سایر منابع:
سایر خبرها
کامران یک روز دور از چشم مادرم به خانه ما آمد و بلای شیطانی را سرم آورد! / مهسا دست به انتقام وحشتناکی ...
لیاقت تباه کرده و حالا هم باید برای تربیت و بزرگ کردن این دختر که از تبار همان پدر است، ازحقوق اولیّه انسانی خود، گذشته وسالیان سال منتظر بمانم تا او ازدواج کند تا شاید سپس بتوانم فکری به حال زندگی خود کرده و تصمیمی برای ازدواج با فرد دلخواهم بگیرم. شنیدن این حرف های تحقیرآمیز همیشه ایّام بسیارعذابم می داد ، به همین دلیل بود که با وجود این که هیچ تصمیمی برای ازدواج زودهنگام تا پایان
اگرسال ها پیش فرهنگ مشاوره به درستی در میان افراد جا می افتاد از طلاق های بسیاری جلوگیری می شد
دانشگاه به روانشناسان بپردازند، می توانند از خدمات مشاور واحدها به صورت رایگان استفاده کنند. سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد نظر آباد گفت: دانشجویانی که به مشاور مراجعه می کنند می توانند فرهنگ مشورت را رواج دهند، یک نفر می تواند الگوی یک خانواده برای پدر، مادر،همسر و فرزندان خود باشد برای مثال اگر پدری از خدمات مشاوره ای استفاده کند در آینده هنگامی که فرزندش می خواهد ازدواج کند او را
من دختری بسیار زیبا بودم / به اجبار و به ناچار سر از خانه آن نامرد کثیف درآوردم!
. همیشه در خیالاتم برای به دست آوردن خوشبختی نقشه های زیادی می کشیدم. از آن جا که در مدرسه شاگرد ممتازی بودم بعد از پایان دوره راهنمایی پدر و مادرم مانع تحصیلم شدند. آن ها معتقد بودند که درس خواندن همین اندازه کافی است و بایددر کنار مادرم خانه داری را بیاموزم. بعد از مدتی پای خواستگاران زیادی به منزلمان باز شد. چرا که من از زیبایی قابل توجهی نیز برخوردار بودم. من در آن موقع چیزی از ازدواج و
این خانم بیوه با پرونده کثیفش همه مردم را شوکه می کند + عکس
دنیا رفته اند. به گفته ی پلیس او قربانیان خود را با دقت بسیار از سایت های همسریابی پیدا می کرده و به دنبال مردانی ثروتمند بوده که همسران خود را از دست داده یا طلاق گرفته بودند. هیرویوکی کوروکاوا، نویسنده ای که در کتابش از پرونده ی کاکهی نیز نام برده می گوید: پیرمردها طعمه خوبی برای چنین زنانی هستند. زیرا پول فراوانی دارند و از تنهایی می ترسند. این پرونده، آسیب پذیری قشر سالخورده جامعه ی ما
علاقه مان به همدیگر روز به روز بیشتر شد اما...
معراج الشهدا دیدم. وی در ادامه در خصوص آشنایی خود با همسرش تصریح کرد: هر دو دانشجو بودیم. من در رشته مدیریت و او در رشته گیاه پزشکی درس می خواند البته دانشگاه هایمان فرق داشت. محمدرضا برای کاری به دانشگاه ما آمده بود. دختر دایی او هم اتاقی و دوست من بود و از این طریق آشنا شدیم و وقتی که ازدواج کردیم محمدرضا ترم آخر دانشگاه بود. آن چیزی که در وجود محمدرضا نظرم را به خودش جلب کرد صداقت و
دلیل مخالفت شدید زن جوان به شوهرش در مورد مجهز شدن خانه به دوربین مداربسته چه بود؟!
حسین همچنان به نصب دوربین در خانه اصرار دارد در نهایت جنجالی به پا کرد که به درخواست طلاق در دادگاه خانواده ختم شد. زن جوان وقتی در مقابل قاضی دادگاه خانواده قرار گرفت درباره زندگی اش چنین گفت: من و حسین 8 سالی می شود که با هم ازدواج کرده ایم. در این مدت مشکلی با هم نداشتیم. همیشه اعتماد برایمان مهم ترین مساله بود. چند سالی گذشت تا این که چند وقت پیش حسین به خانه آمد و دیدم چند نفر
می خواهم یک تبریزی رکوردم را بشکند/ سرمایه گذاری عظیم روی ماشین سازی اشتباه بود
چه بودند؟ شیرین ترین خاطره ام این بود که ازدواج کردم و تلخ ترین خاطره ام هم این بود که علی رغم تلاش های زیادم نتوانستم راهی المپیک 2016 شوم. تبریزمن: خاطره ای از نوروز برایمان بگوئید: من از سال 84 هیچ گاه تعطیلات نوروز را در تبریز نبودم و همه اش در اردو و مسابقات بودم. این موضوع باعث شده بود تا بسیاری از اقوام و فامیل هایمان را نبینم. تا اینکه سال 93 در تبریز بودم اما پدر و مادرم برای
ناگفته هایی از آتش نشان شهید حادثه پلاسکو/ ما برای شهادت وارد آتش نشانی شدیم
/> سال 69 بعد از جنگ شاید برای من و هم رزمانم به دلیل سابقه جبهه یا جانبازی هایی که بچه ها داشتند، مشاغل زیادی وجود داشت. خود من برایم شرایط کار در چند جای بسیار بهتر وجود داشت که بتوانم کارمند کم دردسر باشم اما خودم دوست داشتم این شغل را انتخاب کنم، چون معتقد بودم این شغل از آن کارهای سختی است که باب شهادت در آن باز است. نه تنها من که خیلی از دوستانم با همین نگاه وارد این شغل شدیم. یکی دیگر
مادر شهید جهانی: خودم هم دوست دارم "شهید" شوم
مسئولانی از شهرداری، بنیاد شهید و روزنامه خراسان آنجا هستند . تسنیم: شما مخالفتی با حضور فرزندتان در جبهه های جنگ با نیروهای تکفیری و دشمن نداشتید؟ مادر شهید جهانی: پسرم دو فرزند دارد؛ یک دختر 13ساله و یک پسر 8ساله به نام های فاطمه و علی؛ اوایل به خاطر بچه های کوچکش نمی خواستم که به سوریه برود و او مرا به خانه شهیدان می برد تا با مادران آنها صحبت کنم و راضی شوم چون پسرم دوست داشت که من راضی
نوزاد برهنه و تازه به دنیا آمده ای که در بیابان های تهران یخ زده بود! + عکس
/> شهلا در حالی که مرتب خمیازه می کشد و مشخص است که از آخرین مصرف مواد مخدرش ساعت ها گذشته است در رابطه با وضعیت نخستین فرزندش می گوید: فرزند اولم پسربود و اکنون باید 18 سال داشته باشد. مدت زیادی است که او را ندیده ام و او نیز علاقه ای به دیدن من ندارد. زمانی که همسرم از دنیا رفت، تصمیم گرفتم بار دیگر ازدواج کنم و خانواده همسرم که می دانستند من اعتیاد دارم، نوه شان را از من گرفتند.
با نقشه من امیر به خانه ما آمد و در یکی از اتاقها در کمین شوهرم ماند!
اطلاعاتی از شوهرش دارد و کتمان می کند، مأموران به سراغ برادر شوهر وی رفته و در خصوص چگونگی مفقودیت برادرش از او تحقیق کردند که وی اظهار داشت: برادرش حدود یک سال است که ازدواج کرده و چون ازدواجشان ناخواسته و تحمیلی بوده، در این مدت روابط خوبی با همسرش نداشته؛ از طرفی، با دوستان و اطرافیان و اقوامش روابط خوبی داشته و هیچ گاه سابقه نداشت که او بدون اطلاع خانواده اش این همه مدت غیبت کند! با
زن 23 ساله چه کرده بود که این مرد برای ادب کردنش دو گوشش را برید! + عکس
را برید. او ادامه داد: وقتی 13 ساله بودم با این مرد ازدواج کردم. روابط چندان خوبی با خانواده همسرم نداشتم. او نیز مرا از ملاقات خانواده ام محروم کرده بود. من دیگر نمی خواستم با او زندگی کنم. او مردی مشکوک بود و اغلب مرا متهم می کرد با مردان غریبه حرف می زنم. زرینه در مصاحبه با خبرگزاری طلوع نیوز افغانستان نیز به مشکوک بودن شوهرش اشاره کرده بود. شوهر زرینه پس از
علم الهدی: آیت الله طبسی به بعضی بینش های بنده اعتراض می کردند یا آن را قبول نداشتند
نداد تا اینکه ساختمان مخروبه شد و یک معماری آمد خانه را از آن حالت درآورد. درصورتی که همسر ایشان در خانوادۀ مرفه ای بود، اما با وضع آقای واعظ طبسی می ساخت. حتی بسیاری از لوازم زندگی ایشان مربوط به جهیزیۀ همسرشان بود. در طول این مدت از آستان قدس هم برداشتی نکرد. آقای رئیسی هم اکنون از حق تولیت برداشت نمی کند و آقای سعیدی هم که در قم متولی شده اند حق تولیت برداشت نمی کند. تقوای ایشان در
دختر همسایه باز هم آبرو داری کرد / او مخفیانه با دختر جوانی در ارتباط بود!
اجازه می دهند فرزندانشان در این زمینه اظهار نظری بکنند. آنها به مشاوره و هم فکری هم اعتقاد چندانی ندارند و در چنین شرایطی است که آقای همسایه و افرادی دیگری مانند پدر دامادش، فرزند خود را مجبور به ازدواجی ناخواسته می کنند و دست آخر هم ... . دختر آقای همسایه از همان نگاه اول متوجه شد شوهرش علاقه ای به او ندارد. موضوع را به مادرش اطلاع داد. همان روز پدر خانواده در جریان این ماجرا قرار گرفت
دختر فراری ها شب ها در ترمینال غرب چه می کردند؟! / راننده اتوبوس پرده از چه رازی برداشت؟1
نامعلومی دارد: حرف توی گوشش نمی ره، برادرم مریضه دست خودش نیست، یک جور مشکل اعصاب و روان داره. همه اش می افته به جون مادرم و این دختر اما آخه رفتن چاره نیست که. خونه ما چند تا کوچه پایین تراز خونه مامانمه. شوهر منم کارگره، دو تا بچه دارم، نمی تونم طولانی نگهش دارم. یکی از راننده ها کنار اتوبوس اش ایستاده و گفت و گوی ما را می شنود: من دختر جوون ببینم ساک نداشته باشه، اصلاً سوار نمی کنم
روشنک وقتی سوار سوناتای سفید شد با عشوه گری به خانه مرد ثروتمند رفت و .../ از خانه فراری بودم و عاشق ...
کردم، دیگر چیزی نفهمیدم و نمی دانم چند ساعت داخل خودرویم خوابیده بودم. این پسر ادامه داد: وقتی از خواب بیدار شدم، هوا تاریک شده بود و وقتی خواستم ساعت گوشی موبایلم را ببینم، متوجه شدم کیف پول، ساعت، زنجیر طلا و گوشی موبایلم از سوی دختر جوان به رفته است. بدین ترتیب تیم ویژه ای برای ردیابی دختر جوان وارد عمل شدند و در گام نخست به آخرین کوچه ای که پسر جوان بیهوش شده بود، رفته، اما
راز تلخ خنده های آرزو در خیابان های تهران / دختر دانشجو این راز را لو داد+عکس و گفتگو
. گفت وگو با مرد سابقه دار مرد جوان از اینکه در سرقت هایش همسرش را دخالت داده، ناراحت است. سابقه داری؟ 4 بار به خاطر سرقت به افتادم. چند سال داشتی که ازدواج کردی؟ 24 ساله بودم که با دختر مورد علاقه ام ازدواج کردم و این در حالی بود که خانواده های مان با این ازدواج مخالفت می کردند. شغل؟ روزهای نخست زندگی ام کارگری می کردم، اما چون می خواستم زندگی خوبی
سرنوشت هولناک منیژه / فردین که به زندان افتاد من وارد دنیای کثیف خیابانی شدم و ...+عکس
چه جرم هایی؟ جیب بری و یک بار هم به خاطر حمل موادمخدر. اعتیاد داری؟ داشتم، بعد از به دنیا آمدن پسرم ترک کردم. چند تا بچه داری؟ یک پسر 3 ساله. از چند سالگی شدی؟ خانه یکی از دوستانم که پدرش افیونی بود، رفته بودم و وقتی بساط اعتیادش را دیدم، کنجکاو شدم و چند بار در نبود پدر و مادر دوستم تریاک کشیدم و بعد از آن دیگر به آن اعتیاد پیدا کردم. همسرت می دانست
پدر خوانده دومین فیلم محبوب جهان سینما
کورلئونه" رئیس یک خانواده مافیایی است. "مایکل"، که مدت ها پیش، از قبول شغل خانوادگی سر باز زده است، به همراه دوست دختر غیر ایتالیایی اش، که برای اولین بار سر از شغل خانوادگی "مایکل" درمی آورد، در مراسم ازدواج خواهرش، حاضر می شود. چند ماه بعد ، "دون"، هدف گلوله مرد مسلحی قرار می گیرد که در استخدام قاچاقچی مواد رقیبی است که پیش از این، درخواست کمکش از "دون" با توجه به روابط سیاسی ای که داشت رد شده
کارهای پنهانی دختر و پسر عاشق پیشه در آپارتمان های خالی یک مجتمع در شمال تهران+عکس
همدستی کند. در حالی که هیچ سر نخی از دزد نامرئی که دوربین های مداربسته ورودی های مجتمع نیز نتوانسته بودند چهرهای از او شکار کنند به دست نیامده بود، دزدی دیگری در طبقه 9 مجتمع رخ داد.پلیس در صحنه این سرقت که از خانه یک بنگاهدار صورت گرفته بود، دید که قفل ها سالم هستند و دزدان در ساعتی که دختر و پسر خانواده در مدرسه و پدر و مادر نیز به سر کار رفته بودند دست به این سرقت زدهاند. کارآگاهان خیلی
دختری که در آغوش پدر بر زین اسب نشست و مادر پرورش اسب اصیل ایران شد
گوزلو بود که 80 سال به این شغل پرداخت و نژاد های مختلف و اصیلی را در همدان پرورش داد . مری لیلی قره گوزلو بعد از فوت پدرش در این روستا به پرورش و گسترش اکثر نژادهای اسب ایرانی می پردازد . مری خانم قره گوزلو همسر مجیدخان بختیاری مادر پرورش دهندگان اسب اصیل در ایران لیلی دختر دکتر علی نقی قراگوزلو و کاترین لد بود. پدرش از خان زادگان همدان و پسر مهدی خان قراگوزلو
رسوم نوروز باستانی در روستای تکه نهاوند
نشینند. 7-در لحظه سال تحویل همه افراد خانواده که پس از یک سال کار و تلاش از هر کجای کشور که هستند به منزل پدری می آیند و دور سفره هفت سین جمع می شوند و پدر خانواده طبق رسوم تکه که دارای احترام خاصی است در بالای سفره هفت سین در کنار مادر خانواده می نشیند و فرزندان و نوه ها همگی دور تا دور سفره هفت سین می نشینند تا در کنار بزرگان که مایه برکت و رحمت خداوند هستند سال نو را آغاز کنند. چند
باور کردنی نبود ولی توانستم مچ همسرم را با او بگیرم!
او شده بودم و خوشبختی را در زرق و برق چک های مسافرتی می دیدم به خواستگاری اش پاسخ مثبت دادم. با وجود 15 سال اختلاف سنی سعی می کردم به فرزندان او مهر بورزم و آن ها را همانند مادرشان دوست داشته باشم. اگرچه پدر و مادرم مخالف این ازدواج بودند اما من درسم را رها کردم و تنها به زندگی با او فکر می کردم. چند ماهی از ازدواجمان سپری شده بود که فهمیدم همسرم مردی پرخاشگر و عصبی است. او دست بزن داشت
پایان تلخ آخرین معشوقه دیکتاتور +عکس
به دنیا آورد. همچنین افسانه های زیادی در مورد قابلیت های جنسی موسولینی مطرح شده بود. یکی از کارشناسان نیز در مورد موسولینی گفته بود که بیش از آنکه مستبدانه باشد، جنسی است. گرچه بوسورث در مورد زندگی عمومی ایتالیای فاشیست – اتحاد شکننده، جنگ های خونین اتیوپی، مداخله فاجعه بار در اسپانیا - می نویسد، موسولینیِ روایت شده در خاطرات کلارتا، که از اولین دیدارشان نوشته شده بود، به مردی صمیمی
صله رحم عبادت است
انصاریان در این خصوص بیان کرد: معمولا به محض رسیدن سال نو، کوچکترها مثل فرزندان پسر و فرزندان دختر به دیدن پدر و مادرها می روند و عروس و دامادها به دیدن خانواده هایشان می روند و این دیدار هم غم و غصه را از دل می زداید و هم دل انسان را شاد می کند. آثار صله رحم وی با اشاره به آثار صله رحم از نگاه دین مبین اسلام گفت:صله رحم نوعی عبادت است و اینطور نیست مردم عزیز کشورمان که به محض
آخرین آرزوی پدر سالار سینما و تلویزیون
ایران آنلاین /محمدعلی کشاورز از پیشکسوتان مطرح و به نام عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون ماست که نیازی به معرفی ندارد، مخاطبان سینما و تلویزیون هنوز هم بعد سال ها این هنرمند را با شخصیت هایی که بازی کرده از جمله معروف ترین و محبوب ترین آنها پدر سالار و شعبون استخوانی می شناسند. مرور خاطرات با پیشکسوتان هنر و شنیدن خاطرات آنها از سال های فعالیت شان همیشه لذتبخش است. چندی پیش فرصتی دست داد
کوچه بهار، پلاک نوروز، سرای سالمندان
: تعدادی از سالمندان نیز مورد بی مهری فرزندان خود قرار می گیرند و به خانه سالمندان و مجموعه های اقامتی این چنینی سپرده می شوند؛ در تمام حالات یاد شده، فرد سالمند، به دلیل دوری از خانواده اصلی خود تحت فشار قرار گرفته و از نظر شرایط روحی، نیازمند رسیدگی مضاعف هستند. قرائی مقدم ادامه داد: تامین شادی و نشاط و فراهم آوردن فضایی به دور از کدورت های ایجاد شده باید در اولویت برنامه های موسساتی
داستان کودکانه، زنان کوچک
باشم، ازدواج می کنم. عمه مارچ از در دیگری وارد شد و گفت مگ باید با فرد ثروتمندی ازدواج کند و خانواده اش را از فقر نجات دهد. مگ گفت که پدر و مادرش هم با این ازدواج موافق اند. عمه مارچ گفت: عزیزم! عقل پدر و مادرت در امور دنیوی به اندازة عقل بچه هاست! تو می خواهی با آدمی بی پول، بی کسب و کار و بدون مقام ازدواج کنی و سخت تر از حالا کار کنی. اما مگ از بروک دفاع کرد. عمه مارچ گفت: دختر! او می داند
قصه برای بچه ها، داستان جذاب پینوکیو
زود دست از کتک کاری کشیدند و دوباره با هم آشتی کردند. بعد آنتونیو همان چوبی را که او را به وحشت انداخته بود به پدر جپتو داد. پدر جپتو هم با جلیقة پاره و لنگ لنگان، با تکه چوب تخس به خانه اش برگشت. خانة پدر جپتو اتاق کوچکی در طبقة همکف بود که اسباب اثاثیة زهوار در رفته ای داشت. روی دیوار روبروی در هم یک بخاری دیواری بود که که کنار شعله های آن یک قابلمة غذا قل قل می کرد اما همة این ها نقاشی بود
اولین بار در دهه ی 70 گزارشگری کردم/ سوتی زیاد داده ام/ با تنها دخترم هم دانشگاهی ام/ اگر فردوسی پور ...
اند که طرح بدهم و تهیه کنم. انشاءلله بیشتر در خدمت خواهم بود هر چند که در اواخر خدمتم در صدا و سیماست و دوست دارم که بیشتر جوان ها در عرصه باشند. آناج: سال 95 در یک نگاه؟ من اصلا متوجه نشده ام که سال 95 را چگونه شروع کرده ام. چند سال است که به ادامه تحصیل روی آورده ام سرم به شدت مشغول درس بوده است. ناراحتی از دست دادن مادرم، فشار درس و ... باعث شده که درگیر کارهای دانشگاهی و