سایر منابع:
سایر خبرها
دوقلوهایمان را بفروشیم تا دخترمان را معالجه کنیم!
عهده مخارجشان برنمی آییم و باید هزینه عمل دخترم را هم جور کنیم. اینها را مردی می گوید که همسرش 7 ماه شرایطی سخت را تحمل کرده تا بتواند بچه هایش را در سلامت به دنیا بیاورد. این خانواده در منطقه قلعه حاتم در شهرستان بروجرد زندگی می کنند خانه ایی که هنوز نتوانسته دوفرزندش را قبول کند. خانه ایی که نمی تواند برای دو فرزند دیگرش خوراک تهیه کند و به دلیل اعتیاد و بیکاری پدر، گاهی چند
بعضی حاضرند رگ گردن را هم درشت کنند ولی به کارگر ایرانی لگد بزنند
سرمایه را هم خدا از ما خواسته است. بیانات در اجتماع مردم اسفراین 1391/07/22 ما بر روی تولید داخلی تکیه کردیم؛ هم در اول امسال و در شعار سال، هم در صحبتهائی که در طول این چند ماه از اول سال انجام گرفته. خب، تولید داخلی احتیاج دارد به مصرف داخلی؛ این به عهده ی مردم است. مصرف خودمان را باید از تولیدات خودمان انتخاب کنیم. اینکه کسانی همه اش دنبال مارکها و برندهای خارجی و اسمهای خارجی
توصیه های حجت الاسلام پناهیان درباره آمادگی برای ماه رمضان
است، اگر دعا نکردیم و در خانۀ خداوند نرفتیم، البته کار بدی کرده ایم، ولی نام ما را جزء مستکبرین نمی نویسند. اما وقتی خدا ابواب رحمتش را باز کرد و فرمود: مرا بخوانید، تا دعای شما را مستجاب کنم؛ ادْعُونیِ أَسْتَجِبْ لَکم (همان) و ما این فرصت را از دست دادیم، اینجا دیگر حق مان است اگر اسم ما را جزء مستکبرین بنویسند. لذا ماه مبارک رمضان در عین حال که محبوب است و رحمت دارد، هیبت و عظمت هم دارد.
"جواد رضویان" بازیگر خوش خنده ایران +بیوگرافی
سیدجواد رضویان از پدری قمی و مادر یزدی در شهر قم و در 25 خرداد ماه 1363 به دنیا آمد و هم اکنون ساکن محله سلسبیل است. وی به طور اتفاقی وارد رشته بازیگری شد. وی در سال اول دانشگاه با مهران غفوریان و امیر غفارمنش و بیژن بنفشه خواه همکلاس بود و به کمک آنها وارد این رشته شده است.او لیسانس نقاشی دارد و سبک نقاشی اش الیستراسیون است . جواد رضویان از سال 1373 در عرصه بازیگری مشغول به کار شده
این دختران قربانی اعتیاد پدر می شوند
. اما ظاهرا، قصه پر غصه و تلخ اعتیاد رسانه دیگری پبدا کرده، رسانه ای که در جیب مردم است و دست به دست می شود. پدر معتادم به خاطر همین پولی که دست توست یک شب مرا به دست صاحبخانه مان سپرد، خدایا چقدر می گیری روز قیامت قبل از اینکه تو ازم بپرسی، من از تو بپرسم، چرا؟ عبارات بالا را دختری 17 ساله به نام لیلا از ... روی اسکناسی 50 هزار ریالی نوشته بود که بطور اتفاقی به دستم
ماه میهمانی خدا در قاب سیما
آنتن می رود. این برنامه که کاری از گروه کودک و نوجوان است با هدف توجه ویژه به نوجوانان در کلیت خانواده و انتقال باورهای دینی از نسل های پیشین به نسل های جدید، همراهی بزرگسالان با نوجوانان و کودکان در لحظه های معنوی سحر و احیای آیین های مذهبی و دینی تولید می شود. تازه روزه، قصه گویی، سفره سحری، زیر نور ماه، خاطره ها، دستهای کوچک و آسمانی ها از بخش های مختلف این برنامه سحرگاهی
گفتگو با "عرشیا" پسر شیطون سریال شمعدونی!
بخواهم یه ساعت وایسم با همه عکس بگیرم، خسته می شم. به سمتم هجوم می آورند گاهی اوقات بچه ها موقع زنگ تفریح به سمتم هجوم میارن. مدام می خوان که باهاشون عکس بگیرم. من خسته می شم چون فرصت نمی کنم که حتی خوراکی ام رو بخورم. چند وقت پیش مدیرمون که این شرایط رو دید سر صف اعلام کرد که کمتر سراغ من بیان تا منم بتونم مثل بچه های دیگه بازی کنم. معلمم هم طرفدار کارای آقای صحت است و اکثر
زخم زبان بدتر از زخم کلیه
هستید و هر دوی شما جوان هستید، تحت پوشش قرار نمی گیرید. زن جوان که مدت هاست با سختی زندگی اش را می گذراند، هزینه زندگی و بزرگ کردن 3بچه در برابر هزینه های درمان مهرنوش و شوهرش هیچ است؛ مخارج زندگی خیلی بالاست و واقعا نمی دانم در برابر این همه مشکلات چه کنم. برای اینکه شرمنده بچه هایم نشوم، سبزی پاک می کنم و گاهی اوقات هم خیاطی می کنم اما درآمد این کارها، فقط خرج و مخارج روزانه مان را برآورده می کند و
زهر "سریال های ماهواره ای" در جان خانواده
ماهواره را جمع کند و از خانه ببرد اما حالا این همسرش بود که اشتیاق زیادی برای دیدن برنامه های ماهواره داشت و حاضر به پذیرفتن حرف های او نشد، اصرار فایده ای نداشت چون کار از کار گذشته و او هر روز بیشتر شاهد سوختن زندگی اش در آتشی بود که خود روشن کرد! زنان خانه دار، مخاطب اصلی سریال های ماهواره ای سریال های ماهواره ای با سعی در تغییر آداب و رسوم و شیوه زندگی افراد جامعه بویژه از
شاعر غواصان شهید کیست؟+عکس
باید قافیه باشد همه چیز از خبر ساعت 14 شروع شد. وقتی که گوینده خبر تفحص 175 شهید غواص را اعلام کرد. خودش می گوید همیشه کارهای یکهویی اش بیشتر گرفته است و این شعر هم یکی از همان کارهای یکهویی بوده است: یادم نمی آید آن روز چه مناسبتی بود که می خواستیم شبش به هیئت برویم اما به همسرم گفتم من امشب نمی توانم با شما بیایم. یک بغض عجیبی گلویم را گرفته بود و حال و هوای شعر داشتم. گفتم دوست دارم
ازدواج زودهنگام بهتر است یا ازدواج دیرهنگام؟
30سالگی مجرد مانده و بعد در شرایطی کاملا مناسب ازدواج کنند. این همه در حالیست که برخی والدین نگران فرزندان شان و به خصوص دختران هستند چراکه دوست ندارند بعد از مرگ آنها ازدواج کنند و کسی نباشد که در راستای انتخاب همسر و زندگی، آنها را راهنمایی کند، درمقابل گفته می شود دختران تمایلی به ازدواج ندارند چون احساس می کنند تأهل برای آنها و آینده و پیشرفت شان سد است. به عقیده برخی کارشناسان در گذشته، پدر
برای خدا مبارزه با هوای نفس مهم است نه ملکات اخلاقی
حسود هستی و یک مقدار هم مهربان و متواضع هستی، زیاد مهم نیست، نه بد بودنِ حسادت شما، زیاد بد است و نه خوب بودن مهربانی شما زیاد خوب است، چون اینها خُلق است و خُلق هم زیاد اهمیت ندارد. صفاتی که از پدر و مادر به ما ارث می رسد، یا صفاتی که در اثر فصل یا ماه تولد برای ما پیش می آید، یا صفاتی که در نتیجۀ اینکه در کدام منطقۀ جغرافیایی زندگی می کنیم، برای ما پیش می آید، چه صفات خوبی باشند و چه صفات بدی
گفت وگو با رکورددار اهدای خون در ایران
این زن توانمند ایرانی را می خوانید: اولین اهدای خونتان را به خاطر دارید؟ بله، هیچ وقت فراموش نمی کنم. 15 سال داشتم. سوم مهرماه سال1354 بود. در محل زندگی ما خانمی به دلیل سقط جنین احتیاج به خون داشت، پدرم که همواره در کارهای خیر و عام المنفعه پیشقدم می شد، با اطلاع از این موضوع همه بچه های مدرسه را جمع کرد و پس از آزمایش معلوم شد که فقط خون من با گروه خونی آن خانم همخوانی دارد. خاطرم
با این سینما به رستگاری نمی رسیم
باشد و چه ایوبی ، بهره اصلی را از سینما همان عده خوش شانس می برند و بقیه فیلمسازان در فضای سینمای ایران محلی از اعراب ندارند. این حرف من را تا چه حد قبول دارید؟ این موضوع را مطرح کردم چون فیلم شما را با شرایط بسیار بدی اکران کردند. - صحبت شما را ارجاع می دهم به یک جمله ای از مایک نیکولز که می گوید شما همه کارهایتان را انجام می دهید و مهره هایتان را می چینید و دانش کارتان را هم دارید ، اما
خوب موقعی آمدید
فضای هور! یکی تان که از همه لب تشنه تر بود، می گفت سلام بر حسین . یکی تان به مادر سلام می داد، آن هم با پهلوی شکسته! از جمع شما، یکی هم بود که سربند یا زهرا داشت و درود بر قمر منیر بنی هاشم می فرستاد! یاد باد آن روزگاران، یاد باد ! هان ای شهدا! هر چه جنگ شما عین زندگی بود، زندگی ما عین جنگ شده است! امروز، بوی هور، خوش خواهد نشست به مشام جمهور! چون امروز، عصر، عصر غیبت بود لیکن بعضی از
کیایی: قبل از "خط ویژه" از مصطفی زمانی خوشم نمی آمد!
شرایطی دارند، چون بچه های اول که به دلیل بزرگ بودن حرفشان شنیده می شود و بچه های آخر هم به خاطر ته تغاری بودن جایگاه ویژه ای دارند، من هم در خانواده همیشه نان می خریدم، برف پارو می کردم و ... (باخنده) سین:پدر و مادرتان بیشتر طرفدار کدام پسر بودند؟ جیم:پدرم بیشتر طرفدار مصطفی و مادرم طرفدار من بود. البته این صحبت ها شوخی است و پدر و مادر من فرقی بین فرزندانشان نمی گذاشتند.
وقتی بچه ام فحش میده، تو دهنش فلفل بپاشم؟
. پهلوان کوچولو پیرمرد را هل می دهد و فریاد می زند بی شعور! . همه مهمان ها خشک شان می زند. دست های مادر سرد می شود و ضربان قلبش بالا می رود. به سمت کودک آسیب دیده می رود، با خشونت دستش را می کشد و مجبورش می کند که از حریف پیرش عذرخواهی کند. بازار نمی دانم این حرف را از کجا یاد گرفته ها داغ می شود و متهم کوچولو، یا با شرم به گوشه ای می خزد یا شجاعانه سرش را بالا می گیرد و از اینکه همه چشم ها
الاهه اساطیر: بررسی تحلیلی دیدگاه قرآن کریم درباره الوهیت حضرت عیسی علیه السلام
مریم علیهاالسلام و تولد عیسی علیه السلام برای چه روایت شده است؟ مهم تر از همه، نظر به زیربنا بودن توحید در آموزه های قرآن، نگرش انتقادی آن درباره اعتقاد به الوهیت حضرت عیسی چیست؟ ارائه تصویری از مُهَیمِن بودن قرآن کریم نسبت به کتب مقدسِ پیش از خود، به دست دادن تعریفی روشن و درست از شخصیت عیسی علیه السلام و زدودن گرد و غبار تحریف از چهره آن حضرت و نیز فراهم ساختن زمینه هم اندیشی و درک
تهران-اوزاکا؛سفری از نستعلیق تا کوانتوم
خیلی حفظ کرده اند مثلا با همان دو چوب معروف، تقریبا همه جا غذا خورده می شود یا خیلی کم زبان انگلیسی می دانند یا نامبروان یا درجه یک بودن برایشان خیلی مهم است، حتی روی اجناس برای خرید درج شده که کدام درجه یک هستند. در سیستم مدرسه هم همین طور است و معمولا بچه هایی که اول نشوند، بسیار ناراحتی و گریه می کنند. در کل یک جورهایی زندگی در ژاپن برای خودشان خوب است اما برای ما شاید سخت باشد. الهام
حکایت ظریف از مدرس شریف
شنیدم که مالداری پسر به استادی شریف1 داد و گفت: این فرزند توست. رنگ بر رخسار استاد نماند و گفت: این چگونه شود؟ گفت: رنگت مثل گچ نشود. این فرزند من است. تربیتش چنان کن که یکی از فرزندان خویش را. گویی خواهر و مادر خویش را درس می آموزی و از مایه مترس که به لطف یزدان و بچه ها، فلوس موجود است. استاد بگفت: مرا دو فرزند باشد که به هر یک در روز 6 ساعت تعلیم دادمی و مراقبت کردمی تا مدرک گیرند و جاه یابند
لجن بخور نوش جان!
تا اگر خوابش بگیرد، کتاب بیفتد و او بیدار شود. او درباره ی همه چیز مطالعه می کرد. مردم از راه های دور و نزدیک می آمدند پیش او تا بیماری شان را درمان کند. یک روز پدر و مادری پسر نوجوان شان را که از شدت درد نمی توانست راست بایستد، پیش او آوردند. مادر گفت: پسرم دو سه روزی است خون بالا می آورد. پدر هم گفت: از دل درد نمی تواند راست بایستد و هیچ پزشکی دردش را نفهمیده.
شیعه اگربخواهدآقاشودبایدصالح وشایسته شود
شروع به خواندن کردم، اما بچه در شکم مادر با من همراهی می کرد. من می گفتم: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ [1]و بچه می گفت: وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ [2]من گفتم لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ [3] و آقازاده آیۀ بعد را خواندند. تا بالاخره تا آخر انا انزلناه را با هم تمام کردیم. [4] ناگهان دیدم عالم روشن شد. و
جزئیات سریال های تلویزیون در ماه رمضان
تلویزیون به روال و سنت هر ساله خود سفره رنگارنگی از سریال های مختلف برای ماه مبارک رمضان پهن کرده است. از سریال های شاد و مفرح تا ملودرام های خانوادگی و خارجی در این بساط چیده شده است که می توان به پایتخت 4، گاهی به پشت سر نگاه کن، دردسرهای عظیم 2، فراموشی، نیاز، خاک و نمک، باب المراد، تنهایی لیلا و امام علی(ع) اشاره کرد. در ادامه اسامی سریالها به ترتیب شبکه و به تفکیک می آید:
چیزی که از تابستان برایمان می ماند!
فرهنگیان نیوز - تدبیر : گرما وگرما .. چیزی که از تابستان برایمان می ماند! روبروی خانه مان، نه یک مدرسه، که مجموعه ای از مدارس بود ... دخترانه، پسرانه، ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان ... همه یک جا جمع شده بودند. اول صبح ها، سرظهرها و عصرها کوچه جای سوزن انداختن نبود. بچه مدرسه ای ها تکی یا گروهی از کوچه می گذشتند و سروصدایشان تمام خانه را پر می کرد. همین بود که
تا ثریا نرود دیوار کج!
باز کنید. این مشکل زمانی ایجاد می شود که فرزند شما در خانه و در این دوره از زندگی از سوی پدر و مادر و برادر و خواهر تحقیر و سرزنش شود. برای جلوگیری از این موضوع هرگز با توهین یا به رخ کشیدن نقاط ضعف فرزندتان، شخصیت او را خرد نکنید. اگر این کار را انجام دهید او برای جلب توجه شما دست به دروغ گفتن خواهد زد. یادتان باشد ابتدای دوره نوجوانی زمانی است که فرزند ما نیاز بیشتری به تعریف و تمجید دارد و اگر
این داستان واقعی است؟
/> در ابتدای هر قسمت سریال درست مثل شروع فیلم نوشته ای آشنا روی تصویر می آید که این داستان بر اساس واقعیت است در ابتدای فیلم برادران کوئن هم جمله هایی اینچنین نمایش داده می شد: اتفاقاتی که در این فیلم نمایش داده می شود در سال 1987 در مینه سوتا رخ داده. به در خواست بازماندگان همه ی نام ها تغییر کردند. به احترام مردگان تمامی وقایع همان طور که رخ دادند روایت می شود. همین جملات هم تنها با
بروکراسی، آب را با خود خواهد برد
مشکلات دیگر قطعا این طرح ها بازدهی لازم را ندارند . ولی هیچ کس هم محاسبات اقتصادی انجام نداده است که با این هزینه ای که می کنیم و میزان آبی که صرف می کنیم چقدر درآمد کسب می کنیم . کیخا : من از نظر تخصصی ورود نمی کنم وقتی شما می خواهید اظهار نظر تخصصی کنید باید همه دیتاها را داشته باشید من روی شکل کار بحث می کنم . مرگن : خوب روی شکل کار . روی بخش عمومی کار هم کسی حرف نمی زند
در باره مجموعه کارتونی پینگو
کند. او وقتی سر وصدا می کند منقارش را مثل یک شیپور یا بلندگویی برای حرف زدن جلو می آورد. همین شخصیت موجب می شود تا قصه های مختلفی پیرامون او و افکارش شکل بگیرد. پینگا: خواهر کوچکتر پینگو اولین بار در اپیزود تازه وارد وارد مجموعه شد. او شبیه یک جوجه پنگوئن امپراتور بود و همان ویژگی ها را داشت. بدنی کرکی و خاکستری و بسیار وابسته به والدینش. پدر و مادر: اسم پدر و مادر هیچوقت بیان
بدترین چیز اون خنده ی اجباری برای حفظ آبرو.......
تصور کنین! دیدید این فیلمارو که بچه گم میشه وقتی پدر مادرش پیداش میکنن نیم ساعت تو بغل همدیگه گریه میکنن والا ما که بچه بودیم گم که میشدیم بعد از اینکه پیدامون میکردن نیم ساعت کتک میخوردیم :|
اینجا کسی آرزویی ندارد
می کند و دست و پایش از کار می افتد. از همان موقع خرج خانه می افتد روی دوش پسری که هیچ آرزویی ندارد. می خواسته درس بخواند، اما حالا چاره ای جز کارگری نیست. اگر شانس بیاورد یک برج پر و پیمان بخورد به تورش که حداقل یک سالی بیکار نباشد. همه پسرها و مردهای کبیرآباد کارشان همین است اما انگار خیلی هایشان آنقدرها هم خوش شانس نبوده اند و با اینکه فصل ساخت و ساز است گویا کاری گیرشان نیامده. هر کدام جلوی در