سایر منابع:
سایر خبرها
مصاحبه خواندنی مسی/ پادشاه نه، اما یکی از بهترین های بازی فیفا هستم
گویند. اما من به شما می گویم که در زمان فوتبال اصلا این طور نیست. او در زمان بازی و فوتبال فقط دو حرف برای زدن دارد: جدیت و کار. آمادگی روحی برای یک بازی من مانند همه بازیکنان دیگر برای بازی ها آماده می شوم. بعد از بازی ها با هم در این باره صحبت می کنیم که چطور بازی کردیم و می توانیم بهتر باشیم. ما در مدت زمانی کوتاه بازی های زیادی در کنار هم انجام می دهیم. در نتیجه به نظر من مهم است
زنگنه در برابر یک "سوال" تکراری / مجلس به دنبال اعمال ماده 236 است
تفحص از بنزین وارداتی می گوید: "ما با هر گزینه ای که به روشن شدن حقایق کمک کند موافق هستیم. از نظر من باید ابهامات رفع شود و مردم به واقعیت موجود پی ببرند. عده ای می گفتند و می گویند که بنزین تولید داخل دارای مشکلاتی است و در مقابل، برخی افراد می گویند بنزین وارداتی غیراستاندارد است و اشکالات اساسی دارد. گزینه هایی این نمایندگان در دست بررسی دارند، برای روشن شدن این موضوعات مفید خواهد بود."
صمد نیکخواه بهرامی: تیم ملی مهدکودک نیست
فدراسیون فرا خوانده شده بود، به گل درباره حضور دوباره یک مربی خارجی در راس تیم ملی گفت. شنیده ای که حضور پاویچوویچ در راس تیم ملی قطعی شده؟ نه، واقعا همه چیز نهایی شده؟ بله، او به زودی به ایران می آید. این انتخاب را چطور می بینی؟ من او را نمی شناسم اما اگر فدراسیون با این اسمی که شما می گویید به توافق رسیده باید دید چه کسانی در این انتخاب دخیل بودند؟ چه اصولی مدنظر بوده و به چه
ایران خودرو خرید سرخابی ها را رد کرد
گروه صنعتی ایران خودرو هرگونه مشارکت یا گفت وگو برای خرید و یا قصد حضور در مزایده تیم های پرسپولیس و استقلال را رسما رد کرد.علی مصریان، مدیر ارتباطات و امور بین الملل گروه صنعتی ایران خودرو درباره احتمال خرید این دو باشگاه گفت: در چند روز اخیر اخباری مبنی بر حضور گروه صنعتی ایران خودرو در مزایده باشگاه های بزرگ پایتخت مطرح شده بود اما رسما اعلام می کنم که این شرکت هیچ گونه تصمیمی برای خرید باشگاه
آرزویم این بود که پرسپولیس را مثل شاهین بسازم | باید لابی می کردیم تا دایی رییس کنفدراسیون آسیا شود!
در آن تیم بوده موجب این حرکت شد و دهداری مجبور بود در آن زمان بگوید آقای اصلی شما برو؟ بله همینطور است! مگر الان را هم نمی بینیم؟ آن زمان مردم نقش بسیار مهمی در تعلیم و تربیت بچه هایشان داشتند، امروز اینطور نیست، وضع زندگی جامعه طوری شده که کمتر پدر و مادر فرصت می کنند با بچه ها حرف بزنند یا آنها را راهنمایی کنند، یعنی فرهنگ امروز ما با دیروز فرق می کند. امروز شما همینجا نشسته ای دنیا
داستان عجیب توسل مردهندی به امام علی
تو می رساند. اول کسی را که دید پیری عابد و زاهد بود که پشته هیزمی بر دوش داشت پس حیا کرد از او چیزی بخواهد. به حرم مطهر برگشت شب دیگر در خواب مانند شب گذشته به او گفتند و فردا همان شخص را دید و چیزی نگفت و شب سوم و روز سوم هم همان! این بار حالات خود را برایش گفت. آن بزرگوار ساعتی فکر کرد و گفت فردا بعد از ظهر در دکان عطار بیا. فردا هنگام اجتماع خلق در دکان عطار آن مرد عابد گفت امروز موعظه کردن را
ماجرای سیستم فوق پیشرفته آمریکایی که به دست صدام رسید
/> *گرچه همانطور که گفتی صدام حسین ژاندارم منطقه بود درحالیکه [به امپریالیست ها] بد و بیراه می گفت. و همین صدام بعد از دوره ی خیلی کوتاهی رابطه با آمریکا را از سر گرفت. -بعد از شروع جنگ. *بله. در این بین اطلاعاتی به بیرون درز کرده است درباره ی ارتباط نزار حمدون سفیر عراق در واشنگتن با لابی صهیونیستی. تو در آن زمان نماینده ی عراق در سازمان ملل بودی. -بله. صدام
فروزان: در شأن من نیست جواب هر کسی را بدهم
داشته بیرانوند این صحبت فروزان را به خودش بگیرد هنوز هم معلوم نیست. بیرانوند که بابت 5 گل خورده برابر ذوب آهن عصبانی بوده مصاحبه فروزان را مستقیم به خودش مربوط دانسته و علیه دروازه بان استقلال مصاحبه کرده است. در همین زمینه با فروزان صحبت کردیم که دروازه بان استقلال محترمانه جواب منتقدانش که بیرانوند و صادقی گلر ملوان بودند را داد. * تساوی برابر ملوان شما را از کورس قهرمانی دور کرد؟
تربیت را در مکتب شیخ اجل بیاموزیم
سوار خفته. عاصی که دست بر دارد به از عابد که در سر دارد. یکی را گفتند عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت به زنبور بی عسل: علم چندان که بیشتر خوانی/ چون عمل در تو نیست نادانی/ نه محقق بود نه دانشمند/ چارپایی بر او کتابی چند/ آن تهی مغز را چه علم و خبر/ که بر او هیزم است یا دفتر. گرچه ممکن است واژه هایی چون تلمیذ (شاگرد)، سیرت (راه و روش)، سورت (سوره)، متهاون (غافل و بی خبر) در محاوره یا نثر
لطیفی: راه آهن را از انحلال نجات دادم
خوبی است که سهمیه زیر 23 سال بود و یکی از آنها هم در نساجی قائمشهر بازی می کرده ولی بعدا به من گفتند که 8 قرارداد بسته شده. در صورتی که من 6 بازیکن معرفی کرده بودم و بعدا به من گفتند چون زمان نداشتیم 2 بازیکن هم خود باشگاه انتخاب کرده است. آقای عابدینی هم چیزی برای قائم کردن نداشت و به من گفت چون شما انتخاب نکردید، باشگاه مجبور شد بازیکن انتخاب کند و به من گفتند که هدفشان جور کردن اسپانسر است. آقای
آرزوی استادی که آثارش در کاخ سفید است
/> * مرحوم کمال الملک در آن سال ها یکی از چشم هایش را از دست داده بود؟ بله، ایشان اصلاً نمی توانست حرکت کند، با شاگردانش می آمد و یک ساعت سر می زد؛ کلاس های هنرستان جایی بود که الان وزارت ارشاد شده است، ایشان دوست داشت شاگردانش جای خود را بگیرند، تمام شاگردان شان از بین رفتند، جز من و یک نفر دیگر، بعد از آن وارد فرهنگ و هنر شدم. * پدرتان وقتی متوجه شد که شما به هنرستان رفتید
تحلیل میرمحمود موسوی از اولویت های سیاست خارجی ایران در منطقه
دارد. عقلانیت حکم می کند که پاکستان در میانه باشد. بنابراین موضوع میانجیگری در مجلس پاکستان مطرح شد. این جریان مصادف با برنامه از پیش تعریف شده آقای ظریف برای سفر به پاکستان شد. بنابراین اگر یک برش سفر را فقط مطرح کنیم، مسئله ناقص است. در یک سال ونیم گذشته، ایران در مرزهای مشترک با پاکستان مشکلاتی داشت. دولت ایران براساس تعدادی قرارداد و تفاهم نامه که با پاکستان دارد، از این کشور انتظار
ایرانی ها از چه زمانی صاحب هتل شدند؟
خواستند، قبل از ناهار و بعدازظهر خود را مشغول کنند. در مقابل پمپ بنزین، اتومبیل به چپ چرخید و وارد باغ بزرگی شد. آقای دیبا گفتند: این باغ مرحوم آصف السلطنه است. ما با قرارداد طویل المده ای این باغ را اجاره کردیم و فقط این قسمت دست چپ را خانواده آصف السلطنه برای خود نگاه داشته اند. از اتومبیل که پیاده شدیم، اولین چیزی که جلب نظرمان را کرد، طاق بند دور استخر بود. از روی شنها گذشتیم و
دوستی های نواب، سلگی و طهرانی مقدم پایان ناپذیر ماند
کلاهک موشک است و شما باید باشید. البته محتوای این ماموریت را من نمی دانستم. بعد از برگشت خیلی خوشحال بود که بزرگ ترین و مهم ترین تست موشکی را موفق انجام داده بودند. من بعدها فهمیدم او چه می کرد فقط به من می گفت دعا کن برایمان چون این ماموریتی که ما داریم برایمان خیلی مهم است. یک هفته در خانه نبود و بعدها فهمیدم یک شلیک موشک شهاب 3 داشتند. با اینکه سپاهی نبود اما می گفتند حتی در ماموریت های سری سپاه که
من بعد از پرسپولیس ملوان را انتخاب کردم
آرش برهانی را داشت که در دقیقه 93 از دست داد. ما می توانستیم گل های بیشتری به استقلال بزنیم که شانس با ما یار نبود. وضعیت ملوان در جدول خیلی خوب نیست بله بازی های سخت ما هم باقیمانده است، ما با نفت تهران، فولاد، ذوب آهن و نفت مسجدسلیمان بازی داریم. امیدوارم بتوانیم از نفت تهران سه امتیاز را بگیریم تا بدون ترس از سقوط لیگ را ادامه بدهیم. ما نمی خواهیم حتی به پلی آف فکر کنیم و می
واکنش بهترین گلزن تاریخ پرسپولیس به استقلالی شدن پسرش
خوبی است (می خندد). * پس از این مسابقه، هم تیمی سابق تان مرتضی فنونی زاده عنوان کرد که پیراهن پرسپولیس به تن خیلی از این بازیکنان گشاد است. شما هم چنین نظری دارید؟ - پرسپولیس بازیکنان خوبی دارد اما تعدادی از آنها هم در حد نام این تیم نیستند. پرسپولیس بازیکنانی را می خواهد که برای تیم بجنگند نه این که فقط دنبال پول و شهرت باشند و عکس و اسم شان روی جلد روزنامه ها باشد.
ورمزیار: استقلال در نیمه مربیان موفق نبوده است
جلو می افتد و بعد گل مساوی را می خورد یا می بازد که برمی گردد به ضعف بدنی و آمادگی جسمانی بازیکنان. دوم، نیمه مربیان است که ظاهراً کادر فنی از لحاظ اداره و مدیریت رختکن، آنالیز حریفان و انتقال صحبت های تاکتیکی و روحی - روانی به بچه ها دچار مشکل شده و موفق نبوده است. سوم، باید به ورودی و خروجی های استقلال اشاره کنم. منظور شما نیم فصل است؟ دقیقاً، استقلال محمد قاضی، پژمان نوری و
روزی که رایکوف استقلالی ها را کتک زد
با ماشین مدل بالا سرتمرین نیا! این موضوع و نحوه برخورد مدیریت باشگاه با بازیکنان ما را یاد خاطره ای جالب از حسن روشن مهاجم گلزن اسبق استقلال انداخت. روشن به خبرورزشی گفت: ماشین بی ام و مدل بالایی خریده بودم. سال 1355 بود و خوشحال از داشتن چنین اتومبیل باکلاسی سرتمرین استقلال رفتم تا خودی نشان دهم. رایکوف سرمربی تیم به محض اینکه مرا دید گفت در پایان تمرین را ترک نکن چون کارت دارم. ما تمرین کردیم و کار تمام شد سپس نزد رایکوف رفتم و گفتم با من کار داشتید؟ مرد یوگسلاو استقلال گفت بله و لطف کن و دیگر ...
میخواستن غضنفر رو شکنجه روحی بدن
نوشتم، شکفت! روی درخت نوشتم، میوه داد. توی صحرا نوشتم، لاله زار شد! آخه عزیزم پشکل هم اسم شد! میخواستن غضنفر رو شکنجه روحی بدن میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین ! به قل مراد میگن خیلی آقایی میگه:ما بیشتر!!! شعر غضنفر برای نامزدش: صبح که دره پنجرمون وا میشه عصر که در پنجرمون وا میشه شب که در پنجرمون وا میشه
جدال لفظی مدیران پرسپولیس روی آنتن/ منتقد فردوسی پور در 90 محبوب شد
به گزارش مشرق ، برنامه 90 این هفته با محوریت بررسی اتفاقات هفته گذشته فوتبال کشور روی آنتن شبکه 3 سیما رفت. نظر سنجی پیامکی این برنامه مربوط به انتخاب محبوب ترین بازیکن فوتبال کشور بود که کمتر در پرسپولیس و استقلال بازی کرده است؛ خداداد عزیزی، اشکان دژاگه، رضا قوچان نژاد، جواد نکونام، محرم نویدکیا و وحید هاشمیان گزینه های این مسابقه بودند. * در ابتدای برنامه تصاویری از مرحوم
سیاسی:پول می دهم،برانکو می ماند،عبدی برنمی گردد
. او درباره اینکه رفته و دفتر باشگاه را گرفته و حالا نژادفلاح نمی داند به چه دفتری باید برود ، گفت: آقای نژادفلاح هر جایی تشریف بیاورند قدمشان روی چشم است. یک اتاقی آنجا هست که مسئولین می روند و می نشینند. نه برای من است و نه برای آقای نژادفلاح. من قبل از این اتفاقات مدیر بودم. بعد از برگشت هم استعفاء دادم اما چون در چند روز آینده بحث واگذاری جدی است ، بحث مدیر جدید مطرح نبود و گفتند می
کریمی: یک پولی بدهیم این عنایتی از فوتبال برود!
بلکه برود و دست از سر ما بردارد! اینکه نمی شود در هر بازی و هر فصل او به همه گل بزند! قضیه قبرستان رفتن بازیکن تان چه بود؟ هی می گفتم برو این طرف، 6 بار رفت آن طرف! آخرش مجبور شدم بگویم این ره به ترکستان و قبرستان است، آن راه به زمین بازی و پیروزی! از بازی چیزی هست که نگفته باشید؟ نه. از نظر فنی که بعد از بازی حرف هایم را زدم، امیدوارم هواداران ملوان از بازی های ما راضی باشند و مثل همیشه حمایت کنند.
هم عروس خوب است هم مادر شوهر؛ لطفاً قضاوت نکنید!
تنش و جدایی شود. بهترین روش اصلاح تفکر ما نسبت به رفتار و گفتار دیگران است. ایرادهای صد من یک غاز ما گفته بودیم فامیلای ما برای روز بله برون به موقع و سر وقت میان، شما می خواستین با دیر اومدنتون به خانواده و فامیل من بی احترامی کنید ... روزی که قرار مدار می ذاشتیم مادرت با مادرم سر اینکه مراسم یک ساعت دیرتر باشه اختلاف نظر داشت آخرم همون ساعتی که خودش می خواست رو به همه دیکته
آرزو داشتم سپاهی شوم
. بعد به ابوالقاسم گفتم: برادرجان خیلی مواظب خودت باش، گفت خواهرجان! این بار از جبهه افقی می آیم. همین طور هم شد. افقی برایمان آوردندش. من هرگز آخرین مکالمات خود و برادرم شهید ابوالقاسم محمدزاده را از یاد نمی برم، او من را به کار فرهنگی برای شهدا سفارش کرد و من تا آنجا که در توانم باشد این کار را ادامه خواهم داد. خط ما یکی است، فقط گاهاً سنگرهای ما فرق می کند. روزی سنگر جهاد و مقاومت و حضور نظامی
جوانی که استراتژی جنگ را تغییر داد
: رکن دو! سرهنگی داخل آمد و احترام نظامی گذاشت. گفت برو پای نقشه، وضعیت دشمن را برای ما بگو. ایشان رفت و بیشتر از این طرف [جبهه ی خودی] می گفت. هرچه آقای ظهیرنژاد می گفت برو جلوتر، او نمی رفت! [درباره ی وضعیت خطوط مقابل و نیروهای دشمن]. سرانجام آقای ظهیرنژاد عصبانی شد و گفت برو بنشین. در این لحظه، فریاد زدم: رکن دو و بیست دقیقه! حسن باقری گفت: بله حاجی. گفتم برو پای نقشه. جوان بیست بیست ودوساله ای
گربه وشاطراسدا...(10نظر)
حالا گناه توله سگ پارسالی میگرفتم . خلاصه شاطر با این فکرها خود را تبرئه میکرد. تمام ان اتش سوزی وسوختنهای خانه اش را خواب دیده بود اما صدای جدال دوگربه هنوز ادامه داشت. صبح ان روز نانوایی تعطیل بود... دورروز بعد شاطر لنگان لنگان به نانوایی رفت پایش سوخته ونمی توانست با موتور برودودیگردل ودماغ نداشت. شاطردرنانوایی را بادلهره باز کرد،توجه ای به کاغذ اخطارقرمز رنگ که
گفته ها و ناگفته های شنیدنی فیلم محمد(ص)-ناگفته های شنیدنی آهنگساز فیلم محمد(ص) و خبرهای مرتبط با فیلم ...
گرافیکی نوشتم که به نظرم کار خوب و متفاوتی بود و از آثاری که داوری کرده بودیم نیز قوی تر آمد اما بعد از آنکه چن روز به این اثر فقط نگاه می کردم به این نتیجه رسیدم که از جنس فیلم نیست و با وجود انکه نام نوشت خوبی است اما نمی تواند پیام فیلم را منتقل کند. وی ادامه داد: در نهایت به خود پیامبر توسل کردم و ناخودآگاه یک مرکب قهوه ای رنگ را جلوی خودم گذاشتم و با انگشت اشاره ام شروع به نوشتن کردم که
رابطه استاد مطهری با امام خمینی و رهبر معظم انقلاب/رهبری:خودم را شاگرد استاد می دانم
مطهری به امام خمینی آمده است. در ادامه این روایت را می خوانید: تأثر شدید امام از خبر شهادت شهید مطهری اواخر شب بود، کسی آمد به من گفت: دم در با شما کار دارند. من از اتاق بیرون آمدم، معلوم شد چون پیش امام بودم، نمی خواستند بگویند چه کسی با تو کار دارد، می خواستند امام متوجه نشوند. بیرون از اتاق آقای اشراقی بودند که به من گفتند: می دانی قصه چیست؟ گفتم: نه، گفتند: آقای مطهری را به شهادت
پاسخ به کسانی که بر این تصورند که خداوند "حجاب" را واجب نکرده است؟
روز به شهر خود مراجعت کرد . همان روز آیت الله بروجردی برای درس آمدند ، من را در صحن دیدند و فرمودند : " من بعد از درس برای دیدن فلانی به حجرۀ شما می آیم . " گفتم ایشان رفتند . فرمودند : " پس وقتی ایشان را دیدی بگو : حال من وقتی تو به دیدن من آمدی مانند حال تو بود وقتی می خواهی برای ایراد سخنرانی آماده شوی . من دلم می خواست وقتی با هم ملاقات کنیم که حواس من جمع باشد و با هم صحبت کنیم و در ان
ویژگی های امام خمینی از زبان زهرا اشراقی
کردم، یکی از معلمان بعد از کلاس من را خواست و گفت که بچه ها می گویند تو با آقای اشراقی نسبتی داری، من هم پاسخ دادم که شباهت اسمی است و او دوباره گفت شاگردان می گویند که تو نوه امام هستی، ولی من باورم نشد؛ زیرا با خودم گفتم که یعنی نوه امام به صورت عادی سر کلاس کنکور می آید؟ آنها کلاس های خصوصی دارند و آدم فکر می کند که نوه امام باید دو تا شاخ داشته باشد! وقتی دیدم که خیلی بحث را آب و تاب می دهد