سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای خلق بوسه عاشقانه ترانه مرا ببوس!
کودتای 28 مرداد سروده باشد. شنیده ام که آن را برای نامزدش و زمانی که می خواسته ایران را ترک کند سروده است. در هر حال فیلم مخاطبان خاصی داشت و با وجودی که مرا ببوس اثر خوبی شده بود بعد از اکران فیلم چندان به محبوبیت نرسید. چند سال بعد وقتی که گل نراقی خواننده خوش صدا و با احساس دوباره آن را اجرا کرد و کار از رادیو پخش شد، برسر زبان ها افتاد و در واقع گل نراقی آن را ماندگار کرد. حیدر رقابی
بسته شعر ویژه ولادت حضرت محمد(ص)
شد خواستم در خور حسن تو کلامی گویم شعر من عاقبتش حسرت و حیرانی شد ای که مبهوت تو و وصف خطی از حسنت عقل صد مولوی و حافظ و خاقانی شد از ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد جنتی از همه ی عرش فراتر داری تو که در دامن خود سوره ی کوثر داری دیدن فاطمه ات دیدن وجه الله است
موسیقی ایرانی چگونه 50 سال به حیات خود ادامه داد
هم چنین کاری انجام دهیم و یک نفر وظیفه اش، انتخاب خواننده باشد. درست مثل صدابرداری که در موسیقی تعریف شده و ناظر ضبط باید گوش خوبی داشته باشد. با توجه به توضیحاتتان، می خواهم نظر شما را درباره وضعیت کنونی آواز به عنوان بخش جدایی ناپذیر موسیقی ایرانی (به نظر تعداد زیادی از استادان این حوزه) بدانم. به نظر می رسد امروز در مقایسه با سال هایی که بنان، خوانساری، ناظری، گلپایگانی، خواجه امیری
مجموعه اشعار آیینی ویژه ولادت پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)
ید ، دو عیسی دم دو دریا را دو رخشان گوهر یک دانه پیدا شد دو جان جان جان ، دو دلبر جانانه پیدا شد دو سرو ناز یا دو نازنین ریحانه پیدا شد دو شمع آفرینش ، یک جهان پروانه پیدا شد دو سر داور هستی دو جان در پیکر هستی یکی پیغمبر هستی یکی روشنگر هستی یکی سر الله اکبر ، یکی وجه الله اعظم دو شمع جمع انسانها دو شاه کشور
رستم الحکماء، مورخ آزاد یا عامل بابیه؟
رستم الحکماء و مسأله ظهور با گذشت نزدیک به هزار سال از غیبت از حوالی سالهای 1240 به بعد و شاید هم زودتر، بحث ظهور قوت گرفت و یکی از کسانی که در این باره، چندین بار در جاهای مختلف اظهار نظر کرد، رستم الحکماء بود. در اینجا مروری بر نوشته های وی در این باره داریم. محمد هاشم آصف معروف به رستم الحکماء را به کتاب رستم التواریخ می شناسند که تاریخ طنز گونه ایران از دوره شاه سلطان حسین تا دوره فتحلی شاه است، تاریخی که سعی کرده ذهنیات خود را با تاریخ درهم آمیزد و با ارائه ترکیبی از داستان تاریخ در غالب طنز، مسائل تلخ جامعه ایرانی را واگویه نماید. بنابرین هر چند به تاریخ او نمی توان اعتماد کرد، اما می توان بین شوخی و جدی، برخی از واقعیات (نه لزوما حقایق) را که مورخان رسمی به آن نمی پردازند از قلم او خواند. شاید این کتاب گفتمانی ویژه از این دوره نسبت به رویدادهای یک صد ...
سندی با ارزش در باره چند بنای تاریخی یزد در قرن دوازدهم هجری
هنرنمایی ادبی یک دبیر، با محتوای نسبتا با ارزش در وصف صفویه، شاه سلیمان و شماری از بناهای یزد است. عرفان یزدی نویسنده المواهب السنیه فی المدائح العلیه (ذریعه: 23/241) در خدمت میرزا شفیع، وزیر یزد بوده و زمانی که این متن نوشته شده، هفت سال از دوره وزارت او در یزد می گذشته است. به جز مقدمه ادبی آن، و ستایش نامه ای که از سلسله صفوی و شخص شاه سلیمان دارد، محتوا را در دو بخش می توان دانست: نخست
رویکرد پیش رو در سازمان صداوسیما فعال کردن استان ها است
بخش پایانی برنامه به تشکر از مسئولین برگزاری این جشنواره بعد از 2 سال پرداخت و گفت: آثار قابل قبولی در جشنواره حضور دارند و در حوزه شعر به لهجه های مختلفی پرداخته شده است. وی با بیان اینکه حافظ در اشعار خود به لهجه و گویش شیرازی پرداخته است، ادامه داد: پشت هر واژه یک فکر قرار دارد و هر شعر منطقه ای معرف روحیات و فرهنگ آن منطقه است. گفتنی است؛ برنامه هدهد 19 از قسمت هفتم، از
عکس فیلم متن جامعه شناختی است
. معیارهای زیبایی شناسی باید تفکیک شود. تمامی عناصر باید کنار گذاشته شود و عکاسی را بدون تلگرام، اینستاگرام، موبایل و... بررسی کینم. امروزه آنقدر ابزار وجود دارد که نمی دانیم چه کنیم. یک زمانی به طبیعت می رفتیم و هدف، دوربین مشخصی داشتیم ولی امروزه همه چیز تغییر کرده است. یک زمانی تکلیف عکاس و مخاطب مشخص بود ولی امروزه اصلا چنین نیست. امروزه همه عکاس شده اند و این سوال پیش می آید که مخاطب عکاسی
خندیدن زندگی را زیبا می کند
صادق عبداللهی نویسنده و گوینده قدیمی صدا و سیماست. او یکی از نویسندگان قدیمی مطبوعات ایران نیز هست. با صادق عبداللهی همصحبت شدیم تا برایمان از تاثیر خنده و شاد بودن در زندگی بگوید. از خودتان برایمان بگویید و این که چگونه شد نویسندگی را به عنوان حرفه انتخاب کردید؟ 67 ساله هستم. در خانواده ای مذهبی در محله خواجه نظام الملک تهران به دنیا آمدم. محله مان امکانات زیادی نداشت و مثلا وسیله بازی ما در کودکی و نوجوانی شنا کردن در جوی آب بود! از کلاس هشتم دبیرستان نوشتن را به صورت جدی آغاز کردم. با مجله های مختلف در ارتباط بودم تا این که با زنده یاد حسین الهامی آشنا شدم که آن زمان سردبیر بخش داستان مجله روشن بود. از آن به بعد ارتباطم با مجله ها بیشتر شد و توانستم با مجله جوانان که آن زمان پرتیراژترین مجله ایران بود و 400 هزار تیراژ داشت همکاری کنم. نوشته هایم بیشتر جدی بود اما زنده یاد سبکتکین که تاریخی نویس مجله بودند به من گفتند که بهتر است طنز بنویسم. مجذوب این پیشنهاد شدم و شروع کردم به طنزنویسی برای مجلات. آخرین نوشته طنزم در مجله کاریکاتور چاپ شد که قرار بود جایگزین مجله توفیق شود که هیچوقت نشد! قبل از انقلاب و در سال 50 وارد تلویزیون شدم و متن های برنامه شبکه صفر را می نوشتم که در آن زمان خیلی بین مردم طرفدار داشت؛ محتوای برنامه طنز انتقادی بود. با رادیو هم همکاری می کردم و متن برنامه های بامدادی و صبحگاهی را می نوشتم. بعدها با دوستم محمد اوزی برنامه هوشیار و بیدار را ساختیم که این برنامه هم بین مردم خیلی پرطرفدار شد.در ادامه جُنگ هفته را ساختیم. در رادیو هم با برنامه صبح جمعه با شما همکاری کردم که سال ها از رادیو پخش شد و ده سالی است که با رادیو پیام هم همکاری می کنم. در خیلی از برنامه های رادیو و تلویزیون حضور داشته ام که الان نام برخی از آنها را به یاد ندارم. نوشتن علاوه بر استعداد و پشتکار، به حس درونی هم نیاز دارد که ساده به دست نمی آید. نوشتن در خانواده شما پیشینه داشت یا شما خودتان به این حرفه علاقه مند شدید؟ در خانواده ام کسی نویسنده نبود! به نظرم در نهاد هر آدمی، ذوق نوشتن و هنر به صورت پنهانی وجود دارد که باید توسط فرد دیگری کشف شود یا خودت متوجه آن شوی و تقویتش کنی. کلاس های آموزشی یا دانشگاه بروی و اصول آن را یاد بگیری. آن طور که من شنیده ام در کشورهای پیشرفته از دوره دبستان استعداد کودکان را شناسایی می کنند به همین دلیل انرژی و وقت بچه ها هرز نمی رود. از اینها گذشته در هر کاری اراده و عشق حرف اول را می زند. وقتی عشق و علاقه باشد با شرایط کنار می آیی و آنقدر با پشتکار راهت را ادامه می دهی که موفق شده و رشد کنی. لازمه موفقیت در هر کاری کسب اطلاعات و آگاهی است.خیلی از جوان های امروزی به نویسندگی ابراز علاقه می کنند اما حتی دوتا نویسنده را نمی شناسند و با ادبیات ایران و جهان آشنایی ندارند. برخی از جوان ها هم بهانه های خاص خود را دارند مثلا می گویند خانواده مان مشکل داشت یا محله مان بد بود و... به همین دلیل ما نتوانستیم موفق شویم. اگر زندگی افراد معروف را مطالعه کنیم به این نتیجه می رسیم که بیشتر آنها در شرایط دشوار و سخت رشد کرده اند. مشهورترین فوتبالیست ها افرادی هستند که در خانواده های فقیر بزرگ شده اند. به نظرم در شرق کره زمین هیچ کسی از سر سیری به جایی نمی رسد. باید دغدغه ای داشته باشد و چیزی به او نیشتر بزند تا فرد را وادار به حرکت و تلاش کند. باز هم تاکید می کنم برای موفقیت در هر کاری ابتدا باید استعداد و عشق وجود داشته باشد و در مرحله بعد فرد به دنبال کسب دانش برود.بسیاری از جوان ها از من می پرسند چی کار کنیم که نویسنده یا گوینده شویم؟ به آنها می گویم این حرفه ها را انتخاب نکنید و به دنبال کارهای نان و آب دار بروید اما اگر خیلی به این حرفه ها علاقه مندید باید بدانید این کارها با رنج شروع می شود اما با لذت ادامه پیدا می کند. به گنج هم خواهد رسید؟ گاهی به گنج هم می رسد. البته خیلی کم هستند افرادی که از راه نوشتن به پول زیادی دست پیدا می کنند در کشور ما ذبیح الله منصوری از معدود نویسنده ها و مترجمانی بود که در اواخر عمر از قِبل ترجمه هایش به پول خوبی دست یافت. اما خیلی از سال های عمرش را در فقر و نداری به سر برد. اما واقعیت این است با رنج نویسندگی به گنج نمی رسی! طنزنویس هستید و طبیعتا نگاهتان به دنیا شوخ طبعانه است؛ این نوع نگاه چگونه می تواند زندگی را با همه سختی هایش برای ما آسان تر کند؟ مشکلات کوچک را می توان با نگاه خوش بینانه و حتی گاهی با شوخی رفع کرد اما درباره مشکلات سخت و دشوار هم اگر بتوان کمتر سخت گرفت مشکل هم راحت تر حل خواهد شد.می گویند مغز آدم متوجه نمی شود که خنده واقعی است یا قلابی و الکی. این پژوهش انجام شده تا مردم تشویق به خندیدن شوند. اگر با صدای بلند بخندید، مغز شادی را به همه بدن شما منتقل می کند و از شما فردی بشاش و سرحال می سازد. فرد شاد، خوش بینانه تر به زندگی نگاه می کند و دنیا را زیباتر می بیند و زیباتر هم زندگی خواهد کرد. همان شعر حافظ که می گوید: دنیا سخت می گردد بر مردمان سختکوش ... بله! علما و دانشمندان بر این باورند که باید دیروز را فراموش کرد و فردا هم که نیامده! پس باید در امروز و زمان حال زندگی کرد. فردا، امروز ما تبدیل به دیروز می شود پس بهتر است تلاش کنیم امروز را خوب زندگی کنیم. زندگی خوب به قناعت هم بستگی دارد؟ دقیقا! اگر زندگی را راحت بگیریم خیلی از مشکلات حل می شود؛ هیچ مشکلی تا آخر عمر یقه کسی را نمی گیرد! باید تلاش کنیم زندگی خوبی داشته باشیم اما وقتی مشکلی پیش می آید هم باید روحیه ...
"معمای شاه"تجربه ای متفاوت و اثری درخشان در کارنامه"تلویزیون"
ترین اتفاقات تاریخی و سرفصل های کلیدی تاریخ معاصر پرداخته شده است. دوره حکومت رضا شاه پهلوی و مرگ وی، معرفی محمدرضا به عنوان دومین شاه پهلوی، ازدواج محمدرضا با فوزیه و تولد شهناز، حضور ثریا، آیت الله طالقانی، مرگ علیرضا پهلوی، نخست وزیران پهلوی از جمله رزم آرا، هژیر، اردشیر، مصدق، ورود شعبان جعفری، کودتای 28 مرداد، تبعید مصدق، دستگیری فدائیان اسلام، شهادت نواب صفوی و یاران، شهادت دکتر فاطمی
متن کامل گفتگوی مفصل هادی خامنه ای با حسین دهباشی
طرفداران مصدق می گفتند انگلیس دق کند دق کند دق، زنده باد نام دکتر مصدق. این ها بود. یا آقای کاشانی، یا خودِ آقای کاشانی خانه ما آمدند به عنوان بازدید پدر ما، یادم هست خودِ آقای کاشانی را ما آن زمان سال 33 بود که منزل ما آمدند که من آن وقت 6، 7 ساله بودم. پدر مصدقی بودند یا؟ پدر قطعاً طرفدار شاه نبودند این مقدار مسلّم است که طرفدار رژیم نبودند. خب این یک مرزی بینش هست، یک برزخی