سایر منابع:
سایر خبرها
شخصیت های ایرانی که ترور بیولوژیک شدند/ نقطه مشترک و مرموز همه بیماران + تصاویر
های خونی و چمدان مسموم می گوید؛ که خود گویای بسیاری از مطالب درباره نحوه ترور وی است: یک سال و نیم پیش به گروهی از لبنان برای راهپیمایی اربعین به عراق رفتم. که چمدان من را از هتلی که در نجف بودم از میان صد ها چمدان برداشتند و 5 الی 6 روز بعد در کربلا نصفه شب تحویلم دادند. لپ تاپ من را خالی و بررسی های کامل را انجام داده بودند. از همان روز که چمدان را تحویل گرفتم حالم بد شد؛ اما متوجه این
ماجرای گلوله های آتش زایی که تن رزمندگان را سوزاند/شهدایی که در ماه رمضان با زبان تشنه پرکشیدند
گرفتند و قصد 10 روز کرده و روزه دار می شدند. روزهای طولانی بالای 16 ساعت، گرمای شدید و سوزان کار فعالیت نبرد با دشمن حتی در منطقه پدافندی شدت یافتن تشنگی و ضعف و بی حالی ازجمله مواردی بود که وجود داشت اما به لطف خدا در ایمان و اراده رزمندگان کمترین خللی ایجاد نمی شد. سال 61 ماه مبارک رمضان در تیر ماه واقع شد. عملیات رمضان در همین ماه سال انجام گرفت. هدف عملیات رمضان،تهدید
همسرم برات شهادت را در شب های رمضان گرفت
ایشان کجا و به چه صورتی رقم خورد؟ اسماعیلم مدت 18 روز در جبهه حضور داشت. در روند یکی از عملیات ها در منطقه رهبه سوریه با اصابت گلوله تک تیر انداز های تکفیری به شهادت رسید. وقتی خبر شهادتش رسید، من در خانه پدرم بودم که خواهرم زنگ زد و گفت همان جا بمان تا من بیایم. وقتی آمد خاله ام همراهش بود. گفتند شوهر خاله مان که پاسدار بازنشسته است گفته آقا اسماعیل مجروح شده است. ابتدا باور نکردم چون همیشه
دشمن به چرخه جدیدی از روش های حذف بر اساس ویروس ها و عوامل بیولوژیک روکرده است
های عجیبی زد مبنی براینکه وی در هتلی در شهر نجف اقامت داشت، چمدان وی از میان صد ها چمدان برداشته و 5 الی 6 روز بعد در کربلا در نیمه شب به وی تحویل داده شد؛ لب تاپ او را خالی و بررسی های کامل را انجام داده بودند؛ آقای طالب زاده از همان روز که چمدان را تحویل گرفت دچار بدحالی شد به طوریکه به سختی راه می رفت و سرفه های خونی شدید داشت؛ اگر ایشان آگاهتر بود، لباس های داخل چمدان را نمی پوشید و یا از چمدان
بسته خبری سفیر سه شنبه 25 خرداد ماه 1395
مولکولی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله: طی ملاقات هایی با طالب زاده، که از یک سال ونیم پیش در بستر بیماری به سر می برد، ترور بیولوژیکی وی را تشخیص دادیم. در حالی که ایشان به شدت کسالت داشت به طور اتفاقی صحبت هایی از ترور بیولوژیک به میان آمد. وی جریان عجیب ناپدید شدن 6 روزه چمدانش در نجف و تحویل آن در کربلا را گفت. طالب زاده از همان روز که چمدان را تحویل گرفت دچار بدحالی
نگاهی به تاریخچه ترورهای بیولوژیک در فضای سیاسی
این گپ و گفت ها بود که سرنخ اصلی این جریان به دست آمد. طالب زاده درباره علت بیماری خود اینچنین می گوید: یک سال و نیم پیش با گروهی از لبنان برای راهپیمایی اربعین به عراق رفتم که چمدان من را از هتلی که در نجف بودم از میان صدها چمدان برداشتند و 5 الی 6 روز بعد در کربلا نیمه شب تحویلم دادند. لپ تاپ من را خالی و بررسی های کامل را انجام داده بودند. از همان روز که چمدان را تحویل گرفتم حالم بد شد. منبع:صبح نو
اشعار آیینی ویژه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
بد از اقوام خوردی که دل بریدی آخر از دنیا خدیجه سجاده پای بندگی ات ایستاده اصلاً مقام توست، مِعْراجُ السَّعاده دین خدا پیمانه و عشق تو باده باید به زهرا گفت، ای محراب زاده جاری نگردد اشکهایت با خدیجه مادر که باشد، شان دختر پایدار است این چارچوبِ خانه حتی استوار است مادر نباشد، روز روشن شام تار است
آغاز سرفه های خونی با یک سفر/ طالب زاده: تا مدت ها هم نمی دانستم علت حال بدم چیست
خونی شده اید. طالب زاده: خلاصه اش این است. یک سال و نیم پیش به گروهی از لبنان برای راهپیمایی اربعین به عراق رفتم. که چمدان من را از هتلی که در نجف بودم از میان صد ها چمدان برداشتند و 5 الی 6 روز بعد در کربلا نصفه شب تحویلم دادند. لپ تاپ من را خالی و بررسی های کامل را انجام داده بودند. از همان روز که چمدان را تحویل گرفتم حالم بد شد اما متوجه این ماجرا نبودم. *اطلاعات لپ تاپم
موساد؛ پدرخوانده ترورهای بیولوژیک + تصاویر
باشگاه خبرنگاران: نادر طالب زاده در مصاحبه ای از آخرین وضعیت جسمانی خود سخن گفت. خلاصه اش این است. یک سال و نیم پیش همراه با گروهی از لبنان برای راه پیمایی اربعین به عراق رفتم. چمدان من را از هتلی که در نجف بودم از میان صد ها چمدان برداشتند و 5 الی 6 روز بعد در کربلا نصفه شب تحویلم دادند. لب تاپ من را خالی و بررسی های کامل را انجام داده بودند. از همان روز که چمدان را تحویل گرفتم حالم بد شد اما
او یک جی پی اس رسانه ای است
صاحب نیوز/ بهروز فرهمند: مرد مو بور، چشم آبی و خوش پوش رسانه و فرهنگ انقلاب اسلامی، این روزها حال و روز خوشی ندارد. همین یکی دو روز پیش بود که خبری هولناک درباره نادر طالب زاده منتشر شد و به صدر خبرها رفت. حاج نادر که در بیمارستان بستری است، گفت که هدف یک ترور بیولوژیک قرار گرفته و پس از چندی که موضوع را با یک متخصص بیوتروریسم در تهران در میان گذاشته، آن پزشک نیز درستی رخداد را تأیید
وقتی سخنان امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند/ هنوز چوب اعتماد به لیبرال ها را می خوریم + ...
چرا نشد؟ فرمودند اتفاقی افتاد و عمل ناصوابی انجام گرفت و خداوند 15 سال انقلاب را به تأخیر انداخت. از ایشان پرسیدند چه ناهماهنگی در کار بود؟ امام گفت همین که ما باورمان آمد که بعد از رحلت آیت الله بروجردی، می توانیم مرجع بزرگ بشویم، خدا گفت این منیت را داری باید 15 سال به تبعید بروی، یک سال ترکیه و 14 سال نجف، آنجا در ضریح آقا علی بن ابی طالب پنجه بینداز و واقعا باید به آن برسی که همه چیز از اوست
تایید ترور بیولوژیک نادر طالب زاده
نادر طالب زاده، کارگردان و مستندساز گفت: یک سال و نیم پیش به عراق رفتم که چمدان من را از هتلی در نجف برداشتند و 6 روز بعد در حالی که اطلاعات لپ تاپم خالی شده بود تحویلم دادند، از همان روز به بعد سرفه های خونی ام آغاز شد. یک متخصص بیوتروریسم، این قضیه را تایید و به من در این خصوص هشدار داد. یکی از انکار کنندگان آمریکایی هولوکاست هم پس از سفر به ایران مورد بیوتروریسم قرار گرفت و ظرف دو سال جانش را از دست داد انتهای متن/*
فرخی یزدی، شاعر آزادی و جلال ویژگان
خورشیدی است. شهرت قبلی اش، "فرح زادی" بود، اما برای من مشهور به درک حضور میرزا محمد فرخی یزدی لب دوخته است. دو سال پیش بود که در ماه رمضان، پای خاطراتش نشسته بودم و الان روی تخت دراز کشیده است. نفس هایش به شماره افتاده است و سخنانش اگر چه کامل است، ولی مفهوم نیست. چون قدرت ندارد لب هایش را برای ادای حروف کلمات به حرکت وا دارد، در تمام مکالمه کوتاه ما که بیشتر چشمی بود، چند بار نیروی شگفت انگیز دستش
نادر طالب زاده از جزییات ترور بیولوژیکی اش گفت
نادر طالب زاده در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما درباره جزئیات ترور بیولوژیکی اش گفت: یک سال و نیم پیش من به کربلا رفتم و در آنجا چمدان من را از بین 100 چمدان دیگر که در هتل نجف بود جابه جا کردند و 6 روز بعد اطلاعات کربلا چمدانم را به من تحویل داد. وی افزود:در چمدان لب تاپ من هم بود و پاسپورتم را نیز از گاو صندوق هتل برداشته بودند.مدت کوتاهی پس از این حادثه بیماری های من
وقتی سخنان امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند - هنوز چوب اعتماد به لیبرال ها را می خوری
، دیگری بگوید من سردارش بودم و هر چند وقت یکبار چای قند پهلو با او می خوردیم، آن دیگری هر شب بیاید خاطره جدید از امام تعریف کند، آیا ما 22 جلد صحیفه امام را کنار بگذاریم و خاطره را بچسبیم؟ تا کی باید پاستوریزه عمل کنیم؟ باید انقلاب را از منبع اصلی دریافت کرد. *برخی فقط قاب عکس امام را دوست دارند فارس: اما این امام انقلابی و وجهه انقلابی بودن امام آنچنان سانسور می شود که مثلا صدا و
وقتی صحبت های امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند/کسانی که الان سر کار هستند 20 سال مسیر ...
دستورالعمل است اما قرار نیست که این دستورالعمل ها در اجرا بیاید. اگر می خواهید با ماهیت و ریشه انقلاب اسلامی آشنا شوید باید به دفترچه راهنمای آن مراجعه کنید. *اگر مبنای ما صحیفه باشد دیگر کسی ادعای خاطره نمی کند دیگر نمی شود که هر کسی بیاید بگوید من فلانی هستم، دیگری بگوید من زیر دستش بودم، دیگری بگوید من سردارش بودم و هر چند وقت یکبار چای قند پهلو با او می خوردیم، آن دیگری هر شب
خیلی مرگ هراسم / برای بازی در نقش الکلی مدتی به بیمارستان های ترک اعتیاد می رفتم
او در سریال های ماجراهای خانه شماره 13، نرگس، مرگ تدریجی یک رویا، فاکتور هشت، شوق پرواز، تا صبح، هفت سین و زعفرانی بازی کرده است. به همین بهانه در روز تولد ستاره اسکندری و به مناسبت 42 سالگی اش با او به گفت وگو نشسته ایم. خانم اسکندری پیشینه تئاتری شما بسیار خوب است و در تلویزیون هم نقش های ماندگاری را بازی کرده اید. خودتان را بیشتر تئاتری می دانید یا تلویزیونی؟ من بازیگری هستم با اصلیت تئاتری، اما خودم را بچه تلویزیون می دانم. سالیان بسیاری است که با تلویزیون همکاری می کنم و تلاش دارم به عنوان بازیگر کلیشه نشوم. به همین دلیل نسبت به دیگر بازیگران نقش های متنوعی را در این رسانه بازی کردم. همه دوست دارند این اتفاق برایشان بیفتد و نقش های متنوع را بازی کنند، چطور این اتفاق برای شما افتاده و چقدر شانس دخیل بوده است؟ برخی مواقع شانس هم دخیل است. به نظرم بازیگران به دو دسته تقسیم می شوند؛ بازیگرانی که خودشان را به نقش ها نزدیک می کنند که من جزو این دسته هستم و عده ای دیگر که نقش ها را به خودشان نزدیک می کنند؛ آنچه باعث موفقیت من شده، این است که تمایل دارم خودم را به نقش نزدیک کنم و دلیل این شانسی که برایم پیش آمده به خاطر پیشینه تئاتری من است، زیرا مدیومی است که تنوع کاراکترها در آن بیشتر از کار تصویری است و کارگردانان و تهیه کنندگان، مرا به دلیل پشتوانه تئاتری ام انتخاب می کنند. آخرین سریالی که از شما پخش شد، زعفرانی بود که در آن، نقش یک مادر را بازی کردید که بالاتر از سنتان بود. معمولا بازیگران این کار را انجام نمی دهند، چرا که احتمال دارد بقیه پیشنهادها به این صورت باشد. چطور تن به این کار دادید؟ دقیقا همین طور است. تهیه کننده سریال زعفرانی ایرج محمدی بود که دو بار تجربه همکاری خوب برای سریال های ایستگاه و نرگس را با او داشتم. از سوی دیگر وقتی به من گفتند، نقش مقابلم را مهدی هاشمی بازی می کند، خیلی خوشحال شدم، چون او را به عنوان بازیگر پیشکسوت دوست دارم. همچنین حامد محمدی کارگردان سریال به عنوان کارگردان جوان خوش ذوق مطرح است. این ترکیب، مرا برای کار ترغیب کرد، ضمن این که من چند سالی در تلویزیون کار نکرده بودم و دوست داشتم بعد از چند سال وقفه با یک گروه حرفه ای دوباره روی آنتن بیایم که این اتفاق افتاد. به هر حال من هم در میانسالی هستم که یا باید جوان تر از خودم را بازی کنم یا پیرتر، ضمن این که بعد از دندون طلا که نقش یک دختر کولی را بازی کرده بودم و بسیار هم سخت و پیچیده بود، احتیاج به آرامش داشتم و نقش مادر سریال زعفرانی این آرامش را به من می داد. شما اشاره کردید که خودتان را بچه تلویزیون می دانید. البته در تئاتر جوایز زیادی گرفته اید و مخاطبان تئاتر شما را خوب می شناسند، اما فکر می کنید تلویزیون در معرفی و شناساندن ستاره اسکندری به مخاطبان تا چه میزان موثر بود؟ طبیعی است خیلی زیاد موثر است، زیرا هیچ رسانه ای به اندازه تلویزیون با مردم صمیمی نیست و این رسانه اسباب شهرت و محبوبیت را برای بازیگر فراهم می کند. همه آدم ها تلویزیون دارند و سریال های خوب و باکیفیت را دنبال می کنند. بنابراین هیچ رسانه ای به اندازه تلویزیون مهم نیست و من هم نقش های خاصی در این رسانه بازی کردم. البته من تئاتر را زودتر شروع کردم و اگر شما کارنامه تئاتری مرا بررسی کنید، متوجه خواهید شد در تئاتر هم گزیده کار هستم. من شاگرد دکتر رفیعی بودم و کارهای بسیار درخشانی با بهرام بیضایی، محمد رحمانیان و بقیه دوستان انجام دادم. من وزن تئاترم را مدیون تلویزیون نمی دانم، بلکه تربیت تئاتری ام را در آن دخیل می دانم، بویژه این که با اساتید کار کرده ام. شما بعد از فوت پوپک گلدره به جای او کارش را در سریال نرگس ادامه دادید. در داستان یک شهر هم نقش یک دختر معتاد، در مرگ تدریجی یک رویا نقش یک دختر الکلی و در زعفرانی نقش یک مادر را بازی کردید. فکر نمی کنید نقش هایتان در تلویزیون همراه با ریسک بوده است؟ افتخار می کنم که توانستم اولین زن معتاد و الکلی تلویزیون را بازی کنم و این اشتیاق من به چرایی بازیگر شدنم برمی گردد. من خیلی مرگ هراسم و بازیگری این امکان را به من داده که در قالب های مختلف زندگی کنم و این که ستاره اسکندری نباشم؛ ساناز مرگ تدریجی یک رویا، نرگس و نیره دندون طلا باشم. خوشحالم به واسطه بازیگری به قالب های مختلف دنیا می آیم و می روم. این واقعا برایم جذاب است. این شمای ظاهری شماست. به عنوان نمونه وقتی نقش یک معتاد را بازی می کنید که واقعاً معتاد نیستید. من از آن دست بازیگرانی هستم که خودم را به کاراکتر نزدیک می کنم، نه این که نقش معتاد را که بازی می کنم، معتاد شوم؛ بلکه به احساسات و عواطف شخصیت نزدیک م ...
افشای ترور بیولوژیک نادر طالب زاده(اخبار ادبی و هنری)
نادر طالب زاده که به دلیل عارضه قلبی در بیمارستانی در تهران بستری است، در گفت وگو با خبرگزاری فارس از ترور بیولوژیک خود سخن گفت. وی که از سرفه های خونی رنج می برد ،درباره ترور خود بیان کرد: یک سال و نیم پیش با گروهی از لبنان برای راهپیمایی اربعین به عراق رفتم. چمدان من را از هتلی که در نجف بودم از میان صد ها چمدان برداشتند و پنج الی شش روز بعد در کربلا نصفه شب تحویلم دادند. لپ تاپ من را
ترور بیولوژیک نادر طالب زاده تایید شد
بیولوژیک خودش برای اولین بار پرده برداشت. در بخشی از متن گفتگوی فارس با نادر طالب زاده که به اصرار خبرنگار این خبرگزاری صورت گرفت آمده است: شایعه ای یا نظری وجود دارد که طی سفری که نزدیک به یک سال و نیم پیش به یکی از کشور های عربی داشته اید چمدان شما را به موادی آلوده کرده اند و به نوعی قصد ترور بیولوژیکی شما را داشتند و از آن پس حال شما تغییر کرده و دچار سرفه های خونی شده اید.
مشارکت در سرقت فقط برای 30 هزار تومان
به گزارش قدس آنلاین به نقل از خبرگزاری تسنیم، ساعت 23:30 بیست و دوم خرداد سال جاری خبر دستگیری سارق تلفن همراه در خیابان جمهوری خیابان صفی علیشاه از سوی مرکز پیام فوریتهای پلیسی 110 به مأموران کلانتری 109 بهارستان اعلام شد که بلافاصله تیمی از مأموران کلانتری به محل وقوع خبر اعزام شدند. شاکی سرقت در اظهاراتش به مأموران گفت: 16 ساله و از اتباع کشور هندوستان هستم؛ در حال برگشت به منزل
طالب زاده ترور بیولوژیک خود را تایید کرد/اگر آگاه بودم لباس های چمدانم را نمی پوشیدم!
طالب زاده گفت: تا مدت ها هم نمی دانستم ممکن است حال بد من ارتباطی به چمدانم داشته باشد. نمی خواهم وارد جزئیات شوم
بسته خبری سفیر یکشنبه 23 خرداد ماه 1395
شبکه خبری سفیر, [11.06.16 04:41] [ Photo ] در زمانی که فیش های چند ده میلیونی بعضی مدیران برملا می شود، یکی از پرسنل ارتش فیش حقوقی خود را منتشر کرده است. @safir_hamandishi شبکه خبری سفیر, [11.06.16 04:50] yon.ir/7Kir طالب زاده، ترور بیولوژیک خود را تایید کرد نادر طالب زاده: یک سال و نیم پیش به عراق رفتم که چمدان من را
"بگذار کز دامان شب فردا برآید"
گفتگوی ذیل توسط دکتر محمود اسعدی در هشتمین شماره مجله "چهره های ماندگار" در اردیبهشت ماه سال جاری انجام و به تازگی منتشر شده که به مناسبت فوت مرحوم استاد سبزواری از نظر می گذرد . استاد حسین ممتحنی، مشهور به حمید سبزواری سال 1304 در سبزوار در خانوادهای مسلمان و معتقد زاده شد. پدرش عبدالوهاب پیشه ور سادهای بود که قریحه شعری داشت. جدش ملامحمد صادق ممتحنی شاعری مردمی بود که مجرم تخلص میکرد