سایر منابع:
سایر خبرها
هنرمندی که سرایدار ساختمان است +عکس
زندگی جدیدی را آغاز کند و حالا بعد از 25 سال به یک هنرمند مجسمه ساز تبدیل شده است. هنرمندی که لابلای شغل سرایداری مجسمه سازی را یک بار دیگر اختراع کرده است! علیخان می گوید: وقتی به تهران آمدم حوالی پل کریمخان مشغول سرایداری شدم و 12 سال پیش یکی از روزها پیرمردی را دیدم که جلوی ساختمان ما با دست هایش روی کاغذ نقاشی می کند. برایش چای آوردم و به تدریج همنشینش حسن حاضرمشار شدم و دوستی بین ما شکل گرفت
20 اعتراض به جا و نابجا به سریال های تلویزیونی در ایران
اعتراضات به آنجا رسید که سریال 15 قسمتی در 13 قسمت خلاصه شد و نکته عجیب تر ماجرا آنجایی بود که وقتی مرد دو هزار چهره با همین کاراک تر پخش شد، هیچ صدا و اعتراضی از سوی اداره ثبت و احوال فسا و استان فارس بلند نشد؛ یعنی دو میلیارد تومان به حساب آن اداره واریز شده بود؟!!! مرد دو هزار چهره حاشیه ایجاد شده برای این سریال، کاملا فرهنگی بود. جایی که لوریس چکناواریان موزیسین توانمند
مسکن مهر تا سال 1400هم به اتمام نمی رسد
مسکن مهر یکی از طرح های ملی اقتصاد ایران به شمار می رود که دولت محمود احمدی نژاد طراح و مجری آن بود و به واسطه این طرح سونامی قیمت سال 86 بازار مسکن مهار و میلیون ها ایرانی کم درآمد نیز به خانه دار شدن امیدوار شدند و همچنین میلیون ها فرصت شغلی نیز در رهگذر اجرای این طرح ایجاد شد. در این بین به رغم تمامی تلاش هایی که برای اتمام این پروژه در دولت نهم و دهم به کار گرفته شد اما 30 درصد پروژه باقی
کاسب های خارجی و دلال های داخلی!
داوری و روز بعد مربیگری IFBB به حدود یک هزار نفر فروخته شد و به متقاضیان در منزل یا محل کار تحویل می شود، چه انتظاری می شود داشت؟ این قهرمان پیشکسوت پرورش اندام ایران و آسیا تصریح کرد : وقتی آدم خودش می داند دارد مدرک می خرد و آن هم با دریافت باج از شرق و غرب، سکوت می کند و در سازمان (وزارت) تربیت بدنی صورت مسئله پاک می شود و از مسئولان بازرسی و نظارت بر عملکرد مخفی نگاه می دارند تا به
"دادزن" هایی که نان صدایشان را می خورند / فریاد های بی عدالتی که حنجره میخشکاند
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ائل پرس؛ شما که این گزارش را مطالعه می کنید غریبه نیستید، پس بگذارید از همین ابتدا راحت مطلب را بیان کنیم. این روزها همه مردم از پیر و جوان گرفته تا مرد و زن به دنبال کارند ، بعضی ها هنوز کار پیدا نکرده اند. بعضی ها در جستجوی شغل دوم هستند. واقعیت این است که اقدامات انجام شده در سال های اخیر برای کاهش نرخ بیکاری و اشتغال فارغ التحصیلان
شوکران تلخ در کام زنبورها
می کند که در اینجا تشخیص سریع بیماری و وجود داروی مناسب می تواند از بروز تلفات و انتقال بیماری به سایر زنبورها در منطقه جلوگیری کند. امید قهرمانلو در ادامه تولید عسل تقلبی را از دیگر مشکلات عنوان می کند و می گوید: این مساله در کنار بازار گرم دلال بازی و تقلب در فروش آب و شکر و رنگ های صنعتی به جای عسل سبب شد که تولیدکنندگان واقعی عسل با مشکل شدید فروش مواجه باشند. وی تاکید می
از مشابه سازی تاسیسات اتمی ایران درامریکا و اظهارات عجیب مشاور ارشد رییس جمهور تا نگارش قرآن داعشی با ...
پس از افشای روابطش با "پائولا برادول" در سال 2012 از ریاست سازمان سیا استعفا کرد. به نوشته سایت بی بی سی، بنا به حکم دادگاهی در شهر شارولت ایالت کارولینای شمالی که مسئول رسیدگی به این پرونده بود پترائوس به پرداخت 100 هزار دلار جریمه محکوم شده است و به مدت دو سال زیر نظر خواهد بود. این ژنرال چهار ستاره آمریکایی که پیش تر مرد شماره یک نیروهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان
صدام و تأثیر عقده ادیپ
استالین به مادرش آمده است: مادر عزیزم، خواهش می کنم ده هزار سال زنده باش. می دانم که از دست من ناراحتی، اما چه کنم؟ سرم شلوغ است و وقت نوشتن ندارم . اسلوبودان میلوسویچ رهبر پیشین یوگسلاوی که متهم به صدور فرمان نسل زدایی صرب ها بود نیز کودکی مشقت باری را پشت سر گذاشته بود. او در روستایی در صربستان در جریان اشغال یوگسلاوی توسط نازی ها به دنیا آمد و پدرش در دوران کودکی وی خودکشی کرد. مادر میلوسویچ
تجهیز کمونیست ها
. بااین حال هوتزوچن به یک زن بیوه خانه دار تبدیل نشد. قبل از هرچیز، او نیز مانند همسرش، روحیه ای قوی داشت که راه حل های متوسط را نمی پذیرفت. او بعد از یک مشاجره به او گفت: ما مثل آهن و فولاد هستیم. اگر یکی از ما به نفع دیگری کوتاه نیاید، هر دو آسیب خواهیم دید . شاید تولد یک کودک جدید بتواند ارتباط بین دو زن و شوهر را ترمیم کند. نظام کمونیستی در ابتدای کارش سردرگم بود، مائو هنوز آن مرکزیتی را که
رونی کلمن، قهرمانی که تیتر یک همه روزنامه ها شد
اتفاق افتاد 2میلیون تومان می فروشند و طی آن مدرک داوری و روز بعد مربیگری IFBB به حدود یک هزار نفر فروخته شد و به متقاضیان در منزل یا محل کار تحویل می شود، چه انتظاری می شود داشت؟ این قهرمان پیشکسوت پرورش اندام ایران و آسیا تصریح کرد : وقتی آدم خودش می داند دارد مدرک می خرد و آن هم با دریافت باج از شرق و غرب، سکوت می کند و در سازمان (وزارت) تربیت بدنی صورت مسئله پاک می شود و از مسئولان بازرسی
4 جنایت برای به دست آوردن چک سفیدامضا
کسی جز امیر نیست. به این ترتیب دستور بازداشت او صادر شد و مأموران توانستند وی را در یکی از خیابان ها دستگیر کنند. مرد جوان تصور می کرد این بار هم پلیس قصد تحقیق از او را دارد اما وقتی با شواهد و مدارک به دست آمده علیه خودش روبه رو شد لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنایت برداشت. بدهی 5.1 میلیون تومانی امیر گفت: مدت ها قبل با سعید، پسر بزرگ خانواده در کار خرید و فروش عتیقه جات
طبقاتی شدن مدارس، افتخارات پی در پی و نتایج آن!!
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد در شماره 406 آیینه در این ستون به تفصیل مطالبی پیرامون وظیفه دولتمردان در امر رسیدگی به وضع معیشتی معلمان تحت عنوان معلمان حق اعتراض دارند اما... درج و از جمله به اطلاع خوانندگان آیینه رسید: آنچه باعث بهبود زندگی و رفاه نسبی مردم می گردد برگزاری جلسات سخنرانی، همایش، موعظه، نصیحت، وعظ و خطابه نیست چون این امور به تنهایی شکم گرسنه ای را سیر نخواهد کرد، وسایل تحصیلی فرزندان را فراهم نمی نماید، امکانات و وسایل ازدواج آماده نمی کند و سر پناهی برای افراد بی خانمان نمی سازد. اما رعایت حقوق عامه از سوی مسئولان و دولتمردان، برنامه ریزی دقیق اقتصادی و اجرای صحیح قانون اساسی از جمله توجه به بند 9 اصل سوم که دولتمردان را موظف نموده است در رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی کوشا باشند و بتوانند اختلاف طبقاتی و تبعیض را محو و یا کم نمایند و سازمان ها و دستگاه های نظارتی وظایف قانونی خود را انجام دهند تا با اقدامات عملی قوای مقننه، مجریه و قضاییه جلوی رانت خواری ها و رشوه خواری ها، اختلاس ها، ظلم های اقتصادی قارون صفتان زراندوز و تجمل پرستان و کاخ نشینان گرچه تعدادی از آنان هم در لباس دینداری باشند گرفته شود... معلم جایگاه رفیع و با عظمتی دارد. در اسلام مقام ارزشمند معلم ستوده شده است. پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) به خلائق اعلام می فرماید: من به عنوان راهنما و معلم مبعوث شده ام. همیشه رفتار و کردار این گروه از جامعه برای دانش آموزان و دانش پژوهان الگو و اسوه بوده و مورد احترام مردم قرار گرفته اند چه بسیار آموزگارانی که با بیان یک جمله و یا درج یک عبارت در دفتر دانش آموزی او را به سوی سعادت و خوشبختی رهنمون شده و سرنوشتش را تغییر داده اند. در هر دوره و زمان دیده و یا خوانده ایم گفتار و عمل آموزگاران سرمشق و راهنمای شاگردانشان بوده و توانسته اند آنان را به سوی کمال و در مسیر هدایت و رستگاری راهنما باشند. استاد عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند مصری و مولف کتاب های متعدد از جمله دوره 8 جلدی کتاب الامام علی بن ابی طالب (ع) می نویسد: نخستین کلمات قدردانی و تشویقی که به من گفته شد و تاکنون در حافظه و خاطره ام عمیقاً مانده است عبارتی بود که آموزگار مدرسه ابتدایی به عنوان توضیح در زیر انشایی که نوشته بودم در دفترم نوشت، شگفتا! آن عبارت چنین بود: می بینم که بلاغت و رسایی بیان و مهارت در گفتار از آینده خوب تو مژده می دهد و از آن شگفتر این که در آن روز از سن دهسالگی فراتر نرفته بودم. در آن روز خیلی خوشحال شدم. رگ های گردنم از به خود بالیدن و تفاخر باد کرد و معنی آن مدال لفظی را که استادم به سینه من نصب کرده بود نمی دانستم، آنچه می دانستم سخن ستایشگرانه او بود. در سال چهارم معلم زبان عربی تصمیم گرفت موضوعی را که من درباره (کشتی در حال سوختن) نوشته بودم تکثیر کند و نسخه های آن را برای شاگردان کلاس های مختلف به عنوان نمونه و سرمشق پخش کند، بدون شک موقعیت بسیار خوبی بهره من ساخت. 1 چندین سال است که تست، آزمون، معلم سرخانه، رفتن به کلاس درس.. .. ثبت نام در فلان آموزشگاه علمی یا تخصصی و تهیه کلیه امکانات زندگی تا دادن لیوان آب به دست فرزند دلبند و.. ... همه اینها دغدغه های فکری و ذهنی عده ای از خانواده ها و دانش آموزان دارالعباده و حتی بعضی از مسئولین فرهنگی استان می باشد چرا که نکند خدای ناکرده ما از افتخار سال بعد در مقایسه با سایر استان ها چند پله عقب گرد نمائیم. بدیهی است همه اینها میسر نمی شود مگر با قیمت از دست دادن سلامت روحی و روانی تعدادی دانش آموز و عدم تقویت روحیه اعتماد به نفس، شادابی و سر زندگی و ادامه تبعیضات تحصیلی برای عده ای از دانش آموزان استان و منطقه. متاسفانه عده ای دانش آموز یزدی به صورت کلیشه ای با صرف مخارج گزاف و پرداخت وجه به دبیران متعدد سرخانه و به اصطلاح تابلودار و یا تامین شهریه آموزشگاه های خصوصی که گاه موسسان آن از افرادی هستند که یک یا چند نفر از دانش آموزان مدرسه تحت نفوذ و یا مدیریتشان مثلاً رتبه زیر 100 یا کمتر از 1000 کنکور را کسب کرده و یا در فلان رشته دانشگاهی پذیرفته شده اند. اما عده ای از آنها به محض ثبت نام و حضور در اجتماع دیگری فراتر از محل تحصیل و زندگی آنگونه که باید قدرت بیان عواطف و احساسات و دفاع از حقوق شخصی و بیان مسایل و مشکلات خود را ندارند. این در حالی است که همکلاسی او که با چند رتبه پایین تر در همان رشته و دانشگاه قبول شده و از سایر استان هایی که افتخارها را یدک نمی کشند آمده است به مراتب از وی شاداب تر و دارای قدرت بیان بالاتر می باشد. و چه بسا دانش آموزانی که شهر و دیارشان بیش از20 بار افتخار را کسب کرده اند با خمودی و در خود فرو رفتگی نمی توانند خواسته های خود را در قالب چند جمله در جمع بیان کنند. گاه دیده و شنیده می شود معلمی در کلاس درس خود، فلان آموزشگاه علمی را به دانش آموزان معرفی می کند و می گوید بچه ها من عصرها در آنجا تدریس می کنم هر کس می خواهد در کنکور رتبه خوبی کسب نماید و یا در امتحانات نهایی معدل کتبی دیپلم وی رشد داشته باشد بیاید و از آن کلاس درس بعد از ظهرها استفاده نماید. زمانی که از وی سئوال می شود چرا فلان آموزشگاه علمی را در کلاس درس و مدرسه معرفی و تبلیغ کرده ای؟ در جواب می گوید مگر نمی دانید در حال ساختمان سازی هستم و برای تامین مخارج چاره ای جز کار کردن در بعدازظهرها ندارم. عده ای هم دفتر و اتاق و دم دستگاهی به هم زده و دقیقه ای به دانش آموزان وقت می دهند. باید ولی دانش آموز مثلاً در ازای 41 دقیقه چهل و یک هزار تومان به حساب مربوط واریز نماید تا مدیر ذی ربط بگوید در چه ساعتی و چه لحظه ای چه جزوه و کتابی را در حال نشستن، دراز کشیدن بر پهلو و یا بر پشت خوابیده مطالعه کند تا اثر بیشتری داشته باشد و در رشته دلخواه قبول شود!!. گرچه بدون شک برای پدر ومادر و مسئولان افتخار است که دانش آموزان در کنکور و رشته دلخواه خود پذیرفته شده و به تحصیلات عالیه ادامه دهند اما با چه قیمتی؟ آیا مناسب نیست مسئولین هنگام دادن مجوز جهت تاسیس آن گونه مدارس و کلاس ها که تعدادی از آنها هدفی جز کسب منافع اقتصادی ندارند و به آموزش و پرورش طبقاتی و تبعیض در امور تحصیلی دامن می زنند دقت بیشتری نموده و یا نظارت کامل بنمایند؟ چه بسا افرادی که با راه انداختن موسسه و مدرسه ای خواستار ترویج علم و آگاه نمودن بیشتر دانش پژوهان هستند باید به کار آنها ارج گذاشت و موفقیت همگان را خواستار بود. در این مقال روی سخن با آن عده است که تنها به منظور اندوختن مال و در آمد بیشتر در این مسیر گام برداشته اند. آیا وقت آن نرسیده است نظام آموزشی از حالت طبقاتی بیرون آمده و بیشتر به فکر یکسان سازی مدارس برآید؟ آیا در زمان های گذشته که مدارس را طبقه بندی نکرده بودند کسی به مدارج بالای علمی نمی رسید؟ افرادی که مقامات عالی علمی را کسب نمودند و به درجات بالای مدیریتی در اوایل انقلاب رسیدند در کدام مدرسه خاصی تحصیل نموده بودند؟ آیا درست است که گفته اند امروز کشورهایی که از نظام آموزشی هدفمند و قوی برخوردار هستند در خصوص جدا نمودن دانش آموزان عقب مانده مالی و ذهنی و جسمی و استثنایی به این نتیجه رسیده اند که می بایست در مدارس عادی ادامه تحصیل بدهند ولی در نظام آموزشی ما هنوز هم به سیستم آموزش و پرورش طبقاتی و تبعیض آمیز ادامه می دهیم؟ به امید روزی که این گونه مدارس از نظام آموزش ما نیز برچیده شده و مجدداً با معیارهای اصولی تر و منطقی تر، دانش آموزان در کنار هم به تحصیلا ت پرداخته و استعدادهای آنها نیز با تربیت صحیح رشد نموده و شکوفاتر شود. آیا نباید اذعان کرد امروزه در تعدادی از محیط های آموزشی، با تشکیل کلاس های فوق برنامه و روش تست زنی به شکل فعلی، نظام آموزشی ما را آماج تیرهای سهمگین خود قرار داده است؟ آیا شرکت دادن دانش آموز در چندین کلاس در روزهای تعطیل و بعداز ظهرها و در نهایت رویکرد غلط حفظ مطالب و بی توجهی به درک و مفهوم مطلب توسط دانش آموز، موجب رونق بازار دلالان آموزشی و ایجاد اشتغال کاذب برای عده ای نشده است که از طرق مختلف برگزاری کلاس ها برای مهارت تست زنی تهیه کتابهای دو، سه، چهار هزار سئوالی و چاپ و فروش کتاب های گوناگون کمک آموزشی، برگزاری دوره های متعدد و گاه انتخاب رشته های کاذب و در نهایت با آلودگی فضای معنوی کسب در آمد می کنند؟ امروز مدارس ما جایی شده– مخصوصاً در یزد خیلی پررنگ دیده می شود – فقط برای آماده شدن ورود به آموزش عالی. خطری که امروز آموزش و پرورش را تهدید می کند این مساله است که متاسفانه وارد پارادایمی شده ایم که فقط بچه ها را آماده کنیم تا به دانشگاه بروند؛ که چی ؟! در حالی که آن پختگی ای که در دوره مدرسه باید به دست آورند – در دوره ابتدایی ویژگی های خاص خودش دوره متوسطه اول و دوم نیز با ویژگی های خاص خودشان – حاصل نمی شود خوشبختانه الان روبروی من سند تحول بنیادین اموزش و پرورش است که تعریف می کند مدرسه، تربیت انسانی را با چه ویژگی هایی بر عهده دارد؛ مومن، معتقد، منتظر، تلاشگر، انتخابگر، متخلق به اخلاق، کار آفرین، با نشاط ، قانون مدار، نظم پذیر، آماده ورود به زندگی شایسته فردی، خانوادگی، اجتماعی بر اساس نظام معیار اسلامی. بچه ها کجا می خواهند این ها را یاد بگیرند؟ این یادگیری نیازمند بستری است و بسترش هم مدرسه است؛ همان زیستگاهی که اشاره شد. ولی اگر مدرسه فقط گرفتار این شود که درس بدهد و آزمون های تست بگیرد جایگاهش را به گذر گاه تقلیل داده است. 2 معلمی که تمام وقتش را صرف این امر می کند که دانش آموز به خواست اولیائش در مدارس خاص قبول شود و در نهایت رتبه دلخواه را در کنکور به دست آورد چه ساعاتی از روز می خواهد وی را متخلق به اخلاق کند و او را کارآفرین، با نشاط، تلاشگر، انتخابگر و... تربیت نموده و به اجتماع تحویل دهد در این صورت داستانش همانند فردی است که در نماز توجه به ظاهر کلمات و عبارات و معانی و مفهوم آنها دارد نه به اصل نماز. در سفری هم که مرحوم مطهری به أعتاب عالیات مشرّف شدند، نشانی منزل آقا حاج سید هاشم را بنده به ایشان دادم ، و در کربلا دوبار به محضرشان مشرّف شده اند، یکبار ساعتی خدمتشان میرسند، و بار دوم روز دیگر صبحانه را در آنجا صرف می نمایند. مرحوم مطهری در مراجعت از این ملاقاتها بسیار مشعوف بودند، و می فرمودند: در یکبار که خدمتشان بودم از من پرسیدند: نماز را چگونه می خوانی ؟ عرض کردم : کاملا توجه به معانی کلمات و جملات آن دارم ! فرمودند: پس کِیْ نماز میخوانی ؟! در نماز توجه ات به خدا باشد و بس ! توجّه به معانی مکن ! انصافا این جمله ایشان حاوی اسرار و دقائقی است ، و حق مطلب همینطور است که افاده فرموده اند... .3 عدم امکانات لازم در بیشتر مدارس دولتی، اختلافات طبقاتی موجود، هزینه هایی که عده ای برای تحصیل فرزندان خود صرف می کنند و در برابر، ناتوانی اولیای بسیاری از دانش آموزان برای فراهم نمودن حداقل وسیله خوراک و تحصیل فرزندانشان، مشکلات تحصیلی دانش آموزان یتیم، بی بضاعت، بی سرپرست و بد سرپرست و ناهنجاری های جامعه و عوامل دیگر حکایت از قصه های واقعی پر از درد و رنج و غصه ای است که در سه دهه اخیر مسئولان و دولتمردان جامعه به هر دلیل نتوانسته اند حتی درحد نیاز آن را رفع نمایند و می طلبد که در مقالی دیگر بدان پرداخت به امید آن روز که علاقه مندان و فرهنگ دوستان هر یک به سهم خود تلاش نمایند تا تبعیضات موجود را کم کنند و ناهنجاری های رایج در امور آموزشی را به مراتب بیش از گذشته سامان دهی نمایند. مدیر مسئول پی نوشت ها : 1- الامام علی بن ابی طالب (ع) ، عبدالفتاح عبدالمقصود، صفحه 20 2- گفتارمحمدرضا حشمتی، سر دبیر رشد آموزش راهنمایی دفتر آموزش و برنامه ریزی آموزش و پرورش و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی به نقل از فصلنامه مدرسه ما ، زمستان 1393، صاحب امتیاز مجتمع آموزشی حضرت جوادالائمه(ع) یزد 3- روح مجرد ، حضرت آیت ا... حاج سیدمحمدحسین حسینی طهرانی(ره)، صفحه 161و 162، چاپ 1423هجری قمری ...
پیش بینی بازار مسکن پس از لغو تحریم ها
وخانه دارشدن مردم بی خانمان فقط از 2 راه امکان پذیر است اول افزایش قدرت خرید از طریق افزایش مبلغ وام کم بهره و دوم کاهش واقعی! وهمه جانبه تورم است بطوریکه مثلا دلار دوباره برگرده به 1000 تومان ! نه کاهش تورم دستوری ! اما آقایان میخواهند از راه سوم بی خانمانها را خانه دار کنند وانهم زدن توی سر ملک و انجام تبلیغات منفی وبازیهای روانی برعلیه بازارمسکن و مجبورکردن مالکین به فروش زیر قیمت ملکهایشان که
متفاوت ترین پرستاران ایرانی/عکس
است. آنها صفحات را به خاطر سپرده اند و برای خرید میوه به فروشنده آن صفحه را نشان می دهند برای خرید از سوپرمارکت هم با راضیه خانم مربی شان به خرید می روند. اگر 12 ظهر هر روز از کنار خانه شان رد شوید عطر غذایشان را می توانید به خوبی متوجه شوید. پرستاری از مادر، تمام دغدغه خواهرهاست پرستاری از طاهره خانم تمام هم و غم دخترهاست. فاطمه سالها قبل خیلی دوست داشت ازدواج کند و بچه دار
بازداشت پزشک فعال در بازار سیاه خرید و فروش نوزادان
وارش نیوز: رئیس پلیس مشهد در خصوص یک پرونده فروش نوزاد گفت: در پی تماس جوانی با مرکز پلیسی 110 مبنی بر اینکه مردی اقدام به خرید و فروش نوزاد می کند با توجه به حساسیت موضوع، تحقیقات پلیسی آغاز شد. بررسی های ابتدایی پلیس حاکی از آن بود که مرد 51 ساله پزشک است و به محض اطلاع از اینکه پلیس به کارهای غیر قانونی اش پی برده نوزاد 23 روزه پسر را به مادرش تحویل داده است . جوانی که با مراجعه به
شهدا، خون جاری اسلام در رگ های انقلاب/کرامات زیادی از شهدا دیدم
دهند. وی با تاکید بر این که هر کسی باید فکر قیامتش باشد گفت: زنگ زدم به سپاه، گفتند شما تازه شهید دادید گفتم مجید برای خودش رفته وظیفه اش را انجام داده برای دین و فرمان رهبر رفته . مجید 21 ساله بود که 11 قروردین سال 61 در حالیکه قرار بود همان شب مراسم عقدش برگزار شود شهید شد و محسن 18 ساله بود که در مرحله دوم عملایت رمضان دقیقا چهار ماه و 10 روز بعد از مجید به شهادت رسید.
20 میلیون تومان کف هزینه های یک ازدواج حداقلی/وام ازدواج باید چقدر باشد؟
این روز ها ازدواج کردن چقدر سخت است! حتی با خودت فکرش را هم که می کنی ذهنت خسته می شود، چه برسد به آنکه آستین هایت را بالا بزنی و برای تشکیل یک زندگی متاهلی اقدام کنی. پیدا کردن و انتخاب کردن شریک زندگی که از نظرمان ایده آل باشد فقط نصف مسیر است! باقی مسیر، دست و پا کردن یک شرایط حداقلی برای شروع زندگی مشترک است؛ دست و پا کردن یک خانه برای زندگی (در هر کجا که باشد، قناعت می کنیم)، تهیه وسایل
دزدی از صاحبکار پولدار برای تامین هزینه عروسی/ تازه عروس و داماد راهی زندان شدند
ازدواج کنیم، ولی خرج عروسی نداشتیم. از آنجاییکه صاحبکارم مرد ثروتمندی بود تصمیم به سرقت از خانه وی گرفتیم و یک روز که او به مسافرت رفته بود با شوهرم دست به سرقت از خانه اش زدیم. با اعتراف این زن ماموران نامزد وی را نیز شناسایی و دستگیر کردند. این مرد نیز به جرم خود اعتراف کرد و هردو متهم با قرار قانونی روانه زندان شدند. انتهای پیام/
تابلوی نقاشی بر روی تختخواب
. مردی جا افتاده و سن و سال داری بود و از بس سیگار می کشید، لب هایش تیره شده بودند و پوست آفتاب سوخته اش نشان از کار زیاد زیر آفتاب داشت. معمولاً نزدیک های عید به خانه مان می آمد و مادرم با یک استکان چای از او پذیرایی می کرد، همیشه هم وسط حیاط مینشست. تمامی عکس ها تزئینی است بعد از خوردن چای شروع به کار می کرد و لحاف ها را یک به یک پاره می کرد و با کمانی که آن زمان ها شکل و
گزارش کنسول آلمان در تبریز از نسل کشی ارامنه
درشکه چی از دست من یک کتک مفصلی می خورد و از آن به بعد مرا به جای افندی بیگ صدا می کند. 12:45 بعدازظهر: یک واگن شش گاوه با خانواده ارمنی و اسباب و اثاثیه و چندین نفر پیاده نزدیک می شوند. در کنارۀ سمت راست جاده دو اردوی چادر، در مجموع 600 چادر، 6 هزار نفر. در دو اردو در حال جمع و جور کردن هستند، بچه و زن، مرده و مریض درهم برهم. وسطشان آشغال. مستراحی هم نیست. چند مرد در حال گشت به هر کسی
نجات کودک از چنگ گروگان گیران نیم میلیاردی
موضوع را با برادر امیر درمیان گذاشتم. ما یک بار به محل سکونت خانواده همسرم رفتیم و مطمئن شدیم نیما معمولا در کوچه بازی می کند. روز حادثه دوباره به آنجا رفتیم و پسربچه را ربودیم بعد برادر امیر با پدرناتنی همسرم تماس گرفت و از او باج خواست، من هم سعی کردم با وانمود به نگرانی، او را برای پرداخت پول ترغیب کنم، اما عاقبت گرفتار شدم . امیر نیز گفت: برادرم و احمد پسربچه را ربودند و بعد به خانه من آوردند. من فقط وظیفه داشتم از این بچه مراقبت کنم . بنا بر این، گزارش متهمان درحال حاضر در بازداشت به سر می برند و تحقیق از آنها ادامه دارد. ...
فروش کبد 300 میلیون تومانی برای خرج مهریه!
برادرم حتی قلبم را می فروشم نیاز مالی تنها یکی از هزار دلیل فروش اعضای بدن است. وقتی سراغ آگهی دیگری که در آن یک جوان 20 ساله برای فروش کلیه و کبد خود اقدام کرده است می رویم، او می گوید: من تنها 20 سال دارم و برای تحصیل به تهران آمده ام بردار کوچکم به سرطان مبتلاست و درآمد پدرم جوابگوی مخارج درمان برادرم نیست. همه چیز از شوخی یکی از دوستانم شروع شد، وقتی برایش درد و دل کردم که به پول زیادی
مردان و نه ماه عاشقی
به گزارش پارسینه و به نقل از تبیان، هر دختر و پسر جوانی که ازدواج می کنند یک پیش زمینه فکری از زندگی مشترک دارند که بعد از ازدواج شاید تمام آن با واقعیت مطابق نباشد ولی خیلی هم دور از واقع نیست .ولی فرزند دار شدن به خصوص فرزند اول نوعی تجربه زیستی است که هیچ یک از زوجین به هیچ وجه نمی تواند خود را در آن موقعیت فرض کند ، اصولا زمانی که فرزند متولد می شود والدین متوجه می شوند که تصورات آنها تا چه
رونی کلمن، تهران، سلمان رشدی و سادات/ لشکر احمدی نژادی ها از این جا آمده!/ خبر جلیلی از نظر آلمان ها ...
یک پرونده فروش نوزاد گفته: در پی تماس جوانی با مرکز پلیسی 110 مبنی بر اینکه مردی اقدام به خرید و فروش نوزاد می کند با توجه به حساسیت موضوع، تحقیقات پلیسی آغاز شد. بررسی های ابتدایی پلیس حاکی از آن بود که مرد 51 ساله پزشک است و به محض اطلاع از اینکه پلیس به کارهای غیر قانونی اش پی برده نوزاد 23 روزه پسر را به مادرش تحویل داده است. جوانی که با مراجعه به این مرد قصد باجگیری از او را داشت و تهدید می
کمبود “زن” چه بلایی بر سرِ چین و هند خواهد آورد؟
هند، همواره شرط لازمی برای پذیرفته شدن در جامعه بوده است. هیچکس نمی داند، وقتی ازدواج در این کشورها از هیبت مسئله ای همگانی خارج شود، چه پیش خواهد آمد. اما احتمال روی دادن پیامدهای ناخوشایند وجود دارد. در هر جامعه ای، تعداد زیادِ مرد جوان، مجرد و دور از خانواده، یکی از فاکتورهای رقم زنندۀ میزان غیرعادی جرم و خشونت محسوب می شود. دختران گمشده، عروسان گمشده ریشه های قحطی عروس به یک
تفاوت ها را پیش از ازدواج بهتر ببینیم
رویم بلند کرد و کتکم زد. ظاهر او قبل از ازدواج به قدری مهربان بود که فکرش را هم نمی کردم پشت این چهره بظاهر مهربان، فردی عصبی و خشن باشد. به خاطر برخوردهای بد و توهین هایی که به من کرد، دیگر علاقه ای به ادامه زندگی با او ندارم. شوهرم مدام سر اقوامش با من جنگ و دعوا راه می اندازد. رفتارش با خانواده من خوب نیست، اما توقع دارد من با خانواده اش خوش رفتاری کنم. یک بار که با زن برادرش بحثم شده بود، او
شاعر سرزمین بی مرز
. درباره دوران جوانی شکسپیر روایات زیادی وجود دارد، اما درباره هیچ یک از آن ها مدرک مستندی در دست نیست. اولین مدرکی که بعد از مراسم تعمید او در 26 آوریل موجود است، ازدواجش با آن هاث وی در سال 1582 است. او از این ازدواج صاحب یک دختر در سال 1583 و یک پسر و دختر در سال 1592 شد. در حال حاضر هیچ مدرکی مربوط به هفت سال پس از سال 1592 موجود نیست، اما وی در سال 1592 در لندن در نقش یک
حکایت عاشقانه پدر و مادری با 3 فرزند معلول/ هرگز اجازه جدایی فرزندانم را نمیدهم!
شوییم و چندبار دیگر استفاده می کنیم! وی ابراز می کند: برخی داروهای مورد نیاز را بهزیستی تامین می کند ولی همه ی آنها را نمی تواند در اختیار ما قرار دهد، اگر کار داشتم حرفی نبود ولی کسی نیست آن ها را تامین کند. بعد از چند سال مسکن مهر به خاطر داشتن سه معلول به ما تعلق گرفت، طبق گفته بهزیستی برای هر فرد معلول 4 میلیون تومان پرداخت می شود ولی ما تاکنون توانستیم 8 میلیون از بهزیستی اخذ کنیم و دو
گفتگوی دوستانه با کبری احمدی بانوی کارآفرین
حالا یا مجرد بودند و یا فرزندی نداشتند این کار را می کردند. با توجه به فعالیت شما در آن دوره، وجود بچه ها کار را برایتان سخت نمی کرد؟ از ابتدا برای من یک موضوعی حایز اهمیت بود و آن این بود که برای کسی که مادر است مساله اساسی زندگی اش مادر بودن است.کسی که همسر است، همسر بودن اولین کار اوست. یعنی قبل از هر کاری باید همسری نمونه و مادری فداکار برای فرزندانش باشد بعد فعالیت های اجتماعی
نامه قیصر امین پور به دخترش و خاطرات دیگر
. اما مگر دست خودش بود؟ با اصرار بردیش گوشه خلوتی از خانه و برایش چای ریختی . تازه دو سه تا شوید مو روی صورتش درآمده بود. از بچه های مسجد محل بود. خوش و بش کردی و از پایگاه مسجد پرسیدی با خجلت دعوتت کرد که شب بروی مسجد و برایشان صحبت کنی. رفتی. حدود ساعت 9، بعد نماز. چند تا بچه بسیجی نوجوان نشسته بودند روی قالی های رنگ و رو رفته ی مسجد و منتظر بودند که بیایی یک تخته سیاه هم آورده بودند