سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته هایی از ارتباط مرحوم طالقانی با آیت الله خامنه ای/ ماجرای اختلاف افکنی بهزاد نبوی بین امام و آیت ...
شهید مطهری جلسات شورای انقلاب برگزار می شد. همواره من آقای طالقانی را می رساندم. یکبار که مرحوم پدر از جلسه شورای انقلاب برگشت، روبه من کرد و گفت: این سید (آیت الله خامنه ای) خیلی خوش فکر است و افکار خوبی دارد. بیانات رهبر معظم انقلاب در همایش آیت الله طالقانی 95/5/25 ** پدرم می گفت اگر دشمنان غلطی کنند، همراه با آیت الله خمینی اسلحه به دست گرفته و دفاع می کنیم
فیلم های تلویزیون در روز عید سعید قربان
شرایط، وضعیت آشفته ای حاکم است. هنوز پدر نیامده و هر لحظه ممکن است خواهرزاده مادر و نوعروسش سر برسند. دقایقی پس از ورود پدر، مهمانان سر می رسند و این تازه آغاز ماجراست. یدالله خاطرات خصوصی زندگی اش را بدون ملاحظه برای عروس و داماد بازگو می کند و اصرار او بر ماندن مهمانان، مادر را کلافه کرده، چون در خانه وسایل پذیرایی وجود ندارد و .... گلاب آدینه، پارسا پیروز فر، حسن پورشیرازی و امین
سهل انگاری کارفرما جوان تالشی را در آستانه بیماری سرطان قرار داد
آشپزخانه رفتم و در حالی که نشسته بودم و از درد به خود می پیچیدم ناگهان متوجه پدرم شدم که روبه رویم ایستاده ، به چهره پر از درد و غم و قامت خمیده پدرم نگاه کردم، چشم هایش درد عمیقی را نشان می داد، احساس خجالت داشتم شرمنده پدرم بودم ، به جای اینکه او را یاری کنم باری بودم بر دوش نحیف او ، پدرم در تاریکی نیمه های شب مرا در آغوش گرفت و درحالی که صورتم را می بوسید و اشک می ریخت ناگهان بغضش ترکید و ناله
عکاسی که هشت بار چاقو خورد
اجتماعی اعتصاب کردند که مبارزه کنند. پدر من در بیمارستان بود و وقتی داشتم به خانه برمی گشتم، راه من را بستند، به من هشت بار چاقو زدند و عکس های آخری که از پدرم داشتم و در دوربین بود بردند، لپ تاپم را بردند. یک سایتی هم داشتیم به نام Bangla rights که در مورد حقوق بشر بود که درباره نیرهای نظامی یک مقاله نوشتیم، (در کشور ما هیچ چیزی نباید درباره نیروهای نظامی بگویید) و فردایش همه خطوط تلفن را قطع کردند
مشروح زندگانی حضرت مسلم بن عقیل (ع)
می طلبید، آری در آن شب که بیعت را از یاران خود برداشت تا هر که می خواهد برود خطاب به عموزادگانش; یعنی فرزندان عقیل کرده و فرمود: شما شهید داده اید، شهادت مسلم شما را بس است، اجازه می دهم که شما بروید. در پاسخ گفتند: اگر ما، بزرگ و سرور و پسر عموی والا مقام خود را رها کنیم و در رکابش نه تیری بیندازیم و نه شمشیر و نیزه ای بزنیم،آن گاه مردم چه خواهند گفت و جواب مردم را چه خواهیم داد؟ نه! به خدا سوگند
برای جذب مخاطب نباید دست به هر کاری زد
خواهر و برادرهای بزرگ ترم تعریف می کنند، آدم اهل مطالعه و علاقه مند به هنر بود و نی و فلوت می زده. مادرم، شیرزنی بود که بعد از فوت پدرم به تنهایی 9 فرزند خود را بزرگ کرد. از مادرتان به عنوان شیرزن یاد کردید، مادر قدرتمند چقدر بر توانمندسازی بچه هایش تاثیر دارد؟ ما در روستا زندگی می کردیم. زمین کشاورزی و دام داشتیم. مادرم بعد از فوت پدرم باید به همه امور زندگی و مزرعه رسیدگی می
رابطه پنهانی زن به قتل شوهر انجامید
حاصل یک رابطه پنهانی، دو جنایتی بود که 23 آبان سال گذشته رخ داد. در این ماجرا یک مرد جوان و مادر بزرگش به قتل رسیدند که اجساد آنها داخل اتاق و پاگرد ورودی خانه پیدا شد. اجساد قربانیان را مادر جوان مقتول زمانی که برای سر زدن به پسرش راهی خانه او شده بود پیدا کرد. این زن میانسال به خبرنگار ما گفت: پسرم چند روز به مأموریت رفته بود و شب حادثه از مأموریت برگشت. از آنجا که همسرش خانه نبود و
ماجرای امضای اجباری در عربستان تا رضایت در خواب
شهادت رسید خواست خدا این بود که در غربت با لباس احرام و زدودن گناهانش به دیدار معبودش بشتابد. پسر ارشد شهید موسی افغانی اصل می گوید: او پدری مهربان برای من و برادر 23 ساله ام بود هیچ کس نمی تواند جای خالی پدرم را پر کند بعد از پدر امیدمان به خداست مادرم با غم عجین شده دیگر شادی را در صورت مهربان او نمی بینم چون شریک و پشتیبان بزرگی را داز دست داده است. شهید موسی افغانی
معمای قتل کودک خردسال کلاردشتی کشف شد/مستخدم خانه : از شیطنتهای بردیا روانی شدم
به گزارش ایران ؛این زن که از نخستین ساعات بعد از ناپدید شدن پسر 5 ساله صاحبکارش مورد ظن پلیس قرار گرفته بود، روز بعد- 10 تیر 95 -وهمزمان با کشف جسد پسر بچه بازداشت شد. زن جوان در حالی منکر هر گونه اطلاع از ماجرای قتل بردیا شده بود که تمامی شواهد بر ارتکاب جنایت توسط وی حکایت می کرد.روسری این زن نیز در حالی کنار جسد قربانی حادثه پیدا شده بود که پزشکان قانونی هم از قتل با استفاده از
بیست طبقه مرگ و زندگی
آن قاتل جوان را بارها و بارها در شهر و حوالی خانه تان دیده و شاهد نگاه و رفتار عجیب او بوده اید؛ شاید او همان پسربچه خوش زبان سال های نچندان دور همسایه دیوار به دیوار شما است؛ همان که پدر و مادرش در کودکی و به وقت لبخند، در گهواره گرم و نرم برایش لالایی می خواندند و در زمان بیماری و تب، همراه با او، تب می کردند و اشک می ریختند... لازم نیست بگویید که او را نمی شناسید!... من آن جوان را خوب می شناسم
تصاویر؛ من یک قربانی اسیدپاشی هستم
/> دو دختر قربانی اسیدپاشی در “قندوز” افغانستان؛ پلیس گزارش داده این حمله به دنبال امتناع پدر و مادر این دو دختر از ازدواج دخترشان با یک نظامی اتفاق افتاده است. “پاتریسیا اسپیتیا” در راهپیمایی روز زن در “بوگوتا” کلمبیا “چانا پراک” کارگر کارخانه تولید پوشاک که توسط افراد ناشناس مورد حمله قرار گرفت؛ او در مرکز خیریه “حمایت از قربانیان اسیدپاشی” در “فنوم پن” کامبوج تحت مراقب است
مروری بر سکانس قربانی کردن در فیلم حاجی واشنگتن اثر علی حاتمی+ فیلم
این شاه به وساطت مهد علیا به خدمت خوانده شد. کارش بالا گرفت، شد صدراعظم، شباب حاجی بود که به جرم دستیاری در قتل امیر کبیر، مغضوب قبله عالم شد. بنده مرتد خدا و ملعون مردم، هم از صدارت عزل شد هم تبعید. به عمرم حتی از آدم های خانه، عبارت خدا پدرت را بیامرزد نشنیدم،یک همچو رزلی بود پدر گور به گور شده حاجی. تاوان معصیت پدر را پسر داد.
کار زهره نبود!
سعید آدرس پیرمردی را که در این امور تخصص داشت، پیدا کردیم و بعد از ظهر به آنجا رفتیم. پیرمرد با چهره ای ژولیده، ریشی بلند و نامرتب و در اتاقی تاریک و شلوغ منتظر ما بود. برای ورود به این اتاق 100 هزار تومان دادم! داستان را برایش تعریف کردم. سری تکان داد و گفت: جادویت کردند، پسر جان! او می گفت: اسم من و همسرم و مادرم و مادر خانومم به همراه اذکاری عجیب و غریب
محمد: پدرم در آخرین مکالمه تلفنی گفت، دعا کنید اینجا شهید شوم
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آذرسلام ، یکی از دیگر از شهدای فاجعه تلخ منا از اردبیل صاحبعلی قربانی ویند است.شنیدن نحوه اعزام شهید حاج صاحبعلی قربانی ویند و اینکه درست در دقیقه 90 و زمانی که هواپیمای حامل زوار قصد پرواز دارد ویزا صادر شود، یقیناٌ عنایت غیبی است. فرزند ارشد پسر شهید منا می گوید: خیلی عجیب بود، علی رغم اینکه ویزا برای پدرم صادر نشده بود و به اطلاع او هم
آیا معروف ترین زوج های قرن گذشته را می شناسید؟!؟
. ژان پل سارتر و سیمون دوبوار پنجاه سال با هم رابطه داشتند بدون این که در زیر یک سقف زندگی کنند و یا ازدواج کرده باشند. این دو عشق و روابط آزاد و کاملا شفاف با یکدیگر داشتند. این دو بعنوان “پدر و مادر فکری انقلاب جنسی” سال های دهه 60 میلادی لقب گرفته اند. اولین حمله تروریستی این زوج آندریاس بادر، چپ گرای افراطی و گودرون انز لین که دختر یک کشیش بود، در روز سوم آوریل سال 1968 صورت
چگونگی شهادت حضرت مسلم(ع) به روایت علامه مجلسی
گردد، و به او بگوید که پسر عمت مسلم می گوید که از این سفر برگرد، پدر و مادرم فدای تو باد که من در دست کوفیان اسیر شدم و مترصد قتلم و اهل کوفه همان گروهند که پدر تو آرزوی مرگ می کرد که از نفاق ایشان رهایی یابد. ابن اشعث تعهد کرد. پس مسلم را به در قصر ابن زیاد برد و خود داخل قصر شد. احوال مسلم را به عرض آن ولدالزنا رسانید. ابن زیاد گفت: تو را با امان چه کار بود؟! من ترا نفرستادم که او را امان
مسئولان هر وقت جانباز را دیدند، راهشان را کج کردند!
، سخت است! اصلا یکی از علل مظلومیت امام حسین (ع) این بود که همه چیز جلوی چشمش اتفاق افتاد! شاید اگر به امام خبر شهادت دیگران را فقط می دادند، انقدر سخت نبود! فاش نیوز: برای همین از حاشیه های اتفاق و حس شما درباره شهادت مادرتان پرسیدیم. - درست است البته خداوند صبری به آدم می دهد که خودش هم فکرش را نمی کند که بتواند مثلا شهادت مادر را با آن شکل، تاب بیاورد. مثلا" در خانه ای آرام
کارغیر انسانی و زننده زن جوان با فرزندش در اتاق خواب
به گزارش سرویس حوادث “ جام نیوز”، این زن چندی قبل با همسر و دو پسر خردسالش برای تفریح به این کشور سفر کرده و در ویلایی واقع در جنوب فرانسه اقامت گزیدند. اما درطول سفر، آنها بر سر موضوعی جر و بحث کرده و مادر انگلیسی به حالت قهر به اتاق پسران خردسالش رفت و در اقدامی هولناک فرزند پنج ماهه شان را خفه کرد. پس از این اتفاق که نیمه های شب رخ داد، همسر این زن با پلیس تماس گرفت و مأموران نیز
مقصود تویی...
همیشه می گفتم: حالا وقت زیاد است. نخستین سالی که به مکه رفتم، به عنوان خادم به زائران خدمت کردم. پدرم قبل از حرکت گفته بود، حواست را جمع کن چون نخستین بارت است که به خانه خدا می روی، هر آرزویی داشته باشی برآورده می شود. وقتی پدر این حرف ها را می زد، مادر در آشپزخانه غذا می پخت، اما یکدفعه بیرون آمد و گفت: نگاهت به خانه خدا که افتاد بگو خدایا یک عروس خوب به خانواده ما بده. اینجوری آرزوی مرا هم
فاطمه هاشمی: پدرم به روحانی گفت در کارت دخالت نمی کنم/ برخی وسایل خانه پدر مثل فرش برای قبل انقلاب است
دهند. از قبل انقلاب منافقین بحث پولدار بودن هاشمی را مطرح کردند و ادامه هم یافت. پدر من در آن زمان میان روحانیون وضع مالی خوب و معمولی داشت. او معتقد بود شخص باید برای مبارزه وضع مالی خوبی داشته باشد. ارثیه ای که از پدربزرگ هایم به مادر و پدرم رسیده بود و شخص پدر هم با اینکه روحانی بودند در کار بسازوبفروش بودند و به مجاهدین کمک کردند و زمانی که در این گروه کودتا شد یکی از آنها به پدرم گفت که چرا به
عظمت عرفه در کلام رهبر انقلاب؛ خدا را برای به دنیا آمدن در دولت اسلام شکر کنید/ چرا دعا می کنیم؟ جایگاه ...
/> مرحوم شیخ عباس قمی درباره شب عرفه می گوید: از لیالی متبرّکه و شب مناجات با قاضی الحاجات است و توبه در آن مقبول و دعا در آن شب مستجاب است. و کسی که آن شب را به عبادت بسر آورد، اجر و پاداش هفتاد سال عبادت را دارد. وی در رابطه با روز عرفه نیز می گوید: روز عرفه از اعیاد عظیمه [و بزرگ] است، هر چند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگانش را به عبادت و طاعت فراخوانده و سفره
همسر شهید: عبدالله همه زندگی من بود/ سر سفره عقد آرزوی شهادت می کرد/ هنوز هم منتظرم برگردد + تصاویر
کارهای خانه کمک حال مادر بود. سال 79 به سپاه پاسداران رفت، و سال 81 به خاطر اینکه برای ماموریتی به آلمان می خواست برود شرطش متاهلی بود. ماجرا را برای مادرش می گوید و مادرش دختری را که در هیئت نشان کرده را برایش به خواستگاری می روند. عبدالله شب خواستگاری آنقدر خجالت می کشد که وقتی پشت در می رسند به مادرش می گوید: مادر خواهش می کنم شما گل را دستت بگیر، یا پدر بگیرد، وارد منزل عروس هم که می
طلاق های عجیب و غیر قابل باور!؟!
با شوهرش دیگر جان به لب شده است به قاضی عموزادی می گوید: شوهرم ایلیا مرد خوبی است اما یک مشکل بزرگ در زندگی ما وجود دارد ما در طبقه بالای خانه پدرشوهرم زندگی می کنیم. یک روز وقتی داشتم ظرف می شستم یک مارمولک دیدم. از ترس داشتم قبض روح می شدم.بعد از یک دعوای مفصل قهر کردم و به خانه پدرم رفتم، اما ایلیا مرا دوباره برگرداند و گفت دیگر از مارمولک خبری نیست. او دروغ گفته بود فرادی روز آشتی کنان دوباره
آغاز دو نمایش در ارغنون و منشور هنر
تماشاخانه : سارا داروفروش، مدیر فنی و مسئول اتاق فرمان : حمیدرضا ونائی، عکاس : فروزان عابدی، مشاور رسانه ای : امیر پارسائیان مهر، تبلیغات مجازی : گروه هنر مدرن. در خلاصه داستان اثر آمده است: نصراله پسر خانواده فقیری است که مدت زیادی بی خبر، دور از خانه بوده. او در شب عقدکنان دختر مورد علاقه اش "بتول" به خانه باز می گردد. این در شرایطی است که خواهر بزرگش برای قهر به خانه ی پدری آمده و با وجود
علی فرمانده گردان شهادت بود.
به گزارش جهانی خبر و به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای رضوان؛ مادر بزرگوار این شهید والامقام به تازگی قلبش را عمل کرده و از بیمارستان مرخص شده است. قلب خسته ودردمندی که با گذر ایام، دیگر تاب و تحملی برایش نماند است. پدر بزرگوار شهید علی اصغرصفرخانی : حضرت آقا به دید نمان آمدند... پدر از اینکه به مناسبت سالروز تولد فرزند شهیدش درکنارش هستیم خیلی خوشحال است. او در این باره می
کتاب خوان ها مزاحم شده اند!
همه مهمتر مردم باید برای چه کتاب بخوانند وقتی خسته از زندگی هستند، بی پناه اند و... در خانه ای که پدر معتاد است، دختر طلاق گرفته، پسر بیکار است، مادر بدسرپرست و درگیر تامین مخارج زندگی فرزندانش است واقعا کتاب چه جایی دارد ؟!از سویی دیگر حرص و طمع زیادی که در خانواده ها وجود دارد اجازه کتاب خواندن را نمی دهد ، اما فرد را به دیدن فیلم های خشونت بار ترغیب می کند. خانواده ها دچار بحران گفتگو
فریدون مجلسی درباره ترجمه ها و رمان هایش: نویسنده های ایرانی متاثر از ذبیح ا... منصوری بودند
آموزنده و اثرگذار بوده گور ویدال است. مثلا تریلوژی او درباره تاریخ آمریکا: قتل وزیر [ماجرایی که منجر به دوئل آروُن بِر معاون رئیس جمهور با الکساندِر هامیلتون وزیر خزانه داری و قتل وزیر شد] و آثار او درباره تاریخ آمریکا یا برخی که به تاریخ باستانی ایران باز می گردد مانند ایران سرزمین مقدس [یولیانوی]، هلنا [دوخواهر]. و بعدها که کتاب ریشه ها ی الکس هیلی را خواندم یکی از کتاب های محبوب تمام عمرم شد
قتل مرد میوه فروش مقابل همسر و فرزندش
است. موضوع به علی اکبر احمدی نژاد، بازپرس جنایی مشهد اعلام شد و با حضور او در بیمارستان تحقیقات جنایی در این رابطه ادامه یافت. بررسی جسد نشان داد، دو ضربه عمیق به دست و قلب مقتول وارد شده و باعث مرگ او شده است. با تحقیقات محلی متهمان شناسایی شدند. ضارب پسر 27 ساله و از اراذل و اوباش منطقه بود که پس از قتل همراه دوستش متواری شدند. در ادامه تحقیقات ماموران دیروز
عکسهایی دیدنی و زندگینامه داریوش فرضیایی مجری برنامه کودک
فعالیت خود را با گزارشگری رادیو آغاز کرد پس از آن در برنامه عصر جمعه با رادیو در تیپ های مختلفی ظاهر شد که شاخص ت رین آنها گل پسر و ننه بلقیس بود با برنامه او ما و شما که به کارتون های درخواستی بچه ها اختصاص داشت وارد دنیای تصویر و تلویزیون شد سال 78 با مجموعه تورنگ و پورنگ بین بچه ها چهره شد و پس از آن در ماه رمضان سال 1381 با اجرای برنامه کودک و نوجوان و اسم مستعار هنری
باورم نمی شد مسعود دیگر نیست/بنیاد شهید شهادت همسرم را نپذیرفت
حالیکه به خودم قول داده بودم تا همیشه در کنارش بمانم. به همراه همسرم بازگشتم اما این بار با تابوت او...! *با توجه به علاقه و وابستگی که به همسرتان داشتید دادن خبر شهادت به شما کار سختی بود؛ با توجه به این موضوع، این اطلاع رسانی چگونه انجام شد؟ **باورم نمی شد مسعود دیگر نیست به من اطلاع دادند که مادر شوهرم فوت کرده و کسی به جز تو نمی تواند این خبر را به آقای مشایخی