سایر منابع:
سایر خبرها
حال و هوای کردستان در خندوانه / جناب خان این بار از قطعات کردی خود رونمایی کرد! + فیلم
بخشی از صحبت هایش از محدویت انسان در زمان و مکان گفت و عنوان کرد: باید از لحظاتی که در آن قرار داریم به خوبی برای کشف و گسترش علم بهره مند شویم؛ چون همین حال است که به گذشته تبدیل می شود. کریمیان در بخش دیگری کردها را مردمی صبور، شجاع، بی آلایش و مهمان نواز تا پای جان خواند و بعد هم هدیه ای از طرف جامعه کردهای مقیم مرکز به رامبد تقدیم کرد. بعد از پخش تبلیغات، کمدین مهران
مستندسازان نزدیک به خط فقر زندگی می کنند
جلوی دوربین مستندساز قرار گرفته است. گاه این واقعیت ضبط مستقیم موضوعی است که مستندساز در آن موضوع دخالت نمی کند و گاه او با کاوش در موضوع، همانند یک روانشناس، جامعه شناس و یا یک فیلسوف با هنر خود جامعه را به چالش می کشد؛ با تمام تنوع در موضوعات گوناگون که مستندسازان آنها را تجربه کرده اند. مستندسازی یک شغل است و مستندساز نیاز به تامین زندگی دارد. قصد مقایسه گردش مالی در سینمای داستانی را
محمد بحرانی:"جناب خان" از کوچه مروارید شروع شد
. مطمئن باشید خندوانه برای کسی هیچ سفارشی نداشته و ندارد. اما شاید بد نباشد در پایان به یک نکته هم اشاره کنم و آن این است که این موضوع فقط به عنوان یک پیشنهاد مطرح می شود و دوست دارم این اتفاق بیفتد که خوب است جناب خان و رامبد جوان به عنوان سفیر صلح و شادی از طرف ایران به همه جهان معرفی شوند. این موضوع نیاز به حمایت و تأیید دارد و شاید بد نباشد که ایرانی ها با داشتن این سفرای فرهنگی با این عنوان شناخته شوند: ایرانی ها به عنوان ملتی که با زبان ها و گویش های زیبایی حرف می زنند، موسیقی های زیبایی دارند و خنده و شادی را پیشنهاد می دهند. ...
عکس زنان و مردان بازیگر در شبکه های اجتماعی
. واقعاً چنار یکی از پرابهت ترین درختانی است که در اقلیم ما وجود دارد. بلند بالا و پر برگ و همیشه زیبا. سهراب مرادی در حال تمرین رقص آذری در ریو دو ژانیرو. این دو روز و شبی که گذراندیم، جزو بهترین روزهای کاروان ورزش ما در المپیک بود و آخر هفته ای خوب و شاد برای مردم رقم خورد. مهم ترین دلیل آن هم درخشش کیمیای ورزش ما در ریودوژانیرو بود. کیمیا علیزاده تاریخ ساز شد و به عنوان اولین بانوی ایرانی
جناب خان این بار از قطعات کردی خود رونمایی کرد!
محدویت انسان در زمان و مکان گفت و عنوان کرد: باید از لحظاتی که در آن قرار داریم به خوبی برای کشف و گسترش علم بهره مند شویم؛ چون همین حال است که به گذشته تبدیل می شود. کریمیان در بخش دیگری کردها را مردمی صبور، شجاع، بی آلایش و مهمان نواز تا پای جان خواند و بعد هم هدیه ای از طرف جامعه کردهای مقیم مرکز به رامبد تقدیم کرد. بعد از پخش تبلیغات، کمدین مهران غفوریان وارد شد و خاطراتی
امام رضا(ع) از نگاه یک محقق آلمانی/ هر سال به قصد زیارت به مشهد می روم +عکس
آرشیوها سر و کار دارد؟ آیا من یک پژوهشگر در زمینه ادیان هستم که به قصد زیارت می رود؟ متاسفانه من کسی نیستم که از مشهد از درون حرم بتواند برای شما سخن بگوید. من یک مردم شناس آلمانی هستم، متاسفانه بدون ریشه و پیشینه ایرانی در جایی که شش هزار کیلومتر از مشهد دورتر است بزرگ شده و آموزش دیده ام. من می خواهم در مورد پژوهش خودم برای شما سخن بگویم. در اولین سفر خودم که به مشهد می رفتم، آن زمان فقط به عنوان یک
دروغ های بزرگ فیلم سپتامبرهای شیراز خنده دار است / امیدواریم مدیران سینمایی فیلم سپتامبرهای شیراز را ...
، احمقانه ترین حالت کارگردان فیلم که می خواهد عصبانیت خودش را نشان دهد احساس می شود. علیرضا پورصباغ منتقد فیلم نیز در این برنامه گفت : فیلم هایی مثل سپتامبرهای شیراز اصلا فیلم نیستند و بهتر است از آنان به عنوان شبه فیلم و movi یاد کنیم. دروغ های بزرگ فیلم سپتامبرهای شیراز خنده دار است وی اضافه کرد: همه تصاویری که در فیلم هایی ضد ایرانی طی سالهای گذشته ساخته شده
با هتاکان فضای مجازی برخورد شود
به طور متوسط چقدر زمان برای فضای مجازی صرف می کنید؟ به اندازه ای که فرصت داشته باشم و در واقع در حد نیازم. بیشترین استفاده ای که از فضای مجازی می کنید در چه زمینه ای است؟ بیشتر خبرها را مطالعه می کنم، در صفحه اینستاگرامم پست می گذارم و نظرات مردم را می خوانم. شبکه های اجتماعی امکان جدیدی برای ارتباط تنگاتنگ هنرمندان و مردم فراهم آورده است. شما مزایای این شکل از ارتباط را در چه می دانید؟ پیش از این، هنرمندان به نظرات مردمی که در کوچه و خیابان می دیدند، بسنده می کردند؛ اما امروزه شبکه های اجتماعی ارتباط با طیف وسیعی از مخاطبان را ممکن کرده است. البته به نظر برخی هنرمندان، این ارتباط نزدیک به رغم ایجاد فرصت های جدید، چالش هایی هم برای آنان به همراه داشته است. بله، برخی بی اخلاقی ها وجود دارد؛ اما خدا را شکر من نسبت به شنیده ها و دیده هایم در مورد کامنت های صفحات بعضی دوستان، صفحه پاکی دارم. واقعا انگشت حیرت به دهان می گیرم که ما چگونه ادعای فرهنگ داریم، ولی حرف های رکیک و دور از ادب را در این فضا ثبت می کنیم. متاسفانه این مساله فقط محدود به هنرمندان و ورزشکاران داخلی نیست و شاهد اظهارنظرهای زشت بعضی ایرانیان در صفحات مجازی خارجی ها هم هستیم. چگونه با بد اخلاقی های صفحه مجازی تان برخورد می کنید؟ من از گردانندگان صفحات طرفدارانم دعوت می کنم با افراد بی ادب وارد بحث نشوند چون اغلب کم سن و سال هستند و ممکن است زود از کوره دربروند. خودم هم بناچار نظرات غیرمحترمانه را پاک یا فرد خاطی را بلاک می کنم، چراکه وجود کلمات ناشایست میان نظرات، صورت قشنگی ندارد. سعی می کنم به گونه ای به آنها پاسخ دهم که اگر آن آدم برود و در تنهایی به مطلبی که نوشته است فکر کند، شرمنده شود. اول باید نرم برخورد کرد و اگر نشد از راه های خشن تر وارد شد. باید یک برخورد کاملا جدی شود که بفهمند مملکت قانون دارد و هر کس نمی تواند هر نسبتی را به خانواده افراد بدهد. یک بار در صفحه ام نوشتم فکر کنید این فحاشی ها نسبت به نزدیکان خودتان صورت بگیرد؛ چه حسی به شما دست می دهد؟ اگر آن حس برایتان خوشایند است که هیچ، اما اگر ناپسند است پس چگونه دلتان می آید براحتی این کلمات زشت را بنویسید؟ حرکتی برای بلاک کردن توهین کنندگان ایجاد شده است که بسیاری از هنرمندان متن اعلامیه آن را در صفحات مجازی خود به اشتراک گذاشته اند. شما موافق این حرکت جمعی هستید؟ بسیار عالی است، چون این رفتارهای غیر محترمانه هر روز بیشتر می شود و از حد خارج شده است. به نظر من به صورت جدی باید جلوی این موج هتاکی ایستاد. اگر برخورد شود قطعا در بلندمدت موثر خواهد بود، مثل وقتی فرهنگ بستن کمربند ایمنی خودرو برای جلوگیری از حوادث جا افتاد. بعضی از همکاران شما به دلیل جو آزاردهنده شبکه های اجتماعی، صفحه خود را بسته اند. این واکنش، مصداق خالی کردن میدان و محروم کردن خود و علاقه مندانشان از مزایای این شبکه ها نیست؟ چاره ای ندارند. طفلکی ها اذیت می شوند. می شود کسی را با دریغ کردن مهر و محبت تنبیه کرد؛ این روش گاهی بدتر از تنبیه فیزیکی است. حتما شما هم مشاهده کرده اید که اظهارنظر در مورد مسائل خصوصی هنرمندان از حد و اندازه گذشته است. حرفه ما بازیگری است، اما حق داریم زندگی خصوصی داشته باشیم و نباید به نقش و حرفه مان سنجاق شویم. این روزها حتی از پوشش هنرمندان هم نکته و ایراد می گیرند. ما موازین قانونی کشورمان را رعایت می کنیم و می دانیم چه پوششی داشته باشیم. موضوعی که واقعا من را ناراحت می کند نامهربانی ها، دیدهای بسته و حسادت های بی دلیل در این فضا ست؛ برای مثال، حرفه ما ایجاب می کند فلان تئاتر یا حضورمان در جشن های سینمایی را اطلاع رسانی کنیم. برخی به همین دلیل حسادت می کنند! کسی نیست بگوید اگر من در فلان مراسم سینمایی حضور نداشته باشم آن آقا یا خانم می خواهد حضور داشته باشد!؟ چرا فکر می کنند شرکت کنندگان در این گونه مراسم مرفهین بی درد هستند؟ خود شما به بستن صفحه اینستاگرامتان فکر کرده اید؟ نه، چون همان گونه که گفتم نسبت به بسیاری از همکارانم صفحه پاکیزه ای دارم. نمی توانم بگویم هیچ موردی نبوده، اما تا امروز به حدی من را نیازرده است که بخواهم صفحه را ببندم. البته ناگفته نماند معتقدم وقتی به همکارم توهین شود، به من توهین شده است. چرا یکباره در فضای مجازی این حجم از برخوردهای تند با هنرمندان و به طورکلی چهره های مشهور نمود کرده است؟ به اعتقاد من سقوط فرهنگی یک زنگ خطر بزرگ برای هر جامعه ای است و متاسفانه در جامعه ما نیز در حال رخ دادن است؛ فاجعه ای که در کوچه و بازار شاهدش هستیم. این بی اخلاقی ها وجود دارد و فضای مجازی صرفا مجالی برای بروز آن فراهم کرده است. وقتی کسی در دعوا و مرافعه بی اعتنا به محیط اطرافش فحاشی می کند در فضای مجازی هم همین رفتارهای زشت و غیرانسانی را انجام می دهد. بر خلاف توهین کنندگان، عده ای هم هستند که محترمانه انتقاد یا ابراز علاقه می کنند. چقدر به نظرات این بخش از دنبال کنندگان اهمیت می دهید؟ من همه نظرات را می خوانم و سعی می کنم به اکثرشان جواب دهم. پاسخ دادنِ من همه را متعجب می کند، چون معمولا هنرمندان این کار را نمی کنند. وقتی فکر می کنم کسی برای پست من ارزش قائل شده و آن را خوانده است، خودم را موظف می دانم پاسخش را بدهم. از طرفی دیگر من با خواندن پیام ها و نظرات، کارهایم را ارزیابی می کنم. چیزی بهتر از این نیست که در اینستاگرام می توانی با هزاران نفر در ارتباط باشی. با همه اینها می توانید زندگی امروزتان را بدون شبکه های اجتماعی تصور کنید؟ سال هایی که هیچ کدام از اینها نبود و در عوض آدم ها با هم مهربان تر بودند را ترجیح می دهم. قرار بود با این ابزارها به هم نزدیک شویم، اما نشد. ای کاش الان هم مثل گذشته می نشستیم و برای برادر یا دوستمان چند ورق نامه می نوشتیم. آن زمان مثل امروز نمی خواستیم با یک کامنت به هر قیمتی ابراز وجود کنیم. با این حال من هم مثل ...
مسجد هسته مقاومت فرهنگی و پایگاه فعالیت اجتماعی است/ خاکریز فرهنگی نباشد، همه چیز از دست می رود/ به یکی ...
. باید جامعه ی ما این جور باشد که مثل یک امر محبوب و مطلوب دنبال نماز برویم؛ نه به عنوان یک تکلیفِ از سر بازکردنی؛ به عنوان یک چیز شوق انگیز، یک چیز جذّاب. خب، مسجد بر محور چنین گوهری شکل میگیرد؛ اجتماعی است بر گِرد یک چنین حقیقت درخشانی. بنابراین مسجد اهمّیّت دارد، پایگاه است؛ همچنان که معروف شده در زبانها واقعاً پایگاه است. نه فقط پایگاه برای فلان مسئله ی اجتماعی، [بلکه ] مسجد میتواند
بن بست سریال سازی در تلویزیون
در دو سال گذشته هیچ سریالی نتوانست نگاه مردم را حتی از سریال های ضعیف و مخرب ماهواره ای برگیرد و به شبکه های چندگانه سیما برگرداند؛ اما در عوض برخی سریال های غیرتلویزیونی در بخش خصوصی که در شبکه خانگی توزیع می شد، به ویژه سریال محبوب شهرزاد، به نیاز مخاطب برای تماشای سریال های باکیفیت و جذاب پاسخ دادند. جالب اینجا بود که مردم ترجیح می دادند به جای دیدن سریال های رایگان تلویزیون، با پرداخت هر هفته سه یا چهار هزار تومان، سریالی را که مورد نظرشان است، ببینند. هر خانواده برای دیدن سریال شهرزاد در طول زمان پخش این سریال رقمی بیش از 80 هزار تومان هزینه کرده است. با توجه به فروش 300 هزارتایی سی.دی های اورجینال این سریال می توان گفت که مخاطبان در طول زمانی نزدیک به شش ماه، 24 میلیارد تومان پول خرج دیدن این سریال کردند. حذف صورت مساله در سیما صدا وسیما در یک دهه گذشته همواره با بحران مخاطب روبه رو بوده و ...
رقابت طرفداران دو برنامه دورهمی و خندوانه به پایان رسید!
marzieh می گه: شهریور 1, 1395 در 10:42 ق.ظ 2 پاسخ دادن ارمین می گه: شهریور 1, 1395 در 11:01 ق.ظ استاد مدیری،شاه،نفس،عشق،زندگی،همش اول بودهو هست .خندوانه سه سال برنامه داره استاد مدیری نه ماه اومده ترکونده چون با شخصیته سنگین و با حرف زدن دل مردومو شاد میکنه ،لوس بازی در نمیاره مسخره بازی در نمیاره عین خندوانه یا رامبد
جناب خان خواننده کنسرت گروه لیان شد
ویژه لقب داد و گفت: از تو ممنونیم جناب خان که در معرفی و شناساندن موسیقی محلی و بومی به مخاطبان نسل جدید موسیقی، سبک خودت توانستی این سبک را بهتر و بیشتر در جامعه جا بیندازی. جناب خان نیز به محض حضور در روی صحنه در بخش پایانی پارت دوم برنامه، از مسئولین و دست اندرکاران تالار وحدت تشکری ویژه کرد و اجرای برنامه اش را به یک بانوی قهرمان به نام لیلا رجبی تقدیم کرد. اجرای ریتمیک و شاد جناب خان
خندوانه برای تلویزیون ما چه کارها که نکرده
بود که... غیرممکن ممکن شد خندوانه خیلی بی سروصدا آمد. آن قدر که امیدی نمی رفت کار بگیرد و دیده شود. درواقع نه تنها مدیران که حتی خود رامبد جوان هم فکر نمی کرد کارش محبوب شده و به ساخت سری دوم و سوم و احتمالا دهم ختم خواهد شد. خندوانه یک برنامه جدید امتحان پس نداده بود که نمونه مشابهی نداشت و در تلویزیون عادت کرده به سری دوزی و چلاندن ایده های موفق تا آخرین حد ممکن، این بی
تجمل گرایی و نمایش فخر
ضرورت زندگی در افکار عمومی تئوریزه می کند. ایجاد نیاز کاذب یعنی، اصلی کردن کالاهای غیرضروری و لوکس و جلوه دادن آنها به عنوان کالاهای بسیار مهم، ضروری، زیبا و مفید برای زندگی و ایجاد تمایل شدید در مخاطبان به طوری که فرد تصور کند اگر به این نیاز پاسخ ندهد، زندگی یا پیشرفتش به خطر افتاده است.برخی از برنامه های رسانه ملی بیانگر واقعیت جامعه ما نیست و به نظر می رسد انعکاس سبک زندگی طبقات متوسط
سهم مجردها و متاهل های ایرانی در شبکه های مجازی
اند. رفیعی می گوید علت علاقه ایرانی ها به استفاده از شبکه های مجازی که در آنها لازم نیست محتوا تولید کنند، بیشتر فرهنگ مصرف گرایی مردم است که حتی به دنیای مجازی هم سرایت کرده است. میان این شبکه ها تنها شبکه مجازی که در آن محتوا تولید می شود و مورد استقبال ایرانی ها بوده، اینستاگرام است که این جامعه شناس علت اقبال عمومی به آن را علاقه شدید جامعه به نمایش دادن خود و زندگی شخصی برای کسب هویت در این فضا می داند. جام جم / مریم یوشی زاده
انتقاد کمال تبریزی به خندوانه: باید خود را به نفهمی بزنیم!
نگاهی که برنامه سازان برای خنداندن مخاطبان دنبال می کنند، اشاره کرد و گفت: مشکلات بسیاری گریبان جامعه و مردم را گرفته است و گویی عده ای با مشاوره با روانکاوان به این نتیجه رسیده اند که جامعه را فقط به سمت خنده ببرند، آن هم خنده بی دلیل. او با اشاره به برنامه خندوانه و تلاش هایی که در آن برای شاد کردن مردم صورت می گیرد، گفت: آنچه در این برنامه اتفاق می افتد، خندیدن برای هیچ است اما این
کمبود شدید دندانپزشک در گناباد
/> وی در خصوص 15 برنامه ملی تحول در حوزه بهداشت، عنوان کرد: یکی از این برنامه ها ارائه خدمات و مراقبت های اولیه بهداشتی و درمانی یا خدمات نوین سلامت به روستائیان و شهرهای زیر 20 هزار نفر و عشایر است این برنامه را مردم تحت عنوان پزشک خانواده روستایی می شناسند، این برنامه قرار است در شهرهای 20 تا 50 هزار نفر اجرا شود در گناباد نیز تنها شهرستان گناباد را در این طرح تحت پوشش داریم. عالمی اضافه
آمار شرکت کنندگان در نظرسنجی بانی فیلم از 56000 گذشت
شرکت کنندگان در نظرسنجی خوشحال هست اما در ابتدا اینکه مقایسه بین دو برنامه خیلی هم کار درستی نبود در ثانی هرچند برنامه دورهمی جز تماشاگران داخل استودیو بعد ارتباطی دیگه ای با مخاطب نداره که بشه تخمین زد چند نفر دنبال کننده این برنامه هستند. اما خندوانه با سه دوره مسابقه که در دو نوبت رای گیری شرکت کنندگان برنامه در هر لحظه برای مردم قابل رصد کردن بود. در مسابقه استنداپ کمدی در رقابت
اصلاح ساختار و روش ها لازمه پیشرفت اقتصاد آموزش و پرورش است
افزود: با شناختی که از سایر استانهای کشور دارم این حوزه در استان فارس تا کنون خوب و موفق عمل کرده و آنچه در توان اداره کل آموزش و پرورش فارس بوده به کار گرفته شده واین حوزه در تمامی منابع کارنامه قابل قبولی دارد، هر چند هنوز مشکلات و محدودیت هایی نیز وجود دارد. شایان ذکر است این همایش با حضور مجاوری مدیر کل و دفتر برنامه ریزی و بودجه وزارت آموزش و پرورش، شمسایی معاون این دفتر حق شناس
رامبد شکرابی از ماجرای ازدواجش با حدیث فولادوند گفت +عکس
هستند، گفت: به طور قطع حدیث (خنده). فولادوند ادامه داد: اگر رامبد همکار خانم بود بهتر می توانستم نظر بدهم چراکه بعضی نقش ها را من خوب بازی می کنم و برعکس. اما آقای ورزی در معمای شاه گفتند که رامبد یکی از باهوش ترین بازیگرانی است که من دیدم. مدیری در پایان این قسمت از برنامه از مهمانان خواست حرف پایانی خود را بزنند که شکرآبی عنوان کرد: ای کاش زود همدیگر را فراموش نکنیم و
ولنگاری فرهنگی از دولت هاشمی آغاز شد/وعده دروغ به مردم و بی توجهی به نظرات نخبگان از مصادیق ولنگاری است
در قبال حقوقی که می گیرند و حکم مسئولیتی که دارند باید جوابگوی خدا و مردم باشند چگونه است که ما نظارت ها را در حوزه فرهنگ کنار گذاشته ایم، نظارت یک رکن اساسی است که اگر نباشد ما دچار ولنگاری فرهنگی می شویم، نکته دوم بی تفاوتی است نداشتن دغدغه است حال نه تنها نظارت نمی کنیم بلکه گاهی درد جامعه را درک نمی کنیم و دل هایمان به درد نمی آید از فساد و فحشایی که وجود دارد باغ هایی که دختران جوان ما را به
به جای نق زدن درس بگیریم/ هیچ نسلی را نمی توان سوخته دانست
دارد که حتما مردم را تحت الشعاع قرار می دهد. اما من معتقدم با همه اینها هیچ نسلی را نمی توان نسل سوخته دانست. باورم این است هر چی پیش آید، خوش آید. هر اتفاقی که در زندگی ام رخ می دهد باید اتفاق می افتاده و پس بهتر است من به جای نق زدن از هر اتفاقی درس بگیرم و با تجربه بیشتر راهم را ادامه دهم. شما آدم بی حاشیه ای هستید نه در فضای مجازی جنجالی هستید و نه وارد جمع ها و جشن هایی می شوید که
آخرین اخبار از ساخت سری جدید زیر آسمان شهر
سال گذشته غفوریان علاوه بر 50 کیلو آلبالوی مانی حقیقی در دو فیلم ناردون و ارادتمند؛ نازنین، بهاره و تینا هم حضور داشت که اولین فیلم، این روزها اکران خود را در سالن های سینمایی آغاز کرده است، به همین بهانه پای صحبت مهران غفوریان، خنداننده برتر دو دهه اخیر سینما و تلویزیون نشسته ایم تا از حضور سینمایی و برنامه های جدیدش بپرسیم. به عنوان اولین سوال که محوریت گفت وگوی ما هم هست، می خواستم از حضورتان در فیلم ناردون بپرسم و از نقشتان در این فیلمی که بتازگی اکران خود را در گروه سینمایی آزادی آغاز کرده است. مهم ترین مولفه نقش آفرینی من در فیلم ناردون این است که برای اولین بار در عمر بازیگری ام، از لهجه استفاده می کنم که لهجه ام در این فیلم گیلانی است. همکاری با فریدون حسن پور هم یکی از اتفاق های خوب زندگی من بود که خاطره ای زیبا در ذهن من گذاشته است. تجربه درآوردن لهجه آن هم برای اولین بار چطور بود؟ من تمام تلاشم را برای درست از کار در آمدن لهجه انجام دادم و به اعتقاد خودم هم بازی خوبی از کار در آمد و نظر نهایی را باید مخاطبان بدهند. پخش کننده فیلم ناردون می گوید که این فیلم می تواند تحولی اساسی در گیشه سینماها ایجاد کند؛ پیش بینی شما از فروش ناردون چیست؟ به نظر من فیلم این توانمندی را دارد که یکی از فیلم های پرفروش امسال سینماها باشد. من و تیم، سعی خود را کرده ایم و امیدوارم که مردم هم از نتیجه این کار راضی باشند و فیلم بتواند رونق دوباره ای به گیشه سینماها بدهد. لوکیشن فیلم در کدام شهر بود؟ کل فیلم در شهر لنگرود و چمخاله فیلمبرداری شد. زمستان سال گذشته کار کلید خورد و فیلمبرداری دو ماه ادامه داشت. افراد گروه هم هماهنگ و منسجم بودند. به نظر شما گیشه های پربار چقدر در افزایش تولیدات سینمایی و تمایل بیشتر سینماگران به فیلم ساختن تاثیر دارد؟ به نظر من رابطه مستقیمی میان فروش بالای فیلم ها و افزایش تولیدات سینمایی برقرار است، چون زمانی که تهیه کننده ها می بینند سرمایه تولید فیلم ها برمی گردد، تمایل بیشتری به سرمایه گذاری در عرصه فیلمسازی دارند و به همین ترتیب کارگردانان بیشتری مشغول به کار می شوند. آقای غفوریان! شما بازیگری هستید که در دو مدیوم تلویزیون و سینما حضور گسترده ای داشته اید، اگر قرار بر انتخاب باشد، خودتان کدام را برمی گزینید؟ تفاوت چندانی ندارد، مهم این است که کار خوب باشد. شما کارگردانی را از سال 76 و تنها چند سال پس از آغاز دوران بازیگریتان آغاز کردید، اما چند وقتی است که کمتر در کسوت کارگردانی حضور پیدا می کنید، از عالم کارگردانی چه خبر؟ اتفاقا قرار است کارگردانی سریال زیر آسمان شهر را در کنار مهران مهام در پاییز و زمستان امسال آغاز کنم. سریال زیر آسمان شهر برای اولین بار در سال 80 روی آنتن شبکه سه رفت و یکی از پر مخاطب ترین سریال های طنز روتین تلویزیونی بود، با احتساب این که سه سری از زیر آسمان شهر در همان سال های 80 و 81 روی آنتن رفت، این سری جدید زیر آسمان شهر 4 است؟ دقیقا. اما عنوان آن را تنها زیر آسمان شهر می گذارم بدون پسوند عددی. این سری از زیر آسمان شهر چند قسمت خواهد داشت؟ مانند نمونه هایی قبلی همان 90 قسمت را در برنامه کارمان قرار داده ایم. فکر می کنید چه زمانی به پخش برسد؟ با توجه به این که زیر آسمان شهر این روزها تنها در مرحله طرح به سر می برد، زمان دقیق پخش آن مشخص نیست اما به احتمال قوی اواسط زمستان این اتفاق می افتد. گروه سری جدید زیر آسمان شهر همان گروه قبلی است؟ تیم پشت صحنه کار که تغییر کرده و در میان کاراکترهای اصلی فعلا حضور خود من، حمید لولایی، یوسف تیموری و ملکه رنجبر نهایی شده است و البته شخصیت های جدید هم به این مجموعه اضافه می شود. در کنار کارگردانی تلویزیونی، اما در کارنامه هنری شما اثری از کارگردانی در عرصه سینما یافت نمی شود، برنامه ای برای کارگردانی در عرصه سینما ندارید؟ چرا اتفاقا این روزها دو طرح را در دست بررسی دارم به تهیه کنندگی آقای سهراب پور، کارگردان فیلم ناردون که قرار است به قلم خشایار الوند نگاشته شود که اگر روند به همین شکل ادامه پیدا کند، این بار شانسم را در کارگردانی سینما امتحان می کنم. آقای غفوریان! هیچ وقت تصمیم نگرفته اید، بازیگری در ژانری غیر از کمدی را با تمرکز بییشتری انجام دهید؟ اگر فیلم خوب و کارگردان خوبی باشد، چرا که نه. به عنوان مثال نقش من در فیلم ارادتمند؛ نازنین، بهاره و تینا یک نقش کاملا جدی بود که خودم هم از نتیجه اش بسیار راضی بودم. اگر قرار بر انتخاب میان بازی در این دو ژانر باشد چه؟ به هر حال من یک بازیگر کمدی هستم و این مساله باعث می شود که تمایل بیشتری به بازی در نقش های کمیک داشته باشم. شما در مسابقه خنداننده برتر برنامه خندوانه در رقابت با رقبای دیگر توانستید بیشترین رای مردم را به خود اختصاص دهید. شما اقبال مردم به خود و نوع بازیگری تان را ناشی از چه می دانید؟ همواره سعی می کنم که بی ریا، ساده و راحت مقابل دوربین ظاهر شوم و مردم را بخندانم. در اجرای استندآپ هایم،درگیر هیچ پز یا ژستی نمی شوم و خودم هستم و تمام ماجراهایی را که روایت می کنم، واقعا برایم اتفاق افتاده و همه را بدون کم و کاست و خود سانسوری ارائه می کنم و به نظرم دلیل این استقبال می تواند همین سادگی و بی تکلف بودن باشد. برنامه جدیدتان برای ادامه سال چیست؟ من قراردادی چند ماهه با آقای داوود میرباقری برای سریال ماه تی تی دارم که قرار است برای شبکه نمایش خانگی تولید شود. ماه تی تی، این روزها در مرحله پیش تولید است و احتمالا یک ماه دیگر کلید می خورد. این روزها خیلی از چهره های سینمایی و تلویزیونی برای ادامه کار سر از سالن های تئاتر در می آورند، شما برنامه ای برای حضور بر صحنه تئاتر دارید؟ چون حجم طرح های تصویری بسیار زیاد است، زمانی برای حضورم روی صحنه های تئاتر نمی ماند. مهران غفوریان زیر آسمان شهر1 با مهران غفوریان امروز چه فرقی دارد؟ من در زمان پخش زیر آسمان شهر 26 سال داشتم و امروز 42 سال دارم. تغییر برای هر آدمی اتفاق می افتد و سعی می کنم با توجه به تجربیاتم، تحولات مثبتی ایجاد کنم. ...
شبکه نمایش میزبان آثار کلاسیک سینمای فرانسه
ادوارد مولینارو، روبر برسون و هانری ورنوی از جمله کارگردانان برگزیده ای هستند که این هفته فیلم هایشان از این شبکه به روی آنتن خواهد رفت. مزاحم با بازی لینو ونتورا و به کارگردانی ادوارد مولینارو، نفس دوباره با حضور لینو ونتورا و کارگردانی ژان پیر ملویل، پول ، یک محکوم به مرگ گریخت و جیب بر به کارگردانی روبر برسون، ترور اثر هانری ورنوی و ریفیفی ساخته جولز دسین آثار منتخب این هفته شبکه نمایش هستند. نفس دوباره/ کارگردان: ژان پیر ملویل نفس دوباره (با نام اصلی Le Deuxi me Souffle ) از جمله فیلم های سینمایی در نظر گرفته شده برای این هفته است. فیلمی به کارگردانی ژان پیر ملویل، کارگردان نامدار و صاحب سبک سینمای فرانسه که به دلیل علاقه بیش از حد خود به هرمان ملویل نویسنده آمریکایی، اسم او را به عنوان نام هنری خود برگزید. این فیلم که در سال 1966 ساخته شد، در سبک پلیسی و جنایی ساخته شده و در واقع به منزله ادای دین این کارگردان به سبک مورد علاقه اش یعنی نئونوآر محسوب می شود. داستان آن روایت سه مرد زندانی است که از فضای سرد و بی روح زندان گریخته اند اما هرچه می گذرد دنیای بیرون را به مراتب تیره تر و سیاه تر از دنیای درون زندان می بینند و در ادامه درگیر سرقتی دوباره می شوند. نفس دوباره از دنیای همیشگی فیلم های ملویل به دور نیست. فیلم هایی عموما کم دیالوگ همراه با سکانس های طولانی و تاثیرگذار و صدایی که از کارکردی دراماتیک در طول قصه برخوردار است. ملویل از تاثیرگذارترین افراد بر موج نوی فرانسه بود و به همین جهت هم هست که نامش جزو کارگردانان مطرح این هفته انتخاب شده است. پول/ کارگردان: روبر برسون روبر برسون، کارگردان و فیلمنامه نویس فقید فرانسوی به ساخت فیلم هایی با مضمونی روحانی و پارساگرایانه شهرت داشت. او نقشی بسزا در هنر فیلمسازی فرانسه ایفا کرده و تاثیراتی عمیق بر موج نوی فرانسه گذاشت. داستان پول (با نام اصلی L’Argent) ساخته 1983 در واقع برداشتی آزاد از بخش اول رمان کوتاه کوپن جعلی نوشته لئو تولستوی است. این فیلم داستان مرد جوانی است که درگیر ماجرایی مالی شده و بر سر دوراهی هایی به لحاظ اخلاقی قرار می گیرد. این فیلم موفق شد در جشنواره فیلم کن همان سال، جایزه بهترین کارگردان را برای سازنده اش به ارمغان بیاورد و همچنین در جشنواره فیلم سزار آن سال نامزد دریافت جایزه بهترین صداگذاری شد. یک محکوم به مرگ گریخت/ کارگردان: روبر برسون یک محکوم به مرگ گریخت یا نام دیگر این فیلم باد هر کجا که بخواهد می وزد ساخته 1956 روبر برسون است. فیلم بر پایه خاطرات آندره دوینی ساخته شده است؛ یک زندانی جنگی که در طول جنگ جهانی دوم در زندان مونتلوک نگهداری می شده و در فیلم فونتین نام گرفته است. این فیلم خیلی زود با استقبالی ویژه مواجه شد؛ به جشنواره فیلم کن همان سال راه یافته و به عنوان یکی از مطرح ترین فیلم های این کارگردان به فهرست 1001 فیلمی که پیش از مرگ باید تماشا شود، هم راه یافت. ژان لوک گدار، دیگر کارگردان مطرح فرانسوی جایی درباره برسون گفته است: برسون سینمای فرانسه است؛ همان طور که داستایفسکی ادبیات روس است و موتسارت موسیقی آلمان. و به گواه خیلی ها یک محکوم به مرگ گریخت کامل ترین فیلم کارنامه کاری این کارگردان محسوب می شود. جیب بر/ کارگردان: روبر برسون برسون این فیلم را بعد از وقفه ای سه ساله نسبت به فیلم قبلی اش ساخت. نقش اصلی فیلم را مارتین لاسال به عهده دارد که در آن زمان بازیگری غیرحرفه ای بود و نقش دختر فیلم را ماریکا گرین بازی می کند. این نخستین فیلم در کارنامه برسون است که فیلمنامه اقتباسی ندارد. برسون در جایی گفته بود با ساختن این فیلم قصد داشته حال و هوا و شرایط ذهنی ای را که یک دزد در آن قرار می گیرد، به شکلی باورپذیر تداعی کند. ترور/ کارگردان: هنری ورنوی هنری ورنوی کارگردان ارمنی تبار سینمای فرانسه بود که با احاطه کامل بر تکنیک و بیان سینمایی در اغلب ساخته هایش پیام های اجتماعی و سیاسی را هم برای مخاطبانش منتقل می کرد. ای مثل ایکار ساخته 1979 این کارگردان است که در ایران با نام ترور شهرت یافت. فیلم داستان تروری سیاسی را روایت می کند که از هیجانی ویژه برخوردار بوده و بویژه بازی خوب ایو مونتان در نقش بازپرس پرونده قتل و نیز موسیقی انیو موریکونه ارزشی دوچندان به فیلم بخشید. ریفیفی/ کارگردان: جولز دسین جولز دسین گرچه کارگردانی با ملیت اصلی آمریکایی است، اما با توجه به تغییر ملیت خود عموما در خیل کارگردانان فرانسوی شناخته شده و عمده فعالیت هایش در موج سینمای هنری این کشور شکل گرفته. شهرت اصلی دسین از ساخت فیلم های مطرحی چون شهر عریان ، شب و شهر و قانون نشأت می گیرد که همه در سبک نوآر ساخته شده و حتی کارگردانان نسل بعدی خود را تحت تاثیر قرار داد. ریفیفی در سال 1955 و بر مبنای رمانی از لو برتون نوشته شده و داستان چهار مرد را روایت می کند که برای سرقتی بی نقص در حال برنامه ریزی هستند اما در ادامه مشکلاتی برایشان رخ داده و خطای انسانی گریبان گیرشان می شود. برنامه سینما کلاسیک هر شب ساعت یک بامداد از شبکه نمایش پخش و روز بعد ساعت 7 صبح و 17 و 15 دقیقه تکرار می شود. زهرا غفاری رادیو و تلویزیون ...
شانس، نقشی در زندگی ام ندارد
آشا محرابی پیش از هر چیز بانویی مهربان، حساس و ظریف است و بعد از آن به عنوان بازیگر همواره در حال آموختن. اولین بار وقتی 13 ساله بود، در سریال آینه مقابل دوربین قرار گرفت و پس گذراندن دوره بازیگری نزد استاد حمید سمندریان، اتمام تحصیلات دانشگاهی و مشق های تئاتری، به صورت جدی و مصمم پا به دنیای بازیگری حرفه ای گذاشت. او ضمن این که از هر فرصتی برای گذراندن دوره های آموزشی مانند فیلمنامه نویسی و فیلمسازی بهره گرفته، در سریال ها و نمایش های متعدد نیز بازی کرده و کارگردانی تعداد قابل توجهی نمایش رادیویی را در کارنامه حرفه ای خود به ثبت رسانده است. مرگ تدریجی یک رویا، سرزمین کهن، آشپزباشی، خط، همه چیز آنجاست و چرخ فلک از جمله سریال هایی است که محرابی تا امروز در آنها بازی کرده. روز تولد با مفهومی به نام سرنوشت و تقدیر رقم خورده است. شما از سرنوشت خودتان و آنچه تا امروز گذرانده اید، رضایت دارید؟ سوال سختی است! لحظاتی از زندگی ام برایم رضایتبخش است، اما متاسفانه زندگی است و حسرت و حرمان جبران ناپذیرش... شکر. علاقه به بازیگری، شما را به دوره های آموزشی مرحوم سمندریان کشاند. جایگاهی که امروز دارید، چقدر به ذهنیت آن روزهایی که با عشق به کلاس استاد سمندریان می رفتید، شباهت دارد؟ حال و هوای آن روزها متفاوت بود. برای من، استاد سمندریان تجلی تمام دنیای بازیگری و از معدود کسانی بود که می توانست اندیشه هر اثر و متنی را به روی صحنه بیاورد. صحنه در کارهای او مفری بود برای تمام ناکامی های زندگی؛ صحنه ای آنقدر واقعی و مقدس که گاه جای زندگی واقعی دور از حقیقت را می گرفت. درس بازیگری که استاد سمندریان می آموخت، توام بود با اصول و اخلاق. این روزها و بعد از گذشت سال ها، آن صحنه و آن اخلاق، برایم رویایی است دست نیافتنی و البته، فراموش نشدنی. حضور در رادیو و بخصوص کارگردانی نمایش های رادیویی در تقدیر شما بود یا خواست خودتان. از این بابت می پرسم که خیلی زود کارگردانی در نمایش های رادیویی را تجربه کردید؛ شما زمانی وارد این حرفه شدید که فقط باتجربه ها و بزرگان نمایش و رادیو در این عرصه فعالیت می کردند و هنوز پای جوان ها به کارگردانی نمایش های رادیویی باز نشده بود. خواست خودم بود. اساسا برایم هم در عرصه بازیگری و هم کارگردانی، سرنوشت و شانس نقشی نداشته است. هر آنچه اتفاق افتاده، خواست خودم بوده و متکی به تلاش فردی ام. در بازیگری با وجود توانایی و چهره خوبتان، فرصت تبدیل شدن به یک ستاره را پیدا نکرده اید. نخواستید یا نشد؟ اعتقادی به ستاره و ستاره شدن و بازی هایش ندارم. نمی خواستم و نمی خواهم، اما عرصه هایی بود که زمانی دوست داشتم تجربه شان کنم که به نظرم سرنوشت یار نبود، هر چند دیگر خیلی هم مهم نیست. در بسیاری از آثار تلویزیونی حتی در برخی نقش های منفی، در شمایل زنی ظاهر شده اید که غمگین است؛ درگیر انتخاب ها و تردیدهاست و نمی تواند تعیین کننده و انتخاب کننده باشد و البته مورد ظلم قرار گرفته است. این الگوی تکرارشونده به انتخاب های شما بر می گردد یا دلیل دیگری دارد؟ همیشه تلاشم این است نگاه انسانی به کاراکتر ها داشته باشم، فارغ از مثبت و منفی بودنشان. پس در نقش های منفی هم به دنبال دلایلی می گردم که شخصیت را وادار به منفی بودن کرده است و سعی می کنم جنبه های مثبت و خوب نقش های منفی را پیدا کنم و نشان بدهم. به نظرم شخصیت های مثبت یا منفی مطلق، واقعی و جذاب نیستند. نقش ایده آل شما، چیزی که دوست دارید روزی به شما پیشنهاد شود، چیست؟ نقش نزهت در آیینه های روبه رو نوشته بهرام بیضایی را خیلی دوست دارم. شما هم از آن دسته بازیگرانی هستید که معمولا درباره تان شایعات زیادی مطرح می شود. چه حسی به این شایعه پردازی ها دارید؟ با اخبار زرد و خوانندگانشان کاری ندارم. با دنیای مجازی چطور؟ زمانی گفته بودید علاقه ای به این فضا ندارید، هنوز هم فعالیتی در این فضا ندارید؟ فضای مجازی را دوست نداشتم و ندارم اما ناچار در اینستاگرام صفحه ای ساخته ام. چرا ناچار؟ برای این که صفحات قلابی زیادی به اسم من ساخته شده بود. آذر مهاجر رادیو و تلویزیون ...
مدیریت اقتصاد در خانواده
جامعه با توجه به مولفه هایی که مقام معظم رهبری در مبحث اقتصاد مقاومتی مطرح کردند، به مقوله اقتصاد در خانواده می پردازیم. برنامه به خانه برمی گردیم یکی از برندهای معتبر رسانه ملی در حوزه خانواده است. این برنامه سابقه و پشتوانه 20 ساله دارد. به همین دلیل در این برنامه تلویزیونی که بعد از گذشت این همه سال هنوز مورد اقبال مخاطبان قرار دارد، به مبحث خانواده مولد می پردازیم، زیرا خانواده را در قالب یک واحد
برنامه سازی با محورتولید ملی
برنامه سازی در این گروه و حمایت از تولیدات ملی به جام جم گفت: ما در این گروه در دو سطح برنامه سازی می کنیم؛ سطح اول برای مردم است و رویکردمان به عموم جامعه است. نمونه آن هم برنامه روزآمد است. در این برنامه به خانه مردم می رویم و آموزش های لازم در حوزه اقتصاد را ارائه می کنیم. وی ادامه داد: یکی از آیتم های برنامه روزآمد، فرش قرمز نام دارد که کارآفرین های نمونه در این برنامه دعوت می شوند و
پدیده هم خانه به جای ازدواج
، سمتِ نگاهم را پسر جوان می گیرد و می گوید: نگردید! پیدا نمی کنید، در انگشت ما خبری از حلقه و نشانی از ازدواج نیست. خودم و نگاهم را جمع وجور می کنم و می پرسم پس چرا اسمِ ارتباطتان را ازدواج سفید گذاشته اید؛ مگر جایی این ارتباط ثبت شده است که می گویید ازدواج؟ مرد با بی خیالی شانه هایش را بالا می اندازد و می گوید شاید چون اسم دیگری برایش پیدا نکردیم! فقط یک اسم است، سخت نگیرید! و هر دو می زنند زیر خنده
گریم هایی با طعم وحشت +عکس
به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از باشگاه خبرنگاران، دختر 17 ساله آمریکایی دست به خلاقیت جالبی زده و با استفاده از مواد اولیه و بلااستفاده گریم های ترسناک و بسیار واقعی را خلق کرد. علاقه وی به گریم باعث شد تا ایده هایی را از یوتیوب الهام بگیرد و تصاویری وحشتناک را خلق کند. وی این تصاویر را با کاربران صفحه اینستاگرام خود که 6700 دنبال کننده دارد به اشتراک گذاشت. گفتنی است؛ این گریم ها تصاویری از پوسیدگی و زخم های فجیع را نشان می دهد که تمام آن ها در نگاه اول واقعی به نظر می رسند.
شب تفاسیر قرآن مجید با حضور محقق داماد و پورجوادی برگزار شد
نیاز مبرم ارتباط مسلمانان با کلام وحی بوده است. برای اینکه مسلمانان می خواستند از پیام الهی سردربیاورند و وقتی که اسلام از شبه جزیره خارج و به دنیای دیگری منتقل شد؛ بخصوص در ایران، ایرانی ها هم به صورت مختف این نیاز را پیدا کردند که مفاهیم قرآنی را بهتر درک کنند. نمی خواهم بگویم که خوشبختانه یا بدبختانه! هیچگاه در ایران زبان عربی آنطور جا نیفتاده بود که عامۀ مردم بتوانند از قرآن بهره مند گردند. گرچه