سایر منابع:
سایر خبرها
اگر به استقلال نمی رفتم الان یک گوشه آویزان بودم | اشک پدر و مادرم مهمتر از اشک هواداران بود
گوشه ای آویزان بودم. ولی برایم پدر و مادرم اهمیت داشتند نه 30، 40 میلیون هوادار. من نه دنبال محبوبیت هستم نه دنبال منفور بودن. فقط دنبال راحتی پدر و مادرم هستم. اگر به عقب برگردم دوباره همان راه را می روم. الحمدا... زندگی خوبی درست کرده ایم. دنبال پول درآوردن در این فوتبال هم نیستم که به قول معروف به هر قیمتی باشم. خدا را صد هزار مرتبه شکر که بندگی خدا را می کنم. پدر و مادرت هیچ وقت بعد
ماجرای جالب ازدواج رویا میرعلمی + تصاویر
رویا میرعلمی پس از سالها هنرنمایی بر روی صحنه های تئاتر ایران و همچنین در سریال هایی چون حیرانی و زمانه انتظاری این شبها شاهد او درخشش او در نقش زیبا در سریال شمعدونی هستیم. رویا میرعلمی که در آستانه 37 سالگی قرار دارد دفتر خاطراتش را در سین جیم فرهنگی باشگاه خبرنگاران با ما ورق می زند. سین: اولین جرقه های ورودتان به عرصه تئاتر؟ جیم:پیش از ورود به دانشگاه و تحصیل
نژادفلاح: برکناری من تصمیم وزارت ورزش بود
مدیره به من گفت شما برو و به قدرت به کارت ادامه بده و من هم وقتی از جلسه بیرون آمدم، همین مورد را به خبرنگاران گفتم. نژادفلاح در پاسخ به این سوال که آیا خودش جلسه را ترک کرده و یا سجادی از او خواست برود، تاکید کرد: نه من جلسه را با تصمیم خودم ترک کردم. قائم مقام پیشین پرسپولیس با تاکید بر اینکه به باشگاه پرسپولیس آمده بود تا خدمت کند، تاکید کرد: همه می دانند من در چه شرایطی
ناگفته های م.خ درباره محرومیت از فوتبال
زمان ناصر خان خدابیامرز آمد و صحبت کرد. علی دایی از من حمایت کرد. چند نفر دیگر هم بودند ولی آن موقع یکسری ها من را ول کردند. الان هم شما چند وقت یک بار زنگ می زنی. سال هایی که محروم بودم تماس گرفتی. دم بهزاد داداش زاده هم گرم که به من کار داد. پرسپولیسی ها هم در این مدت لطف داشتند. نمی دانم طرفداران استقلال چه فکری می کنند ولی خدایی اش پرسپولیسی ها نسبت به استقلالی ها رفتار بهتری با من داشتند
عابدینی:خادم مدیریت نمی داند/ نباید به دست وپای وزارت ورزش پیچید!
به گزارش ورزش 11، امیر عابدینی درباره انتخاب اعضای هیات مدیره دو باشگاه استقلال و پرسپولیس اظهار کرد: بالاخره وزارت ورزش محوری را دنبال می کند که نتیجه اش همین است. اعتقاد دارم با این وزارت ورزش و با امیررضا خادم و نصرالله سجادی، هیات مدیره خوبی است! حالا همه باید تشویق و ترغیب کنیم تا زودتر تیم را جمع کنند. مهم این بود که این بار از روی زمین برداشته شود. وی افزود: دیگر نباید به دست و
بساط های بی حساب و کتاب و زیر پله های ممنوعه/ صداهایی دورگه و خش دار
کتاب در کشور باشد. هر جا که یارانه باشد... نیکنام حسین پور(مشاور معاونت فرهنگی وزارت ارشاد)- بن کاغذی همانند پول و اسکناس ، دارای پشتوانه است و با پشتوانه چاپ می شود.هر سال در قانون برنامه و بودجه ،مبلغی یارانه در اختیار معاونت فرهنگی وزارت ارشاد قرار می گیرد.درواقع این یارانه برای گسترش فرهنگ کتابخوانی تخصیص می یابد. راهکار گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی از گذشته چاپ و انتشار بن
چگونه می توانیم درماه رمضان بیشترمقرب شویم؟
، تو را به خودش نزدیک می کند و در آغوش می گیرد. کافی است یک مقدار آداب ماه مبارک رمضان را رعایت کنی. مثلاً یکی از آدابش این است که اگر کسی در این ماه، با تو مجادله کرد و تو خواستی جوابش را بدهی و اتفاقاً جواب دندان شکنی هم داشتی که بگویی و حالش را بگیری، این کار را انجام نده و پیش خودت بگو: چون روزه هستم، جوابت را نمی دهم رمضان فرصتی برای تقرب است. ای کاش ما شیرینیِ تقرب را تجربه کرده بودیم؛ آن
گزارش تکان دهنده از تجاوز به زنان سوری
هیچکس از کسی که رنج می برد، نمی پرسد: کشورت کجاست یا مذهبت چیست؟ فقط باید گفت: تو رنج می بری و همین کافی است. لویی پاستور اپیدمی تجاوز جنسی به زنان سوری در اردوگاه های آوارگان مشکل بزرگی است که به آسانی حل نخواهد شد. علاوه بر خشونت اعمال شده، این زنان از داغ ننگ تجاوز در تمام طول زندگی زجر خواهند کشید به همین دلیل به ندرت در مورد متجاوزان حرف می زنند ولی تقریبا همه آنها از
جلسه امام با منافقین در نجف/عکس
است . و شاید باید یادم بیاورم آن مطلبی که مرحوم آسید عبدالمجید همدانی به آن یهودی گفته بود. می گویند یکی یهودی در همدان مسلمان شده بود. بعد خیلی به آداب اسلام پایبند شده بود؛ خیلی زیاد! این موجب سوءظن مرحوم آسیدعبدالمجید که یکی از علمای همدان بود شده بود که این قضیه چیست . یک وقت خواسته بودش ، گفته بود که تو مرا می شناسی ؟ گفت : بله . گفت : من کی ام ؟ گفت : شما آقای آسید عبدالمجید. گفت
قلعه نویی برای استقلال بهتر از منصوریان است
امروز و فردا می شود و حقوق ها عقب می افتد. این خیلی بد بود که آقای افشارزاده در زمان دربی از ایران خارج شد اینکه باشگاه پول ندارد دلیل نمی شود که مدیرعامل بالای سر تیم نباشد. در زمان خود آقای کردنوری استقلال پول نداشت و هواداران پول بازیکنان را می دادند ولی آقای کردنوری می دانست که چطور در زمان بی پول در کنار تیم باشد. اینکه می گویند بازیکنان حرفه ای شده اند و فقط پول را می شناسند، خدا شاهد درست
از کردستان تا ژاپن، خوابی که دو و نیم ماه طول کشید!
تحت عمل جراحی قرار گرفت و از نظر ریه به شدت آسیب دیده ام. این لطف خدا بود که زنده بمانم و زندگی دوباره ای را تجربه کنم. بارزترین ویژگی مجروحیت شیمیایی چیست؟ این نوع مجروحیت هرگز جانباز را به حال خود رها نمی کند و به اصطلاح خوب شدنی نیست. خود بنده به دلیل اینکه ریه هایم سوخته است، مرتب دچار مشکل می شوم و گاهی در سال چندین بار بستری می شوم و به این ترتیب غیر از خودم خانواده نیز
اگر دادگان برای استقلال و پرسپولیس ساختمان نمی خرید، این دو تیم حتی آدرس هم نداشتند
آیند، من نمی توانم پاسخ منفی به آنها بدهم. می خواهم تا زمانی که زنده هستم کاری ماندگار برای پرسپولیس انجام بدهم؛ البته اگر بعضی ها اجازه این کار را بدهند. عضو هیات مدیره پرسپولیس در واکنش به این شائبه که گفته می شود وی یکی از مهره های سیاسی در هیات مدیره جدید است، گفت: از سیاسی شناخت چندانی ندارم. من نه تنها مهره سیاسی بلکه مهره هیچ کس دیگری نیستیم و نخواهم بود. حمیدرضا سیاسی در زمان
حکایت خواندنی
انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه دهد. مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت : ای حیوان تو چه بی حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟ به اذن خدای عز و جلٌ ، سگ به سخن آمد و گفت: من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم، شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم
توافق 5+1 در ازدواج
برایش بسازید را پیش روی او به تصویر نکشید. این حق همسر شماست که به حرف ها و وعده های شما تکیه کند و پایش را به قصری خیالی نگذارد. بند سوم: جیب من؛ جیب تو... زندگی مشترک شما در چه زمینه هایی قرار است مشترک باشد؟ آیا قرار است تنها در کنار هم بایستید و قدم بردارید یااینکه بار زندگی را روی دوش های تان تقسیم کنید؟ ما به شما نمی گوییم که سبک زندگی مادربزرگ تان که از شوهرش پول توجیبی و
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (130)
در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد. ****** 1. فرشمون 124 تا گل سفید داره 88 تا گل سفید ریز 36 تا هم گل سفید درشت. مدیونید اگه فکر کنید دارم درس میخونم 2. امروز یه خرمن ریش دیدم بهش یه ذره پسر چسبیده بود باهاش راه میرفت! 3. چطور از آدمی که کت شلوار با کتونی میپوشه با پراید کف خوابش تو خیابون میوفته
پیام مردم به مذاکره کنندگان در مراسم تشییع شهدا
راه خود را پیدا می کنند و تشییع به سمت معراج آغاز می شود. تنها خود را در میانه جمعیت می بینم و راه می روم. نگاهم به آدم هایی است که در کنار من هستند. بعضی ها را اشک امان نمی دهد، بعضی با مداح هایی که پشت سر هر ماشین روضه می خوانند، همراهی کرده و بعضی سر به زیر اشعاری دیگر زمزمه می کنند: من چه دارم که بگذارد اینجا بمانم بی وطن از تمام زمین بی نصیب است جاده فرسود
ناگفته های پسیانی و غافلگیری رضا کیانیان
پس راضی باش و من از آن زمان همیشه می گویم اسمم رضاست و راضی هستم! فقط دایی جان ناپلئون به فتح ممسنی افتخار می کند روز تولد فرصتی است که به گذشته و آینده مان فکر می کنیم، به آرزوهای مان و تجربه هایی که هنوز فرصت انجامش پیش نیامده است، رضا کیانیان هم درباره همین آرزوها گفت: اگر 99 سالگی هم بمیرم، جوانمرگ شده ام چون هنوز دوست دارم خیلی کارها را انجام بدهم. اصلا کم توقع نیستم
شیری: بعید می دانم نفتی ها اجازه جدایی بدهند
یک پیشنهاد خارجی در جیب دارد از شرایطی می گوید که شاید باشگاه چنین اجازه ای را بابت لژیونر شدن به او ندهد. از باشگاه چه خبر با تو تماس گرفتند؟ نه هنوز تماسی نگرفتند چون در ابتدا به دنبال تمدید قرارداد با بازیکنانی هستند که قراردادشان با تیم تمام شده و بعد از مشخص شدن وضعیت آنها با ما تماس خواهند گرفت. با تو تسویه حساب کردند... یکسری بازیکنان بابت این مساله شاکی بودند؟ به
میثم مجیدی: هر بازیکنی دوست دارد در پرسپولیس بازی کند
جدی برای آینده فوتبالی خودش بگیرد. از وضعیت استقلال صنعتی چه خبر؟ راستش را بخواهید زیاد در جریان امور نیستم اما گویا مدیرعامل به خاطر یکسری مسایل جسمانی استعفا داده و آقای ویسی هم به خاطر برخی مسایل که به توافق نرسیده تمدید نکرده است. هرچند به نظر می رسد این اتفاق بیفتد و با فراهم کردن شرایط ایشان در استقلال ماندنی شوند. وضعیت خودت چطور است ماندنی هستی؟ من یک سال دیگر
4/1میلیارد تومان؟! نه! نصف این پول را به برانکو داده ایم
درخواستی اش را دریافت کرده است. بالاخره تکلیف شما در باشگاه پرسپولیس روشن شد؟ تکلیف من روشن بود... من سر جایم هستم. بعد از ماجرای اسپانسر قبلی گفتند که شاید به شما معاونت دیگری سپرده شود. من هنوز معاون اقتصادی باشگاه پرسپولیس هستم و کارم را انجام می دهم. پس با این حساب هرکسی پول بخواهد سراغ شما می آید؟ خدا را شکر که شما طلبکار نیستید
دایی حتما چیزی در من دید که شماره 8پرسپولیس را به من داد
پرسپولیس قرارداد دارم و از لحاظ مالی هم 50 درصد پولم را گرفته ام اما باید بگویم چطور می شود اینکه فقط برانکو مرا بخواهد برایم ملاک ماندن نیست. من دلم می خواهد در پرسپولیس بازی کنم اما خودتان می دانید اگر یک بازیکن دو فصل در یک تیم روی نیمکت بنشیند فوتبالش نابود می شود. به همین دلیل فردا باز هم به باشگاه می روم تا با نژادفلاح دیدار کنم. آن وقت مشخص می شود در این تیم می مانم یا خیر.
انتقاد حاج منصور از برخی مداحان / واکنش حاج منصور به ربط دادن آب خوردن مردم به تحریم
، هر کاری می کنند همه جور حرفی را می گویند بعد تا حرفی می زنی می گویند رهبری سایه اش برسر ماست. مداح باید روح مبارزه داشته باشد وگرنه هیچ ارزشی ندارد وگرنه خیلی ها از من و تو این روضه را قشنگ تر می خوانند. آقا ما چقدر بگوییم؟ اندازه ای که جرات دارید، به اندازه ای که درست بگویید به اندازه ی یک شعری که قشنگ بخوانی جامعه ای که روبه گناه رفته را برگردانید. شبها و روزها مسجد محلتان چه خبر است.
"احتمالا تا مهر یا آبان به توافق می رسیم"
لاریجانی در برنامه تیتر امشب شبکه خبر که به موضوع بررسی اصول در مذاکرات بین المللی و مذاکرات هسته ای و نیز تکنیکها و تاکتیکها در مذاکرات هسته ای اختصاص داشت در پاسخ به این سؤال که جایگاه مذاکرات در دیپلماسی را کجا می بینید و چقدر جایگاه مذاکرات در تأمین منافع ملی تعیین کننده است؟ گفت: دیپلماسی راه را برای نیل یک کشور به منافعش همراه می کند منتهی دیپلماسی به تنهایی کارگر نیست و مبتنی به توان ملی
از اشک های حسن حسابی برای یکشنبه آخر تا پرچم بدون آرم الله در نمایشگاه فرانکفورت
خستگی به خواب می روم. رستوران هانی تلفن اتاق پشت هم زنگ می خورد. صدایش را می شنوم اما توان بلندشدن ندارم . آهنگ موبایل همسفرم هم بلند می شود. پرده ها کشیده است و اتاق تاریک . موبایل من هم فریاد می کشد . با یک حرکت جهشی می نشینم . هنوز در خلأ هستم. کجا هستم؟ اینجا کجاست؟ انگار توی یک غار هستیم. موبایل را برمی دارم هنوز همه چیز گنگ و مبهم است. بله، بفرمایید.
بسیج همگانی برای B مثبت
از سال های جنگ و زمان مجروحیت می شویم. اعلایی نیا متولد سال 1348و اهل تهران است. در ابتدای صحبت هایش با تبسمی بر لب می گوید خون مردم در رگ های من است و من با خون مردم زنده هستم، اگر خون آنها نبود من هم نبودم. کم کم وارد فضای مصاحبه می شویم و از او می خواهیم درباره دوران کودکی اش برایمان بگوید. او هم در تشریح این دوران می گوید: دوران کودکی ام همزمان با روزهای پرشور انقلاب بود. من
منصوریان: نمی توانم نفت را قربانی خواسته قلبی ام کنم /دوست دارم سرمربی استقلال باشم اما انگار نمی شود
به همین دلیل احتمالاً ماندن در نفت را به حضور در استقلال که خواسته قلبی اش بود، ترجیح می دهد. او که روز قبل به خبرورزشی گفته بود: کارم پیچیده شد، سپردم به خدا دیروز به خبرورزشی گفت: واقعاً سپرده بودم به خدا، شاید خدا نمی خواهد در این مقطع به استقلال بروم. شاید قسمت نباشد... وقتی از او پرسیدیم تو که تا این حد به استقلال نزدیک بودی و حتی شنیده ایم مجوز جدایی تو از مقامات بالاتر از باشگاه
بازیگر نقش عرشیا : زنگ تفریح امضا می دهم!
شمعدونی پخش میشه این سریال رو دنبال می کنه و دوست داره. می خوام با پولام ویلا بخرم همه پولام رو بابام گذاشته تو بانک و قراره که باهاش برام یه ویلا بخره. با بخش دیگه ای از پولام هم چیزایی که دوست دارم رو می خرم. پدر عرفان: عرفان حسابی حواسش به حساب و کتاب های مالی اش هست و مدام با ماشین حساب پول هایش را محاسبه می کند باخنده . با امین حیایی از همه صمیمی تر هستم بین
روایت زندگی یک نقاش نابینا +عکس
می کرد و تا آن موقع هم مغزم خوب یاد گرفته بود که چطور کار عنبیه را انجام دهد. در سال 1987 اولین نمایشگاه را با کریستوفر برنِس برگزار کردم و تا همین الان هم برای فروش و برگزاری نمایشگاه ها با او همکاری کرده ام. آن نمایشگاه تجربه ای موفق برای ما بود و توانستیم کمی پول پس انداز کنیم. سال 2005 کامل بینایی ام را از دست دادم و تا قبل از آن به صورت مرتب به ایتالیا و فرانسه سفر می کردم. البته
از فیلسوف بپرس: آ-ب شخصی
اِستِیرز. معاون گروه فلسفه دانشگاه مریلند. متخصص در زمینه منطق کوانتوم و فلسفه دین. شما گفتید عشق یک حس قوی است و به طریقی می توانیم این را تصدیق کنیم؛ اما این بیان اشاره می کند که عشق یک احساس است و بعد اشاره می کند که مانند حس گرمی در دل فرد است که به سادگی با جست وجو در درونمان آن را می یابیم و در مورد آن اشتباه نمی کنیم؛ اما از این پیچیده تر است. اگر من عاشق کسی هستم هنوز می توانم لحظاتی
خبر نداشتم برادرم غواص است/ محمدصادق می خواست گمنام بماند
ساعت با جاده ی خاکی فاصله داشت. محمدصادق عشق و علاقه ی خاصی به رزمندگان داشت. بسیار علاقه مند بود که از آنها خاطرات جنگ را بشنود. به لحاظ اخلاقی فردی خجالتی خوشرو و کم حرف بود. علاقه ی وافری به انفاق داشت و حتی وسایل شخصی خود را که شاید ارزش چندانی هم نداشتند و پس انداز چند صد تومانی خود را به جبهه ها هدیه نمود. او در سال 1360 و 61 در ایام تابستان در دفتر حزب جمهوری اسلامی