سایر منابع:
سایر خبرها
رضا رویگری و همسرش اینجوری عاشق هم شدند
هستیم. سمت نقاشی نرفتید؟ رضا: چون چپ دست هستم بعد از سکته دست چپم کار نمی کند. حتی می خواستم پرتره همسرم را بکشم اما نمی توانم قلم در دست بگیرم. شما هم کار هنری انجام می دهید؟ تارا: قبلا در خارج از ایران کار مدلینگ انجام می دادم الان گاهی تمرین دف می کنم؛ در کنارش قالیبافی را هم دنبال می کنم. تصمیم نگرفتید در این مدت نمایشگاه نقاشی بگذارید
روایت های یک جانباز شیمیایی از تاوان عاشقی
بمباران کرده اند همه چیز را ول می کند و به سمت جبهه ها می رود؛ آن زمان به خاطر سن و سال کم به من اجازه نمی دادند که به جبهه بروم برای همین مجبور شدم شناسنامه ام را بشویم و کپی شناسنامه برادرم که 2سال از من بزرگ تر بود را نشان دهم، برای همین با نام عبدالرضا افشاری راهی جبهه شدم. یادم هست آن زمان موتور گازی داشتم و آنقدر آن را دوست داشتم که مادر می گفت فقط شب ها آن را نمی آوری در رختخواب
قتل، پاسخ تلاش برای تعرض به همسر
آنها چشم پوشی کنم به همین خاطر به او گفتم خسرو را به خانه دعوت کن و بگو فیلم را بیاورد و دیگر با تو کاری نداشته باشد. حتی حاضر شدم پول بدهم و فیلم را بگیرم. وقتی خسرو سر قرار آمد و وارد خانه شد، دوباره به سمت کتایون رفت و قصد داشت به او تجاوز کند به همین خاطر به کمک همسرم رفتم و بعد از اینکه کتایون به او ضربه زد، من هم با چاقو به خسرو ضربه زدم و او را کشتم. بعد هم برای اینکه جسد را
شبکه های نوین ارتباطی، عامل فصل یا وصل خانواده ها
به امل بودن محکوم شده است. وی با بیان اینکه هر شب همسرش تا پاسی از شب مشغول چت کردن و حضور در وایبر و سایر شبکه هاست، می گوید: خودم دیدم در یکی از این چت ها دانشجویان و همکلاسی های همسرم، او را به اسم کوچک صدا می زنند. ایمانی ادامه می دهد: یک دنیا غم روی دلم نشسته در حالیکه همسرم از این کار خود دفاع می کند، زندگی ام در شرف از هم پاشیدن است فقط خدا می داند چه روزگاری دارم
آقایان اشکم را در آوردند
/> این جر و بحث- که با دیگر مسؤولین داشتم و یک بار هم با خود آقا مهدی پیش آمد- راه به جایی نبرد و به ما گفتند: بروید مین های منور جلوی خط ارتش را جمع کنید، یک وقت به پای نیروهای عمل کننده گیر نکنید! ما هم اطاعت کردیم و رفتیم. گفته بودند یک ریع ساعت بیشتر طول نکشد. دوستان به دنبال خنثی کردن بودند و من شروع کردم مین ها را با سیم و سیخک یک جا از خم در آوردن؛ ... در می آوردم می زدم
همسرکشی در یک نزاع خانگی/ زن 21 ساله، همسر 26 ساله خود را با پرتاب چاقو کشت
در داخل سینه جا مانده بود، همسرم به سمت راه پله ها حرکت کرد و در داخل راه پله بر روی زمین افتاد؛ صاحبخانه پس از اطلاع از موضوع، بلافاصله با 110 و اورژانس تماس گرفت و همسرم را به بیمارستان بردیم اما او پس از مدت کوتاهی فوت کرد و مرا نیز به کلانتری بردند. سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم، قرار بازداشت موقت از سوی مقام محترم قضایی صادر شد و متهم جهت انجام تحقیقات و تکمیل پرونده در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است. ...
دولت روحانی ستاد انتخاباتی احمدی نژاد است/ صدقات به یمن و سوریه نمی رود/ نمره 20 جواد لاریجانی به ...
/> نظر کرباسچی در ارتباط با تنافر جوانان از نظام روزنامه اعتماد در شماره روز شنبه خود، متن کامل صحبت های غلامحسین کرباسچی، شهردار سابق تهران که قرار بوده در ضیافت افطار رئیس جمهور از سوی وی اظهار شود را منتشر کرده است.کرباسچی در بخشی از این صحبت ها که با موضوع توافق ملی بیان شده اند، گفته است:ما با پدیده های اجتماعی تازه ای مواجه هستیم که همه جناح ها را تهدید می کنند. یافته های
کشته شدن مردی که موبایلش را به همسرش نداد!
حال به سمت راه پله ها حرکت کرد و در داخل راه پله بر روی زمین افتاد و صاحبخانه پس از متوجه شدن موضوع بلافاصله با 110 و اورژانس تماس گرفت و همسرم را به بیمارستان بردیم اما او پس از مدت کوتاهی فوت کرد و مرا نیز به کلانتری بردند. سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ در همین ارتباط گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر شد و متهم جهت انجام تحقیقات و تکمیل پرونده در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. انتهای پیام ...
قتل همسر با پرتاب چاقو به سینه
تیز به ناحیه حساس سینه فوت کرده است. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور شعبه سوم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران ، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و همسر مقتول پس از حضور در اداره دهم صراحتا به درگیری با همسرش و پرتاب چاقو به سمت وی اعتراف کرد و در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: از چندی پیش به رفتارهای همسرم مشکوک شده بودم. شب حادثه از وی
ناگفته های 40 ماه حصر در سفارت
فرودگاه رساندم و پس از انجام دادن کارهای قانونی و گمرکی، تا هنگامی که سالن را به سمت هواپیما ترک کردند با آنان ماندم. آخر شب بود که برادر همسرم (آقای دکتر جلیل اولیاء) از لندن زنگ زد و گفت پدر و مادرش به لندن نرسیده اند و نامشان هم فهرست مسافران هواپیما نبوده است. بلافاصله با وزارت امور خارجه عراق تماس گرفتم و ضمن اعتراض، خواستار توضیح درباره وضع آنان شدم. افسر کشیک از موضوع اظهار بی اطلاعی کرد و
زن شکاک شوهرش را کشت
به من دهد اما او از دادن گوشی امتناع کرد و همین موضوع باعث آغاز جروبحث میان ما شد. ناگهان همسرم به سمتم حمله ور شد و موهای سرم را کشید. من که در آن لحظه کنترل خود را از دست داده بودم، چاقوی آشپزخانه را به سوی او پرتاب کردم که به سینه اش برخورد کرد. درحالی که چاقو در بدن همسرم جا مانده بود، او به سمت راه پله ها حرکت کرد و آنجا روی زمین افتاد . صاحبخانه پس از اطلاع از موضوع، بلافاصله با
قتل شوهر به خاطر "چت"
گرفتند و راهی آنجا شدند. در بررسی ها معلوم شد که جوان 26ساله ای با همسرش درگیر شده و از ناحیه سینه مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود. وی بعد از آن به سمت راه پله های ساختمان رفته و در آنجا خون آلود نقش زمین شده بود. همزمان یکی از اهالی ساختمان با دیدن او با پلیس و اورژانس تماس گرفته و ماجرا را گزارش کرده بود. درنهایت نیز مرد جوان توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شد اما به رغم تلاش پزشکان به کام
زن شکاک شوهرش را کشت
در آن لحظه کنترل خود را از دست داده بودم، چاقوی آشپزخانه را به سوی او پرتاب کردم که به سینه اش برخورد کرد. درحالی که چاقو در بدن همسرم جا مانده بود، او به سمت راه پله ها حرکت کرد و آنجا روی زمین افتاد . صاحبخانه پس از اطلاع از موضوع، بلافاصله با 110 و اورژانس تماس گرفت و همسرم را به بیمارستان بردیم اما او پس از مدت کوتاهی فوت شد و مرا نیز به کلانتری بردند . سرهنگ آریا حاجی
قتل پیامکی شوهر!
مشاجره ما شد. او مرا کتک زد و موهایم را کشید. من هم به آشپزخانه رفتم و چاقویی برداشتم و به طرفش پرتاب کردم. از بدشانسی همان لحظه به طرفم برگشت و چاقو به سینه اش فرو رفت. بعد هم به طرف راه پله رفت و همان جا روی زمین افتاد. لحظاتی بعد هم صاحبخانه مان از راه رسید و با کمک او شوهرم را به بیمارستان منتقل کردیم. گفت وگو با متهم گریه امانش نمی دهد. نگران دختر یک ساله اش است. می گوید
بدبینی زن، دست او را به قتل شوهرش آلوده کرد
زوج جوان رازگشایی کند. زن جوان در بازجویی های پلیسی گفت: از چندی پیش به رفتارهای شوهرم مشکوک شده بودم، شب حادثه از وی خواستم تا به بهانه تماس، گوشی تلفن همراهش را به من بدهد اما او گوشی اش را نداد و همین باعث دعوایمان شد، ناگهان همسرم به سمت من حمله ور شد، من که در آن لحظه کنترل خود را از دست داده بودم، چاقوی آشپزخانه را به سمت او پرتاب کردم که به سینه اش برخورد کرد، در حالی که چاقو داخل سینه اش جا مانده بود، همسرم به سمت راه پله ها دوید و در آنجا روی زمین افتاد و صاحبخانه با 110 و اورژانس تماس گرفت و همسرم را به بیمارستان بردیم اما کار از کار گذشته بود. ...
انکار قتل شهید دلاور
تعریف کرده اید؟ متهم جواب داد: من پیش آن دو رفتم و برای بزرگ نمایی و بزرگ جلوه دادن خودم این حرف را به آنها گفتم اما نارنجکی نداشتم که به سمت کسی پرتاب کنم. قاضی قربان زاده بعد از شنیدن دفاعیات متهم و وکیل مدافع او، ختم جلسه را اعلام کرد و با هیئت قضایی وارد شور شد و با تجدید جلسه، ادامه آن را به علت عدم حضور شهود به جلسه بعد موکول کرد.
بچگی گمشده!
بچه کوچک با موهایی ژولیده و دست و صورتی نشسته، تکه نانی خشک در میان مشت کوچکش جا خوش کرده بود و گردنش بر روی شانه مادر کج شده بود و به خوابی عمیق فرو رفته بود. زن در حال که بچه را به سمت دیگر شانه اش انداخت، از فقر و نداری اش گله می کرد، دندانهای سیاه و لب های کبودش، و چهره استخوای و لاغر اندامش حکایت از اعتیاد و گرداب زندگیش می داد. خود را فردناز معرفی کرد و جاهای سیخ داغ و چاقو که
شاگردی شیخ مجتبی قزوینی در فردوس تا همراهی امام در پاریس
خیابان سرچشمه تهران گفته شد و در لحظه انفجاری سالن اجتماعات را ویران کرد. این حادثه شش روز پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری صورت گرفت. سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیری، عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق و طراح اصلی انفجار مسجد ابوذر که در آن آیت الله خامنه ای، امام جمعه وقت تهران مورد سوءقصد قرار گرفت، به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که روز هفتم تیر کار یکسره خواهد شد
معمای خودکشی زن جوان در آشپزخانه
... تا به حال دست به خودکشی زده بود؟ نه، اولین بار بود. درباره دیشب بگو. حدود ساعت 3 شب با صدای جیغ همسرم از خواب پریدم خودم را به پذیرایی رساندم. لیلا غرق در خون روی زمین افتاده بود. چند بار صدایش کردم. او از خون می ترسید و فکر کردم دوباره خون دیده و غش کرده است. با اورژانس تماس گرفتم و گفتم همسرم خودزنی کرده خود را سریع برسانید. بعد هم او را مقابل در رساندم تا سریع تر به بیمارستان برم. سروان یک بار دیگر خانه را بررسی کرد و به سمت ستوان رفت. همسایه ها هم درگیری این زوج را تائید کرده بودند اما به گفته آنها این درگیری زیاد نبود. جام نیوز ...
این مرد موبایلش را به همسرش نداد، کشته شد!
سرم را کشید من نیز که در آن لحظه کنترل خود را از دست داده بودم چاقوی آشپزخانه را به سمت او پرتاب کردم که به سینه اش برخورد کرد و در همین حال به سمت راه پله ها حرکت کرد و در داخل راه پله بر روی زمین افتاد و صاحبخانه پس از متوجه شدن موضوع بلافاصله با 110 و اورژانس تماس گرفت و همسرم را به بیمارستان بردیم اما او پس از مدت کوتاهی فوت کرد و مرا نیز به کلانتری بردند. سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده
این مرد موبایلش را به همسرش نداد، کشته شد
در همین حال به سمت راه پله ها حرکت کرد و در داخل راه پله بر روی زمین افتاد و صاحبخانه پس از متوجه شدن موضوع بلافاصله با 110 و اورژانس تماس گرفت و همسرم را به بیمارستان بردیم اما او پس از مدت کوتاهی فوت کرد و مرا نیز به کلانتری بردند. سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ در همین ارتباط گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر شد و متهم جهت انجام تحقیقات و تکمیل پرونده در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. ...
پشت میله های پشیمانی؛ وقتی خوشی های زندگی یک لحظه بر باد می رود
سیگار، تریاک، شیشه و مواد مخدر دیگر آغاز می کنند تا به مصرف هروئین روی می آورند ولی من از همان ابتدای راه قدم در پله آخر گذاشتم و از هروئین آغاز کردم و از همان پله آخر نیز افتادم و کارم به پشت میله های سرد کشید. زندانی 37ساله ادامه داد: دلیل گرایش من به سمت مصرف مواد مخدر خوشی و تفریح زیاد بود وگرنه هیچ مشکل خانوادگی و کاری و غیره نداشتم، با همسرم و خانواد ه ام خوب بودم، از لحاظ مالی هم
روایت پدر معتادی که پسرش به خاطر پایپ شیشه اش دعوا کرد و آدم کشت
وقتی پدر با چشم گریان از دنیای افیون دور شد تصور نمی کرد روزی پسر خودش در دنیای شیشه ای دست به جنایتی بزند.خودکرده را تدبیر نیست. افیون ابتدا مهر طلاق را به شناسنامه او و همسرش زد و سپس پسر جوانش را به دنیای جنایتکاران کشاند. ساعت 3 نیمه شب فروردین ماه سال جاری بود که در خیابان 17 شهریور مرد 38 ساله ای از سوی پسر جوانی هدف چاقو قرار گرفت و با وجود انتقال به بیمارستان تسلیم مرگ شد.