سایر منابع:
سایر خبرها
کارگردان ̋کیمیا ̋ از برادر شهیدش سخن می گوید
پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران : جواد افشار گفت: “من و برادرم هر دو در یک عملیات بودیم و من بدلیل قطع پا از زانو، جانباز شدم اما برادرم “محمد رضا” به شهادت رسید” جواد و محمدرضا افشار دو نوجوان از خانواده ای متوسط در قم بودند که در محله میرزای قمی سکونت داشتند. محمدرضا متولد سال 1348 بود که به عنوان نیروی بسیجی لشکر 17 امام علی بن ابی طالب(ع) از مسجد جامع قم اعزام و طبق
عشق به قرآن در دل برادرم ریشه دوانده بود
انتظار برادرم جواد بود، وقتی که در سال 1372 بقایای وسایل و پیکر ناچیز برادرم را تشییع می کردند، چشم های مادرم بر اثر اشک ریختن در چشم انتظاری فرزندش به حدی کم بینا شد که دیگر دیدن برایش سخت شده بود. زحمتکش گفت: همین موضوع باعث شد که مادرم نیز 6 سال بعد از تشییع برادرم به فرزند شهیدش پپیوندد. این خواهر شهید گفت: محل خدمت برادرم سومار بود و وی به خط نگهداری از مناطق عملیاتی آن منطقه مشغول بود
گذشت و اهدای آزادی برای متهم به قتل
ایران آنلاین /سوم شهریور ماه سال 92 مأموران پلیس پایتخت در جریان تصادف مرگبار مرد جوانی به نام رضا در خیابان 292 تهرانپارس قرار گرفتند. دقایقی بعد با حضور مأموران در صحنه و تحقیقات میدانی مشخص شد که دو برادر به نام های حسین و محمد، قربانی را با خودرویشان زیر گرفته اند. خیلی زود حسین و محمد دستگیر شدند و محمد درباره تصادف مرگبار به مأموران گفت: من و رضا سال ها با هم دوست بودیم. من به
مهدی طارمی با خانواده شهید شاخص ملی در استان بوشهر دیدار کرد
خون خود موجب ارامش، امنیت، استقلال وسرافرازی میهن اسلامی شده است. طارمی تصریح کرد: شهید مهدوی به عنوان شهید شاخص سال 94 باعث افتخار و عزت مردم سلحشور وانقلابی استان بوشهر است و وظیفه ما جوانان نسل امروز است که با خانواده شهید دیدار واز ایثار وفداکاری آنان تجلیل کنیم. برادرشهدی نادر مهدوی نیز از حضور ورزشکاران وملی پوشان فوتبال کشور و دیدار با خانواده شهید مهدوی تقدیر کرد. حسن فقیه
شکایت فردوسی پور از برادر قلابی اش!
به گزارش تابناک، حدود شش، هفت سال پیش فردوسی پور برای دوستانش تعریف کرده بود که فردی به عنوان برادرم در مراسم ها و جشن ها برنامه اجرا می کرد. این اتفاق که برای خیلی از آدم های معروف رخ داده، قبلا برای عادل فردوسی پور هم افتاده بود. فردوسی پور ماجرا را این طور تعریف کرده بود: به من گفتند برادرت در مراسم ها برنامه اجرا می کند! می دانستم برادرم اهل رفتن به این برنامه ها نیست. آن سال ها
حفظ حرمت از خصوصیات بارز برادر شهیدم بود
وارد نمود. در هفدهم خرداد سال 65 همراه خواهر و مادرم در خانه نشسته بودیم دل نگرانی شدیدی داشتیم در همان زمان زنگ خانه به صدا درآمد همگی به یکدیگر نگاه می کردیم و گویا قرار بود خبر بد و ناگوار به ما بدهند که اینگونه مات و مبهوت شده بودیم. به زحمت رفتم و درب را باز نمودم دو برادر بسیجی را مناظره کردم که مقابل درب ایستاده بودند، نگاهی به من انداختند و گفتند: با خانواده احمدوند کار داریم
برادر تو برایم قرآن بخوان/ پدر جان آرام باش ما مهمان امام حسینیم
در ابتدای برنامه قربانی طی سخنانی با اشاره به تصمیم جامعه قرآنی مبنی بر معطر کردن خود به عِطر شهدا گفت: جامعه قرآنی کشور در سال های اخیر نسبت به برخی از نخبگان خود غفلت داشتند اما از سال گذشته تصمیم گرفتند که با دیدار با خانواده شهدای قرآنی خود را به عطر شهدا آغشته و وصایای آنان را الگوی خود قرار دهند. پس از قربانی محمد رضا پورزرگری قاری بین المللی و برادر شهید که در همان
شهید گمنامی که هویتش را در خواب به مادر نمایان کرده بود
تنها رضای خداوند را می خواهم و رضایم رضای پروردگار است. وی می افزاید: من و خانواده ام راه شهیدمان را ادامه می دهیم. افراد زیادی در این 32 سال پسرم را خواب دیده اند و برایم از این طریق خبری از سعید آورده اند. یکی از خواهران شهید سعید حیدری عنوان می کند: خداوند شب ولادت پیامبر اکرم هدیه قشنگی به خانواده من داد، بعد از 32 سال دوری از برادر، امروز به وصال رسیدیم و مرقد مطهرش را پیدا کردیم و
امید است که مردم دنیا بیدار شوند و راه حق و حقیقت را دریابند
اسداله حصاری پس ازپیروزی انقلاب اسلامی به مدرسه بازگشت و باپخش سرودهای انقلابی ازطریق نوار کاست درمدرسه روحیة بچه ها را بالا می برد، پس ازتشکیل بسیج به فرمان امام(ره) جزء اولین اعضای فعال پایگاه شد و شب و روز درخدمت بسیج جهت برقراری امنیت و آرامش تلاش می کرد؛ ایشان ازهمان اوان کودکی تازمان شهادت فردی متواضع و فروتن و مهربان مخصوصاً درمقابل پدر و مادر بود و نسبت به اعضای خانواده بسیار مهربان و نرمخو
الفت با کتاب وحی ویژگی بارز شهید اکبر ختایی بود
کرد: اکبر از کودکی حافظ قرآن بود و در هر نشستی، با موسیقیای معنوی و دلنشین زینت بخش جمع می شد و تحسین شنوندگان را برمی انگیخت. این خواهر شهید گفت: آنچه از زندگانی برادرم در یاد و خاطره ها مانده، زندگی الگوپذیر وی از قرآن است و در مدت حیات با عزتش با حضور در جبهه های جنگ، تکلیف قرآنی خود در جهاد برای دین را به بهترین شکل انجام داد و من به چنین برادری افتخار می کنم. برادر شهید ختایی نیز
قتل برادر زن بر سر هیچ
به عنوان سرایدار ساختمان مسکونی در حوالی میدان منیریه شروع به کار کردیم. در این مدت خانواده همسرم به تهران رفت و آمد داشتند و به خانه ما می آمدند. چهار ماه قبل بچه ام به دنیا آمد. ما زندگی خوبی داشتیم تا اینکه چهار روز قبل برادرزنم برای انجام کاری به تهران آمد. او جایی برای خواب نداشت به همین دلیل در خانه سرایداری ما بود. شهباز هر روز صبح از خانه بیرون می رفت و شب به خانه بر می گشت تا اینکه امروز
خانه احمد محمود، موزه نویسنده شود
احمد آنها را می شناسد اما چون من از احمد شش سال کوچکتر بودم و من هیچ وقت با او هم بازی نبودم بعضی از این شخصیت ها را نمی شناسم . آقا محمود درباره شخصیت های واقعی در کتاب زمین سوخته گفت: شخصیت صابر من هستم. شخصیت صاحب همان برادرم قاسم است که شاهد شهادت محمد بود. محسن و مینا هم که برادر و خواهرم هستند که در زمین سوخته نام خودشان آمده است. احمد در داستان هایش الکی اسم ها را انتخاب نمی کرد
دکتر سید طه هاشمی در آستانه روز شهدای دانشجو خبر داد:
دکتر سید طه هاشمی در گفت و گو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، اظهار داشت: تشکیل گروه موحدین، مبارزه مسلحانه علیه رژیم طاغوت، تکثیر و پخش اعلامیه های امام (ره) و تلاش در راستای ایجاد هماهنگی و وحدت بین حوزه و دانشگاه، از جمله فعالیت های شهید علم الهدی در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بود. وی افزود: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز علم الهدی منشا فعالیتهای مختلفی بود که تاسیس
فردوسی پور طعمه جدید فضای مجازی
به گزارش گروه ورزش باشگاه خبرنگاران ،قضیه بدین قرار منتشر شد که" مجری مشهور برنامه تلویزیونی 90 به دلیل اینکه فردی با شباهت ظاهری به وی در مراسم مختلف حضور پیدا می کند، به نیروی انتظامی شکایت کرد. فردوسی پور ماجرا را این طور تعریف کرده بود: به من گفتند برادرت در مراسم ها برنامه اجرا می کند! می دانستم برادرم اهل رفتن به این برنامه ها نیست. آن سال ها درس می خواند. به نیروی انتظامی
حکایت عاشقی پای تخته سیاه
50 در یک خانواده روستایی به دنیا آمدم. 6 خواهر و برادر بودیم که همراه با پدر و مادر در روستای اریسمان در منطقه بادرود زندگی می کردیم. روستای اریسمان 7 هزار سال قدمت دارد و نخستین کوره های ذوب مس و آهن جهان در این روستا کشف شده است. پدرم کارمند راه آهن بود و در کنار آن کشاورزی می کرد و من و برادرانم به او در کار مزرعه کمک می کردیم. زندگی در منطقه محروم و درس خواندن در کنار کار در مزرعه
خاطراتی از فرمانده شهید گردان ولی عصر(عج) در گفت وگوی جوان با همرزمانش
دهنده فرهنگ ایثار و شهادت است. با ما در گفت و گو با چند تن از همرزمان سردار شهید مهدی ناصری و بیان خاطراتی کوتاه از منش و خصوصیات اخلاقی اش همراه باشید. شهید مهدی ناصری سال 1341 در ساوه به دنیا آمد و در نوجوانی و جوانی به ورزش والیبال پرداخت. او با شروع جنگ تحمیلی، چندین سال در جبهه های جنگ حضور یافت و در عملیات هایی چون الی بیت المقدس، رمضان، والفجر مقدماتی، والفجرهای 1، 2، 3، 4، 8، خیبر و
هنرمندی که تنها هنرش بازیگری نیست/ مادرم قهرمان زندگی من است
دو دهه 60 و 90 نقش دانشجو و استاد دانشگاه را بازی می کنم. ین برنامه از دی ماه پخش می شود، امیدواریم بتوانیم لحظات خوب و به یادماندنی را برای مردم رقم بزنیم. * از این که در این عرصه فعالیت می کنید، راضی هستید؟ من قبل از ورودم به این حرفه به بازیگری علاقه نداشتم؛ اما بعد از این که وارد این کار شدم واقعاً برایم لذت بخش شد. وقتی شما به یک کاری علاقه داشته باشید، با وجود مشکلات
مصطفی در چشم چالوسی ها یک "پهلوان" است
می گفت و ما خیلی جدی نمی گرفتیم. یعنی احتمال نمی دادید که یک روز مصطفی شهید شود؟ نه، ولی خودش همیشه می گفت آدم که در این دنیا زندگی می کند مگر می خواهد چند سال عمر کند. می گفت نهایتاً می خواهیم 50، 60 سال عمر کنیم و بعد معلوم نیست چگونه می خواهیم بمیریم. اعتقاد داشت آدم به شهادت برسد تا خانواده اش به خیر و برکت برسند. مرگ با عزت واقعاً دغدغه اش بود. اینطور که می
خشک سالی اشک دیدگان ام لیلا در سوگ پرپر شدن گل محمدی/سرهایی که فدای حسین(ع) شد
با کفش پاشنه بلند حل کردی، سنت را چطور زیاد می کنی؟ در ادامه به سراغ خانواده شهید دماوندی رفته و با برادر جانبازش سبزعلی دماوندی به گفت وگو نشستیم که وی می گوید: برادر شهیدم، عبدالعلی دماوندی به آن دسته از افرادی که به جبهه نمی رفتند، می گفت: شما در ماه محرم می روید تکایا، حسین حسین می گویید و مدعی هستید شیعه حسین هستید، ولی حالا که جنگ است و شیعیان حسین(ع) مورد تجاوز خصم قرار گرفتند
سخنرانی علیه بنی صدر از مجلس ختم شهدای هویزه شروع شد
دانشجویان پیروان خط امام بود که در هویزه شهید شد. آن زمان که چهار ماه از کل جنگ گذشته و جنگ، وضعیت راکدی پیدا کرده بود، جوانان ایران نمی دانستند چه کار باید بکنند. جبهه بروند یا نه. مثلا پنج نفر از یک شهر و شش نفر از شهری دیگر به جبهه می رفت. اما بعد از شهادت حسین این فضا در کل کشور ایجاد شد که دانشجویان پیرو خط امام با این همه شهرت و اثرگذاری رفته اند و جنگیده و به شهادت رسیده اند پس چرا ما نرویم و
زندگی این روزهای زیبا بروفه
/> در یک روز زیبای پاییزی مهمان زیبا بروفه و برادرش میلاد شدیم و از او درباره کم کاری اخیرش در دنیای تصویر، علاقه اش به زندگی در جزیره کیش، دلتنگی هایش برای سینما و ارتباطش با برادر کوچکش گپ و گفت داشتیم. من بازیگرم نه کارمند! من از ابتدای ورودم به سینما آدم منصفی بودم. خیلی دلی کار کردم و هرگز توقع دستمزدهای آنچنانی نداشتم. طی این یکی دو سال اخیر چندان پیشنهاد دلچسبی نداشتم. شاید هم
محاکمه زن خبانتکار که همسرش را کشت
که فهمیدم او شوهر دارد همان لحظه از فاطمه خواستم که تکلیف مرا روشن کند و از همسرش جدا شود و او پذیرفت.از آن روز به بعد وی از نامهربانی های همسرش برایم گفت و من هم تحت تأثیر حرف های این زن قرار گرفتم. من همیشه از فاطمه و دخترش به لحاظ مالی حمایت می کردم. بارها دختر قربانی دست هایش را به من نشان داد و می گفت پدرش با کمربند به جانش افتاده است. من نیز با دیدن این صحنه خیلی ناراحت می شدم و به
اعتراض خانواده شهیدجهان آرا به سریال کیمیا
سیدمحمدحسین جهان آرا برادر شهید جهان آرا از اعتراض خانواده فرمانده دلاور سپاه خرمشهر به تصویر ارائه شده از سردار شهید سیدمحمد جهان آرا در سریال کیمیا سخن گفت و آن را تصویری غیرواقعی و مشوه دانست. به گزارش تسنیم، او تصریح کرد: آبان ماه امسال جلسه ای با نماینده آقای سرافراز رئیس صدا و سیما و عوامل سریال کیمیا در مؤسسه صبا داشتیم و مفصل درباره بخشهای مرتبط با شهید جهان آرا در این سریال
انتقاد کارشناس بحران؛ تخلف در بازسازی مناطق زلزله زده آذربایجان
وضعیت یکی از خانواده های زلزله زده در روستای دیگری از آذربایجان پرداخت و گفت: خانواده ای را دیدم که پدر در زلزله از دست رفته، مادر معلول شده و به همراه 4 خواهر و برادر، همسر و یک فرزند عقب افتاده زندگی می کردند و تنها توانسته بودند خانه شان را همچون گذشته در مسیر رودخانه بازسازی کنند. درآمد سرپرست این خانواده از کشاورزی، سالانه سه میلیون تومان بود و تنها نگرانی شان از قطع شدن یارانه از سوی دولت
تقسیم زندگی؛ هدیه دانش آموز عجب شیری به 4 نفر
نسبت به شمار افرادی که دچار مرگ مغزی می شوند، بسیار پایین است. فقدان فرهنگ اهدای عضو، تشخیص دیرهنگام مرگ مغزی و نبود امکانات تخصصی و بیمارستان های مجهز پیوند اعضا، از چالش های این حوزه به شمار می رود. قلب دانش آموز عجب شیری بعد از مرگ می تپد دهم آذر ماه سال جاری خبر اهدای عضو پسر بچه 12 ساله عجب شیری در خبرگزاری های کشور و محافل این شهرستان منتشر شد که این کار انسان دوستانه
مروری بر افت و خیز “فیشر بادی”؛ بزرگترین کارخانه اتاق سازی و طراحی اتومبیل آمریکا
داشتند که شامل 11 فرزند بود. هفت تن از آنها پسر بودند که همه آنها بخشی از شرکت fisher body در دیترویت شدند. لورنس و مارگارت در اوهایو در 11 می 1876 ازدواج کردند و مارگارت بعد مرگ همسرش در کوچه ی لانگ فلو 101 در دیترویت ساکن شد. برادران فیشر شامل: فردریک جان، چارلز توماس، ویلیام اندرو، لورنس پیتر، ادوارد اف، الفرد جی و وارد ای بودند. در سال 1904 و 1905 دو برادر بزرگتر
از خردسالان شهید نظام محسنی تا عاشقانه های یک همسر شهید
شدم که برادر 20 ساله اش به سوریه رفته بود و یک ماهی می شد که خبری از او نداشت،یکهو میان حرفهایش بغض کرد و چشمش پر از اشک شد، دلش برای برادرش تنگ شده بود و می گفت: نمی تونم به این فکر کنم که یک روز برادر من هم شهید بشه. دیدن اشک های جاری و شنیدن هق هق خانواده شهدا سخت بود و از آن سخت تر چهره معصوم دو کودک شهید نظام محسنی که بالای سر تابوت پدرشان بی خبر از همه جا فقط نگاه می کردند.
اکران فیلم های جشنواره عمار در 20 مسجد شهرستان نطنز/ جشنواره عمار گامی در جهت ترویج فرهنگ انقلاب و دفاع ...
به گزارش صاحب نیوز به نقل از نطنزنا، دبیر جشنواره مردمی فیلم عمار شهرستان نطنز در جمع خبرنگاران اظهار کرد: جشنواره مردمی فیلم عمار باهدف ترویج مضامین عالی انقلابی و دفاع مقدس توسط کانون فرهنگی و هنری مسجد امام رضا (ع) شهر نطنز در حال برگزاری است. علیرضا احسانی فر افزود: از هفته گذشته فیلم های این جشنواره، بعد از اقامه نماز جماعت مغرب و عشا برای نمازگزاران برادر و خواهر در سطح 20 مسجد
تختی گفت همه را راحت می کنم و رفت
برای اولین بار در حالی که اشک در گوشه چشمانش جمع شده بود گفت: تمام تقصیر ها به گردن شهلا نیست. خانواده اش او را وادار می کنند که زندگی را برای من مشکل و غیرقابل تحمل نماید و من که بین مردم آبرو و حیثیت دارم نمی توانم پس از یک سال که از زندگی زناشویی ما گذشته از او جدا شوم. نگاهی به چشمان اشک آلود برادرم کردم و گفتم: اما برادر. من دیگه نمی تونم ناراحتی تو رو ببینم. تو
تحمل پذیری بالا ماهیت ورزش رزمی است/لزوم توجه مسئولان به قهرمانان
های چشمگیری در استان بدست آمده که نیازمند توجه هستند. فتحی کسب دو عنوان بین المللی و چندین نشان کشوری را حاصل تلاش خود در رشته کاراته عنوان کرد و افزود: در مسابقات بین المللی سوکیوکوشین کاراته موفق به کسب نشان برنز شدم و در مسابقات بین المللی شین کاراته در سال جاری توانستم نشان طلا را بدست آورم. وی استقبال بانوان به سمت ورزش های رزمی در استان کرمانشاه را امیدوار کننده دانست