سایر منابع:
سایر خبرها
قتل هولناک زن جوان متأهل، بعد از آشنایی اتفاقی
روزنامه شرق: مردی جوان اواخر فروردین سال جاری با مراجعه به پلیس آگاهی استان اردبیل، خبر داد همسرش به نام سمیرا مفقود شده است. او که به شدت نگران بود گفت: سمیرا صبح امروز - روز حادثه- به قصد خرید از خانه خارج شد اما بعد از آن دیگر به منزل بازنگشت درحالی که نگرانش شده بودم با تلفن همراهش تماس گرفتم اما موبایلش هم خاموش است و احتمال می دهم اتفاقی برای او رخ داده باشد . کارآگاهان وقتی
فردا روز سکوت است!
، در زمان مناسب، سیم ها و طناب ها و دیگر ابزاری که این جنایت با آن ها صورت پذیرفته را به نمایش خواهد گذاشت. گام دوم؛ تشویش شیطنت رسانه ای در موضوع 175 غواص شهید به این مرحله محدود نماند و پس از ناکامی در تردید وارد کردن در اصل خبر، مشوش کردن فضای پیرامونی را در دستور کار قرار دادند. برای این منظور هم بهترین دستاویز ارتباط دادن این خبر با رویدادها و تحولات منطقه بود.
اکبر عبدی در نقش سه پیر زن / ناگفته هایی از راه ندادن فیلم به جشنواره
برخی می خواهند افراد را به جان یکدیگر بی ا ندازند اما باید بگویم که این کارها درست نیست و چیزی عایدشان نمی شود. - آقای عبدی! کم کم داریم به ماه مبارک رمضان نزدیک می شویم. اگر صحبتی در این رابطه دارید بفرمایید؟ - یادم می آید هنگامی که کودک بودم، عاشق زمانهای افطار وسحر بودم و به عشق سحری صبح ها زود بلند می شدم، مادرم غذا را گرم می کرد و در پشت بام خانه ی شصت متریمان که تنها
40 درصد مدارس بوشهر با دبیران غیر تخصصی کار می کنند
/> عرض می کنم که نه خیر فقط مسائل معیشتی تأثیرگذار نیست. من خودم به استان های مختلف سفر کرده و بازدید داشتم. می دونید که استان های سمنان، مازندران و یزد معمولاً بیشترین موفقیت ها رو در کنکور دارند. وقتی با همکاران مون در این استان ها صحبت می کردیم بسیار راضی بودند، یعنی دغدغه ای برای برگزاری کلاس های کنکور نداشتند، چرا؟ چون خانواده ها بسیار همکاری و مشارکت می کردند و حق الزحمه دبیران رو فارغ
روایت تکان دهنده یکی از بازماندگان سقوط اتوبوس به دره چالوس
بالا پرتگاه پایین را نگاه کردم، دیگر نتوانستم روی پاهایم بایستم و نشستم. باورم نمی شد اتوبوسی که تا چند دقیقه پیش سوارش بودم الان به بدترین شکل ممکن کف دره سقوط کرده است. دیگر جرات نمی کردم پایین را نگاه کنم. برای اینکه روی درخت ها آدم هایی که از اتوبوس پرت شده بودند آویزان بودند. صحنه خیلی بدی بود. 8 بچه ای که زنده بودند سرتاپایشان خونی بود و گریه می کردند. با زبان عربی حرف می زدند و من
ماه عسل نفت، ماحصل نفت
/> شنیده بودم هوایی که باد دارد، بهترین هوا در مقایسه با هوای روزهای شرجی است. روزهای شرجی، هوا به مدت یکی دو روز یا بیشتر باقی می ماند، طوری که احساس می کنی در میان قطره های بخار آب داغ در حال قدم زدن هستی. بعضی ها حتی فقط با ده دقیقه ایستادن در هوای داغ، سلامت جسمی شان، دستخوش مخاطره می شود و مدتی طول می کشد تا به حال قبل بازگردند. به هر ترتیب خودم را قانع می کنم که باید ادامه بدهم.
عبدی: مدیران فوتبال، کاپیتولاسیون را برگردانده اند/ بازیکنی می شناسم که BMW داشت اما پدرش مستأجر بود!
ورود افکار جدید مقاومت می کنیم. بخش دیگر نیز به رسانه برمی گردد که علاقه دارد افکار خود را (درست یا غلط) حاکم کند مانند حضور یک نفر در فوتبال ایران که شاید کمک زیادی هم به ما نکند. کاملا به خاطر دارم که حدود 4، 5 سال پیش همه می گفتند فقط باید از مربی خارجی استفاده کرد. فقط ندارد؛ مربی خارجی هم مانند مربیان ایرانی است. خارجی ها که شکست می خورند، می گویند فقط مربی ایرانی. او که نتیجه نمی گیرد دوباره به
علف می کشم، پس هستم!
تجربه های شخصی است که برای هر فرد مشخص می کند که وید برای او چه جایگاه و تاثیری می تواند داشته باشد. به نظر می رسد المیرا علاقه ویژه ای به حیوانات دارد. سال هاست در خانه اش از دو گربه نگهداری می کند و روابط احساسی او با حیوانات کاملا به چشم می آید. بین حرف های مان گربه ها گریزی هم به دست و پایمان می زنند. مدت زیادی هم از گیاه خواری اش می گذرد. با اینکه ظاهر و رفتارش بسیار منطقی و جدی است
حرفهای ابراهیم یزدی در باره نقش لیبرالها و خاطراتش از سالهای نخست انقلاب
) چقدر زیاد بود. یاسر عرفات در چنین فضایی گفت که اگر کارتر از ما بخواهد (یعنی ما را به رسمیت بشناسد) حاضریم با ایرانی ها صحبت کنیم، هنوز آمریکایی ها هیچ واکنشی به صحبت عرفات نشان نداده بودند که ناگهان یک اعلامیه غلاظ و شداد به نام علیه عرفات صادر می شود که به توچه مربوط برو با آن رهبران و رجال پفیوز ارتجاعی عرب! تو را چه که در این کارها دخالت می کنی؟ من که نشسته بودم در خانه و این ها را می خواندم
پرسپولیس حرمتم را حفظ نکرد با جان و دل به استقلال میروم!
استقلال تصریح کرد: کار خاصی نداشتم. به آنجا رفته بودم تا از دبیرخانه باشگاه یک نامه بگیرم. البته همیشه استقلالی ها به من لطف داشته اند چون هر زمان که کاری در باشگاه استقلال داشتم کارکنان این باشگاه به من لطف داشتند. وی درباره اینکه وضعیت طلبش از استقلال به کجا رسیده عنوان کرد: من هم از باشگاه استقلال و هم پرسپولیس مطالباتی دارم اما متاسفانه بعد از چند سال هنوز پرداخت نشده است. امیدوارم یک
ماجرای تعطیل شدن کاباره های تهران+عکس
فرستادیم که آنها را کشف و ضبط کردند. با بچه های اداره، آتش روشن کردیم و همه فیلم ها را سوزاندیم. همچنین کارهای دیگری از این قبیل در طول نه ماه فعالیت در دایره مبارزه با منکرات انجام شد. من از طرف آیت الله گیلانی وکالت تام داشتم و مورد اطمینان و اعتماد ایشان بودم. با این وجود، برای انجام هرکاری با ارسال نامه ای با ایشان هماهنگی می کردم. پس از چندی روزنامه های فرانسوی نوشتند: در تهران اداره ای
شوریده ای که طعم خدمت به مردم را چشیده بود
دانشجویانی بود که طرح تاسیس جهاد سازندگی را تهیه و برای تایید به خدمت امام خمینی(ره) فرستادند. در مرداد ماه 58 سرپرستی گروه اعزامی دانشگاه شریف برای فعالیت در جهاد سازندگی را پذیرفت و به همراه گروه به گنبد کاووس و ترکمن صحرا رفت. پس از شکل گیری جهاد سازندگی به طور رسمی به جهاد پیوست و خدمت به محرومان و مستضعفان را سرلوحه کارهای خود قرار داد و مسئولیت های سنگینی را در این نهاد نو پا به عهده گرفت تا این
الگویم اشکان دژآگه است
: پدرم ایرانی و مادرم فیلیپینی هست. خودم تا 2 سالگی در فیلیپین بودم و از 2 سالگی تا 18 سالگی در ایران و تهران (میرداماد) زندگی کردم و درس خوندم . بعد واسه ادامه تحصیل برگشتم فیلیپین و رشته دندانپزشکی خوندم و مدرک دکترا گرفتم. در دانشگاه در تیم فوتسال بودم و بعد ها توسط ساسان مهر که او هم بازیکنی دورگه و در تیم فوتسال فیلیپین حضور داشت به این رشته وارد شدم. در ادامه حتی به کاپیتانی تیم ملی فوتسال
ماجرای فرزند رعنای امام جماعت گردان / با چک مالی من، غذا به کسی نرسید
هم زیرچشمی، با کمک انگشت های دستم، آمار بچه ها را گرفتم، پیش خودم گفتم: این تعداد آدم گرسنه و پر ولع، اگر دست شان به غذای کم توی دیگ برسد، سه سوت همه اش را نجویده، فرو می کنند توی خندق بلا، یعنی شکم های شان ، هیچ تناسبی بین مقدار غذای داخل دیگ و آدم های دور دیگ وجود نداشت. هر چند وقت یک بار، هجوم بی امان بچه های گرسنه را با دست پس می زدم، یادم هست آن وقت ها به خاطر گرمای زیاد هوا، بیشتر
وحید طالب لو: هرگز با رحمتی آشتی نمی کنم
را در کنار ما جشن گرفت. آمد و گفت برای رسیدن به حق باید چقدر صبور بودن را بلد بود... یک نیم فصل کنار تیم خودت (استقلال) بودی، چه حسی داری؟ - اول از شما بابت جشن تولد ممنونم. این جشن حتما جزو خاطرات خوب من می ماند. بازگشت مجدد به استقلال که سالیان سال در کنارش بودم و افتخار پوشیدن پیراهنش را داشتم، حس بسیار خوبی بود. با انگیزه بالایی آمدم و هر چه در توانم بود انجام دادم ولی
ناگفته های رئیس تشکیلات مخفی حزب توده:کیانوری سپاه را جدی نمی گرفت
/> من مدارکی در خانه داشتم که از نظر حزب حساس بود و نگران بودم اگر آدرسم لو برود خیلی برای حزب بد می شود، یک ماه و نیم گذشته بود و من دیگر فکر می کردم اینها (اعضای حزب) رفته اند و خانه را جمع کردند. یک شب یک بازجوی خشن آمد و گفت: شما کارتان بیخ پیدا کرده زیرا با اسم مستعار آمدید. معلوم شد که یکی از این بچه ها (کاراته کار) هم دوره ی دانشکده بازجوی همان زندان بود و اسم واقعی اش را گفت و
متهم در دادگاه: مستحق مرگ بود
ماجرا را به مادرم گفتم با من دعوا کرد و گفت باید سکوت کنم. از آن روز به بعد اختلاف های من و خانواده ام بیشتر شد. آنها می گفتند من معتاد شده ام و تحت تاثیر مصرف مواد چنین حرف هایی می زنم. با آنکه آزمایش عدم اعتیاد دادم و خانواده ام فهمیدند معتاد نیستم باز هم حرف هایم را باور نمی کردند تا اینکه به کلانتری رفتم و از برادرم شکایت کردم. شکایتم بعد از چهار ماه بی نتیجه ماند و من که از خانه قهر کرده بودم
شهری شدن رانت در تهران
جایی های وسیع که به نظرم از بحث مهاجرت فراتر است، نشان می دهد و این جمعیت وارد شهر می شود و در بدنه شهر، چه به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فیزیکی، جذب نمی شود و به حاشیه ها می رود. ابتدا در حاشیه اقتصادی و فیزیکی شهر قرار می گیرد و سپس فضایی ایجاد می شود که به نظر می رسد برون رفت از آن، آسان نیست. به نظرم دلیل منطقی بیشتر این است که در طول دوران گسترده ای در گذشته، دوره های باطلی شکل
همچنان آرمان خواه هستم
از قدیم هست که آن را باید استخراج کنیم و آن گنجینه پاسخ گوی امروز ما هم هست... درست است. دوست عزیز من دکتر شایگان معتقد بود که گنجینه ای از دوران گذشته به ما رسیده که باید حفظش کرد. فقط هم حرف او نبود. حرف خیلی ها بود. من می گفتم بسیار خوب، ولی باید این گنجینه را با دید نقادانه نگاه کرد. حتی در مورد سعدی هم باید نظر انتقادی داشت. همه چیز سعدی که پذیرفته نیست. دنیای امروز، دنیای سعدی و حافظ
ترجمه داستان
زنی است که سال هاست عادت ها، نیازها و سلیقه هایش تغییر نکرده و زندگی اش به صورت یکنواخت و منظم و عادی، روی خطی مستقیم پیش می رفته و به خصوص در 20سال زندگی زناشویی، همه زندگی اش را جزء به جزء با توجه به خانه و خانواده تنظیم کرده است. اما یک روز صبح ناگهان تصمیم می گیرد به همه اینها پشت پا بزند و به تنهایی راهی سفر شود. اندیشه های عرفانی شرق و تأثیر این اندیشه ها بر شخصیت رمان یکی از موضوعات محوری
اگر باید بیایم می آیم
جلسه ای بود که افراد زیادی بودند؛ تا ظهر وصل نشد. عصر خواستم که بگیرند و گفتند: موفق نشدیم . خودم به آقای حجازی در دفتر ایشان زنگ زدم و گفتم: با این ادله می خواهم نام نویسی کنم تا حماسه سیاسی خلق شود. شما به آقا اطلاع بدهید. قبلا به ایشان گفته بودم که نمی آیم و نمی خواستم از رسانه ها بشنوند که من آمدم . آقای حجازی گفت: من فعلا به آقا دسترسی ندارم . گفتم: من ساعت پنج می روم و پیش از آن حتما به ایشان
قهرمانی: هنوز دایی را حلال نکرده ام
صحبت ها جوگیر شوند اما بعد از مدتی می فهمند که چه خبر بوده و پشیمان می شوند. با این حال نظر مردم هر چه باشد، برایم قابل احترام است. خودتان توانستید آن اتفاقات و اتهاماتی که بابت رشوه گرفتن و... به شما زده شد را فراموش کنید؟ شاید اگر بگویم، فراموش کردم، دروغ گفته ام. خانواده ام در آن ماجرا خیلی اذیت شدند. طوری بود که تا مدت ها زندگی ما از روال عادی فقط به خاطر یکسری حرف خارج شده بود. شاید
دوست داشتم همسرم معلول باشد!
کند و انگار که غم و شادی اش قاطی شده باشد می گوید: 15 ساله بودم. یک روز صبح از خواب بیدار شدم دیدم نصف بدنم سنگین شده. اول حس کردم سرماخوردگی است اما وقتی دکتر رفتم بعد از آزمایش همان روز تشخیص دادند که ام اس است. حالا هادی ادامه می دهد. 11 سال پیش وقتی بیدار شدم و خواستم برای بیرون رفتن شلوارم را پایم کنم دیدم نمی توانم تعادلم را حفظ کنم و زمین می خورم. نتوانستم این کار را ایستاده انجام بدهم و روی
سینما رفتن یا نرفتن؛ مساله این است
جذب کند، بیان کرد: هرچند نزدیک به دو سال از اجرای این طرح (اکران رایگان فیلم در سینماها) گذشته است، اما باید بگویم که من با اصل این قضیه کاملا مخالف بودم و آن را یکی از بدترین طرح ها در حوزه سینما می دانم. نباید فراموش کرد که سینما یک حرمتی دارد و متاسفانه افرادی که در این روز به سینما هجوم آوردند حرمت سینما را نگه نداشتند و به سینما صدمه وارد کردند. این مدیر سینمایی در جواب به این سوال
حمایت معروف از کواچ و گلایه شدید بازیکنان تیم ملی والیبال از منتقدان
. والیبال کار گروهی است و زمان بازیکنان را در شرایط مسابقه قرار خواهد داد، من قبلا گفتم اگر دو بازی اول را در تهران شروع می کردیم شاید شرایط بهتر بود. تیم ایران در چهار بازی قبلی عملکرد خوبی داشت و فقط نتیجه نگرفت. منتقدان باید بدانند. بچه ها همیشه در حال زحمت کشیدن هستند و سعی کردند بهترین عملکرد را داشته باشند. مهدوی: برخی افراد صحبت هایی کردند که معلوم شد از خانواده والیبال نبودند
زندگی معتادان پایتخت
درباره مصرف مواد مخدر در بعضی از پارک ها داشته ایم، اما ما نمی توانیم با معتادان برخورد کنیم. چون ما فقط مسئول فضای سبز پارک هستیم. این مسئول که علاقه ای به ذکر نامش ندارد، کیوسک نیروی انتظامی را برای پارک، ضروری می داند و می افزاید: در پارک ها خانواده های زیادی رفت و آمد می کنند ولی متأسفانه وجود معتادان باعث آزار و اذیت خانواده هاست، اگر یک مأمور، دائم در پارک ها باشد قطعا محوطه، آرامش و
خاطرات خواننده آهنگ معروف ای نسیم سحری / 40 هزار تومان دستمزد برای ای نسیم سحری
آماده شده و مجوز گرفته، اما به خاطر مسائل مالی هنوز منتشر نشده است. تمایلات شرکت های اسپانسر، موسیقی دیگری است و از پاپ های آنچنانی حمایت می کنند. البته من موسیقی پاپ را محکوم نمی کنم، زیرا خودم هم پاپ می خوانم، اما این چیزهایی را که جوانان امروزی می خوانند پاپ نمی دانم. من چند سال پیش، وامی از وزارت ارشاد گرفته بودم و قرار بود در مدت چند سال این مبلغ پرداخت شود تا مشکلم حل شود؛ اما هم
وقتی ناطق نوری کامیون دار می شود + عکس
/> در قبل از انقلاب، خانه ای سیصد متری در سرچشمه و یک ماشین پیکان داشتم که خانه را در سال 1349 ساخته بودم و زندگی ام مرتب بود. همان زمان ها از پول منبر به کسب و تجارت هم اقدام کردم که البته هیچ موقع شانس نداشتم. یک بار حدود شصت هزار تومان جمع کردم– در دهه 50، شصت هزار تومان خیلی بود- و با یک راننده از اعضای همان هیئت هایی که منبر می رفتم، یک کامیون ولوو خریدیم و او شروع به کار کرد. از همان روزهای اول
دموکراسی هم عقلی است و هم شرعی
به گزارش خبرگزاری فارس از کرج، به مناسبت فرارسیدن 24 خرداد، امشب مراسمی در استان البرز با حضور مسئولان ارشد استانی برگزار شد. سخنران اصلی این مراسم حسینعلی امیری قائم مقام وزیر کشور بود. امیری در بخشی از این مراسم طی سخنانی اظهار داشت: بیش از 2 سال است که صحبت های بسیاری درباره عملکرد و دستاوردها و اهداف و برنامه های دولت مطرح شده است. وی افزود: یکی از مبانی
جزئیاتی از عملیات کربلای 4 به روایت هاشمی
چاره ای جز ختم آبرومندانه جنگ نیست، با استعانت از قرآن از مسیرهای ممکن عمل کردم و همه چیز را فارغ از شعارهای حماسی به امام گفتند که امام خودشان پذیرش قطعنامه را به عهده گرفتند. در سال 92 شما و یکی دیگر از شخصیت ها، نتیجه انتخابات را رقم زدید؛ شما با وجود حواشی قبل از انتخابات یکی از چهره های مؤثر بودید. برای انتخابات اسفند ماه در چه جایگاهی هستید؟ آیا باز هم ورود پیدا می کنید؟