سایر خبرها
کاسبی میلیونی مهندس کشاورزی جلوی ایستگاه مترو
جوانی که سال ها درس خواند تا روزی برای جامعه اش مفید باشد، امروز به روشی متفاوت جلوی درب مترو کاسبی می کند. هر روز صبح که از مترو فردوسی بالا می آمدم صدای ویالون پسر جوان گوش هایم را نوازش می داد. لباس مرتبی به تن و ظاهری آراسته دارد. صبح ها جعبه ویالون خود را باز می کند و آرشه را دست می گیرد و درست جلوی در خروجی شروع می کند آهنگ های قدیمی و نوستالژی را می نوازد. یکی
نقش و جایگاه حضرت خدیجه(س)در فرآیند تکاملی انقلاب نبوی
مشرق: در ابتدا نگاهی اجمالی به شخصیت و فضائل حضرت خدیجه(س) خواهیم داشت: بر اساس منابع تاریخی، حضرت خدیجه در خانواده ای موحّد و مومن به آئین ابراهیم حنیف و در مکه دیده به جهان گشود. پدر گرانقدر این بانوی مکرمه، خُوَیلِد فرزند اَسَد، و مادر بزرگوار ایشان، فاطمه ، دخت زائده، از موحدین مکه بودند که از لحاظ نسبی با پیامبر اکرم(ص) پیوند دارند؛ بر این اساس حضرت خدیجه(س) از لحاظ نسبی از تیره
گفتگوی خواندنی با همسر شهید مدافع حرم صادق عدالت اکبری
همسر آینده اش بود و از طرفی چون خواهر نداشت، زن عمویشان برایش خواهری می کند و واسطه ازدواجمان می شود. اما در واقع زندگی من با همسرم از نماز استغاثه به حضرت زهرا(س) آغاز شد. یک روز قبل از اینکه مادرم از موضوع خواستگاری صادق بگوید، نماز استغاثه حضرت زهرا(س) را خواندم و ادامه زندگی و تحصیلاتم را به ایشان واگذار کردم. اول اردیبهشت ماه سال 1391 بود که مادر از صادق برایم گفت و به همین ترتیب بعد از طی
همسرم برات شهادت را در شب های رمضان گرفت
کوفه نخواهی داشت. من راضی بودم اما پیش از رفتن پدر و مادرش را فرستاد کربلا بعد خودش راهی سوریه شد. چه مسئولیتی داشت؟ در محل کارش مسئول عملیات بود، اما در سوریه کمک تیربارچی بود. از لحظات سخت جدایی برایمان بگویید. لحظات آخر جدایی بسیار برایم دشوار بود. اولین بار و آخرین بار رفتن اسماعیلم بود و من می دانستم این رفتن را دیگر بازگشتی نیست. موقع رفتن برمی گشت و پشت سرش را
متولد شد ،خماری کشید، مُرد
تولد او به چه فکر می کرده؟ زهرا هر بار درباره رؤیا با من حرف می زند، بغض راه گلویش را می بندد. چشمان سیاهش پر از اشک می شود: پنجشنبه بود. آه چه پنجشنبه سیاهی. ساعت ها کنارش بودم. رؤیا که همیشه ناله می کرد، آن روز خوابیده بود. چند ساعت خواب بود. مدام بالای سرش می رفتم. من و پدر هم اتاقی اش تعجب کرده بودیم. رؤیا هیچوقت این همه نمی خوابید. همیشه بیدار بود و مدام ناله می کرد. آنقدر حالش بد بود که
سید حکیم می گفت فاطمیون کمر اسرائیل را می شکند
حرم به خاک سپرده شد. سرداری که مقنی بود زهرا حسینی همسر سردار شهید سید حکیم اظهار داشت: آشنایی من و سید از طریق یکی از اقوام صورت گرفت و نسبت فامیلی نزدیکی نداریم، سید حکیم آن زمان شغلش مقنی بود. 29 دی ماه سال 79 من و سید حسن با هم ازدواج کردیم؛ از سن 16 سالگی روحیه جهادی در وجودش بود و در همان سال های اول زندگیمان این روحیه جهادی وجود داشت و هر روز بیشتر می شد. قبل از ازدواجمان
همیشه در قنوت نمازش آرزوی شهادت داشت
به علت بازنشستگی نمی توانست در جبهه سوریه شرکت کند ولی با تقاضاهای بسیار زیاد خود توانست مسئولین را راضی به اعزام خود به سوریه کند. فرزند شهید علی منصوری ادامه داد: در اوایل ماه شعبان با اعزام پدرم به سوریه موافقت شد و بعد از چند روز عازم جبهه مبارزه با تکفیری ها شد و پس از یک ماه حضور در جبهه دفاع از حرم اهل بیت(ع) روز پنج شنبه20خردادماه در نزدیکی خان طومان در درگیری مستقیم با تکفیری ها و
ماه رمضان
مرد جهان اسلام و تشیع حضرت علی (ع)" که با ضربات کفر و تحجر در محراب نماز به شهادت رسید، باشیم و در کنار توفیقات از این ماه عزیز با نصب العین قراردادن منویات مقام معظم رهبری در بحث الگوی مصرف و پرهیز از تجملات و اسراف و در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل در دستگیری از نیازمندان واقعی جامعه در این ماه پر فضیلت بیش از گذشته تلاش نموده و کشور را به سمت تعالی اقتصادی رهنمون و دولت تدبیر و
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می کند؟/ آیه ای که طباطبایی برای برجام خواند
شیوه اشاره یاد بگیرم. اکنون از همان روش در جامعه القرآن استفاده می کنید؟ الان این شیوه را برای سنین 4 تا 6 سال در کلاس های حفظ مفاهیم داریم، اما برای حفظ قرآن نیست بلکه برای 30 الی 40 جمله منتخب و کاربردی از قرآن استفاده می شود. در خانواده چند نفر حافظ قرآن دارید؟ پیش از من هم پدرم و هم مادرم حافظ و استاد قرآن بودند و زمانی که من شروع به حفظ کردم
درگیری بر سر یک دختر در پارتی شبانه رنگ خون گرفت
/> به همین دلیل تا فرهام از خانه بیرون می رفت، من نیز شال و کلاه کرده و بیرون می زدم. از این میهمانی به آن میهمانی؛ از این پارتی به آن پارتی! چند باری نیز قرص اکس مصرف کرده و سیگار کشیدم. در این میان مادرم که چشمش حسابی از جار و جنجال آن نیمه شب ما دردرون کوچه که فوت پدر را درپی داشت، به سختی ترسیده بود، دیگربه نشانه اعتراض حرفی به من نزده و از برادرم حمایت نکرده و گزارش کارهایم را
شناسایی شهیدحرم از روی انگشترهایش
فکر می کردم شهدا آدم های متفاوتی نسبت به بقیه هستند. هرروز نماز شب می خوانند و هرروز هیئت می روند. برای همین هیچ وقت فکر نمی کردم شهید شود. همسرم به حلال و حرامش بسیار اهمیت می داد. به خمس مالش بسیار حساس بود. اما خیلی معمولی بود. در وصیت نامه اش هم نوشته است که واجبات را در اولویت قرار دهید و مستحبات را در حدتوان انجام دهید. عموی من هم شهید شده است. همیشه از پدرم می پرسیدم مگر عمو چه شکلی بود که
سبزواری شیخ الطائفه شاعران بود/ سبزواری در تاریخ ادبیات ما خواهد ماند/ با هرکدام از شعرهای استاد سبزواری ...
شعرهای انقلاب. گلریز افزود: ما آثار ایشان را که نگاه می کنیم نقاط عطف بسیاری را می بینیم. وقتی حضرت امام وارد شدند سرود خمینی ای امام را سرودند که در مهرآباد خوانده شد. بعد هم که حضرت امام به بهشت زهرا آمدند سرود برخیزید خوانده شده که بنده هم جزو آن گروه بودم. خواننده سرودهای انقلابی با اشاره به سابقه همکاری با استاد سبزواری گفت: یادم هست که در همان یک سال اول حدود 30 تا 40
بانوی تازه مسلمان آمریکایی: قدر انقلاب و رهبر خود را بدانید
دریافت کرده ام. فرقان، ادامه داد: به عنوان یک مسیحی مطالعات مذهبی بسیاری داشتم تا اینکه برادرم مسلمان شد، تحت تاثیر برادرم مسلمان شدم و پدر و مادرم که مرا در یک محیط باز پرورش داده بودند مخالفتی با این قضیه نداشته و توانستم به راحتی به مطالعاتم در مورد اسلام ادامه دهم. وی، گفت: نظام آمریکا یک پسرم را کشت و دیگری را به خاطر اسلام زندانی کرده است. یک بانوی اهل مکزیک نیز که از 18 سال
حافظی که معلولیت سد راهش نشد
صحنه، مؤسسه را تعطیل کردم و صبورانه به حرف هایش گوش دادم و با اتمام سخنانش شروع کردم از مشکلات زندگی خودم گفتن، از روزی که همین مسیر دو دقیقه ای را در 45 دقیقه طی می کردم، از بیماری و عمل های مکرر و... تا اینکه کمی آرام شد. چند روز بعد تماس گرفت و گفت که همه چیز درست شده و قصد کرده تا کل مؤسسه بیت الاحزان حضرت زهرا(س) را جارو بزند، بعد از چند روز دوباره به مؤسسه مراجعه، و در کلاس های قرآن
معیارهای ازدواج خانم بازیگر در 42 سالگی! +عکس
/> کجا بزرگ شدید؟ پدرم مهندس برق بود و کارش طوری بود که او را به شهرهای مختلف منتقل می کردند. به همین دلیل من تا سال پنجم دبستان زندگی در شهرهای مختلف ازجمله همدان، ملایر، کرمانشاه، فومن، لاهیجان، رشت و بسیاری مناطق دیگر را تجربه کردم. از سال پنجم دبستان به شهر تهران آمدیم و زندگی را در اینجا ادامه دادیم. این نقل مکان ها برای شما آسان بود؟ حقیقتش خیلی سخت بود. در زندگی
اگر مفقودالاثر شدم، هرگز به خاطر جسم گناهکار، خاطرِ آقا را پریشان نکنید
خواست و شهادت نصیب بنده حقیر شد، طلب حلالیت دارم. بعد از بنده، هرگز از خط ولایت خارج نشوید، بسیار مواظب باشید که فتنه گران گاه به نام ولایت در پی خواهند بود تا شما را در مقابل ولایت قرار دهند. هرگز فکر نکنید که نسبت به سایر مردم، حق بیشتری نسبت به انقلاب دارید، هر چه بوده وظیفه بوده است. به فرزندانم بگو که عاشق سیدعلی بودم . بگو که اگر شادی روح بابا را می طلبند، سرباز ولایت
وصیت نامه جالب یک شهید/زیر پای شهید مطهری یا مدنی دفنم کنید
/> شب هفت شب چهل و سال را برقرار کنید و باقی مانده پول را مجدداً به حاجی شیخ مسلم سلطان محمدی بدهند برای اینجانب روزه و نماز به جا بیاورند. قرض و بدهکاری الحمدلله ندارم طلب اگر دارم همسرم می داند زکات و خمس باقی مانده ندارم در تاریخ 13 بهمن ماه 63 پرداخت کرده ام. قرآن خوانی و یا عزاداری امام حسین و حضرت زهرا(س) هرچه بیشتر باشد بهتر است. مهریه همسرم 10 هزار تومان است و از اموال هم هرچه خدا
وداع با شهید مدافع حرم در خمینی شهر
به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان ، پیکر مطهر شهید مهدی اسحاقیان که روز پنجشنبه گذشته در دفاع از حرم حضرت زینب(س) بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسید فردا در شهر درچه به خاک سپرده می شود. امشب بعد از نماز مغرب و عشا مراسم وداع با این شهید در بوستان شهدای گمنام شهر درچه برگزار می شود. مراسم تشییع روز سه شنبه 25خردادماه ساعت 17 در شهر درچه از توابع شهرستان خمینی شهر آغاز می شود و پیکر این شهید بزرگوار در گلزار شهدای اسلام آباد درچه در جوار تربت مطهر پدر همسرش شهید محمدباقر مداح به خاک سپرده خواهد شد. انتهای پیام/ ...
خطیب توانا؛ حجت الاسلام رفیعی، سلام علیکم!
می توانید شب خوبی را سپری کنند. دریغ از یک بنر بر در و دیوار شهر ما ،ان شاء الله قرار است بعد از اتمام ماه مبارک برای تبریک عید فطر فکری بشود. البته فکر نکنید بودجه ای وجود ندارد وجود دارد برای رقاصه هایی که به اسم تئاتر در میدان شهرداری رقصیدند. همان جا که اکثر همان 8000 شهید از آنجا اعزام شدند. یا بودجه چند صد میلیونی برای برخی از سایت های نور چشمی برای خوب جلوه دادن عملکرد های پر از خطای برخی
چگونه یک زندگی شاد زناشویی داشته باشیم؟
/> روزنامه سپیده دانایی نوشت : تیلور، روان درمانگر، معتقد است دوست داشتن به معنای همیشه خوب بودن نیست، بلکه مواقعی پیش می آید که نه گفتن هم باعث تحکیم روابط زناشویی می شود. او معتقد است: این کار شاید اوایل باعث رنجش همسرتان شود، ولی به مرور، همسرتان صداقت شما را تحسین خواهد کرد. ماری پاندر، خانواده درمانگر، معتقد است این فکر غلطی است که باید اول به بچه ها رسیدگی
همیشه آرزو داشتم که در زمان حضرت سید الشهدا (ع) باشم/ دشمن ریشه ما را هدف گرفته، چشم دشمن را هدف بگیرید
(س) راهی سوریه شد. علی در سوریه فعالیت های گوناگونی برای مردم مظلوم آن دیارانجام داد. هم خدمات فنی و مهندسی که درآن مهارت داشت ارائه داد هم در امداد رسانی به مجروحان و آوارگان سوری و سکنی دادن آنها و رساندن مایحتاج و مواد غذایی کوشش کرد. در این مدت در سوریه آرام نداشت و با تمام توان می کوشید. سرانجام در ساعت 3 بعد از ظهر روز دوشنبه دهم بهمن ماه سال 1391 همزمان با سالگرد تولد حضرت رسول
اسلام کاظمیه به پدرم می گفت در ایران طرفدار داری!
وزارت دارایی پدر است. حتی در آن موقع، از حساسیت شاه نسبت به دکتر امینی هم اطلاع نداشتم. بعدها بود که در اسناد تاریخی و برخی منقولات خواندم که شاه با وزیر دارایی شدن دکتر امینی مخالف بود، ولی در زمان نخست وزیری پدرم، این امر کاملاً مشخص شده بود. خاطرم هست که یک شب به تماشاخانه تهران رفته بودیم و شاه و ملکه هم آمده بودند و در اطراف آنها چند گارد با لباس شخصی ایستاده بودند. مادرم به من که در کنار
آرزوهای هندی پسرک 17 ساله برباد رفت
شدند. من و خواهر کوچکم با مادرم زندگی می کنیم و پدرم به کشور عراق رفت و در آنجا زندگی جدیدی را شروع کرد. چگونه با همدستت آشنا شدی؟ چند ساعت قبل از حادثه زورگیری، داخل میدان آزادی دوباره با پسر جوانی آشنا شدم. وقتی برای او ماجرای زندگی ام را توضیح دادم به من پیشنهاد داد تا با هم زورگیری کنیم. او گفت زورگیر حرفه ای است و هر روز تعدادی زورگیری می کند و چنانچه با او همکاری کنم در
کودک افغانستانی برای سلامتی حضرت امام خمینی روزه نذر گرفت/ سرزمین برایم مفهوم نداشت وندارد
سال بعد از شهادت استاد شهید پدر بزرگوارم حاصل شد و بالاخره به لطف خداوند و نیز با تشویق و ترغیب مادر مهربانم وسایل بستگانم و از همه مهم تر نامه ای از پدرم که بعد از شهادتش به دستم رسید به این مضمون که از ترک تحصیلم نگران بودند و ... توفیق حاصل شد، درسال 1367 در سن سی سالگی به دنبال تحصیل علوم دینی بروم و راه پدر و پدر بزرگم را ادامه دهم . با عنایات حضرت ولی عصر ( عج الله تعالی فرجه ) و
قد آرزوهایم بلند است
به قد کوتاه من نکنید. من از آن دسته آدم هایی هستم که هیچ وقت دست از تلاش برنمی دارم و هیچ وقت ناامید نمی شوم! کسی باورش نمی شد که آن دختر کوچولو که پدر و مادرش آنقدر نگرانش هستند یک روز مدیر یک آموزشگاه شود و بتواند همه کارهایش را تنها و بدون کمک پدر و مادرش انجام دهد. اما این اتفاق افتاد و من امروز نه تنها از پس کارهای خودم برمی آیم بلکه آدم های کوتاه قامت و بلندقامت زیادی زیر نظر من
پنج ساعت گفتگو با اصغر بیچاره
پخش نشده؟ نه، اما امام فیلم را دید و خیلی هم از فیلم خوش شان آمد. -فیلم حدوداً چند دقیقه است؟ حدود 90 یا 100 دقیقه است. -چه چیزی باعث شد بخواهید چنین فیلم تاریخی را کار کنید؟ در این فیلم شما هم نویسنده هستید، هم کارگردان و بیشتر کارها روی دوش خودتان بوده است. ببینید، من هم به طریق پدرم (میرزاباقر بیچاره گنابادی) که از پهلوی بزرگ - رضاشاه - زخم
چهره ها در شبکه های اجتماعی : 24 خرداد 95
فاصله کمتر از 12 ساعت، شیلا خداداد هم عکسی در کنار همسرش به اشتراک خواهد گذاشت. به این نوع کل کل در دنیای هنرمندان، کل کلِ "شوهرِ من خفن تره" می گویند. پویا امینی و خانواده محترمش در کنار پدرام کریمی در پشن صحنه برنامه شهر باران . پدرام کریمی سعی دارد برنامه ای موفق مثل ماه عسل بسازد، ولی متاسفانه بودجه ی کافی برای تامین اشک، بغض و بدبختیِ مورد نیاز را ندارد! زهرا نعمتی، قهرمان و تاریخ سازِ ورزش کشورمان در کنار بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد. به پایان این شماره ی پر مراسم رسیدیم. مثل همیشه التماس دعا داریم. یا علی. لینک منبع ...
در نخبه پروری دچار افراط و تفریط شده ایم/ حفظ نخبگان دشوارتر از تولدشان است
این ماه استفاده می کنند ، هرکس باتوجه به حد و ظرفیت خود از این اقیانوس پر برکت جرئه ایی استفاده خواهد کرد و با توجه به ماهیت و شاکله خود ماه مبارک و فضایی که در این ماه در شهرمان میباشد حرف بسیار است ولی در این ماه که بهار قرآن است نوعا به نحوی همه با قران درطول روز انس دارند و این خود باعث نزول رحمت الهی می شود . کاهش جرایم در این ماه نشان از ویژگی های رمضان المبارک است و ولی طبیعی
رابطه شرم آور زن شوهردار با مرد همسایه دخترش را به منجلاب برد
های آرام بخش مادربزرگ را در یک لیوان آب حل کرده و سرکشیدم. دلم می خواست بمیرم و از آن همه افکار مشوّش رهایی یابم، امّا از بدشانسی ام، پدرم که آن روزها تلاش می کرد خودش را بیشتر به من نزدیک کند، متوجّه شد و فوری مرا به بیمارستان رساند. بعد از آن اتفاق، رابطه ام با پدر بهتر شد. پیدا بود که او بیشتر از مادر مرا دوست دارد. یک شب به او گفتم: "مادرم هرچقدرازتو کتک خورد نوش جونش، مادر به خاطر اون
توصیه شهید مدافع حرم برای گشایش مشکلات
سخنی هم نگفت و رفت به شهادت رسید. البته همواره به ما توصیه می کرد که پشتیبان ولایت فقیه باشیم و اطاعت از رهبری را امری واجب می دانست. قاری و حافظ قرآن کریم بسیاری از ایام سال از جمله ماه های رجب و شعبان روزه می گرفت و اهل نماز شب بود. تکیه کلامش ان شا الله خیر است بود و این جمله را بعد از همه وقایع خیر و شر بیان می کرد. بسیار مهربان و با محبت بود و همه اهل محل او را دوست