سایر منابع:
سایر خبرها
دلنوشته ضرغامی برای سردار احمدی مقدم
آنها، مانده است که تو را و مرامت را بشناسند و بدانند که شهروندان همه در برابر پلیس مقتدر و مهربان باید که راحت باشند. برادر اصغر تو و هم نسل های تو بسیجیان پای کار هستید و خواهید بود که معطل داوری زید و امر نمی شوند، این عباد خدا دل در گرو تکلیف دارند و بس. الحق والانصاف که در نیروی انتظامی علی رغم همه نبودها و کمبودها درخشیدی و در تاریخ این نیرو از تو به عنوان فرماندهی منضبط، متخلق و کارامد و انتقادپذیر و با شرح صدر یاد خواهند کرد. خسته نباشی سردار...
3 سناریوی متفاوت از یک شلیک
سه گروه شاهد در جلسه دادگاه یک قاتل تیرانداز، سناریوهای متفاوتی را ارائه کردند و گره کوری را پیش روی قضات جنایی پایتخت قرار دادند. صدای شلیک گلوله در صافکاری پیچید، همه شوکه شده بودند. هیچ کس باور نمی کرد جمال دوست صمیمی اش را هدف گلوله قرار داده باشد. هادی که از درد به خود می پیچید نگاهی به دوست قدیمی اش انداخت و فقط می گفت: برو، برو. اینجا نمون . جمال که رنگ به
تق تق! صدای زندگی
حدود یک سال تلاش، من وارد مرحله ی جدیدی شدم. عمو مرتضی که به عنوان یک شنوایی شناس دقیق، هر هفته پیشرفت شنوایی مرا با سمعک، یادداشت می کرد، تشخیص به موقعی داد و به مادرم گفت: چون افت شنوایی پسرتون خیلی عمیقه، سمعک نمی تونه کمک زیادی بکنه! اما نباید نگران باشین. چون چند سالیه که دانشمندها، دستگاه کامل تری ساختن که به بچه هایی مثل پسر شما کمک بیش تری می کنه؛ دستگاهی به اسم حلزون مصنوعی!
بررسی تطبیقی آیات تقیه در تفاسیر فریقین
106 سوره نحل، تقیه، مشروعیت تقیه، تفسیر تطبیقی. طرح مسئله انسان جهت حفظ خویش در برابر بیگانگان و مهاجمین هنگامی که توان و یارای مقابله با آنان را ندارد چاره ای جز گزیدنِ راه بهتر ندارد. ازاین رو برای حفاظت از جان و مال و ناموسِ خویش به تقیه رو آورده است. تقیه به عنوان یک تاکتیک عمومی و شیوه معقول جهت حفاظت از هر ضرر و خطری، پیش از آنکه ریشه در نصوص و شرع مقدس اسلام
توهین به ظریف و سانسور سخنان سردار توسط BBC
قدم در مسیر ولایت است و همین کافی است. با این همه، برای رسانه های گروهی پدری کردی و به خودت 10 دادی و این شد اسباب شادی کودکانه آنها، مانده است که تو را و مرامت را بشناسند و بدانند که شهروندان همه در برابر پلیس مقتدر و مهربان باید که راحت باشند. برادر اصغر تو و هم نسل های تو بسیجیان پای کار هستید و خواهید بود که معطل داوری زید و امر نمی شوند، این عباد خدا دل در گرو تکلیف دارند و بس. الحق والانصاف که
عاقبت مردی که می خواست قرآن را بسوزاند
بررسی ادبیات در تأثیر احساسات و عقاید شخصی داوری کرده است؟ سعید نفیسی سعید نفیسی از اولین برخورد خود با کسروی چنین یاد کرده است: ... سرش بوی قرمه سبزی می داد... کسروی از من خواست وی را به خانه ی ادیب السلطنه (وزیر عدلیه) ببرم و کاری کنم که دوباره ماموریتی به او بدهد... معلوم شد... در هر ماموریتی که رفته با اعضای ادارات آن شهر و زیر دستان خود و حتی ارباب رجوع در افتاده و انها
دستگیری دختر پسرنما در مشهد! + عکس
راننده پیکان و همسرش با عجله پیاده شدند. ولی آن ها هم در همان نگاه اول فهمیدند که من تیپ پسرانه زده ام. این پیرمرد و پیرزن مهربان پس از آن که متوجه شدند آسیبی ندیده ام خیال شان راحت شد و چند دقیقه ای پای درد دل هایم نشستند. آن ها با نگرانی مرا به خانه خود بردند. با دیدن پیرزن یاد مادر خدابیامرزم می افتادم و نمی دانم چرا در کنار او و شوهرش احساس امنیت می کردم. آن ها که از شنیدن داستان زندگی ام خیلی
صبحانه با غسال ها و غساله ها
نوردی و پیچ وخم ها و سربالایی و سراشیبی زندگی را پشت سر می گذاری تا که می رسی به یک تابلوی ایست! توقف می کنی و آرام به گذشته ات با حسرت خیره می شوی و مرور می کنی روزگارت را؛ الان تو مانده ای و یک غسال و یک دالان یک طرفه... تو تطهیرگر می شوی راهی که برایت هموار نیست و تو از میان تمام دغدغه های ریز و درشت این شهر انتخاب می کنی که یک روزت را با مردگان همراه شوی. بروی به دقیقه 91؛ به جایی
گزارشی خواندنی/شوهر یابی خانم دکتر با رمل و اسطرلاب!
به مکانی می روم که انگار خانه همان زن است. خودش می گوید: من از استادان هندی آموزش دیده ام و سالها در هند بوده ام. چیزهایی از زندگی من می گوید که فقط خودم درباره آن می دانستم و بس. برایم خیلی جالب بود دلم می خواهد هر چند وقت یک بار آنجا بروم، هم فال قهوه و هم فال ورق بگیرم.به من توصیه می کند که بروم. شماره تلفن می دهد و می گوید تو هم برو. جالب است. تلفنش را توی گوشی موبایلم ذخیره می کنم...
رفتار حضرت رضا (ع) در برابر نیازمندان
اند تا دیگران از خیر ایشان بهره مند نشوند، در نامه ای به ایشان فرمودند: ... و هنگامی که بیرون می روی، زر و سیم با خود داشته باشی و هر کس چیزی از تو خواست باید به او بدهی... من می خواهم بدین وسیله خدا تو را بزرگ کند و توفیق دهد. انفاق کن و نترس از اینکه روزی ات کم شود. نکته جالب آنکه ایشان در انفاق و کمک به نیازمندان، آبروی آبرومندان را حفظ می کردند و به شیوه ای رفتار می کردند که شخصیت و
چگونگی زاد و ولد شیطان
) بودی سلام مرا به ایشان ابلاغ کن. پس ای رسول خدا! عیسی بر تو سلام می رساند. رسول خدا (ص) فرمود: درود خدا بر عیسی، روح خدا و کلمه او و همه پیامبران الهی تا زمانی که آسمان ها و زمین پا برجایند. و بر تو نیز سلام ای هام! که سلام آنان را به من رساندی. چنانچه حاجتی داری، بگو! هام گفت: خواسته ام این است که خداوند تو را برای امّتت حفظ کند و آنان را برای تو صالح گرداند و بدان ها در حق
علی نصیریان :دوست ندارم از یاد بروم و فراموش کنم
برای در نظر گرفته شده و آن کاراکتر تا چه حد در پیش برد داستان اثرگذار است هر چقدر پیچیدگی و درام ماجرا و شخصیت بیشتر باشد، کار برایم جذاب تر می شود. همیشه دوست دارم بازی در نقش های متفاوت را تجربه کنم به همین خاطر هر چقدر نقش سخت تر و درگیرهای درونی آن بیشتر باشد برای ایفای آن بیشتر وسوسه می شوم چون آن را چالشی بزرگ تر برای ارزیابی توانایی های خودم می بینم . هیچ وقت دلم نمی خواهد صرفا به خاطر این
خبرنگار جوان در دام زورگیران بزرگراه تاریک
تا سوار شوم. مدتی گذشت و خبری از تاکسی نشد تا اینکه یک خودروی شخصی نوک مدادی جلوی پایم ایستاد. با دیدن مسافران داخل خودرو کمی خیالم راحت شد. در صندلی عقب کنار دو مرد دیگر نشستم تا هر چه زودتر به مقصد برسم، از سمت غرب به شرق می رفتیم که 10 دقیقه بعد تیزی چاقو را در پهلویم احساس کردم. به قدری شوکه شده بودم که نمی دانستم باید چه کنم؟! دو مرد با مشت و لگد مرا بین خودشان گذاشتند
دعای نور حضرت صدیقه طاهره چیست؟
به خانه فاطمه وارد شود، فاطمه (س) پوششی طلبید و خود را با آن پوشاند. رسول خدا (ص) به فاطمه (س) فرمود او مرد نا بینایی است و تو را نمی بیند چرا خود را پوشاندی؟ آن حضرت فرمود: اگر او مرا نمی بیند من او را می بینم و بوی مرا استشمام می کند. پیامبر (ص) فرمود: گواهی می دهم که به راستی پاره تن من هستی. نقل است که هر گاه حاجتی داری دو رکعت نماز بخوان؛ بعد از تکبیر، سه مرتبه تسبیح حضرت زهرا (س) را
چند نفر ثروتمند در ایران زندگی می کنند؟
، از آن خانه ها که حتی شاه زاده ی سوار بر اسب سفید رویای این دخترکان هم ندارد. دختری که پدرش جانباز است و همراه مادر و سه برادرش در واحد اجاره ای 50 متری زندگی می کند، به دوست کنار دستی اش می گوید: اگر این ها در این خانه ها زندگی می کنند، ما دقیقاً چه کار می کنیم؟! سؤال او به جواب نمی رسد تا کمی بعد از پشت شیشه ی گوشی خودش به داخل این خانه ها و اعیانی تر از این ها خیره شود، جوان هایی حقیقی را که در
ماجرایی که باعث شد زنِ رضاشاه از ترس دندان هایش بیفتد!
کند. به هم رسیدیم به فارسی سلیس گفت: اسمتان چیست؟! گفتم: فردوست، گفت: خوب، من هم تراست! و دست داد. بلافاصله پرسید که موضوع چیست؟ گفتم که ولیعهد مرا فرستاده و نام شما را داده تا با شما تماس بگیرم و بپرسم که وضع او چه خواهد شد و تکلیفش چیست؟ تراست مقداری صحبت کرد و گفت محمدرضا طرفدار شدید آلمان است. او دائماً به رادیوهایی که در ارتباط با جنگ است گوش می دهد و نقشه ای دارد که خود تو پیشرفت
توصیه های مفید دینی برای خانم های باردار
سوار شود و در راه رضای خدا برای جان نثاری حاضر و مهیا شود و چنانچه زن در اثنای این مدت بمیرد اجر و مقام و منزلت شهید را دارد. در اینجا به برخی از این توصیه اشاره می شود: 1. تلاوت آیه نور آیه 35 سوره نور توسط والدین، قبل از بارداری و توسط زن در ایام بارداری ضروری است. 2. خوردن گلابی: الف) خوردن گلابی توسط پدر، سبب زیبایی فرزند می شود. ب) به
90/ دلیل شادی نکردنم عاطفی بود نه خطیبی!
ناراحت شدی؟ به هر حال او برای من زحمات زیادی کشیده و من هم ایشان را خیلی دوست دارم. اما همانطور که گفتم باید به عنوان یک بازیکن به تعهدم پای بند باشم و بازی خودم را انجام دهم. 90: رابطه ات با تونی چطور است؟ عالی! می بینید که اوضاع تیم هم خوب پیش می رود و همه انگیزه داریم. تونی برای من که مثل پدر است. حس می کنم مرا خیلی دوست دارد. 90: چطور؟ از نحوه رفتار و برخورد و حرف
شادی و نشاط از دیدگاه اسلام
] 2) حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند : اگر یکی از شما برادر مؤمن خود را شاد کند ، فکر نکند که فقط او را شاد کرده ، به خدا قسم ما را شاد کرده است به خدا قسم این شادی در دل رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم وارده کرده است. [7] 3) امام سجاد علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم نقل می فرمایند ؛که همانا بهترین اعمال به سوی خداوند عز و جل خوشحال ساختن و مسرور
چرا هر یک از فرزندان ، احساسات خاصی را در وجود ما بیدار می کند؟
فرزندانش ایجاد می کند، در اکثر موارد تحت تأثیر رابطه ای است که با همسر خود دارد. مثلا در دوره خوش و خرم عشق و عاشقی ، مادر از این که می بیند چهره پسرش مو به مو به چهره پدر شباهت دارد به وجد می آید و دلباخته او می شود . کافی است زوج دچار مشکل شود تا این قبیل روابط زیرو رو شود. مادر از این که می بیند پسرش شبیه شوهری است که این همه او را اذیت می کند دل چرکین می شود و به همین دلیل نیز او را پس می زند
نگاهی به وضعیت بیکاری و آمارهای غم انگیز کار
درآمده است؛ گوش شنوایی اگر باشد فریادها را هر روز وشب در کف خیابان ، لای صفحات روزنامه ها، میان بگومگوی یک زوج جوان و حتی در صورت های ساکت و شکسته یک زن کهنسال و یک مادر مهربان خواهد شنید. آقا تو رو خدا این کارت رو از من بگیر؛ نخواستی بنداز دور! این را همان مادر دوباره گفت. خیلی چیزها قرار بود اتفاق بیفتد؛ نیفتاد! وعده های بسیار داده شد، بی جامه عمل ماندند و برهنگی این شرم در خیابان نمایان است. پشیمان
وقتی صدای خدا و معجزه قرآن از حنجره ملکوتی او جاری می شود
حاضرین و اشتیاق آنها می افزاید. طنین آوای نور آرام آرام از عمق وجودش جان می گیرد و ترا تا بیکران ملکوت پرواز می دهد ، صفای دلهای حق جو و ژرفای اندیشه های پرسشگری که قرنها روشنای خویش را در زمزم آیات وحی می جویند ،همه وجودت را مسخر می کند. سکوت ،سکوت ، سکوت اما دلها پر از لرزشهای خشوع است. شعله های عشقی که صوت قرآنش بر می افروزد ، اشراق نور را به رگهای اندیشه ات می دواند و ترا از تمام
سردار فضلی سرداری از جنس حاج قاسم سلیمانی است
وکوبیدن فتنه گران .واین بار درقالب اندیشه پروری بسیج در سازندگی دلها،که سازندگی جهادی اکبراست در خلعت مقدس بسیج . وحزن مادران را حاج صادق آهنگران در گلو می شکند .اشک را آیینه ی دلها می کند.آه مادرم فاطمه جان ،پهلوی شکسته ات بغض شیرخدا را شکست ودل شکسته ی مادران محفل نور را آهنگ غریبانه ی آهنگران به بغض نشاند وگریستند نه بر غربت دلدادگانشان که در غربت غریب مرد نخلستان ،که بر غربت و نجابت
دیدگاه شهدا در انتخاب راه شهادت
کشته شود، وقتی در راه خدای عزّوجلّ کشته شد، بالای آن کار نیکی وجود ندارد. شهید والاترین مقام را دارد، زیرا شهادت یک حادثه و یک رویداد منفی نیست، یک هدف قطعی وآگاهانه وانتخاب شده است. آنگونه که وقتی حضرت علی (ع) مردم را به جهاد ترغیب می نمود، جوانی بلند شدوگفت: یا امیرالمؤمنین مرا ازفضیلت جنگجویان در راه خدا آگاه کن. حضرت فرمودند: من پشت رسول خدا (ص) بر شتر او سوار بودم و از جنگ ذات السلاسل
امام پاسخ سؤالم بود/انقلاب، دروغشان را آشکار کرد/از بازگشت اسلام می ترسند
ایران اگر چه متأسفانه خود فکر امام به خوبی منتقل و تبلیغ نشده است و حتی در ایران هم غریب است اما اثر عملی فکر ایشان یعنی پیروزی انقلاب مثل برق به همه دنیا رسید. همه از خود پرسیدند که چطور می شود کشوری مثل ایران در مقابل آمریکا بایستد و مستقل شود و حتی سفارت خانه آمریکا را اشغال کند و آمریکا هم نتوانست کاری بکند! این پیغام امیدبخش بود که سریعا به مردم ستمدیده دنیا رسید و دل شان را روشن
زن ایرانی چگونه زنی است؟
، تنهاترین مرد تنهای شهر، که سلام و درود پروردگار بر او باد، به خانه آمد و از همسرش غذایی خواست، بانوی مهربانی و گل، سر به زیر انداخت و فرمود: دو روز است که در منزل غذای کافی نداریم، آنچه بود به شما و فرزندانم ؛ حسن و حسین دادم و خود از غذای اندک موجود استفاده نکردم. حضرت با تأسف بسیار فرمود: فاطمه جان! چرا مرا آگاه نکردی تا به دنبال تهیه غذا بروم؟ و آن بانو در جواب عرض کرد: ای اباالحسن! من از پروردگار
گذری بر زندگی شهید نادر مهدوی؛ سرداری که ابهت کاذب امریکایی ها را در خلیج فارس شکست
نگارش در آمده به شرح زیر است: برادرانم اسلام عزیز احتیاج به جانبازی دارد، بیایید تا خودمان را آماده جان فشانی کنیم. پدر و مادر عزیزم، امروز حسین زمان روح خداست. اینها می خواهند ما را به وسیله کشتن بترسانند اما اماممان چه خوب گفت که ما مرد جنگیم و از کشته شدن نمی هراسیم و مرگ را با جان و دل می خریم برای ما یکسان است که مرگ به جانب ما بیاید و یا ما به جانب مرگ برویم
سفری که سوغاتش خیانت بود
رفتار جلف داشته به من چه؟ به خودش تذکر می دادی. در ضمن شماها که اخلاقش را می دانید، آدم شوخ و سرزنده ای است بر عکس تو و خواهرت که با همه دعوا دارید. کم کم صحبت های آنها رنگ و بوی دعوا گرفت و پس از مشاجره طولانی، کار به قهر کشید. از سوی دیگر در خانه سعید و ثریا هم وضع مشابهی دیده می شد. زوج جوان با آن که دو سال بیشتر از ازدواجشان نمی گذشت و با علاقه زیاد و مخالفت های خانواده هایشان با
بیتا فرهی از دلیل رفتنش به پاریس گفت!
امسال، رنگ و بوی بهار داشت، میهمانش شدیم. پیش از ورود به خانه چندین گلدان کنار در ورودی رخ نمایی می کردند؛ گلدان هایی که معلوم بود برای عید آماده می شوند و با این تصویر رنگ رنگ، وارد خانه ای می شویم که تصاویر بسیار زیباتری دارد. همه چیز در این خانه زیباست، از تابلوها، تا نقش های روی دیوار، از فرش های کوچک زیر پای مان تا از ظروف پذیرایی پیش روی مان. از تسبیح هایی که بیشتر
شلیک مرگبار؛ پایان اختلافات 3ساله
سعید را به خاطر من با چاقو زده بود، گفت این کار را کردم و حالا نوبت تو هم می رسد و خودت را هم می زنم. یک سلاح داشتم، آن را برداشتم و به خانه ای که کاظم گفته بود رفتم. قصدم شلیک کردن نبود اما چون می دانستم کاظم چطور آدمی است با خودم سلاح بردم. جلو در که رسیدم، متوجه شدم تعداد همراهان کاظم زیاد است و برای اینکه مرا بزنند آماده شده اند، همان جا یک تیر هوایی شلیک کردم و بعد وارد ساختمان شدم