سایر خبرها
روایت خواندنی رضا میرکریمی از مجنون
توانست راه برود. همه بی خواب و خسته بودیم و بدن آدم خسته، حتی در حال حرکت، راهی برای استراحت پیدا می کند؛ یک جور سیستم اتوپایلوت که چیزی را به عنوان هدف حرکت نشانه می گیرد تا نیاز به نیروی ذهن و حواس را به حداقل برساند. برای راننده ی خسته، این نشانه، چراغ قرمز پشت ماشین روبه رویی است و برای من، لکه ی سفیدی که روی کوله ی نفر جلو می دیدم: پرِ چفیه اش بود که برای من حکم راهنما را داشت؛ وقتی به راست یا
آزاده نامداری: طلاق گرفتم و حالم خوب است
/> * خانم نامداری زیاد عصبانی می شود؟ نه. راستش من در مدت زیادی از زندگی ام اصلا عصبانی نمی شدم. جالب است برایتان بگویم که چند وقت پیش یکی از ویدئوهای قدیمی خودم را در یک فن پیچ اینترنتی دیدم که در آخر برنامه می گویم: من که اصلا عصبانی نمی شوم. با خود فکر کردم و دیدم در آن زمان چقدر نگاه درستی به خودم داشتم. البته که عصبانی شدن یک بخشی از زندگی آدم ها است؛ ولی من یک کاراکتر کاملا آرام دارم. اگر
گفتگوی پر از تیتر آزاده نامداری بعد از جنجال های اینستاگرامی عید: چرا آن عکس را منتشر کردم؟ / مطمئن ...
عنوان فردی که سال ها جلوی دوربین بودم برای مردم با چند ویژگی مهم شناخته می شوم. مثلا ممکن است فکر کنند خیلی شلوغ هستم اما وقتی با من برخورد می کنند می گویند چقدر آرام هستی. یا ویژگی دیگرم این است که پیشرو بوده ام. ظاهرم با بقیه مجری ها فرق دارد. من اولین مجری تلویزیون بودم که چادر ملی سر کردم، اصلا تا پیش از من کسی چادر ملی سرش نمی کرد. درست مثل سریال در پناه تو که یک خانم به چادرش کش زد و همه
جزییات وقوع حادثه برای مسافران پرواز ماهان
اضافه کرد: ظاهراً یکی از این اتوبوس های اسکانیا در مسیری که جاده شیب زیادی داشته است، سرعت داشته و زیاد از ترمز استفاده می کند که سیستم اخطار ترمز اعلام خطر می کند، اما راننده توجهی نمی کند و پس از مقداری سیر با سرعت زیاد، به گاردریل برخورد کرده و سپس واژگون می شود. مدیرکل حراست ماهان با بیان اینکه راننده و کمک راننده جزو مصدومان این حادثه هستند، گفت: ظاهراً سه نفر از متوفیان جزو
به دنبال ارتقای جایگاه زنان در سپاه بودیم/ فرمان امام(ره) مبنی بر حضور زنان در موضوعات اساسی کشور/ برای ...
مقدس یعنی سرلشکر سید یحیی صفوی به بررسی سرفصل های حضور زنان در سپاه پرداخته و البته در این میان، قدری نیز از سبک زندگی یک زوج پاسدار در سالهای دفاع مقدس شنیدیم. چطور به عنوان یک خانم وارد تشکیلات سپاه شدید؟ مسئله حضور خواهران در تشکیلات سپاه، تقریبا 5 ماه پس از تشکیل این نهاد در سال 58 مطرح شد. آن زمان بنده اصفهان بودم و به همراه تعدادی از خواهران دیگر به صورت
جزییات وقوع حادثه برای مسافران پرواز ماهان
اضافه کرد: ظاهراً یکی از این اتوبوس های اسکانیا در مسیری که جاده شیب زیادی داشته است، سرعت داشته و زیاد از ترمز استفاده می کند که سیستم اخطار ترمز اعلام خطر می کند، اما راننده توجهی نمی کند و پس از مقداری سیر با سرعت زیاد، به گاردریل برخورد کرده و سپس واژگون می شود. مدیرکل حراست ماهان با بیان اینکه راننده و کمک راننده جزو مصدومان این حادثه هستند، گفت: ظاهراً سه نفر از متوفیان جزو
یکی از مسافران از حادثه می گوید
چهار سوار اتوبوس شدیم. همه چیز عادی بود. بیشتر مسافرها خواب بودند. نمی دانم که یک دفعه چه شد که اتوبوس به شدت تکان خورد. همه جیغ می زدند. مسافرها می گفتند که ترمز بریده و راننده کمکی که تازه به جای راننده اصلی پشت فرمان نشسته بود با کشیدن ترمزدستی و خاموش کردن ماشین، تلاش کرد تا اتوبوس را نگه دارد. اما او نتوانست این کار را انجام دهد و اتوبوس به کوه خورد و چپ کرد. دیگر یادم نمی آید که چه
مناسب سازی فضای شهری برای حضور زنان در جامعه
راه دیگری ندارد. پل هوایی که دو برش را شهرداری تبلیغ زده و راه دیدی ندارد. کمی دم پل هوایی می ایستد که شاید خانم دیگری هم آمد و مردی که وسط های پل است پایین بیاید. بعد از مرد پله های پل را بالا می رود و همه اش چشم به آن طرف پل دارد. صدای پایی را از پشت سرش می شنود. پسر نوجوانی با دمپایی شصتی روی پله می دود. دختر خودش را کنار می کشد تا پسر که انگار عجله دارد رد شود. پسر از کنارش عبور می کند و یک هو
تجمع پردرآمدهای معترض در سازمان هدفمندی
خودروی لوکس دارم، نه جزو پزشکان و مالکان صرافی ها و هیأت مدیره بانک یا شرکت خاصی هستم، اما یارانه نقدی همسرم را قطع کرده اند. او می افزاید: وقتی از من سؤال شد که همسرتان چه شغلی دارد، پاسخ دادم، کارمند یکی از شرکت های نفتی است که در پاسخ اعلام کردند یارانه نقدی برخی کارمندان شرکت ها و سازمان های با درآمد بالا هم قطع شده است. این راننده تاکسی بدون تکمیل فرم اعتراض سازمان هدفمندی یارانه
آل سعود مسلمان نیست، چرا که مسلمان برادر مسلمان خود را نمی کشد
کشی مسلمانان تربیت شدند و پشت این قضایا یک توطئه صهیونیستی است. ما تعرض به نوجوانان ایرانی را محکوم می کنیم و می دانیم که پشت این جنایت یک مسئله وجود داشته و عده ای نیز در شبکه های خبری داخل آب به آسیاب دشمن می ریزند. علیرضا طبالی دانش آموز دبیرستان برسیان براآن شمالی ناحیه جی اصفهان گفت: ما آمدیم تا راه شهدا را ادامه دهیم و از مردم یمن پشتیبانی کنیم و بگوییم اگر رهبرمان فرمان دهد آماده ایم تا با آل سعود مبارزه کنیم. انتهای پیام
شهر ساحلی در آرزوی رسیدن به اصفهان
جنگ تحمیلی به نام "شهر شاهد نمونه کشور" زبانزد شد، در حومه جنوب غربی کلانشهر اصفهان و بین چند شهر بزرگ قرار گرفته، اما این شهر 50 هزار نفری به دلیل بی توجهی و نبود بودجه های کافی از امکاناتی همچون دانشگاه، بیمارستان، حمل و نقل به روز و فاضلاب شهری محروم مانده و زمزمه دیروز مردم آن برای الحاق به اصفهان به فریادی رسا تبدیل شده است. در این خصوص رئیس شورای اسلامی شهر و مدیر سابق اداره ورزش
اتفاقاتی بسیار عجیب و غریب در ساخت سریال پایتخت 4
راستا چه بود؟ بعد از پخش پایتخت 3 ، به نظر می رسید که عمر پایتخت به پایان رسیده است. و من نظر خودم را دال بر اینکه پایتخت3 ، آخرین پایتخت است را اعلام کردم ... اما بعدش اتفاقاتی افتاد که بسیار عجیب و غریب به نظر می رسید ... از مغازه خرید می کردم، مغازه دار سراغ پایتخت 4 را می گرفت، سوار تاکسی می شدم، راننده تاکسی و دیگر مسافران سراغ پایتخت را می گرفتند... به فرودگاه می رفتم سوار هواپیما
فرزاد حسنی در واکنش به ادعاهای همسر سابقش آزاده نامداری /همه چیز از ابتدا تا انتها +تصاویر
عکس تلخه ولی واقعیه، برای هوادارایی می گم که از ایشون بت ساختند، بتی که به هیچ مسلکی پایبند نیست، دیگه کسی تو کامنتای من حق نداره اسمی از ایشون بیاره. آقای حسنی می دونم دهنت باز میشه به هر تهمتی. اما من واگذارت می کنم به خدا... و خوشحالم که دیگه نمی بینمت. فقط بدون چهل تا فایل صوتی دست من داری که مدت هاست حتی خودم گوشش ندادم... والسلام. گفتنی است با وجود حذف این عکس و توضیح
ماجرای زندگی عجیب اما عاشقانه یک زوج هنرمند/ مهریه فقط یک مُهر کربلا!
صبح با همسرم برخی از خاطرات اجرای تئاترهایمان را مرور می کردیم خاطرم می آید زمانی با دو بچه منزلمان هم تربت جام بود با اتوبوس به مشهد می آمدیم و سپس به اصفهان یا تهران می رفتیم، با وجود همه سختی که حمل ویلچر و وسایل و دو بچه داشت خاطرات بسیار خوبی از آن دوره دارم حتی اجرایی داشتیم که چهل روز طول کشید ما در کانکسی در حوزه هنری در این مدت زندگی کردیم و همانجا می خوابیدیم یا در تالار مولوی در اتاق
صبحگاه "منتظران خورشید" در دوکوهه/ زنی که وقت زا در سیل گرفتار شد
اتوبوس راننده یادآوری می کند که وسایلتان را دوباره چک کنید که در اتوبوس نماند. همین جمله معلوم می کند قرار است بقیه راه را با ماشین های تویوتایی که وزارت دفاع، سپاه استان و ارگان های دیگری که در اختیار گروه گذاشته اند، طی کنیم. جا به جایی بار در ماشین ها کمی وقتمان را می گیرد. ساعت نزدیک به 8 صبح است که بچه ها را دوباره به صف می کنند. جلو آقایان می ایستند و پشت سر خانم ها. از میان اسفند و دود و