سایر منابع:
سایر خبرها
با رفتنت رشته نبوت و اخبار آسمان ها قطع گردید
باشد. پس به علی (ع) گفت: اگر من از دنیا رفتم، تو مرا غسل بده. در روایت دیگر آمده است که فرمودند: به هر کسی وعده ای دادم، باید آن را بگیرد و به هر کسی دِینی دارم، باخبرم سازد. پیامبر (ص) که گویا از حرکات زنندۀ برخی از زوجات و صحابۀ خود و تخلف برخی از یاران ناراحت شده بود، برای پیش گیری از بدعت ها، فرمود: ای مردم، آتش فتنه شعله ور شده و فتنه ها مانند پاره های شب تاریک، رو آورده و شما هیچ
حادثه دلخراش برای نوعروس وداماد جوان در نیمه شب برفی
را منتشر کرد+ عکس به همسرم مشکوک شدم و سر زده به خانه رفتم / مطمئن بودم کسی در خانه است و حمام را که نگاه کردم ... دختران جوانی که با آرایش غلیظ در بازار به دنبال همسر آینده هستند ! +تصاویر عمل زشت پسر جوان با دختر مورد علاقه اش در یکی از کلاس های دانشکده هنر و معماری تهران تصاویر عجیب حضور یک جن در تعزیه کربلا
بخش های خواندنی کتاب فقط غلامِ حسین باش
در کویر مانده ای را داشتم که ناگهان زیر سیلاب باران سیراب شده است. اولین بار بود که برای چیزی غیر از تعلقات زندگی، مثل خانواده و شغلی، به گریه افتاده بودم. آن قدر سبکبال و رها از قید و بندهای دنیایی شدم که خودم را در کربلا دیدم. روضه خوان می خواند: از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین ... منم غُلام کسی کاو بُود گدای حسین... وقتی به خانه برگشتم، دوست داشتم در یک یک خانه ها را بزنم و از اهل آنها
باد خفه می کند، باران می سوزاند/ بازار داغ اسپری های تنفسی/ روایتی از تنفس مستقیم خاک در خوزستان
مشکل پیدا کرده. هوا که بد می شود، نمی تواند از خانه بیرون بیاید. گرد و غبار یا باران اسیدی؟ سری می زنم به بیمارستان ابوذر به این امید که بتوانم آماری از بیماری های تنفسی یا تعداد مراجعه کننده ها به دست بیاورم. دراین بیمارستان و در گفت و گو با سرور سعیدی مسئول اورژانس بزرگسالان، متوجه می شوم که اساساً بحران گرد و غبار به اندازه آلودگی صنعتی و بارش باران های اسیدی جدی نیست
گریزمان: واقعاً از رونالدو متنفر نیستم!
دلیل اینکه تیم او در دو جام بزرگ تیم مرا شکست داده بود و در دربی هم هت تریک کرد، عوض نشده است و هنوز هم برایش احترام زیادی قائلم. اگر هنوز یک پسر بچه بودم، احتمالاً یکی از طرفداران رونالدو می شدم، همان طور که ممکن بود طرفدار لیونل مسی، نیمار و پل پوگبا باشم.
آیا پیاده روی برای زیارت امام حسین علیه السلام مستند دینی دارد؟!
به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج)، زیارت قبور اولیای دین و به خصوص معصومان علیهم السلام مورد سفارش پیشوایان دین است. در این میان، سفارش ویژه بر زیارت امام حسین علیه السلام شده است. از جمله، زیارت سید الشهداء در سالروز اربعین حسینی است که در روایت امام صادق و امام عسکری علیه السلام، بدان سخن رفته است.[الطوسی، محمد بن الحسن، الوفاة: 460 ق، تهذیب الأحکام ج6صص 16 و
خاطره منتشر نشده آیت الله موسوی اردبیلی از ملاقات با سولیوان
پلیس هم طبق معمول در جلو و عقب خودروی من حرکت می کردند و رفتن من به این خانه ناآشنا طبعا حس کنجکاوی آنها و مرا برانگیخت. وقتی که وارد خانه شدیم غیر از بازرگان، آیت الله موسوی اردبیلی را هم در این خانه دیدیم که با عمامه سیاه و ریش خاکستری اش در نظر اول شباهت زیادی به آیت الله خمینی داشت. ما چهار نفر [بازرگان، آیت الله موسوی اردبیلی، سولیوان و یکی از اعضای قسمت سیاسی سفارت امریکا] در یک
ماجرای تصویب 20 دقیقه ای برجام؛ لاریجانی گفت نمی توانم صحن را جمع کنم/ عده ای در داخل مجلس می گفتند باید ...
کردیم. تعداد موافق و مخالف برابر هم بود و همه هم آزاد در نظردهی بودند. 5-4 ساعت صحبت کردند و برای شان جالب بود که کمیسیون استماع می کند و نیاز خود را در مورد کارشناسی این افراد ابراز می کند. این روال کلی بود و گفتم در داخل کمیسیون باید 3 سند تنظیم کنیم. سند اول سندی است که این روال کلی را نظم می بخشد و به صورت منظم معلوم می شود که ما باید از کجا شروع کنیم و کجا خاتمه دهیم و در این مدت با چه دست
نماز اول وقت از نگاه شهداء
/> پیام متن: لبیک گفتن به ندای خداوند و ترجیح دادن نماز بر دیگر امور روزانه. برادرِ شهیدِ بزرگوار حمزه اباذری نقل می کند: در زمین کشاورزی نزدیک روستا مشغول کار بودیم. می خواستیم هر چه زودتر کار تمام شود تا برگردیم به خانه که ناگهان حمزه دست از کار کشید و به طرف شیر آب رفت. با تعجب به او گفتم: کجا می روی؟ گفت: مگر صدای اذان را نمی شنوی؟ وقت نماز است. گفتم: بیا کار را تمام کنیم، بعد
آباد: یاشار سلطانی فهمید ماجرا دروغ است ولی گفت شما تکذیب کن!
معرفی کرده بود و نوشته بود که با او تماس بگیرم، خیلی خوشحال شدم و فکر کردم ارتباطی با آقای آخوندی یا حناچی دارد. زنگ زدم. یاشار سلطانی پرسید “شما 2 واحد آپارتمان در آجودانیه دارید؟”، گفتم خیر. پرسید “شما مالک نیستید؟”، گفتم خیر. دنبال این ارتباط خانه من با شهرداری بود. پرسید که در آجودانیه زندگی می کنم، گفتم که در آجودانیه در منزل شخصی خودم زندگی می کنم که هیچ ارتباطی با شهرداری ندارد.
کارمند اخراجی بانک بمب گذار بانک بود
از کار محکوم کرد. به راستی که دیگر دنیا برایم چیزی جز جهنم نبود. هر چه داشتم فروختم و جریمه نقدی رو پرداخت کرده و راهی زندان شدم. در زندان که بودم خانواده ام روز به روز رابطه اشان با من کمتر شد تا این که دیگر هیچگدام به دیدارم نیامده و به تمامی من را ترک کردند. سرانجام با سختی های بسیاردر بستر گذر روزگار، مدّت هفت سال سپری شد واز زندان آزاد و به دلیل تنهایی شدیّد و احساس نا امیدی زیاد
متن روضه شهادت امام رضا (ع) به همراه فایل صوتی
الشِّمْرُ جالِسٌ عَلی صَدْرِکَ،حسین...* ای تشنه لب حسین جان ای بی کفن حسین جان دانلود فایل صوتی متن روضه شهادت امام رضا (ع) متن روضه شهادت امام رضا (ع) مهدی اکبری وقتی تابوت ِ آقا رو آوردند، زن های نوغان به شوهرهاشون گفتند: ما مهریه هامون رو می بخشیم، فقط اجازه بدید بریم تشییع جنازه پسر فاطمه، آقامون نباید غریب بمونه، شاخه های گل
همراه با استاد جمشید مشایخی به بهانه هشتاد و دومین سالگرد تولدش
خواست تانک مرا به مهمان هایش نشان بدهد. من تانک را بردم و آنها موتور تانک را برداشتند. وقتی به خانه بر می گشتم، جلوی در خانه مادرم پرسید چرا تانکت این طوری شده؟ گفتم: این پدرسوخته ها این کار را با آن کردند! مادرم عصبانی شد و از مردی که توی کوچه نشسته بود، سیگارش را گرفت و پشت دستم را سوزاند. شاید باور نکنید من نه برای خودم غصه خوردم و نه از دست مادرم عصبانی شدم. دلم برای مادرم بیشتر از
ساغر عزیزی بازیگر نقش فرح دیبا قبل و بعد از گریم معمای شاه
داشتیم؛ در یکی از روزها خانمی که از بچه های لباس بود کاموایی که به عنوان مو در نظر گرفته شده بود را به پوست سرم دوخت، یا برای برداشتن قطعه ای که روی بینی من کار می شد از الکل و استون استفاده می کردند که بعضی اوقات از شدت سوزش چشم فریادزنان به محوطه کاخ می دویدم تا کمی هوای تازه استنشاق کنم و موارد دیگری که به وجود می آمد. بعد از دقیق شدن به این سختی ها تازه متوجه شدم چقدر عاشق کارم هستم و این مشقات
عاقبت شوم یک دوستی خیابانی / می خواستم ازعادل جدا شوم اما متوجه شدم که باردارم
آموز زندگی ام را می خوانند متوجه شده باشند که خیلی سخت است شناسنامه یک زن در سن 17 سالگی با مهر طلاق سیاه شود و همراه یک نوزاد سه ماهه به خانه پدرش بر گردد. خراسان 110 این اخبار را از دست ندهید: می خواستم ازعادل جدا شوم اما متوجه شدم که باردارم ارتباط کثیف زن شوهر دار با مرد غریبه / یاسمن با زبان بازی مرا خام خود کرد شوخی معنادار رئیس
پایان 19 سال زندگی مخفیانه
میانسالی به اداره دهم پلیس آگاهی تهران رفت وبا ارائه دستور قضایی از شعبه 116 دادگاه کیفری تبریز به کارآگاهان گفت: حدود 19 سال پیش، برادرم رحیم به خاطراختلاف های مالی، نیمه های شب خانه ام را در تبریزبه آتش کشید که متأسفانه همسر20 ساله ام رحیمه در آتش سوخت و من نیز دچار سوختگی 55 درصدی شده و چشم چپم را از دست دادم. درادامه نیزپلیس خودروی سوخته برادرم را مقابل خانه ام شناسایی کرد ومشخص شد منشأ آتش سوزی و
رازی شوم در خلوت مردی با خواهرزن
تازه می خواستیم با روحیات هم آشنا شویم، با اختلافات زیادی روبه رو بودیم. هر ازگاهی با هم دعوایمان می شد و خیلی زود هم آشتی می کردیم. تا این که چند وقت پیش دعوای سختی با هم کردیم و من برای قهر به خانه مادرم رفتم. خیلی از دست فرشاد عصبانی بودم. او هم همین طور؛ تا این که بعد از گذشت چند روز با هم آشتی کردیم. تصور می کردم مشکل حل شده، اما از خواهرم حرف هایی شنیدم که شوکه شدم. او گفت چند روز پیش زمانی
180 دقیقه با ستارگان ووشوی جهان
رشته های رینگی رفتم. از سال 75 در اولین دوره مسابقات رسمی ووشو شرکت کردم که اول شدم و بعد در انتخابی تیم ملی نیز اول شدم. در اولین اعزام تیم ملی ووشو در سال 97 حضور داشتم و به مدال طلای جهان رسیدم و از آن موقع تا به حال در ووشو بوده ام. من از ابتدا به رزمی خیلی علاقمند بودم و جزو شاگردان ارشد مالکی بودم. یک خاطره از آن موقع را برایتان تعریف می کنم. پارک ملت در آن زمان پاتوق بعضی از
رهبری و موفقیتِ کارلو آنچلوتی
میلان، اصلا شبیه بوفه هایی که در چلسی، رئال یا این جا در بایرن وجود دارد، نیست. در میلان گارسن مثل یک دوست می آید سر میز و با شما همکلام می شود. آن جا حتی پیشخدمت ها هم آدم های مسنی هستند که سال هاست مشغول کارند و همه این ها حس راحتی و آرامش در خانه بودن را به آدم می دهند. توی میلاد یاد گرفتم که خانواده بودن چقدر اهمیت دارد. به خاطر همین وقتی به پاریسن ژرمن رفتم، برخلاف بقیه مربی ها که
مردی که معنای توانمندی را از نو تعریف کرده است
بود خودم را به طرف جلو هل می دادم. به عنوان نماینده کلاس انتخاب شدم. می خواستم خودم را به همکلاسی هایم و خودم ثابت کنم. می خواستم ثابت کنم که من هم استعدادهای زیادی دارم. چه چیزی شما را ترغیب کرد تا به معلولان دیگر هم کمک کنید؟ من با کودکی از یک خانواده بسیار فقیر ملاقات کردم. پسری که هشت سال بود روی تخت دراز کشیده بود. فکر می کنم وضعیت آن پسر خیلی مرا تحت تأثیر قرار داد، چون
ارتباط کثیف زن شوهر دار با مرد غریبه / یاسمن با زبان بازی مرا خام خود کرد
ارتباط کثیف زن شوهر دار با مرد غریبه / یاسمن با زبان بازی مرا خام خود کرد شوخی معنادار رئیس جمهور با دانش آموز نخبه +عکس داعش تصویر عامل انتحاری انفجار خونین حله را منتشر کرد+ عکس به همسرم مشکوک شدم و سر زده به خانه رفتم / مطمئن بودم کسی در خانه است و حمام را که نگاه کردم ... دختران جوانی که با آرایش غلیظ در بازار به دنبال همسر آینده هستند ! +تصاویر عمل زشت پسر جوان با دختر مورد علاقه اش در یکی از کلاس های دانشکده هنر و معماری تهران تصاویر عجیب حضور یک جن در تعزیه کربلا ...
خشونت خانگی علیه زنان
گرفته و مرد جوری نگاه می کند و حرف می زند انگار که گرگ در مقابل بره است. هنوز جای انگشتانش روی صورت زن معلوم است که از قبل مانده. آن طرف پیرزن ناله کنان با دست و پای دردناک خود را به اتاق رئیس می کشد و قسم و آیه که مهریه بخشیده شده اش را زنده کند تا آلونکی بگیرد و کارش به گوشه خانه سالمندان نکشد. رئیس هم برای بار هزارم توضیح می دهد که قبلا مهریه ات را فروخته ای و خرج زندگی ات کرده ای، دیگر حقی نداری
اخلاق کارگزاران در سیره عملی پیامبر اسلام(ص)
نکرد و به روی من نیاورد. [5] بخل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به طواف کعبه مشغول بود، مردی را دید که پرده مکه را گرفته و می گوید: خدایا به حرمت این خانه مرا بیامرز. حضرت پرسید: گناهت چیست ؟ او گفت : من مردی ثروتمند هستم . هر وقت فقیری به سوی من می آید و چیزی از من می خواهد، گویا شعله آتشی به من رو می آورد. پیامبر صلی الله علیه و آله به او
هیچ یک از مسئولینی که انباشت پول دارند از راه درست نبوده است / اسناد کرسنت وحشتناک است
شما هم از خیلی چیزها دارید می گذرید. س: از خواستگاری خود چه خاطره ای دارید؟ زمان جنگ به ازدواج فکر نکردید؟ 5 سال در جبهه بودید. زاکانی: یک بار در دوره دفاع مقدس تصمیم به ازدواج گرفتم. با یک همسر شهید بود که فرزند هم داشتند. به پسر برادر این خانم که دوست بنده بود، پیغام دادم و گفتم خانواده ایشان حاضر هستند من برای خواستگاری پیش بیایم؟ پدر خانواده حدس زده بود که چه کسی این را
یک شب به خانه آمدم و با صحنه زننده ای رو برو شدم / شوهرم هوس باز است دیگر نمی توانم او را تحمل کنم
بزنم و مدام با بردن به مسافرت و خرید کادو مرا مجبور به سکوت می کرد و نداشتن بچه را بهانه ای برای کارهای خلاف ناصر می دانست با صحبت های مادرشوهرم تصمیم گرفتم باردار شوم. در دوران حاملگی ام نیز از کتک کاری های ناصر در امان نبودم تا این که یک شب به همراه پدر و مادر شوهرم به میهمانی رفتیم. اما موقع بازگشت به خانه با صحنه زننده ای روبه رو شدم که دیگر طاقت نیاوردم زیرا های همسرم را با چشمانم می دیدم. آن جا بود که مصمم شدم به خانه پدرم بازگردم..... اخبار زیر را از دست ندهید:
از "عکس های عجیب حضور یک جن در تعزیه کربلا" تا "کار زشت پسر جوان با دختر مورد علاقه اش"
می خواستم ازعادل جدا شوم اما متوجه شدم که باردارم ارتباط کثیف زن شوهر دار با مرد غریبه / یاسمن با زبان بازی مرا خام خود کرد شوخی معنادار رئیس جمهور با دانش آموز نخبه +عکس داعش تصویر عامل انتحاری انفجار خونین حله را منتشر کرد+ عکس به همسرم مشکوک شدم و سر زده به خانه رفتم / مطمئن بودم کسی در خانه است و حمام را که نگاه کردم ... دختران جوانی که
اقدام زشت زن شوهردار با دوست پسرش در جاده ملارد
بازجویی قرار داد و لیلا مجبور شد پرده از رابطه کثیفی با یک مرد 30 ساله به نام محمد برداشت. زن جوان قتل را گردن محمد که دوست صمیمی غلام بود انداخت و مدعی شد که محمد دست به چنین جنایت وحشتناک زده است. در ادامه ماموران محمد را که با پاهای شکسته در بیمارستان بستری بود دستگیر کردند محمد به قتل اعتراف کرد. وی گفت: لیلا به من ابراز علاقه می کرد و من هم کم کم به او وابسته شدم اما سد بزرگی
بابک با زنی ارتباط مخفیانه داشت / عکس های آن زن جوان در حافظه گوشی دردسرساز شد
ردش را پیدا کردم. به مشهد آمده بود، اما سر بزنگاه از جلوی چشمم کرد . البته همسر موقتش را گیر انداختم و دست به دامان شدم و به کلانتری آمدم. راستش را بخواهید، من راننده یک شرکت هستم. مدتی قبل، در رفت وآمدهایی که به یک کارخانه داشتم، با جوانی آشنا شدم. در آنجا کارگر بود. یک گوشی تلفن همراه دست دوم از او خریدم. یادش رفته بود یک سری عکس و تصاویر از زنی جوان را از حافظه گوشی پاک
به من فهماند که دنبال ارتباط با من است و من در غیاب فرشید، او را پذیرا شدم - داستان کوتاه
به گزارش پایگاه خبری اجتماعی فارس عرب ، در یک خانواده متوسط بزرگ شده و پس از دیپلم گرفتن به دلیل قبول نشدن در کنکور و چند سالی در پشت کنکور ماندن، سرانجام با فرشید که او نیز مانند خودم از جامعه ای نه چندان مرفه بود، برخلاف میل باطنیم به دلیل اصرارهای مکرر پدرم و مادرم مبنی بر همان طرز فکر همیشگی که دختر باید زود ازدواج کند وگرنه باید ترشیش را گرفت، ازدواج کرده و وارد دنیای ناخواسته ای شدم که
بلایی که ناصر بر سر دوست دخترش در اتاق خواب آورد / وقتی سوسن به خانه مان آمد مادرم درمنزل نبود
حله را منتشر کرد+ عکس به همسرم مشکوک شدم و سر زده به خانه رفتم / مطمئن بودم کسی در خانه است و حمام را که نگاه کردم ... دختران جوانی که با آرایش غلیظ در بازار به دنبال همسر آینده هستند ! +تصاویر عمل زشت پسر جوان با دختر مورد علاقه اش در یکی از کلاس های دانشکده هنر و معماری تهران تصاویر عجیب حضور یک جن در تعزیه کربلا