سایر منابع:
سایر خبرها
مراسم بدرقه داود رشیدی برگزار شد/ نصیریان: من هرگز نمی خواستم بیایم
به گزارش جام جم آنلاین استاد داود رشیدی بازیگر سرشناس روز جمعه دار فانی را وداع گفت که مراسم تشییع و تدفین وی هم اکنون با حضور جمعی از هنرمندان و دوست داران وی در حال برگزاری است. علی نصیریان،رضا کیانیان،مریلا زارعی،مانی حقیقی ، امین تارخ، داریوش فرهنگ، سیاوش طهمورث، مختاباد،عبد الله اسکندری ، سیروس الوند، تا به این لحظه در محل مراسم تشیع پیکر استاد داود رشیدی حضور پیدا کردند.
تلاش محافظه کاران برای کارشکنی در باز کردن فضای جامعه توسط حسن روحانی
که هیچ یک از وزرایش نباید دربرابر فشارها تسلیم شوند. پس از اظهارات اخیر او روزنامه های تندرو موضعی تهاجمی تر علیه او گرفتند. این رسانه ها کارزاری را برای انتقام گیری از اعضای دولت به راه انداخته اند البته این موضوع تازه ای نیست و این هدف قرار دادن های شخصی از زمان برجام به این سو آغاز شده است. صحنه سیاست و جامعه امروز ایران یک روز هم بدون موضوعی داغ و جنجالی نیست. همه این
چرا باید با متخلفان حقوق های نجومی برخورد شود؟/ 10 ویژگی مدیران تراز انقلاب اسلامی
هم یک تذکر تلخ دیگر! آهای جماعت! اغتنم الفرص.... از حقوق های نجومی نباید به آسانی عبور کرد یدالله جوانی در جوان نوشت: طی چند ماه گذشته و از زمان افشای فیش های نجومی تعدادی از مسئولان و مدیران کشور، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی تاکنون در چندین نوبت، این موضوع را مورد توجه قرار داده و خواهان رسیدگی و برخورد با متخلفان شده اند. روز چهارشنبه گذشته و در دیدار رئیس جمهور
وام 100میلیونی با بهره چهار درصدی به سمن ها پرداخت می شود
رأی آن گروه و آن کاندیدا را سنگین می کنند. بر این اساس است که حوزه جوانان دولت در ماه های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری فعال شده است. احیای دوباره سازمان ملی جوانان در نیمه دوم سال و حالا اعطای وام 100 میلیونی با بهره چهار درصد اقدام دیگری است که با این هدف گذاری از سوی معاونت ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان پیگیری می شود. رستمی در این باره توضیح داده است: یکی از
روایت پدر عسل بدیعی از اهدای اعضای بدنش پس از مرگ مغزی/ زمان به عقب برگردد، باز همین تصمیم را می گیریم
اهدای عضو را پر کردند. در جشن نفس که سال ها بعد برگزار شد، عسل به عنوان فردی که این کارت را پر کرده بود به این جشن دعوت شد و اجرای برنامه فوق العاده ای داشت و همان جا دوباره کارت اهدای عضو را پر کرد و گزینه همه اعضا را انتخاب کرد. با توجه به این موضوع و از آنجا که رضایت خود عسل را نسبت به اهدای اعضایش می دانستیم، بعد از اعلام مرگ مغزی او توسط پزشکان، تردیدی نداشتیم که خواسته خود دخترم این است که با
جنگ روانی ایرانی نمایان در فضای مجازی
ضعف دستگاه های تبلیغاتی و رسانه ای کشور، با وجود برنامه ریزی های موذیانه و حساب شده شبکه های ماهواره ای بیگانه و فضای مجازی آلوده، اجازه تجدید زمان های تلخ گذشته را نخواهد داد. چند شب پیش وقتی تلویزیون خودمان را روشن کردم، از سه شبکه، برنامه آشپزی و پخت و پز همزمان پخش می شد! خیلی تأسف خوردم و در شگفتی شدم که چطور سه شبکه برنامه آشپزی پخش می کنند و شبکه من و تو الگوی برنامه سازی رسانه ای ما
پیش فروش خودروهای خیالی
ایران اکونومیست - روند روبه رشد سوءاستفاده های مالی و کلاهبرداری از متقاضیان خرید خودرو به گونه ای طی چند سال گذشته افزایش داشته که نه تنها خریداران را با مشکلاتی عمده در این زمینه مواجه کرده بلکه برخی مسئولان دستگاه قضایی و همچنین وزارت صنعت، معدن و تجارت را به خود مشغول کرده است تا جایی که سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان از ابتدای امسال به موضوع ورود پیدا کرد و سرانجام آیین نامه
تاریخ دریانوردی ایران در این موزه هویداست
بعد از 8 روز پیمودن مسیر دریایی (نیمی از راه مسیر) هواپیمای متعلق به کشور ژاپن به آن ها نزدیک و با فیلم برداری از لنج دوباره برگشت و در روز بعد زیردریایی آن کشور به آن ها و دو لنج دیگر که همراه آن ها بود، حمله کرده و لنج را غرق می کند و 32 نفر سرنشینان آن لنج همان موقع به شهادت می رسند و32 نفر که زنده مانده بودند، بعد از 14شبانه روز سرگردانی در دریا، امواج آنان را به ساحل صعب العبور کشور سومالی
کی مرام: مشکل با امکان مینا ایدئولوژیک است
کنم دیگر متوجه نیستم چه اتفاقی در کشور از این نظر می افتد. هرکسی ساز خود را می زند. وقتی آقای میرکریمی را ممنوع الکار اعلام می کنند و سوابق ایشان را نمی دانند و... سوالات لاینحلی با این نوع رفتار ها در حوزه فرهنگ در یک هفته و ده روز گذشته ما را به مرز کلافگی و جنون رسانده است. اشکالات جشنواره فجر را مکرر مطرح کردم نکته دیگر استراتژی جشنواره فیلم فجر در مواجهه با فیلم امکان
انتخاب درست یعنی زندگی بهتر / زوج رشیدی و برومند یک زندگی عاشقانه را به نمایش گذاشتند
ستاره اسکندری بازیگر توانمندی است و نکته جالب اینجاست که نقاط قوت خود را هم می شناسد شاید به همین دلیل است که بعد از این که پوپک گلدره فوت کرد، بازی در سریال نرگس را پذیرفت و نقش او را به پایان رساند. با ستاره اسکندری بازیگر تلویزیون، سینما و تئاتر درباره تجربیات زندگی اش هم صحبت شدیم. خواهرتان لاله به این نکته اشاره کرد که در کودکی بازیگوش و پرانرژی بوده و در گروه های دوستی معمولا سردسته بو ده اید.این انرژی را چگونه از کودکی تا اکنون حفظ کرده اید؟ الان دیگه بازیگوش نیست! احتمالا شکلش عوض شده اما هنوز هم پرانرژی هستید. شاید یکی از دلایلی که آرام تر شده ام، شغل بازیگری است چون همه انرژی ام را گذاشته ام تا در قالب ها و نقش های مختلف زندگی کنم. بازیگری روح ناآرام مرا، آرام تر کرده است. بازیگری و ایفای نقش های مختلف ذهنیت دوران کودکی شماست آیا این نقش ها یا مشابه آن را در ذهن داشتید؟ وقتی بچه هستی ذهنیتت خیلی متفاوت با زمانی است که بزرگ می شوی. وقتی بچه بودم دوست داشتم پسر باشم، در دوران نوجوانی که جنسیت و دختر بودنم را پذیرفتم، یک دوره خمودگی را تجربه کردم، در 17، 18 سالگی با ورود به دنیای بازیگری تئاتر حس و حال زندگی دوباره به من برگشت. اما اینجور نبود که در بچگی خودم را در قالب شخصیت های مختلف ببینم. ما خانواده و فامیل شلوغی بودیم و بچه های زیادی بودیم که با هم بازی می کردیم، گاهی تئاتر هم اجرا می کردیم اما تجربه دوران کودکی با واقعیت بازیگری که الان آن را تجربه می کنم کاملا متفاوت بود. این که دوست داشتید پسر باشید به این دلیل بود که احساس می کردید، دخترها با محدودیت روبه رو هستند و این محدودیت ها اجازه نمی دهد شما آن گونه که دوست دارید، زندگی کنید؟ در بچگی علایق پسرانه داشتم، دوست داشتم مدام توی کوچه باشم، فوتبال بازی کنم، از درخت بالا بروم، شیشه بشکنم و ... ما به شهرستان زیاد رفت و آمد داشتیم به همین دلیل با طبیعت پیوند خوبی داشته و بیشتر دوست داشتم همه طبیعت را درک کنم اما چون دختر بودم به اندازه پسرها آزادی عمل برای رهایی در طبیعت را نداشتم. اکنون هم فکر می کنید خانم ها محدودیت هایی دارند که اجازه نمی دهد آنها توانایی های خود را بروز دهند؟ این را توضیح بدهم که الان خیلی خوشحالم که زن هستم. بعد از عبور از نوجوانی و بحران های مخصوص این دوران در زن ها، آفرینشی را کشف کردم که از مردها متمایزشان می کند و خیلی خوشحالم که زن هستم. یک سری محدودیت های اجتماعی وجود دارد که در هر جامعه ای دیده می شود اما از نظر توانایی های شخصی فرق زیادی بین زن و مرد وجود ندارد. در یکی، دو دهه گذشته زنان قدرتمندی در جامعه ما دیده شده اند که ثابت می کند زنان با مردان تفاوتی ندارند. شما در سریال مرگ تدریجی یک رویا که از شبکه آی فیلم بازپخش می شود، نقش یک زن عصیانگر یا به گفته ای ناخلف را بازی می کنید، شما برای بازی در این نقش تحلیل داشته اید برای همین از شما می پرسم که یک زن قوی و موثر چه تفاوت هایی با زن عصیانگر دارد؟ قدرتمند بودن به پختگی و دیدگاه آدم ها بستگی دارد.ساناز عظیمی در سریال مرگ تدریجی یک رویا، زنی قربانی است که برای فرار از موقعیت هایی، دست به عصیان زده و به الکل گرایش پیدا کرده است. برای اجرای نقش ساناز خیلی تلاش کردم نشان بدهم که او زنی ناخلف نیست، او قربانی شرایط است. وقتی مادرش را به خانه سالمندان می برد، ظاهر ماجرا خیلی دردناک است اما باید دید او در بچگی در چه خانواده ای رشد کرده که شخصیت او را تحت شعاع قرار داده است. ساناز قربانی خانواده ای از هم پاشیده است؟ هم خانواده متلاشی و هم آرمان هایی که برای او از بین رفته است. تلاش کردم با جنس بازی ام تنهایی های ساناز را نشان دهم و سرخوردگی هایی که او را به اینجا رساند ه است. قرار نیست آدم ها همیشه یکسان و شبیه به هم عمل کنند.آدم ها گاهی در برابر شرایط ضعیف می شوند و به راهی می روند که از آنها افرادی ناخلف می سازد. اصولا هر فردی بسته به قدرت روحی خودش، در مواجهه با مشکلات از شکست هایش تجربه به دست می آورد، رو به جلو حرکت می کند یا پا پس می کشد. و ما نباید آدم ها را قضاوت کنیم بلکه باید به آنها کمک کنیم تا از نقاط ضعف شان عبور کنند. دقیقا! قضاوت کردن آسیب جدی به آدم های پیرامون ما می زند. مثلا ما نباید بدون این که پیشینه ساناز عظیمی را بدانیم به او اَنگ ناخلفی بزنیم.به نظر من که نقش ساناز را بازی کرده ام، می دانم که او از نظر روحی ضعیف است به همین دلیل به چیزهایی پناه برده که بیشتر مردم آنها را نمی پسندند. قضاوت کردن درباره آدم ها به نوعی ظلم به آنهاست؛ تعریفی از یک آدم بدهی و همیشه با همان تعریف به او نگاه کنی! به نظرم بدترین آدم ها حتی اگر خفاش شب هم باشد به دلیل یا دلایلی به آدم بد تبدیل شده است بنابراین نباید او را قضاوت کرد. معتقدم باید نسبت به هم احساس مسئولیت کرده و یکدیگر را درمان کنیم. برای بیماری های جسمی درمان در نظر می گیریم اما برای دردهای روانی و روحی این گونه عمل نمی کنیم در صورتی که سلامت روح به اندازه سلامت جسم مهم است. به عنوان بازیگری که نقش های مختلفی را تجربه کرده اید، ماچگونه می توانیم به آدم هایی قوی با خطاهای کمتر تبدیل شویم؟ نمی توان برای همه یک نسخه پیچید چون هر کسی روان و ذهنیت خاص خود را دارد. به نظرم خوب است که همه آدم ها نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند. شناحت نیازهای ف ...
ماجراهای باغ وحش خرم آباد؛جایی بی شباهت به باغ برای حیات وحش
به گزارش افکارنیوز ، تنها یک گوزن، یک قوچ و دو بچه شیر در باغ وحش خرم آباد تلف شده اند این اظهارات متولیان امر در دامپزشکی لرستان است که بعد از رسانه ای شدن موجب ابراز نگرانی فعالان محیط زیست شد. مرگ گونه های مختلف جانوری در باغ وحش خرم آباد هر بار که به سر خط رسانه ها می رود بعد از مدتی تب آن فروکش می کند تا با مرگ جانور دیگری دوباره موضوع داغ شده و مسئولان کاسه چه کنم دست
خاطره شهرام ناظری از بازداشت چند ساعته
) همیشه در ناخودآگاهم می دانم که کار هنری درست و فعالیت در عرصه فرهنگ میان مسئولان خریدار چندانی ندارد اما از آن جا که برای کار موسیقی و آواز، آتش عشقی در وجودمان زبانه می کشد، کار خودمان را می کنیم. - طی این 37 سال به صورت شبانه روز کارهایم از صداوسیمای این مملکت پخش می شود؛ آن هم بدون این که قراردادی وجود داشته باشد و حقوقی معنوی و مادی آثار تقبل شود. آنها هرگز توجهی به حقوق من به
سینماگران ایرانی دومین نامه شان را به مخاطبان اینترنتی آثار سینمای ایران منتشر کردند؛
ناخوشایندی که خود من در این حوزه داشتم بعید می دانم با یک حرکت بتوان کاری از پیش برد. وی افزود: ما در مجموعه ی (ساخت ایران)، مجوزمان را ثبت جهانی هم کرده بودیم ولی شاهد کپی و پخش غیرقانونی آن از شبکه های مختلف اینترنتی و ماهواره ای بودیم. همان زمان با چندتا وکیل مذاکره کردیم برای پیگیری قانونی. وکلا اتفاق نظر داشتند که هزینه های پیگیری این موضوع خیلی زیاد است و از طرفی چند جوانی که شبکه ی ماهواره ای یا
واکنش روحانیون به مواضع علم الهدی درباره موسیقی
، محمدجواد حجتی کرمانی و سیدمحمود دعایی از جمله روحانیونی بودند که با ادله فقهی و توجه به سیره سیاسی و فرهنگی امام خمینی(ره) به مخالفت با مواضع اخیر امام جمعه مشهد پرداختند. وقتی کنسرت سیاسی شد بعد از فیش های حقوقی نوبت واژه کنسرت بود. از ماه گذشته بعد از خطبه نماز جمعه آیت الله علم الهدی در مشهد، بیش از آنکه واژه کنسرت تداعی گر هنر و ساز و آواز باشد، یادآور مواضع سیاسی شد
"امکان مینا" فیلمی اجتماعی درباره سیاست است/مجاهدین خلق داعش دهه 60 هستند/ از انگ سفارشی سازی نترسیم
بودنش بود. یعنی فکر میکنم الان در جاهای دیگر دنیا در حال تجربه و مواجه با موضوعی هستند که ما آن را از سر گذراندیم. ممکن است بحث مجاهدین خلق برای ما کهنه به نظر بیاید، ولی در جاهای دیگر دنیا این موضوع، به روز است و همه دست به گریبانش هستند. از جریانی به اسم داعش صحبت میکنم که عملکرد، روش و نگاهش خیلی شبیه عملکرد سازمان مجاهدین خلق است که ما در دهه شصت در ایران با آنها مواجه بودیم. مجاهدین
ضرب الاجل شرکت ملی پالایش و پخش، روند پروازها را مختل می کند
ایلنا: مدیر روابط عمومی سازمان هواپیمایی کشوری گفت:ضرب الاجل شرکت ملی پخش و پالایش در خصوص دریافت نقدی از طریق کارت روند عادی پروازها را مشکل ساز می کند. به گزارش ایلنا و به نقل از سازمان روابط عمومی سازمان هواپیمایی رضا جعفرزاده افزود: پس از اقدامات سازمان هواپیمایی کشوری، شرکت های هواپیمایی با انضباط مالی ایجاد شده نسبت به پرداخت های جاری خود اقدام کرده اند و در مورد بدهی های گذشته
گزارش میزگرد بررسی برجام | جلایی پور، یوسف مولایی و کنعانی مقدم
/> جلایی پور گفت: از بعد دیگر تحقق برجام علل گوناگون دارد ولی یکی از علل موثر آن بینش و اراده تعاملی روحانی در سیاست خارجی بود که روی آن ایستادگی کرد. وی پای آن ایستاد چراکه حکومت یک بخش درونی و یک بخش بیرونی دارد که این دو بخش همواره یکی نبوده و نیستند. وی افزود: در دولت احمدی نژاد شاهد سیاست خارجی تقابلی – تخاصمی تبلیغاتی و هزینه زا بودیم ولی با برجام در دوره روحانی سیاست خارجی دوباره
از وعده حمایت از ساخت 10 فیلم سینمایی تا سلفی با وزیر!
با بیان اینکه مهمترین نکته در برگزاری این جشنواره ، انعکاس پیام سلامت به مردم بود، اظهار کرد: مهمترین دغدغه ی مردم همان موضوع سلامت است و باید پاسخ بگیرد . او افزود: جشنواره ی سلامت به دنبال ایجاد زمینه ای است که آثار سینمایی و تلویزیونی بیشتری در این حوزه داشته باشیم تا موضوعات لازم را به مردم انعکاس دهیم و ضمناً ارتباط جامعه ی پزشکی و جامعه ی هنری را که در گذشته هم وجود داشته گسترده تر
سبک زندگی و فناوری
ها. مسئله این است که چنین فناوری هایی، مصرف کنندگانی با سطح بالاتر مهارت و فرهیختگی می طلبند و می یابند و ممنوعیت وضع شده، به ایجاد منزلت روشن فکرانه برای آنان خواهد انجامید؛ به ویژه اگر که اصل کمیابی و عطش به امور ممنوع را هم در نظر بگیریم. بدتر آنکه با رسیدن عصر تلویزیون های سه بعدی با قابلیت لمس تصویر، پخش های ماهواره ای بدون نیاز به آنتن های امروزی، دستگاه های ترجمه ی خودکار نانو و کاهش نیاز
بازیگری بلد نیستم!
چطور شد برای بازی در فیلم ناردون دعوت شدید؟ جدا از مراسمی مثل دعوت و این حرف ها، من و آقای فریدون حسن پور (کارگردان فیلم) مثل دو برادر می مانیم. ما رفیق هستیم و انگار هر کاری ایشان انجام می دهد من باید یک گوشه اش را بگیرم. به خاطر همین علاقه وقتی ایشان شروع به کاری می کند دیگر نمی پرسم کار چیست یا نقش من چطور است یا... . من فریدون را می شناسم و می دانم نتیجه کارش دلنشین، بی دغدغه و دلچسب خواهد شد. کلا بعضی از اسامی هستند که وقتی پیشنهاد بازی می دهند دیگر جایز نیست سوالی بپرسیم. پس سابقه همکاری با آقای حسن پور را پیش از ناردون هم داشتید؟ بله، خیلی زیاد. هم در سینما و هم در تلویزیون. در مورد نقش تان کمی توضیح می دهید؟ حاجی محسن، معتمد روستاست که علاوه بر مردم روستای خودش از اطراف هم از او حرف شنوی دارند. حاجی محسن مقداری تمکن مالی دارد و در داستان این طور تعریف شده که او باید یک سری کارها را انجام دهد که یک زمین تبدیل به قبرستان شود تا پیرمردی در آن دفن شود... به نظرم روند ساخت آثار طنز در سینما به جایی رسیده که بعضا شاهد فیلم های ضعیف و مبتذلی هستیم که با عنوان طنز به خورد مخاطب داده می شوند. چرا سینما به این نقطه رسیده و خیلی از کارگردان ها هم اصرار بر ادامه این شیوه دارند؟ سینما هم مثل دیگر هنرها دستخوش فراز و نشیب هایی است. مثلا در ادبیات تمام شعرها قابل چاپ نیست یا این که تمام شعرهایی که چاپ می شوند لزوما خوب نیست. در تمام هنرها و مشاغل همین وضعیت است، هر ساخته ای خوب نمی شود و همان طور که کالای خوب داریم کالای بد هم داریم. منتها در سینما چون توجه روی آن زیاد است و اغلب مردم درباره آن نظر می دهند (که البته شاید هم حق داشته باشند، چون سینما برای مردم است) بیشتر مورد هجمه و نقد قرار می گیرد. فیلم های سخیف و مبتذل هم الان ساخته می شود و آنها هم بالاخره طرفداران خودش را دارد. اما در ناردون انگار شاهد اتفاق جدیدی هستیم که مخاطب نه تنها خسته از دیدن یک سری شوخی های کلامی سالن را ترک نمی کند که اتفاقا همراه با فیلم می خندد و لذت می برد! ببینید فیلم خوب یعنی نوشته خوب و نوشته خوب یعنی نویسنده خوب. پس اگر جایی فیلم بی مزه ای می بینید که بازیگر هر کاری می کند مخاطب خنده اش نمی گیرد یعنی فیلم از دست کارگردان به قول معروف در رفته. ناردون نوشته خوبی داشت و فریدون حسن پور هم بشدت بازیگران را کنترل می کرد. البته کلا شیوه کار حسن پور به این صورت است که بازیگران را کنترل می کند که چی بگو، کجا بگو، چطور بگو و... . در چنین فیلم هایی درست است که کار بازیگر سخت می شود، اما مسئولیت تمام خوب و بد شدن کار به عهده کارگردان است. اگر در ناردون مردم می خندند به خاطر این بوده که حسن پور وسواس و حساسیت بالایی سر کار داشت. شما معروف هستید به این که جلوی دوربین خیلی راحت بازی می کنید و اتفاقا همین مسأله باعث می شود مخاطب کاملا شما را باور کند. خودتان دلیلش را چه می دانید؟ یه کلام. چون هنر بازیگری ندارم و خودم را بازی می کنم. شما اهل بداهه گویی هم هستید؟ بشدت. البته در ناردون بداهه گویی خیلی کم بود، اما دیالوگ را مال خود کردن و بهتر ادا کردنش چیز دیگری است که در این فیلم زیاد اتفاق افتاد. بداهه گویی حضور ذهن بالایی می خواهد. این حضور ذهن از کجا می آید؟ بالاخره خصوصیاتی در هر فرد وجود دارد که نهادینه است از جمله بداهه گویی، خوشبینی، بذله گویی و ... . من کلا در زندگی شخصی هم همین طوری هستم. گفتم که اصلا من خودم را بازی می کنم. شما غیر از بازیگری کار دیگری هم انجام می دهید؟ من هیچ کار دیگری بلد نیستم. در واقع بازیگری را هم اصلا بلد نیستم. در کارنامه بازیگری تان کدام یک از کارها را نقطه عطف می دانید؟ من کلا در کارنامه ام هم کار حرفه ای و فاخر دارم، هم کار ضعیف و سطحی. نقطه عطف یا بهتر بگویم علاقه که زیاد دارم. در سینما ناردون ، خانه پدری ، زیر نور ماه ، پارادایس ، از کنار هم می گذریم و در تلویزیون روزگار قریب ، دوران سرکشی ، سه در چهار ، خوش نشین ها و... بهترین فیلمی که بتازگی در سینما تماشا کردید کدام فیلم بوده؟ من و امکان مینا را در جشنواره سال گذشته دیدم که خیلی دوست داشتم. ظاهرا الان هم اکران عمومی هستند. در پایان اگر صحبتی باقی مانده بفرمایید؟ آرزوی سلامت و موفقیت برای همه مردم دارم و این که اگر بعضا کار ضعیفی از ما می بینند حلال کنند. درباره کارگردان فریدون حسن پور متولد 1340 در رامسر است. او فارغ التحصیل کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیباست و فعالیت خود را سال 1365 با دستیاری کارگردان در فیلم شیر سنگی مسعود جعفری جوزانی آغاز کرد. او فیلم هایی چون تعطیلات تابستانی ، دارا و ندار ، من و زیبا و حالا ناردون را به عنوان کارگردان در کارنامه کاری خود دارد. خلاصه داستان ناردون آقاجون (با بازی سیروس گرجستانی) که پایش لب گور است به دنبال قبری برای خود است، اما روستای کناری که قبرستان دارد حاضر نیست میزبان اجساد روستای آقاجون و جسد او باشد. آقاجون کابوس های متعددی می بیند، به فکر حلالیت طلبیدن از عشق قدیمی خود می افتد و این ماجرا او را به سوی زندگی دوباره سوق می دهد ساناز قنبری ...
کودکان کشتار | پنج پسربچه داعشی زندانیان کُرد را کشتند
شرق در گزارشی نوشت: نسل جدید کودکان دست پروده داعش که در ماه های گذشته تحت تعالیم سفت وسخت مذهبی قرار گرفته بودند، حالا به مرحله درس پس دادن رسیده اند؛ کودکانی که داعش می گوید وسیله ای برای تأمین آینده این گروه هستند. قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای هر یک بر پایه منافع خود در بحران سوریه مداخله می کنند و درحالی که در طول پنج سال گذشته، هیچ گروهی حتی سازمان ملل متحد، راهکار عملی ای برای
25 شاخص امنیتی در مازندران ارتقا یافت/کاهش تجمعات کارگری در مازندران /وضعیت طلاق و اعتیاد بسیار نگران ...
برنامه های فاخر فعالیت های فرهنگی و هنری نیز افزایش یابد. خوشبختانه برنامه های فرهنگی خوبی مانند کنگره عظیم بین المللی ابن شهر آشوب، نیما، شیخ فضل الله نوری، شعر علوی، نامه ای به امام رضا(ع)، جشنواره فیلم وارش، نمایشگاه کتاب، برگزاری مسابقات قرآنی، یادواره های شهدا و بسیاری از جشنواره های ملی و بین المللی که در استان برگزار شد نشان دهنده اهمیت و توجه دولت به مقوله فرهنگ است.در این زمینه سازمان های مردم
تلاش برای 80هزارنفری شدن ورزشگاه خاطره ساز
خیلی زود کارش را شروع کرد و بالاخره روز گذشته هم اعلام کرد صندلی دارکردن طبقه دوم ورزشگاه آزادی را تمام کرده! آزادی ، پیش تر به اسم ورزشگاه یکصدهزارنفری شناخته شده بود، ولی پیش از شروع این طرح عنوان شد که با صندلی دارکردن طبقه دوم ورزشگاه، گنجایش از صد(که البته با صندلی دارکردن طبقه اول این صدهزار نفر هم خوش بینانه عنوان می شد) به 80 هزار نفر کاهش پیدا می کند. این موضوع با توجه به فواصلی که صندلی
رنگین کمان سریال ها در راه است
طی این مدت تلویزیون چاره ای نداشت جز آن که آثارش را بسرعت تولید و عرضه کند و به همین دلیل در بهترین حالت صرفا می توانست از میان سوژه های رسیده دست به انتخاب بزند؛ بنابراین در فاصله زمانی کوتاه سریال هایی با تم های مشترک و موضوعات مشابه و به موازات یا در پی یکدیگر از شبکه ها به نمایش درآمدند. اگرچه هنوز اتفاق قطعی و روشنی درباره شرایط مالی تلویزیون رخ نداده است اما به نظر می رسد، شرایط و وضعیت سریال های تلویزیونی بخصوص از بابت تنوع و تکثر رو به بهبود است. شواهد گواه آن است که بزودی رنگین کمانی از سریال های متنوع در تلویزیون شکل خواهد گرفت و بار دیگر مخاطب می تواند از میان سریال ها دست به انتخاب بزند و موضوعات مورد علاقه اش را دنبال کند. از سریال های پریا و چرخ فلک که موضوعاتی متنوع دارند و در قالب و ساختاری متفاوت از هم روایت می شوند، بگذریم و نگاهی داشته باشیم به آثار در دست تولید که هم به لحاظ تعداد و هم تنوع موضوعی قابل توجه هستند. از جمله سریال هایی که در مرحله تصویربرداری هستند، می توان به پرستاران ، نفس ، ملکا ، آرام می گیریم ، سرزمین کهن ، گشت ویژه ، دیوار شیشه ای ، لیسانسه ها ، بازگشت و یکتا اشاره کرد. سریال پرستاران به کارگردانی علیرضا افخمی همان طور که از نامش پیداست، تلخ و شیرین زندگی پرستاران را نمایش می دهد و داستان هایی را در فضای یک اورژانس روایت می کند که تاکنون در تلویزیون سابقه نداشته است. سریال نفس به کارگردانی جلیل سامان، داستانی را در بستر مبارزات انقلاب اسلامی ایران به نمایش خواهد گذاشت. آرام می گیریم روایت متفاوتی از بزهکاری و مناسبات انسانی و عاطفی افراد خانواده را به نمایش می گذارد. سرزمین کهن که چند قسمت از آن قبلا به نمایش درآمده، داستانی را در بستر تاریخ از دهه 20 تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نمایش می دهد. گشت ویژه همان طور که از نامش پیداست یک سریال پلیسی است، لیسانسه ها یک طنز تلویزیونی است، دیوار شیشه ای قصه هایی شبیه به آنچه را در برنامه ماه عسل روایت می شود در ساختار اپیزودیک روایت می کند که همین تفاوت ساختار می تواند به تنوع و تازگی سریال های تلویزیونی کمک کند و سریال های بازگشت و یکتا ملودرام های خانوادگی هستند که نمایش آنها در میان سایر سریال ها و در یک بازه زمانی می تواند پاسخگوی میل مخاطبان به ملودرام های خانوادگی باشد. با گذشت زمان و رونق گرفتن تولید سریال های تلویزیونی، امکان برنامه ریزی و چینش مناسب تر سریال ها فراهم و این روند در آینده بهتر و بهتر خواهد شد. تمام این پیش بینی ها زمانی به نتیجه مطلوب خواهد رسید که مسائل مالی کمرنگ شود اما نباید فراموش کرد که رونق سریال های تلویزیونی، در جذب آگهی و بهبود شرایط مالی تلویزیون بی تاثیر نخواهد بود؛ به عبارتی سریال ها و در نگاه کلی تر برنامه های خوب و متنوع علاوه بر مخاطب بیشتر در جذب سرمایه ها و درآمدهای بیشتر تاثیر خواهد داشت و درآمد و سرمایه بیشتر در شکل گیری آثار بهتر و باکیفیت تر. آذر مهاجر رادیو و تلویزیون ...
فیلم جهانی می سازم
اما اتفاقا و از سوی دیگر عده ای از جمله دوستداران شخصیت کاریزماتیک و آثار محبوب او، به پیروزی مدیری در سینما و در مقام کارگردان امیدوارند و گواه ادعایشان هم شناخت خوب این کارگردان از کمدی و مخاطبان خنده در تلویزیون است. آنها براین اعتقادند که مدیری به دلیل کارنامه عموما معتبر و موفقش در عرصه کمدی و در ارتباط با انبوه تماشاگران و طیف های مختلف، این قابلیت و توانایی را دارد که در سینما هم گلیم خود را با پیروزی از آب بیرون بکشد. اما فراموش نکنیم که هرچند تلویزیون و سینما به دلیل خاستگاه و بستر هنرهای نمایشی، وجه مشترک دارند، اما اساسا اقتضائات و مناسبات آنها به ویژه در ایران، گاه با هم تفاوتی بنیادین دارد. بنابراین درباره موفقیت یک چهره تلویزیونی در سینما و بالعکس یک ستاره سینمایی در تلویزیون، باید با احتیاط و حتی ترس و لرز صحبت کرد. این مساله درباره بازیگران شاید چندان برجسته و محسوس نباشد، اما درخصوص کارگردان ها به دلیل این که نتیجه و خوبی و بدی یک کار به نام آنها نوشته می شود، تیزتر و سخت تر است. با این حال تاکنون دو کارگردان چهره تلویزیونی در عرصه کمدی، یعنی رضا عطاران و سعید آقاخانی، هوس تغییر مدیوم به سرشان زده است و نتایج متفاوتی هم گرفته اند. عطاران طبیعتا موفق تر از آقاخانی عمل کرده و در کمیت هم جلوتر از آقاخانی ایستاده و سه فیلم به نام خوابم می آد ، رد کارپت و دراکولا ساخته است؛ اگرچه هیچ کدام از این فیلم ها نتوانستند آن طور که باید و شاید و شایسته توان و استعداد و طنازی عطاران است، نظر و رضایت منتقدان و تماشاگران را جلب کند و فروش های نسبتا خوب آنها را هم باید به حساب محبوبیت پرسونای عطاران به عنوان بازیگر گذاشت. آقاخانی هم تا اینجا فقط یک فیلم در کارنامه سینمایی اش دارد به نام لامپ 100 که فضایی کمدی جدی درباره مواد مخدر داشت و خیلی با بازخوردهای خوبی هم مواجه نشد. نتیجه حضورهای سینمایی کارگردان های کمدی تلویزیون، در مجموع تا اینجا خیلی چشمگیر نبوده و آنها به هیچ وجه نتوانستند، موفقیت تلویزیونی شان را به عنوان کارگردان در سینما تکرار کنند و پیروزی های عطاران و آقاخانی در سینما، فقط منحصر به عرصه بازیگری است. حالا استاد این دو یعنی مهران مدیری، بسیار دیرتر از بازیگران نخستین مجموعه های کمدی اش در تلویزیون، خود می خواهد با وزنه سنگین سینما روبه رو شود. اینجاست که خوشبین ها و طرفداران مدیری امیدوارند او به پشتوانه کارنامه غبطه برانگیزش در تلویزیون و مهم تر از آن هوشمندی و زرنگی اش و با کمک گرفتن از حرفه ای ها و کاربلدهای سینما، نخستین گام سینمایی اش به عنوان فیلمساز را محکم بردارد و همه را به ورود دیرهنگام یک فیلمساز پیشسکوت درعین حال تازه نفس، امیدوار کند. درحالی که عطاران و آقاخانی به عنوان کارگردان، هنوز در عرصه سینمای کمدی داخلی هم به موفقیت کاملی دست پیدا نکرده اند، سخن گفتن از حضور جهانی آنها کمی دور از دسترس و زودهنگام است. اما از مدیری این انتظار می رود که این همه تجربه گرانسنگش در عرصه کمدی تلویزیونی را در زورآزمایی دشوار سینمایی به کار بگیرد و علاوه بر جلب نظر و رضایت تماشاگران داخلی، نگاهی جهانی و فرامرزی هم داشته باشد. چرا که متاسفانه در همه این سال ها، فقط آثاری عموما جدی و حتی تلخ از سینمای ایران، راه به عرصه جهانی، جشنواره ها و اکران های خارجی پیدا کرده و سینمادوستان آنسوی آب ها، کمدی و طنازی ای از سینمای ما سراغ ندارند و احتمالا گمان نمی کنند ما اصلا چهره های توانمندی هم در سینما داشته باشیم. برای زدودن این چهره عبوس در نگاه جهانیان، مدیری بهترین گزینه است و می تواند آن حضورهای اندک کمدی خوب و ماندگار، همچون اجاره نشین ها داریوش مهرجویی را در سطح جهانی ارتقا دهد. پایان بخش این مطلب، پرسش اختصاصی روزنامه جام جم از مهران مدیری است که در نشست رسانه ای اولین فیلم سینمایی اش، ساعت 5 عصر از او پرسیده شد. خبرنگار ما از این کارگردان سوالی درباره چرایی بی اعتنایی سینمای کمدی ایران به عرصه جهانی پرسید و گفت: فیلمسازان ژانر کمدی در سینمای ایران، عموما نگاه محدود و داخلی دارند و هیچ وقت نگاهی به سینمای جهان نداشته اند. فقط موارد معدودی مثل اجاره نشین ها ساخته داریوش مهرجویی بوده که به عنوان یک کمدی موفق ایرانی، راهی به جشنواره ها و نمایش های جهانی پیدا کرد. شما به عنوان یک کارگردان موفق کمدی در تلویزیون، چقدر تلاش می کنید در فعالیت سینمایی، نگاه جهانی هم داشته باشید و وجهی از استعداد و توان ما در زمینه کمدی ایرانی را به جهان معرفی کنید و بشناسانید؟ مدیری در پاسخ به این سوال گفت: این مساله بستگی به زبانی دارد که برای فیلم انتخاب می کنیم. به نظرم ساعت 5 عصر زبان بین المللی را دارد، برای این که در آن آدم ها خیلی حرف نمی زنند، چون اصلا نیازی به حرف زدن نیست. این موقعیت ها و اتفاقات است که صفر تا صد این فیلم را می سازد و ممکن است در هرجایی از جهان رخ دهد. این وضعیت، خود به خود زبان این فیلم را جهانی می کند. فیلم بعدی من که فضایی تلخ دارد هم زبانی کاملا جهانی خواهد داشت، چون موضوع انسان و جنگ را مطرح می کند و مطمئن و امیدوارم که در نمایش های جهانی هم به خوبی دیده خواهد شد. علی رستگار فرهنگ و هنر ...
جادوی دیالوگ در سریال ها
مجموعه هایی همچون گرگ ها، روزی روزگاری، سربداران، امام علی(ع)، معصومیت از دست رفته و کمی جلوتر شب دهم، مدار صفر درجه، مختارنامه، میکائیل و ... از جمله این آثار هستند. مجموعه هایی که هم به لحاظ ساختار و کارگردانی کار بسیار قوی ای بودند و هم دیالوگ هایی درخشان و به یاد ماندنی داشتند. جذابیت دیالوگ ها و گفت وگوهای رد و بدل شده میان شخصیت های یک سریال گاه چنان جذاب و گیراست که مردم تا مدت ها این اصطلاحات و واژگان را در زندگی و مراودات و محاوره های روزمره شان به کار گرفته و حتی آن را به بخشی از فرهنگ کوچه و بازار تبدیل می کنند. با این حال، به نظر می رسد با کند شدن فرآیند ساخت مجموعه های تاریخی و توجه بیشتر به ساخت ملودرام های اجتماعی، توجه فیلمنامه نویسان به نگارش دیالوگ ها هم کم شده و لحن کلام شخصیت های داستانی از برخی جهات برای مخاطبان تصنعی و نمایشی به نظر می رسد. اما آیا این به معنای آن است که روزگار دیالوگ های درخشان و گفت وگوهای به یاد ماندنی در تلویزیون به سر آمده است؟ هنری که مورد غفلت است نویسنده مجموعه های تلویزیونی چون تولدی دیگر ، نیمکت و فصل زرد ، عامل نبود زمان را در افت کیفیتی که گاهی گریبانگیر متن آثار نمایشی می شود، دخیل می داند و می گوید: دیالوگ به عنوان یکی از اصلی ترین عناصر در هر فیلمنامه محسوب می شود. با این حال عاملی که موجب شده دیالوگ در مجموعه های ما گاهی با غفلت مواجه شود این است که برخی دیالوگ را با گفت وگو نویسی اشتباه می گیرند و فکر می کنند هر دو نفری که با هم کلماتی را رد و بدل می کنند لزوما در حال دیالوگ گفتن هستند. علی خودسیانی در گفت وگو با جام جم تصریح می کند: دیالوگ براساس درام شکل می گیرد و به عنوان عنصری دراماتیک در هر اثر نوشتاری به شمار می آید؛ لذا باید از گفت وگوهای محاوره ای و آن چیزی که این روزها در برخی مجموعه های نمایشی شاهدش هستیم کاملا مجزایش دانست. دیالوگ از چند وظیفه اصلی در هر مجموعه یا اثر نمایشی برخوردار است؛ اول این که به معرفی شخصیت ها و پردازش آنها می پردازد و دوم در پیشبرد داستان نقش دارد. در وهله سوم شرایط و موقعیت کلی کار را تبیین می کند و در واقع زمان و فضای کلی داستان و حتی موقعیت جغرافیایی اثر را برای ما نمایان می کند. بنابراین می بینیم که دیالوگ، عنصر ساده ای نیست و نباید با غفلت از کنارش گذر کرد. در شرایط کنونی دیالوگ صرفا به پیشبرد قصه منحصر شده است و در هر صحنه ای فقط دو آدم را روبه روی هم می گذاریم که به شکلی نمایشی ایستاده اند و جملاتی را با هم ردوبدل می کنند. خودسیانی ادامه می دهد: البته عوامل متعددی در این زمینه دخیل است؛ شاید دستمزدها اجازه وسواس بیشتر را نمی دهد، شاید هم فرصت ها در تلویزیون محدود است و کارها باید بسرعت روی آنتن برسند؛ وگرنه کسی که ذهنیت و قدرت داستان نویسی دارد، قطعا از عهده نوشتن دیالوگ هایی درست هم بر خواهد آمد و کار شاقی نیست. به نظرم اگر می خواهیم آثار بهتری داشته باشیم، باید زمان بیشتری را هم برای نوشتن کارها به نویسندگان بدهیم. دیالوگ نویسی، فنی تخصصی یک منتقد، دیالوگ نویسی را به عنوان هنری می داند که لازم است به شکلی ویژه تر در نگارش آثار مورد توجه قرار بگیرد. حسام مقامی کیا توضیح می دهد: به هر حال نگارش قسمت های مختلف فیلمنامه از طراحی و پلات کلی گرفته تا داستان پردازی و جنبه های دیگر همه در یک مقال نمی گنجد و وقت و تمرکزی برای نویسنده به منظور دیالوگ نویسی باقی نمی ماند. زبان جاری جامعه سعید جلالی، فیلمنامه نویس هماهنگی ساختار فیلمنامه با دیالوگ را موضوعی اساسی و ضروری دانسته و می گوید: دیالوگ نویسی امری منفک از فیلمنامه نویسی نیست؛ بلکه یکی از ارکان اساسی و تشکیل دهنده آن محسوب می شود. هر فیلمنامه ای از عناصری چون ایده اولیه، طراحی و ساختار و همچنین دیالوگ تشکیل شده است. شما ابتدا طرح کلی داستان را پیدا می کنید، بعد آن را پرورش می دهید و به مراحل بعدی چون نوشتن دیالوگ های کار می رسید. بنابراین دیالوگ نویسی امری نیست که در مسیری جدا باشد. نویسنده مجموعه هایی چون آخرین بازی ، سه، پنج، دو و آوای باران تاکید می کند: نباید فکر کرد که دیالوگ می تواند فیلمنامه ای را نجات بدهد یا برعکس فیلمنامه ای خوب و درخشان با وجود دیالوگ های ضعیف دیده بشود. اینها همه عوامل تکمیل کننده هم هستند و همه عناصر را باید بخوبی در کنار هم چید. اگر تمام کارهای موفق سال های اخیر را بررسی کنید می بینید قطعا از این قاعده پیروی کرده اند. به هر حال دیالوگ نویسی امری است که با قدرت شنیداری مخاطبان سر و کار دارد و هر قدر آهنگین و صحیح تر باشد بیشتر به دل هایشان می نشیند. وی ادامه می دهد: در مجموعه هایی که اخیرا در تلویزیون می بینیم تلاش می شود فضای جامعه بیشتر مد نظر قرار بگیرد و دیالوگ ها را به زبانی بنویسیم که زبان جاری جامعه باشد و اصطلاحاتی را به کار ببریم که از زبان خود مردم هم شنیده شود. احتیاج به یک نویسنده دوم داریم مقامی کیا، منتقد: به نظر می رسد ما امروزه برای پیشبرد متون نمایشی مان احتیاج به یک نویسنده دوم داریم؛ یعنی کسی که فقط نوشتن دیالوگ های آن اثر را به عهده بگیرد و نه چیز دیگر. دیالوگ نویسی استعدادی مجزا و فنی جداگانه بوده که لازم است به شکلی تخصصی مورد توجه قرار بگیرد. نمی گویم لزوما هیچ فیلمنامه نویسی نمی تواند دیالوگ خوب بنویسد؛ نه، اما فکر می کنم امروزه و با توجه به تخصصی شدن هر چه بیشتر رشته ها، بهتر است افراد به این صورت در حیطه های مجزا کار کرده و به هم کمک کنند. زهرا غفاری رادیو و تلویزیون ...
ازبکستان پس از رخدادهای 11 سپتامبر
شناختن همه گروه های مخالف (Abduvakhidov, 1995: 297). این خواسته ها و خواسته های مشابه دیگر، به منزله اعلام تهدید جدی برای حکومت ازبکستان محسوب می شد. ازاین رو، حکومت گزینه سرکوب و اعمال فشار را برای پاسخ به خواسته های قانونی گروه های مخالف برگزید. به زودی فعالیت حزب عدالت ممنوع شد. بسیاری از رهبران و اعضای آن دستگیر شدند، اما رهبران اصلی آن طاهر یولداشف و جمعه نمنگانی به تاجیکستان گریختند و در آنجا
آقای علم الهدی؛ کار را تمام کند
کارها به درستی صورت پذیرد و این موضوع نیز در حال حاضر در جامعه به صورت عمومی مطرح شده، چه بهتر که فرصت را مغتنم شمرده و به رییس سازمان صدا وسیما اعلام نماید که در کل کشور و یا حداقل در محدوده ی استان خراسان رضوی، چنین فیلم ها وسریال هایی پخش نشوند، مگر نه این است که در هنگام پخش مستقیم بازی های جهانی و یا خارج از ایران مسولین صدا وسیما نهایت سعی خود را مصروف این می کنند که مبادا نامحرمی با قواره ی
ایرانی ها در گوگل دنبال چه می گردند؟
خصوصی مهناز افشار در چند سال گذشته در لایه های بیرونی مطبوعات دیده شده است. بازیگر محبوبی که خبر ازدواج اش با پسر معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد برای شبکه های اجتماعی چیزی شبیه یک بمب بود. حالا افشار درست در وضعیتی قرار داشت که در فیلم سینمایی شبانه روز تجربه اش کرده بود. یک عروس که باید از همه حرف و حدیث ها فرار می کرد. همسر او بعدها با اتهامات تندتری هم رو به رو شد و
پخش کننده دختر : شکایت می کنیم
خبرگزاری ایسنا: مدیرعامل شرکت سینمایی نورتابان اعلام کرد که این شرکت هیچ گونه همکاری با شبکه های ماهواره ای ندارد و به هیچ عنوان سفارش پخش تیزر فیلم های سینمایی را به این شبکه ها ارائه نکرده است. به گزارش روابط عمومی شرکت سینمایی نور تابان،محمدرضا صابری افزود: بعد از آنکه مطلع شدیم تیزر فیلم سینمایی دختر از برخی شبکه های ماهواره ای همچون جم پخش می شود به تهیه کننده محترم فیلم اعلام