سایر منابع:
سایر خبرها
در قمارخانه های پنهان پایتخت چه می گذرد؟
. اما حالا معتاد این بازی هستم. معتاد لحظه هایی که استرس تمام وجودت را می گیرد و همه تنت می لرزد. خیلی سعی کردم دیگر نیایم اما فقط چند هفته دوام آوردم. اکثر آدم هایی که این بازی را می کنند همین حس را دارند. خیلی های دیگر هم مثل او هستند و تمام زندگی خود را وقف این بازی کرده اند. از او می پرسم چرا بعضی از بازیکن ها عینک آفتابی به چشم دارند یا اخم کرده اند و گره ابروی شان باز نمی
از آشنایی با شهید مدافع حرم تا کنار گذاشتن خوانندگی رپ
محض ورود، به خانه رفتم تا داستان را برای مادرم تعریف کنم، مادرم از حال پریشان و آشفته من تعجب کرده بود علت را شهید میلاد مصطفوی عنوان کردم و خاطرات سفر را برای او به طور کامل توضیح دادم، مادرم سخنانم را جدی نگرفت اما در همان شب خوابی عجیب دید که شخصی نورانی با لباس بسیجی که به تعبیر خود می توانست یک امام باشد در کلبه ای قرار داشت. آبگون ادامه داد: در این خواب من به عنوان انتظامات آن کلبه
پدرم آخرین پیامش را با شهادتش مخابره کرد
خوش است که پدر به آرزویش رسید و با شهادتش، رسالت خویش را به گوش جهانیان رساند و آن را جاودانه کرد. پدرم با شهادتش وظیفه ای خطیر و مهم را برعهده من گذاشت. امیدوارم بتوانم علم پیروی از ولایت و رهبری را به دست بگیرم. من آماده ام تا لباس رزم پدر را به تن کنم و میکروفن ایشان را به دست بگیرم تا راه شهدای جبهه مقاومت اسلامی را برای همه تبیین کرده و پیام حق طلبانه شان را به سمع و بصر همگان برسانم. در پایان از تمام مردم کشورم ایران و مردم کشور سوریه و به خصوص منطقه سیده زینب(س) کمال تشکر را دارم که با حضور خودشان در مراسم تشییع پدرم و با پیام های شان تسلی دلمان بودند و دل شهید و دل ما را شاد کردند. ...
14 سال پس از زلزله بم به روایت تصویرگران
کند و می گوید: لباس مدرسه دخترش را بالای قبرش صاف کرده و با کتاب هایش گذاشته بود و همان طور زار می زد. بعدها فهمیدم مادر آن دختر پزشک مامایی بوده که در همان زمان در بیمارستان نوزاد دختری را به دنیا آورده درحالی که فرزند خودش مرده بوده... . او می گوید در کتابی که درباره بم چاپ شد، تصاویر تکان دهنده زیادی وجود دارد که اتفاقات خوب و بد آن روزها را روایت کرده است و ادامه می دهد: بم یعنی
روستای بارگاهی،ستاره ای درخشان در دشتستان بزرگ+ تصاویر
نماید و باور کردنی نیست که این مناظر در استان گرم وخشک بوشهر باشد.آری این مناظروجلوه های زیبا وبی بدیل تجلی قدرت حضرت حق ودفتری از معرفت کردگاراست که به مردم عطا گردیده است. برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار (سعدی) لذا بر اساس تنوع در طبیعت و بخاطر پستی و بلندیهای زمین و تفاوت نوع خاک، آب چاه ها ی این روستا در ناحیه غرب تلخ وشور، در جنوب شیرین و قابل شرب، در
فال روزانه 1395/10/05
اید خیالتان را کمی راحت کند، اما گمان نکنید می توانید از الان پول های به دست نیامده را خرج کنید! امروز برای شما روزی پر از فرصت ها و موقعیت های مختلف است و از آن لذت خواهید برد. شاید در ابتدای روز همه چیز خیلی عادی و مثل همیشه به نظر برسد، اما اگر چشم ها و گوش هایتان را خوب باز کنید خیلی زود متوجه تغییرات اطرافتان خواهید شد. تجربه جدیدتان ممکن است به شکلی پیش پا افتاده و در حین انجام
یک عروسک و چند مالک
برابر آن همه سخن و اتهام، فرصت پاسخگویی برای من وجود داشته باشد یا لااقل من بتوانم از آنچه که طی این سال ها بر من و جناب خان گذشته سخنی بگویم. مردم عزیز ایران! من مثل دوستانم امکان استفاده از رسانه ملی و تریبون چند میلیونی را ندارم و بلد نیستم با گروگان گرفتن احساسات پاک یک ملت خودم را محق جلوه دهم. تنها کاری که طی دو سال گذشته انجام داده ام این بوده که به خاطر عشق مردم به جناب خان و حفظ
ترکاشوند: زهیوی در لیست برانکو نیست!
قبول نداشت میتونست پافشاری کنه که اینا نباشن چرا قبول کرد، من نمیدونم هوادارامون فقط کافیه یه چیزی بگیرن تو دهنشون کار همه ما شده کوبیدن کاشانی و ترکاشوند و و و و...بابا ترکاشوند 2تا بد گرفت بیرانوندم گرفت امیری هم گرفت و تیمم حفظ کرد... چی شده که اینجور هجمه شروع کردین علیه یه نفر تیم عالی بوده امسال همه نقش داشتن یه طور فقط دو تا بد گرفت انگار تا دو تاش مجازه.
ماجرای باورنکردنی و عجیب مرد شیطان صفتی که همسر جوانش را تقدیم آزار گران کرد + عکس
تمام طول مسیر لباس مردانه پوشیده و هنگام خواب میزی را پشت در قرار می داد تا از خطر در امان بماند. باشگاه خبرنگاران 110 عکس؛ پراید سیل زده در خیابان های کربلا! تجاوز وحشیانه به دختر 8 ساله مقابل چشم زنانی که فقط جیغ می کشیدند! پسر 19 ساله چطور خود را به خانه خانم های تهرانی می رساند؟ ماجرای باورنکردنی و عجیب مرد شیطان صفتی که همسر
نام خدا گره طناب دار را باز کرد
آوردند. به مقابل اتاقی رسید که آخرین جایگاه او تا اجرای حکمش بود. او بود و چهار دیواری که اطرافش را احاطه کرده بود. باورش سخت بود، با آن همه مال و منال، با آن همه پارتی و آشنا نتوانسته بود برای زندگی اش کاری کند و حالا باید لحظه ها را می شمرد تا رسیدن زمان اجرای حکم. ناگهان چیزی در دلش فرو ریخت؛ چیزی مثل یک معجزه. حالا دیگر تنها نبود، او بود و خدایی که در تمام 10 سال گذشته او را فراموش کرده
این 15 نشانه را جدی بگیرید
است که باعث می شود ببخشید و بدون اینکه در حصار کینه گرفتار شوید ، زندگی تان را جلو ببرید. 14- به چیزی بیشتر از خودتان اعتقاد دارید حتما زمان هایی پیش آمده که بابت اتفاقات ناخوشایند در زندگی تان ناامید شده و حسابی خودتان را باخته اید. با این حال راه برای زندگی همچنان زیباست چون شما به چیزهایی فراتر از شخص خودتان باور دارید. خداوند و ایمان به او ، خانواده و دوستان و همه آنهایی
ترکاشوند: زهیوی در لیست برانکو نیست!
قبول نداشت میتونست پافشاری کنه که اینا نباشن چرا قبول کرد، من نمیدونم هوادارامون فقط کافیه یه چیزی بگیرن تو دهنشون کار همه ما شده کوبیدن کاشانی و ترکاشوند و و و و...بابا ترکاشوند 2تا بد گرفت بیرانوندم گرفت امیری هم گرفت و تیمم حفظ کرد... چی شده که اینجور هجمه شروع کردین علیه یه نفر تیم عالی بوده امسال همه نقش داشتن یه طور فقط دو تا بد گرفت انگار تا دو تاش مجازه.
روایت کوتاه در مورد جشن کریسمس + عکس
سفر یک شبه مدت یک سال تدارک می بیند. دهکده بابا نوئل یا سانتا کلاوس در نزدیکی رووانیئمی بدون هیچ تردید یکی از جاذبه های توریستی این منطقه از کشور فنلاند محسوب می شود. بابا نوئل با دقت سفرش را تدارک می بیند و در کتاب ها تمام نقاط جهان را که باید به آنجا برود نگاه کرده و سپس آدرس خانه همه کودکان خوب را بررسی می کند. برای انجام این سفر دور و دراز یک شبه تمام گوزن های
ویندوزفون چیست؟ از کجا آمده؟ و به کجا می رود؟
عامل داشت. اساسا انگار این محصول کاملا از درون ذهن یک طراح خوش ذوق و نوین بیرون آمده بود. مایکروسافت به شدت به این سیستم عامل مطمئن بود، در دیدگان بالمر ویندوزفون 7 اساسا تمام رقبای خود را در زمان عرضه کشته بود، حتی این شرکت یک مراسم تدفین نمایشی نیز گرفته بود. افرادی که لباس هایی با لوگوی ویندوز پوشیده بودند در حال دفن یک آیفون اپل بودند. در نگاه اول ویندوزفون 7 به شدت کارآمد و خوش ساخت
بخش های خواندنی کتاب آن روز سه نیم بعد از ظهر
شکسته اند، بلکه جلوتر رفته، جای گردان ما را هم گرفته اند. با شنیدن این خبر چند نفر گفتند: خوب الحمدالله خدا را شکر. صادق با دیدن عکس العمل ما لبخندی زد و گفت: - هنوز هیچ چیز معلوم نیست. شاید فردا شب بریم عملیات، شاید هم همین امروز بریم جلوی پاتک دشمن. با رفتن صادق، کمی خیالمان راحت شد و همگی خوابیدیم. ساعتی بعد با صدای اذان صبح بیدار شدیم و از اتاق خارج شدیم. به محض بیرون
روایتی بسیار تکان دهنده از خشونت علیه زنان در افغانستان - زنی از خشت و آینه
گذاشت. خانه خواهر بودم همراه پسر سه ساله و بچه یک و نیم ساله ام. باز آمد مرا زد، باز جنگ و دعوا. از خاطر بچه کلانم (بزرگم) دلم نمی خواست جدا شوم. خانه ما در دهلیز پایین بود. یک شب همه میهمان بودند خانه پدرشان. بچه هایشان همه چیز داشتند. لپ تاپ و کیف و دفتر خوب. نداشتیم. غصه می خوردیم. پسرم آمد سر من گریه که چرا من ندارم. چند سال بود قرص اعصاب می خوردم. خودم را زدم. چشم هایم و دست هایم خون شد. جارو را
فیلم یتیم خانه از نگاه یک طلبه جوان
نوشته نویسندگانمان ونه در نقش نقاشان ونه در خط خطّاطانمان هیچ رد پایی از این جنایت دیده نمیشود من که باعث وبانی وعاملان این غفلت وفراموشی را حلال نمی کنم ! هرچه بادا باد .... حال هم که با تمام سنگ اندازی ها ومشکلات مالی که گریبانگیر ساخت فیلم های تاریخی است؛فیلمی ساخته میشود که قرار است از خواب بیدارمان کند وانصافا هم موفق عمل میکند، آنچنان مورد بی مهری واقع می شود
راننده تانکی که با خمپاره شهید شد/ دلش پیش خانواده جا مانده بود
یک سالش تمام شده بودکه باباش شهید شد. یوسف که رفت جبهه، تازه اول مشکلات بود تنهایی درد کمی نبود. اوایل زندگیمان که باردارشدم حالم اصلا خوب نبود ولی یوسف غیرتش قبول نمی کردکه به جبهه نرود و از طرفی دلش پیش ما بود. زینب که به دنیا آمد پیش ما بود ولی بعد از چند روز دوباره راهی شد. از جبهه زنگ می زد تا صدای بچه را بشنود. دل تو دلش نبود. از یک طرف دلتنگ خانه و از طرفی باید می رفت تا ما امروز نفس راحت
برخورد نزدیک از نوع رستاکِ انرژیک
: در بین کارهای رستاک فقط یک کار الکترونیک وجود دارد و همین یک اثر هم باید در خدمت سایر قطعات باشد. اگر چند قطعه الکترونیک در کارهای او وجود داشت، می شد که در کنسرت از سینتی سایزر استفاده کند. اما الان درست بود که کارها یک دست باشد. در نهایت باید بگویم که رستاک را خیلی دوست دارم و کارهای جدی و خوبی با او داشتم. امیدوارم آینده روشنی در انتظارش باشد و وقتی کنسرت رستاک را می دیدم، انگار به تماشای
پیام ها و دلنوشته های مخاطبین طلوع
/> پسر شاخ شمشادم!! مگر نگفتی که دلت پیش دختر همسایه گیر کرده؟ مگر نگفتی که مادر تا آخر سال که سربازی ام تمام میشود آماده شو برای دامادی ام؟! پس چرا به این خواب عمیق فرورفته ای؟! بلندشو! ببین که دختر همسایه خودش به سراغت آمده، مثل اینکه نگرانت شده.. گریه میکند.. چشمانت را باز کن و بگو که تو هم چقدر دوستش داری، بلندشو! وای وای وای.. کدامتان را صدا بزنم؟ چرا هیچکدامتان جوابم را
آقا دفتر را گرفتند و زیر آخرین لحضه های ارتباط مهدی با دنیا، دست خط زیبایی نوشتند. حالا دفترچه و تمام ...
خواندیم سیراب شدم. انگار برای چندین سال برای تمام عمرم انرژی گرفته بودم. فکر میکردم دیگر هیچ چیز سختی وجود ندارد. فضای بیت آرامش خاصی داشت چایی تعارف کردند.بچه ها باذوق میگفتند چقدر چایی اش خوشمزه است همه چیز خاص بود بعد از نماز حضرت آقا از کنار صف ها رد شدند. محمدامین اولین بچه ایستاده بود حضرت آقا دست بر سرش کشیدند ذوق کرده بود به امیرعباس گفت کاش می آمدی دست آقا یه بوی خوبی می داد. پیرها
سوژه روز: خداحافظی کنید آقای خیابانی!
به این رویا، چشم های این بازیکن جوان را خیس کرد. او هنوز خبر نداشت که در رسانه ملی، با نام صادق محرمی به مردم معرفی می شود. تصور کنید 15 هفته تمام در انتظار انجام فقط چند دقیقه بازی برای پرسپولیس باشید و آن وقت گزارشگر مسابقه با یک اسم اشتباهی معرفی تان کنید و کارشناس تلویزیونی شبکه سوم هم با همین اسم، به تحلیل استعدادتان بپردازد. طاهرخانی، نشانه تازه ای برای پی بردن خیابانی به پایان دوره
احمد محمود راستی عاشق ایران بود
بگذارم. آن جا زمانی هتلِ سه ستارۀ بزرگی بود که حالا چند هزار بی خانمان جنوبی در اتاق های دودزده اش چپیده بودند. آن هتلِ سه ستاره ریخت وروزِ یک اردوگاهِ تمام عیار را پیدا کرده بود و از ایوان و پنجره هاش رخت شسته و انواع خردوریز و تیروتخته آویزان بود. من و محمود به مدت سه ماه، هفته ای چند ساعت، به آن هتلِ شلوغ می رفتیم تا پایِ صحبتِ آدم هایی از همه رنگ بنشینیم که دربه دری ها و مصایب خود را از دستِ
اینجا سالن زیبایی ریش است!
خودت را بیاور اینجا خودم برایت درست می کنم. مشکلات ریش تان را به ما بسپارید اهمیت به اصلاح ریش و ریز شدن آقای رضایی به جزییات محاسن صورت باعث شده تماس ها و پیام های زیادی داشته باشد که همه درباره معضلات و کم و کاستی های ریش هایشان با او صحبت کنند و حتی تلفنی مشاوره بگیرند. مثل آقایی که زمان حضور ما در آرایشگاه تماس گرفت و پرسید که دوست دارد محاسنش بیشتر از چیزی که هست نشان بدهد
اولین دوره مسابقه اسب اصیل عرب؛ تجربه ای موفق برای کشور
تواند فرا گیرد و پیاده کند و از آن لذت ببرد. این بانوی سوارکار خوزستانی با بیان این که اسب عرب متعلق به ایران است، اضافه کرد: از آن جا که مدعی هستیم منشا نژاد اسب عرب به کشور خودمان باز می گردد، قصد داریم سواری لذت بخشی را با این اسب های عرب خالص داشته باشیم. وی در خصوص کیفیت برگزاری رقابت نیز گفت: باتوجه به این که این مسابقه برای اولین بار در ایران آن هم به میزبانی خوزستان و
بررسی آسیب های ناشی از انواع مشکلات خواب
فیزیولوژیک یا رفتاری در طی خواب روی می دهند یا تشدید می شوند؛ گاهی بیداری پدیدار می شوند یا در ساختار هر یک از مراحل خوب REM (رویا) و NREM (بدون رویا و عمیق) تغییراتی به وجود می آورد. در طول بیداری کامل، همه بدن و مغز فعال هستند در حالی که در خواب عمیق بدون رویا، هم بدن و هم مغز بسیار کم فعالیت می شوند ولی در خواب رویا، بدنی بدون حرکت با مغزی فعال به هم می پیوندند. بررسی های جریان خونی
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (346)
سری مطالب گزیده ای از این نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد. ****** 1٫ تو مترو یک جوری شده باید بگی داداش بیا گوشی هامون عوض گردنمون درد گرفت. 2٫ صبح شنبه مثل مادر شوهر میمونه، دلیلشو نمیدونم فقط میدونم مامانم با عروسمون حال نمیکنه. 3٫ تنها کسی که از دیدنم خوشحال میشه راننده تاکسی ایه که سه نفر سوار کرده
سربازی اجباری و عمر بر باد رفته/ ناگهان دو سال بعد
سال بعد. ...حالا برگشته و هنوز آماده و ستاره امّا، ناگهان دو سال بعد است؛ یک باره نزدیک سی سالگی. همین. اصل ماجرا. حداقلش توهین و تحقیر نمیبینن معروفیتشونو دارن و میتونن کارای اقتصادی کنن واقعا حق فوتبالیستا نیست برن تیم نظامی.باید مثل همه ماها ببرنشون پادگان.مگه مایی که درس خوندیمو تهش رفتیم برجک و کنار فنس و اسلحه خونه چیزیمون از اونها کمتر بود!؟
چرا بسکتبال در پایتخت خریدار ندارد؟
چین، فیلیپین و حتی لبنان در منطقه غرب آسیا هم تماشاگران زیادی دارند. در مقابل از بسکتبال در ایران استقبال زیادی نمی شود و حتی مسابقاتی مثل آسیاچلنج، تماشاگری را به سالن 12 هزار نفری آزادی نکشاند. اوضاع در فصل جدید لیگ برتر از این هم بدتر به نظر می رسد. لذت بسکتبال کجاست؟ تیم های شهرستانی مثل گرگان، اراک و دو تیم جنوبی در جذب تماشاگر بسکتبال موفق بوده اند؛ اما تهران
با کتاب زندگی کنید
شکل و شمای خوبش، در قفسه ها خاک می خورد و گاه هم کتابی دیگر با آن که اصلا از دید اهل نظر آن ارزش های والای فرهنگی را ندارد، چنان مورد توجه مخاطبان قرار می گیرد که در فاصله ای کوتاه به چاپ های متعدد می رسد. بر این اساس برای هر کتاب می توان تاریخچه و سرنوشتی در نظر گرفت. روزگار عسرت برای کتاب در روزگار ما اوضاع زندگی کتاب ها چندان خوب نیست. وضع نشر مساعد نیست. انتشار کتاب برای