را پس داد. روزی که پسرش را در پرچم سرخ شهادت به ارض موعود سپرد. سید سقف آوار شده بر سر کودک غزه ای را چشید، ایستاد و در عمیق ترین سیاه چال تاریخ فانوس گیراند. کلا إِذَا بَلَغَتِ التَّرَاقِی، و هنگامی که جان به گلوگاه می رسد. مارش جنگ نواخته شده، گوش ها پر شده از صدای خار و خاشاک تابیده در باد. پاییز تب کرده، باران بیا و ریشه ها را پاشویه کن، بوی باروت بوی گوگرد، بوی سوختن چیزی می آید. شهادت