سایر منابع:
سایر خبرها
محیط بانانی که به اعدام محکوم شدند!/ دیگر نمی خواهیم محیط بان باشم
اینکه صاحب یک دختر شدم و مرد. یکی دیگر هم آمد اما او هم مرد. یک شب که سه تا حیوان زده بودم خواب دیدم توی ارتفاعاتم و از یک شکاف پیرزن خیلی وحشتناکی می آید و می گوید غلامحسین خالدی کیست؟ گفتم من غلامحسین خالدی هستم گفت با تو کاری ندارم ولی دخترت را می گیرم. چند روز بعد دخترم هم مرد. من دیگر دست کشیدم. حقیقتاً دست کشیدم و دو سال و نیم هم برای محیط زیست کار افتخاری کردم. او با یادآوری
گفتگو با بهرام رادان؛ ستاره جسور دو دهه اخیر سینمای ایران
علاقه من در زمان تحصیل بودند و من همیشه این سه کتاب را قبل از پایان ماه مهر تمام می کردم، یعنی آن قدر علاقه داشتم که مانند رمان آن ها را می خواندم. آن قدر به کتاب اطلس جغرافیا علاقه داشتم که حتی با پول عیدی هم اطلس می خریدم و مادرم دعوایم می کرد که دنیا هر سال تغییر نمی کند که یک اطلس جدید خریده ای! من از کودکی عاشق خواندن بودم، عاشق ادبیات و شعر بودم و هر وقت مرا برای آوردن چیزی به انباری می
سرقت بانک در چهار دقیقه
زننتا! همین که داشتیم این حرف ها را به هم می زدیم ناگهان دوتا سارق با اسلحه های شان و کیسه های برزنتی از داخل بانک بیرون آمدند. کیسه ها از دور سنگین به نظر نمی آمد انگار که نتوانسته بودند پول زیادی را داخلش بریزند و ببرند. دو تا موتوری با یک ترک سرنشین منتظرشان بود. آنها از صبح تا ظهر بارها خیابان را دور زده بودند و رفته بودند. این را از توی دوربین ها دیدیم. * مردم سرقت را با دوربین ثبت کردند
آخوندی طرحش را مزخرف نامید/ ارج را چه کسی تعطیل کرد؟
پولدار بار می آورد و به از جیب خوردن عادت می دهد. تقصیر دولتی است که جیب واردکننده برایش ارجحیت دارد تا تولیدکننده! چرا باید رقابت کرد وقتی می توان مثل خودروسازان داخلی از دولت کمک بلاعوض گرفت و چند ماه و چند سال دیگر هم پول کارمندان را داد و به اسم هم که شده سر پا و برقرار ماند؟ حتما خاطرتان هست، بعد از توافق لوزان در فروردین ماه 94، رئیس جمهور فرمودند: نکته آخرم خطاب به مردم عزیز این است
پسر هندی در دام 2 زورگیر خشن تهرانی
یکی از شهرستان های غرب کشور به تهران آمده بودم اما ناخواسته وارد بازی شدم. همدستم که تنها چند ساعتی از آشنایی مان می گذشت مرا اغفال کرد که چند گوشی سرقت کنم و بعد به شهرستان برگردم. من هم وسوسه شدم که با او همکاری کنم . چرا او را با چاقو زخمی کردید، فکرش را نکردید که شاید جانش را بگیرید و اتهام قتل گردنتان بیفتد؟ من نمی خواستم بلایی سرکسی بیاورم. همدستم میلاد سرم فریاد کشید
من پاهای زن جوان را گرفتم و شوهرم او را خفه کرد
/> اگر انگیزه تو و همسرت فقط قتل بود، چرا از خانه مقتول سرقت کردید؟ هر دو معتاد بودیم و وضع مالی خوبی نداشتیم. بعد از کشتن زن جوان وسوسه شدیم از آنجا سرقت کنیم. 200 هزار تومان پول و دو مجسمه از آنجا سرقت کردیم. مقتول تنها زندگی می کرد؟ بله. او از همسرش جدا شده بود. همسرم قرار بود با او ازدواج کند اما متوجه می شود زن جوان مشکلات روحی و روانی دارد. به همین خاطر
سرقت مسلحانه از بانک به شیوه هالیوودی
دزدان مسلح پس ازورود به بانک ملت شعبه هدایت میدان بهارستان تهران وسرقت پول های نقد گریختند. به گزارش روزنامه ایران، بعد از ظهر دیروزچند دزد مسلح وارد شعبه بانک شده وپس ازاجرای نقشه سرقت متواری شدند. مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی با تأیید خبر سرقت مسلحانه اعلام کرد: همزمان با سرقت مسلحانه، مسئولان بانک با پلیس 110 تماس گرفته و زنگ خطر را نیزبه صدا در آوردند. با حضور
آژیر نزنید،این سرقت مسلحانه است!
ایستاده بود. من فریاد کشیدم کسی آژیر نزند، این سرقت مسلحانه است! و سپس ساک را به سوی رئیس بانک پرت کردم و گفتم ساک را پر از پول کند! مشتریان داخل بانک یک طرف جمع شده بودند و می ترسیدند اما من توجهی به آن ها نداشتم. 2نفر از کارکنان بانک مشغول ریختن پول ها به درون ساک بودند، اگرچه خودم هم می ترسیدم، ولی حواسم را جمع کرده بودم که کسی از گوشی تلفن استفاده نکند.وی در پاسخ به مقام قضایی که پرسید چرا این
حجاریان: اشتباه ما برگزاری انتخابات مجلس هفتم بود
خاتمی را نیاورید. به یاد دارم که آن زمان ماه محرم بود و آن ها و خصوصاً مداح ها کل دسته ها را برای تبلیغات آقای ناطق راه انداختند که مردم به او رأی دهند؛ بالأخره حاج آقا ناطق واعظ بود و منبرها با او همراه بودند. روز آخر هم که تبلیغات طبق قانون ممنوع بود آیت الله مهدوی کنی در روزنامه ها مصاحبه کرد و گفت که نظر رهبری به آقای ناطق است، این به عنوان تیتر یک روزنامه ها روز قبل از انتخابات چاپ شد. تا
ماجرای خونین خواهر و برادری که همدیگر را در پارتی شبانه دیدند
را از کتک زدن من باز دارد فایده ای نداشت و به یکباره در بین دوستان دانیال و دوستان فرهام بر سرمن، درگیری شدیدی به وقوع پیوست تا این که یکدفعه من که در اثر ضرب و شتم در خون غوطه ور بودم با ناله ناگهانی فرهام، چشمانم به سوی او خیره شد و دیگر ضربات دست او راحس نکرده و از حال رفتم. چند روز بعد پس از این که از بیمارستان ترخیص شده وبا مادرم به خانه بازگشتم با دیدن پارچه های مشکی و نصب آگهی فوت
وقتی سخنان امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند/ هنوز چوب اعتماد به لیبرال ها را می خوریم + ...
هیچکس را نفرستیم برای ترور سلمان رشدی و آن یک حکمی مغایر موازین بوده است. دقیقا 10 سال بعد این اتفاق افتاد، از آن طرف پیام امام که به منشور روحانیت معروف شد، 40 صفحه است و باید خط به خط آن را آب طلا بگیرند اما متأسفانه این هم محو است. چند روز پیش سوم خرداد بود، شما اگر این پیام امام را شنیدید من هم شنیدم که امام(ره) فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد . بعد هم گفتند من در این پیروزی که 19 هزار
روش عجیب وناجوانمردانه برای گرفتن رضایت از پدر برای ازدواج با دخترش
مسلحانه فقط مجازات زندان دارد و پس از مدتی تحمل کیفر آزاد می شوم چرا که شنیده بودم سارق 3 بانک که به دزد سنگین وزن معروف شده بود به تحمل 30 سال زندان محکوم شده است اما نمی دانستم که سلاح او قلابی بوده و شلیک هم نکرده است. من در کلاس سوم دبستان ترک تحصیل کردم چرا که هیچ علاقه ای به درس و مدرسه نداشتم پس از آن در مغازه الکتریکی پدرم مشغول به کار شدم و زندگی آرامی داشتم تا این که به خاطر
آمریکا با فاصله 9 هزار کیلومتری در عراق حضور دارد تا امنیت کشورش تامین شود
مرقومه در ادامه پرونده ویژه روی خط مقاومت داستان زندگی شهید رحیم کابلی به روایت همسر و پسرش است: روایت اول؛ همسر: سمیه اصلانی متولد 1350 شهرستان علی آباد کتول همراه و همقدم 29 سال گذشته رحیم کابلی است. 16 ساله بود که پا به خانه رحیم گذاشت؛ یادآوری خاطرات آن روز چهره غمگین اما صبورش را شادمان می کند: آقا رحیم و داماد خانواده ما با هم در جبهه دوست بودند، به دامادم گفته بود من
گپی با ابراهیم تهامی درباره زندگی شخصی و حرفه ای اش
دوستان سیاسی خوبی دارم. اگر یک روز وارد مجلس شوید چه کارهایی می کنید؟ احتمالا با رییس مجلس درگیر می شوم (با خنده)، من کاندیدا نمی شوم ولی اگر به مجلس بروم حتما حق شهرم را می گیرم. مردم آبادان و خرمشهر خیلی اذیت شده اند (بغض می کند) این دوش هر بعد از جنگ هنوز هم اوضاع خوبی ندارند و نشانه های جنگ را می توان در شهر دید. در حصر آبادان مردم جنگیدند که ایران سقوط نکند و این
دلیل آرامش اولیاء خدا با وجود مشکلات زیاد!
می کند، منّت بگذارد و ... . یکی از مسئولین داشت ساختمانی را می ساخت، بنده خدایی بود که مصالح می فروخت. یک موقع او من را دید و گفت: من سیمان خانه فلانی را دادم. طوری گفت که من فکر کردم مجانی داده است. بعد گفتم: یعنی پول نگرفتی؟ گفت: نه، بنده خدا پولش را تا آخر حساب کرد. حالا فکر کنید چنین کسی، اگر بخواهد کمک کند چه می گوید! البته این را هم دیدیم که مثلاً می گویند: فلانی اصلاً
پنج ساعت گفتگو با اصغر بیچاره
. -جدی، از سوفیا لورن چی؟ نه. اما برای سوفیا لورن از اینجا چند تا تابلو فرستادم که پول خوبی هم به من داد. یک مهندس ایرانی کلیمی خانه یی برای سوفیا لورن ساخت که حوض خانه قدیمی هم برایش ساخت. مهندس به من گفت اصغر از قلدر آغاسی چی داری؟ گفتم تابلو دارم. آغاسی نقاش قهوه خانه یی بزرگی بود؛ هم قلدر و هم مدبر. این دو شخصیت های بزرگی بودند. مهندس گفت اصغر اینها را متر کن به من بگو. گفتم
تاثیرگذاری تاریخ در فهم دین/ گفتاری از دکتر محمدحسین رجبی دوانی (متن کامل)
؟ برای اینکه از پرداخت زکات سر بتابند از اسلام برگشتند. حالا من نمی خواهم وارد این بحث بشوم (که دلیل هم برایش دارم)، یکی از اساتید بزرگوار قبل از اینکه اینجا برسیم موضوعی را مطرح کردند، که چرا بعد از پیغمبر هفتاد روز نگذشته باید ارتداد پدید بیاید؟ من به جرئت به شما فقط همین قدر اشاره کنم که چون مردم به پیام ولایت قرآن توجه نکردند و قضیه ارتداد پدید آمد. یعنی چه؟ یعنی اگر به سراغ امیرالمومنین
صحنه هایی از زورگیری خشن در تهران /تصویر
بار دست به گردنبند قاپی زدم. چقدر درآمد داشتی؟ از هر سرقت 500 هزار تومان به دست آوردم. با پول های سرقتی چه کردی؟ شهریور گذشته با 8 میلیون تومان به ارومیه رفتم و از آنجا توسط قاچاقچیان به کشور ترکیه برده شدم. بعد چه شد؟ از ترکیه به یونان، سپس مقدونیه و بعد به آلمان رفتم. برای رسیدن به آلمان هفت میلیون به قاچاقچیان دادم و یک میلیون تومان را برای خرج
وقتی سخنان امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند - هنوز چوب اعتماد به لیبرال ها را می خوری
افتاد، از آن طرف پیام امام که به منشور روحانیت معروف شد، 40 صفحه است و باید خط به خط آن را آب طلا بگیرند اما متأسفانه این هم محو است. چند روز پیش سوم خرداد بود، شما اگر این پیام امام را شنیدید من هم شنیدم که امام(ره) فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد . بعد هم گفتند من در این پیروزی که 19 هزار اسیر گرفته شد به شما توصیه ای دارم، ای فرزندان قرآن کریم، نیروهای سپاهی، بسیجی، کمیته، عشایر، مردم
وقتی صحبت های امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند/کسانی که الان سر کار هستند 20 سال مسیر ...
بگیرند اما متأسفانه این هم محو است. چند روز پیش سوم خرداد بود، شما اگر این پیام امام را شنیدید من هم شنیدم که امام(ره) فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد . بعد هم گفتند من در این پیروزی که 19 هزار اسیر گرفته شد به شما توصیه ای دارم، ای فرزندان قرآن کریم، نیروهای سپاهی، بسیجی، کمیته، عشایر، مردم داوطلب، مردم عزیز، هوشیار باشید که پیروزی هرچند عظیم و حیرت انگیز است، شما را از یاد خداوند غافل نکند
خانه مجردی پسر جوان زندگیم را نابود کرد
حرص می خورد و می گفت این آدم لیاقت رفاقت و رفت وآمد ندارد. خودم را زرنگ تر از آن چیزی فرض می کردم که گول کسی را بخورم. نقشه سرقت های مسلحانه را در خانه مجردی و پای بساط دودودم کشیدیم. رکنا: به من شیشه می داد و می گفت که از این مواد بزن تا هم آرام شوی و هم قدرت پیدا کنی و بتوانیم پولی به جیب بزنیم. این طوری بود که اسلحه دستم داد و جان مردم را به بازی گرفتم. من شدم یک سارق مسلح خطرناک و
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
کارگردان مستند منتخب جشنواره فیلم مدافعان حرم ایده ساخت مستند فرمانده بعد از شهادت علیرضا توسلی معروف به ابوحامد، فرمانده لشکر فاطمیون در ذهن من شکل گرفت. آن روزها وقتی با شخصیت بزرگ این شهید و مجاهدت های او در راه مبارزه با نیروهای تکفیری و داعش در سوریه آشنا شدم آرزو کردم بتوانم مستندی در ارتباط با این شهید بسازم و او را به مردم کشورم معرفی کنم. دوربین جای اسلحه در
امام مخالف اعدام مفسد فی الارض بود
انجام داده و این پرسش را مطرح کرده بود که در صورت پیروزی، شما با شاه چه می کنید؟ امام در پاسخ فرموده بودند که اقل عقوبتش حبس ابد است. من همیشه صبح ها بعد از نماز از پاریس می رفتم نوفل لوشاتو خدمت امام. بعد از خواندن آن روزنامه، همان اول صبح رفتم خدمت امام. ایشان پرسیدند، خبری شده؟ من هم گفتم، بله. در روزنامه صبح امروز خواندم که شما اقل عقوبت شاه را حبس ابد عنوان کردید. ایشان فرمود: ما به چشم مان
همدستی در سرقت برای 30 هزار تومان
پنجم این دادسرا اعتراف کرد. متهم بعد از تمام شدن جلسه بازپرسی درباره انگیزه سرقت به اعتماد گفت: من همراه با خانواده ام در یکی از شهرهای غربی کشور زندگی می کنیم. هشت سال پیش مادر و پدرم از هم جدا شدند. پدرم که نمی توانست شرایط زندگی در ایران را بدون مادرم تحمل کند زندگی اش را جمع کرد و راهی عراق شد. حالا من و خواهر کوچک ترم همراه با مادرم در خانه ای کوچک زندگی می کنیم. خانه ای که تمام هزینه های آن
گره در پرونده قتل زن آمریکایی در تهران
زندگی می کنند، اما خودمان بعد از مدتی به ایران برگشتیم و در اینجا زندگی می کردیم. در ادامه رامین که با ماری رابطه داشت، در جایگاه حاضر شد و اتهام معاونت در قتل را قبول کرد. او گفت: یک تماس اشتباه باعث شد من با ماری رابطه برقرار کنم. او به من پیامک داد و قرار گذاشتیم. وقتی سر قرار رفتم متوجه شدم او زنی میان سال است، جلو نرفتم چون در آن زمان 19ساله بودم، ماری دوباره تماس گرفت و اصرار کرد. ما
گفتگوی خواندنی با همسر شهید مدافع حرم صادق عدالت اکبری
یاد دارم که تنها در دومین دیدار مان به من گفت دوست دارم مثل همسر شهید تجلایی برای من در لحظه عقد از خداوند شهادت بخواهی. بله، شهادت صحبت همیشگی ما بود از جلسه اول خواستگاری تا لحظه آخری که با هم بودیم در مورد شهادتش و تنها ماندن من حرف بود. مهریه من یک حج بود که تصمیم گرفتیم نرویم تا نابودی آل سعود بعد 14 سکه بهار آزادی به نیت 14 معصوم. در نهایت سومین روز از خرداد ماه سال1391همزمان با آزاد سازی
همه چیز از حمله به کلوپ شبانه همچنس گرایان در اورلاندو نقش داعش ،هدیه بزرگ به ترامپ،عامل،کشته شدن ...
. نام جانسون در سال 2012 هم از سوی جناح آزادی خواهان جمهوری خواه مطرح شده بود؛ اما در نهایت میت رامنی، نامزد نهایی حزب شد و جانسون مورد تایید حزب قرار نگرفت. از این رو وی در همان سال به عنوان نامزد مستقل در انتخابات شرکت کرد. وی در آن انتخابات یک درصد آرای مردم ایالات متحده را کسب کرد. در روز یکشنبه جلسه لیبرتارین ها با نام جانسون گره خورد. ولت از این نام حمایت کرد و خود جانسون هم گفت: دست کم
آرزوهای هندی پسرک 17 ساله برباد رفت
در یک پانسیون مجردی ساکن شدم و هر روز آگهی های استخدام روزنامه ها را مطالعه می کردم، اما در این مدت موفق به پیدا کردن کار نشدم. دنبال چه کاری بودی؟ بیشتر دنبال کار در رستوران ها بودم چون می خواستم حقوقم را پس انداز کنم و زود پولدار شوم. اصلاً در این مدت کار رستورانی پیدا نکردی؟ چند جا رفتم، اما حقوق کم می دادند و نماندم. پس اندازت را چکار کردی
جزییات سرقت مسلحانه از بانک ملت/ سارقان 30 میلیون تومان سرقت کردند
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی خبرگزاری آنا، ساعت 9:44 دقیقه امروز 2 مرد جوان درحالی که صورت های خود را پوشانده بودند وارد بانک ملت خیابان هدایت شده و با تهدید اسلحه از بانک سرقت کردند. سارقان هنگام خروج از بانک، برای فرار از میان مردمی که در مقابل بانک جمع شده بودند اقدام به تیراندازی کردند. تحقیقات از سوی کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی پایتخت ادامه دارد. برررسی ها حکایت از آن دارد که 30 میلیون تومان پول از بانک به سرقت رفته است.
سرقت مسلحانه از بانک ملت در خیابان هدایت/ سرقت 30 میلیونی با شلیک چهار گلوله+عکس
به گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان، ساعت 9:44 دقیقه امروز 2 پسر جوان که صورت خود را با ماسک پوشانده بودند وارد بانک ملت شعبه خیابان هدایت شده و با تهدید اسلحه، از کارکنان بانک درخواست پول کردند. دو سارق پس از سرقت چند میلیون تومان پول و تهدید کارکنان بانک،هنگام خروج از بانک برای فرار از دست مردم اقدام به شلیک 4 گلوله کرده با یک دستگاه موتور سیکلت مشکی رنگ از محل متواری شدند