سایر منابع:
سایر خبرها
انتقام پلیسی از پسر مورد علاقه
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز پنج شنبه 16 بهمن ماه سال قبل پسر جوانی سراسیمه به اداره پلیس رفت و از سه مرد جوان به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. شاکی در توضیح ماجرا گفت: چند ساعت قبل از خانه مان در خیابان قائم مقام فراهانی برای انجام خرید خارج شدم. وقتی به خیابان رسیدم خودرو پژوی نقره ای رنگی با سه سرنشین جلوی پایم توقف کرد. دو نفر از سرنشینان خودرو که مجهز به بی سیم و شوکر بودند از پژو پیاده
اعتراف پسر جوان به قتل خانوادگی در خیابان ایتالیا
وقتی به خانه بازگشتم، با جسد پدرم در آشپزخانه روبه رو شدم و خواهرم با طناب از لوستر اتاق خوابش آویزان بود. شوکه شده بودم، سراسیمه چاقویی را از آشپزخانه برداشتم، طناب را پاره کرده و خواهرم را پایین آوردم تا نجاتش دهم، اما او نفس نمی کشید. بعد موضوع را به پلیس اطلاع دادم. در ادامه این جوان به تناقض گویی پرداخت و همین موضوع باعث شد وی به عنوان تنها مظنون پرونده به دستور قضایی بازداشت شود
شکارچی دختر بچه ها دستگیر شد
چند روز پیش مأموران توانستند مرد جوان را در یکی از مناطق مرکزی شهر شناسایی کنند. عملیات دستگیری او شروع شد اما وی پا به فرار گذاشت و با توجه به شلوغی منطقه، مأموران موفق به شلیک به سمت او نشدند و در نهایت مرد تبهکار متواری شد. این اما پایان کار نبود و جست وجو برای دستگیری او ادامه یافت تا اینکه محل زندگی وی شناسایی شد. مرد جوان که می دانست پلیس در تعقیب اوست، هرگز به خانه اش مراجعه نکرد و
مرد عراقی جسد همسرش را با چمدان حمل کرد
داشت. همسایه ها تأیید کردند که بارها صدای مشاجره آنها را شنیده بودند. خانواده ستاره هم وقتی مورد تحقیق قرار گرفتند گفتند که علی با دخترشان رفتار خوبی نداشت و او را کتک می زد. بعد از به دست آمدن این اطلاعات بود که علی بار دیگر مورد تحقیق قرار گرفت. او این بار به قتل همسرش اقرار کرد و در شرح ماجرا گفت چند ماه قبل از حادثه متوجه تلفن های مشکوک همسرم شدم. می گفت که با خانواده اش حرف می زند
پرونده عجیب ناموسی - جنایی زوج افغانی
دلایل کافی آزاد شده بود و وقتی ماموران دوباره سراغ او رفتند، این مرد به کشورش بازگشته بود. در ادامه بررسی ها، عموی احمد به نام جمعه شناسایی و بازداشت شد. او در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و گفت با همدستی مردی به نام غلام، مهرناز را کشته است. او گفت: یک شب که با احمد و پدرش به نام محمد در خانه ای بودیم، وقتی به دستشویی رفتم، تلفنم زنگ خورد و احمد از روی شماره متوجه شد مهرناز است. ما مدتی
سوءاستفاده از شبکه لاین
خصوصی او را نشان داد؛ عکس هایی که میترا برای طراح لباسش ارسال کرده بود نمی دانست داخل گوشی تلفن همراه همسرش چه می کند. زمانی که مرد جوان متقاعد شد میترا رابطه پنهانی ندارد به اداره آگاهی رفت و از ارسال کننده عکس ها شکایت کرد. با شکایت او تحقیقات پلیسی آغاز شد و بررسی ها نشان می داد شماره طراح لباس، متعلق به مردی به نام کامبیز است. مرد جوان بازداشت شد و زمانی که به پلیس
پایان کلاهبرداری های تاجر قلابی با چک های مسروقه
بانک مراجعه کردم متوجه شدم آن چک سرقتی بوده است. با اعلام این شکایت موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و تلاش در خصوص شناسایی و دستگیری مرد کلاهبردار آغاز شد. در ادامه در حالیکه تحقیقات در این خصوص ادامه داشت مرد دیگری که صاحب یک پارچه فروشی بود به دادسرا مراجعه کرد و شکایت مشابهی را مطرح کرد. او نیز اعلام داشت که با یک چک سرقتی از سوی مردی که خودش را تاجر معرفی کرده مورد کلاهبرداری قرار گرفته
حسادت زنانه پشت پرده توطئه یک آدم ربایی
پسر مسیحی وقتی قصد داشت با دختر مورد علاقه اش ازدواج کند، هدف توطئه حسادت زنانه قرار گرفت و ربوده شد. ساعت 30: 09 صبح 16 بهمن ماه بود که پسری جوان از خانه شان واقع در خیابان قائم مقام فراهانی خارج شد. هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بود که یک پژو 405 نقره ای رنگ با 3 سرنشین مقابل پای او ترمز کرد. 2 مرد قوی هیکل بلافاصله از خودرو خارج شدند و در حالی که خودشان را مامور اداره آگاهی معرفی می
انتشار نوار ویدیویی قتل مرد سیاه پوست توسط یک مامور پلیس آمریکا
به گزارش ایسنا، شهردار شهر چارلستون در ایالت کارولینای جنوبی در آمریکا شامگاه گذشته در یک نشست خبری اعلام کرد که مایکل اسلیگر، مامور 33 ساله پلیس این شهر به قتل عمد والتر تی. اسکات، مرد سیاهپوست 50 ساله متهم شده و تحت پیگرد قرار گرفته است. تیراندازی و قتل والتر اسکات در پی چند مورد دیگر از کشتن "مظنونین" سیاهپوست به دست ماموران پلیس طی چند ماه گذشته روی داده که در مواردی به اعتراضات
عامل جنایت خیابان ایتالیا اعتراف کرد؛ قتل به خاطر تماشای تلویزون
عامل جنایت خیابان ایتالیا که پدر و خواهر خود را به قتل رسانده است، بعد از انکارهای اولیه سرانجام جرمش را پذیرفت. به گزارش شرق، ساعت 19:30 روز یکشنبه هفته جاری، کشف اجساد متعلق به دونفر از اعضای یک خانواده از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 به کلانتری فلسطین اعلام و با حضور مأموران در محل و انجام بررسی های اولیه مشخص شد اجساد متعلق به یک پدر و دختر است و مرد 64ساله به نام حسن بر اثر اصابت
گزارش هولناک از بدترین تجاوز قرن + عکس
پلیس در ماه آوریل سال گذشته بعد از شکایت دو نفر علیه متهم وی را بازداشت کرده و روانه زندان کرد. دو قربانی معلول این ماجرا که در آسایشگاه معلولین نگهداری می شدند به والدین خود گفتند که پرستارشان از آنها سوء استفاده جنسی کرده است. پلیس منطقه برن در سوئیس تایید نمود که متهم رسما اعتراف کرده به 114 نفر از جمله یک نوزاد یک ساله تجاوز کرده است.وی همچنین به 8 مورد تلاش برای تجاوز نیز اعتراف کرده است. در
زهرا پس از 42 سال با پدر و مادرش دیدار کرد!
والدین واقعی ام ر ا پیدا کنند و مرا تحویلشان بدهند. نمی توانستم باور کنم که والدینم 42سال پیش مرا سر راه گذاشته باشند. پس از اطلاعات به دست آمده از زن غریبه، همچنان به جستجوهایم ادامه دادم تا این که چند روز بعد زن دیگری با من تماس گرفت و اطلاعات جدیدی را در اختیارم قرار داد که مرا به یک قدمی خانواده ام رساند. در گفت وگو با وی متوجه شدم او پس از مشاهده عکسم مطمئن شده که من دختر یکی از
دعوا بر سر تماشای تلویزیون انگیزه جنایت خیابان فلسطین
چند مرتبه با خانه تماس گرفتم و کسی جواب نداد. می خواستم با این کار وانمود کنم آنها روز یکشنبه به قتل رسیده اند و من هم از همه چیز بی خبرم. آن روز را هم با دوستم بودم تا اینکه عصر او مرا به خانه مان رساند. من وارد خانه شدم و چند لحظه بعد با وی تماس گرفتم و گفتم پدر و خواهرم به قتل رسیده اند. فکر می کردم با صحنه سازی ای که کرده ام هیچ کس نمی فهمد که این جنایت را من مرتکب شده ام اما چند ساعت بعد همه
کشف پرونده جنایت خیابان ایتالیا
او زدم . لباس هایم را عوض کردم و از خانه خارج شدم ؛ حدودا ساعت 20:30 دقیقه بود که اشکان و پرهام به دنبال من در میدان فلسطین آمدند و با هم به سینما رفتیم و آن شب هم در خانه اشکان ماندم . فردای آن روز اشکان مرا به خانه رساند وقتی رفت دوباره با او تماس گرفتم و برای صحنه سازی و اینکه از ماجرا خبری نداشتم از او خواستم به خانه ما بیاید تا به او خبر بدهم بعد هم با پلیس تماس گرفتیم. سرهنگ
قاتل خیابان ایتالیا اعتراف کرد
پدرم حمله کرده و چندین ضربهٔ چاقو به او زدم. پس از تعویض لباس ها از خانه خارج شدم؛ حدودا ساعت30: 20 دقیقه بود که اشکان و پرهام به دنبال من در میدان فلسطین آمدند و با هم به سینما رفتیم و تا فردای روز جنایت، تا پایان بازی فوتبال در خانه اشکان ماندم تا اینکه اشکان مرا به درب خانه رساند و... . سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با اعتراف صریح متهم به ارتکاب هر دو جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی مقام محترم قضایی صادر و متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است . ...
عیددیدنی مرگبار پدر و پسر
ها باعث شد که وی سرانجام راز جنایت را پیش روی تیم تحقیق قرار دهد. پدرم از بچگی مرا تحقیر می کرد، روز اول عید وقتی برای عید دیدنی به کارخانه رفتم با او درگیر شدم و دست به جنایت زدم . این اعترافات را پسر جوان پیش روی افسر بازجو مطرح کرد. وی گفت: من پسرکوچک خانواده هستم برای همین همیشه پدرم مرا تحقیر می کرد و بین من و فرزندان دیگر تبعیض قائل بود. همیشه این موضوع مرا آزار می داد و مدتی بود
بازداشت قهرمان
به گزارش "سپاس"، سرهنگ مجتبی فخاری رئیس کلانتری 125 یوسف آباد گفت: ساعت 5/6 صبح روز سیزدهم فروردین ماه، مأموران کلانتری 125 یوسف آباد هنگام گشتزنی خود به مردی برخوردند که با یک گاری دستی در حال جابه جا کردن مقداری ابزارآلات صنعتی بود. وی افزود: مأموران با دیدن این مرد، ابتدا به وی مشکوک شدند و به دنبال آن با متوقف کردن گاری و بازرسی اموال و اجناس همراه او، درصدد تحقیقات بیشتر از وی
اعتراف میهمان ناخوانده به قتل زن تنها
پلیسی سرنخ قابل توجهی درباره این پرونده جنایی وجود نداشت، مأموران به رفتارهای یکی از آشنایان قربانی حادثه که مرد 33 ساله ای بود مظنون شدند و حرکات و رفتارهای او را تحت کنترل نامحسوس خود در آوردند. با گذشت چند روز از آغاز این اقدام مأموران به این نتیجه رسیدند که این مرد باید اطلاعاتی از ماجرای مرگ زن تنها داشته باشد. بدین ترتیب با دستور قضایی مظنون بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. وی که
بازی در به رنگ ارغوان بهترین اتفاق عمر فعالیت سینمایی ام بود
جشنواره فجر سال 89 گلایه مند هستم زیرا من برای کار آقای حاتمی کیا کاندید جایزه نقش مکمل بودم و خیلی زحمت کشیدم و تلاش کردم تا نقش متفاوتی را ارایه بدهم. بسیاری از دوستان و اهل فن بعد از دیدن کار با من تماس گرفتند و به من تبریک گفتند. اما انرژی که برای کار گذاشتم دیده نشد من برای نقشی در جشنواره سال 89 کاندید شدم که 7 سال پیش آن را بازی کرده بودم. اما دوستان عزیزی که به همراه من کاندید بودند برای فیلم
دیدن فیلم بعد از قتل پدر و خواهر
ام را در میان گذاشتم و از این که آنها را کشته ام حرفی نزدم. حتی روز بعد سینما هم رفتم و عصر از دوستم خواستم مرا به مقابل خانه مان برساند. او مرا پیاده کرد و رفت. وارد خانه شده و با داد و فریاد همسایه ها را خبر کردم. از کارت چقدر پشیمانی؟ خیلی، باورم نمی شود در یک لحظه عصبانیت جان دو عضو خانواده ام را گرفتم. دوست دارم خیلی زود اعدام شوم. دیگر نمی خواهم با این عذاب وجدان زندگی کنم تا لحظه ای که اعتراف نکرده بودم همچنان در وحشت به سر می بردم، اما اکنون که اعتراف کردم و راز جنایت ها برملا شد، کمی آسوده خاطر شدم. ...
مرد آتش افروز به میز محاکمه رسید
به دنبال کار خودش برود. کامران اما دست بردار نبود و از نادر به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. پرونده بعد از مطرح شدن در دادگاه رأی برائت را برای نادر به همراه داشت. مزاحمت های کامران اما ادامه پیدا کرد. دختر جوان در شرح شب حادثه گفت: آن شب همگی در خانه بودیم که زنگ در را زدند. یکی از دختران نادر در را باز کرد و مردی نقابدار وارد شد. او داخل خانه بنزین پاشید و کبریت کشید. هرچند آن مرد صورتش را
رفتن به سینما پس از دیدن اجساد پدر و خواهر!
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 19 و 30 دقیقه شامگاه یک شنبه 16 فروردین ماه پسر جوانی مأموران پلیس را در جریان قتل پدر و خواهر جوانش قرار داد. وی با صدایی لرزان گفت: به همراه پدر و خواهرم در واحد 35 مجتمع مسکونی شماره 375 خیابان فلسطین زندگی می کنم. لحظاتی قبل وقتی به خانه آمدم با جسد غرق در خون پدرم و جسد حلق آویز خواهرم روبه رو شدم. لحظاتی بعد از این تلفن تیمی از مأموران کلانتری 107 فلسطین در طبقه
جزییات قتل مرموز خیابان ایتالیا
. آخرین بار آنها را در هفته اول عید در پارکینگ خانه دیدم، از میهمانی برگشته بودند و وقتی من مشغول سلام و علیک با پدر و دختر بودم متوجه شدم پسر جوان کمی ناراحت است و به سرعت به داخل آسانسور رفت. پرس وجو های از همسایه های این ساختمان نشان می دهد پسر خانواده که به عنوان مظنون شماره یک پلیس در این جنایت خانگی بازداشت شده پسری عصبی بوده و زیاد سیگار می کشیده است. با این حال با گذشت 2 روز از این جنایت همچنان حال اهالی این ساختمان خوب نیست و در شوک این جنایت فجیع به سر می برند. منبع: روزنامه شهروند ...
در خانه امام از احترام خاصی برخوردار بودم
بکنم. توجه و احترام امام به من زبانزد بود. محرم اسرار وقتی آقا سخنرانی عصر عاشورا را داخل خانه کردند، ماموران رژیم شاه شبانه آمدند به قم و لگد زدند به در خانه. ما همه در حیاط خوابیده بودیم. آقا رفتند و گفتند؛ لگد نزنید آمدم. آقا، عبا و قبایشان را پوشیدند، ولی آنها در را شکستند و ریختند داخل خانه و ایشان را بردند. امام دو سه روزی در یک منزل مسکونی بازداشت بودند و بعد ایشان را به
خرسندها و ناخرسندهای رابطه ی ایران با آمریکا
میکرد. تا اینکه یکی که از همه بزرگتر بود لگدی به پایم زد. پدر بچه ها هیچ نمی گفت و همین اعصاب مرا به هم ریخته بود. بعد از ساعتی دیگر به ستوه آمدم و رو به مرد گفتم: آقا چرا به فرزندانتان چیزی نمی گویید؟ مگر نمی بینید شلوغ میکنند و دیگران را اذیت می کنند... مرد نگاهی کرد و گفت: این بچه ها مادرشان را ساعتی قبل در یک حادثه از دست داده اند... گویی آب سردی بر سرم ریختند. شروع کردم به بازی با بچه
(تصویر) ماجرای پنهان کردن 40ساله هویت زن مردنما
زنی که پس از درگذشت همسرش برای پیدا کردن و نگاه داشتن شغل مجبور شد با مخفی کردن هویت جنسی و کوتاه کردن موهایش در نقش مرد وارد جامعه سنتی خود شود و به کار در کارگاه آجرپزی و واکس زدن کفش روی آورد، پس از رسانه ای شدن موضوع مورد حمایت دولت مصر قرار گرفت. صیصه ابودوح زنی مصری است که پس از گذشت چند ماه از عروسی، به سبب مرگ شوهرش، در حالی که باردار بود، بیوه شد: پس از مرگ همسرم در دهه هفتاد
ریبری: فن خال مرد خوبی نیست!
که چه اتفاقی قرار است رخ دهد. ایده لوئیز فن خال این بود که تمامی بازیکنان یکسان هستند و باید خود را به اثبات برسانند. رابطه من و فن خال از همان برخورد اول جالب نبود. به عنوان یک فوتبالیست هم چنین برخوردی اعتمادبه نفس شما را کاهش می دهد. فن خال در زمین کارهای بزرگی می کرد ولی مرد خوبی نبود. رابطه من و فن خال درست نشد و درست در همان زمان باشگاه هایی همچون رئال مادرید، بارسلونا، یوونتوس، چلسی و
قتل شوهر با قرص برنج!
به گزارش جام جم، زن شانزده ساله که به خاطر قتل همسرش با قرص برنج تا یک قدمی چوبه دار رفته بود، با قبول درخواست اعاده دادرسی اش بار دیگر محاکمه شد. ماموران پلیس آگاهی تهران اردیبهشت سال 86 در جریان مرگ مشکوک مرد جوانی در بیمارستان قرار گرفته و پس از حضور در آنجا متوجه شدند، مرد جوان بر اثر مسمومیت با قرص برنج جان باخته است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات از همسر نوجوان این مرد
راز مرگ میان شعله های آتش، در هاله ای از ابهام
وضعیتی که دارم نجات یابم. آنها دودختر همسن من داشتند و گفتند تو هم دختر ما می شوی. من هم قبول کردم و به خانه کریم رفتم. در مدتی که آنجا بودم با من خیلی خوب رفتار کردند. دختر جوان ادامه داد: کریم به من گفته بود به شرطی مرا در خانه اش می پذیرد که زندگی سالمی داشته باشم. من هم عباس را برای همیشه از زندگی ام بیرون کردم و به خانه کریم رفتم. در آن مدت خیلی راحت زندگی می کردم و تصمیم داشتم در
سوغاتی ای که بهانه ورود به دنیای قرآن شد + عکس
جلسه قرآن متوسلان به حضرت علی بن ابی طالب(ع) آشنا شدم، با اینکه سن کمی داشتم اما هر طور شده بود خود را به جلسات می رساندم، هنوز به یاد دارم زمستان های سخت و زمین خوردن ها برای رسیدن به جلساتی که با علاقه در آنجا حضور می یافتم؛ بعد از فوت استاد کاشف و توانایی بنده در قرائت اداره این جلسه به من سپرده شد. در ادامه مسیر قرآن آموزی نقش پدرم بسیار پررنگ بود، به گونه ای که او مرا با جلسه دارالحفاظ مسجد