داستان های هزار و یک شب / شب هفدهم : بانو و دو سگش ( قسمت دوم)
سایر منابع:
سایر خبرها
نقدی بر پسرحلوا فروش مولانا در مثنوی
: از کجا آرم دِرَم؟ وامدارم ، می روم سوی عدم. کودک از غم زد طبق را بر زمین / ناله و گریه برآورد و حَنین . پیش شیخ آمد که : ای شیخ درشت / تو یقین دان که مرا اُستاد کشت . اما عارف بیخیال در بستر خود آرمیده و منتظر است اشک های پسرک بینوا دریای رحمت الهی را به جوش آورد، تا بتواند وام خود را ادا کند. شیخ فارغ از جفا و از خلاف / در کشیده روی چون مه در لحاف
شهیدی که به شدت مراقب اعمالش بود
خبر بود، ولی خیلی احساس ناراحتی می کرد. پاسی از شب گذشته بود و هی چرت می زد. گفتم: علی برو یه کم بخواب و استراحت کن. علی گفت: نه، این نفس سر کش خیلی پر رو شده. باید حالش رو جا بیارم. رفت پایین تو حیاط قدیم مسجد هنوز حوض داشت، سرش را تا رخ صورتش کرد تو آب و همین جوری آمد بالا، تا اذان صبح کار کرد و زیر لب ذکر گفت. سعید منافی می گفت: یک شب در بالکن مقر تیپ ذوالفقار
داستان کچل مم سیاه/ پسر کچل شجاعی که شاه شد و ننه اش را هم وزیر کرد/ قسمت اول
بابا کلاه را آورد و گذاشت جلوش و گفت: ای باباکلاه! دورت بگردم. خودت می بینی که تو چه هچلی افتاده ام. نمی دانم این کچل مم سیاه لعنتی یک دفعه از کجا مثل اجل معلق پیدا شد و می خواهد جای مرا بگیرد. آخر خودت بگو من چه جوری می توانم از وزیری دل بکنم و جایم را بدهم به این کچل از همه جا بی خبر که هیچ چیزش به آدمی زاد نرفته. باباکلاه به صدا درآمد و گفت: ای وزیر اعظم! ککت هم نگزد که چاره ی این کار
مادر علی انصاریان: حکم جلبم را گرفته اند/ درویش مرا راه نداد/ حساب هایم مسدود شده، نمی توانم دارو بخرم/ ...
مدیریت کند، چون به گفته او حال من خوب نبود و هر وقت خواستم به من پول می دهد؛ اما حالا درگیر شده ام و حدود پنج شش روز است که حقوقم نیز مسدود شده است و مرتب پیگیر هستم. من فقیر و گدا نیستم. علی جان برایم همه چیز گذاشته بود، پول، طلا و... که متاسفانه فروخته اند. من شکایت حقوقی کرده ام اما حتی پول لازم برای پیگیری شکایت را ندارم. متوجه شدم آقای ...... تمام پول ها را از دخترم گرفته و به نام خودشان زده
ماجرایی شگفت آور از داستان قضاوت های امیرالمومنین علیه السلام
نزد علی بن ابیطالب ببرم، زن مضطرب شد و گفت: علی مرا در میان مردم رسوا می کند و اگر چنین کنی در روز قیامت با تو مخاصمه خواهم کرد، دایه حرفش را گوش نکرد و خواست او را ببرد در این موقع زن به دایه گفت: مرا رها کن تو را به خانه می برم و دو برد یمنی و یک حله صنعایی و سیصد درهم هجری به تو می دهم، دایه قبول کرد و با زن به خانه رفت، و اموال را گرفت، آنگاه به دایه گفت: اگر طفل را در روز عید قربان بازآوری همین
خیام؛ از زاویەای دیگر/ محمد احمدیان
خداوند سخن گفت: اللّهُمَ إنّی عَرَفتُکَ علیٰ مبلغ اِمکانی، فاغفِرلی فَإنَّ معرِفَتی إیّاکَ وَسیلَتی إلَیکَ، و ماتَ رَحمَة اللّه ؛ یعنی: خدایا، میدانی که من ترا به اندازه ای که توانم بود شناختم، پس بیامرز مرا که شناختن من ترا، دستاویز من است به درگاه تو و در آن حال درگذشت. (چهار مقالهٔ عروضی، تعلیقاتِ علّامه محمّد قزوینی ، نشر معین، چاپ دوّم، 1388، ص:503) دکتر محمّد مهدی فولادوند می
مصاحبه زیر خاکی از استقلالیِ فراموش شده؛ مادرم می گفت به تیمی برو که لگد نخوری!
من نسبت به مربی گذشته ام احترام قائل نیست؟ اوایل که به استقلال آمده بودی گفته بودی که امیر قلعه نویی برای تو شبیه محمد احمدزاده است. این دو نفر چه شباهتی به هم دارند؟ اینکه در استقلال امسال این همه جوان بازی کرده نشانه ای است برای اینکه من شباهتی را احساس کنم. هر دو مربی می توانند به بازیکن جوان انرژی منتقل کنند. شاید به این دلیل است که فاصله زیادی بین دوران بازیکنی و مربیگری
یک روایت از اصفهان قدیم
آدم های چهارباغ دیگری شروع شد که آن ها را هم می نویسم! یک روز به اصفهان گفتم: “تو مرا دوست داری؟” خندید و من سرایدار اصفهان شدم. مخلص کلام؛ خدایی، گلشیری و دیگرانی که در هموارکردن راه ادبیات می کوشند و در این میان اصفهان عزیزمان را نیز گرامی می دارند، گنجینه هایی هستند که باید حضورشان را پاس داشت.
علیرضا قیامتی مطرح کرد: جلوه بزرگ ترین اندیشه های اخلاقی مورد نیاز بشر در شاهنامه فارسی عاشقانه ترین، ...
بپرسیدم از هر کسی بی شمار/ بترسیدم از گردش روزگار/ مگر خود درنگم نباشد بسی/ بباید سپردن به دیگر کسی . این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به اینکه فردوسی در جوانی برخوردار بوده اما در پیری که همه سرمایه و جوانی خودش را از دست داده و در پای ایران و شاهنامه صرف کرده فریاد برآورده الا ای برآورده چرخ بلند/ چه داری به پیری مرا مستمند/ چو بودم جوان در برم داشتی/ به پیری چرا خوار بگذاشتی
داستان شاه عباس و قاضی شدن شیخ بهایی/ داستان جذاب شیخ بهایی برای فرار از قاضی القضات شدن
رهگذری که از آنجا می گذشت، شیخ را شناخت، پیش آمد و سلام کرد. داستان شاه عباس و قاضی شدن شیخ بهایی شیخ قبل از نماز خواندن جواب سلام را داد و گفت: ای بنده ی خدا من می دانم که ساعت مرگ من فرار رسیده و در حال نماز زمین مرا می بلعد! تو اینجا بنشین و پس از مرگ من الاغ و عصای مرا بردار و برو به شهر به منزل من خبر بده و بگو شیخ به زمین فرو رفت. و لیکن چون قدرت و جرات دیدن عزرائیل را
روی دیگر شکارچی و کابوس میگ های عراقی در خانه
رسه. حسین که به دنیا آمد، همین ویژگی ها را داشت. برای اسم فرزند سوم، عباس گفت: اگر بچه دختر بود، اسمش رو می ذاریم فاطمه؛ اگر هم پسر بود، می ذاریم حسن. به او گفتم: متأسفم! اسمش رو انتخاب کردم گفت: چی؟ عباس گفت: انقدر مطمئنی؟ گفتم: آره. محمد ساعت سه بعد از ظهر روز میلاد حضرت محمد ( ص) به دنیا آمد. هرچه جنگ شدت بیشتری پیدا می کرد، حضور عباس در خانه کمرنگ تر می شد. شب ها دیروقت که بچه ها
زیباترین حدیث در مورد ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س)
حضرت را دیدم، سپس فرمود: یا علی مژده بده که حق تعالی امر مرا درباره ازدواج تو کفایت کرد . گفتم: ای رسول خدا؛ چگونه؟ پیامبر (ص) فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و گفت که ای فرشتگان، گواه باشید همانا من فاطمه را به ازدواج علی بن ابی طالب درآوردم. یا علی مژده باد ترا همانا من فاطمه را به ازدواج تو در آوردم . آیه در مورد ازدواج حضرت علی و فاطمه درباره ازدواج حضرت فاطمه و امام علی آیه مشخصی
نمونه سوالات نهایی ادبیات دوازدهم با جواب (درس 10 تا 18)1401-1403
جان کاووس کی پاسخ: کیکاووس بسیار نگران شد درس سیزدهم 1) با توجه به سروده زیر،به پرسش ها پاسخ دهید 《داشتم می گفتم ،آن شب نیز /سورت سرمای دی بیداد ها می کرد/وچه سرمایی ،چه سرمایی!/لیک،خوشبختانه آخر، سر پناهی یافتم جایی/...قهوه خانه گرم و روشن بود ،هم چون شرمد../همگان را خونِ گرمی بود》 (خرداد1401) الف) واژه دی کدام یک از انواع وابسته واسته است؟ پاسخ: مضاف
دانلود آواز دلنشین معین ! / آهنگ چون ز چمن بگذری خنده به گلها کنی عاشق دیوانه را شعله سر و پا کنی + متن
دانلود اهنگ چون ز چمن بگذری خنده به گلها کنی از معین متن آهنگ چون ز چمن بگذری خنده به گل ها کنی عاشق دیوانه را شعله سر و پا کنی بلبل شیدا منم نوگل زیبا تویی خسته ز دنیا منم فتنه ی دلها تویی ای گل من با دل من مهر و وفا کن جان مرا از غم هجران تو رها کن دل ز چمن تو رها می کنم از تو شکایت به خدا میکنم وای از این آتش سوزان من
وقتی حج ، دعا و درخواست مکرر ماه مبارک رمضان می شود
باشد که چون ترک گناه و تقوای الهی برترین اعمال در ماه رمضان است و از سوی دیگر در روایات ما نقل شده که اگر انسان در شب قدر آمرزیده نشد، پس از آن آمرزیده نمی شود، مگر آنکه در روز عرفه در سرزمین عرفات حضور یابد و مشمول رحمت و مغفرت الهی شود. پس طبیعی است که در خواست حج خانه خدا و حضور در عرفات در روز عرفه، معنا و مفهوم خود را پیدا می کند تا اگر احیاناً در شب قدر آمرزیده نشد، بتواند از فرصت نهایی روز
سیدمهدی می گفت دغدغه مردم در ذهن و زبان شهید رئیسی بود
جوان آنلاین: باورم نمی شد و فکر کردم این فقط یک شایعه است و امکان ندارد برای هلی کوپتر آقای رئیسی چنین اتفاقی افتاده باشد. اصلاً در ذهنم نمی گنجید که چنین حادثه ای رخ داده باشد. مدام اخبار را دنبال می کردم. وقتی شب فهمیدم که سید هم همراه آقای رئیسی بوده، جرئت نمی کردم شماره اش را بگیرم. خیلی با خودم کلنجار رفتم تا بالاخره شماره سید را گرفتم و با خودم گفتم ان شاءالله جواب می دهد. تماس گرفتم، اما دیدم تلفنش در دسترس نیست. با خودم گفتم شاید در منطقه ای است که آنتن نم
کابوس عطیه رهایم نمی کرد
مغازه اش... نشناخت! در لحظات اول مرا نشناخت، اما وقتی خودم را معرفی کردم، گرم تحویلم گرفت و خواست تا آمدن لباس های جدید کمی صبر کنم... ***** پیامش را که در گوشی ام دیدم نفسم بند آمد. خودش بود. کار های جدیدش را فرستاده بود و گفته بود اگر دوست دارم برای دیدنشان به مغازه سر بزنم و من هم از خدا خواسته برای بار دوم راهی مغازه اش شدم... همان روز یکی دو تا لباس خریدم و شب
چهل مرغ ، چهل حدیث
به گزارش گیتی آنلاین ، گفت: هفتاد سال ، گفتم: در این مدت غذای تو چه بود؟ گفت: چرا چنین سوالی می کنی؟ گفتم: دوست دارم بدانم. راهب گفت: شبی یک دانه فندق می خورم! گفتم: چه چیزی قلب تو را مشغول کرده بود که این یک دانه فندق تو را کافی بود؟ گفت: عده ای از پیروانم هر سال در روز معینی به اینجا می آیند و صومعه ام راتزئین می کنند و مرا گرامی می دارند و در صومعه ام طواف می کنند و می
فیلم آواز اصیل علیرضا قربانی با همراهی جذاب مینا ساداتی / بی تو به سامان نرسم ای سر و سامان همه تو ! + ...
ویدیویی از سریال تنهایی لیلا را به نمایش می گذارند؛ صدای دلنشین و پر احساس علیرضا قربانی و با بازی مینا ساداتی شنیده می شود و فضای احساسی را به اوج می رساند. بی تو به سامان نرسم، ای سر و سامان همه تو... . این موسیقی، همراه تصویر، قلب هر بیننده ای را به لرزه می اندازد. چشمان پر اشک مینا ساداتی نمایانگر تمام احساسات عمیق پنهان در دل داستان است. اخبار تاپ حوادث ماجرای بازداشت
یادداشت| من یار مهربانم، اما کمی گرانم!
هفت صبح| سلامی چو بوی خوش آشنایی بر تمام کتابخوان ها که این روزها در اقلیت اند. من کتاب نفیسی هستم که نفس تنگی گرفته است درکنج قفسه سینه کتابفروشی ای کهنسال در میدان انقلاب که نفس هایش به شمارش افتاده. گرچه نفیسم، نفسم گرفت از این شب، کجاست آزاده ای که در این حصار را بشکند و مرا به خانه ام ببرد، که شب ترانه ساز نیست! خانه ای که لبریز باشد از عطر دلنشین نوای شجریان و صدای دودِ عود، وجود
اشک رایگان و نانِ گران
می کند سبب مرگ سگ را می پرسند، می گوید که حیوان از گرسنگی جان می دهد، پرسنده انبان اعرابی را نشان می دهد و سؤال می کند که پس آنچه در این انبانت هست چیست؟ عرب می گوید که این لوت و زاد است که توشهٔ راه من است. چون مرد می پرسد آیا چیزی از آن به این سگ خویش نمی دهی و اعرابی جواب می دهد که تا این اندازه به او علاقه ندارم، سائل بر وی عتاب و پرخاش می کند که خاکت بر سر _ که لب نان پیش تو بهتر ز
زیباترین اشعار فاضل نظری؛ شعرهای عاشقانه، غمگین و احساسی اش در جشنواره کتاب
بردی من که به پیروزی تو غبطه نخوردم چون که شکستم چرا دریغ نخوردی؟ دست تو را با سکوت و بغض گرفتم دست مرا با غرور و خنده فشردی این همه قصه تو بود که یک عمر از همه دل بردی و دلی نسپردی خاطره ها رفته اند خاطره من پس تو چرا مثل خاطرات نمردی _-_- ♥️ -_-_ مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را فراموشش نخواهم
قتل عروس خاله / قاتل: آن زن عاشق من شده بود
این ماجرا، فهمیدم نسرین دوباره با پسرخاله ام آشتی کرده و با هم زندگی می کنند، اما یک شب وقتی از سر کار برمی گشتم 3 مرد جوان به همراه نسرین مرا به زور سوار ماشین شان کردند و به اطراف شهر بردند و در آنجا حسابی کتکم زدند و بعد هم تلفن همراهم را گرفتند. متهم درباره روز حادثه گفت: صبح روز بعد مقابل خانه پسرخاله ام رفتم و از نسرین خواستم تلفن همراهم را برگرداند و من هم شکایتی از او و همدستانش
فیلم شعرخوانی باشکوه هوشنگ ابتهاج با صدایی از عمق اندوه و جنس دلتنگی، قلب آدم عاشق را می سوزاند/هرگز ...
امیر هوشنگ ابتهاج (6 اسفندِ 1306 – 19 مردادِ 1401)، متخلّص به ه . ا. سایه، شاعر و پژوهش گر بود. او نخستین کتابش به نام نخستین نغمه ها را در سال 1325 منتشر کرد. از آثار دیگر او می توان به تصنیف سپیده و غزل های در کوچه سار شب ، هرگز نیامد بر زبانم حرف نادلخواه! اما چه گفتم ؟ هر چه گفتم ، آه پای سخن لنگ است و دست واژه کوتاه است از من به من فرسنگ ها راه است خاموشم
دانلود آهنگ جدید آرمان گرشاسبی به نام آخرین یاد
متن آهنگ آخرین یاد آرمان گرشاسبی هرگز وداع جانم نکردی ای آنکه تنها تو پشیمانم نکردی آن شب که در بغض خنداندیم کو آن جمله در گوشم که میلرزاندیم کو ای آنکه چشمانش غمی چون شاعران داشت چون سایه در ماوای جانش ارغوان داشت صراحت گزنده اش هم مهربان بود آن که می که شیراز تمام دختران بود برگرد به دلتنگی اگر باقی عمرت گذرد چه برگرد پس این قصه
جوانان نکند با بی بصیرتی در رختخواب ذلت بمیرید
نکنید و الگو و مقاوم باشید چون من خود در آن زمانی که بودم هیچ ناراحتی در رابطه با مردن حس نمی کردم و فقط ناراحت دیر شهید شدن بودم. پس در مقابل این هدیه ناقابل به درگاه خدا ناراحتی نکنید. نکته ای دیگر این که هیچ می دانید که بنده حقیر بعد از خدمت مقدس سربازی در سپاه طاقت ماندن حتی یک روز در خانه را نداشتم که بعد از چند روزی با نظر لطف خداوند توانستم دوباره به جبهه راه یابم و با خدا عهد و
مبارزه با منافقان را ادامه دهید
عراقی و دست نشاندگان آمریکا مستکبر می روم. من الان به بهترین لحظه های زندگی خودم رسیدم و با گام های استوار به طرف معشوق خود می روم. درود بر تو پدر که شب و روز کار کردی و با دست های تاول زده خویش مرا بزرگ و تربیت کردی و به جنگ فرستادی تا با دشمنان که به این مرز و بوم یورش کردند، نبرد کنم و هیچ ترسی هم ندارم؛ زیرا به گفته امام خمینی از قرآن کسانی که در راه اسلام جهاد کنند چه کشته شوند و چه
روایت نجات جان قهرمان بوکس توسط یک کشتی گیر/ کاری که کردم به اندازه مدال المپیک برایم ارزش داشت
بیمارستان بود، رفتم همسر و پسرش را پیش خودمان آوردم. تابناک: بعد از همه جا ناامید که آزمایش هیچ کدام از اقوام درجه یک به دایی نخورده، حتما خواستی شانس خودت را امتحان کنی. نمی توانستم دست روی دست بگذارم. همه ناراحت بودند، من گفتم تیری در تاریکی، بروم و آزمایش بدهم. حدودا 35 روز طول کشید تا جواب آزمایش آمد و مشخص شد من می توانم گزینه پیوند باشم. این یک مقدار عجیب بود، چون من
فیلم آواز ترکی شیلا خداداد با آهنگ خواننده معروف ! / آره تو درستی و من کاملا اشتباه !
. به همین خاطر، ترجیح دادم که زندگی زناشویی ام را سامان بدهم. دختر و پسر شیلا خداداد اخبار تاپ حوادث ماجرای بازداشت دزد کله پاچه در تهران بعد از انتشار فیلم لحظه سرقت ! / مرد کله پز : اصلا شکایت نکردیم ! + فیلم پریناز در روز روشن در تهران ناپدید شد ! / مرد مستاجر چه رمز و رازی دارد ! قتل زن مطلقه با شلیک گلوله توسط خواستگار عاشق پیشه در کرمانشاه ! / بعد از جلسات مشاو
حضرت مریم (س) در قرآن
/> فَلَمّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ اِنّی وَضَعْتُهُا اُنْثی واللّه ُ اَعْلمُ بما وَضَعَتْ وَ لَیْسَ الذَّکَرُ کَالاُنثی وَ اِنّی سَمَّیْتُها مَرْیَمَ وَ اِنّی اُعیذُها بکَ وَ ذُریَّتَها من الشَّیْطان الرَّجیم. همین که وضع حمل کرد گفت پروردگار من او را دختر زاییدم (و خدا از خود او بهتر می دانست که چه زاییده) و معلوم است که برای خدمتگزار معبد تو پسر چون دختر نیست و من او را مریم (30