سایر منابع:
سایر خبرها
رمزگشایی از مرگ جوان 26 ساله
روز حادثه زمانیکه به خانه آمدم، دیدم برادرم (متوفی) در حال کتک زدن خواهرم است؛ با توجه به اینکه برادرم به علت اعتیاد و بیکاری و متارکه از همسرش، سابقه درگیری با اعضای خانواده اش را داشت و به زور از اعضای خانواده برای تهیه مواد پول می گرفت، من به کمک خواهرم رفتم که رضا با برداشتن لوله جاروبرقی چند ضربه به سرم زد که سرم دچار شکستگی و خونریزی شد؛ در حالیکه عصبانی شده بودم، با دست راست گلوی برادرم را
استانبول رابطه من و مادرم را خراب کرد
کردند کارهای سیاسی بی ربط به امور کتاب هایم انجام دهم. خیلی زود این تشکیلات توسط کمپین ترور شخصیتی پاتک خورد. شروع کردند به من توهین کردن. من خیلی عصبانی شدم. بعد از مدتی با خود فکر کردم چه می شود اگر رمانی سیاسی بنویسم و در آن به درگیری های روحی خودم بپردازم؟ منی که از یک خانواده متوسط رو به بالا بودم و در قبال آن ها که نماینده ای در دنیای سیاست ندارند، احساس مسوولیت می کردم. من به هنر رمان نویسی
مرگ مرموز جوان معتاد
شرق: جوانی که متهم است برادر معتاد خود را به قتل رسانده است، در حالی دستگیر شد که متوفی در زندان جان خود را از دست داده بود. به گزارش خبرنگار ما وقوع درگیری در خیابان ابومسلم ساعت 21 روز سوم تیر سال گذشته به مأموران اعلام و با حضور آنها در محل و بررسی اولیه مشخص شد درگیری میان اعضای یک خانواده صورت گرفته است. مأموران پی بردند درگیری به دلیل اعتیاد یکی از اعضای خانواده به نام رضا (27 ساله) به مصرف
دخترک، قربانی عصبانیت پدر
کشت و مرا تهدید کرد که اگر از این ماجرا حرفی به کسی بزنم، مرا هم خواهد کشت. می دانم اگر همسرم بفهمد که من این موضوع را به پلیس گفته ام؛ مرا به قتل می رساند اما از طرفی حس مادری اجازه نمی دهد تا راز این قتل را برملا نکنم. برای همین تصمیم گرفتم که این ماجرا را به پلیس اطلاع دهم. شب منتظر ماندم تا همسرم به خواب برود و بعد از این که خوابش کمی سنگین شد، مخفیانه از خانه خارج شدم و به اینجا
اعتراف جوان20ساله ای که با همدستی همسرش ودر برابرچشمان کودک6ماهه شان مرتکب قتل شدند
فروخته بودم. شب حادثه نقشه ای برای سرقت یک خودرو کشیدم و آن را با همسرم در میان گذاشتم. صبح روز بعد از خانه بیرون آمدم و پس از آن که مقداری شیشه در کنار دوستانم کشیدم به منزل بازگشتم. وقتی مواد می کشیدم احساس می کردم 10نفر را حریف هستم. آن روز با یک تاکسی و به همراه همسرم به جمعه بازار خودرو رفتیم. او در پاسخ به سوال قاضی که چرا همسرت را با خود بردی ؟ گفت: قیافه من خیلی تابلو بود و می
آغاز اسارت:بازجویی با آتش سیگار و آب جوش
همین دلیل مسجد کوچکی بنا کرده بودند تا به خاطر این فاصله بتوانند از چنین فضایی استفاده معنوی ببرند. این مسجد سراسر معنویت بود و بچه ها هر موقع که دلشان تنگ می شد به آنجا می رفتند. قبل از عملیات کربلای 4 گاهی به آنجا می رفتم و در تنهایی به وصیت نامه و توصیه های نهایی فکر می کردم. یک روز وقتی از مسجد بیرون آمدم چند نفر از دوستان را دیدم که از دسته و گروهان خودمان بودند. آنها بچه های شوخ
رنج های دختر 9ساله بیمار و راننده ای که از صحنه تصادف گریخت
مادر تزریق می کند تا بتواند روز سخت دیگری را سپری کند؛ در مدتی که ازدواج کردم، سختی های زیادی کشیدم اما در این مدت یک اتفاق برایم رخ داد که تلخ تر از تمام این سختی ها بود. یک روز که برای خرید داروهای مهرنوش به داروخانه 13آبان رفته بودم، به من گفتند دارو ساعت 4بعدازظهر می آید و در حال حاضر دارویی موجود نیست. از آنجا که راهم خیلی دور بود و نمی توانستم به خانه برگردم کنار داروخانه نشستم تا زمان بگذرد
شایعات تازه در پرونده اسیدپاشی اصفهان
نفر با دارا بودن بیش از 250فقره خشونت علیه زنان بیشتر مورد ظن بود که بازجویی های بیشتر و موشکافانه تری روی این مورد انجام شد. این فرد همچنین دست به سرقت های سریالی از خانه ها در اصفهان می زد که در حال حاضر یکی از قربانیان در مواجهه حضوری با متهم او را شناسایی کرده است. وکیل پرونده اسیدپاشی در پاسخ به این سؤال که آیا این فرد دستگیر شده متهم جنایت اسیدپاشی است، گفت: نمی خواهم بگویم 100درصد
لیست بلند جرایم اصحاب فتنه از تخریب اموال عمومی تا آتش زدن مساجد(پاورقی)
تقلب صددرصد است. یعنی حتی قبل از انتخابات هم این را ما شنیده بودیم. من امیدوارم که اول خداوند متعال [و بعد] مردم عزیز و همین طور دادگاه من را ببخشند. قاضی: در مورد نرده های بزرگراه امام هم توضیح بدید! متهم: ببخشید؟! قاضی: نرده هایی که در بزرگراه یادگار امام، شما شرکت داشتید در... متهم: بنده شرکت داشتم؟! قاضی: بله. متهم: خیر، بنده در یادگار امام اصلا نبودم، عرض می
خواننده جوان به خاطر گیتار مرتکب جنایت شد
اعلام شد. متهم بعد از تکمیل تحقیقات، برای بازسازی صحنه جرم به محل حادثه برده شد و سرانجام پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 84 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. این در حالی است که در آخرین دفاعیات در مرحله دادسرا، متهم یک بار دیگر به قتل اعتراف و درخواست بخشش کرده و مدعی شد، هنگام قتل در حالت عادی نبوده. پدر و مادر مقتول به عنوان ولی دم برای متهم درخواست قصاص کرده اند. اخبار حوادث - شرق
زن، قاتل شوهرش را در دادگاه به آغوش کشید
روز نو : ساعت 10:25 صبح دیروز متهمی را به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران آوردند که پنج سال پیش شوهرخواهرش را به خاطر طلاق دادن مخفیانه خواهرش با ضربات چاقو به قتل رسانده بود. صندلی های مخصوص اولیای دم در جلسه خالی بود. آنها پیش از این با دریافت دیه 100 میلیون تومانی، رضایت داده بودند و قرار بود پرونده متهم از جنبه عمومی جرم بررسی شود. جوان بلندقامت، چهره ای کشیده داشت و به زور حرف می
فیلم های تلویزیون در روزهای نخست رمضان
بلافاصله خود را به محل حادثه می رساند. افسران پرونده از او می خواهند تا محل حادثه را ترک کند اما او نمی تواند و از دور پیگیر ماجرا می شود. فرانک سالک که افسر ارشد اینترپل است در پی بررسی یک پرونده کودک ربایی بین المللی مطلع می شود که ویلم گتز به قتل رسیده است. از آنجا که اسم ویلم گتز در لیست مظنونین او قرار دارد بنابراین فرانک راهی پاریس می شود تا به صورت مخفیانه پرونده را دنبال کند. کاسدان و فرانک در پی
رهایی از زندان پس از رضایت اولیای دم
و حاضر نشد درباره علت آن هم توضیح دهد. من هم از توهینی که به خانواده ام شده بود ناراحت شدم و تصمیم به تلافی گرفتم. ماجرا را برای برادرم توضیح دادم و خواستم به من کمک کند که قبول کرد. روز حادثه با نقشه قبلی از شهرستان راهی تهران شدیم. ساعت حدود هشت شب بود که مقابل خانه اش کمین کردیم. متوجه شدیم که به یک کارگاه صافکاری در همان نزدیکی رفته. بعد از آن در فرصت مناسب به او حمله کردیم و من او را با
قصاص، مجازات قتل بر سر طوطی
را بازداشت کردند. متهم گفت: شب حادثه همراه مقتول به سرقت رفتم. بعد از آن به خانه ما آمد تا طوطی اش را بگیرد. خواستم طوطی را نزد خودم نگه دارم که مخالفت کرد. سر این موضوع با هم مشاجره کردیم که او را با ضربه چاقو هدف قرار دادم. بعد از کامل شدن تحقیقات، پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. بعد از قرائت کیفرخواست، اولیای دم گفتند که خواسته شان قصاص است.
بخشیدن زندگی محکوم به قصاص به احترام ماه رمضان
گذاشتم به خواستگاری اش بروم. مدتی گذشت تا اینکه روز حادثه بهناز از من خواست تا به خواستگاری اش بروم. وقتی به او گفتم متاهل هستم با هم مشاجره کردیم که ناگهان عصبانی شدم و با سنگ به سرش زدم که فوت شد. بعد کیف دستی و طلاهایش را سرقت کردم و جسد را به کانال آب انداختم. متهم در دادگاه مقابل قاضی پرونده جرم خود را قبول کرد و اولیای دم برای وی درخواست قصاص دادند. هیئت قضایی بعد از شور او را به قصاص و حبس
صوت/ ترتیل جزء دوم قرآن کریم+متن و ترجمه
عام و خاص). (163) وَإِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ﴿163﴾ در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتیهائی که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن زمین را پس از مرگ زنده نموده و انواع جنبندگان را در آن گسترده و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهائی که در میان زمین و آسمان معلقند، نشانه
قتل همسر دوم پس از رضایت اولیای دم همسر اول
به گزارش آناج به نقل از باشگاه خبرنگاران، ظهر دوشنبه جلسه رسیدگی به پرونده مردی که همسر دومش را به قتل رسانده بود در دادگاه کیفری بیرجند برگزار شد. قاضی پرونده در جلسه اول رسیدگی به پرونده گفت: سوابقی که بعد از سال 85 از متهم به دست آوردیم نشانگر آن است که متهم در شهرستان بجنورد همسر اول خود را به قتل رسانده که بعد از مدتی دستگیر و به قصاص محکوم می شود اما با رضایت اولیای دم قصاص تبدیل به حبس شد
قتل همسر دوم پس از بخشش در قتل همسر اول
مردی که پس از قتل همسر اولش و رضایت اولیای دم از قصاص نجات یافته بود، همسر دوم خود را هم به قتل رساند. به گزارش جنوب نیوز، همشهری نوشت: ظهر دوشنبه جلسه رسیدگی به پرونده مردی که همسر دومش را به قتل رسانده بود در دادگاه کیفری بیرجند برگزار شد. قاضی پرونده در جلسه اول رسیدگی به پرونده گفت: سوابقی که بعد از سال 85 از متهم به دست آوردیم نشانگر آن است که متهم در شهرستان بجنورد همسر اول خود
قتل و سوزاندن جسد دختر جوان /روحانی سه شنبه به رشت آمد و رفت/مردی که به خاطر محیط زیست،فلسفه را رها ...
عنوان یک ارزش انسانی و یک فضیلت اخلاقی شناخته شده است در هفته ای که گذشت تماس تلفنی مادری با اعضای تحریریه،ما را بر آن داشت تا ماجرای قتل را با واسطه از زبان قاتل با خبر شویم قاتلی که دو سال و نیم در زندان به سر می برد ومقتول رانزدیک تر از بردار خود می خواندو عنوان می کند نمی دانم چرا کار به اینجا کشیده شد نمی خواستم چنین کار انجام دهم او التماس می کند که خانواده مقتول اورا مرد عفو قرار دهند با
همسرکشی؛ فرجام اختلافات خانوادگی
شکایت پدر و مادر مقتول بازداشت شد. او به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: در یک لحظه عصبانیت نتوانستم خودم را کنترل کنم. چاقو را برداشتم تا مینا را تهدید کنم، اما وقتی چاقو را پرت کردم، به سینه اش برخورد کرد و باعث مرگش شد. از کارم پشیمان هستم . سرانجام این پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 84 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و مرد جوان به زودی پای میز محاکمه می رود.
قتل بچه محل در صف نانوایی/ متهم: مقتول دوست داشت با من دعوا کند
انتقال جسد به پزشکی قانونی، متهم نیز همانجا دستگیر شد. وی با اعتراف به جرم خود به ماموران گفت: من قصد قتل نداشتم. مقتول با من بچه محل بود و همیشه سعی می کرد با من دعوا کند. او از من خوشش نمی آمد و هر جا مرا گیر می آورد اذیتم می کرد. امروز هم در صف نانوایی باز هم مقتول به سراغ من آمد و شروع به دعوا کرد. من هم عصبانی شدم و با چاقو او را کشتم. بعد از اعترافات این مرد پرونده وی پس از
مرگ برآمریکا را به خودشان می گیرند/ قاتل زنجیره ای توافقات! / ناگهان تصمیم گرفتم آدم بکشم
: امین جوانی 30 ساله است که بعد از آشنایی با مردی مسن او را به قتل رساند و 30 هزار دلار از وی سرقت کرد. متهم در بازجویی های ابتدایی ادعا کرده بود زمانی که می خواست نحوه کار با سلاح را به مقتول آموزش دهد اتفاقی گلوله ای شلیک و باعث قتل شد اما سپس این ادعا را رد کرد و هنوز هم انگیزه اصلی اش را از قتل توضیح نداده است. امین در بخشی از گفتگوی خود گفته: از مدتی قبل با همسرم اختلاف پیدا کرده بودم؛ برای
قتل برای 30 هزار دلار
دچار اختلاف شدید با همسر خود شده بودم از این فرصت استفاده کرده و بیشتر شب ها را در منزل مقتول سپری می کردم تا اینکه یک شب مقتول عنوان کرد که امنیت جانی ندارد و به این بهانه از من درخواست کرد تا برایش یک قبضه اسلحه کمری تهیه کنم؛ من نیز از طریق یکی از دوستان خود موفق شدم تا یک قبضه اسلحه کمری به مبلغ یک میلیون و 500 هزار تومان برای وی خریداری کنم. متهم در ادامه اعترافاتش در خصوص روز جنایت به
اشک های شوق یک قاتل در دادگاه
به گزارش راگانیوز به نقل از ایران، مرد جوانی که به خاطر قتل دامادشان تا آستانه مرگ پیش رفته بود در جلسه دادگاه وقتی شنید آزاد خواهد شد حیرت زده اشک ریخت. شهریور ماه سال 89 مأموران پلیس در جریان قتل خونین مردی در داخل مغازه صافکاری اش در دولت آباد شهرری قرار گرفتند. تیم جنایی خیلی زود پی برد که قربانی از سوی دو برادرزنش به نام های ابوذر و اسماعیل به قتل رسیده است.
پرواز کاسکوی مرگ
، علیرضا معروف به علی بیابانی به دام افتاد.این مرد جنایتکار وقتی تحت بازجویی قرار گرفت به قتل دوستش اعتراف کرد. در دادگاه صبح دیروز علیرضا پیش روی قاضی عبداللهی و چهار قاضی مستشار در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.این مرد جوان وقتی پشت تریبون دفاع ایستاد، گفت: شب حادثه در خانهمان نشسته بودم که مجتبی با من تماس گرفت و گفت میخواهد به خانهمان بیاید. نیم ساعت بعد وی
سارق هستم نه قاتل
او را به قتل رساند و جسدش را در خیابان رها کرد. سپس از موبایل و کارت بانک او استفاده کرد. با توجه به همین اعترافات بود که کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 84 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. روز گذشته بعد از اینکه نماینده دادستان برای متهم درخواست مجازات کرد پدر مقتول در جایگاه حاضر شد. او گفت: پسرم بیماری سی پی داشت و به همین دلیل هم به معلولان رسیدگی زیادی می
مرگ دختر 9 ساله در شعله های انتقام
دیده است که لباس های خونی و کتانی های دخترم را به آتش می کشد ضمن اینکه چندروز بعد از حادثه، آرش سراغ من آمد و گفت فردی را می شناسد که در قبال دریافت پول حاضر است آدم بکشد و اگر کسی را می خواهی بکشی، به من بگو. حالا هم من از او شکایت دارم و خواستار قصاص او هستم . در ادامه، متهم در جایگاه حاضر شد . او اتهام قتل را رد کرد و گفت: چون در محل جوان جذابی بودم و دختران زیادی بودند که از من
حواشی جوایز حافظ/ تنابنده: همایون شجریان کاسبی ما را خراب کرد!/ تهمینه میلانی: منم صدام خوبه! + تصاویر
توپوق زدن هستم. به خاطر دارم یه بار به همراه آقای میرفخرایی به یه برنامه زنده تلویزیونی دعوت شدم، اونجا می خواستم درباره آقای میرباقری صحبت کنم و گفتم آقای میرباقری به من ارادت کاملی داره که من رو برای فیلمش انتخاب کرد و من از او ممنون هستم. جالب اینجاست که تا زمانی که به خونه نیومده بودم نمی دونستم چی گفتم. فقط واکنش متعجب مجری رو دیده بودم و نمی دونستم علتش چیه؟ وقتی اومدم خونه همسرم با حالتی حیرت
انکار قتل پسر معلول در دادگاه
مرد معتاد که به اتهام قتل پسر معلول پای میز محاکمه قرار گرفته بود، در جلسه دادگاه منکر اتهام خود شد. به گزارش جام جم، هشتم فروردین سال 92 قتل پسر جوانی در بلوار کشاورز به پلیس گزارش شد که ماموران پس از حضور در محل قتل دریافتند، پسر جوان با ضربه های چاقو به قتل رسیده است. در ادامه با شکایت خانواده پسر جوانی که ناپدید شده بود، هویت مقتول به نام کیان شناسایی شد. یک روز بعد هم
از علاقه به بازی در نقش یک معتاد تا همکاری که منجر به ازدواج شد/ گپی دوستانه با رویا میرعلمی
نماند آن زمان هنوز با حسین کیانی ازدواج نکرده بودم. سین:احساستان را در اولین تجربه بر روی صحنه به یاد دارید؟ جیم:خوشبختانه تئاتر را به صورت حرفه ای آغاز و دنبال کردم، اما هیچ وقت حس و حال اولین باری را که در مقابل تماشاگران روی صحنه رفتم را فراموش نمی کنم، با اینکه کماکان بعد از سالها تجربه و فعالیت در این حرفه هنوز وقتی به روی صحنه می روم برای مجذوب کردن و خسته نشدن مخاطب و