سایر منابع:
سایر خبرها
آخرین درخواست خوشمزه یک شهید از مادرش
/> وای از دست تو چکار کنم، پسر! چرا متوجه نیستی جبهه شوخی نیست که. مرگ از پوست تنت بهت نزدیکتره. پری خانم با کلافگی همیشه حرف پسرش را قطع کرد. یک هفته بعد، اعتصاب غذا و کم حرفی های فرامرز بالاخره نتیجه داد. پری خانم قرآن بالای سر پسرش گرفت و کاسه آب را پشت سرش ریخت. بعد چادر انداخت روی سرش و دوید به سمت خانه یکی از همسایه ها تا بفهمد کرکوکی که فرامرز برای سربازی داوطلبانه به آنجا اعزام
گرداب تربیت بچه
، باکتری ها و مایعات بدن که در چرخ دستی خرید به جای مانده اند در امان بمانید. در نظرسنجی ای که مارانو صورت داده است یک سوم والدین گزارش داده اند که بچه هایشان را با ژل های دست آنتی باکتریال به مدرسه می فرستند. دیگر چه کسی به صابون اعتماد می کند؟ به محض آنکه بچه به کودکستان می رود فشار تحصیلی هم آغاز می شود. چیزی که دراین میان از دست رفته است مجال بازی با عروسک های بند انگشتی است. مارانو
دغدغه آقا مهدی رفتن نبود، چگونه رفتن بود
مسلمانان یکی از بزرگ ترین وظایفم است. همسرم از لحاظ بدنی خیلی قوی و ورزیده بود، همرزمانش می گفتند در این بدن تیر نمی رود، وقتی این تعریف را می شنید در پاسخ دوستانش می گفت: این بدن باید در راه اهل بیت خرج شود،این بدن برای من نیست. اولین بار کی حرف از رفتن زد ؟ راضی کردن شما کار سختی بود؟ از بهار سال 1390 زمزمه های رفتن آقا مهدی به گوش می رسید، من با اینکه فوق العاده
قاتل 25ساله: تهیه پول برای درمان سگ همسرم پایم را به قتل باز کرد
از ده سالگی به بعد در گمرک و چهارراه شاهپور بزرگ شده ام. از اینکه اینجا نشسته ام و شما در این موارد از من سوال می کنید، حس زیاد خوبی ندارم. وقتی در مورد قتل صحبت می کنم یا صدای اذان می شنوم بی اختیار شروع به گریه کردن می کنم. سال ها است که از خانواده فراری هستم و بسیاری از شب ها در خیابان می خوابیدم. تنها وقتی که پولی برای خرج کردن نداشتم به سمت خانواده می رفتم تا شاید از پدر یا برادر و یا دامادم
نقش پررنگ تلگرام در وقوع قتل های ناموسی/ کمکی که موبایل به کشف قتل های همسرکُشی می کند
، اگر زیرساخت این فضا در کشورمان فراهم شود و همه در شبکه طراحی شده توسط متخصصان داخلی ورود پیدا کنند و به سمت نرم افزارهای غیربومی نروند، قطعاً نظارتمان بسیار بالاتر می رود، به فرض مثال شما در یک آسانسور با همسرتان در حال بالا رفتن هستید و می دانید که ممکن است داخل آسانسور دوربین باشد، شاید مثلاً در حالت عادی زمانیکه که از راه پله ساختمان بالا می روید، دست همسرتان را بگیرید و با او شوخی کنید اما در
چگونه از دخترم محافظت کنم؟
که بچه ها زمان بسیاری را با مادر خود بگذرانند و ساعات کمی در کنار او باشند. او همواره می گفت پدر بودن را بسیار دوست دارد اما به نظر من این طور می رسید که این دوست داشتن منوط به حفاظت خود و فرزندانش از هر گونه امکان ناهماهنگی،خشم یا درگیری است. دوست دیگرم معتقد بود که دخترش در حال بزرگ شدن است و به امکانات بیشتری نیاز دارد. برای تامین هزینه های مدرسه درجه یک و تامین سرگرمی های خاصش باید
روایتی از حال و روز کاشفان آدم های گمشده
اطلاعات خواهر گمشده اش را به آنها داد. آنها هم نامه ای به دفتر جست وجو و بازپیوند خانواده در ایران زدند. همان دو اتاق روشن طبقه سوم ساختمان صلح جمعیت هلال احمر. همان جا که پنج زن با جسارت و صبوری عجیبی گمشده ها را پیدا می کنند. کسانی که بر اثر جنگ، سوانح طبیعی یا دورشدن از کشور، از افراد درجه یک خانواده شان بی خبر می مانند. خانم زبرجدیان مسئول پیداکردن هما شد. اطلاعاتی که به دست من رسید
محله بازه شیخ در انتظار بازدهی وعده های مسوولان/ محله ای خالی از اقدام و عمل
، متأسفانه بیشتر تعلل می کنند. خبرهای خوش شهردار منطقه 6 برای بازه شیخ گزارشگر ما برای پاسخ به مسائل مطرح شده از سوی اهالی به سراغ شهردار منطقه 6 می رود. زوکی نژاد این بار هم مانند جلسه مهرماه 95 که برای واکاوی مشکلات بازه شیخ تشکیل شده بود قول هایی برای رفع مشکلات اینجا می دهد و می گوید: همه مشکلات که به دست شهرداری قابل حل نیست. او با بیان اینکه شهرداری برای تعیین تکلیف اراضی خصوصی رها شده که
20 بازی واقعا ترسناک که بهتر است با چراغ خاموش آنها را تجربه کنید!
سختی می شود در دسته ی وحشت جا داد چون به ندرت و بعد از وقفه های خیلی طولانی شما را می ترساند و هیولاها در این بازی بیشتر آزار می رسانند تا وحشت. اما محیط زیر آب بازی فوق العاده است. غرش فولاد تحت فشار و نورهای چشمک زن و ربات هایی که به نظر می رسد فکر می کنند هنوز انسان هستند. این بازی یک تجربه ی قدرتمند است که ارزش دارد وقت تان را پای آن بگذارید، حتا با این که شاید کم تر شما را از جا
دختر 17 ساله گفت رقابت بر سر زیبایی باعث شد بازیچه دست جوانی هوسران قرار بگیرم!
انتخاب کرده است. با همه این حرف ها تحمل این زندگی برایم عذاب آور بود. بالاخره هم تصمیمم را گرفتم. می دانستم شاهین یک تک تومانی هم کف دستم نمی گذارد به همین دلیل با سختی زیاد مهریه و نفقه ام را بخشیدم و طلاقم را گرفتم. به قول قدیمی ها گفتم مهرم حلال و جانم آزاد. زن جوان سکوت کرده بود. اما انگار هنوز آنچه می خواست به زبان بیاورد، را باور نداشت. وقتی از محضر بیرون آمدم جایی برای رفتن نداشتم. با خانه
9 سوالی که باید از همسر آینده تان بپرسید
بارها اتفاق می افتد که دختر یا پسر جوانی از من می پرسد: باید دنبال چه ویژگی هایی در همسر آینده ام باشم؟ می دانم عشق به تنهایی کافی نیست، اما نمی دانم ویژگی های همسر مناسب چیست. بسیاری از مردم، جذب افرادی می شوند که یک یا چند ویژگی شاخص شخصیتی دارند، مثل شوخ طبعی، مهربانی، سخاوتمندی و... . اگرچه هر یک از این ویژگی ها می توانند جذاب باشند، اما به خودی خود عواملی تعیین کننده در رضایت و خوشبختی زندگی
زندگی خیری که اولین بار از شهدای بهزیستی در خندوانه حرف زد
هستند که معلولند و چون کسی این ها را برای سرپرستی نمی برد همین جا مانده اند.هشت تا بچه بودند که یا دست هایشان کوتاه بود یا آرنج چسبیده به کمر. در حالی که صورت های بسیار زیبایی داشتند و بهره هوشی شان فوق العاده بود. همان جا گفتم همین ها خوبند. گفتند: سخت است گفتم : سخت باشد.همان جا بچه ها را گرفتیم که الان حدود 20 تا از این دست بچه ها در مرکز شهر زیبا زندگی می کنند. بچه های یافت آباد هم که بزرگ شدند
برخی برنامه ها مخرب فرهنگ کردستان است/اقدامات نوروز امسال در راستای اهداف ضدانقلاب بود/اجرای 120 برنامه ...
کرد: نظام جمهوری اسلامی سرمایه بزرگی را برای حفظ انقلاب تقدیم کرده است و این کشور امروز به برکت این پشتوانه از اقتدار بسیار زیادی برخوردار است. الله مرادی اشاره کرد: هدف این انقلاب از آزادی، آزادی های حیوانی نیست، ما در این نظام به جایگاه مرد و زن به عنوان انسان نگاه می کنیم چون بر این باور هستیم که از دامن زن مرد به معراج می رود. همه باید در ترویج امر به معروف و نهی از منکر
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (383)
نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد. ****** 1. میرید اینستا مودب باشید، همه باباهاشونو آوردن. 2. دماغ من انقدر هم بزرگ نیست، خونمون کوچیکه اینجوری به نظر میاد. 3. قریب به اکثریت دخترایی که هی ناله میکنن سینگلیم تا یه پسر میره سمتشون پیشنهاد میده جرش میدن. 4. من تحقیق کردم فهمیدم شما از آشنا خرید کنی
آسیب های اجتماعی که در غیبت مددکار رشد می یابد
تخصص دانشگاهی کجا رفته است. **پیشنهاد تشکیل پرونده اجتماعی برای کودکان رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: اگر بگویند بزرگ ترین آرزوی تو برای کشور چیست این پیشنهاد را مطرح می کنم که –البته این مساله را سال 87 پیشنهاد دادم در مقطعی روی آن کار کردیم و بعد مدتی باقی ماند- که پرونده اجتماعی برای کودکان داشته باشیم. چلک می افزاید: وقتی بچه می خواهد به دنیا بیاید برای او
الهام پاوه نژاد: هول نزنیم که فقط خودمان دیده شویم.
اند و حتی اگر گروهی دانشجویی هستند باید یاد بگیرند که اجازه گرفتن از مترجم را رعایت کنند و این که چند روز مانده به شروع کارشان، اجرایشان کنسل شود این را برای همیشه در ذهن شان حک خواهد کرد. ما ظاهرا در حال از دست دادن بخشی از فرهنگ مان هستیم. به عنوان مثال قبلا اگر منِ نوعی سر کاری بودم و به هر دلیلی نمی توانستم ادامه دهم، شما که می خواستید به جای من بازی کنید از من اجازه می گرفتید. این
دومین روز ثبت نام داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری/ تصاویر
داماد شما در هنگام ثبت نام در انتخابات شورای شهر تهران اعلام کرد که شما راضی به ثبت نام او در انتخابات نبوده است، آیا شما این مسئله را تایید می کنید؟ اظهار داشت: اگر داماد من با بنده مشورت می کند، آیا من در این باره به شما باید جواب بدهم. رئیس دولت نهم و دهم ادامه داد: داماد من در این باره گفته است که ایشان (احمدی نژاد) نه موافقت کرده است و نه مخالفت. مهدی خورشیدی در زمان ثبت
روز پدر و جای خالی پدرانی آسمانی در شهر/ گنجینه هایی که از جمع ما می روند
مجسم مبدل مان کند و جای خالی تو در خانه احساس شود . پدر ، نگاه کن ! حالا من بزرگ شده ام بزرگتر از درخت آلبالویی که در حیاط خانه مان قد کشید . هنوز چشم به راه توام و هنوز دوست دارم تو را گاهی در خواب ببینم تا بوسه ای هر چند کوتاه بر گونه هایم بنشانی . گاهی به پروانه ها ، قاصدکها ، آینه ها و ابرها التماس می کنم پیغام مرا به تو برسانند ، گاهی که نام تو را می شنوم و نسیم خسته را
کتاب های محبوب نویسنده هری پاتر
گوج الهام بخش رولینگ در زمان توصیف میزهای غذا در جشن های مدرسه جادوگری هاگوارتز بود. او از این کتاب کلاسیک کودکانه به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار در نوشتارش نام برده است و در این باره نوشته: الیزابت گوج همیشه دقیقا آن چه را که بچه ها می خوردند، توصیف می کرد و من واقعا دوست داشتم بدانم درون ساندویچ های شان چیست. در لایه ای عمیق تر، رولینگ جذب ساختار هوشمندانه این کتاب شده بود، با این که
قبرستان ابن بابویه خفتگانی از تاریخ معاصر دارد
قبر می کَند. 73 ساله بود که فوت کرد، همین دوسال پیش. وقتی فوت کرد برایش قبری در بهشت زهرا خریدیم و آنجا دفنش کردیم. از بچگی زیر دست پدر در قبرستان بزرگ شدم. برای مردگان قرآن می خواندم. بعدتر گورکنی کردم و قبر بزرگان ابن بابویه را یک به یک از بر شدم. 18 سالم بود که به خدمت سربازی رفتم. 21 سالم بود که ازدواج کردم. تمام عمرم را اینجا گذراندم و امروز 51 سالم است. یک پسر و یک دختر دارم. پسرم 25 ساله
سلب آسایش خانواده اموات در بهشت زهرا
گذشته است را با خود ببرد اما قدش کوتاه تر از آنی است که بتواند این کار را به سادگی انجام دهد. اصرار دارد که تاج گل را حمل کند اما موفق به این کار نشده و به زمین می خورد. با اخمی که بر چهره دارد به دور و اطراف خود نگاه می کند. از او می پرسم که آیا کمک می خواهد که در جواب می گوید: نیکی و پرسش. صحبت کردن با او اما کار آسانی نیست. بریده بریده پاسخ می دهد و
ازدواج فرد طلاق گرفته با مجرد یا طلاق گرفته؟
پایتان است و شما را بسیار اذیت می کند، در آن لحظه فقط به این فکر می کنید که آن کفش را دربیاورید و وقتی درآوردید به فکر پوشیدن کفشی هستید که فقط پایتان راحت باشد و در این صورت، به شرایط و ظاهر کفش فکر نمی کنید. کمی که پایتان راحت شد، نگاه می کنید و می گویید من این مدل، این رنگ و این شکل را دوست نداشتم و در نتیجه می بیند کفش اول از دست رفت، کفش دوم از دست رفت و شما باید دنبال کفش سوم باشید.
15 فیلم به دنبال جایزه اصلی جشنواره جهانی فیلم فجر
. ویلینگتن می کوشد دوباره قلب ماریانا را به دست بیاورد و هم زمان شایعه هایی درباره دزدی به گوش می رسد که منجر به مرگ های خشونت باری در شهر شده است. ایوان دی گائونا (که پیش از این سه فیلم کوتاه ساخته و در تلویزیون هم فعال بوده) عقیده دارد اولین تجربه کارگردانی اش محصولی از عشق است و به زمانی برمی گردد که شیفتگی او به سینما از آن آغاز شده است. از قرار معلوم زمانی که او در رشته مهندسی راه و
آمده ام تا مردم را شاد کنم! / به نظر همه کارشناسان، شورای شهر تا الان عضوی مثل من نداشته است
به این شورا حساس کرد. او نه مثل برخی از ورزشکاران حاضر در شورای شهر است که لام تا کام حرف نمی زنند و نه در کمیسیون بودجه است که اعداد و ارقام را در دست بگیرد. اجازه که می گیرد برای حرف زدن هیئت رئیسه شورای شهر کلی التماس و خواهش می کنند که حرفش را زود تمام کند، اما تاکنون نشده که تذکری بدهد یا نطقی کند و در ساعت مقرر تمام شود. خودش هم به این موضوع اقرار می کند. اما آبان ماه سال 1395 بود که او
فیلم های فضایی؛ سفر به فضا از لنز تخیل
آداب و رسوم شان سر دربیاورند. جیک سالی که جانباز جنگ است و دو پایش را از دست داده، یکی از داوطلبان است. او به این آزمایش ها تن می دهد و به عنوان یک پاندورای تقلبی به سیاره ناوی می رود و در آنجا با جهانی مواجه می شود که اصلا انتظارش را نداشته است. تقریبا همه کسانی که آواتار را دیده اند ، معتقدند دیدن این فیلم با همه نقاط ضعف و قوت داستانی اش یک تجربه شگفت آور است، خصوصا اگر نسخه سه بعدی آن دیده شود
خبرهایی از جشنواره جهانی فجر
مأمور اعدام اصلی زندان است و در کارش یکی از پرکارترین های جهان به شمار می رود! کارآموز تولید مشترک سنگاپور، آلمان، فرانسه، هنگ کنگ و قطر است. این فیلم اولین بار ماه مه 2016 در بخش نوعی نگاه جشنواره کن نمایش داده شد و سال گذشته نماینده سنگاپور در بخش اسکار فیلم خارجی زبان بود. جانفنگ بو (متولد 1983) کارگردان کارآموز یکی از خوش آتیه ترین فیلم سازان جوان سنگاپور است که در مدارس
مدیر کارگاه کوچک سپنا می خواستم به جای پسرم برای همه بچه های ناشنوا پدری کنم.
فروشنده های خوبی برایتان باشند، اما ممکن است متوجه بعضی از حرفهای شما نشوند. با زحمت می فهمیم که این مغازه کوچک، فروشنده تولیدات یک تولیدی کوچک است که همه بچه های آن ناشنوا و کم شنوا هستند. رد این تولیدی را که می گیریم از کارگاه کوچکی در کنج جنوبی پایتخت سردرمی آوریم. جایی که تنها صدای چرخ های خیاطی شنیده می شود و بچه ها خوشحال و سرحال مشغول کار هستند و گهگاه با زبان اشاره با هم حرف می زنند. کارگاه
هر چیزی به فروش برسد چاپ می شود!
بیشتر از آن حدی که در آثار جین آستن یا جورج الیوت وجود دارد. البته خشونت منحصر به آثار من نیست. چارلز دیکنز در صحنه مرگ نانسی در یکی از آثارش تمام فضا و مکان را پر از خون کرده بود؛ جوری که اگر من یا هر نویسنده زن دیگری آن صحنه را می نوشت بعید بود ناشری کارش را منتشر کند. درباره خودم باید این را بگویم که من در میان خشونت و مردمی که آشکارا رفتار و خشونت شان را بروز می دادند، بزرگ شده ام. وقتی تازه
صابر نوروزی ام!
یاسر نوروزی روزنامه نگار ما 800 نفر بودیم. چون آن زمان ها دخترها تند و فرز ازدواج می کردند و پسرها سال آخر دبیرستان با بچه شان می رفتند سر کلاس. مبصرمان را یادم است که وقتی پای تخته سیاه نوشت خوب ها ، بچه اش از آن ته داد زد: اسم من هم بنویس بابا! در واقع مثل حالا نبود که وقتی یک بچه دنیا می آید انگار ای.تی پا به زمین گذاشته یا گالیمیموسی دوباره بعد از سال ها انقراض، سر از تخم درآورده
بی اعتماد به شورا اما امیدوار
حقوق شان چقدر حق است، باید خودشان با وجدان شان کنار بیایند. از نظر او کسی که در شورا انتخاب می شود جز انسانیت باید شجاعت داشته باشد تا بتواند حق مردم در شهر را زنده کند: یک عضو شورا باید در مقابل خیلی از اقدامات غلط شهرداری بایستد چه در ساختمان سازی باشد یا فروش اموال شهر. همه این حرف ها همیشه گفته شده اما در نهایت هم اتفاقی نیفتاده. این بی اعتمادی یا بی اطلاعی در میان این زنان و مردان بالانشین با بی