سایر منابع:
سایر خبرها
جزییات ربودن فرزند رئیس کلینیک پرسپولیس
نمی شناختم. شایان به من گفت که پوریا از پدر این بچه طلبکار است و تنها برای وصول پول شان این نقشه را طراحی کرده اند. از نحوه ربودن سینا بگو؟ قرار بود من و شایان به همراه یکی از دوستانم به نام پوریا که تنها رانندگی خودرو را برعهده داشت و در جریان نقشه مان نبود، سینا را در فرصتی که منتظر سرویس مدرسه اش است بدزدیم. روز حادثه در یک چشم بر هم زدن وقتی سینا در پیاده رو ایستاده بود
دربی بازها: دربی هیچ وقت تشریفاتی نیست
/> مکانی: خب، آقارضا شما بزرگتر هستی، دروغ که نگفتم... ما بچه بودیم، شما آقای گل می شدی. (خنده) فخرالدینی: نگران نباشید آقارضا بعد از این دربی خداحافظی می کند. علی عسگری: جداً؟! عنایتی: نه بابا، این بحث را خبرورزشی راه انداخت. با من تماس گرفتند و پرسیدند نکند به این دلیل شماره 80 را پوشیدی که بعد از دربی 80 خداحافظی کنی... من هم گفتم نه، فصل بعد بازی می کنم. فخرالدینی: آقارضا تازه
زندگی قهرمانانه امام کاظم(ع) در زندان
، در وجود هارون موثر افتاد و در سفری که در سال 179 ه. ق به حج رفت، بیش از پیش به عظمت معنوی امام(ع) و احترام خاصی که مردم برای امام موسی الکاظم(ع) قائل بودند پی برد. او امام کاظم(ع) را به جرم این که تسلیم حکومت جابرانه او نبود، بلکه رو در روی او قرار گرفته بود، دستگیر نمود. هارون آن چنان از امام(ع) هراس داشت که وقتی قرار شد آن حضرت را از مدینه به بصره آورند، دستور داد چند کجاوه با کجاوه
پرسش و پاسخ پیرامون زندگانی امام هفتم از زبان رهبر انقلاب
معنی می شود و ربط می یابد که ما آن رشته ی مستمری را که از آغاز امامت آن بزرگوار تا لحظه ی شهادتش ادامه داشته، مشاهده کنیم. این رشته، همان خط جهاد و مبارزه ی ائمه(علیهم السّلام) است که در تمام دوران دویست وپنجاه ساله و در شکل های گوناگون استمرار داشته و هدف از آن، اولاً تبیین اسلام ناب و تفسیر صحیح قرآن و ارایه ی تصویری روشن از معرفت اسلامی است و ثانیاً، تبیین مسأله ی امامت و حاکمیت سیاسی در جامعه ی
گفتگویی خواندنی با چوپان گلستانی که پدیده جهانی اینستاگرام شد + تصاویر و فیلم
رو رمز و علت جذب مخاطبینش میدونه حاضر نیست از دلخوشی های مخاطبینش بگذره و اون رو آلوده به خواسته های دنیایی کنه. صداقت، صمیمت و سادگی محمد هزاران هزار لایک میخوره و از دل تکنولوژی تو دلهای 32 هزار انسان رسوخ میکنه تا حدی که یه ایرونی خارج نشین بدون اینکه محمدقاسم رو از نزدیک بشناسه سگش رو که به دلیل مشکلات مالی از طریق اینستاگرام برای فروش گذاشته بود حدود 5 میلیون میخره و بعد ها تماس
شوخی هایی که خانم ها دوست ندارند
: خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم. یا مثلاً زیاد دیدم آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می آید می گویند: خانم اون وسایل ما رو جمع کن امروز فرداست که با مأمور بیان دنبالم. یا سعی کن ماهی یه بار بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری! البته این ها نمونه است ولی حرف هایی است که زیاد در زندگی ها می بینم و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد فقط برای شوخی این ها را بیان می کند
روایتی تکان دهنده از فرزند فروشی
دو بار ازدواج کرده و از شوهر اولش سه بچه دارد. طناز ، نام یکی از آنهاست؛ کودک دو ساله ای که با یک زن و مرد معتاد به شیشه که خانه شان نه برق دارد، نه آب، نه گاز و البته همین دیروز خانه شان را خراب کرده اند، زندگی می کند. حالا افسانه از راه رسیده و اعصاب حرف زدن ندارد. خیلی کوتاه از وضع بچه هایش حرف می زند. درباره طناز می گوید: دادمشون به اونا، باهاش گدایی می کنن. از دیروز خبری ندارم ازش
چگونه به فرزندتان صداقت را آموزش دهید
/> مادر: (با صدایی اتهامی) این آبنبات رو از کجا آوردی؟ فرزند: تو جیبم پیداش کردم. مادر: از سومارکت دزدیدیش؟ فرزند: نه، من ندزدیدمش! مادر: ولی من میدونم که اینکارو کردی. خواهرت گفت که دیده این کارو کردی. الان هم داری به من دروغ میگی. فرزند: نه اون دروغ میگه. من ندزدیدمش. مادر: پس از کجا آوردیش؟ با دروغی که گفتی دو بار تنبیه میشی. ب: مادر: میبینم
هنر از کف زندگی تا سالن ها وموزه ها
وقتی به سمت هنر می روید لاجرم از خانواده خود و اطرافیانتان متمایز می شوید . انگار یه جبر تحمیلی ست همون کسانی که تو را دوست دارند زمانی که هنرمند شدی دیگر تو را متفاوت می بینند . این یعنی تو دیگه یه آدم ساده در کف زندگی نیستی. به زعم من این برداشت و تحمیل شخصیت تازه به هنر مند از اون بخش افرادی ناشی شده که کلا از بقیه مردم متمایز بودند. در طبقات بالای اجتماع بودند با منافع اقتصادی معین؛ ولی تاسف
پروین: دوست دارم داربی را ببینم اما خیلی شلوغ میشه!
چرک کرده بود. چند بار رفتم دکتر مکتر و الان هم بهترم. دوست نداشتم این قضیه را توی روزنامه ها بنویسن ولی خبرش رو مثل موشک نوشتن و اصلا نمی دونم از کجا این خبر دراومد. هواداران تان خیلی نگران شدند. آره خودم هم شنیدم که اینجوری شده به خاطر همین بچه ها خیلی زود اعلام کردن که حالم خوبه و طوریم نیست. خدا رو شکر که حاج خانم و خانواده ام توی جریان بودن وگرنه این ور ماجرا هم برام دردسر درست می
مهراب قاسمخانی دوست دارد رئیس باغ وحش شود
مشخصی هم برای این ماجرا نداشتم. شاید انتخاب این افراد صرفا به دلیل شباهت در ذائقه بود. علاقه مند تفریحات مشابه بودیم مثل اسکی رفتن و فیلم دیدن... این جنس از زندگی تا چه زمانی ادامه داشت؟ قبولی در رشته نقاشی که البته قبل از آن یک مقطع دوساله داغان داشتم. وقتی پیمان رفت سربازی طبق قانون من می توانستم نروم. در آن دو سال که حالا دیپلم گرفته بودم، هیچ کاری نکردم. هیچ کاری. فقط فیلم می
فرزند فروشی و روزگار زنانی در شمال ایران !
...، 22 ساله، محله نوبنیاد ساری در حاشیه ساری، مرکز یکی از پرجمعیت ترین استان های شمالی ایران، محله هایی هست که به سرتاسر ایران آدم صادر می کنند، به انواع و اقسام؛ معتاد، گدا، دزد، کارگر جنسی. نوبنیاد که قبلا آن را جانبازان می گفتند، یکی از همین محله هاست و سودابه ی 22 ساله که امروز از صبح بیرون رفته و هنوزنیامده، یکی از زنانی است که حالا مددکار ها او را یکی از آسیب دیده ترین زنان نوبنیاد می دانند. محمد 10 ساله و شکوفه چهارساله که کنار خط آهن گرگان – تهران که محله را از جاده ساری – ...
طهارت روح؛ پیش شرط معرفت قرآن/ تلاوت متصل و مداوم باشد
، اخلاق، رفتار و گفتار نیز برگرفته از قرآن شده و حیات طیبه قرآن را در پی خواهد داشت از این رو می توان گفت پیروی از کلام وحی، قدم نهادن در وادی رهبانیت است. وی با اشاره به اینکه تماس با حقایق و معارف قرآن صورت نمی گیرد مگر اینکه فرد جان خود را طهارت بخشد، ابراز کرد: پیش شرط معرفت قرآن، طهارت روح، دل و جان است، همچنین برای نزدیک شدن به قرآن باید دل ها شسته شده و طهارت حاصل شود.
آغاز ثبت نام نمایشگاه فرانکفورت، ارزیابی ناشران، توضیحات نوش آبادی و بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه کتاب
بازدهی بهتری در حوزه فرهنگ را شاهد خواهیم بود اما متاسفانه نتوانسته ایم فناوری های صنعت چاپ و نشر کشور را تقویت کنیم و این یک آسیب و نقص جدی است البته این تقویت و رسیدگی به صنعت نشر تنها از سوی وزارت ارشاد شدنی نیست و نیازمند همکاری نهادهای مختلف وابسته مثل وزارت صنعت، وزارت امور خارجه، وزارت آموزش و پرورش و ... است. با هشتمین روز نمایشگاه کتاب/ مصلی میزبان رهبر معظم انقلاب بیست
آینده ی آنچلوتی و رئال؟
گورادیولا هم از جوانان بارسلونا اومد و تیمِ اصلی را گرفت همه میگفتن خیلی زوده براش. اما به نظرم زیدان از پسِ این کار بر میاد و چون یکی از اسطوره هایِ فوتبال و رئاله، تماشاگرا نسبت بهش صبر و اطمینانِ بیشتری نشون میدن. گریم سونس: من فکر نمیکنم رئال بهتر از آنچلوتی بتونه کسی رو پیدا کنه. تویِ چنین سطحی تجربه یِ بردنِ جام از همه چیز مهمتره و کسی بهتر از اون نیست تویِ این زمینه. اگه رئال
نگاهی به 31 دوره مسابقات بین المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) ، آشنا شدن مسلمانان دنیا با تحولات وپیشرفت های جمهوری اسلامی ایران و کسب تجربه از فعالیت های قرآنی سایر کشورها، سازمان اوقاف و امور خیریه را برآن داشته است تا از سال 1360 مبادرت به برگزاری مسابقات بین المللی قرآن کریم نماید. البته در سال های 1361 و 1364 به علت شرایط خاص جنگ تحمیلی در کشور، بمباران و موشک باران شهرها و نا امن بودن حریم هوایی کشور این
غافل گیری
/> - این چرت و پرت ها چیه که نوشتی؟ - جوابه دیگه آقا! مگه غلطه؟ آقای دانا دفتر عباس را از دستش می گیرد و با چشم هایی که از فرط عصبانیت گشاد شده فریاد می زند: به به! به به! خیلی پیشرفت کردین. دیگه زحمت رونویسی رو هم به خودتون نمی دین. برگه های حل المسائل رو جدا می کنین می ذارین لای دفتر، می آین پای تخته؟! شانس آوردین امروز روز آخره. پچ پچ بچه ها را می شنوم: چه کلکه! بی معرفت
کفش هایی که هر لنگه اش سهم یک جانباز بود!
داشت ولی شیطنت هم زیاد می کرد. یادم می آید وقتی که مدرسه می رفت یک روز آمد خانه و گفت: عزیز مدرسه تو رو خواستن. گفتم: دوباره چه شیطنتی کردی؟ گفت: هیچی. گفتم غیرممکنه که تو کاری نکرده باشی و مدرسه من رو بخواد. گفت: میای خودت می فهمی. فردای اون روز رفتم مدرسه. یک جعبه شیرینی گرفتم و برای آقای مدیر بردم. گفت: شما؟ گفتم: من مادر رسول زاده هستم. گفت: پسر شما رفته ماشین دبیر رو خط خطی کرده. گفتم: ببینید
ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)
: شعبده باز یه چیزی رو نشون می ده، یه چیز کاملا معمولی. بعد اون رو ناپدید می کنه. هنوز کسی دست نزده، چون ناپدید کردن تنها کافی نیست...... باید اون رو برگردونی.... هیچ کس به مردی که توی جعبه ناپدید می شه اهمیت نمی ده.... همه می خوان بفهمن راز کار چیه. ولی نمی فهمن. چون درست نگاه نمی کنند. البته در اصل نمی خواهند بفهمند. دوست دارید گولتون بزنند. این کار خیلی از خود گذشتگی می خواد. این تنها راه نجات
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (117)
صبح دینگ دینگ: سلام امیدوارم روز خوب و سرشار از موفقیتی داشته باشین. بهترین هارو براتون آرزو دارم. گوشی من اول صبح دینگ دینگ : اگه این پیامو به 10 نفر نفرستی از گردن به پایین فلج میشی! 10. سر چهار راه بودم یهو ی وانت چراغ قرمزو رد کرد. پلیس تو بلندگو گفت وانت کجا میری؟ وانتیه هم تو بلند گو گفت: دارم میرم بار بیارم دیرم شده عجله دارم... 11
خاطراتی از ادیبانی ایرانی در فقدان محمد علی سپانلو/ بامداد که آمد شاعر رفته بود
داد. تعداد کسانی که هم روشنفکرند و هم هنرمند اندک است وکسانی که این دو وظیفه را برای یک عمر رو به رشد تکامل ببخشید اندک تر. از سپانلو می توان به عنوان آخرین نسلی از نویسندگان نام برد که شروع آنها از دوران مشروطیت بوده است. از این نظر او در کنار شاملو، نیما و جلال و دیگران قرار می گیرد. منیرو روانی پور، نویسنده: او باید در دانشگاه درس می داد آدم دقیقی بود تو کارنقد داستان؛ سر
این مجری حرف هایش را با کسی هماهنگ نمی کند
آقای احمدی نژاد به آنجا داشت به صورت نانوشته دستوری رد و بدل شده بود که شبکه فارسی زبان به هر معنا آنجا راه پیدا نکند. یعنی ما نخواسته بودیم. بله آقای احمدی نژاد خواسته بودند. آنهایی که بودند به کار خودشان ادامه دادند، ولی قرار شد شبکه جدید راه اندازی نشود. البته ما توافق کرده بودیم و کارمان را انجام می دادیم. حکومت دوبی هم پذیرفت، اما خود دولت امارات و ابوظبی به عنوان کشور
جنایات سعودی ها در یمن گریبان خودشان را می گیرد/ انتقاد از خندوانه بخاطر دعوت از دبیر
حالی است که رژیم سعودی همچنان به تجاوز هوایی خود ادامه می دهد: مطبوعات درون مرزی و فرامرزی آل سعود از چند روز قبل، ایران را به عنوان کشوری مسلمان و موثر که خیر مسلمانان را می خواهد، مورد خطاب قرار داده و از رهبری معظم آن خواسته اند که برای متوقف کردن جنگی که شعله ور ماندن آن به نفع رژیم صهیونیستی است، اقدام نماید! همزمان با این لحن مسلمان دوستانه و آشتی جویانه، هواپیماهای جنگی رژیم عربستان طی یک هفته
علی اکبریان: مرخصی دارم اما وثیقه ندارم از زندان بیرون بیایم
نمی توان نام تو را از این فوتبال پاک کرد... ای بابا، نام من را از زندگی پاک کرده اند... خیلی ها یادشان رفته اصلاً آدمی به اسم علی اکبریان وجود داشت! ناامید نباش... امیدم به خداست... ولی خیلی دلم گرفته... چند روز دیگر بازی استقلال و پرسپولیس است. بعضی همبازیان من الان به عنوان مربی و... در این بازی هستند اما من داخل زندان مانده ام. من هم دوست داشتم الان بیرون بودم و لااقل برای
ماجرای جذاب یونس پلاتینی و رضا دادرس
. ابتدایی رو در مدرسه “مولوی” و راهنمایی رو در امام حسین(ع) و دبیرستان رو در استقلال درس می خونده. رشته تحصیلی رضا، علوم تجربی بوده. رضا می گه، کلا بچه ی درس خونی نبودم. چند بار سعی کردم تغییر رشته بدم و هنر بخونم اما نشد، تا پای فینالِ دیپلم هم می ره ولی در نهایت بی خیال درس و مدرسه می شه. اون می گه، نمی دونم شغلم چیه ولی بازیگرم، البته بزرگ شدم می خوام نجار بشم، چون عاشق بوی
معرفی کتاب/ کتابهای طنز جیره یکسال خندیدن
می شد؛ گاهی هم بر و بچه های شوخ برای بالا بردن روحیه نشاط رزمنده ها دست به خلق اتفاقات طنزآمیزی می زدند. باهم بخش شیرینی از این خاطرات را مرور می کنیم: " قرار گذاشته بودیم هرشب یکی از بچه های چادر رو توی جشن پتو بزنیم. یه روز گفتیم: ما چرا خودمون رو میزنیم؟ واسه همین قرار شد یکی بره بیرون و اولین کسی رو که دید بکشونه توی چادر. به همین خاطر یکی از بچه ها رفت بیرون و بعد از مدتی با یه
داوودآبادی: در خاطراتم دروغ نمی گویم
به گزارش مشرق، حمید داوودآبادی، مردی شناخته شده در حوزه نوشتاری است و این را می شد در حین مصاحبه با وی در نمایشگاه کتاب به عینه دید که طرفدارانی برای خود یافته است. دنیای خاطرات این نویسنده از معراج برگشتگان تا چادر وحدت همچنان پهن است و کتاب های او ردپای مردان بزرگی را با خود دارد. گفت وگوی مفصل من با این نویسنده رزمنده، دارای نکات تازه ای بود که بخشی از آن در متن پیش رو منعکس می شود.
کارگرهای سینمای ایران را بشناسید
کارخانه دار می شود، گو اینکه این عشق از خلا داشتن یک سرپناه و یا نبود پدر شکل گرفته باشد. سکانسی که رحمانی مقابل بچه هایش ایستاده است و از عشقش دفاع می کند و حیثیت معشوقه ی کارگرش از ماندگارترین هاست ((خوشبختی اون چیزی نیست که آدم از بیرون ببینه، خوشبختی تو دل آدمه ،دل که خوشبخت باشه آدم خوشبخته...)) احسان – صابر ابر – اینجا بدون من توکلی بدون شک در فیلم اقتباسی اش موفق شده
افتخارم پاسداری از منزل امام است/ ماجرای پولی که شهید در کت آویزانش گذاشت
سالروز شهادت همسر بزرگوارشان با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس به گفت وگو نشسته است که در ادامه ماحصل این گفت وگو را می خوانید. اسلامی: در سال 58 به عنوان تنها خانم پاسدار در منزل امام انتخاب شدم. در آن زمان در حوزه درس می خواندم. روزی که داوطلبانه برای پاسداری ثبت نام کردم در دل آرزو کردم که نام من انتخاب شود. روزی که برای نخستین بار در خانه ای که امام ساکن بودند، گام گذاشتم را هرگز فراموش
مرد دیدنی ها یک باره حرف نزد!
را نگرفت. انگار رادیویی ها با معرفت تر هستند. من بیمه سازمان صداوسیما و کارمند رسمی اش هم نیستم، اما با این حال واحد دوبلاژ این محبت را در حق من کرد و هزینه بیمارستان را تقبل کرد؛ البته ناگفته نماند که شخصا توان پرداختش را داشتم و هیچ نیازی به کمک نداشتم، اما دوستان محبت کردند و من از همه آن ها تشکر می کنم. از طرفی دیگر همین که دوستان من از تهران برای دیدنم به کرج آمدند خیلی برایم خوشایند بود و