سایر منابع:
سایر خبرها
علف می کشم، پس هستم!
به گزارش شفا آنلاین ، جوینت، وید، علف، گرس، ماری جوانا، گل، هش، چرس، چوق... همه شان یک کار می کنند؛ مصرف کننده را محض چند ساعت از حالت معمولی به حال اصطلاحا چِت تغییر می دهد؛ حالتی که به قول خودشان با آن برای چند مدتی رد می دهند. اعتیاد؛ اعتیاد است، چه به کرک چه به علف. وقتی در مورد مصرف علف و جزییاتش با آنها صحبت می کردم، کمتر کسی خود را معتاد می د
خوب و بدِ شرورگردانی در شهر
، همه بچه محل ها، همه آنهایی که روزی از شنیدن نام قربانعلی، امیر و طالب وحشت به جان شان می افتاد. دیروز، روز آنها نبود. منطقه سیدی و شهرک طرق مشهد دیروز صحنه دورگردانی 3اوباش بود. آنها که پیش تر امنیت، آرامش و آسایش محله شان را بر هم زده بودند. متهمان سابقه دار دیروز تی شرت و شلوار 6جیب نپوشیده بودند و صورت هایشان شرمسار بود. نگاه شان در برابر سکانس های دوربین هایی که تصویرشان را ثبت می
فروش اطلاعات کشور توسط برخی افراد خودفروخته
اعلام کرد باید کار حکومت ایران از هسته ای زودتر تمام شود! *خودفروخته ها دم از تشدید تحریم در ایران را می زدند وی افزود: متأسفانه عده ای واداده در داخل نیز با غرب همراهی کردند به طوری که برخی از آنها رفت و آمدهای بسیاری به سفارتخانه های کشورهای غربی در تهران برای افزایش تحریم ها علیه ایران داشتند. نماینده مردم تهران در مجلس اضافه کرد: بعد از کودتای 1332 علیه ایران، 60
حرفهای ابراهیم یزدی در باره نقش لیبرالها و خاطراتش از سالهای نخست انقلاب
به قطر و عربستان و این طرف و آن طرف توانستند بفروشند. سال 1974 هم قبلا هم بین فرانسه و عراق و صدام حسین که نخست وزیر بود قراردادهایی بسته شد و این را تقویت کردند و بعد در جریان حمله به عراق یعنی جنگ اول در سال 1991 اروپایی ها خیلی به ایران نزدیک شدند که به عراق کمک کند برای این که نمی خواستند آمرکایی ها مفت و مجانی پیروز شوند و دوباره همه چیز دست آن ها افتد. بنابراین به ایران نزدیک شدند و بعد
بخشش پای چوبه دار/خانواده مقتول حتی دیه هم نخواستند
حالت عادی نداشتم و نمی دانستم چه باید بکنم، با قمه به حمیدرضا حمله ور شدم. وقتی به خود آمدم، فهمیدم که چه اشتباهی کرده ام. وی افزود: از همان دقیقه نخست جنایت پشیمان بودم و این چند روز کابوس می دیدم. حکم قصاص عامل این جنایت وقتی در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران از سوی پنج قاضی جنایی محاکمه شد و قتل را به گردن گرفت، از سوی هیأت قضایی به قصاص نفس - اعدام - و 80 ضربه شلاق محکوم شد
نامه/آقای جنتی! لطفا استفعا دهید
مملکتی فرهنگ آن مملکت است؛ اصلاح باید از فرهنگ شروع بشود. دست استعمار توی فرهنگ ما کارهای بزرگ می کند؛ نمی گذارد جوانهای ما مستقل بار بیایند؛ نمی گذارد در دانشگاه جوانهای ما درست رشد بکنند. اینها را از بچگی یک طوری می کنند که وقتی بزرگ شدند، اسلام هیچ و آنها همه، همه چیز. اگر فرهنگ درست بشود، یک مملکت اصلاح می شود. (جلد یک صحیفه نور صفحه 390) آری؛ اصلاح یک مملکت در گرو اصلاح فرهنگ آن می
ظهور و سقوط حکومت بلاتر
داشت به عنوان یکی از اعضای هیات مدیره باشگاه حرفه ای نئوشاتل زاماکس انتخاب شد. نام این باشگاه از روی نام زاماکس آبگلن، بازیکن سابق تیم ملی سوییس که 34 گل در 68 بازی برای تیم ملی سوییس به ثمر رساند برداشته شده بود. آبگلن 68 ساله در همان سالی که بلاتر به عضویت هیات مدیره درآمد از دنیا رفت و نقش و موقعیت باشگاه نیز با مرگ وی و ورود بلاتر دگرگون شد. سال 1971؛ اولین تجربه ریاست. هرچقدر هم
راز پنهان قاتل شیشه ای
خانه بودم، متوجه شدم سعید با جوان ناشناسی درگیر شده است. قصد داشتم آنها را از هم جدا کنم که آن جوان با چاقو ضربه ای به سعید زد و به سرعت گریخت.کارآگاهان که ابتدا شنیده بودند که تعمیر موتور انگیزه رفتن سعید به در خانه مجید بود، وقتی دیدند از شب جنایت هیچ اثری از موتور نیست و دوست قربانی جنایت نه تنها موتور را به خانواده وی تحویل نداده بلکه ادعا می کند که اطلاعی از سرنوشت آن ندارد، تجسس های خود را روی
بوی تلخ مرکب، صدای سنتی قلم و حدیث دل/ چهل نامه کوتاه به همسرم مرجعی برای زوج های ایرانی
. نادرابراهیمی، نویسنده، فیلم نامه نویس، مترجم، روزنامه نگار و ترانه سرا، از نویسندگان معاصر ایرانی زاده و متوفی در تهران، در زمینهٔ ادبیات کودکان، جایزهٔ نخست براتیسلاوا، جایزهٔ نخست تعلیم و تربیت یونسکو، جایزهٔ کتاب برگزیدهٔ سال ایران و چندین جایزهٔ دیگر را هم دریافت کرده است. او همچنین عنوان نویسندهٔ برگزیدهٔ ادبیات داستانی 20 سال بعد از انقلاب را به خاطر داستان بلند و هفت جلدی آتش بدون
درگیری10ثانیه ای دو معتاد شیشه ای،به مرگ یکی از آنها انجامید
، شوهرم برای تعمیر موتورش از خانه خارج شد. پس از چند ساعت از بیمارستان تماس گرفتند و گفتند که او چاقو خورده و حالش وخیم است. وقتی به بیمارستان رسیدم داشتند سعید را به اتاق عمل می بردند. او به من گفت همراه یکی از دوستانش به نام مجید در خیابان 17 شهریور با جوانی ناشناس درگیر شده و چاقو خورده است. به این ترتیب مجید نیز برای ادامه بازجویی ها به پلیس آگاهی منتقل شد. او اظهارات خانواده مقتول را تایید
"کافه سینما" منتشر می کند/ بخشی از نامه ای که مریلین مونرو یک سال پیش از مرگ نابهنگام اش، برای روانپزشک ...
. گهگاه از خودم می پرسم شب اصلا به چه دردی می خورد. برای من شب تقریبا وجود ندارد و همه چیز مثل یک روز طولانی هولناک و بی پایان به نظرم می رسد. در نهایت، همۀ سعی ام را کردم که از بی خوابی در جهت مثبت استفاده کنم و لذت ببرم. پس شروع به خواندن مکاتبات زیگموند فروید کردم. همان لحظه که کتاب را گشودم و نگاهم به عکس فروید افتاد، زیر گریه زدم؛ او بسیار افسرده به نظر می رسید. این عکس باید کمی پیش از مرگ اش
ماجرای فرزند رعنای امام جماعت گردان / با چک مالی من، غذا به کسی نرسید
تا چشمم به کنسرو بادمجان افتاد، همه ذوق و شوقم ته کشید، خیلی از این کنسرو متنفر بودم، حاضر بودم از گرسنگی بمیرم ولی لب به آن نزنم از قضا بذری و درزی هم مثل من اگر نگویم متنفر بودند اما زیاد به کنسرو بادمجان روی خوش نشان نمی دادند. اگر بی خیال شام می شدم، حالا حالاها خبری از غذا نبود، باید فکری به حال شکم گرسنه ام می کردم و راحت بی نصیبش نمی گذاشتم، بعد از کلی فکر کردن و کلنجار، خنده روی
وحید طالب لو: هرگز با رحمتی آشتی نمی کنم
را در آخر فصل آنقدر غمگین دیدم خیلی ناراحت بودم و به اصطلاح خستگی به تنم ماند. ما واقعا شرمنده مردم شدیم. اول برسیم به امیر قلعه نویی. چه اتفاقی برای سرمربی استقلال افتاد که دیگر آن قلعه نویی سال های گذشته نبود؟ - اتفاق خاصی نیفتاد. شاید چون آقای قلعه نویی مسئولیت فنی دارند و از لحاظ فنی و مسئولیتی، همه چیز با ایشان است بیشتر به ایشان خرده گرفتند و ایشان را مقصر دانستند. ما
بنگر: پرسپولیس باید شرایط سیدجلال را بپذیرد/ ناله کردن در رسانه ها کار درستی نیست
بار جا انداختم و آتل بستم. به همین خاطر مجبورم همیشه در منزل باشم و به همین خاطر حوصله ام سر رفته است. حوصله خانواده و فرزندانت سر نرفته؟ چرا ولی به هر حال فوتبال حرفه ای همین مسائل را هم دارد. طفلکی ها به این وضعیت عادت کردند! معمولاً خیلی کم مصدوم می شدی ولی این مرتبه... اولین باری است که این طوری مصدوم می شوم. فکرش را نمی کردم این قدر طولانی شود. با این حال چند
ناگفته های رئیس تشکیلات مخفی حزب توده:کیانوری سپاه را جدی نمی گرفت
منتظری ازجمله داماد ایشان به زندان های مختلف از جمله اوین سر می زدند. قبل از این اتفاق، روحانی جوانی که در آن زمان مسئول آموزش اوین و از شاگردان آقای منتظری بود نزد من آمد. من تازه بعد از 2 سال و نیم از سلول انفرادی بیرون آمده بودم و در یک سلول 32 نفره حضور داشتم. او مرا صدا کرد و گفت: من از طرف آقا آمدم، گفتم: کدام آقا؟ گفت: آقای منتظری. بعد گفت: در مورد حزب توده 2 نظر وجود دارد، یک نظر
روایتی از فعالیت فرح در حوزه هنری
گستردگی بحث پهلوی اول و دوم باعث شده است که کمتر به این موضوع پرداخته شود. ازدواج اول محمد رضا شاه با پادشاه مصر در راستای سیاست های انگلستان بود به گفته این کارشناس مسائل تاریخی، محمد رضا شاه پهلوی در طول حیاتش سه بار به صورت رسمی ازدواج کرد. ازدواج اول او با شخصی به نام فوزیه دختر پادشاه مصر بود که بعد از سفر او به اروپا در سنین جوانی صورت گرفت که دوام چندانی هم نداشت.
متهم در دادگاه: مستحق مرگ بود
و در خیابان با حسن آشنا شده بودم، با او ازدواج کردم. چرا بعد از یک سال از شوهرت جدا شدی؟ خانواده ام نمی گذاشتند من و حسن با هم زندگی کنیم. به خاطر دخالت های آنها از حسن جدا شدم، اما بعد از چند ماه دوباره به عقد موقت او درآمدم. ارتباطت با پسرخاله ات چطو ر بود؟ من همیشه به خانه آنها رفت و آمد داشتم. زن پسرخاله ام دختردایی ام بود. من به او اعتماد کامل داشتم
دانیل داوری فصلی تازه در بیلفلد و امید حضور در تیم ملی ایران
توانستید جذب این تیم شوید؟، افزود: من در دوران کودکی چند بار به ایران سفر کرده بودم، اما در آلمان بزرگ شده بودم. راستش نمی دانستم چه چیزی انتظار من را می کشد، اما هم خانواده ام و هم بازیکنان تیم خیلی از من حمایت کردند. به غیر از مساله زبان مشکلی دیگری که خود را با محیط تازه وفق دهم، وجود نداشت و مشکل یاد گیری زبان را هم علیرغم کمبودهایی که بود، به سرعت بر طرف کردم، زیرا در زمین بازی با ارتباطی که
قتل زن جوان بعد از آشنایی اتفاقی
شرق: راز قتل زنی جوان که از مدتی قبل ناپدید شده بود در جریان تحقیقات گسترده پلیسی فاش شد و متهم به جرمش اعتراف کرد. مردی جوان اواخر فروردین سال جاری با مراجعه به پلیس آگاهی استان اردبیل، خبر داد همسرش به نام سمیرا مفقود شده است. او که به شدت نگران بود گفت: سمیرا صبح امروز - روز حادثه- به قصد خرید از خانه خارج شد اما بعد از آن دیگر به منزل بازنگشت درحالی که نگرانش شده بودم با تلفن همراهش تماس
ترجمه داستان
که کلمات از معنی شان آگاه باشند. وقتی مادرم نامه را باز کرد من هم توی آشپزخانه بودم، بعد گرفتم و خودم خواندمش. می گفت که خبر مرگ راندال قطعی است، گرچه اطلاعی در مورد محل احتمالی جسدش ندارند و اینکه بعد از تسلیم شدن ژاپنی ها گزارشش را به هرکسی که خودش در نظر داشت داده اند و اینکه کلا مفقود الاثر شده بود.. . .
اگر باید بیایم می آیم
را می داد. امام(ره) به من نگاهی از سر مِهر کردند و جوابی ندادند. عصر همان روز با هواپیما به دزفول و از آنجا برای شرکت در جلسه فرماندهان به قرارگاه رفتم که قرار بود چند روز دیگر عملیات خیبر شروع شود. همه جمع بودند که سخنرانی کردم و براساس نقشه عملیاتی که آنها کشیده بودند، گفتم: اگر این عملیات را به نتیجه برسانید، یعنی رابطه بغداد و بصره قطع شود که عراق بدون بصره و دریا نمی تواند استقامت کند، جنگ
یک گل سرخ و قصه قصر
، آزادگان و بزرگمردانی چون آیت الله طالقانی شب های درازی را در سلول های سخت سیمانی به سر برده بودند؛ به امید دمیدن و دیدن خورشید آزادی. با خود شعر زیبای دوستم زکریا تامر، ادیب یگانه جهان عرب را زمزمه می کردم؛ من و زندانبان هردو در زندانیم/ من از میله های زندان به روشنایی می نگرم/ و او به تاریکی . شبانه در سلول قصه ای رقم زدم؛ با نام من خواب دیده بودم . صبح با صدای ضربه ای به در آهنی، از خواب برخاستم
جنایت به خاطر شیشه
درمانی جان باخت . کارآگاهان بعد از اطلاع از این واقعه با تحقیقات از اعضای خانواده مقتول متوجه شدند سعید پیش از انتقال به اتاق عمل و درحالی که هنوز هوشیار بود، به آنها گفته برای تعمیر موتورسیکلت به منزل یکی از دوستانش به نام مجید در خیابان 17 شهریور رفته و آنجا حین تعمیر موتور با جوانی ناشناس درگیر شده و این جوان با چاقو ضربه ای به شکم وی وارد کرده است. کارآگاهان بعد از شناسایی مجید (45
بازگشت به زندگی با گذشت اولیای دم
شناختم. پسر جوان که بعد متوجه شدم اسمش پارسا است، طرف دعوای دوست من نبود، بلکه به حمایت از دوستش به آنجا آمده بود. ما هردو در این درگیری کاره ای نبودیم و برای اینکه از دوستان مان حمایت کنیم، وارد دعوا شدیم . دادگاه با پایان جلسه رسیدگی به این پرونده با توجه به درخواست قصاص از سوی مادر و پدر پارسا، متهم را به مرگ محکوم کرد. این حکم مورد تأیید دیوان عالی کشور نیز قرار گرفت و پرونده برای
دوست داشتم همسرم معلول باشد!
کند و انگار که غم و شادی اش قاطی شده باشد می گوید: 15 ساله بودم. یک روز صبح از خواب بیدار شدم دیدم نصف بدنم سنگین شده. اول حس کردم سرماخوردگی است اما وقتی دکتر رفتم بعد از آزمایش همان روز تشخیص دادند که ام اس است. حالا هادی ادامه می دهد. 11 سال پیش وقتی بیدار شدم و خواستم برای بیرون رفتن شلوارم را پایم کنم دیدم نمی توانم تعادلم را حفظ کنم و زمین می خورم. نتوانستم این کار را ایستاده انجام بدهم و روی
فراز و فرودهای صنعت هسته ای کشور به روایت مهندس آبنیکی
شرایط بسیار نجات داد. بعد از این که مصطفی شهید شد ما این بنده خدا را دیدیم می گفت حتی در این دوره ای که من زندان بودم مصطفی هزینه خانواده مرا تامین می کرد. حتی مورد های دیگری داشتیم که شش ماه و نه ماه زندانی بودند، ایشان هم هزینه وکیل را از پول شخصی خودش برای اینها تامین کرد و هم ماهی چند میلیون از این طرف و آن طرف قرض می کرد تا هزینه معیشت خانواده آن فرد را پرداخت کند. از اینطور اتفاقات
پایان تلخ آشنایی در خانه مجردی
حاضر به طرح شکایت نیستند. با توجه به مشکوک شدن کارآگاهان به رفتار پروین، تحقیقات پلیسی نامحسوس درباره وی در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و مشخص شد که پروین با جوانی به نام عرفان در ارتباط است. در ادامه تحقیقات، این بار تحقیقات تخصصی از پروین در دستور کار قرار گرفت و نهایتا وی به طرح پیشنهاد سرقت به عرفان اعتراف کرد؛ پروین در اعترافات خود به عرفان گفت: یکی روز که با عرفان بیرون رفته بودم، به او عنوان
تریلی حامل 24تن بنزین در علی آبادکتول واژگون شد
ردیف خودروهای تصادفی زمان مکان تعداد کشته ها تعداد مجروحان شرح ماجرا علت 1 وانت نیسان با پژو پارس بعد از ظهر شنبه 23 خرداد استان مرکزی، جاده روستای حرآباد شهرستان اراک 1 نفر 1 نفر بر اثر تصادف وانت نیسان با پژو پارس در جاده روستای حرآباد شهرستان اراک راننده پژو پارس به علت شدت جراحات وارده در دم فوت کرد و راننده وانت نیسان نیز مجروح شده و به بیمارستان منتقل شد بی
وقتی ناطق نوری کامیون دار می شود + عکس
/> در قبل از انقلاب، خانه ای سیصد متری در سرچشمه و یک ماشین پیکان داشتم که خانه را در سال 1349 ساخته بودم و زندگی ام مرتب بود. همان زمان ها از پول منبر به کسب و تجارت هم اقدام کردم که البته هیچ موقع شانس نداشتم. یک بار حدود شصت هزار تومان جمع کردم– در دهه 50، شصت هزار تومان خیلی بود- و با یک راننده از اعضای همان هیئت هایی که منبر می رفتم، یک کامیون ولوو خریدیم و او شروع به کار کرد. از همان روزهای اول
جزئیاتی از عملیات کربلای 4 به روایت هاشمی
/> در اسفند ماه دو انتخابات برای دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان داریم که هر دو برای کشور مهم هستند؛ از اول انقلاب این گونه بودم که هر جا احساس کنم وظیفه من است که وارد شوم، می آیم. اگر احساس کنم، نباید وارد شوم، براساس تشخیص خودم نمی آیم. البته با افراد مورد اعتمادم مشورت می کنم و به نتیجه که رسیدم، عمل می کنم. در انتخابات گذشته هم این گونه بود؛ تا عصر جمعه که روز قبل آخرین روز نام نویسی