سایر منابع:
سایر خبرها
پرسش و پاسخ پیرامون زندگانی امام هفتم از زبان رهبر انقلاب
هارون گذاشت، هارون که لباس را دید آرام یافت، و به علی بن یقطین گفت: لباس را به جای خود برگردان وخودت هم به سلامت باز گرد، پس از این سعایت هیچ کس را در مورد تو نمی پذیرم، و دستورداد آن غلام را هزار ضربه شلاق بزنند.و او هنوز پانصد ضربه شلاق بیشتر نخورده بود که جان سپرد. علی بن یقطین به سال 182 هجری قمری، زمانی که حضرت موسی بن جعفر در زندان بوددر گذشت و کتابهایی داشته است که نام برخی از آنها
گفتگویی خواندنی با چوپان گلستانی که پدیده جهانی اینستاگرام شد + تصاویر و فیلم
کردند و بچه ها رو هم به کار گرفتند. محمد قاسم می گفت من از همون بچگی به پدرم کمک می کردم و تو زمین های کشاورزی بودیم، مثل بچه های این زمونه نبود که پدر کشاورز و دامداره اما پسر سبزی های خوردنی رو هم نمی تونه تشخیص بده. محمد متولد سال 65 و فرزند یکی مونده به آخری خانوادست. کودکیش مثل همه بچه های روستایی با گردو بازی، لاستیک بازی، باربارنگ بازی و ... عجین شده بود و جز تلویزیون و رادیو نشانی
مرتضوی الان باید در سلول مجاور زنجانی باشد/2میلیارد ین ، خطای چشم مرتضوی
از من سرپرست شده است، لیسانس ادبیات دارد. درحالی که فرد مورد اشاره سال ها عضو این دستگاه بوده و به ریزودرشت آن آشنا و مسلط است. جزء افراد قابلِ اعتماد سازمان بوده است. بعد هم ایشان کلا هشت روز بیشتر سرپرست نبوده است. زمانی که دولت روحانی سرکار آمد و وزیر و مدیرعامل تغییر کرد باید کسی مسئول می شد تا کار مردم معطل نشود. ایشان سال ها عضو هیأت مدیره سازمان و به کار وارد بوده است. اصلا اشاره آقای مرتضوی
روایتی تکان دهنده از فرزند فروشی
اول معتاد بودند و او آنها را در خانه ترک داده است. اون موقع جون داشتم، خودم ترک می کردم و بعدش بچه ها رو ترک می دادم ولی الان دیگه جون ندارم مهسا رو ترک بدم. به خاطر همینم مهسا 10 روز بیمارستان بود. بهش مرفین می دادن چون وقتی به دنیا اومد حالش خیلی بد بود. بعد بیمارستان از بهزیستی اومدن و بردنش. مهسا دو هفته بهزیستی ساری بود. بعدش رفتیم دادستانی، جز زدیم تا حکم داد بچه رو بدن بهمون .
امام کاظم (ع) دریای فضل و کمال / باید گفت غم مظلومیت حجت خدا را!
پاسخ های آن حضرت به پرسش های حاضران را یادداشت می کردند و هر حکمی که در مورد پیش آمدی صادر می فرمودند، ضبط می کردند. وی ادامه می دهد: امام موسی بن جعفر (ع) نه تنها از نظر علمی تمام دانشمندان و رجال علمی آن روز را مورد تاثیر قرار داده بود، بلکه از نظر فضائل اخلاقی و صفات برجسته انسانی نیز زبانزد خاص و عام بود، به طوری که تمام دانشمندانی که با زندگی پرافتخار آن حضرت آشنایی دارند، در برابر
دروغ خوبه، چه جورش؟
خواری داشته است؟! اگر زیاد بخواهیم در این باره کنکاش کنیم، معمولا این جواب را می شنویم: چه اهمیتی داره کی گفته، مهم اینه که حرفش قشنگه. نتیجه آنکه نسبت دادن یک حرف قشنگ به یک آدم بی ربط، دروغ به حساب نمی آید. این مورد شماره یک است. سوار تاکسی هستیم و داریم به سمت یک قرار حرکت می کنیم. خوشبختانه به یمن وجود تکنولوژی، شخصی که احتمالا مدتی است سر قرار در انتظار ما به سر می برد، می تواند با
فرزند فروشی و روزگار زنانی در شمال ایران !
...، 22 ساله، محله نوبنیاد ساری در حاشیه ساری، مرکز یکی از پرجمعیت ترین استان های شمالی ایران، محله هایی هست که به سرتاسر ایران آدم صادر می کنند، به انواع و اقسام؛ معتاد، گدا، دزد، کارگر جنسی. نوبنیاد که قبلا آن را جانبازان می گفتند، یکی از همین محله هاست و سودابه ی 22 ساله که امروز از صبح بیرون رفته و هنوزنیامده، یکی از زنانی است که حالا مددکار ها او را یکی از آسیب دیده ترین زنان نوبنیاد می دانند. محمد 10 ساله و شکوفه چهارساله که کنار خط آهن گرگان – تهران که محله را از جاده ساری – ...
مشکل اساسی قوا، نبود ساختار نظارتی است/ اول انقلاب فساد در کشور کمتر بود/ کاندیداها، نمایندگی مجلس را ...
را می گیرد (جلد 5 ص319 صحیفه امام) و مقام معظم رهبری هم بر این گفته تاکید داشته اند. * در مجلس نهادی به نام مرکز پژوهش ها وجود دارد. آیا طرح ها و لوایح در این مرکز مورد پژوهش و کار شناسی قرار می گیرد؟ این مرکز در ساختار قانونگذاری توانایی پالایش طرح ها و لوایح غیرعلمی و به قول شما طرح های درست را دارد؟ مرکز پژوهش های مجلس کارآمد نیست - این مرکز از لحاظ ساختاری
آغاز ثبت نام نمایشگاه فرانکفورت، ارزیابی ناشران، توضیحات نوش آبادی و بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه کتاب
گروه ادبیات، نشر و رسانه ، رهبر معظم انقلاب صبح امروز با حضور در مصلای امام خمینی(ره) از بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بازدید کردند. به گزارش بولتن نیوز ، بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه بین المللی کتاب، نشست خبری حسین نوش آبادی سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درحاشیه نمایشگاه، گزارشی از حال و هوای هشتمین روز نمایشگاه کتاب، دعوت از ناشران برای حضور در نمایشگاه کت
کتاب سرخ کرده با سس ناشران
، منم کتاب می خونم، اصلا همه کتاباتو می خونم. ، این جوان در مورد وضعیت نمایشگاه این طور توضیح داد که: سال های پیش اوضاع بهتر بود، الان وضعیت افتضاحه، امیدوارم تو این چند روز جبران شه، امیدوارم مشتاقان کتاب بیان تا یک دشتی هم ما بکنیم. ، برخی از ناشران هم در کنار کتاب اشانتیون سس قرمز گذاشته بودند که مردم با اشتیاق بیشتری به سمت آنان بیایند تا سیب زمینی شان طعم بهتری بگیرد. خبرنگار واحد مرکزی هوش خراش/ فریبرز هوشیلیتی قانون/
غافل گیری
حدس می زنم چه خبر است. پشت در کلاس می ایستم و زل می زنم به نوشته ی روی در. به کلاس مهندسان آینده خوش آمدید! زیر لب می گویم: خدایا این روز آخری رو به خیر بگذرون! بسم الله می گویم و در کلاس را باز می کنم. میز معلم وسط کلاس است. بچه ها صندلی های تک نفره شان را دور میز چیده اند و دسته جمعی مشغول رونویسی جواب های مسئله از روی حل المسائل هستند. - بچه ها! جون مادرتون بزنین صفحه ی
کفش هایی که هر لنگه اش سهم یک جانباز بود!
داشت ولی شیطنت هم زیاد می کرد. یادم می آید وقتی که مدرسه می رفت یک روز آمد خانه و گفت: عزیز مدرسه تو رو خواستن. گفتم: دوباره چه شیطنتی کردی؟ گفت: هیچی. گفتم غیرممکنه که تو کاری نکرده باشی و مدرسه من رو بخواد. گفت: میای خودت می فهمی. فردای اون روز رفتم مدرسه. یک جعبه شیرینی گرفتم و برای آقای مدیر بردم. گفت: شما؟ گفتم: من مادر رسول زاده هستم. گفت: پسر شما رفته ماشین دبیر رو خط خطی کرده. گفتم: ببینید
غذاهای اعیانی برای مهمانی های رودربایستی دار (1)
بپوشانید. 3. برای آماده کردن مواد داخل رول، ابتدا تخم مرغ ها را آب پز کرده و پس از پوست کندن به صورت حلقه حلقه، خرد کنید. حالا جعفری یا گشنیز خرد شده را روی گوشت بریزید و سپس تخم مرغ ها را روی سبزی بچینید و با پاشیدن نمک و فلفل، آن را مزه دار کنید. در پایان، لبه های گوشت را از روبه رو به هم بچسبانید. داخل تابه ای مقداری روغن بریزید و روی شعله اجاق گاز قرار دهید تا داغ شود. سپس رولت پیچیده شده
ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)
/> - خب عزیزم، خیلی بدشانسی، چون گوشت گاوی که کباب کرده بودم، یک کمی سوخته! یک زن یک زن است|1961| ژان لوک گدار من با این دل چه کنم؟ من با این حال چه کنم؟ من این غصه رو با کی تقسیم کنم؟ من با چه قوتی این همه راهو بیام که چی؟ دیگه دارم اذیت میشم. دیگه وقتشه بخوابونم تو گوشت پسر. بچه جون من خسته ام. از من پیرمرد چه انتظاری داری؟ خُب خودتو به من نشون بده...خودتو به من نشون بده
مصالح ساختمانی چقدر گران شد؟
داره. حباب تو بخش زمین کلنگیه که باید بترکه و میترکه بهزاد دلال حرص نخور زیاد دلالان وابستگان به دلالان و......... بخوانند 1_سه سال تلاش مذبوحانه و بیهوده کافیست .... 2_تشویق وترغیب مردم برای خرید وترساندن از گرانی واحی آینده مسکن کافیست 3_ بی نتیجه بودن افزایش وام مسکن ورکود طولانی تر دیگر کافیست!!!! ((( تمامی مطالب فوق الذکر در یک مطلب خلاصه شده)))
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
؟ بهتر است وارد مذاکره با خود کدخدا شویم! منظورشان از کدخدا آمریکا بود. سی وچند سال بعد از انقلاب خمینی، هنوز فکر می کردند آمریکا کدخدای عالم است! علامت تعجب را من یکی گذاشتم، تو صد تا فرض کن! خودشان پیام بهمن 57 را نگرفته بودند، توهم زده بودند منتقد، پیام فلان روز ماه خرداد را نگرفته! آن هم منتقد صاحب شعوری که پیروزی چنددهم درصدی را هرگز بهانه نکرد برای دبه درآوردن! ابتدا تبریک گفت، بعد
شهیدی که می خواست آمریکا و اسرائیل را از همین جا بزند
ندارد. ما آنقدر جلو رفته ایم که دیگر نمی توانیم جلوی روند کار را بگیریم. فقط این را به تو بگویم که بهمن کار ما تمام می شود. یکی از دوستانشان تعریف می کرد که دو سه سال قبل از شهادتشان در سوله، داشتند موتوری که سوخت زده بودند را برای تست آماده می کردند. مهدی نواب دست حسن آقای طهرانی مقدم را می گیرد که بیا شما برو بیرون. حسن آقا می گوید چرا. مهدی نواب فقط داد می زند که خطر این کار خیلی زیاد
خاطراتی از ادیبانی ایرانی در فقدان محمد علی سپانلو/ بامداد که آمد شاعر رفته بود
مورد کسانی که روی خیابان ها نامگذاری های جدید می کنند، می گفت چرا ما باید اسم و اسامی تازه بگذاریم، به جای این کار بیاییم خیابان های تازه ای که ساخته می شوند اسامی که مدنظر داریم روی آنها بگذاریم. به نظرم حرف های او بسیار درست بود و تا امروز در ذهن من مانده است. اندیشه فولادوند، شاعر و بازیگر: تهران دیگر چشم های آبی تو را نخواهد دید سال 90 وقتی برای رونمایی آلبوم
هنگامی که خوردن یک سیب سبب خیر می شود/عجیب ترین قوانین گردشگری جهان/مرموزترین روستای ایران
خداوند متعال را شکر کرد که چنین همسر دانشمندی به وی ارزانی داشته است، به همین جهت آن شب نیز تا بامداد مشغول مطالعه و عبادت و شکرگزاری بود.وقتی استاد داماد و پدر عروس، از ماجرا آگاه شد، داماد را خواست و به وی گفت: اگر این دختر با تو هم افق نیست، صریحاً بگو تا دیگری را برایت عقد کنم.ولی داماد گفت: نه، علّت نه این است که دختر دانشمند شما مورد علاقه من نیست، بلکه فقط به ملاحظه این است که می خواهم شکر
این مجری حرف هایش را با کسی هماهنگ نمی کند
نپذیرفت. ما در همین سال 85، همین شبکه زمین تی وی را هوا کردیم، منتها بعد که آن تفاهم نامه نوشته شد، ما را یک جورهایی از امارات بیرون کردند! علاقه شما به اقتصاد از کجا می آید، جوانی که به قول خودتان از یزد احتمالا از خانواده ای مذهبی آمده و در دانشگاه امام صادق تبلیغ خوانده، تصمیم می گیرد شبکه اقتصادی بزند یا در شبکه بازار یک برنامه پربیننده دارد. و حتی در دوره جوانی سرمایه دار
لوزه سوم باید عمل شود؟ /بخورنخورهای بیماران کلیوی/پاسخ سوال های رایج زنان
نیست که به یک متخصص گوش، حلق و بینی هم مراجعه نمایید. سوال : من عکس رادیولوژی گرفتم از ریه چون آلرژی داشتم.اما تو عکس نوشته برجستگی ریه چپ مشاهده می شود . توده فضاگیر دیده نشده، اندازه قلب هم نرمال است، آیا من سرطان ریه یا لنف دارم؟ پاسخ :دکتر حمید سهراب پور/ فوق تخصص ریه با توجه به مسائل گفته شده، شما سرطان ندارید، اما برای اطمینان خاطربیشتر بهتر است که
ماجرای جذاب یونس پلاتینی و رضا دادرس
بود یه مَرد. ورقه رو گذاشتم جلوش گفتم: جواب ندی؛ ردّی. بخشش مخشش هم تو کار نیست. بسه دیگه! خودتون ببینین چی نوشته. نُمرَشو هر چی می دین کامنت کنین. یا حق... رضا دادرس چیست و در کجا قرار دارد؟ ( 3 نمره) اسمش رضا دادرس و اسم شناسنامه ایش محمد رضا دادرس اشکیکی است. همشهری های عزیز بیشتر اون رو به اسم “رضا دادرسی” می شناسند. خودشم تا کلاس اول دومِ دبستان، بالای برگه های
معرفی کتاب/ کتابهای طنز جیره یکسال خندیدن
می شد؛ گاهی هم بر و بچه های شوخ برای بالا بردن روحیه نشاط رزمنده ها دست به خلق اتفاقات طنزآمیزی می زدند. باهم بخش شیرینی از این خاطرات را مرور می کنیم: " قرار گذاشته بودیم هرشب یکی از بچه های چادر رو توی جشن پتو بزنیم. یه روز گفتیم: ما چرا خودمون رو میزنیم؟ واسه همین قرار شد یکی بره بیرون و اولین کسی رو که دید بکشونه توی چادر. به همین خاطر یکی از بچه ها رفت بیرون و بعد از مدتی با یه
ایران در بین 24 کشور دارای وضعیت خطرناک آب
ایران دچار بحران شد. دیگر رودخانه ای جاری نشد. هر آنچه هم که سال ها در زیرِ زمین ذخیره شده بود، با کمک موتورپمپ ها بیرون کشیده شد و حال ما ماندیم و بحران. دستمان هم به کسی نمی رسد به راحتی روستاییان را مورد هجمه قرار می دهیم. نمی گوییم اگر سالی شش میلیارد دلار در کشور صرف گسترش راه آهن، بهداشت، آموزش و پژوهش و صرف فرهنگ می شد، امروز بسیاری از مشکلات کشور حل شده بود. امروز برای درمان یک
اخبار سیاسی فرهنگی اجتماعی
بحران شد. دیگر رودخانه ای جاری نشد. هر آنچه هم که سال ها در زیرِ زمین ذخیره شده بود، با کمک موتورپمپ ها بیرون کشیده شد و حال ما ماندیم و بحران. دستمان هم به کسی نمی رسد به راحتی روستاییان را مورد هجمه قرار می دهیم. نمی گوییم اگر سالی شش میلیارد دلار در کشور صرف گسترش راه آهن، بهداشت، آموزش و پژوهش و صرف فرهنگ می شد، امروز بسیاری از مشکلات کشور حل شده بود . امروز برای درمان یک بیماری معمولی
پیشینه اسلام و تشیع یمنی ها
شما در روز محشر ذخیره و توشه من هستید و شما عترت پیامبر هدایت گر هستید. هنگامی که امام او را دید و شعر او را شنید، فرمود: اگر از تو خواسته شود از من برائت بجویی چه چیزی ممکن است بگویی؟ او گفت: ای امیر مؤمنان! به خدا سوگند اگر با شمشیر تکه تکه شوم و در آتش سوزان بیفتم همه آن ها را بر برائت از شما ترجیح می دهم. امام علیه السلام فرمود: ای حجر! خداوند همه خوبی ها را نصیب تو گرداند، خداوند
کارگرهای سینمای ایران را بشناسید
کارخانه دار می شود، گو اینکه این عشق از خلا داشتن یک سرپناه و یا نبود پدر شکل گرفته باشد. سکانسی که رحمانی مقابل بچه هایش ایستاده است و از عشقش دفاع می کند و حیثیت معشوقه ی کارگرش از ماندگارترین هاست ((خوشبختی اون چیزی نیست که آدم از بیرون ببینه، خوشبختی تو دل آدمه ،دل که خوشبخت باشه آدم خوشبخته...)) احسان – صابر ابر – اینجا بدون من توکلی بدون شک در فیلم اقتباسی اش موفق شده
تجاوز به دو میلیون زن آلمانی در آخرین روزهای جنگ!
گوید که حرف زدن از آن ماجرا برایش سخت بوده است. او می گوید: "مادرم دوست داشت که با افتخار بگوید دخترش باکره است." اینگبورگ در جوانی اما تجاوزها در همه جای برلین گریبان زنان را گرفته بود. اینگبورگ به خاطر دارد که به زنان بین 15 تا 55 سال دستور داده شده بود تا برای بررسی ابتلا به بیماری های مقاربتی مورد آزمایش قرار بگیرند. "شما برای دریافت کوپن غذا، می بایست گواهینامۀ بهداشت می
محمدعلی سپانلو؛ از زندگی تا مرگ
باتلاق به سنگینی پیش می رفت. روز اول بهمن سال 1340، وقتی از یکی از تظاهرات دانشکده حقوق ، با سر شکسته و بارانی سرخ از خون به خانه آمدم ، قلم برداشتم و شاعر شدم. گویی خون غبارهای قریحه مرا شسته بود. ناگهان هرچه می خواستم می نوشتم یا اختراع می کردم ، زبان ، سبک ، تصویر و صدای ویژه خودم را ، به این تعبیر ، من فرزند هنری جنبش دانشجویی ایران هستم. جایی از پنج پشت پدران خود نوشته ام و می
از کارگری تا بازی مقابل عزت الله انتظامی/ چهره ای نزدیک و نامی دور
یک خانواده کارگری بازیگر ، کارگردان و بازیگردان سینما ،تئاتر و تلویزیون شدم. به واسطه شغل پدرم که مامور کنترل بلیط سینما کاپری بهشهر بود با سینما آشنا شدم و از همان بچگی شغلم را انتخاب کردم یک روز توی سال 53 بود به مناسبت روز مشاغل معلم گفت بچه ها انشاء بنویسید که می خواهید چه کاره شوید من هم آنجا نوشتم می خواهم هنرپیشه شوم وقتی خواندم همه خندیدند در آن زمان هنرپیشگی هنوز تعریف نشده