سایر منابع:
سایر خبرها
استرس مسابقات انسان را پیر می کند/ عاملی که انگیزه قاریان شهرستانی را پایین آورده است
با اداره کل اوقاف و امور خیریه یزد همکاری دارم و اکنون کارمند این اداره هستم. جلسه قرآن هم برگزار می کنید؟ بله، یکشنبه هر هفته بعد از نماز مغرب و عشاء در یکی از مساجد یزد جلسه قرآن برگزار می کنم. بعد از مسابقات به دنبال تلاوت زیبا و مجلسی می روم شما چند ماه دیگر با پشت سر گذاشتن مسابقات بین المللی قرآنی کریم از مسابقات فارق می شوید و شاید فضای تلاوت شما
روزی که از استقلال جدا شدم سخت ترین روز زندگی ام بود
خودم گفتم کاش این کار را انجام می دادم که این قدر اذیت نمی شدم، اما حالا روی خودم کار کردم که خیلی جاها بتوانم "نه" هم بگویم. * وحید طالب لو دوست دارد یک روز مربی استقلال باشد ؟ - اول اینکه این مساله هنوز برای من زود است و می خواهم به فوتبالم ادامه دهم، ولی باعث افتخارم است که یک روز بتوانم به عنوان یک مربی هم به استقلال کمک کنم؛ امیدوارم یک روز این اتفاق بیفتد.
گلر استقلال: به خاطر علی دایی به پرسپولیس رفتم
بیایی پرسپولیس؟ گفتم علی آقا من شرایط را نمی دانم ولی به خاطر شخص شما در خدمتم. مگر استقلالی نبودی؟ چرا، عرض کردم فقط به خاطر شخص علی دایی رفتم پرسپولیس و مذاکره کردم. اگر پای این اسطوره فوتبال ایران وسط نبود، پایم را هم در باشگاه پرسپولیس نمی گذاشتم اما راستش را بخواهید از همان اول هم منتظر تماس استقلالی ها بودم. تماسی گرفته شد؟ شاید باور نکنید اما خودم تماس گرفتم
نه خارجی، نه ایرانی؛ تکلیف ورزشکاران افغانستانی نامعلوم است
بودیم هیچ استقبالی از ما نکرد، اما ما از این مسیر منصرف نشدیم. از همان زمان که من در ایران بودم همیشه پرچم افغانستان و عنوان AFG بر روی پیراهن من بوده است و الان هم پرچم افغانستان را روی کتم می بینید. به خاطر این پرچم بارها حق من را خوردند چون از لحاظ چهره نمی فهمیدند که من افغانستانی هستم اما پرچمی که به لباسم بود یا اسم افغانستان را که می گذاشتم نشان از ملیتم می داد و من تا فینال می رفتم اما در
او یادگار شاه حسین بود/ گفتگو با همسر و فرزند
محبان الفاطمه سلام الله علیها بود. یک روز باهم زمین را آب و جارو می کردیم که به من گفت: اگر قرار باشد در خانه اهل بیت علیهم السلام چیزی گیر ما بیاید، همین است که چراغ این هیئت را روشن نگه داریم . شبی در بیمارستان به او گفتم که به خودش فشار نیاورد. گفت: موقع خواندن چیزهایی می بینم که نمی توانم نخوانم. اگر قرار باشد نخوانم، بهتر است نباشم. خانم بهاری از 33 سال زندگی مشترک می گوید
سرگذشت یک زندگی شورانگیز
مان.گفتم خدا نکنه گذارتان به آنجا بیفته. آن روز گذشت درسته که روزی شاد و خاطره انگیزی بود اما شاید تکرار نشدنی باشد. آنها نمی دانستند که چه اتفاقاتی در حال افتادن است. اما من میدانستم که چند روز بعد از رفتن من این خبر مثل توپ توی خانواده و فامیل و حتی شهر اصفهان صدا می کند. شب بعد از رفتن خواهرم و بچه ها یک بار دیگر برنامه را با پدر و مادر مرور کردیم و ساک مسافرتم را حاضر کردم که فردا عصر بعد از
کومله ها جنازه بی سر همسرم را تحویل ندادند/ شرمنده حضرت زینبم که نتوانستم بیش از این قدمی بردارم
برای از دست دادن فرزند بزرگم اشک ریختم. وقتی به خود آمدم که همسایه نزدیکم محلا خانم آب در دهانم می ریخت. متوجه شدم که از حال رفته ام. وقتی به هوش آمدم همسایه ها بالای سرم بودند و در حال گریه کردن بودند. خیلی آرام بلند شدم و صورت خیس خود را با گوشه چادرم خشک کردم و رو به همسایه ها گفتم من از حضرت زینب(س) و خانم زهرا (س) نه مهمترم نه عزیزتر. بلند شید بریم سر کارهایمان. بچه های ما در جبهه ها منتظر بسته
گلگشت نوروزی از بهشت مازورن تا کربلای ایران
رضا (ع) بر بالای بزرگترین مناره مسجد فاو توسط سردار مازنی بیان کرد: عملیات والفجر( 8) در سحرگاه 21 بهمن ماه سال 64 هجری شمسی با عبور دلیرمردان ایرانی از رود وحشی اروند فتح شهر فاو و درخشش شیرمردان مازنی را رقم زد که در نهایت صبح روز پیروزی عملیات محور فاو سردار مرتضی قربانی فرمانده لشگر 25 کربلای مازندران پرچم متبرک شده حرم امام رضا(ع) را بر بالای بزرگترین مناره مسجد فاو به اهتراز درآورد به طوری که
چند کتاب داستانی تازه منتشر شد
، مثل این بود که فقط من می دانستم ، وقتی اهالی آن ساختمان حزبی را هل دادند توی آن مینی بوس ، بچه بغل مادرش نبود. بغل هیچ کس نبود. بچه شده بود تخم مرغی نیمرو که روی هیچ بشقابی نبود. شده بود آن تصویری که آن روز در کتاب سالوادور دالی دیده بودم. روی صندلی گهواره ای سیمین، وسط آن سوییت ته باغی. آن مینی بوس رونده شد جعبه پاندورایی که باید بچه را جایی در خودش پنهان کرده باشد ، جایی که نباید
جوانی که استراتژی جنگ را تغییر داد
. پیش خودم گفتم دلشان خوش است آمده اند جنگ. جنگ تیر و تفنگ می خواهد! تا آن موقع، پشتش به ما بود. وقتی برگشت، دیدم جوانی است که حتی محاسنش کامل نشده. با او صحبت کردم و او گفت هر روز یک گزارش به من بدهید و ما باید در جریان ریز کارهای جبهه ی فارسیات باشیم. در همین حین، چشمش به نوشته ای افتاد: 20 درصد اطلاعات + 80 درصد عملیات = 100 درصد پیروزی. کاغذ را از روی شیشه کَند و گفت: این فرمول غلط است
دانلود کنید: بهترین و کاربردی ترین نرم افزارها در هفته ای که گذشت
به گزارش دریچه فناوری اطلاعات باشگاه خبرنگاران ؛ شماره یک بسته هفتگی جمعه ها 6 اردیبهشت سال 1392 در صفحه دریچه فناوری اطلاعات سایت باشگاه خبرنگاران منتشر شد و از آن روز تا به حال 99 شماره در روز جمعه منتشر شد. از همان ابتدا این بسته به عنوان یکی از پربازدیدترین و البته منتخب ترین خبرهای سایت باشگاه خبرنگاران شناخته می شد که بیش از 20 هزار بازدید در روز داشت. هدف این بسته خبری معرفی بهترین و کاربردی ترین نرم افزارها و بازی ها برای سیستم عامل های مطرح بود، به همین منظور بنده سالار واعظی هر جمعه بهترین ها را به همراه تیم تحریریه دریچه فناوری اطلاعات برای شما در قالب یک خبر با نام بسته هفتگی منتشر می کردم، اما این هفته با توجه به مشکل فنی که در بخش ارسال خبر پیش آمده بود، متاسفانه نتوانستیم مثل همیشه جمعه بسته هفتگی رو منتشر کنیم، ضمن عذرخواهی از شما کاربران عزیز این بسته رو استثناً امروز یعنی دوشنبه منتشر کردیم. جمعه 29 اسفند سال 139 3 هم به مناسبت صدمین بسته هفتگی و هم مقارن با سال نو انشالله با یک رویکرد جدید و رنگ و لعابی تازه بسته هفتگی رو تقدیم حضور شما کاربران خواهیم کرد. بعد از نصب نرم افزار و بازی در مسیرهای مختلفی هم چون رجیستری فایل ها و پوشه های متعددی ایجاد می شوند که بعد از حذف این نرم افزارها و بازی ها فایل های ایجاد شده حذف نمی شوند و هر بار پس از بارگذاری سیستم عامل این فایل ها نیز در عمل پردازش شرکت می کنند. این عمل باعث کاهش سرعت سیستم عامل می شود. اما نرم افزار Wise Care 365 به شما این قابلیت را می دهد تا فقط با چند کلی ...
وقتی آب یخ می نوشیم چه اتفاقی در بدن رخ می دهد؟
دچار محدودیت شده و از جذب آب ممانعت می شود. بدن ما به جای اینکه بر روی هضم مواد غذایی و جذب مواد مغذی برای تولید انرژی کار کند، انرژی خودش رو صرف تنظیم دمای بدن و همدما کردن نوشیدنی یخ با دمای بدن می کند. این مسأله باعث می شود که بدن ما، آب از دست بدهد. نوشیدن آب یخ بعد از وعده غذا، منجر به تولید مقدار اضافی مخاط در بدن می شود. این امر موجب کاهش عملکرد سیستم ایمنی شده و بدن
حجت الاسلام والمسلمین سید علی خمینی:وظیفه اصلی روحانیت تحصیل، تهذیب وآگاهی است / فراموش نکنیم هدف اصلی ...
5 فرزند دارید. همان طور که خمس مالتان را می دهید خمس فرزندانتان را هم بدهید. پدر جواب دادند همه 5 فرزندم را فدای اسلام، قرآن و امام (س) می کنم. دیدار با علی رضا سلیمی جانباز 70 درصد سید علی خمینی ضمن حضور در خانه علی رضا سلیمی جانباز 70 درصد با ایشان دیدار کرد و گفت: کشور و نظام مدیون شما و امثال شماست. دیدار با حجت الاسلام و المسلمین محمود واحد سید علی
زندگی یک جوان به قیمت یک لحظه شادی
برادرم دوباره به کما رفت. دکترها گفتند که برادرتان دوام نمی آورد و احتمال دارد تا یکی دو روز دیگر فوت کند. روزی که دکترها این خبر را به من دادند، طبق معمول بیشتر روزها، پیاده از بیمارستان به سمت امامزاده راه افتادم. در راه به خودم می گفتم مگر خدا را ندارم، از او می خواهم به برادرم کمک کند. همان شب با اتوبوس رفتم مشهد، ساعت 7:30 صبح رسیدم و ساعت 9 از تهران زنگ زدند که هادی حالش بد است و
دختران سارق و مسئولان فارغ
آقایون! خانم ها! چرا فکر می کنید همه مشکلات کشور سیاسی است؟ من با اجازه شما، اگه به کسی بر نمی خوره، اگه کسی ناراحت نمیشه (مسعود اون در رو ببند شاکی خصوصی نیاد تو) روم به دیوار، گلاب به روتون می خواهم بگویم مشکلات دیگری هم داریم که علتش خود ما هستیم. نمونه اش همین رسم های غلطی که در بعضی نقاط کشور وجود دارد. مثلا رسم دارند که بچه را در سنین کودکی عروس یا داماد می کنند. یعنی حتی اجازه نمی
ماده مخدری به نام World of Warcraft و توریع کننده ظالمی به نام Blizzad!
اگر عبارت “اعتیاد به دنیای وارکرفت” را البته به زبان انگلیسی در اینترنت جستجو کنید احتمالا لینک های زیر را خواهید دید: – راه خلاصی از اعتیاد به دنیای وارکرافت: در 14 مرحله – زنی به دلیل اعتیاد به دنیای وارکرافت حضانت فرزندانش را از دست داد – شخص معتاد به اینترنت توضیح می دهد: چگونه پس از پنج هفته بازی و غرق در چرک و کثیفی بودن دنیای وارکرافت برایم به چیزی شبیه به کوکائین تبدیل شد در سال 2002 سایت
حرکت عجیب این دختر زیر آفتاب داغ!
شهدای ایران :ازم خواست یه روز بهش مرخصی بدم. منم گفتم برو. وقتی شب برگشت، حسابی می لنگید. اول فکر کردم تصادف کرده؛ ولی هرچی ازش پرسیدم، نگفت چی شده! بالاخره بعد از کلی اصرار گفت: پابرهنه روی لوله های نفت راه رفتم! گفتم: تو این آفتاب داغ؟ مگه زده به سرت؟ گفت: این چند وقت خیلی از خودم غافل شده بودم، باید این کار رو می کردم تا یادم بیاد چه آتیشی منتظرمه! گفتم: تو و آتیش جهنم
گفت و گوی مفصل با فریده شجاعی: کفاشیان من را قربانی ماندن خودش در فوتبال کرد/ مسایل را باز کنم سنگ روی ...
وب سایت رسمی برنامه نود-فریده شجاعی، نایب رئیس سوم علی کفاشیان که استعفا گرفتن از او به این راحتی ها نبود در گفت و گویی سعی کرده است بی پرده پاسخ همه سوالها را بدهد. به گزارش وب سایت رسمی برنامه نود و به نقل از ماهنامه دنیای فوتبال، علی کفاشیان، مدیر خنده رویی بود. آخرین بار به او گفتم آقای کفاشیان! این دنیا و زندگی همیشه زنگ تفریح نیست! یادت باشد که زنگ بعد حساب داریم! ما نه! اما خدا
به برهانی گفتم من بینی ندارم که بشکند!!
طاق بیرون بکشم؟! آنها از کناره ها خیلی سانتر کردند و من باید بدون اشتباه بیرون می آمدم و آنها را دفع می کردم. دو بار هم توپ خطرناک را از جلوی پای مهاجمان گرفتم. به نظر خودم بدون اشتباه بودم و بد کار نکردم. * یک موقعیت تک به تک از برهانی گرفتی. آرش با دست توپ را کنترل نکرد؟ - فکر نمی کنم. او استپ سینه کرد و می خواست از بالای سرم توپ را گل کند که دستش را خواندم و نگذاشتم گل بزند
خبرسازان 93+ تصاویر
دهد، به زندان می روم و نیاز به گذشت آقایان نیست زیرا حتی اگر آن ها از حکم دادگاه منصرف شوند من از این حکم نمی گذرم و به زندان خواهم رفت. او حتی اعلام کرد که قصد دارد در مدت چهار ماهی که در زندان به سر می برد، کتاب خاطراتش را بنویسد و عواید حاصل فروشش را به خانه سالمندان رشت یا محک ارائه دهد. در نهایت، روز سه شنبه (20 آبان) در حالی که خیلی ها تصور می کردند این دفعه نیز ماجرا
بمباران شیمیایی حلبچه فاجعه ای که هیچگاه ازحافظه تاریخ پاک نخواهد شد
ناسزا نثار صدام می کرد و با غرولند می گفت اگر کرمانشاه رو بمباران نکرده بود ما هم الان از شهر حلبچه می گفتیم. من هم گفتم: ˈ آقا صبح اول صبح می ریم شهر.ˈ آن شب بی تابِ صبح به رختخواب رفتیم و از خستگی به سرعت خوابی عمیق را تجربه کردیم. پس از خواندن نماز، صبحانه ای جنگی خوردیم و مهیای رفتن شدیم، نوارهای طلائی رنگ آفتاب زمستان انگارچمن های دره را شخم زده بود، ما همون موقع ها بود که زدیم به
سالروز شهادت سردار شهید عبدالحسین برونسی
ام. یکی دو ساعت گذشته بود. وقتی به خانه برگشتم به خاطر سر و صدای زیاد موتورسیکلت، آن را دو تا کوچه پایین تر گذاشتم و آهسته و آهسته به طرف خانه رفتم. وقتی به خانه رسیدم دیدم مادر خانم جلوی در ایستاده و منتظر است. با خودم گفتم:الان حتما یک سیلی به گوشم خواهد زد اما دستی به پشتم زد و گفت دستت درد نکند عجب قابله ای فرستادی. من هم قضیه را تعریف نکردم، وقتی وارد منزل شدم، بچه متولد شده و اوضاع هم آرام
پاسخ های وزیر بهداشت به پرسش های صریح درباره حوزه سلامت/ماجرای عمل جراحی چشم نخست وزیر سابق
خواهد خدمت هم بکند می گوییم حتما قصد و غرضی دارد. می رود یک کار خیر می کند، می گوییم حتما انگیزه ای خاص دارد. یکی می رود پول می دهد از چهار تا بچه یتیم مراقبت می کند، می گوییم قصد و غرضی دارد. یک بیماری است که دچارش شده ایم. یک روز در بیمارستان فارابی بودم. یکی از دوستان که از مکه آمده بود، کارت دعوت آورد. می خواست ولیمه بدهد. یک نفر پرسید چند نفر دعوت کردی؟ گفت 800 نفر. بعد که رفت بیرون- خیلی دو
خط وحشت تکاوران در مقابل داعش +عکس
برای نیروهایش متذکر می شد واضح تر و شفاف تر می شنیدم؛ او می گفت "بچه ها اینها خبرنگار هستند، و برای تهیه گزارش به اینجا آمده اند، و میهمان ما هستند و ..."؛ بعد از شنیدن سخنان فرمانده، اشتیاقم برای حضور در میان گروه های تکاوری بیشتر شد. با ظرافت خاصی خودم را به داخل گروه های نظامی رساندم و فضای رسمی را با گفتن یک سلام بلند شکستم؛ با فرمانده گروهان و چندین نفر از تکاوران که در صف اول ایستاده بودند دست
سیدحسن را مجتهد و آیت الله می دانم
میل داشت سیدحسن با دختر شما وصلت کند و این را مکرر به من می گفت. یک شب به خاطر دارم که نزدیک ساعت 11 شب، وقتی در حال مطالعه بودم حاج احمد آقا تنها به منزل ما آمد و نیم ساعت نشست و بعد رفت. خانم طباطبایی بعدا گفت که آمده بود برای خواستگاری و خجالت کشید که مطرح کند. من گفتم که حاج حسن آقا نور چشم بنده است و من مثل قلب خودم دوستش دارم اما من آدم دموکراتی هستم و باید دخترم قبول کند؛ گفتم که
شمسایی: زورم زیاد بود، فیگو را رئیس فیفا می کردم؛ از نظر شمس همه بد هستند
ما را با سلام و صلوات برای مسابقات آسیایی به ژاپن بردند و من در آن تورنمنت هم بهترین بازیکن آسیا شدم. ولی بعد از نیم ساعت زنگ زدند به من گفتند، حیدریان بهترین بازیکن شده است. می گفتند حسین شمس اعلام کرده که حیدریان، بهترین بازیکن شده نه شمسایی؛ در حالی که AFC من را انتخاب کرده است. فردای همان روز من را از AFC خط زدند، چون گل می زدم و افتخار کسب می کردم! آنقدر بدبخت نشده ام به
بولتن ادبیات ؛ مجلۀ خبری روزانۀ ادب و نشر (25 اسفند)
بازدید کنندگاه نمایشگاه در روز بعد، هنگام مراجعه به غرفه رایزنی فرهنگی ایران، اظهار می کردند که شب گذشته این برنامه را از تلویزیون مشاهده کرده اند. معرفی نمایشگاه بین المللی کتاب کاراکاس نمایشگاه بین المللی کتاب کاراکاس که امسال یازدهمین سال گشایش آن است، با حضور بیش از 20 کشور از روز 12 مارس تا 22 مارس، به مدت 11 روز در حال برگزاری است. ناشران مختلف از کشورهای متفاوتی ضمن شرکت
تولد یه موجود کوچولو...
باهاش مانوس شدم. ماما که منو معاینه کرد گفت خانم داری بچه ت رو به دنیا میاری صبر کن دکتر رو خبر کنم! خودم هم باورم نمی شد که الان وقتشه! همون اتاق درد و همون اتاق عمل همش برام تداعی زایمان پسرم بود. چون اون رو هم همونجا تو همون بیمارستان و به صورت طبیعی به دنیا آورده بودم. الان که می بینم اکثر مادرا به روش سزارین بچه هاشون رو به دنیا میارن به خودم آفرین می گم که چه مادر شجاعی بودم!
تجربه یک روز محجبه بودن در دانشگاه دوبلین
غیر مسلمان که "جدیجا استیل" نام دارد، احساسات خود از یک روز محجبه گشتن در فضای دانشگاه را در قالب کلمات زیر بیان کرده است: شب قبل از آن روز، من احساس آزاردهنده و دلواپسی را در خود احساس می کردم. اگرچه صبح به طور ناشیانه ای حجاب گذاشتم ولی احساس هیجان و آرامش داشتم. این اولین باری بود که روسری سرم می کردم. وقتی اولین قدم ها را در جامعه گذاشتم، احساس کردم در کانون توجه قرار گرفته ام. امروز
چرا خیلی وقت است مگاهیتی مثل خوشگل عاشق نداریم؟
موسیقی ما- چند روز پیش، بخش اول میزگرد بررسی آلبوم عشق یعنی ... را منتشر کردیم. همان طور که در بخش قبلی هم خواندید، بحث ها از این آلبوم و نحوه همکاری بهروز صفاریان و فریدون آسرایی آغاز می شد و به شاخه های دیگر می رسید. بخش دوم هم بر همین منوال است. یعنی باز هم بحث به مسیرهای متفاوت و جذابی کشیده شده که برای کسانی که موسیقی پاپ را جدی تر دنبال می کنند، پر از ناگفته ها و مسائل تکنیکی و جامعه