سایر خبرها
تمام اسرای دفاع مقدس از یک جنس نبودند/ گروه های تلگرامی باعث شده آزادگان به هم نزدیک تر شوند
بهتر است. اگر چه هنوز در میان آزادگان کسانی هستند که از مشکلات زندگی رنج می برند. بسیاری از اسرا زندگی پر جمعیت دارند و با مشکلات خاصی مواجه هستند. به لحاظ ارتباطی در این دوران، فضاهای جدید مجازی و گروه های تلگرامی باعث شده آزادگان به هم نزدیک تر باشند و از حال هم به راحتی با خبر شوند. در روز 26 مرداد 1369 اولین گروه آزادگان ایرانی پس از سال ها اسارت در زندان های رژیم بعث عراق با ورود
روایت آزاده از لحظات اسارت و شهادت همرزمانش
بعثیان ستمکار به اسارت در آمدم؛ او می گوید: اواخر بهمن ماه 66 در منطقه ماووت عراق، یک روز صبح، به من، شهروز شوریده دل و مجید غفاریان مأموریت خنثی سازی یک میدان مین به جا مانده پشت خط را دادند. هر کدام از ما سه نفر، سر یک ردیف مین که از نوع قمقمه ای بود را گرفته و مشغول شدیم؛ ناگهان صدای انفجار در ردیف کنار من که مجید غفاریان بود بلند شد، سرم را که برگردانم، مجید را روی هوا دیدم که خورد
تزریق واکسن ضدعاشورا به اسیران/ مقاومت در آن سوی دیوار اسارت
هشتم اسفندماه سال 62 به اسارت نیروهای بعثی در آمد و بعد از تحمل هفت سال(78 ماه یا همان 2340 روز) اسارت به آغوش میهن بازگشت. این آزاده بیرجندی در گفتگو با خبرنگار شبستان گفت: در عملیات خیبر ستون پنجم دشمن وارد عمل شده بود در این عملیات 20 هزار نفر از رزمندگان ایرانی به شهادت رسیدند و نزدیک به 2 هزار نفر از آنها به دست رژیم بعث عراق افتادند با من یک مجروح بود که داشتم به عقب برمی گشتم اما
دیدار اهالی تئاتر با هنرمند آزاده شهر مشهد
به کارگردانی حمید رضا سهیلی آغاز کرد. عضو هیأت مدیره انجمن هنرهای نمایشی خراسان رضوی تصریح کرد: رحمانی در سال 1361 به اسارت دشمن در آمده است و به مدت هشت سال در اسارت بوده است. در ادامه محمد رضا رحمانی به ذکر خاطره ای از دوران اسارت خویش پرداخت و خاطرنشان ساخت: من در دوران اسارت هم تئاتر بازی می کردم ولی تئاتر ما در اسارت با تئاتری که در سالن هلال احمر اجرا می کردیم، بسیار
منافقین زندانی "اسب تروای" سازمان منافقین در ایران بودند
طلبانه با این قضیه بود اما در واقع واکنش تاکتیکی بود که حقایق آن پس از اعدام مهدی هاشمی در مهر ماه 66 آهسته آهسته آشکار شد و نشان داد که منتظری کاملاً در مقابل نظام ایستاده است . حمله منافقین به ایران در 05/05/67 یعنی نه روز پس از اینکه ایران رسماً قطعنامه 598 سازمان ملل را درباره جنگ ایران و عراق پذیرفت، فرصتی را برای منتظری ایجاد کرد تا به زعم خود با قرار گرفتن در جایگاه منتقدی منصف و
خوابی که در اسارت تعبیر شد
. و امروز،سال روز بازگشت همین آزادگانی است که واژه ی آزادی برایشان مثال خوابی بود بدون تعبیر... . "کاظم شهریاری" یکی از آزادگانی است که به مدت هفت سال طعم تلخ اسارت را به جان خریده و در نهایت سربلندی به آغوش میهن اسلامی بازگشته است. این آزاده می گوید: در سال 1359 مصادف با شروع جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی، بنده در باشگاه گچ آذربایجان مشغول بازی بودم و به عنوان منتخب
خاطرات دو روحانی آزاده در اردوگاه آئینه ها
شرح داده است و در ادامه خاطرات خود از حضور در پادگان بصره، استخابرات بغداد، پادگان الرشید و در نهایت اردوگاه تکریت عراق را روایت کرده است. اداره اطلاعات و امنیت عراق یا استخبارات یکی از مکان هایی بود که در دوران جنگ تحمیلی تعداد زیادی از اسیران ایرانی حضور در آن را تجربه کرده اند. دشمن بعثی برای جمع آوری اطلاعات و شناسایی فرماندهان و افراد تأثیرگذار در جنگ، بسیاری از اسیران
کلیات شورای نگهبان غیرقابل خدشه است/ فراکسیون امید شناسنامه اصلاحات نیست/ روحانی آوانگاردتر از خاتمی است
روز. با روزنامه نگاری غریبه نیست و به همین دلیل به قول خودش: چند بار که کم مانده بود گیر بیفتم، از زیرسوالات در رفتم . وی که در سال های گذشته گفت وگویی را از عارف با تیتر نظام من را برای روز مبادا در آب نمک خوابانده است در شهروند امروز منتشر کرده بود؛ عارف را شخصیتی قابل اعتماد و سلیم النفس توصیف می کند ولی در عین حال معتقد است که عارف حتما قصد حضور در انتخابات ریاست جمهوری
خوابی که در اسارت تعبیر شد
احساس وظیفه ورزش را کنار گذاشته وعازم جبهه شدیم و بعد از فراگیری آموزش های لازم در سال 60 عازم جبهه شده و به مدت سه سال تمام نیز در جبهه های جنگ حضور پیدا کردم. طی این مدت نیز برای شرکت در مسابقات به خانه برگشته و بعد از اتمام مسابقه نیز به جبهه بازمی گشتم تا اینکه در اواخر اسفندماه 1362 در عملیات خیبر به اسارت نیروهای بعثی درآمده و هفت سال نیز با سختی های فراوان در میان دشمن طعم اسارت
روایت خاطرات حجت الاسلام ابوترابی از زبان آزادگان قزوینی
هایی که حاج آقا کردند، آتش بچه ها خوابید و اردوگاه کاملا آرام و رفتار عراقی ها هم با ما مناسب شد، این افکار حاج آقا به سایر اردوگاه ها هم منتقل شد و آرامش عجیبی به اردوگاه های اسرای ایرانی در عراق حاکم شد. ابوالفضل خسروی می گوید: اردوگاه موصل زمستان های سخت و طاقت فرسایی داشت. یک سال به قدری هوا سرد شده بود که تحمل آن واقعا برای بچه ها سخت بود از طرفی هر کاری هم که می کردیم به ما لباس گرم
شهادت مظلومانه شهید احمدخانی تلخ ترین خاطره دوران اسارت بود/ با برپایی نماز جماعت و مراسمات ماه محرم ...
دانستیم فردای آن روز تنبیهی در انتظار ما خواهد بود. فردای آن روز که عاشورا بود به ما صبحانه ندادند و از هر اتاق چند نفر را گلچین کرده و برای تنبیه بردند و بعد بقیه بچه ها را به تونل وحشتی که عراقی ها به صورت دو ردیفی با کابل برق ما را محاصره و با کابل بر سر و صورتمون می زدند، بردند. سال بعد یعنی سال 62 واکسنی به بهانه واکسیناسیون در برابر بیماری ها زدند و طی چند روز محرم همه با
مشکلات اشتغال ایثارگران را برطرف می کنیم/ اسامی ایثارگران بیکار به استانداری داده شود
صدام حسین کمک می کرد تا بتواند در هشت سال دفاع مقدس انقلاب اسلامی که نوپا تشکیل شده را از بین ببرد، تشریح کرد: این دشمنان از آنجایی که نتوانستند رهبری و ایمان مردم ایران را بشناسند در این جنگ نابرابر شکست خوردند. استاندار قزوین خاطرنشان کرد: دشمن از هر ابزار و تجهیزاتی در جنگ تحمیلی استفاده کرد تا بتواند انقلاب اسلامی را شکست دهد ولی با صبر و ایثار جانبازان، شهدا و رزمندگان نتوانستند به
شوک الکتریکی بدترین شکنجه عراقی ها بود/ سید آزادگان ابوترابی، پناهگاه اسرا بود
به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین، هر ساله بیست و ششم مرداد ماه یادآور خاطره شورانگیز ورود نخستین گروه از آزادگان سرافراز به میهن اسلامی است؛ یاد آن روز و روزهای پس از آن، شور و شعف وصف ناپذیری بین افرادی که این رویداد را دیده اند به ویژه آزادگانی که سال ها درد و رنج اسارت و شکنجه های روحی و جسمی دشمن را بر تن داشتند، ایجاد می کند. این مناسبت بهانه ای شد تا سراغ جانباز 55 درصد و آزاده ای
برگه مرخصی در جیبم بود، اسیر شدم
فرج غلامی ، معلم آزاده و جانباز 35 درصد از جمله سرافرازان دفاع مقدس است که درباره ی نحوه ی اسارت، مدت زمان و دوران اسارت می گوید:چهارم تیرماه سال 67 بود که در منطقه کوشک شلمچه به اسارت نیروهای رژیم بعثی صدام درآمدم. در آن زمان مشغول گذراندن دوره مقدس سربازی در ارتش جمهوری اسلامی ایران بودم، در طول دوره، 45 روز مرخصی داشتم که با توجه به بعد مسافت آنجا تا شهرمان و بالا بودن هزینه ایاب و ذهاب کمتر
از فایل صوتی فروردین 65 تا مرداد 67 آیت الله منتظری
: روایت و برداشت جناب آسید ضیاء مرتضوی از جلسه درس 27 فروردین در 26 فروردین 1365 جنگنده های آمریکا به هدف کشتن سرهنگ قذافی به مقر او در بنغازی لیبی حمله کردند. در این حمله تنها به دختر یا دخترخوانده وی آسیب رسید. نگارنده درست به خاطر دارد و در دفتر تقریرات درسی خود نیز یادداشت کرده است که روز بعد مصادف با چهارشنبه 27 فروردین، آیت الله منتظری تمام وقت جلسه درس فقه را که با حضور صدها نفر در
حزب الله در زمین و آسمان در کمین رژیم صهیونیستی
که اکنون در تمام منطقه فعال و تاثیر گذار است. در خصوص عملیات حزب الله نیز یکی از اعضای ارشد مقاومت اظهار داشت: نیازها ما را به سمت در پیش گرفتن راههای جدیدی سوق می داد و این نیازها در هر دوره متفاوت از قبل بوده است، به عنوان مثال می توان به عملیات به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائیلی در سال 1986 اشاره کرد. در 17 فوریه آن سال نیروهای مقاومت به فرماندهی شهید سمیر مطوط توانست دو سرباز صهیونیستی را به
دلواپس همسر و فرزندانم می شدم/ اسارت از من آدم دیگری ساخت
بچه ها که مهره های اصلی عملیات بودند قبل از افتادن به چنگ دشمن به دستور فرمانده گردان مان شهید کردیم تا در اسارت آن ها را شکنجه نکنند. مردم عراق به خوبی از اسرا استقبال می کردند! وی درباره ماجرای بعد از دستگیری شان، گفت: دست و چشم هایمان را بستند و با خود بردند که فردای آن روز در یک سوله بزرگ رها کردند که گمان می کردی 10 هزار نفر در آنجا نشسته اند در حالی که با اسرای دیگری که
حزب الله در زمین وآسمان/ هدف الجلیل و بعداز آن
سوق می داد و این نیازها در هر دوره متفاوت از دوره دیگر بوده است. برای نمونه می توان به عملیات اسیر گرفتن در سال 1986 اشاره کرد. در 17 فوریه سال 1986 مقاومت توانست دو سرباز صهیونیستی را در عملیاتی به اسارت بگیرد و فرمانده عملیات شهید سمیر مطوط بود. این عضو مقاومت سپس به حادثه مجبور کردن رژیم صهونیستی برای عقب نشینی از روستاهای کفرا و یاطر در فوریه 1992 اشاره کرد
آقای منتظری بی عدالتی به امام را به اوج رساند
می شد یعنی امام با بزرگواری انتقادات واهی را تحمل می کردند. آقای موسوی خوئینی ها می گفت یک روز رفتیم پیش آقای منتظری، او از مدیریت جنگ شروع به انتقاد کرد، نقشه را نشان داد و گفت ببینید از اینجا تا بغداد چقدر فاصله کم است چرا از اینجا تا بصره می روید این فاصله کم تا بغداد را بروید . (خنده) یعنی آقای منتظری از روی نقشه می گفت از اینجا می شود به سمت بغداد رفت و صدام را سرنگون کرد. یعنی اینقدر عامیانه
روحانی آوانگاردتر از خاتمی است/ عامه مردم نمره خوبی به دولت نمی دهند
منظومه های ساختارمند- صورت گرفت . رهبران جریان نقاق در سال 60 خیانتی عظیم درحق ملت کردند. ذهن ما به کشتن چند هزار نفر انسان معطوف می شود. بزرگانی مثل شهید بهشتی در این لیست هستند تا انسان های محروم و نجیبی مثل فروشنده جزء که موردحمله و ترور این گروه قرار گرفتند. این مسئله حتماً خسارت عظیمی از سوی آنها بود که به حقیقت لفظ منافقین زیبنده آنهاست. این تشکیلات علاوه بر ترورها اما به اعتقاد من آسیب سنگین