سایر منابع:
سایر خبرها
نریمان پناهی:شیعیه انگلیسی به سراغ من هم آمد؛ نرفتم
/> * آقای پناهی، شما با رهبر معظم انقلاب یک عکس معروف دارید؛ در مورد این عکس بگویید. یک شب قبل از این مراسم در منزل با خودم گفتم "یا فاطمه زهرا(س) من دوست دارم یک عکسی با فرزند شما داشته باشم"، گریه ام گرفت و الان هم که دارم دوباره بازگو می گفتم این حال به من دست داده است. یک بار این توفیق را داشتم که در اوایل شروع هیأت های بیت رهبری، همراه با حاج اصغر زنجانی خدمت حضرت آقا رسیدیم و من
بابا آب داد... بابا نان داد... بابا جان داد
! کجای زندگی خودتان بیشتر از همه جا و همیشه جای خالی پدر را احساس کردید و گفتید اینجا جایی است که دیگر حتما باید می بود؟ عبدالله روا: عظیم زارع شعری دارد با این حال که امشب عروسی می کنم جای تو خالی/ پای قباله جای امضای تو خالی این فکر می کنم لحظه ای هست که پدر باید حتما می بود! مهدی عباسی: من آلبومی دارم کار می کنم این روزها به اسم این خونه، بی تو! که وصف حال خودم با
گله های جمعه ایرانی ها از پدر 75 ساله
؛ البته ایشان کمی هم از من دلخور شده بودند، ولی به نتیجه رسیدیم که اگر ماجرای آقای ملون همین جا در اوج رها شود و در خاطره ها بماند بهتر است. *** هنوز هم نام مرحوم نوذری با آقای ملون مترادف است سردبیر و تهیه کننده جمعه ایرانی می گوید: هنوز هم که هنوز است، هر وقت اسم مرحوم نوذری می آید، با آقای ملون مترادف است و خاطراتش زنده می شود. ما هر چه که داشتیم در طول این سال ها در
این دختر ایرانی متخصص سقوط است! + عکس
؟ گفت برو. خودم اصلا مطمئن نبودم و مادرم اصرار کرد بروم و یک ماه بعد زنگ زدم و برای دو هفته بعد رزرو کردم. به یکی از دوستانم در دبی گفتم که من را حضوری ثبت نام کند و به من گفت نیازی نیست برو با خیال راحت بپر. روز اول رسیدم به محل به من گفتند اسمت در لیست نیست، عزا گرفته بودم که شانسم زد و یک نفر کنسل کرد و توانستم شرکت کنم مرداد 91 اولین دوره ی اسکای دایو را دیدم. یک پکیج aff است که شامل هشت پرش و
ما کمتر نمونه ارزنده ای چون خامنه ای داریم
منزل ما در مشهد، می آمدند و ساعت ها، روزها، شب ها با هم بودیم. من به ایشان گفتم که من شاگرد شما هستم. ایشان تعجب کرد، گفت تو هیچ وقت پیش من درس نخواندی؛ حقیقت هم این بود که من پیش ایشان درس نخوانده بودم؛ اما یکی از عناصری که بنیه اصلی فکر اسلامی من را پایه گذاری کرده، سخنرانی های آقای مطهری است در مثلا بیست سال پیش. این سخنرانی ها چاپ می شد و منتشر می شد. [4] برای همین، اشتیاق و علاقه
واگذاری مخابرات حرام و غیرقانونی بود
منشی پدر من بود؛ زمانی که اعلام شد هر دلار 35 ریال است، تا می توانست دو ریالی و پنج ریالی و یک تومانی نقره جمع کرد. من گفتم سید چکار می کنی؟ جواب داد تو کاری نداشته باش. گفتم چشم. سه، چهار روز بعد دو ریال را دو و نیم ریال و پنج ریال را شش ریال فروخت. زمانی که زاهدی و منصور سرکار آمدند، این 35 ریال، به 68 ریال رسید. پس از انقلاب واردات به شدت افزایش پیدا کرد و تورم پنهان شد، تا اینکه آقای بنی صدر
هدیه برای دوستی که دلت برایش می تپد +عکس
/> در بخشی از این کتاب آمده است: داخل سنگر کنار یکدیگر دراز کشیدیم. سقف آنقدر کوتاه بود که حتی نمی شد به راحتی نشست. شروع کرد به خنده و با خوشحالی گفت:امروز من میرم. گفتم :اول بگو ببینم این مسخره بازی چیه که از صبح درآوردی؟ مگه تو نبودی که همش می گفتی بیا عکس بگیریم، ولی حالا که من میگم عکس بگیریم، حضرتعالی ناز می کنی؟ که چی من رو جلوی بچه ها ضایع کردی؟ یک دفعه پرید و
نظر ارشاد درباره تبلیغ فیلم ایرانی در ماهواره
می شود نشان دهنده مواضع وزارت ارشاد نیست. ممکن است در جشنواره های مختلف فیلم هایی ارائه شوند که بعدها به بازبینی و اصلاح نیاز داشته باشند. قطعا اگر اشکالی وجود داشته باشد به آن رسیدگی می کنیم، ولی هیچ گاه یک اثر را به طور کامل تأیید نمی کنیم. او درباره ماجرای دو طبقه شدن قبرهای در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) نیز گفت: شهرداری مسوول مستقیم این تصمیم است و ما نمی توانیم موضع و دخالتی در این
انتشار 250 عنوان کتاب دینی تنها در 6 روز آخر فروردین / کتابشناسی آثار 26 تا 31 فروردین 94 در 6 بخش حوزه ...
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بر اساس داده های بانک اطلاعات کتاب چاپی وبگاه خانه کتاب، از میان 250 عنوان کتاب چاپ شده در شش روزه 26 تا 31 فروردین 1394 که به حوزه دین اختصاص دارند، 120 عنوان چاپ اول و 130 عنوان چاپ مجدد هستند که 203 عنوان تألیف و 47 عنوان ترجمه را در برمی گیرند. سهم ناشران تهرانی از این کتاب ها 71 و سهم ناشران شهرستانی 179 عنوان است. بر پایه همین اطلاعات، از این 250 عنوان
حقایقی درباره لیلا حاتمی به بهانه اکران آشنایی با لیلا
. زمانی که بازی می کنم به کارگردان گوش می دهم و تحت فرمان او هستم. - غالباً در فیلم هایت نقش لیلا را بازی می کنی. تفاوت لیلا ی روی صحنه با لیلا یی که اکنون اینجا نشسته است در چیست؟ - درواقع، این بار نام نقش لیلی است. من لیلا های زیادی را بازی کرده ام و این یک حقیقت است، اما این بار این نقش یک لیلی است. تفاوت لیلا و لیلی در فرهنگ ما یک تفاوت ظریف است. زیرا لیلا یک اسم مرسوم است
حاج عبدالله والی که بود، بشاگرد کجاست؟
امروز آخرین سکانس را گرفتیم. حالا داریم می رویم بشاگرد برای پایان بندی. چیزی نمی گویم، اما عادی نیست. می پرسم از کجا تماس می گیری؟ جواب می دهد: از بهشتِ زهرا... چیزی نمی گویم. چیزی نمی بینم. چیزی نمی شنوم. 2٫همان بارِ اول که حاجی را دیدم از ثبتِ خاطرات و تصاویر گفتم. جواب داد: “آوینی چیزِ دیگری بود. نشستیم یک روز، چشم توی چشمِ هم. من می گفتم و او گریه می کرد. او می گفت و من گریه می کردم
سخنرانی تاریخی آیت الله مهدوی کنی در خصوص شهید مطهری، باند مهدی هاشمی و قضایای دوران اصلاحات/ انحراف ...
فکری می کنیم. چون الآن امام دارند حکم آن آقا را می نویسند و بنا است ساعت دوازده شب از رادیو پخش شود. بعد دوستان هر کدام گفتند ما مشکلی داریم و به من گفتند مهدوی تو قبول می کنی؟ عرض کردم به شرط اینکه شما به من کمک کنید. فرمودند کمک می کنم و واقعاً هم ایشان به قولش وفا کرد و کمک کرد. مرحوم مفتح هم گفتند من هم کمک می کنم. خلاصه ایشان رفتند به اتاق و برگشتند، شاید بیست دقیقه ای طول نکشید، حکم کمیته
شعر میلاد جواد الائمه(ع)
/> ستاره ی سحر آسمان بابا شد همان که در وسط طعنه ها و تهمت ها رسید و قصه ی کوثر دوباره احیا شد مدینه مکه و ریحانه هم خدیجه ی آن رضا رسول خدا و جواد، زهرا شد رسید سیب بهشت خدا، خدا را شکر رسید یوسف یعقوب ما، خدا را شکر به شیوه ی پدر این چشم مهربان شده است همان نگاه همان عاطفه همان شده است همان صمیمیت و گرمی و صفایی سبز
ماجرای مداحی عبدالرضا هلالی برای "سه جوان مست"
و برای امام حسین علیه السلام کار می کرد. ( ما باید این چیزها را یاد بگیریم. همانند سید جلال هراتی که سال ها قند خورد می کرد. اینها چیزهایی با ارزش است ) صبح که صنف رفتم؛ مرحوم آقای ابوترابی هم آنجا بودن، البته مرا نمی شناختند. من هم اسمشان را شنیده بودم ولی شناختی نداشتم. با خودم می گفتم: چه عمامۀ رنگ و رو رفته ای دارد! تو همین فضا ها بودم که ایشون منو صدا زد و لقمه ای را با دستان خودشان در دهانم
هیچ چیز کمیاب تر از یقین نیست/ راه تحصیل یقین
اتقوا یوماً لا تجزی نفس عن نفس شیئاً و لا یقبل منها شفاعة و لا یؤخذ منها عدل و لا هم ینصرون.)[22] پرواز کنید از روزی که در آن، کسی به جای دیگری مجازات نمی شود و شفاعت از هیچ کس پذیرفته نمی گردد و نه عوض قبول کنند و نه کسی یاری شود. 4 . تربیت تربیت نیز با اهمیت است و از این رو، قرآن، گاه مکرراً به آن امر کرده و گاه زیان ترک آن را گوشزد فرموده است: (یا ایها
من و سگم؛ همین الان یهویی!
پایگاه خبری تحلیلی پارس - زهرا چیذری- هنرمند محبوب و الگوی جذاب او در پست های مختلفی با سگش عکس انداخته و هر جا که توانسته برای خودش، سگش و سبک زندگی اش تبلیغ می کند. این تبلیغات اما موجب شده است تا خیلی از کسانی که به شهرت و آوازه بازیگر یا خواننده محبوبشان غبطه می خورند و بارها در خواب و خیالشان خود را در جایگاه او دیده اند، این بار تلاش کنند تا برای نزدیک تر شدن به سبک زندگی کسی که از دید آنها
ناگفته هایی از شهید مطهری/ از خواسته حضرت زهرا(س) تا نمازخواندن های کودکانه
خواب حضرت زهرا(س) را می بیند که از او درخواست می کند با وضو به او شیر دهد، وقتی خواب را برای همسرش بازگو می کند، شیخ محمدحسین به او می گوید خواب خوبی است به شرط آن که به آن عمل کنی؛ و این گونه بود که بانو سکینه، همسر شیخ محمدحسین تا زمانی که مرتضی را از شیر نگرفت هرگز بدون وضو به او شیر نداد. محمدحسن مطهری، برادر کوچک تر شهید مرتضی مطهری، این شهید بزرگوار را از همان دوران کودکی متفاوت
مذاکره، صلح، و نئولیبرالیسم/ ...بالاخره مجموعه یادداشت های امیر قادری درباره بیست و نه فیلم مهم 2014/ از ...
آرامش به انجام می رساند. معجزه آشنای تغییر لحن در فیلم. و انتخاب معرکه ترانه برای این صحنه، از سال های شگفت انگیز 1970؛ "تایم این ا باتل": اگه می تونستم زمان رو توی یه بطری نگه دارم، همه روزها رو ذخیره می کردم، فقط برای این که همه اش رو با تو بگذرونم... در این چند ماه، چند بار این سکانس را تماشا کرده باشم خوب است؟ کاپیتان آمریکا: سرباز زمستانی سرراست ترین مارول سال. با بهترین
شهید احمد بابایی فرمانده گردان مالک اشتر ، لشکر 27 محمد رسول الله(ص)
/> خدایا به من توفیق بده که به عهد خود که با تو بسته ام و هر بار با تکرار گناهان به آن عمل نکرده ام، این بار وفا نمایم. خدایا قَسَمت می دهم بر محمد و آل محمد(ص) قبل از اینکه مرا از این دنیا ببری، تمامی گناهانم را ببخش و به من آنقدر توانایی بده تا آخرین نفسی که زنده هستم بندة مخلص تو باشم و در راه تو و برای تو حرکت نمایم. خداوندا عاجزم و بیچاره، فقط امید به لطف و کرم و فضل تو دارم
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (44)
تو کوچه اومد یه کفش ولگرد پای اونو لگد کرد مورچه یه پاش شکسته راه نمیره نشسته بابرگی پاشو بسته نمی تونه کار کنه دونه هارو بار کنه تولونه انبار کنه مورچه جونم تو ماهی عیب نداره سیاهی خوب بشه پات الهی دارین شعر رو میخونین؟! حتما با ریتم هم میخونین ؟!!! زشته. سنی ازتون گذشته 21. مامانم میگه بسه از اون اینترنت
قاری قرآنی که حضورش در جبهه را موثرتر می دانست/ پیام رهبری در مورد شهید باغانی
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) ، حجت الاسلام والمسلمین علی اصغر باغانی، پدر شهید ناصرالدین باغانی در دیدار با جامعه قرآنی گفت: مصطفی در سال 1346 در شهر قم دیده به جهان گشود و در سن 19 سالگی، 21 اسفندماه سال 65 در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید و در گلزار شهدای بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد. حجت الاسلام باغانی در مورد تحصیلات فرزندش ادامه داد: ناصرالدین طی سال های 64 63 در رشته علوم
بالاترین عبادات توبه است
که قرآن اسم این را حیات طیب می گذارد و می فرماید: مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنهُ حَیَاةً طَیبَةً وَ لَنَجْزِیَنهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ [6] هرکه متقی باشد و عمل صالح داشته باشد و عمل صالح یعنی اهمیت به واجبات و اجتناب از گناه. گفتم خیال نکنید این مشکل است، بلکه مردانگی و گذشت و ایثار و فداکاری می خواهد
آیا دردی سخت تر از عذاب جهنم وجود دارد؟
و متأثر نمی شوند. این استاد برجسته حوزه ادامه داد: روزی فردی از من پرسید چرا خدا جواب من را نمی دهد؟ پرسیدم دیندار هستی؟ گفت بله. گفتم واقعا دینداری؟ گفت بله به خدا، قرآن، قیامت و اهل بیت اعتقاد دارم پرسیدم پدر و مادرت زنده هستند گفت بله پرسیدم به آنها بی احترامی می کنی؟ گفت: استغفرالله. پرسیدم زن داری؟ گفت پرسیدم با حجاب است؟ گفت بله. گفتم خدا این همه به تو جواب می دهد دیگر چه می
"کافه سینما" به مناسبت تولد آقای پاچینو منتشر می کند/ آن چه دیگران درباره اش گفته اند: سیدنی لومت: روزی ...
که جوانی نزدیک آمد که او را نمی شناختم. و بهم گفت: هی چه اتفاقی برات افتاده؟ دیگه نمی بینمت مرد. مِن ِمن کردم. جوان گفت خدای من آل. می خوام تو رو اون بالا ببینم. بعد من فهمیدم خوش شانس بودم که آنچه را بهم داده شده در اختیارم هست. باید از آن استفاده کرد. پدرخوانده: هرگز پدرخوانده را روی پرده سینما ندیدم. چون زمانی که نمایش داده شد خیلی عصبی بودم. و جالب بود. انگار به یک عکس قدیمی خودت