سایر منابع:
سایر خبرها
گفت وگوی اختصاصی با علیرضا سپاهی لایین(شاعر، نویسنده و روزنامه نگار خراسانی)
/> بگذار ماه مملکت سادگی شویم بگذار شاه کشور آزادگی شویم بگذار هیچِ خالی ما، پوچ تر شود بگذار چشم، در غم هر کوچ، تر شود اما مباد دشنه ی ما بر دل کسی یا سنگ ما، مزاحم پرواز کرکسی ما روی خوش به هستی آدم نمی دهیم ما نام خوش به ثروت عالم نمی دهیم! *چنانچه برای جوان ه ا و آنها که می خواهند از طریق شعر و شاعری به جایی
انتشار شماره های تیر ماه نشریه - دوست -
المسلمین عبدالله حسن زاده نیز سردبیری این نشریات را بر عهده دارد. شماره 563 ماهنامه فرهنگی آموزشی دوست خردسالان در 35 صفحه منتشر شده است؛ که مطالب متنوعی از قبیل قصه، شعر، بازی و سرگرمی را شامل می شود. از عنوان ها و مطالب درج شده در این نشریه می توان به عزیز دل مادربزرگ ، گارفیلد در سالن ورزش ، نقاشی تو و ساحل لالا اشاره کرد. صفحه 32 این شماره نشریه دوست خردسالان به نقاشی های
گُلگشت در کوچه باغ های عطرآگین سروده های استاد پرتو کرمانشاهی شاعری بزرگ که آبگینه ی شعرش فروغی از ...
زمانه تصویری ز آرزوهای رفته بر باد است مرگ من شعر من اگر باشد دگر اندیشه ی زوالم نیست زانکه در شعر خود توانم مُرد چونکه با مرگ خود توانم زیست ای عزیزان به گوش جان شنوید کاین نه شعر من ست ، جان من ست آخرین جرعه ی زلال حیات طپش قلب ناتوان من ست دانم آخر، شبی ز آهی سرد در زندان جان گشوده شود برگی افتد ز شاخسار حیات آخرین
تاریک و روشن وزنه برداری از زبان کیانوش رستمی
پولاد سرد بر روی اخلاقش نیز تاثیر گذاشته و او را به یک فرد مغرور و جدی تبدیل کرده است اما زمانی که پای درد و دل هایش می نشینید متوجه می شوید اخلاق او به زمختی رشته ورزشی اش نیست. کیانوش رستمی که یک روزی قدم گذاشتنش در سالن وزنه برداری برای خیلی ها خنده دار بوده چه برسد به اینکه در المپیک و جهان مدال آور باشد، اکنون به امید اول ایران برای کسب مدال طلای وزنه برداری المپیک تبدیل شده است.
چاپ دوم معبد عشق الهی قمشه ای بعد از 17 سال منتشر شد
هنرمندان، اشعار نو، مدح عزیزان و متفرقات تقسیم می شود که تا باد چنین بادا ، روزی حضور حضرت جانانم آرزوست ، ساقیا فصل بهار است بیاور جامی ، ساقیا دی شد و ایام بهاران آمد ، دیدار آشنایان ، بهار آمد و آتش حریف باده نیافت ، جام جهان ، روی به میخانه کنی خوشتر است ، ما خماریم بگو خانه خمار کجاست ، با دوست ، سرای درویشان ، ذره ای مبند ای دل ، این میکده در کجاست حافظ ، شامگاهی در میخانه عطار زنیم ، عالم
از شاعرانه های حماسی برای گوهرشاد تا وعده انتشار کتابی پس از 80 سال
جشنواره ای برای آن برگزار کند. این موضوع با توجه به اینکه گوهرشاد و صحن آن برای همه خاطره انگیز است اهمیت بالایی دارد. او در ادامه دو شعر از اشعارش را برای حاضران قرائت کرد. محمدجواد آسمان شعری از زبان مسجد گوهرشاد خطاب به حرم امام رضا(ع) خواند که اتفاقا با تشویق های شرکت کنندگان روبرو شد. پیش پایت زده ام زانو جانم شاد است بنده عشق تو از هر دو جهان آزاد است
آی آقای بوق !!!
به گزارش خبرگزاری جوانان منطقه قهاوند حاج محمود کریمی ذاکر خوش ذوق اهل بیت (ع) با توجه به فرا رسیدن عید سعید فطر شعری طنز را با اشاره به برنامه خنده بازار صدا و سیما سروده است. چند ماهی است در صدا سیما / آمده طنز پرطرفداری در حقیقت سیاسی و کمدی / گریه دار است و خنده بازاری جای اسم و مقام و حرف رکیک / بین برنامه بوق باب شده جای لفظ فلان فلان
غفلت و قضای الهی در مثنوی
آرزو *** خود رمیدی جان تو زین جست وجو گر نمودی عیب آن کار او تو را *** کس نبردی کش کشان آن سو تو را وآن دگر کاری کز آن هستی نفور *** زآن بود که عیبش آمد در ظهور خداوند متعال در ابتدا، عاقبت آن کار را از جان ما پوشیده می دارد تا ما آن را موافق حکم و قضای الهی انجام دهیم. همین که قضای الهی حکم خود را به وجود آورد، چشم بصیرت آدمی باز می گردد و دچار پشیمانی می شود. این پشیمانی
با اهل هوا
خانه کرده که تن به ما نمی دهد." بابا گفت:" تن می دهد." دخترک یقه اش را دراند. بابا رو به من کرد و خطاب به دخترک گفت:"خود را چه می نامی؟" دخترک سینه اش پراز مو بود. او در زبان من نشست و گفت:"حمید رضا اویسه ام." متحیر بابا را نگاه کردم. اومرا نگاه میکرد. گفتم :"اوبرزبان من نشسته است."بابا گفت :"بگذار حرفش را بزند. او باد است، با زبان هرکه بخواهد سخن می گوید."آرام شدم. خود را رها کردم تا هر که می
ترورهای تاریخی ایران؛ از کاووس تا رزم آرا
اشک یا ارشاک وجود داشت و اشک جوانی زیبا و خوش اندام بود. بنابراین امیر یونانی وی را در ردیف غلام و پیشخدمت ها درآورد و شبی که از باده گوارا سرش گرم بود به خیال آنکه جوان ایرانی هم مثل پیشخدمت های وی ارتکاب عمل زشت را یک چیز عادی و معمولی خواهد شمرد و به عشق غیرطبیعی فرمانفرمای یونانی تن خواهد داد او را به خوابگاه خویش می خواند و کندن لباس و بردن خود را تا بستر از او تقاضا می نماید و در
نوشیدن فنجانی قهوه با شامی کرماشانی / علیرضا جلیلیان
؟ گفت از حمام گرم کوی تو گفت خود پیداست از زانوی تو در مصرع چهارم، به ظاهر ادعای شتر تایید می شود و شنونده ف ریب می خورد. اما زمانی که درمی یابیم میان زانوی خاک آلود شتر و ادعای حمام رفتنش تناقضی وجود دارد، خنده ای بر لبانمان می نشیند. این خنده البته با خندیدن پس از شنیدن یک شعر هجو آمیز تفاوت دارد و به تعبیر پانتم (سخندان قرن شانزدهمی بریتانیایی) خنده ای خشک است.مولانا در شعر
فیش من، آنتالیا یادت که هست؟
/> روزگاری کار و بارم خوب بود / زندگی باب دل و مطلوب بود حال شر می ریزد از بالا و پست / من تو را آسان نیاوردم به دست ترکیه تا رفته سوی کودتا / برده از دم آبروی کودتا فیش من آنتالیا یادت که هست؟ / من تو را آسان نیاوردم به دست و بخش هایی از شعر طنز سعیده موسوی زاده به این شرح بود: آقای مدیر وقت کم داشت / تا چک بکند حساب خود را مردم به حساب
قضا و قدر و مختار بودن انسان در مثنوی
بی خواه تو خود کفر تو نیست *** کفر بی خواهش تناقض گفتنی است امر عاجز را قبیح است و ذمیم *** خشم بتر خاصه از ربّ رحیم گاو گر یوغی نگیرد می زنند *** هیچ گاوی کو نپّرد شد نژند گاو چون معذور نبود در فضول *** صاحب گاو از چه معذور است و دول چون نه ای رنجور سر را بر مبند *** اختیارت هست بر سبلت مخند جان سخن این است که خواست حق یا اختیار و مشیت او، به معنای کامل، بی
ملامت و سلامت در نگاه حافظ
به گزارش خبرگزاری حوزه ، متن یادداشت این فعال فرهنگی به شرح ذیل است. دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست 1 این بیت و غزل مربوط به آن ازجملۀ سروده های حافظ است که در آن از ماجرایی بین عاشق و معشوق پرده بر می دارد . 2 واژگان نیازمند توضیح این بیت: شد به معنی رفت؛ ملامت سرزنش کردن؛ سلامت عافیت است؛ برخاست اول در معنی اقدام کردن و
مذاکره با 1+5 مجموعه ای ناهمگن است/غرب از اهرم مذاکره بعنوان برگ برنده استفاده می کند
دانشمندان مطرح غربی استفاده کنند و در کنار آن به دانشمندان ایرانی برای رسیدن به یک افق روشن و مطمئن در این صنعت یاری دهند در آن زمان به حقیقت پیشرفته ترین و به روزترین تکنولوژی جهان غرب به خصوص کشورهایی چون آلمان و فرانسه داشتند، را برای این اقدام در نظر گرفته بودند مقدمات لازم برای اجرایی شدن فراهم شده بود. قرار بود یک مجموعه از این نیروگاه ها با کمک دولت های غربی در ایران بصورت پیوسته
اعجاز حقوقی قرآن
زنده به گور کردن نوزادان و شراب خواری و جنگ های طولانی به خاطر اهدافی بسیار کودکانه از شاخصه های آن است، بر اثر تعلیمات قرآن به اوج انسانیت و ایثار نزدیک می شود. البته اسلام برای معالجه عادات مذموم و ریشه دار در دل های مردم و ارتقای فرهنگی آنها از شیوه تدریج استفاده کرده است و به تدریج، بدون به کار بردن شدت عمل در نهی و تحریم، توانسته به اصلاح آنها اقدام نماید؛ برای مثال، برای حذف شراب در زندگی
جبر و اختیار و مشیت حضرت حق در مثنوی
درونی حرکت می کند و چون شیطان واسطه می شود، به تو وانمود می کند که آن مطلوب نیز کششی به سوی تو دارد. همین پیغام معشوق، تو را بیشتر به سوی او می کشاند. وآن فرشته خیرها بر رغم دیو *** عرضه دارد می کند در دل غریو تا بجنبد اختیار خیر تو *** زآن که پیش از عرضه خفته است این دو تو پس فرشته و دیو گشته عرضه دار *** بهر تحریک عروق اختیار می شود ز الهام ها و وسوسه *** اختیار خیر و
یا مصدق لجوج است یا من پشتکار ندارم
بود؟ وقتی متن را خواندم، در برخورد اولم گاردهایم را باز کرده بودم که جذبش کنم؛ بنابراین هیچی... قضاوتی نداشتم؛ بلکه بلافاصله حس کردم نیاز شدیدی دارم به تحقیق... به دلیل اینکه با پدیده ای روبه رو هستم که درواقع یک شخصیت واقعا موجود است و الان هم افرادی هستند که می توانند به تالار بیایند و بنشینند و ببینند. من خیلی نمی توانم مثل آن نقش هایی که شما ذهنی (سوبژکتیو) برخورد می کنید، برخورد کنم؛ چون
روایتی از دیداری شاعرانه با رهبر معظم انقلاب در حرم رضوی
) عشق من و جان منی یا اباالحسن(ع) خورشید را به خاک حریم تو دیدم آری تو آسمان منی یا اباالحسن(ع) و بیت پایانی که مورد تشویق قرار گرفت آمده است در خاندان من همه دلداده توان محبوب خاندان منی یا اباالحسن(ع) این شاعر آیینی عنوان می کند: بعد از اتمام اشعار هر یک از شاعران مقام معظم رهبری چندین بار از کلمه تقبل الله استفاده می
جفّ القلم بما هو کائم در بیان مثنوی
دریده پوستین یوسفان *** گر بدرّد گرگت آن از خویش دان زآن که می بافی همه ساله بپوش *** زآن که می کاری همه ساله بنوش فعل توست این غصه های دم به دم *** این بود معنای قد جفّ القلم که نگردد سنت ما از رشد *** نیک را نیکی بود بد راست بد کار کن دیوا سلیمان زنده است *** تا تو دیوی تیغ او برنده است چون فرشته گشته از تیغ ایمنی است *** از سلیمان هیچ او را خوف نیست حکم او
چشم های کودکان معلول ذهنی خرمشهر به در است
و خنده ریزی تحویل این تازه وارد میدهد. وارد کلاس بعدی که می شوم بازهم از همان لبخندها می بینم و میفهمم به زبان این ستارگان کوچک لبخند یعنی سلام و خوش آمدی . اینجا مثل یک مهد کودک است مربی با این جمله کلاسش را معرفی می کند و می افزاید: در اینجا طبق نظام آموزش بهزیستی به بچه ها آموزش داده می شود و چون زود خسته می شوند هر 15 دقیقه یکبار استراحت می کنند . او بازی با اسباب بازی
صدای سیلی از کشمیر می آید عجب دردی است
/> روایت همچنان سرخ است!...حکایت همچنان باقی است ************** و بالاخره سید علیرضا شفیعی هم برای کشمیر سروده است: غمگین مباش ای هم نفس که همدمی نیست عشق علی در سینه ات جرم کمی نیست بر پیکر ما باز زخم تازه ای هست زخمی که بر آن تا قیامت مرهمی نیست وقتی که همراز تو سرالله باشد دیگر چه باک از این که دل را محرمی نیست با "انتم
مجموع حقوق های نجومی مدیران چقدر می شود؟/ از برجام آبی برای اقتصاد گرم نمی شود
، مدیرانی با درک و فهم از وضع مردم می خواهد تا متناسب با وضع آنها،برنامه بریزد و برای اشتغال و معیشت تک تک آنها دل بسوزاند و شب از غصه آنها خواب به چشمش راه پیدا نکند. حقیقتا مدیری با حقوق چند ده و چند صد میلیونی ، اصلا یاد گرسنگی کسی هست!؟به یاد می آورد که مستاجری یعنی چه و مسکن مهر چه گره ای از کار مستاجران بی نوا باز می کند!؟چنین فردی اصلا می فهمد نداری فلان روستایی چیست که برای او قدمی بردارد
تحقق آرزویی که عباس دوران داشت/ درخواست وزارت خارجه از ارتش جهت اجرای عملیات در عراق/ احترام افسر عراقی ...
طوری دیگر می دیدم و حالاتش برایم قابل توجه بود، یک روز هنگامی که داشت به طرف محل کار می رفت با او همکلام شده و از او پرسیدم حسین چی شده که اخیرا تو حالت متحول شده و همش این شعر "رفتند یاران ..." را زمزمه می کنی ؛ گفت دوست دارم منم مثل آقام حسین(ع) بی سر برم. حسین کمتر از یک هفته بعد از این جریان در عملیاتی مجبور به ایجکت شد، و چون اختلالی در آن سیستم به وجود آمد، سرش از تنش جدا شد، و بدین نحو همانطوری که آرزو داشت به شهادت رسید. حسین یک قبر در سنقر دارد که سرش در آنجا مدفون است، و قبری دیگری در تنکابن دارد که بدن مطهرش در آنجا است. ...
بازیگرزنی که با همسرش 27 سال اختلاف سن داشت از پیشنهاد بی شرمانه در سینما تا ماجرای مهاجرت سینماگران می ...
خانه زندگی می کردیم. من همیشه در زندگی ام آدم چهل تکه بودم و توی کوچه بابچه ها هفت سنگ و فوتبال بازی می کردم. البته من به خوبی پسرها نمی توانستم فوتبال بازی کنم اما کمی اذیت شان کرده، دروازه ها را کوچک و بزرگ می کردم. (خنده). از همان کودکی همیشه عشق بازیگری و فیلم بودم دوست داشتم جای قهرمان هایی باشم که دوستشان دارم این علاقه همیشه با من بود و حتی دوران راهنمایی که تحصیل می کردم پیشنهاد
معشوق رب العالمین
دین علی روح و علی جسم و علی جان امیر المومنین بعد از پیمبر بود شیواترین تفسیر قرآن جمال او کجا و روی یوسف فدای روی ماهش ماه کنعان غلامی علی کم رتبه ای نیست بود برتر ز صدها شاه و سلطان هر آن کس در دلش مهر علی هست بر او واجب بود جنات رضوان به دنیا گر هزاران دلبر آید دگر مثل علی مادر
دادگاه 21 نفر از حمله کنندگان به سفارت عربستان امروز برگزارشد/ مرور خبرهای مرتبط با این حمله +تصاویر
. علم الهدی با بیان اینکه این جوهره در دل ملت وجود دارد، عنوان کرد: سیاست مداران و مجلس ما باید در همه حرکات پاسخگوی احساسات این جوهره انقلابی باشند. این درست نیست که فقط در چارچوب ضوابط دیپلماسی برخورد شود و خشم مردم انقلابی در موضع گیری ها و این جوهره نادیده گرفته شود. وی تاکید کرد: آیا چهار تکه سنگ به شیشه سفارت زدن مهم است یا اینکه چهار بچه معصوم را جلوی چشم پدر و مادر جدا کنند و در
بررسی فقهی آثار اجتماعی و فرهنگی که نیاز کاذب ایجاد می کنند
الله علیه و آله فرمود: ای سمره می بینم که تو قصد ضرر زدن داری. ای فلانی! برو آن درخت را بکن و مقابل او بینداز (حرعاملی، 1409ق، ج 17، ص341). به نظر می رسد در ماجرای سمره به صورتی روشن به خسارت معنوی تصریح شده است؛ چون سمره در وقت سرکشی از درخت خویش به زن انصاری نگاه می کرد و مرد انصاری نیز برای رفع این زیان معنوی نسبت به نهاد خانواده بود که به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت برد
با بدترین کنترلرهای بازی آشنا شوید!
افزایش انکار نشدنی ابعاد این دسته تا 120 درصد بیشتر از حد معمول خود گشت. با توجه به ناکارآمد بودن دکمه های مربوط به تلفن در حین بازی و بد دست شدن کنترلر، گیمرها به محصول آتاری روی خوش نشان ندادند و به ندرت در لیست خرید علاقه مندان به بازی های ویدیویی قرار گرفت. Phillips CD-i دهه 1990 به اندازه ای که برای طرفداران موسیقی جذاب و دوست داشتنی بود، برای گیمرها نا امیدکننده محسوب می
مریلا زارعی: مجبور شدم چشم هایم را ببندم
آن نقطه فکر کن و هیچ کاری نمی خواهد بکنی. این جمله ای است که من به گوشم آویزان کرده ام ولی جلوی دوربین آقای حاتمی کیا نمی توانید فقط به موضوع فکر کنید، باید یک بالی یا د ستی هم بزنید! آلبته گپ های زیادی با استاد داشتیم. خود گفتن دیالوگ هایی که حاتمی کیا می نویسد نیازمند این است که رک کردن تان باد کند تا بتوانید بگوییدشان و عادی نمی توانید آن ها بگویید. چون خودش زهر و درد و سوز دارد. زندگی عادی و