سایر منابع:
سایر خبرها
آزاده نامداری: چرا این عکس را منتشر کردم؟
است که پیشرو بوده ام. ظاهرم با بقیه مجری ها فرق دارد. من اولین مجری تلویزیون بودم که چادر ملی سر کردم، اصلا تا پیش از من کسی چادر ملی سرش نمی کرد. درست مثل سریال در پناه تو که یک خانم به چادرش کش زد و همه شگفت زده شدند. من آدمی هستم که راحت گفت وگو می کنم حتی اگر یک شخصیت مهم روبرویم باشد؛ یا اینکه آدم شادی هستم و راحت می خندم و اصلا تصویر عبوسی از خودم به جای نگذاشته ام، چون فکر می کنم
هاشمی حاضر است جانش را هم بدهد!
....ir - خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی در حاشیه دیدار دانشجویان 27 دانشگاه کشور با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت: دفاع از تیم مذاکره کننده هم کار همیشگی آقای هاشمی است و این موضوع فقط مال امروز و تفاهم سوئیس نیست. راه توافق ژنو را هم دفاع هاشمی گشود. ممکن است در خاطر خیلی ها نباشد، امّا اوج حمله دلواپسان امروز نبود، مهرماه 92 بود. بعد از سفر نیویورک. بعد از تلفن اوباما به روحانی. در آن شرایط دشوار بود که فشارها به نقطه جوش رسید و ظریف را تا مرز ویلچرنشینی پیش برد. خاطره هاشمی از امام و لزوم حذف شعار مرگ بر آمریکا در صورت تغییر رفتا ...
ناگفته های آزاده نامداری از ازدواج و طلاقش
کردم. در حقیقت همیشه به خودم می گویم خدا دارد به تو می گوید آزاده، من یکی یکی این چاله ها را می گذارم سر راهت تا ببینم تو که اینقدر دیگران را منع می کنی با مشکلات خودت چه برخوردی خواهی داشت. این جهان بینی من در برابر اتفاقات یک سال اخیر است. چون زندگی من به صفر رسیده و حالا از نو شروع کرده ام و دارم همه چیز را از نو می سازم. شاید یکی از ویژگی های بارز آزاده نامداری که تمام اتفاقات زندگی
آزاده نامداری از ازدواج با فرزاد حسنی و لحظه کتک خوردنش سخن گفت!
، این است که من چرا بدون تفکر وارد گود شدم. این دردی است که من را رها نمی کند. معتقدم اتفاقات چند سال اخیر به خاطر دوره ای از زندگی من به وجود آمده که دیگران را منع می کردم و این خواست خدا بود که در شرایطی قرار بگیرم که همیشه از آن فرار می کردم. در حقیقت همیشه به خودم می گویم خدا دارد به تو می گوید آزاده، من یکی یکی این چاله ها را می گذارم سر راهت تا ببینم تو که اینقدر دیگران را منع می کنی با
ناگفته های آزاده نامداری از ازدواج و طلاقش
که در شرایطی قرار بگیرم که همیشه از آن فرار می کردم. در حقیقت همیشه به خودم می گویم خدا دارد به تو می گوید آزاده، من یکی یکی این چاله ها را می گذارم سر راهت تا ببینم تو که اینقدر دیگران را منع می کنی با مشکلات خودت چه برخوردی خواهی داشت. این جهان بینی من در برابر اتفاقات یک سال اخیر است. چون زندگی من به صفر رسیده و حالا از نو شروع کرده ام و دارم همه چیز را از نو می سازم. پرده سوم: شجاع دل
تیم حریف و داوری را یکجا شکست دادیم / علمی ترین فدراسیون ایران، فدراسیون کشتی است
بر خلاف قانون هست. *این ناداوری ها فقط در بازی با آمریکا بود؟ خیر، این ناداوری ها در حدی بود که تیم آذربایجان که یکی از کشورهای قدرتمند کشتی هست و رئیس جمهور این کشور جزو تامین کننده های مالی اتحادیه جهانی کشتی می باشد ، در حین بازی ها شاهد این بودیم که مسئولین فدراسیون آذربایجان از سکوها سر داور فریاد می زدند و ناسزا می گفتند که تو این امتیاز را چرا دادی و مشخص بود که یک
معرفی 100 قطعه هیت چهار دهه اخیر موسیقی ایران - 4
. عصر زنگ زد و گفت مهرزاد تیتراژ امسال ماه عسلو دادن به ما. هم خوشحال بود و هم ناراحت. چون زمانی نمانده بود و صداشم گرفته بود. به هرحال گفت تا شب ملودیو برات می فرستم. فرستاد. دوستش داشتم. گفت روی همین گام تنظیم رو با معین شروع کردیم. فقط ترانه رو بنویس. تو تراس ویلا نشسته بودم و می نوشتم. ترانه سرا سفر شمال را ادامه می دهد و از آمل به رامسر می رود: علی رهبری از گروه پازل بند هم کنارم
گزارشی از پشت صحنه سریال شمعدونی (عکس)
اش می گیرد و برداشت های بعدی از راه می رسند. کاظمی با خنده می گوید: خانم به خدا فقط امروز اینطوریه ها! شمارش معکوس دوباره آغاز می شود: صدا؟ دوربین؟ حرکت! لوسترهای جالبی در گوشه های اتاق به چشم می خورد. مبل های قرمز باعث طراوت اتاق شده و پرده های سفید طرح دار زیبایی به دیوار آویزان شده است. همچنین چند تابلو زیبای هنری بر دیوار است. به نظر می رسد مهراب قاسم خانی برای طراحی صحنه
ناگفته های آزاده نامداری از ازدواج و طلاقش
این خواست خدا بود که در شرایطی قرار بگیرم که همیشه از آن فرار می کردم. در حقیقت همیشه به خودم می گویم خدا دارد به تو می گوید آزاده، من یکی یکی این چاله ها را می گذارم سر راهت تا ببینم تو که اینقدر دیگران را منع می کنی با مشکلات خودت چه برخوردی خواهی داشت. این جهان بینی من در برابر اتفاقات یک سال اخیر است. چون زندگی من به صفر رسیده و حالا از نو شروع کرده ام و دارم همه چیز را از نو می سازم.
سفر به عجایب شهر!؛ کسب و کار در بازار سیداسماعیل
اینا هست . - یعنی همه جای ایران چیزی مثل همین جا هست؟ - همه جای دنیا. خارجی ها بهش میگن second hand، ما می گیم دست دوم. - می دونید گردش مالی اینجا چقدره؟ - چی؟! - هیچی. این فروشنده ها چقدر درآمد دارن؟ - بستگی داره. روزی 20 تومن، 30 تومن، 50 تومن. خیلی درآمدی ندارن. پول اصلی تو جیب دلالا می ره. - کدوم دلالا؟ - همونایی که این لباسا رو می آرن
هرچی دوست داری آرایش کن، اما.../ فراخوان مهومونی خودومونی من و خدا
سیاهی بود که روی شونه هاش انداخته بود. شاید باورتون نشه اما از متلک و حرفهای نیش و کنایه دار هیچ خبری نبود و ما با آرامش همه ی کارهامون رو انجام دادیم و برگشتیم. شب با همکلاسیم صحبت کردم و ازش خواستم که اتفاقات دیروز و امروز رو با هم مقایسه کنه. وقتی که خوب فکر کرد برگشت به من گفت: یعنی رفتار امروز بقیه بخاطر چادری بود که من فقط روی شونه هام انداخته بودم؟! منم بهش
ادامه ساخت دردسرهای عظیم 2 ، پشت صحنه شمعدونی و خبرهایی از حضور ظریف و قالیباف دراین سریال
/> هنرمندان فقط سوپراستارها نیستند/به واسطه زیبایی و پول بازیگر نشدم شهناز شهبازی بازیگر سینما و تلویزیون که نزدیک به بیست سال است در عرصه هنر فعالیت دارد درباره علل کم کاری اش عنوان کرد: من از سال 75 و با بازی در سه قسمت از سریال خانه سبز وارد عرصه بازیگری شدم و در طول چند سال فعالیتم با کارگردان هایی چون کیانوش عیاری، ابوالحسن داودی، فریدون حسن پور، سیروس مقدم، سعید سلطانی، بیژن
با یک بشکن پرسپولیس را می چرخانم
و منش و کرامت تو. برای دولت چه کار دارد در عرض دو دقیقه فوتبال این مملکت را درست کند. نمی خواهند! به خدا نمی خواهند. چرا؟ می گویند این کسی که الان هست خود ما هر جور بخواهیم با او بازی می کنیم. امروز یک قلم قرمز به او می زنیم، فردا یک قلم آبی. * اگر فشار فیفا نبود شاید آقای کفاشیان را مثل آقای مهرعلی بر می داشتند. - چه کسی این حرف ها را می زند؟ همه این حرف ها را درست کردند تا
صفای خوش هدیه دهندگان رزمنده در سفر به غرب غریب/ مرور جنایت های منافقین در یادمان عملیات مرصاد
آن روز که برای مصاحبه به منزلش رفتم متوجه مجروحیتش نشدم. خیلی هایشان بخشی از بدنشان را در راه خدا هدیه دادند. وقتی نشان از دو سه نفر دیگر را می گیرم و می گویند دچار موج گرفتگی شده اند، پیش خودم می گویم این ها به قدری عزیز بودند که هدیه شان را هم فقط خدا می بیند. همان هایی که گمنام ترین جانبازان هستند. اینجا کجاست؟ آقاسعید که همیشه یاد آقا روح الله را برای ما زنده
نظر شما چیست؟
می دارد و شاهین پیاده می شود و همه دوستاش هم به دنبال او پیاده می شوند. شاهین: کجا می ری حالا؟ منوچهر جواب نمی دهد. شاهین: مگه با تو نیستم؟ سمیرا به شاهین: این رفیقت روانیه؟ شاهین رو به روی منوچهر: چه مرگته تو؟ چته؟ منوچهر: من چند وقت دیگه عروسیمه، اگه ماشینمو شب عروسی بزنن چی می شه؟ شاهین: مزخرف نگو، واسه چی قضیه رو
حکایت الف- دزفول چیست؟
بتواند اسلحه دست بگیرد. اما زنان و کودکان دزفولی .... می گفت زن ها شب با مقنعه و مانتو و حتی چادر می خوابیدند که اگر موشکی آمد و خانه اشان ویران شد، مرده یا زنده شان را با حجاب از زیر خاک بیرون بکشند. چه خوابی می شود این خواب با این همه آمادگی مرگ. تمام کردن روایت مقاومت دزفول از عهده این قلم خارج است. چقدر حرف دارد این شهر و باز همان حسرت و دریغ همیشگی که هیچ کاری برای داشته
یک مصاحبه جنجالی دیگر از آزاده نامداری / مدیران تلویزیون به ما گفتند جداشوید
فرار می کردم. در حقیقت همیشه به خودم می گویم خدا دارد به تو می گوید آزاده، من یکی یکی این چاله ها را می گذارم سر راهت تا ببینم تو که این قدر دیگران را منع می کنی با مشکلات خودت چه برخوردی خواهی داشت. این جهان بینی من در برابر اتفاقات یک سال اخیر است. چون زندگی من به صفر رسیده و حالا از نو شروع کرده ام و دارم همه چیز را از نو می سازم. پرده سوم: شجاع دل *شاید یکی از
از حرفی که درباره هواداران استقلال زدم ناراحتم و احساس شرمندگی می کنم
مورد حرفی بزنم و من و همه بازیکنان نباید قول بدهیم. از این به بعد تا آخر فصل فقط باید در زمین حرف بزنیم. ببریم تا حداقل جبران این نتایج شده باشد. * و سوال آخر، در این عدم نتیجه گیری چه کسی را مقصر می دانی؟ - وقتی یک تیم نتیجه نمی گیرد همه مقصر هستند و وقتی یک تیم قهرمان هم می شود همه در آن سهم دارند. الان وقت پیدا کردن مقصر نیست. فقط خدا کند بتوانیم کاری کنیم از شرمندگی مردم در بیاییم.
ناگفته های مصطفی پاشایی از مرتضی
دست می دهیم به دلیل سیل جمعیتی که در مراسم خاکسپاری حضور پیدا می کنند نمی توانند وداع آخر را انجام دهند، برای شما ثانیه های پایانی چگونه گذشت ؟ برای ما هم خیلی سخت بود. ما فقط در غسالخانه توانستیم با مرتضی وداع کنیم. با این وجود مراسم را شب انجام دادیم و خیلی از طرفداران به خانه های خود برگشته بودند ولی باز هم برای ما بسیار سخت بود و نتوانستیم به شکل مطلوب با مرتضی وداع کنیم .
شهید حبیب الله مظاهری؛ فرمانده گردان مسلم بن عقیل (س) لشکر 27 محمد رسول الله(ص)
می بردمش تا درِ کلاس، ظهر هم میرفتم دنبالش . به مادرش گفته بود: "من خودم می خوام برم مدرسه ، دوست ندارم یکی ببردم. همه ی بچه های کلاس یه طرف حبیب یه طرف." گفتم: "آقا معلم، شما لطف دارید؛ حبیب کوچیک شماست." گفت: "از حالا مث آدم بزرگاس؛ هم نجیبه؛ هم باهوش." تحصیلاتش را تا دوره ی متوسطه در مریانج طی کرد. براده های خورشید انقلاب اسلامی با پشت سر گذاشتن دیوارهای منزل
ماجرای جوانی که پاسخ سلام به امام حسین(ع) را می شنید + گزارش تصویری
پسرم می دانم که امشب نوبت من نبود و تو هم بسیار خسته ای. اما می ترسم که تا هفته ی بعد زنده نباشم تا به زیارت اباعبدالله بروم. آیا می شود امشب مراهم به زیارت ببری؟ هرطور بود مادرم رو بر پشتم سوار کردم و به زیارت رفتیم. تمام مدت مادرم گریه می کرد و دعایم می نمود. وقتی به حرم رسیدیم دعا کرد ان شاء الله هربار به امام حسین علیه السلام سلام بدهی، خود حضرت، سلامت را پاسخ بدهند. و این شد که من هربار به زیارت اباعبدالله علیه السلام مشرف می شوم و سلام می دهم از داخل مضجع شریف صدای جواب سلام حضرت را می شنوم. همه ی این ها از یک دعای مادر است. احترام مادر را حفظ کنیم که خیرات و برکات بسیاری در آن نهفته است ...
ژن معیوبی که رؤیای دیدن را می دزدد
گریه و زاری نکردم و فقط خدا را بابت سلامتی شکر کردم، در طول دوران زندگی ام هرچه از خدا خواسته ام به من داده است و از این بابت خدا را شاکرم، الان هم تنها آرزویم این است که پسرم کار مناسبی پیدا کند و آینده اش تأمین شود.پیش خیلی ها رفته ام و درخواست کار برای پسرم کرده ام، همه قول می دهند اما این قول ها عملی نمی شود. پیشنهاد تیم ملی گلبال ترکیه به محمدرضا محمدرضا از درخواست ترکیه
از مشابه سازی تاسیسات اتمی ایران درامریکا و اظهارات عجیب مشاور ارشد رییس جمهور تا نگارش قرآن داعشی با ...
است که معمولا به سادگی اتفاق نمی افتد. همه کارشناسان سیاسی در این شهر می دانند که در پشت پرده واشینگتن بین وزارت دفاع و وزارت خارجه یک رقابت و نبرد نفس گیر و تن به تن جریان دارد و اینکه سخنگوی وزارت دفاع سخنگوی وزارت خارجه شود، فقط خبر از یک حادثه بسیار بزرگ دارد و آن اینکه ایالات متحده برای شرایط جنگی خودش را آماده می کند. جاسوس موساد در ادامه افزوده استک نکته بسیار عجیب این است که
نگاهی به نویسندگان رادیو از آغاز تا امروز
برنامه رادیویی درست کنم. او هم قبول کنه و بگه که ما به نویسنده رادیو احتیاج داریم و بعد آل احمد بگه که شما به مستعان چقدر می دید، و معینیان می گه یعنی چه؟ و آل احمد می گه که هر قدر به مستعان می دید من هم حداقل همان را می خوام. معینیان می گه آقا این حرف چیه! سیستم پراخت پول ما به اشخاص ارتباط نداره. یه رقمی بهت می دیم و به شما مزیتی نمی دهیم. می گه آقا نمی خوام. این ها را تو نمی دانی
رجب؛ فرصت ارزشمند خدایی شدن
نماز را با حضور قلب بخوانید. در روایت حدیثی قدسی هست که اگر کسی برای نماز شب بلند شد و خوابید و حتّی در سجده خوابید، خدای تعالی می فرماید، یَا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا إِلَی عَبْدِی ملایکه من، بنده من را نگاه کنید، به خاطر من از خواب بلند شده است و دارد چرت می زند، خواب بر او غلبه کرده است. خدای تعالی به خاطر تو مباهات بر ملایکه می کند که شما به خاطر او بلند شُدید. چون خدا ضعف ما را می داند، می
گزارش تمرین پرسپولیس/شعار تند هواداران،اتوبان،اتوبان .../صحبت های کاپیتان با مدافع یاغی و تشویق باقری
/> *حدود 30 تماشاگر به همراه لیدرهای تیم در ورزشگاه حضور یافتند. *با توجه به اینکه هواداران علیه بازیکنان شعار سر می دهند جو سنگینی در ورزشگاه حاکم است. آنها شعار اتوبان- اتوبان ، پیراهن قرمز بابا غیرت داره و یا تو زمین بمیرید یا نتیجه بگیرید سر می دادند و در این بین کریم باقری و تدارکات تیم را تشویق می کردند. *کریم باقری حدود 10 دقیقه با محمود خوردبین روی نیمکت به طور خصوصی به
دادگان: کفاشیان شرمنده مردم نیست؟ | شیر و بز افغانستان هم آنها را نمی خواهد از قرارداد کی روش صحبت می ...
آقای رضا رحیمی را در جلسه معرفی کردند به عنوان مدیرعامل ، کدامشان گفت نه؟ آقای رحیمی را برداشتند کدام عضو هیئت مدیره گفت بردارید؟ چرا چون رحیمی رفت به علی دایی گفت آقای گودرزی وزیر ورزش تو را نمی خواهد گفتند باید رحیمی را برداریم. البته رحیمی هم کوچه اشتباهی آمده بود و نباید می آمد ولی مگر او را هیئت مدیره آورد؟ بعدی علی پروین را مگر هیئت مدیره آورد؟ شب قبلش خدا شاهد است به من زنگ زد گفت آقای دادگان
شهید محمدحسین عزمی
شده همزمان ب پاسداری شبانه از حمله به شهر به همراه دوستان و برادران خود مشغول بود و به علت کمی سن نتوانست جذب سپاه پاسداران شود لیکن در لباس یک بسیجی و عاشق امام همیشه در همه صحنه ها حاضر و آماده به فرمان یک بسیجی بود حتی در سنگر مدرسه که به علت بحث با چند تن از دبیران ضدانقلاب در حمایت از امام (ره) آن زمان مورد غضب قرار می گیرد و نمره وی را باوجود هوش سرشار و آماده اش جواب داد و موجب رو شدن ایشان
چهره ها در شبکه های اجتماعی
فروردین مهربان تر باشد. کلاً این درخواست از همه ماه ها و فصل های جدید در قبال ماه یا فصل قبلش صورت می گیرد ولی همیشه حرف این عزیزان را روی زمین میاندازد و باعث موکول شدن این جمله به ابتدای ماه بعد میشود! حالا با این که این عزیزان مهربانی را با چه معیار هایی می سنجند بحث دیگری است. همین جمله را دقیقاً آنا نعمتی هم نوشته بود که به دلیل مسائل ارشادی نتوانستیم عکسش را کار کنیم. با
دادکان: نه وزارت ورزش و نه فدراسیون فوتبال کی روش ر ا نمی خواهند، اما جرات گفتن ندارند
. 25 تا آدم.به خدا بیشتره؟ 25 تا آدم و چند مربی و سرپرست، با یک بشکن می چرخد. ولی نمی خواهند. کار را ببینید به چه کسانی می دهند! شما 4 سال و سه ماه سرپرست و رئیس فدراسیون فوتبال بوده اید و مجامعی هم برگزار کرده اید، این اساسنامه فدراسیون فوتبال و مجمعی که برگزار می شود، اعضای مجمع واقعا نخبگان فوتبال هستند؟ از من می خواهی بپرسی می گویم نه، شما چرا برای تغییر اساسنامه