سایر منابع:
سایر خبرها
اگر این قبر را در آباده طشک بشکافید+عکس
. باید روزی رفت، چه با ننگ و چه با افتخار. پس بگذارید تا با افتخار بروم و این راهی است که فقط نصیب مسلمانان ایران و جهان شده است. پدر و مادرم! زیاد بر من حق دارید اما من نتوانستم زحمات شما را جبران کنم . اگر نتوانستم در این دنیا عصای دست شما باشم، عصاکش رهبر بودم و در آخرت از خداوند برای شما طلب مغفرت دارم. پدرم! قبل از این که به تو تسلیت گویند تو به امام زمان، به رهبر و امت اسلامی
تفاوت مناظره و خروس بازی از دید مطهری/ جانشین رحمانی فضلی رو شد/دلیل طنزآمیز برای مشکل پزشکی صالحی/ دانه ...
خاطره ای پرداخت و گفت: من نظری ندارم فقط می توانم بگویم برایمان عجیب بود. برای پدر من اصلاً مهم نیست که تصویرش از تلویزیون پخش شود یا خیر. اصلاً پدرم نیازی به تلویزیون ندارد. ایشان مسئولیتی دارد که آن را انجام می دهد و نیازی به این حرف ها ندارد. وی ادامه داد: چند سال قبل پدرم روزی همه ما را جمع کرد و گفت من دو راه دارم که یکی را انتخاب کرده ام. اگر من موافق برخی نظرات باشم، شما زندگی
شرط خانواده پسر معلول برای بخشش دیه 157 میلیونی
بسیار بالاست. با توجه به وضع برادرم باید سه پرستار به طور شبانه روز از او مراقبت کنند. پدر و مادرم اکنون به سن سالخوردگی رسیده اند و بسختی از برادرم نگهداری می کنند. مدتی برادرم را به بهزیستی بردیم تا شاید از او نگهداری کنند اما شرایط به گونه ای بود که مسئولان آنجا نیز نمی توانستند به طور تمام وقت از برادرم مراقبت و نگهداری کنند. بناچار دوباره او را به خانه آوردیم. مرد خدمتکار که دومین
روش جدید سوء استفاده از پلاک معلولان
ویژه برای معلولان جسمی شدید، متوسط نابینایان و معلولان ذهنی که نیاز به دریافت خدمات در بیمارستان ها و مراکز بازتوانی دارند، صادر می شود. پلاک معلولان جسمی به نام خودشان صادر می شود و به هیچ وجه پلاک به نام قیم یا اعضای درجه یک خانواده صادر نمی شود. البته این موضوع درباره معلولان ذهنی متفاوت است و پلاک خودرو به نام قیم آنها صادر می شود که این قیم پدر یا مادر است.به گفته وی، دریافت کنندگان پلاک ویژه
الناز حبیبی: می خواستند مرا از ایران ببرند!
خانه عمه ام، یک روز خانه دخترعمه ام، روز دیگر خانه خواهرم و... جالب اینکه زمان پخش سریال وقتی از چیزی خوش شان بیاد فورا به من زنگ می زنند که مثلا اینجا چقدر بامزه بودی الناز یا این قسمت خیلی باحال است. برادر منتقد من معمولا از طرف خانواده ام در مورد کارهایم مورد انتقاد خاصی قرار نمی گیرم اما محمد یکی از برادرهایم کارهایم را با دقت دنبال می کند و اگر ایراد و اشکالی ببیند حتما عنوان
راز قتل عام آتشین، در آخرین تماس مادر
است. مصطفی پسر دیگر خانواده که در زمان حادثه در خانه حضور نداشته است تحت بازجویی گرفته شد و به بازپرس احمدبیگی گفت: شب حادثه برادرم اکبر مست بود و از آنجا که ما در طبقه بالای خانه پدرم زندگی می کنیم برای گرفتن خودرو نزد من آمد اما چون در حالت عادی نبود، خودرو را به او ندادم. او تهدید کرد که خانه را آتش خواهد زد اما من تهدیدش را جدی نگرفتم و از خانه بیرون رفتم. همزمان مادرم به من زنگ زد و
افتخارم پاسداری از منزل امام است/ ماجرای پولی که شهید در کت آویزانش گذاشت
نخواهم کرد. توصیه امام(ره) به شهید در جامعه الزهرا درس می خواندم و با دخترخواهر همسرم همکلاس و دوست بودم. روزی مادرشان برای دیدن من آمدند و قرار خواستگاری را گذاشتند. از آنجایی که خانواده مذهبی بودند و با معیارهای من مطابقت داشتند خیلی زود مراسم عقدمان برگزار شد. یک سال بعد از پاسدار شدنم توسط امام(ره) به یکدیگر محرم شدیم. امام(ره) نصیحتی به ما کردند که بخوبی در خاطرم مانده
تجاوز به دو میلیون زن آلمانی در آخرین روزهای جنگ!
نقش شوروی در شکست آلمان نازی در هفتاد سال پیش، یکی از باشکوهترین نقاط عطف تاریخ این ملت محسوب می شود. این داستان اما، روی دیگری هم دارد، و آن هم تجاوز گستردۀ سربازان شوروی به زنان آلمانی در آخرین روزهای جنگ است. به گزارش بی بی سی، در پارک ترپ تاور، در حاشیۀ برلین، غروب در حال فرارسیدن است و نگاه من به مجسمه ای با پیش زمینۀ آسمان یاسی رنگِ آن موقع روز است. این مجسمۀ دوازده متری، یک
ادعای جدید هالیوود: شیطان از ایران آمد!
نجاتمان ده کشیش یسوعی پس از توضیح مختصری پیرامون اینکه عده ای در تلاش بودند تا با این پیغام پای شیاطین را به دنیای ما باز کنند از گذشته خود و اعتیادش به هروئین سخن می گوید و اینکه برای رهایی از اعتیاد و زندگی کثیف وارد کلیسا شده است و سپس از سارچی سؤال می کند تو در چه زمانی از خدا دلزده شدی و سارچی پاسخ می دهد وقتی دوازده ساله بودم کسی وارد اتاق خواب مادرم شد و این من بودم که جلوی او را با چوب
هرچه علمش بیشتر می شد ساده تر زندگی می کرد
مطالبی را با زبان شعر و ادب مطرح می کند. او که فرزند مرحوم آیت الله الهی قمشه ای است، ماجرای جالبی را از دوران خردسالی خودش تعریف کرده که البته آن را از زبان پدر و اعضای خانواده شنیده. ماجرا از این قرار بوده که دکتر الهی قمشه ای وقتی یک سال و نیم داشت، به بیماری سختی مبتلا شد. آنقدر که وقتی پزشکان او را دیدند، از مداوایش اظهار عجز کردند و گفتند حداکثر یک روز دیگر زنده می ماند. با این
پایان انتظار 32 ساله یک پدر
که ساعت 18 پس از استقبال از شهدا، مراسم گرامیداشتی در حسینیه فاطمه الزهرا (س) سپاه انصارالمهدی (عج) استان زنجان در جوار مزار دو شهید گمنام برای آنها برگزار و سپس از ساعت 21 شب مراسم شام غریبان شهدا در حسینیه اعظم زنجان برگزار خواهد شد. ساعت هشت صبح پنج شنبه مراسم وداع با شهدا در حسینیه فاطمه الزهرا (س) سپاه انصارالمهدی (عج) استان زنجان با حضور خانواده های شهید برگزار و مراسم تدفین و
تصاویر/ جلال، انتخاب خدا بود
خانواده وی به گفت وگو بنشینیم. ماحصل گفت وگوی خبرنگار دفاع پرس با خواهر این شهید را در ادامه می خوانید. *** رضایت پدر و ناراحتی مادر خیاطون: ما 5 فرزند بودیم. 3 خواهر و دو برادر. جلال، فرزند دوم بود که در سال 1341 در تهران متولد شد و در 17 سالگی در حالی که هنوز مدرک تحصیلی اش را دریافت نکرده بود برای رفتن به جبهه اقدام کرد. در آن زمان برای عزیمت به جبهه باید ثبت نام می
پایان انتظار 32 ساله خانواده 3شهید مفقودالاثر زنجانی
و نشر ارزشهای دفاع مقدس نیز در این مراسم گفت: مدتی قبل از سوی گروه تفحص در جزیره مجنون تماس گرفتند و اطلاع دادند که آثاری که در این منطقه یافت می شود متعلق به گردان زنجان است. علی مهدیخانی افزود: با ادامه دریافت اطلاعات در نهایت این شهدا پیدا شدند و امید می رود خداوند عنایت کرده و زمینه بازگشت سایر شهدای زنجان را نیز فراهم کند. وی اظهار کرد: به حتم شهدای گمنام و مفقود الاثر
پسر مست، خانواده اش را به آتش کشید
به گزارش صبحانه ، راز قتل عام آتشین که در آن پنج عضو خانواده ای کشته شده اند، در آخرین تماس مادر با پسرش فاش شد. در این جنایت هولناک، پسری با آتش افروزی خود، پدر، مادر، خواهر 19 و برادر 14 ساله اش را به قتل رساند. ساعت 11:30 جمعه شب 24 بهمن ماه سال گذشته انفجار خانه ای در خیابان خاکبازان و کوچه حریفی حوالی شهدا فاجعه آفرید. همسایه ها و امدادگران در نخستین گام پدر 50 ساله به
گفتگوی آزاده نامداری با خاله سارای تلویزیون
ازای هیچ چیز نیست. برای مسافرت کجا را انتخاب می کنی؟ الان حج واجب را دوست دارم . آدم ها را متوجه احساس عمیقت می کنی؟ نه اصلا. معمولا احساسم را بیان نمی کنم. اینکه خاله سارا هستی خوشحالی؟ بله زیاد. من مدیون آزاده معیری و عروسک چرا هستم. هر چه دوست داری بگو؟ من پدر و مادرم را خیلی دوست دارم. خواهری دارم که 9 سال از من کوچک تر است اما جاهایی به من کمک کرده که هیچ کس دیگری نمی توانست این کار را انجام بدهد. یک برادر و برادر زاده خیلی خوب دارم. هر چه دارم از خانواده ام دارم. از آنها آرامش می گیرم. اخبارفرهنگی - مجله سیب سبز ...
داستانسرایی در قتل خاموش
ناپدید شده و هیچ کس نمی دانست سعید چه سرنوشتی دارد. خیلی زود فرضیه قتل خانوادگی پیش روی کارآگاهان قرار گرفت و تیم تحقیق با ارائه مشاوره به اعضای خانواده عبدالله از آنها خواست تا در صورت تماس سعید با آنها، وی را ترغیب به همکاری و تسلیم شدن به پلیس کنند. ساعت 8 صبح 13 اردیبهشت ماه سال جاری بود که سعید با حضور در پلیس آگاهی خود را تسلیم کرد. سعید گفت: روز حادثه در حال کار با رایانه
متن و حاشیه زندگی در نیمه شب های پایتخت
های تهران چشم را می نوازد و آن نورها چیزی نیست جز این که تصویرگر زندگی آدم هایی است که از صبح بچه هایشان را در حالی که چشمانشان گرم خواب است و نمی خواهند خواب صبح را با چیز دیگری عوض کنند، اما به زور آنها را بیدار کرده و برای کار راهی کوره های آجرپزی می کنند. آنها باید در این کوره ها سخت کار کنند تا لقمه نانی به دست بیاورند و شکم خواهر و برادر کوچک تر خودشان را نصفه و نیمه پر کنند تا کمتر بهانه پدر
اعلام خبر شهادت 3 شهید دفاع مقدس، پس از 32 سال
به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، مراسم دیدار با خانواده های سه شهید دوران هشت سال دفاع مقدس که به تازگی احراز هویت شده اند، ظهر امروز با حضور مسئولان استان در منزل این شهدا برگزار شد. دوست علی مقدم 21 ساله (پاسدار)، اروجعلی ابوالفضلی زنجانی 17 ساله (بسیجی) و سید جمال احمدی 17 ساله (بسیجی) از شهدای زنجان هستند که پس از 32 سال هویت آنها مشخص شده و امروز اسامی این شهدا به خانواده های آنها
قاتل را فقط به خاطر خدا بخشیدیم
اتفاق باشم، اما تصمیم با مادرم بود. من خودم اعتیاد داشتم و هشت سال پاکی دارم که همین روزها وارد 9 سال شدم. چند برادر و خواهر هستید؟ سه برادر و سه خواهر هستیم. همه خواهرانم معلم و برادرانم هم در کارهای فرهنگی هستند و فقط بهمن بود که سوپرمارکت داشت. پدرم دو سال پیش فوت شد و از آن به بعد، ما خواهر و برادران هم ولی دم شدیم. روز اجرای حکم در زندان چه گذشت؟ طناب
مهراب قاسمخانی دوست دارد رئیس باغ وحش شود
تجاری می کند. یکی دیگرشان دفتر وکالت دارد. جالب این که یکی دیگر از آن جمع پنج نفره در پنتاگون است. پنتاگون؟ یک روز تلفنم زنگ خورد و فقط یک صفر افتاد. گوشی را که جواب دادم، دیدم همان دوست در یک پایگاه نظامی در عراق است. واقعا ترسیده بودم. (خنده) تماس از پایگاه نظامی آمریکایی ها در عراق. در فیس بوکش عکس با زن اوباما داشت. بعد چند وقت صفحه اش را بست و شنیدم چون رفته پنتاگون، نباید
خواهر و برادر نابینایی که حافظ قرآن شدند +عکس
نمی تواند به فعالیت های بیرون از منزل بپردازد، تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) قرار دارد و مادر نیز برای ساماندهی امور زندگی به قالی بافی و خیاطی روی آورده است اما همچنان با مشکلات مالی مواجه هستند و در این راه همت مسئولان متولی و نیک اندیشان را می طلبد. حفظ قرآن امید به زندگی را دوچندان کرده است علی اصغر کاویانی که تنها پسر خانواده بوده و متولد سال 63 است، اظهار داشت از
چهره ها در شبکه های اجتماعی
خداداد و خانواده در برج میلاد. خاطره بازی پرستو گلستانی با پوستر فیلم مجنون اثر زنده یاد رسول ملاقلی پور و بازی مسعود کرامتی عزیز. اندیشه فولادوند هواداران را به جشن امضای کتابش دعوت کرد. منتظر عکس های این مراسم باشید! این هم عکس شناسنامه آقا رضا که امروز تولدشان است. تبریک دوباره. خسته نباشید! مخصوصاً به مریم سعادت عزیز. سلفی خواهران کاشمری
ماجرایی که قلب امام خمینی رادرفشارقرارداد
استقلال مملکت شیعه و حمایت از دین همه گونه مصیبتها را استقبال خواهیم کرد. علمای نجف و جامعه روحانیت تهران در اطلاعیه هایی که دادند همه بر این نکته پای فشردند که استقلال کشور در خطر است. نه تنها مراجع نگران دستهای پنهان استعمارگران تاریخی در جریان اصلاحات شاه بودند، بلکه اکثریت روحانیت نیز همین عقیده را داشتند. حضرت امام در سخنرانی آخرین روز سال 1341 تصریح کردند: در این سال استعمار توطئه
پدر سمیه: خواسته ما اعدام است
قرار گرفت. در آن حادثه صورت و بدن سمیه و رعنا در اسید سوخت و اسیدپاش به زندان افتاد. در میان شاهدان آن حادثه، نازنین، دختر بزرگ سمیه که آن زمان پنج ساله بود، بیش از همه تصویر خشم افسارگسیخته اسیدپاش را به یاد دارد. جسم او هم کمی آسیب دیده اما اسید بیش از همه در قلب او ریشه دوانده است. اسیدپاش، پدر خانواده است. روز حادثه، او در واکنش به تقاضای طلاق سمیه و با نقشه برادرش، یک بطری را از
سردار صاحبدلی سرزمین مجاهدت های خاموش /کعبه همچنان رازدار دل نوشته توست سردار خوبی ها
خطابشان به گرگ ها این است: گر پدر رفت تفنگ پدری هست هنوز... در سال 1364 بنا به در خواست فرمانده تیپ بیت المقدس به آن یگان ماموریت یافت و تا پایان جنگ تحمیلی به عنوان جانشین ستاد و فرمانده پایگاه این تیپ در جبهه های جنوب و جزیره مجنون در کمال خلوص و شجاعت به مبارزه پرداخت. سردار پر آوزاه جبهه های سرافرازی و دلیرمردی در سال 1368 برای گذراندن دوره دافوس به دانشگاه امام حسین (ع
شهید کجباف: پیکرم بازنمی گردد منتظر نباشید
مربی پرورشی از مدیر هم بالاتر بود زیرا می رفت تا تفکر طاغوتی حاکم بر فرهنگ مدارس را تغییر بدهد و پایه گذار این طرح شهید رجایی بود. یکی از مدارس شهریار را به عنوان محل خدمت هادی انتخاب کردند اما چون هنوز کارت پایان خدمتش را ارائه نکرده بود، شروع به کارش منوط به ارائه کارت پایان خدمت شد به همین خاطر گفت می روم شوشتر هم سری به خانواده بزنم و هم کارتم را بگیرم. آذر سال 60 بود که رفت شوشتر. دو، سه روز
منتظر دیدن و بوییدن استخوان های پسرمان هستیم
اینکه یکی از همرزمانش از اسارت آزاد شد و از شهادت وی در لحظات آخر درگیری خبر داد، ولی باز هم ما به آمدن وی امیدوار بودیم. پدر شهید ادامه داد: هفته گذشته اطلاع دادند که پسرم تازه تفحص شده و قرار است پیش خانواده بازگردد. ما سر از پا نمی شناسیم چرا که پس از سال ها پی بردیم اسیر نشده بلکه شهید شده است ولی هنوز جنازه اش به دست ما نرسیده و حالا با حضورش در کنار ما مادرش هم به آرامش می رسد.
گران قیمت ترین نقاشی های قرن
طبقه بندی سیر تکامل آثار هنری پیکاسو موسوم به دوره سرخ کشیده شده است، زمانی که پیکاسوی جوان از زمینه سرد و دلگیر آبی به زمینه ای گرم و دلگشا با ترکیبی از قرمز و نارنجی روی آورد. در این پرتره، پیکاسو پسری جوان به نام لویی کوچک را به تصویر کشیده است که معمولاً در اطراف استودیو وی در Montmartre وقت را به بطالت می گذارند. پسرک لباسی یکپارچه آبی بر تن دارد و پیپی را قلم گونه در دست گرفته است در حالی که
راز زنده زنده سوختن 5 عضو یک خانواده در آتش خشم پسر
پسر خانواده در بازپرسی گفت که مادرش شب قبل از انفجار در مورد تهدید مردی به نام اکبر مظنون به سوزاندن و به اتش کشیدن خانه شان با او صحبت کرده بود. راز آتش سوزی عمدی در خیابان پیروزی که 5 عضو خانواده ای را به کام مرگ کشانده بود، با گزارش کارشناس آتش نشانی فاش شد. 24 بهمن سال گذشته ماموران پلیس در جریان آتش سوزی مرگباری در خیابان زینتی محله پیروزی قرار گرفتند. با حضور ماموران
پسر مست، خانواده اش را به آتش کشید!
روز نو : در روز ابتدایی حادثه تصور بر این بود که آتش سوزی یک حادثه بوده است تا اینکه سلیمان و اکبر نیز بر اثر سوختگی شدید در بیمارستان تسلیم مرگ شدند و دیگر کسی نمانده بود تا جزئیات حادثه را فاش کند. راز قتل عام آتشین که در آن پنج عضو خانواده ای کشته شده اند، در آخرین تماس مادر با پسرش فاش شد. در این جنایت هولناک، پسری با آتش افروزی خود، پدر، مادر، خواهر 19 و برادر 14 ساله اش را