثلا سفر به کره ماه.همین طور چاخان سر هم می کردم و بعد در یک جای حساس روایت را نگه می داشتم و می گفتم خب بقیه اش را فردا شب می گویم.باز فردا می دیدم همه دور حوض جمع اند و منتظر مانده اند که دنباله ماجرا را بشنوند. چنان چاخان ها و چیزهای چرت و پرت می گفتم که خودم الان تعجب می
سینمایی ها به فکر سلامت خود هم باشند
بچه مسلمانی بود که نشان داد، می توانم دوست مسلمان داشته باشم و در کنار او احساس امنیت کنم و برادر مسلمان را مثل برادر خودم بدانم. آباد ادامه داد: سعید شش سال با این بیماری مبارزه کرد. با وجود بیماری دشوارش این همه مدت دوام آورد، به همین دلیل از او سپاسگزارم. او خود در بدترین شرایط نگران بود که ما نگرانش نباشیم و آرزو می کنم سعید آخرین قربانی سرطان باشد. سپس بهروز شعیبی کارگردان جوان سینما
آنچه در 20 روز آخر بر مرتضی گذشت
پاسخش به حرف من مثبت بود، دستم را فشار می داد و اگر منفی بود، عکس العملی نداشت.مرتضی در جریان همه مسائل پزشکی اش بود و من به همین دلیل عصر سه شنبه در گوشش گفتم: مرتضی! اگر قرار باشد عمل شوی به خاطر پایین بودن پلاکت هایت، خونت بند نمی آید. از دیشب 10 واحد پلاکت و 6 واحد خون به تو تزریق کرده اند و فاکتورهای خونت 70 درصد بهتر شده است. (البته واقعیتش 70 درصد نبود و من امیدوارانه به مرتضی حرف زدم
گفتگو با کوتاه قدترین دانشجوی ایران
. البته بیشتر تقصیر خودم بود تا بچه ها. خب با شرایط خاص و قد کوتاهی که داشتم، دوست داشتم بچه ها بیایند جلو و با من دوست شوند، تا اینکه من بروم جلو. نمی خواستم خودم را به کسی تحمیل کنم. از این کار بدم می آمد. به همین خاطر روحیه ام خیلی خراب شده بود. نسیبه اینها را می گوید و خودش را مقصر می داند، نه بچه ها را. دوست داشت همه با او مثل یک بچه سالم برخورد کنند: در خیلی از مواقع من واقعا نیاز به کمک
سرمایه داری که کارتن خواب شد!
کردم و به کار خودم ادامه می دادم تا اینکه با همان دوستم که زمین آن یتیمان را خریده بودیم به یک مهمانی رفتم. آنجا با مواد مخدر از مهمانان پذیرایی می شد و بساط قمار هم پهن بود. به پیشنهاد دوستم در قمار، شرکت و کمی هم کوک مصرف کردم. آن روز حدود 5 میلیون تومان برنده شدم. خیلی کیف داد چون خیلی راحت تر از پول ربا به دست می آمد. به همین دلیل وقتی چند روز بعد، دوستم به من زنگ زد و خواست که
وقتی ویشکا آسایش از همسرش خواستگاری کرد!
وقتی با ویشکا آسایش حرف می زنی، دلت نمی خواهد، باسوال های پی در پی، مسیر مصاحبه را عوض کنی... انگار همان کددادن اولیه، مبنی بر این که، دوران بچگی ات هم مثل الان پرشروشور بودی یا رابطه ات با پسرت چطور است کافیست. چرا که او با هیجان همه اتفاقات را برایت از ابتدا تا انتها تعریف می کند. اهل خودسانسوری و پنهان کردن خودش، پشت نقاب یک چهره مطرح نیست. هیجاناتش را خیلی راحت بروز می دهد و از حس
گاهی به سبک زندگی شهید حمید باکری / از تحصیل در دانشگاه کلن تا شهادت بر اثر اصابت آر.پی.جی+ تصاویر
توانند در خانه پیدایش کنند. تمام وقتش را می گذاشت برای من و بچه ها. سعی می کرد همان وقت کم را هم با ما باشد و حتما یک کار مفید انجام بدهد. تمام این کارها را می کرد تا من آن لبخند رضایتم را از او دریغ نکنم. می آیی نماز شب بخوانیم؟ یک بار گفت: می آیی نماز شب بخوانیم؟ . گفتم: بله . او ایستاد به نماز و من هم پشت سرش نیت کردم. نماز طولانی شد، من خسته شدم، خوابم گرفت، گفتم: تو هم با
این دختر یک بمب روحیه است+عکس
همشهری:زمستان داشت تمام می شد. ساعت 5/6 صبح روز 23 اسفند 1365 بود. همه در هول و ولای به دنیا آمدن بچه ها بودند. اول معصومه به دنیا آمد؛ بچه ای سالم و طبیعی. اما هنوز همه چیز تمام نشده بود، یک ربع بعد قل بعدی فاطمه به دنیا آمد؛ نوزادی که دست هایش رشد نکرده بودند و فقط یک پا داشت. از همه بیشتر پرستار اتاق عمل ناراحت شد چون باید این خبر را به پدر این دوقلوها و بقیه اعضای خانواده که پشت در اتاق عمل
در خواست مادر شهید برای تکمیل مدرسه نیمه ساخته فرزندانش
اشاره به حس مادرانه اش به هنگام شهادت فرزندان خود گفت : من خودم هر سه پسرم را از زیر قرآن راهی جبهه کردم و وقتی هم که خبر شهادتشان آمد خدا صبر ویژه ای به من داد. وقتی محمد را آوردند ما رفتیم بنیاد شهید محمد را که بوس کردم بوی عطری می داد مثل تربیت سیدالشهدا همانجا گفتم خون محمد با خون امام حسین پیوند خورده است . مادر شهیدان آدمی از مسئولان اموزش و پرورش درخواست کرد تا مدرسه نیمه ساختی که به اسم سه شهیدش در شهرستان ابرقو در دست احداث است تکمیل شود. وی در پایان تاکید کرد: من بعنوان مادر شهید هیچ توقع مادی از مسئولان ندارم و فقط دلم می خواهد نام پسرانم زنده باشد. ...
اسکوچیچ: ازنتیجه راضی هستم/ یاد کارتون تام و جری افتادم
به گزارش سرویس ورزشی برنا، در چارچوب هفته نخست لیگ قهرمانان آسیا دو تیم فولاد و السد در ورزشگاه غدیر اهواز به تساوی بدون گل رضایت دادند. دراگان اسکوچیچ در نشست خبری پس از پایان بازی تیمش برابر السد قطر گفت: با توجه به اتفاقاتی که افتاد از نتیجه راضی هستم. خوشبختانه در نیمه اول بازیکنان تمام دستورات تاکتیکی را به نحو احسن انجام دادند ولی متاسفانه به گل نرسیدیم. همانطور که قبلا به بازیکنان خودم
زیدوند یک کشتی برد و برنز گرفت! / ویدیوی دیدار رده بندی 66 کیلو آسیا 2016
دهم . پس حسابی پولدار شدی؟ بله شکر خدا نیاز مالی ندارم. اما خوب خیلی دنبال پولدار شدن نیستم چون پول برای رسیدن به اهداف است و عشق! البته که من جز کشتی عشق دیگری ندارم . عشق به همسرانت چطور؟ اول کشتی بعد همسرهایم چون کشتی را از همه چیز بیشتر دوست دارم. بعد هم من واقعا دلم می خواهد یک فرزند پسر داشته باشم چند برادر و خواهر داری؟ اصلاً با ورزش
اسکوچیچ: با توجه به اتفاقاتی که افتاد از نتیجه راضی هستم/با دیدن این داور یاد کارتون تام و جری افتادم!
داشت، بیان داشت: به هر حال همانطور که اشاره کردید ما تغییر خاصی نداشتیم. تیم های بزرگ مثل رئال و بارسا هم نمی توانند 90 دقیقه برابر رقیبان خود روال ثابتی داشته باشند. من به همکاران خودم گفتم با چنین شرایطی خیلی سخت است که ما در نیمه دوم هم با همین روش بتوانیم بازی کنیم. اسکوچیچ در پاسخ به این سوال که داوری بازی چگونه بود، توضیح داد: بعضی اوقات شما در زندگی با وضعیت های مضحکی روبه رو می
کجاست نامه ای که پول بشود؟/بروند سپیدرود را بالا بیاورند و من داماش را منحل کنم!
دروغ می گویند؟ وی گفت:یکبار رفتید از امور مالی باشگاه بپرسید که امیر عابدینی چقدر پول ریخته و طلبکار هست؟ آیا تا به الان من صدایم در آمده که نزدیک به یک میلیارد خودم آورده ام و به حساب باشگاه ریخته ام؟ زندگی ام را به آتش کشیدم و سه سال و نیم به پای باشگاهی مانده ام که حسابش مسدود است. اگر دو هزار پول هم در آورده ام، از بچه هایی بوده که از تهران آوردم. مدیرعامل داماش در ادامه
"کافه سینما" منتشر می کند/ نخستین مصاحبه بی پرده کارگردان "شکارچی گوزن " بعد از 13 سال/ تارانتینو، رسانه ...
البته فیلم بعدی این کارگردان یعنی وسترن آشفته و نه چندان خوش ساخت دروازه بهشت (Heaven's gate/1980) در گیشه شکست سختی خورد. این فیلم که با حمایت کمپانی یونایتد آرتیستز ساخته شده بود در برابر هزینه 44 میلیون دلاری، تنها 3,4 میلیون دلار فروخت و ضرر مالی هنگفتی را به این کمپانی تحمیل کرد. ساخت فیلم های خنثی و ناموفق (آخرین اثر قابل دفاع او درام جنایی سال اژدها است که در سال 1985 آن را با همکاری الیور استون در مقام فیلمنامه نویس ساخت)، شکست های تجاری متوالی و گسترش شایعاتی مبنی بر تغییر جنسیت چیمینو باعث شد او به تدریج از عالم سینما کناره بگیرد و کمتر در محافل عمومی حاضر شود. این فیلمساز قدیمی که حالا 76 سال دارد از سال 2002 تا کنون با هیچ رسانه ای گفتگو نکرده است. وی اخیرا طی مصاحبه ای با هالیوود ریپورتر به صحبت درباره موضوعات مختلفی پرداخته است: از تحسین فیلم نامزد اسکار همکار قدیمی اش کلینت ایستوود گرفته تا روشنگری در مورد عقاید سیاسی و شایعات زندگی خصوصی اش. نظرتان درباره "تک تیراندا ...
پیشگویی شهید خرازی که خیلی زود محقق شد / ماجرای منتشر نشده طرح عملیاتی فتح مکه
خواندیم بالای کوه ایستاد و از آنجا کل منطقه مکه را زیر نظرگرفت و گفت ببین چقدر راحت می شود این شهر را تصرف کرد اگرمسئولان همراهی کنند مکه قابل تصرف است. بعد از کوه پایین آمدیم گفت من خیمه ها و چادرهایی که اینجاست را که می بینم به یاد خیمه ها و چادرهای جبهه می افتم و دلم هوای چادرها و سنگرهای جبهه را می کند من آن سنگرها را بیشتر دوست دارم. گفتم اینجا محل پا گذاری پیامبران و ملائک خداست می دانی کجا
نظر مجتبی محرمی در مورد قلعه نویی وکرار و پرسپولیس
هستید؟ اینکه هر بار پرسپولیس خوب بازی می کند آن را فوتبال دهه شصتی می نامند و هر بار بعد بازی می کند می گویند فوتبال امروزی بین پیشکسوتان آن دهه و بازیکنان امروز فاصله می افتد، همانطور که در مصاحبه های آنها می بینیم یا می شنویم که یکسری از بچه های تیم در قبال فوتبال دهه 60 جبهه گیری کرده اند. پس بهتر است اصلا از این حرف ها زده نشود. *انتظار چنین نمایشی را از پرسپولیس داشتید؟
کفاشیان اصلاح طلب است یا اصولگرا؟
تفاهم نکردیم. بعد گفتند با ما جلسه بگذارید که رفتیم و با آنها جلسه گذاشتیم. یعنی حجت را تمام کردیم که نگویند اینها سر خود کار می کنند. یعنی همه راه ها را رفتیم تا رسیدیم به آن موقع که دیگر جلوی ورود دوربین ها را گرفتیم. به نظرم این رویه مذاکرات باید دوباره ادامه پیدا کند. نمی دانم چه اتفاقی افتاد که حمایت نکردند. شاید آنها هم از جای بالاتری تذکر گرفتند. شخص شما در آن برهه به شدت مورد
دلایل شکل گیری داعشیسم در جهان
. بنابراین رابطه بین دو کشور بسیار مهم و تأثیرگذار و به نفع دو کشور و منطقه و به نفع حل بحران های منطقه است. اما باید در این زمینه اقدامات زیادی صورت گیرد. عربستان درباره عراق، سوریه، لبنان و یمن با ایران اختلاف نظر دارد و طبیعتا وقتی روابط دو کشور بهبود یابد در همه این زمینه ها می تواند تأثیرگذار باشد و مشکلات منطقه را حل کند. بر این مبنا توصیه شما به دستگاه دیپلماسی کشور چیست؟ اگر
علی اصغر تا آخرین لحظه همراه نیروهایش ماند
کند. دیدم سر اصغر پایین افتاده است. خودم را به او رساندم و سرش را بین دستانم گرفتم. به او گفتم: اصغرجان ذکر بگو، می رسیم، دیگه تموم شد. خیلی بی حال شده بود، اما در همان وضعیت لبخند می زد و مشخص بود که نای حرف زدن ندارد. کمی بعد دوباره گفتم اصغر بیداری؟ سرش را تکان داد. چون هر لحظه احتمال شهادتش می رفت، نزدیک پد هلیکوپتر باز صدایش کردم و گفتم اگر می تواند دستش را تکان بدهد. تکان داد و