سایر منابع:
سایر خبرها
یک تاکسی مسیر زندگی ام را عوض کرد/ به خانه سالمندان می روم تا مزاحم کسی نباشم
داشبورد ماشین گذاشتم، بلیت برگشت تهیه کردم و به تهران بازگشتم. بعد از 2 روز خواهرم تماس گرفت و گفت از آلمان تلفن داری و بعد از ظهر بیا که قرار است دوباره تماس بگیرند. هر طور بود من را متقاعد به بازگشت به آلمان کردند؛ حتی از اینکه چرا آن 2 هزار مارک را برنداشته ام تعجب کردند و قول دادند جبران کنند. برای سفر دوباره به آلمان احتیاج به پول داشتم، اما دیگر پولی نداشتم. خواهر بزرگترم گفت 15
آن 145 روز غم انگیز
می دهد. پدرم جای مادر، برادر و همه را برای من پر می کرد؛ نه اینکه کسی به ما توجه نکند اما احساس می کنم همه سرگرم زندگی خودشان هستند و ما را فراموش کرده اند. آرزو می کنم اوضاع مادرم از این بدتر نشود. خداراشکر که با همین حال و روز هم کنار ماست، نمی دانم اگر او هم نبود چکار باید می کردم؟ شما چه می کنید؟ دختر 18 ساله به تنهایی در حال کشیدن بار خانواده است.او 2 خواهر کوچک تر از خودش دارد و در آرزوی قبولی در رشته پزشکی است.شما برای کمک به آنها چه می کنید؟ نظرات و پیشنهاد های خود را به 30003344 پیامک کنید یا با شماره تلفن 84321000 تماس بگیرید . ...
خاطرات ابطحی از هاشمی رفسنجانی | +پیشنهاد قالیباف به کروبی در 84
کردیم چون شماها نیروهای ارتجاعی هستید و خاموش هستید و علیه رژیم مبارزه نمی کنید. 0: 15: 09 واکنش پدر چه بود؟ آمدند به من نشان دادند و من هم به روی خودم نیاوردم!. یک روز صبح من پدرم توی طرقبه یک خانه ویلایی داشت آن جا بودند. من توی مشهد بودم آقای هاشمی نژاد زندان بود، عمه ام تنها بود خانه آن ها می خوابیدم. بعد آقاجان زنگ زدند و خیلی ناراحت بودند با تلفن خانه، که آن
الهام حمیدی: حال سینما خوب است؛ اما نه برای همه!
؛ شبانه روز زندگی می کردم با نقش و در خواب با لهجه خراسانی حرف می زدم. از من ته لهجه خواسته بودند نه لهجه غلیظ. به هر حال، دختر تحصیلکرده بود، درس خوانده، دکتر شده و برگشته بود روستای خودش و به همین دلیل می بایست گویش او با پیزن و پیرمرد روستایی فرق می کرد فقط یک ته لهجه می خواست که بدانیم برای آنجاست. می دانید که لهجه کامل داشته خیلی راحت تر است تا ته لهجه. پس نخستین تجربه جدی سینمایی شما
همۀخاطراتم قابل انتشار نیست-بازخوانی گفت وگوی وردی نژاد،دعایی،مهاجری، شریعتمداری وکرباسچی باهاشمی
آموزش عمده بود. توسعه دانشگاه ها در شهرستان ها مستلزم هزینه های زیربنایی است که نتیجه اش هم همین شده که الان می بینید خیلی از خانم ها هم به دانشگاه می روند. بردن تلفن و برق به روستا توسعه است، استفاده از علم توسعه است. اگر توسعه نباشد این کارهای عمده تحقق نمی شود. این ها با عدالت اجتماعی محقق می شود. من الان در خطبه های نماز جمعه موارد عدالت از قبیل بهداشت، آموزش و ارتباطات بدون این کار ها اصلا عدالت
آسیب های غیرقابل جبران ازدواج نکردن
را جایی پنهان کند که در دسترس دزدان و شیادان است، هر لحظه خطر سرقت هست. چقدر این جوان در معرض خطر قرار دارد؟ از همین روست که امام باقر(ع) فرموده اند: دو رکعت نماز همسردار بهتر است از آنکه فرد بی همسر شب را تا صبح نماز بخواهند. بله، اجر نمازهای او زیاد است اما شاید شیطان با یک فریب دستاورد او را غارت کند. 4) محروم شدن از نسل پاک می دانی که فرزند صالح بهترین دستاورد زندگی است
نقشه شوم برادر زن برای شوهر خواهر پولدار اصفهانی
مرتکب قتل نشده، به همین دلیل به بازجویی ها ادامه دادند که این بار به ارتکاب قتل با همدستی دایی خود و جوان 30 ساله ای اعتراف کرد. او اظهار کرد: پدرم وضع مالی خوبی داشت، اما هر وقت از او پول می خواستم با پاسخ منفی اش رو به رو می شدم. در این زمان، دایی ام از نقشه ای برای قتل پدرم صحبت می کرد که آن را جدی نمی گرفتم. روز قبل از قتل بر سر مسائل مالی دوباره با هم درگیر شدیم. او تهدید کرد که مرا از ارث
5 خودکشی در تهران که قاتل داشت!
نگرفته و به احتمال زیاد این مرد به قتل رسیده است. بررسی ها در این زمینه ادامه داشت تا این که چند روز بعد از این حادثه، افسر اداره آگاهی یکی از شهرهای جنوبی با پلیس تماس گرفت و گفت ماموران کلانتری هنگام گشت زنی در حوزه استحفاظی خود به مرد جوانی مشکوک شده و او را بازداشت کردند که پسر جوان در همان تحقیقات اولیه ادعا کرد دست به قتل برادرش زده و به این شهرستان کرده است. پسر جوان در رابطه با جنایت
کشف جسد دختری در شور قلعه ماهدشت/ راز درخواستی بد در آپارتمان!
ملاقات هایمان متوجه شدم او معتاد به شیشه است. من مهندسی ورشکسته هستم و مدتی بود از همسرم جدا شده بودم. ما به هم علاقه مند شده و می خواستیم بعد از ترک اعتیاد او با هم ازدواج کنیم اما او همچنان مواد مصرف می کرد. روز حادثه او به خانه ام آمد. حالش بد بودو خواست برایش مواد بخرم. مواد را خریدم و برگشتم اما آن را به دختر جوان که در حال خماری بدو بیراه می گفت، ندادم و او را به خانه اش بردم. وی
افشای کلاهبرداری های دزد حرفه ای
دستگاه خودپرداز رفتم و موجودی حسابم را بررسی کردم، متوجه شدم پولی به حسابم واریز نشده و آن رسید اینترنتی جعلی است. بعد با تلفن خریدار تماس گرفتم که خاموش بود و اکنون از او به اتهام کلاهبرداری شکایت دارم. همزمان با تشکیل پرونده قضایی، تحقیقات پلیس برای شناسایی و دستگیری کلاهبردار فراری ادامه داشت تا این که بیش از ده نفر دیگر نیز با حضور در پلیس آگاهی شکایت هایی را از مردی به اتهام کلاهبرداری
ماجرای فروش شماره تلفن بازیگر زن مشهور/ نامگذاری اولین مکان درکشور بنام آیت الله هاشمی/ استراتژی کنسرو ...
. روایت دختر یاسر هاشمی از مراسم عقدش مراسم جشن پیوند نوه آیت الله هاشمی (ره) دو روز قبل از رحلت ایشان برگزار شد. خطبه عقد این مراسم را آیت الله هاشمی قرائت کرد.در این مراسم لیلی هاشمی فرزند یاسر هاشمی به عقد محمد مهدی صانعی طاهری درآمد. آیت الله هاشمی علاوه بر یک جلد کلام الله مجید یک عدد انگشتر که نگین آن از ضریح سنگ قبر امام حسین (ع) ساخته شده است را نیز بعنوان تبرک به
از رابطه با محارم تا درخواست بدکاره از موسسات اروپایی
معشوقه های شاه در این دوره گیتی خطیر بود که در آستانه ازدواج با فرح حدود یک میلیون تومان پول نقد و همین حدود جواهر به او داده شد و راهی رم شد . محمدرضا شاه و ازدواج با فرح پهلوی باز شاه در سال 1338 برای به دنیا آوردن ولیعهد با فرح ازدواج کرد. با این که سن شاه در این دوره رو به کهولت می رفت، اما در فساد هر روز بدتر از گذشته می شد. در همین دوره بود که افراط محمدرضا در زن بارگی
دختری که تکه تکه اش کردند! + تصاویر
؛ بازپرس ویژه قتل پایتخت اعلام کردند. ماجرا از این قرار بود که دختر خردسالی به نام فاطمه امیری هنگام بازی در پارک کوهسار شهرک رضویه (منطقه 15 شهرداری تهران) ناگهان به دلایل نامعلومی به سمت حوض آب داخل پارک رفت، داخل حوض افتاد، مکش پمپ مخصوص آبشار، دختر بچه را به داخل پمپ کشید و این دختر خردسال به گونه ای دلخراش جان باخت. ساعتی بعد با تلاش مأموران آتش نشانی، جسد شرحه شرحه شده دختر
با شوهرم درگیر شدیم و او را با روسری خفه کردیم!
قرار گرفت این زن با مشاهده مدارک پلیسی ناچار لب به اعتراف گشود و راز کشتن شوهرش را فاش کرد. او به کارآگاهان گفت: روز حادثه با همسرم درگیر شدیم و من به خاطر عصبانیت شدید او را با روسری خفه کردم. مهسا درباره رابطه نامشروع اش هم گفت به صورت اتفاقی شماره تماس یکی از خواستگاران قدیمی خواهر کوچک تر از خودم را پیدا کرده بودم. در ادامه تماس های مکرر با مرد جوان احساس کردم به او علاقه مند شده
با شوهرم درگیر شدیم و او را با روسری خفه کردیم!
/> به دنبال این اظهارات و همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این باره ادامه داشت تا اینکه هشت ماه بعد برادر سعید که به طور اتفاقی گوشی تلفن همراه زن برادرش مهسا را پیدا کرده بود سرنخ کشف جنایت را به مأموران داد. او در گوشی تلفن، پیامک هایی را یافت که نشان می داد این زن با مرد بیگانه ای رابطه پنهانی دارد. وقتی گوشی تلفن همراه مهسا برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران آگاهی قرار
6کشته درانتقام خونین/400میلیون تومان برای بخشش داماد اعدامی/آخرین وضعیت قاتل ستایش/پلیس درجست و جوی قاتل ...
قربانی در بازجویی ها به کارآگاهان جنایی گفت شوهرش به خاطر مشکلاتی که داشته خودکشی کرده است. به دنبال این اظهارات و همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این باره ادامه داشت تا اینکه هشت ماه بعد برادر سعید که به طور اتفاقی گوشی تلفن همراه زن برادرش مهسا را پیدا کرده بود سرنخ کشف جنایت را به مأموران داد. او در گوشی تلفن، پیامک هایی را یافت که نشان می داد این زن با مرد بیگانه ای رابطه
خواستگار اسیدپاش جرم خود را انکار کرد
، دوباره راه مرا سد کرد و مایع اسیدی که بعد متوجه شدم وایتکس است به روی من پاشید به طوری که بدنم آسیب دید و گواهی پزشکی قانونی هم دارم. الان از او به اتهام اسیدپاشی شکایت دارم. با طرح این شکایت پرونده به دستور قاضی سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی برای رسیدگی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی پایتخت در نهایت چند روز قبل متهم را
9 زن و دختر در دام شیطانی راننده سمند سفید
تاکنون 9 زن و دختر با مراجعه به پلیس از لحظات هولناک اسارت در دام این شیطان صفت برای کارآگاهان سخن گفته اند.به گزارش خبرنگار حوادث ایران و براساس اوراق پرونده فروردین امسال زن 60 ساله ای با سر و وضعی آشفته به اداره آگاهی هشتگرد رفت و در حالی که بشدت هراسان بود، گفت: ساعتی قبل در چهارراه ولیعصر قزوین سوار خودروی سمند مسافربر شدم. در طول مسیر، راننده مرا مادر صدا می زد و گرم و صمیمی بود. بنابراین وقتی در حوالی هشتگرد به بهانه سوخت گیری از مسیر اصلی خارج شد، اعتراض نکردم. اما راننده در مسیر بیابانی ناگهان توقف کرد و مرا از خودرو به پایین کشا ...
فراموش شدگان در پارک چیتگر+عکس
فراموش شدیم ورودی خانه ها سنگ چین است. سنگ ها به شکل هلالی روی هم چیده شده اند و دالان ساخته اند. آن دالان سنگ چین شده که تمام می شود، چشم منتظر است تا خانه هایی چوبی ببیند با دودکش. از آنها که کارت پستال می شوند و باید هدیه دادشان به دوست و آشنا. اما فقط سیمان است و چند پنجره با پرده های آویزان. مردها، بازنشسته سازمان جنگل ها و مراتع اند. هنوز یکی از بین شان کار می کند. هر روز می رود کرج و برمی گردد جنگل. یکی از مردها آلزایمر دارد. دیگری جانباز است.
ماجرای باورنکردنی جاسوس بی نام+عکس
. جلینک جوان برای خدمت اجباری نام نویسی کرد و همزمان با شدت گرفتن جنگ سرد به مقامی در وزارت امور داخلی چکسلواکی نائل آمد. او آرزوی شجاعت و شکوه نظامیان را در سر پرورانده بود اما در نهایت چیزی که به آن رسیده بود با رویایش تضاد داشت: شیفت های خسته کننده و کار طاقت فرسا. او چگونه جاسوس شد؟ یک روز برفی که قرار بود او در یک ایستگاه بازرسی پست دهد، مشغول خواندن واژگان آلمانی شد و
پسرم نامه می دهد بیایید برای آخرین بار شما را ببینم
نوشته ام. حتی زنگ هم زدند و گفتند که نامه شما به دستمان رسیده است؛ 20 روز دیگر دوباره پی گیری کنید تا جوابتان را بدهیم. اما باز هم هیچ خبری نشد. خدا می داند گاهی در نان شب مان هم می مانیم. زمین های کشاورزی ای را که ارثیه پدر و مادرمان یا مهریه مان بوده، آن ها را هم فروخته ایم، بلکه بتوانیم مقداری پول برای پسرم در زندان بفرستیم و خرج خانواده اش و دخترهای خودمان را تأمین کنیم. 850 هزار تومان برای
با این کار هزینه اعتیاد خودم و شوهرم را تامین می کردم!
دوستانی شبیه خودم به صحبت درباره مشکلاتم می نشستم. تا این که یک روز پس از بازگشت از مدرسه مادرم را در خانه ندیدم فهمیدم که او ما را ترک کرده و مرا به پدرم سپرده است. روز بعد این موضوع را با محیا، همکلاسی ام درمیان گذاشتم و تصمیم گرفتیم که دیگر به مدرسه نرویم. از این رو از صبح با محیا در خیابان های شهر پرسه می زدیم و با دیدن زرق و برق مغازه ها و جیب خالی، تصمیم گرفتیم دست به سرقت از فروشگاه
یک فراموشی ساده یا... آلزایمر؟
وضعیت مالی شان و شناختی که از دقت همسرش داشت، از عدم پرداخت چند قسط آخر کاملا متعجب شد. آقای میم به همسرش گفت فراموش کرده آنها را بپردازد. اما چند روز بعد مشخص شد برخی دیگر از پرداخت های معمول ماهانه آنها که انجامش بر عهده آقای میم بوده یا انجام نشده یا اشتباهی انجام شده است: حدود 10 میلیون تومان که قرار بود ماه قبل به حساب دخترشان واریز شود به حساب شخص دیگری واریز شده و دختر هم که گمان کرده شاید
دانشجو نباید بیکار باشد
دوران تحصیل در دانشگاه دوره ای حداقل چهار ساله است که معمولاً در مهم ترین سنین هرشخصی قرار می گیرد. در سال های اخیر در جامعه ما استقبال زیادی از ادامه تحصیل شده و از این رو دوران دانشجویی به تقریبا دوبرابر رسیده است. اگر دانشجو در این دوران کارهایی هرچند نیمه وقت و با حداقل درآمد انجام بدهد کمک شایان توجهی به رشد شخصیتی، بهبود وضع اقتصادی و پرشدن رزومه کاری خود کرده است و با در دست
حوادث کوتاه از کشور
انتظامی مشهد گفت: مرد جوانی با استفاده از سلاح دولول شکاری از یک سوپرمارکت سرقت کرد و متواری شد. سرهنگ محمد بوستانی اظهار کرد: این سارق شامگاه دوشنبه در زمان خلوتی وارد یک سوپرمارکت در محدوده بلوار وکیل آباد شد و با شلیک یک گلوله به شیشه این فروشگاه اقدام به سرقت 700 هزار ریال پول نقد کرد. وی ادامه داد: با اعلام این سرقت ماموران انتظامی واردعمل شدند و تحقیقات برای دستگیری سارق ادامه دارد
حمام خون در اراک/بخشش دختر ناپدری کش/قتل بخاطر حرف مردم
پلیس هم خودم تماس گرفتم. نمی خواستم او کشته شود. این دختر در ادامه صحبت هایش گفت: امروز روز تولدم است. برای همین از مادر مقتول می خواهم مرا ببخشد و حلالم کند. او در این روز تولدی دوباره به من هدیه داد و می خواهم بداند که قصد کشتن پسرش را نداشتم. در ادامه وکیل متهم نیز در این رابطه گفت: در حال حاضر با کمک خیرین بخشی از پول دیه جور شده و در حال جور کردن بقیه پول هستیم که امیدواریم این بخش از
روزنامه های چهارشنبه
. **اینجا دانشگاه تهران به وقت نماز کم کم دیگر آن چهره های بهت زده عصر نوزدهم دی ماه، حالت ماتم به خود گرفته اند. آیت الله هاشمی برای همیشه رفته و هیچ زمانی این واقعیت به اندازه صبح روز سه شنبه چهره خشن خودش را به دوستداران آیت الله نشان نداده بود. روزی که آنها باید برای وداع آخر ساعت هشت و نیم صبح خودشان را به دانشگاه تهران می رساندند تا بعد از خواندن نماز میت بر پیکر آیت الله
صدای گریه دخترک 6 ساله خبر از قتل مادرش می داد
سلامت نیوز : سه مرد افغان به اتهام قتل زن جوان و سرقت طلاهای وی در منطقه کن تهران تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه جوان، ساعت 12 ظهر روز یک شنبه 19 دی ماه امسال بود که زنی با اداره پلیس تماس گرفت و گفت همسایه شان که زن جوانی به نام ثریا است به طرز مرموزی در خانه اش به قتل رسیده است. لحظاتی بعد تیمی از مأموران کلانتری 142 کن در محل حادثه که خانه ای قدیمی
دختر جوان که ناپدری خود را کشته بود در روز تولدش از قصاص نجات یافت
همین دلیل او روانه زندان شد و تحقیقات در این رابطه ادامه یافت تا اینکه درنهایت دختر جوان با اعتراف به قتل به مأموران گفت: ناپدری ام به سمت من حمله ور شده بود و من هم برای دفاع از خودم او را کشتم. قصدم قتل نبود اما برای دفاع مجبور به انجام این کار شدم. با اعترافات این دختر، پرونده پس از تکمیل تحقیقات برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. 13 روز پیش این دختر پای میز