سایر منابع:
سایر خبرها
وفاداری به سبک هر روز
از مثلا 14 سال زندگی، زن و مرد را به هم نزدیک تر می کند. 8- هر چند وقت یک بار نقش های تان را جا به جا کنید تکرار و سکون می تواند رابطه را یکنواخت کند. اگر همیشه آقا رانندگی می کند، چرا هفته بعد نقش ها را جا به جا نمی کنید که مثلا خانم خانه رانندگی کند؟ یا اگر همیشه زن آشپزی می کند، چرا پیشنهاد ندهیم که مرد چند غذای ساده آماده کند؟ این جا به جا کردن نقش ها با برنامه ریزی صحیح
ناگفته هایی از برخوردهای شهید بهشتی با میرحسین/ ماجرای مخالفت شهید آیت با موسوی/ دلایل انفجار حزب جمهوری ...
را ایجاد کرد این گروه مجاهدین انقلاب اسلامی بودند. البته امام دوست داشتند که همه در داخل حزب باشند. وقتی که اینها جدا شدند البته ما با آنها همراهی کردیم. جلسه مجاهدین با منتظری از اینجای کار منافقین از آغاز مسئله شان گرفتن قدرت بود می خواستند به حکومت برسند. در ادامه اینها هم عنوان کردند که راه ما از راه شما جداست. آقای منتظری در خاطراتش می گوید مجاهدین اجازه گرفتند از ساواک و
مهران رجبی :اگر همسرم نقش زن دیگری را بازی کند، سرش را می برم
تولد مناسبت می شود، گاهی سالگرد ازدواج و گاهی هم یک داد زدیم سرشان و باید جبران شود. خانم ها مناسبت ساز هستند و آقایان مناسبت فراموش کن! - دقیقا همین است! ایشان برای شما چه هدیه ای خریدند؟ - چند بار لباس خریدند که به سلیقه من نمی خورد. خیلی هم رک می گفتم این چیه خریدی! بنداز بیرون! بعد از آن دیگر نخرید. البته این اواخر با هم بیرون می رویم. مثلا من یک
رضا رویگری و همسرش اینجوری عاشق هم شدند
؟ رضا: چون چپ دست هستم بعد از سکته دست چپم کار نمی کند. حتی می خواستم پرتره همسرم را بکشم اما نمی توانم قلم در دست بگیرم. شما هم کار هنری انجام می دهید؟ تارا: قبلا در خارج از ایران کار مدلینگ انجام می دادم الان گاهی تمرین دف می کنم؛ در کنارش قالیبافی را هم دنبال می کنم. تصمیم نگرفتید در این مدت نمایشگاه نقاشی بگذارید؟ رضا: فقط چند تابلو در
علم بهتر است یا عشق؟
یار کمکی برای کتاب محسوب می شود البته به شرطی که استفاده علمی از آن داشته باشید نه فقط فیسبوک و چت روم. من چند نمونه از افرادی را می شناسم که با داشتن اختلاف تحصیلی بسیار، خوشبخت هستند. یک نمونه خانمی از اساتید دانشگاه که همسرشان پارچه فروشی دارد و با وجود اختلاف تحصیلات (دکتری و دیپلم) بسیار به هم علاقه مندند. نکته جالب تر این که خانم بعد از ازدواج تمامی مدارج تحصیلی خود را
آفت تازه خانواده ها: غیبت روانی
سفره باز شود. بعد از شام هم چند کلمه ای با مادرم حرف می زد که آن روز خطایی از ما سر زده یا نه؟ بعد مشغول جدول حل کردن می شد و انگار نه انگار که ما هم جزو خانواده ایم. نه به درس مان رسیدگی می کرد نه پول درست و حسابی می داد. نه پارکی، نه مسافرتی، نه خنده ای، نه میهمانی ای. انگار توی پادگان زندگی می کردیم و پدرمان هم فرمانده بود. وقتی بزرگتر شدم و خودم را پیدا کردم با پسرهای محل مان دور از چشم پدرم
بنیاد در آینه مطبوعات
می رم بالا دیگر طاقت نیاورد و زد زیر گریه. چند تا یا صاحب الزمان(عج) گفت و بعد تانک را گذاشت توی دنده و از تپه کشید بالا. تانک اول که رسید بالا، همه تکبر گفتیم. انگار تمام جبهه را فتح کرده بودیم. همه خوشحال بودیم، اما خوشحال تر از همه ما، علی بودکه طرح، ایده و شناسایی خوب نیروهایش به بار نشسته بود. صبح، هیچ جا از عقبه دشمن از تیر مستقیم تانک های گردان293 در امان نبود. (مجید توکلی).
ماجرای نبش قبر شهید بهنام محمدی / جسدی که پس از 31 سال سالم بود
گروه فرهنگی تیتریک سرهنگ جانباز علی قمری فرمانده پادگان دژ خرمشهر در دوران دفاع مقدس، با اشاره به لبیک بسیاری از جوانان و نوجوانان به ندای امام خمینی(ره) و حضور در جبهه های حق علیه باطل، به تشریح فعالیت های نوجوان شهید بهنام محمدی در جریان دفاع از خرمشهر و همچنین ماجرای نبش قبر این شهید والامقام پرداخت. روایت سرهنگ قمری در این زمینه را در ادامه می خوانید. بهنام محمدی نوجوان
دولت روحانی ستاد انتخاباتی احمدی نژاد است/ صدقات به یمن و سوریه نمی رود/ نمره 20 جواد لاریجانی به ...
انتقادها استقبال می کنیم، اما برخی انتقادها موجب تعجب می شود.آیت الله آملی لاریجانی به موضوع معوقات بانکی اشاره و اظهار کرد: بانک ها باید کمک کنند، اما نظارت ها کافی نیست و ما نیاز به تفکیک معوقات بانکی داریم طرف وام را برده و جای دیگری هزینه کرده است. یک آقایی 6 هزار و 500 میلیارد تومان معوقه دارد و بدون نظارت کافی چندین بار وام گرفته. البته بازداشت هم شد و دارد همکاری می کند. آقایان می گویند بازداشتش
از شعرخوانی حاج رحیم تا انگشت قطع شده حاج احمد کاظمی
خاطراتی از دوران جنگ تحمیلی پرداخت و گفت: ما قدر شهدا را نمی دانیم. ما از درک توان و صبر جانبازان محروم هستیم. در عملیات خیبر شاهد بودم که حاج احمد کاظمی یک بند انگشت خود را از دست داد. به دلیل نبود دارو و برای اینکه انگشت قطع شده اش عفونت نکند، مدام آن را در یک لیوان آب نمک قرار می داد و حاضر نبود با آن مجروحیت جبهه را ترک کند. حالا من از شما سوال می کنم که آیا حاضرید یک سوزن به دست خود زده و روی آن
اولین جملاتی که رهبری با دست چپ نوشتند
سلالۀ رسول اکرم و خاندان حسین بن علی هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فداکار در جبهۀ جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنۀ انقلاب می باشید، میزان تفکر سیاسی خود و طرفداری از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوءقصد به شما عواطف میلیونها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه دار نمودند
حرف های شنیدنی همسر شهید مدافع حرم
/> همسرتان کی به شهادت رسید؟ کی خبر را به شما دادند؟ بار دوم پنج تیر 92 بود که رفت. پنج روز بعد هم به شهادت رسید. من روز شهادتش تهران بودم و از ماجرا باخبر نبودم. با مادرم رفته بودم. یادم می آید آن روز خیلی دلشوره داشتم. اصلا بیقراری از چهره ام معلوم بود. همه علت ناراحتی ام را می پرسیدند. می گفتم دلم برای مهدی شور می زند. خوابهای پریشان می دیدم و احساس خوبی نداشتم . مادرم می گفت
چند راز مردانه، برای تسخیر قلب شوهران
به گزارش پارس علی اسدی، روان شناس بالینی و معاون دفتر سلامت روانی- اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت در هفته نامه زندگی مثبت نوشت: تازه ازدواج کرده اید یا چند سال از زندگی مشترک تان می گذرد و هنوز رگ خواب شوهرتان دستتان نیامده است؟! نمی دانید چطور خواسته تان را به همسرتان بگویید که به او بر نخورد و غرور مردانه اش جریحه دار نشود؟! خسته اید از بس حسرت رابطه خوب دوستتان با همسرش را خورده اید؟
ناگفته های 40 ماه حصر در سفارت
صبح یک روز تعطیل! ساده و بی آلایش و با لهجه غلیظ یزدی از تیم گزارش تدبیر آینده استقبال می کند! مهدی بشارت که تقدیر روزگار او را از کلاس ادبی دبیرستان ایرانشهر به دنیای دیپلماسی کشانده، ماجرایی جالب و خواندنی دارد؛ ماجرایی که خود پرده ای از پرده های ناگفته انقلاب و جنگ تحمیلی است. او امروز مدیرمسئول اطلاعات سیاسی اقتصادی وابسته به مؤسسه اطلاعات است. به سختی پذیرفت که این مصاحبه را انجام دهد و چقدر سخت گرفت که چه بنویسیم و چه ننویسیم! بالاخره آنچه در پیش رو دارید، حاصل گفت گوی چهارساعته و چانه زنی های بعدی تدبیر آینده با وی است: جناب آقای بشارت! ابتدا از خود بگویید! من، مهدی بشارت، در شهریور 1324 در یزد به دنیا آمدم و در فضایی که تا اندازه زیادی از حال و هوای ح ...
28 سال پس از بمباران شیمیایی؛سر دشت هنوز می سوزد
نیروهای ایرانی امر امدادرسانی در حلبچه را انجام دادند. در طول جنگ هم ایران در حمله به عراق هیچ گاه مناطق مسکونی را بمباران نکرد و همیشه اماکن نظامی بمباران شد .ما شهری در نزدیکی سردشت داریم به نام ربط که صدها بار با انواع سلاح ها بمباران شده است. البته معتقدم که دولت ایران احتمال می داده که سردشت بمباران شیمیایی شود چون امکاناتی فراهم بود و سالن ورزشی برای مداوای مردم فراهم بود و چند دستگاه
مقدمه چینی های منافقین برای ترور شهید مظلوم / روایتی از شب 7 تیر در خانه تیمی عباس آباد+ تصاویر
. بعد هم چند بار تماس گرفت و تا مطمئن نشد که همه آزاد شده اند دست برنداشت. برگرفته از کتاب داستان هایی درباره شهید دکتر بهشتی ، صفحه 128 توجه ویژه به حقوق افراد قرار جلسه داشتیم. منتظر بودم. سر ساعت آمد. بلند شدم و دست دادم. گفت: من این وقت را برای تو کنار گذاشته بودم، اما الان یک کار فوری مملکتی پیش آمده. اجازه هست به آن کار برسم؟ شانه ام را انداختم بالا و گفتم: کار من خیلی
بچه ها باید خون بدهیم
خودش کرد طوری که همسرم با تعجب گفت مگر چیز جدیدی داری می خوانی که این قدر برایت جالب است؟ شما که همه این مباحث را کهنه کرده ای! گفتم: این کتاب بوی شهادت می دهد. من برای نویسنده اش چیزی جز شهادت نمی بینم. آن روز که این حرف را می زدم واقعا انتظارش را نداشتم که به این زودی خبر رفتن این بزرگوار را بشنوم و بیایم اینجا و از خاطره آن روز حرف بزنم. * فکر می کنید اگر الان حاج مهدی مطلبی می
آغاز شعار "مرگ برآمریکا" از سخنرانی بهشتی
چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و کابینه با حربه ناسزا و تهمت های ناجوانمردانه حمله کرده اید تا آنها را از ملت جدا کنید و اکنون که آن حربه از کار افتاد و کوس رسوایی همه تان بر سر بازارها زده شده، در سوراخ ها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زده اید که به خیال خام خود، ملت شهید پرور و فداکار را بترسانید و نمی دانید که در قاموس شهادت، واژه وحشت نیست .....بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مُرد و خار در چشم
احمدی نژاد از فیلتر نظام رد نمی شود
مسئولیتی در قبال رفتار شما نداریم و به جامعه اعلام می کنیم ما رفتار اینها را قبول نداریم. مخاطب ما گول و فریب نمی خورد، تشخیص می دهد. اما اگر ما بخواهیم به صورت مخفیانه و یواشکی اینها را هدایت کنیم مردم در بیرون تندروی ها و سکوت ما را می بینند و می گویند اینها همه شان دستشان در یک کاسه است. پس آن موقع ما نباید کسی را سرزنش کنیم. آقای دکتر! من باز هم نقبی می زنم به مصاحبه قبلی تان که شما
حرف همراه با عمل بهشتی او را بهشتی کرد
هسته ای از بعد دیگر نگاه ما را برای شناخت بیشتر رییس وقت دیوان عالی کشور سال 1360 هدایت کرد. ایت الله سیدمحمد حسینی بهشتی همشهری ما بود و همین امر عاملی شد تا حس رزمنده اصفهانی که از نزدیک مظلومیت و عشق او را به ولایت لمس کرده بود، را جویا شویم. با همکاری دوستان و به بهانه 7 تیر 60 به کوچه پس کوچه های خوراسگان اصفهان رسیدیم. منزل ساده حاج آقا اکبر ربانی با چند قاب عکس از دوران جنگ خود
شوهرم کم حرف است
شوید. *صحبت های همسرتان را قطع نکنید. *از مطرح کردن سوالات و پاسخ های نامناسب خودداری کنید. *از شیوه های عاطفی استفاده کنید. *به هنگام گفت وگو با همسرتان ساکت و مبهوت نمانید و از خود واکنش های مناسب و به موقع نشان دهید. * همچنین زمانی که همسر شما کم حرف است، می توانید با طرح سوالات باز( سوالاتی که پاسخ آن ها به توضیح بیشتری نیاز دارد) او را به صحبت کردن ترغیب کنید. نسیم احمدی- کارشناس ارشد روانشناسی
خاطره رهبر انقلاب از ترور ایشان+تصاویر
بیرون. دوباره که آمد، آقا را دید که بچه های همراه را جمع کرده اند و ازشان بازجویی می کنند. دکتر دست و رویش را شسته بود. نشست و یکی یکی اسم همه ی شهدای حزب را به آقا گفت. *** خاطره ی آیت الله خامنه ای از ترور ایشان در مسجد ابوذر "وقتی که در مسجدی که من بودم بمب منفجر شد، از وقتی که بار اوّل بر زمین افتادم، که البته نفهمیدم چطور شد که افتادم ، تا وقتی که به کلّی بیهوش
در واحد مددکاری طرح مداخله در خانواده برای کاهش طلاق چه می گذرد؟/ اینجا توافقی طلاق می گیرند
بیاید. هدفم جدایی نیست ،دخترم را نجات دهید مورد بعدی زنی است که سن و سالی از او گذشته بیشتر به نظر می رسد که همراه کسی آمده باشد ولی انگار خودش برای درخواست طلاق مراجعه کرده است. زن 53 ساله است و خواستار طلاق از همسر 55 ساله و معتاد خود است . اسکندری با اشاره به اینکه پرونده این مورد در دست پیگیری است می گوید: این خانم مدت ها پیش به این واحد مراجعه کرد
داداش می ری عقب محبت کن جنازه ما را هم ببر
سیر و حکمتی بود که بر حاج احمد گذشت؟ همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. همه کسانی که دم از رفاقت و شرافت می زدند سکوت کرده بودند انگار هیچ اتفاقی نیفتاده فاتح خرمشهر و فرمانده بزرگ جنگ را گرفته بودند و همه شان ساکت بودند. یاد حرف ها و کارهاش افتادم. وقتی ازش چیزی می پرسیدم و چرا توی کارش می آوریم خوشش می آمد. می گفت: مربا نباشید که هر چی می گم بگید چشم. سؤال کنید داد بزنید و حق تان را
علل شیوع سرطان در ارومیه مورد بررسی قرار می گیرد
افزوده که به بهداشت و درمان اختصاص داده شده، بهترین زمان است که یک جهش سی ساله در این زمینه داشته باشیم. ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی با تذکر، تشکیل جلسه، سوال و خواهش و تمنا یک مقدار کمک و امکانات اولیه به بیمارستان های استان گرفتیم برای مثال در چند روز اخیر یک آمبولانس کمک دار برای نوشین شهر گرفتیم تا در روستاهایی که خانم ها وضع حمل می کنند به ویژه در فصل زمستان، خودروهای کمک دار آنان را
خانه مان را ساواک به آتش کشید
شکنجه و آزار قرار گرفت. پدرم با وجود ارتشی بودن هرگز ما را به اطاعت از شاه و رژیم مجبور نکرد. ما را آزاد گذاشت تا راهمان را انتخاب کنیم حتی اگر انتخابمان انقلاب اسلامی باشد. از امضای جعلی تا گمنامی در دارخوین مسعود، برادر همسرم 16 ساله بود که عشق به جبهه و شهادت سراسر وجودش را فرا گرفت. پس از مدتی به پایگاه های بسیج رفت و هر چه تلاش کرد نتوانست راهی جبهه شود. همه
آبروی همسرتان را حفظ کنید!
مدام همسرشان را از خود ناراحت کنند. با خود فکر کنید که با این رفتار می خواهید چه چیزی را به دست آورید؟ آیا می خواهید در زندگی مشترک قدرت تان را به رخ همسرتان بکشید یا می خواهید او را از خودتان بترسانید. خب اگر شما چنین قدرت هایی دارید آن را در راستای بهتر شدن زندگیتان به کار ببرید؛ مثلا به جای اینکه این همه انرژی صرف کنید که همسرتان را آزار دهید به او بگویید که اگر همه دنیا را هم به من بدهند من به
شاگردی شیخ مجتبی قزوینی در فردوس تا همراهی امام در پاریس
منفجر شده و همه کشته شده اند... نگرانی های ما با تماس های تلفنی اقوام از تهران و شهرستان بیشتر و بیشتر می شد ، تا آمدن پاسدارهایی که همراه حاج آقا بودند در نگرانی بودیم از طریق انها متوجه شدم، حاج آقا فردوسی پور مجروح و در بیمارستان طرف بستری هستند، ابتدا حرف آنها را باور نمی کردم و پایه را بر شهادت ایشان گذاشته بودم. یکی از پاسدارها تعریف می کند که برای خرید از دفتر خارج شده است بعد از
چند راز مردانه، برای تسخیر قلب شوهران
! علی اسدی، روان شناس بالینی و معاون دفتر سلامت روانی گفت: تازه ازدواج کرده اید یا چند سال از زندگی مشترک تان می گذرد و هنوز رگ خواب شوهرتان دستتان نیامده است؟! نمی دانید چطور خواسته تان را به همسرتان بگویید که به او بر نخورد و غرور مردانه اش جریحه دار نشود؟! خسته اید از بس حسرت رابطه خوب دوستتان با همسرش را خورده اید؟ نیازها یکی است؛ زبان آدم ها متفاوت است اصلی به
لحظه های عاشقی
ذهن خود فرار کنند؟ حلقه گمشده این موضوع را می توان عدم کسب مهارت های لازم برای گذراندن دوران عقد دانست. اگر شما نیز در دوران عقد به سر می برید و تصمیم دارید از این روزها برای خودتان و همسرتان خاطرات خوبی بسازید بهتر است به راهکارهای دکتر محمد شجاعی، استاد دانشگاه و مشاور خانواده در ارتباط با مهارت های این دوران توجه کنید. انتظارات تان را کنترل کنید یکی از رموز کلیدی دوران عقد