سایر خبرها
تمسخر لهجه بنابی در شبکه استانی سهند/آقای نواداد فیلترینگ صدا سیما را بیدار کنید!
آنها از این کار زشت ، تقلید هنری از یک گویش محلی در قالب ادبیات طنز باشد اما به نظر می رسد با به تمسخر گرفتن دیگران و یا برخی حرکات ناشایستی که حقوق فردی و اجتماعی فرد یا ملتی را زیر سوال می برد نباید عده ای را خنداند . همچنین بدیهی است که این گونه حرکات و گویش های مثلاً طنز آمیز صرفا بمنظور ایجاد اختلاف مابین طبقات ، اقشار و اقوام متحد یک مملکت ساخته و پرداخته می شود و در آنها نیتی جز به
چرا همسرم مرا طردد می کند؟
- به محض اینکه در جریان گفتگو توجه همسر را به خود جلب کردید، رفتار وی را همان طور که هست، تا حد ممکن شفاف و بدون قضاوت به خودش منعکس کنید. به خاطر داشته باشید میزان آگاهی انسان ها از رفتارشان متفاوت است. ممکن است همسر شما جزء افرادی باشد که آگاهی زیادی نسبت به رفتارشان ندارند. پس قبل از این که در دادگاه ذهنتان او را به عنوان فردی که از رفتارش آگاه و نسبت به تأثیر آسیب زای آن بی تفاوت است متهم کنید
محمد نوری: سقوط پرسپولیس یک شوخی خنده دار است
سهمیه آسیا. این موضوع می تواند باعث باخت پرسپولیس شود؟ همان طور که گفتم پرسپولیس تا آخرین هفته می جنگد و بازیکنان برای همه بازی ها انگیزه دارند. اتفاقا بازی با استقلال خودش عاملی است برای انگیزه بالای بازیکنان. همین که قرار است با استقلال بازی کنیم بهترین بهانه است که تمام وجودمان را بگذاریم. نتیجه را نمی شود پیش بینی کرد اما به هواداران قول می دهم که با تمام توان بازی می کنیم.
چند میگیری مُرده بدزدی؟
زمین گلف برای خودش یک کسب و کار اساسی است . شرکت های ارائه کننده این خدمات تعیین قیمت را بر اساس اندازه زمین گلف و میزان حضور پرندگان محاسبه می کنند . به طور مثال یک شرکت در برنامه تبلیغاتی خود برای یک ملک با حوضچه های متعدد که 100 غاز یا پرنده دیگر در آن تردد دارند ماهانه 695 دلار دریافت می کند که شامل پنج بازدید در هفته است . تست کننده مبلمان بسیاری از کارخانه های بزرگ
آیا شما هم در میان جمع اضطراب می گیرید؟
پایگاه خبری تحلیلی بویرنیوز (BoyerNews.com) : گروه روانشناسی بویرنیوز : در میان مبتلایان به اضطراب اجتماعی، فاجعه سازی بسیار متداول است: اگر در وسط جلسه رسمی تپق زدم چی؟ همه فکر می کنند بی کفایتم. اگر شانس بیاورم و اخراجم نکنند، حتماً مرتبه شغلی ام را پایین می آورند، دیگر کسی روی من حساب نمی کند… تعجبی ندارد اگر فرد با چنین افکاری چنان مضطرب شود که از همکارش بخواهد به جای او
وجه مادرانگی رعنا در سر به راه شبیه خودم است/ سریال پژمان 2 اواخر بهار کلید می خورد
این دلیل که تعداد کارهای کمدی در کارنامه کاری ام بیشتر از سایر کارهایم بوده، برخی اوقات به این متهم شدم که قصد زیر سوال بردن شخصیت زن ها و به تمسخر گرفتن آنها را دارم! در صورتی که واقعا اینطور نیست و نام کمدی برگرفته از ذات درونی آن است. اگر قرار نباشد ما به رفتارهای بد یک فرد نخندیم، پس باید به رفتارهای خوب او لبخند بزنیم؟! به عقیده من در این شرایط نام این ژانر کمدی نخواهد بود. وی ضمن
شاعری که کاملاً انسان بود
گذاشته شده ؟ محمودی : این سؤال ها را باید از خانواده سید بپرسید. من در جایگاه جواب نیستم. تنها می دانم که آنها تلاش کرده اند هرچه هست را عرضه کنند. درست است که این نقص وجود دارد ولی به نظر من براساس همین یادداشت های منتشر شده هم می توان فهمید که سید اگر امروز زنده بود، قطعاً با فلان موسسه و فلان روزنامه کار نمی کرد. اصلاً دلیل اصلی نادیده گرفتن این کتاب از سوی برادران ارزشی همین است
وقتی برنده نوبل منتظر جایزه اش نبود!/آنچه پدیدآوران در مهرماه 93 گفتند
داستانی اش باشد، ادبیات است، خواه این که سفارشی باشد یا نباشد. وظیفه اصلی نویسنده این است که ادبیات خلق کند. بنابراین اگر اثرش به معنای درست، ادبیات باشد، مهم نیست که دیگران چه اسمی رویش می گذارند. چنین اثری ادبیات است و خوانده می شود. همان طور که گفتیم خبر مهم دیگر مهر ماه برنده شدن نویسنده فرانسوی به عنوان برنده نوبل بود. آثار پاتریک مودیانو پیش از گرفتن جایزه نوبل نیز در ایران به قلم
باید و نبایدهای تزریق ژل به لب
مدنظر باشد، می توان تزریق پرکننده و تزریق بوتاکس را توأما نیز انجام داد که نتایج بالینی خوبی به همراه دارد. معمولا این تزریق ها روی کدام بخش های صورت انجام می شود؟ پر کردن گودی های صورت، حجم دادن به گونه ها، پر کردن شیار نازولابیال (شیار بین بینی و گونه) و نیز خطوط اطراف لب ها از جمله خطوط خنده از نقاطی است که به طور شایع از این مواد استفاده می شود. گویا به تازگی حجیم کردن لب
دهن بین نباشیم!
دوستی دارم که عادت کرده هر چیزی را که در تبلیغات تلویزیونی عرضه می شود بدون توجه به نیاز واقعی خود خریداری و به قول خودش تست کند! ناگفته نماند که درآمد این بنده خدا به زور تا بیستم هر ماه دوام می آورد. اما حتی اگر درآمد کافی داشته باشیم آیا باید هر چیزی را که در تبلیغات به ما عرضه می شود بخریم؟ آیا باید هر حرفی را بپذیریم و هر دروغی را راست تلقی کنیم؟ اثر جادویی تبلیغات اینک این
از برج سازی مجیدی و کریمی تا بیزنس های جالب علی دایی!
/> در زیر نگاه کوتاهی می اندازیم به فعالیت های غیر ورزشی ستاره های شاخص ایران، چه فوتبالی و چه غیر فوتبالی. خوشبختانه و با اوج گرفتن ورزش هایی مثل والیبال و بسکتبال دیگر بازیکنان این دو رشته هم جزو متمولین ورزشی ها به حساب می آیند و گاهی اوقات رقم قرارداد بعضی از آنها بیشتر از ستاره های فوتبال است. * علی دایی مثل همیشه اول است. در فوتبال که همیشه پیش رو بود و در کار تجارت هم
مراسم گرامیداشت استاد دکتر عبدالحسین جلالیان
حسین معلم، معلم و نویسنده درود بر منتقد سرشناس یزدی، آقای محمدرضا شوق الشعرا! به دلیل وجدان معلمی و باورهای معلمی ناگزیرم چند کلامی در رابطه با گرامیداشت استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" به آگاهیتان برسانم: در جریان تالیف کتاب "حافظ به زبان ساده" برای جوانان و صحبت های پیاپی با استاد دکتر "جلالیان" و نشست های پیاپی در جمع شاعران (انجمن شعر حافظ) که پایه گذارش خود دکتر است... و نیز مطالعه، بررسی و وارسی بسیاری از آثار (از جمله آثار استاد بهاءالدین خرمشاهی، دکتر محمد معین، دکتر قاسم غنی، دکتر محمد استعلامی، دکتر سعید حمیدیان و...) و نیز آثار متعدد دکتر "جلالیان" (از جمله آخرین اطلاعات ناب و منحصر به فردشان در مورد فرخی یزدی و وحشی بافقی...) متوجه شدم که ایشان برجسته ترین و سرآمد شاعران معاصر فارسی زبان جهان است! (اینجا منظورم از معاصر در قید حیات است) و حتی از نامدارانی که به دلیل پرهیز از اصطکاک معذورم نامشان راببرم بزرگ تر، برتر و در سرودن و شناخت شعر به ویژه غزل چیره تر و قوی تر است. توضیح: 1-...ایشان به هیچ وجه حاضر نبوده و نیست که کسی برایش مراسم گرامیداشت بگیرد (حال چه طور شده که به او قبولانده اند! خودم هم نمی دانم؟! و این که چرا سرانجام پذیرفته است بسیار شگِفت زده ام؟!) 2- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" از آن یزدی های اصیل (میبدی) است که ذاتا دل در گرو بالندگی فرهنگ و ارتقای انسان ها دارد و با زحمات طاقت فرسا و مغزسوز خود به باورش جامه عمل هم پوشانده است... . 3- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" بدون آن که به قول خودت اَدا درآورد و بخواهد فقط نمایشش را بدهد، خیرخواه، دلسوز، دل بزرگ و لوتی صفت است (به طوری که مثلا اگر کوچکی چون این جانب هم به سراغش برود و هر بار وقتش را بگیرد تا چیزی یاد بگیرد، کتابی هم هدیه می گیرد) منظورم این است که هم برای یادگیرنده احترام قایل می شود، هم برای امر مقدس یاددهی- یادگیری ارزش قایل است. رفتارش هم آن چنان که پیش از این اشاره کردم ساختگی، باسمه ای و تصنّعی نیست... . (تنها موردی که می ماند برخی- و اگر دقیق تر بگویم؛ تعداد بسیار اندکی مصراع - از شعرهای کتاب "پله های سنگی" است که قضاوت پیرامون آن ها وقت، گفتار و نوشتار گسترده می طلبد... و فعلا به هیچ وجه نمی توان تلگرافی و پیامکی در موردش قضاوت نمود و حکم صادر کرد.) اما! الف- تا آن جا که این کوچک آگاه هستم در حال پالایش، بازنویسی و نیز کامل کردن اشعار همین کتاب بحث برانگیز است... . ب- چنانچه حکم هم صادر کنیم و فرض کنیم این چند مصراع بدِ بدِ بد هم هست! خب! حتی در این صورت هم خردمندان و منطقیون می گویند: اصلاح باید شود، نه تخریب!؟ به سخن ساده تر: نادیده گرفتن تمام زحمات و تخریب کل آثار و به تبَع آن تخریب یک شخصیت زحمت کش، شریف، مستقل، آزاده و دانشمند که افتخار دیار است کار عاقلان نیست . 4- ایشان انسانی بسیار سالم و درستکار است: نه سیگاری است، نه تریاکی! (نه صیغه ای، نه دوده ای...) نه بیکاره و مفتخور. کوچک ترین ناهنجاری و بزهکاری نه داشته، نه اکنون که بیش از 80 سال دارد، دارد. همیشه در این دیار نجیب و سرفراز، زحمت کشیده و برادرانه و پدرانه، گمنام و فروتنانه دلسوزانه در خدمت پزشکی و درمان دردمندان بوده است و هیچ چشم داشت مادی یا غیرمادی از کسی نداشته است. و آن چنان که اشاره کردم هرگز در پی مراسم و گرامی داشت و خودنشان دادن و خودنمایی و... نبوده، تا چه رسد به آن که بخواهد الگو برای کسی شود (و این در حالی ست که شوربختانه کسانی در این دیار زحمتکش الگوی مردم عامی، جاهل و بی سواد شده اند- حتی الگوی برخی به اصطلاح باسوادها و مدرک ستانده ها- که در تمام عمرِ دروغ و فریبِ خود، حتی یک روز قصابی، بقالی، نجاری، کارگری... نکردند و شوربختانه تر این که؛ الگو هم شده اند و برایشان گرامیداشت ها هم برگزار شده است!؟ 5- شرح دیوان حافظ را که استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" نوشته اند، بارها خوانده و با بسیاری از شرح های دیگر که پیشتر اشاره ای کردم مقایسة تطبیقی کرده ام. و خدا را گواه می گیرم که راست می گویم: شرح ایشان اگر نگویم از تمام شرح ها بهتر است، که قطعاً کامل تر است. مثلاً در مورد بیتِ: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرّس شد حتّی برجسته ترین و مشهورترین حافظ شناس و حافظ پژوه؛ استاد بهاءالدّین خرمشاهی در موردش سکوت کرده اند!؟ ولی استاد جلالیان ضمن توجّه به فرمایش تمام صاحب نظران پیش از خود، قاطعانه در موردش اظهار نظر کرده و تکلیف همه را روشن نموده است. *آشکار است که اشاره ام به سرور ارجمندم استاد بهاءالدّین خرمشاهی و حافظ نامه ی ایشان اصلا و ابدا زبانم لال کوچک کردن آن فرهیختة دین باور نیست و صرفاً خواستم شاهد مثال آورده باشم (وگرنه استاد بهاءالدّین خرمشاهی حق پدری و معلّمی بر این کوچک دارند و حتّی رفت و آمد خانوادگی داریم و همه می دانند که حرف اوّل و آخر را در مورد حافظ ایشان می زنند...). برادر فاضل، هوشیار و منتقد دردمند، جناب شوق الشعرا! تردید ندارم که بهتر از این کوچک(معلّم) می دانید؛ در دیاری که مثلاً به جای گرامیداشت علّامه دهخدا و فردوسیِ بزرگ مراسم گرامیداشت برای دیگرانی بسیار بسیار ناچیزتر برگزار می شود، نه افتخار که مایه ی افسوس و شوربختی ست. ...در دیار نجیب یزد هم باید دست کم نام مراکز درمانی اش نام"ابوعلی سینا" یا "زکریای رازی ، یا مجیبیان ، هراتی ، و مرتاض باشد که بحمدلله برخی هست یا باید به نام دکتر"عبدالحسین جلالیان" باشد... . جناب شوق(عزیز دل!) آهنگم از نوشتن این چند سخن چیزی جز پروردگار و در دیدگاه پروردگاربودن، نبود(بر این باورم که اگر نمی گفتم و نمی نوشتم به روز رستاخیز برای سکوت خود پاسخی نداشتم). ختم کلام! جناب محمدرضا شوق الشعرا! بارها در حضورتان و در غیابتان گفته و نوشته ام که؛ دست کم بخشی از ارزش ها و خوبی های یزد مدیون جرأت، جسارت، همّت، دقّت و قلم پرتوان شماست (خدای شما هم شاهدم بوده است که هر از گاهی به مسوولان خُرد و کلان شهر از جمله فرماندار گفته ام که باید از شما تجلیل و قدردانی نمایند). اکنون هم به عنوان برادری کوچک از شما درخواست دارم با قلم خود به یکی، دو نفر که نادانسته(و صرفاً به خاطر چند مصراع) به انتقاد نه که سرزنشِ استاد جلالیان می پردازند چند نکته را یادآور شوید: مرحوم علامه دهخدا در امثال و حکم ضرب المثلی دارد که می گوید: اومد لب بوم قالی تکون داد، قالی خاک نداشت خودشو نشون داد! به سخن ساده تر؛ به این یکی دو نفر بفرمایید درست نیست که نود و نه درصد خوبی ها را نادیده بگیرید و سبکسرانه یک درصد کاستی را بزرگنمایی کنید و با همین مستمسک به یکی از خدمتگزاران سالم، آزاده، مستقل و اندیشمند دیار بتازید(اگر این یک درصد کاستی این قدر شما را برآشفته، چرا آن نود و نه درصد تکانتان نداده است؟!) خوب به یاد دارم که روزی یکی از دانش آموزانم پیامکی برایم فرستاده بود، نزدیک به این مضمون: اگر آجری در دیواری شکسته است، باید با دقت و ظرافت آن آجر را تعویض کرد. تخریب کلّ دیوار ابلهی ست! اگر کسانی دوست دارند در رسانه های امروزی که به برکت تکنولوژی کافرها!! به دیار ما هم رسیده است، به انتقاد بپردازند، اوّلاً یادآور شوید که؛ انتقاد به معنی تخریب و سرزنش نیست، به معنی بیان خوبی ها و بدی هاست...، ثانیاً؛ در همین روز و روزگار و در همین دیار کم دردهای آزاردهنده است که می توان از آن انتقاد کرد؟! چه طور شده که همه را رها کرده و بر موج سوار شده و یقة یکی از افتخارات دیار را چسبیده اند؟! (مثلاً شورای شهر که از صدر تا ذیلش انتقاد دارد، یعنی از زمانی که حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی از میان دیگر اصل های معطّل ماندة قانون اساسی این اصل را صرفاً برای پیشبرد مسائل سیاسی و حزبی خودش بیرون کشید و آش شله قلم کاری پخت که چند وجب روغن روی ان است...، یا عملکرد معاون سیاسی امنیتی استاندار در بیرون راندن افغانستانی ها...، یا شناسایی و دستگیری دزدان و ادمکشان همچون قاتل پزشک نجیب، زحمت کش و برجستة یزدی دکتر محمّد بامشاد که سال ها، بله سال ها! از قتلش می گذرد و به قول معروف دَمش را در نمی آورند؟؟...) جناب شوق! عزیزم! آزادی بیان و انتقاد، حتی انتقاد از استاد جلالیان اشکالی ندارد و دست کم خود شما خوب می دانید که خود من هم 20 سال پیش از برخی کاستی های ایشان انتقاد کرده ام(روزنامه اش هنوز موجود است) امّا! این هم خیلی بد است که ندانسته و نا آگاهانه صرفاً از روی توهّم و یا حداکثر از روی برخی کاستی های جزئی کل را زیر پرسش ببریم. آیا کل را به خاطر جزء زیر پرسش بردن در شآن انسان(بما هو انسان) است؟! آرزو دارم پروردگار بخشاینده و مهربان تک تک ما را یک آن به خود وامگذارد. و به تک تکمان (و از جمله این کوچک) ادب، تربیت، انصاف، منطق، بزرگواری، گذشت، جنبه، ظرفیت، جوانمردی، راز داری و عیب پوشی، قدردانی، چشم و رو داشتن، احترام بزرگتر و کوچکتر نگه داشتن و همشهری دوستی هدیه کند . دلخش باشی عزیزم(غزلی از حافظ هم برای پایان خوش): منم که شُهره شَهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری ست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راهِ نجات؟! بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن ز خط یار بیاموز مِهر با رخ خوب که گِرد عارض خوبان خوش است گردیدن مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن ...
از دلواپسی تا همدلی در شعار سال 94/ لزوم احترام متقابل دولت و منتقدان
ایشان از رادیکالترین طیف منتقدان دولت یعنی دلواپسان نام برده و اشاره کردند انتقادات این طیف نه تنها جرم نیست بلکه از سر دغدغه است و بطور غیر مستقیم این نقد را اگر بدون نادیده گرفتن زحمات دولت باشد، خود مصداقی از همدلی و همزبانی دانستند؛ زیرا هدف دولت (به قول خودش) پیشرفت کشور است و منتقدین او هم ،هدفی جز این ندارند، بنابراین هردو همدل هستندولی باراهکارهای متفاوت. 2) رهبر انقلاب در جایی
سمفونی استیضاح چه کسی را مبرّا می کند؟
باشد؛ در حالی که مواجهه با این جریان نیازی به این دست تحلیل های نشانه شناختی ندارد و برای نمایش جنایت آن ها کدهایی بسیار آشکارتر وجود دارد. به هر حال هنوز بخش قابل توجهی از مردمان جهان تحلیل براساس این نشانه شناسی را به طور مطلق دقیق و واقعی نمی دانند و اگرچه آن را در تراز یک گمانه زنی قابل ملاحظه می پذیرند، اما درباره کارکرد روشنگری بر مبنای کدهای مخفی و نشانه ها در برابر ذهنیت واقع
گزارشی کامل از خداحافظی کی روش با تیم ملی فوتبال
دارد بماند اما ... کارلوس درست مثل گذشته و آن طور که از شواهد برآمده و همچنان هم برمی آید علاقه زیادی دارد تا در فوتبال ایران به کارش ادامه دهد، اما امروز به قول خودش، کادر اداری جدیدی در فدراسیون روی کار آمده که به نمایندگی از افرادی تحصیل کرده، این مأموریت را دارند تا نسخه او را برای همیشه در فوتبال ایران بپیچند و یک بار دیگر به قول کارلوس، میل، علاقه، شور و شوق مردم هم برای آنها هیچ
فرزاد فرزین: ستاره موسیقی ما سواد موسیقی ندارد
موسیقی جهان می شنود و سطح سلیقه بازار جهانی را نمی داند و همین باعث شده قضاوت هایش خیلی مطلق و مبتنی بر احساس باشد. مخاطب داخلی هیچ ارتباطی به هنرمندی که دوست دارد فضای کاری اش را گسترش بدهد، ندارد. مخاطب داخلی مشکلات ریشه ای و متعصبانه مختص خودش را دارد و قطعا سطحش با مخاطب بین المللی فرق دارد . همان طور که آرتیست های داخلی مقایسه شان با هنرمندان بین المللی واقعا مقایسه دور از انصافی است
3برهان برای اثبات دینی بودن جمهوریت
داشت. شخصی خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها آمد و عرض کرد: آیا پیامبر، امیرالمؤمنین را به عنوان خلیفه بعد از خود تعیین کرده بودند؟ حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: وای بر تو، مگر از جریان غدیر خبر نداری؟ آن شخص گفت: خبر دارم، ولی چرا امیرالمؤمنین علیه السلام برای گرفتن حق خودش قیام نکرد؟ چرا اقدام به گرفتن حق خود نکرد؟ حضرت زهرا سلام الله علیها جواب زیبایی می دهند که دقیقاً مطابق با حدیثی است که
فال روزانه چهارشنبه 12 فروردین 94
آن چنانی فریب تان ندهد. واقع بین باشید و قبل از این که زمان تان را صرف نقشه کشیدن برای دست یافتن به سلطه ی جهانی کنید مطمئن شوید که به همه ی تعهدات تان عمل کرده اید. فال روزانه برای متولدین اردیبهشت ماه در روز 12 فروردین 1394 شاید به شخص خاصی چیزهایی را قول داده باشید که بیش از حد شماست و حالا ممکن است در انجام دادن آن ها به طرز مسخره واری کم بیاورید. واقعاً نمی خواهید کسی را
دستغیب: نمایندگان روشنفکری ما اشتباه کردند/کتاب دیجیتال بهتر از کتاب کاغذی است
می خواند. در واقع او مطالب مارکسیستی دولتی را به فارسی برمی گرداند و به اسم خودش چاپ می کرد. در عین حال ما هنوز حتی روی رونوشت آثار سارتر و مارکس و ماکس وبر و هگل هم تمرین و فکر نکرده ایم. نمایندگان روشنفکری ما به همین ها خلاصه می شوند؟ می شود دسته های دیگری هم برایشان قائل شد. به طور مثال دسته سوم کسانی اند که می گویند ما خوبی های خودمان را نگه داریم و بهترین ها را نیز از غرب
مجموعه تاریخی افوشته، عجایب 9 گانه نطنز+ تصاویر
به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز ، در محله ای به نام افوشته در شهر نطنز، قرارگیری 9 اثر تاریخی زیبا و منحصر به فرد متعلق به دوره های مختلف تاریخی در کنار هم، باعث خلق یک شگفتی در دنیای تاریخ شده است. در سمت جنوب شرق نطنز، محله ای به نام افوشته قرار دارد که در بین درختان سرسبز و سر به فلک کشیده، مانند نگینی درخشان و سبز خودنمائی می کند. این محله تاریخی و زیبا، تاریخی عظیم و
واکنش عزت الله انتظامی ، خسرو شکیبایی و اکبر عبدی به گریم های متفاوت
من در تیتراژ دایی جان... به عنوان نفر دوم در گریم نوشته شده است. نفر اول هم فردی بود که در تلویزیون با ما کار می کرد و به من گفت من را سر کاری ببر که چیزی یاد بگیرم. من هم به ناصر گفتم از تلویزیون بخواه یک گریمور دیگر هم به کار اضافه کنند و به این ترتیب آن فرد را سر کار آوردم، او با برادر تقوایی رفیق شده بود و وقتی که تیتراژ می نوشتند، اسم خودش را اول نوشت و اسم من را دوم. سالیان سال با هم کار می
گفتگوی صادقانه درباره شناخت مسعود کیمیایی
زمانی رفیق من بودند.. به خانه و زندگی ام رفت و آمد داشتند. اشتباه کردم که به آنها اعتماد کردم. به دلیل همان بیماری رفاقت. ولی نمی توانم همه آن سال ها را نادیده بگیرم. یقه فلانی و بهمانی را گرفتن که کاری ندارد. اینها اصلا یقه ای ندارند که بگیری.... اسم یکی از اینها را در تلویزیون به دلایلی طور دیگری گفتم و از ناراحتی دو شب نخوابیدم. یک هنرمند ممکن است اثرش تند و خشن باشد، ممکن است اثرش
حسین پاکدل؛ مجری خوش بیان و خوش تیپ دهه 60
، گوشت این ملت می رود زیر دندان غریبه. این گونه مسائل راهکار دارد. همین ترکیه تا 10، 15 سال پش مطلقا صنعت سریال سازی نداشت. حالا خاورمیانه را با صنعت سریال سازی خودش اشغال کرده و متاسفانه هرشب داریم می بینیم که چه تاثیر مخربی بر فرهنگ مان دارد. به عنوان یک فرد فرهنگی برای خانواده ها و اخلاق عمومی نگرانم. وقتی سریال های خوبی مثل آوای فاخته، آپارتمان و هزاردستان می ساختیم، به حساب نمی آمدند
دوران احمدی نژاد دوره حاکمیت اصولگرایان نبود
پایگاه خبری تحلیلی هم اندیشی: شما گفته بودید که ما نشانه هایی داریم که دولت آقای روحانی با دولت دوم خرداد تفاوت دارد و نشانه هایی هم داریم که شباهت هایی با دولت دوم خرداد وجود دارد. اکنون که به پایان سال 93 نزدیک می شویم، فکر می کنید می توان قضاوت صحیح تری نسبت به دولت آقای روحانی انجام داد؟ دولت آقای روحانی با شعار اعتدال به پیروزی رسیده است. ایشان اعتدال را به عنوان شعار خودش انتخاب کرده
سیزدهم فروردین سعد یانحس؟!
؟ گفتم: نه، ان شاء الله دیگر بر نمی گردم. با خود گفتم اگر این به گوش زن ها برسد که سید جلو آمده و بعد هم گفته ان شاء الله که دیگر بر نمی گردی، محال است بگذارند من بروم. اما رفتم و برگشتم و حالا دارم با شما حرف می زنم، 30 سال هم از آن زمان می گذرد. یک فرد مسلمان نباید فکر خودش را با این موهومات خسته کند. پس توکل برای چیست؟! ما، هم دم از توکل می زنیم، هم دم از توسل و هم از گربه سیاه می ترسیم
مؤسس بعث چطور رقبایش را حذف می کرد؟
ذکر شد. با هم قسمت ششم را می خوانیم: *احمد منصور (مجری): بگذار در همان چارچوب بحث درباره ی میشل عفلق به عنوان مؤسس حزب بعث بمانیم. شما چه نگاهی به او داشتید؟ -برایت گفتم. *اما پیش از این و مشخصا در دهه ی شصت میلادی برخی از اعضای حزب (که داشتند با شخصیت این آدم آشنا می شدند) درباره ی او با نوعی تمسخر حرف می زدند که هانی الفکیکی در کتابش با عنوان لانه های شکست درباره ی آن
از گره زدن سبزه تا بازی های محلی
که جمشید شاه "بنیانگذار نوروز" روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم، خیمه و خرگاه برپا می کرد و بار عام می داد. چندین سال متوالی این کار را انجام داد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و مراسم درآمد. در تحلیلی دیگر این طور بیان می شود که ایرانیان پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه از سال است، روز سیزدهم نوروز را که فرخنده است به باغ و صحرا می
آیا سیزدهم فروردین نحس است؟!
سید جلو آمده و بعد هم گفته ان شاء الله که دیگر بر نمی گردی، محال است بگذارند من بروم. اما رفتم و برگشتم و حالا دارم با شما حرف می زنم، 30 سال هم از آن زمان می گذرد. یک فرد مسلمان نباید فکر خودش را با این موهومات خسته کند. پس توکل برای چیست؟! ما، هم دم از توکل می زنیم، هم دم از توسل و هم از گربه سیاه می ترسیم! آدمی که می گوید توکل و به خصوص می گوید توسل و ولایت، دیگر نباید این حرف ها را بزند
سینماگران، جوانان را در یک رقابت کثیف کاری انداخته اند/ هنرمند باید بمیرد تا شناخته شود
من به خاطر این کار بلیت مسافرتم را کنسل کردم و یک هفته برای این فرد بازی کردم اما به جای 50 میلیون به من 1 میلیون داد و دیگر خبری ار کار نشد؛ در چنین مواقعی اگر در تلویزیون باشی، باید ببینی بزرگ ترها چه می کنند و اگر کار سینمایی باشد باید به وزارت ارشاد بروی و شکایت کنی. من به شورای داوری وزارت ارشاد رفتم و پس از واریز 100 هزار تومان پول به حساب آنها، قرار شد به کار ما رسیدگی کنند اما تهیه کننده ی
دکتر دانه کار در گفت و گو با شفقنا: اکوتوریست شدن نزدیکتر شدن به خدا و وجود اصلی مان تعبیر می شود
ترین مسوولیت اجتماعی فرد، کار و شغل اوست. وقتی شرایط اقتصادی، شرایط مساعدی نیست و فرد در تنگنای اقتصادی قرار دارد، ناگزیر است بیش از یک شیفت کار کند. یعنی زمان روز، هفته، ماه و سال او را ساعات کاری پر می کند و وقتی فرد ناگزیر است برای غلبه بر مشکلات اقتصادی زیاد کار کند، چیزی به عنوان اوقات فراغت باقی نمی ماند. اوقات فراغت، اوقات بیکاری نیست و اوقات آزاد شدن از کار است. وقتی فرد از کار آزاد می شود