سایر منابع:
سایر خبرها
اس ام اس بیقراری عاشقانه
گفتن از بی تو بودن، برای بیان دلتنگی و برای بیان غربت __________________ دیگر چرا به فصل نگاهت بهار نیست؟ چشمت برای دیدن من بی قرار نیست؟ افتادم چو اشک از چشمانت ای دریغ! دیگر مرا به چشم تو هم اعتبارنیست __________________ دیدار شما ارزوی قبلی ماست روابط عمومی چشمان بی قرار __________________ عشوه نکرده می کشی
شعر شاعران افغانستان در مدح پیامبر رحمت حضرت محمد (ص)
به گزارش خبرگزاری فارس ، وصف پیامبر اسلام (ص) در شعر شاعران افغانستان ویژگی خاصی دارد و ارادت و عشق این شاعران نشان از سرشت عرفانی و ملکوتی این شاعران دارد. *در سر اندیب زمین کرد هبوط آینه سید ابوطالب مظفری یکی از محققان و شاعران مطرح و از پیشگامان شعر مقاومت افغانستان است که در حال حاظر در شهر مشهد زندگی می کند. هبوط نام مثنوی بلندی از این شاعر است که به پیشگاه
کتابفروشی، پول قارون، صبر ایوب و عمر نوح می خواهد/ خاطرات مدیر انتشارات خیام از شهریار، بیژن ترقی و ...
. تا این که سال ها گذشت و ما دیوان های شعر او را چاپ کردیم. او قطعه ای را درباره خانواده ما سروده است به این قرار: بیژنم تازه آمده به وجود/بی خبر از جهان بود و نبود/سن من پنج و کار من بازی/صبح تا شب شلنگ اندازی/بعد من خواهرم مهین باشد/که اگر بنگری مه این باشد/بعد از آن شاهرخ برادر من/همچو ماهی است در برابر من هنگامی که من 18 ساله بودم در دبیرستان مروی تحصیل می کردم که این
آخرین خاطره از سردار شهیدسپاه در سوریه
عظمت شهیدان نوشت وقتی در طلب رضوان من الله اکبر ، تا بالاترین منزل قرب شتافتند. چگونه می توان در وصف سبک بالان عاشق نوشت، آنان که جان در طبق اخلاص نهادند و بی هیچ چشم داشتی به محضر دوست تقدیم نمودند. براستی نمی توان از ستارگان آسمان جهاد و شهادت، غفلت نمود و با خاطراتشان حرفهای دل را مرور نکرد. اگر می خواهیم که بهار روزهای عظمت به سراغمان آید؛ هرچند یاران بهاری مان رفته اند، هم آنان که بهاری بودن
مشفقانه - احمد مسجد جامعی*
او بودم، به شعرخوانی آن شب نرسیدم و فقط توانستم همراه خانواده گرانقدر استاد در لحظات آخر در بیمارستان، در کنار او باشم. چه شب غمگین و تلخی بود. / همین از غم نه تنها چشم خون پالای من گرید / که همچون نخل باران خورده سر تا پای من گرید / مگر ابر بهار امشب غمی چون من به دل دارد / که می خواهد بدینسان تا سحر همپای من گرید / امید این غم مگر مشفق دهد تسکین که می بیند / همین از غم نه تنها چشم خون پالای من گرید *عضو شورای شهر تهران *روزنامه ایران اول**
پیر غزل ایران از نگاه شاعران
درباره او، یلوک رفتاری و سلوک حرفه ایش داد سخن داده اند. برای مثال، محمدعلی مجاهدی: آثار آیینی مشفق نام و یاد او را برای همیشه زنده نگاه می دارد محمد علی مجاهدی متخلص به پروانه دبیر شعر آیینی کشور درباره او می گوید: استاد عباس کی منش (مشفق) کاشانی از غزل پردازان طراز اول و از ستارگان همیشه فروزان آسمان شعر آیینی در روزگار بوده است. نکته سنجی ها، باریک بینی ها و ژرف نگری های
گمنام کویرنشین تایباد
نزدشان افروخته تر دارد. در این سفر همنشین خواندگری از تبار هنرمندان مردمی قدیم بودم. برسفره کسی نشستم که او را دلی به وسعت کویر بود. دریادلی که اینچنین در گوشه ای از روستاهای شهری دوردست، گمنام و حتی بی نام، هشتادوچندسال از عمر خود را در کارگری و خواندگری سپری کرده است. او را نشان از درک حضور مَلَنگان بود. کسانی همچون ملنگ سرخ پوش که نظر محمد سلیمانی از درک حضورش یاد کرده است. تاثیری که به مدد
در کوچه باغ خاطره با مشفق شعر انقلاب/ بازخوانی مراسم پاسداشت استاد مشفق کاشانی در خبرگزاری فارس
انتشار جلد سوم کتاب خلوت انس فراهم شده است. در پایان رضا اسماعیلی، شعری با عنوان شاعر آیینه ها تقدیم به استاد مشفق کاشانی کرد که در ذیل آن را می خوانید: من تو را می خوانم و عطر خیالت با من است با توام، وقتی غزل های زلالت با من است بُعد منزل نیست بین عاشقان، ای مهربان! دور نزدیکی به من، بوی وصالت با من است خاطرات روشنت را می کنم هر شب
مشفق کاشانی از نگاه رهبرانقلاب/ گوش هوشی است اگر پنجره باز است اینجا
به گزارش خبرنگار مهر، استاد عباس کی منش مشهور به مشفق کاشانی سرسلسله شاعران انقلاب و به تعبیری تازه تر که در مراسم نکوداشت وی در سازمان رسانه ای اوج به کار برده شد، پیرجمع شاعران انقلاب اسلامی به شمار می رفت. از او به عنوان یکی از شاعران احیاگر شعر کلاسیک فارسی به ویژه غزل در دوران معاصر یاد می شد و از جمله شاعرانی بود که در 89 سال زندگی خود با جمع کثیری از شاعران کشور در سبک ها و قالب
درباره مشفق کاشانی چه می گویند؟
کمال استواری و سبک او عراقی است با گوشه چشمی گاه گاه به هندی. گرمارودی با جوان خواندن مشفق کاشانی گفته است: این شاعر در آغاز دهه نهم خود عمر خود غزل هایی می گوید که خون جوان در آن جاری است. *** فاطمه راکعی گفت: استاد مشفق تا آخرین لحظه زندگی اش هوش و ذکاوت شاعرانه خود را حفظ کرده بود. این شاعر و مدیرعامل انجمن شاعران اظهار کرد: استاد مشفق از بنیان
از منطقه نبرد سهمگین خیبر تا... جنوب لبنان
پهن کرد. تا نیمه های شب بیدار بودیم و به صحبت در ابواب زندگی و کار و نگرانی از شرایط کشور در دوره جدید گذشت. چند بار هم تعدادی رتیل و عقرب های درشت و تشنه، از دیواره های پشه بند توری هجوم آوردند که علی آقا با دمپایی پلاستیکی خدمتشان رسید! از گرمای هوا خوابمان نمی برد! دمدمای سحر که هر سه رو به آسمان صاف و پرستاره طلائیه دراز کشیده بودیم، آقاسعید فروتنانه سه نصیحت و توصیه راهبردی کرد که
رهبر انقلاب: غزل ایشان، غزل پخته و مضمون دار و خوش اسلوبی است/ شعر ایشان در خدمت هدفهای دینی و هدفهای ...
گذشت ظالم اگر به تیغ ستم، خون خلق ریخت از خون بیگناه، مگر می توان گذشت؟ مشفق بهار زندگیت گر صفا نداشت شکر خدا که همره باد خزان گذشت *** خزان عمر مرا نوبهار باید و نیست بهار عاطفه را برگ و بار باید و نیست به جز دو دیده ی اختر فشان که من دارم نشان ز اختر شب زنده دار باید و نیست غزاله های غزل
کارگران ساختمانی، محروم ترین زحمتکشان
سرش را از شیشه ماشین بیرون می آورد که داد بزند کارگر... کارگر... و اسماعیل و آن 15 نفر بقیه بدوند و آویزان شیشه های ماشین شوند و هرکدام، از بالای سرها یا رخنه کرده در فشردگی دست ها و تن ها، با التماسی که در صدایش می شکند و اوج می گیرد، خودش را کاری تر و ماهرتر و کارگرتر از بقیه نشان دهد تا راننده راضی شود او را انتخاب کند. اسماعیل دست های پینه بسته اش را به هم می مالد و بخار سرمازده دهان را
آرمان مشفق صلح و همزیستی بود
مهدی فرجی امید این غم مگر مشفق دهد تسکین که می بیند همین از غم نه تنها چشم خون پالای من گرید مهدی اخوان ثالث (م.امید) اکنون که این مطلب را می نویسم از آخرین دیدار با صندلی خالی استاد مشفق کاشانی برمی گردم. همان صندلی که بارها جلوی چشمم به آن تکیه می زد عصای سیاهش را بین پنجه های نحیفش و لرزانش می چرخاند و با غرور از کاشان و یاد و خاطرات قدیمش حرف می زد. مرا که می دید
پایان سفر مسافر بزرگ شهر شعر
واقعاً مشفق همه را در نوردیده و مسافر بزرگ شهر شعر ما است. احمد نیک طلب متخلص به یاور همدانی اخوانیه ای برای مرحوم مشفق سروده بود: شمعی که ز شوق، گرم نورافشانی است تابنده فروغ محفل عرفانی است استاد نگارخانه عشق و غزل آیینه مهر مشفق کاشانی است *تشویق های مشفق و شاعرانگی سهراب سپهری پرویز بیگی حبیب آبادی که یادنامه مرحوم
مشفق کاشانی جان به جان آفرین تسلیم کرد
پیر شعرای انقلاب اسلامی ساعتی پیش بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان درگذشت. استاد مشفق کاشانی شاعر پیشکسوت که در مراسمی در انجمن شاعران ایران حضوریافته بود به هنگام سخنرانی و پیش از آن که آخرین رباعی خود را قرائت کند از حال رفت. حاضران در مراسم بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند اما استاد مشفق کاشانی در بیمارستان به دلیل نارسایی قلبی جان به جان آفرین تسلیم کرد. چهره هایی چون حجت
پیر شعرای انقلاب اسلامی درگذشت/ بازخوانی پیام رهبرانقلاب
12 بند محتشم کاشانی خاطرات (سال 1324) سرود زندگی (سال 1342) شراب آفتاب (سال 1342) آذرخش (گزینه اشعار) آینه خیال (سال 1372) بهار سرخ سرود (سال 1373) هفت بند التهاب (سال 1375) نقشبندان غزل (سال 1365) انوار 15خرداد (سال 1365) خلوت انس (سال 1368) تصحیح دیوان حاج سلیمان صباحی بیدگلی با همکاری پرتو بیضایی (سال 1340) مجموعه شعر جنگ
استاد مشفق کاشانی بدرود حیات گفت
همکاری با کسانی چون قیصر امین پور، سیدحسن حسینی، سلمان هراتی، سهیل محمودی و ساعد باقری پرداخت؛ اما پیش از آنکه آخرین رباعی خود را بخواند از حال رفت. حاضران در مراسم بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند، ولی استاد مشفق کاشانی در بیمارستان به دلیل نارسایی قلبی جان به جان آفرین تسلیم کرد. چهره هایی چون سیدمحمد خاتمی، محمود دعایی، اسرافیل شیرچی، صادق خرازی، ساعد باقری، فاطمه راکعی، افشین علاء و
موسیقی گل ها موسیقی بالینی ام بود
مشهور ترین آن ها همان کوچه فریدون مشیری است که به نوعی همه عشاق زمانه از گذشته ها تا به امروز از این کوچه عبور کرده اند. آن آلبوم با شعری از محمود مشفق آزاد تهرانی آغاز می شود. زبان نگاه سایه هم در آن کار هست. دو غزل هم از دکتر شفیعی کدکنی کار شده. آلبوم دیگری در سال 73 از من منتشر شد با نام گل به دامن که آهنگساز آن کار پشنگ کامکار بود با تنظیم ارسلان کامکار. غزلی از حافظ را در آن کار خواندم به