سایر منابع:
سایر خبرها
تجاوز به دختر تنهای 5 ساله در خانه
وضعیت زندگی ام می رسیدم اما کم کم با دیدن درآمدهایم حریص شدم و سعی کردم با کار زیاد پول بیشتری به دست آورم این گونه بود که دیگر تا ساعت 8 شب به کارم ادامه می دادم این درحالی بود که پسر 13ساله و دختر 5ساله ام را در خانه تنها می گذاشتم. اگرچه علی پسر خوب و حواس جمعی بود اما من آن قدر غرق در زیاده خواهی هایم بودم که فراموش کرده بودم او هم مانند نوجوانان دیگر به بازی و هیجان نیاز دارد اگرچه
مشهد: تجاوز به دختر تنهای 5 ساله در خانه
... زن جوان ادامه داد اگرچه سارق همه طلاها و پول هایی را که پنهان کرده بودم سرقت کرده بود اما آن چه خیلی برایم دردآور بود این بود که دخترم طعمه آن شیطان کثیف شده بود.
قتل پیامکی شوهر!
جریان درگیری با همسرش فاطمه با ضربه چاقو هدف قرار گرفته است. فاطمه وقتی مورد تحقیق قرار گرفت به قتل شوهرش اقرار کرد و گفت قصد کشتن او را نداشته است. زن جوان در توضیح ماجرا گفت: از مدتی قبل به رفتار شوهرم مشکوک شدم. روز حادثه چند بار با تلفن همراه شوهرم تماس گرفتم اما جواب نداد. وقتی به خانه آمد، خواستم تلفنش را به من بدهد تا پیامک های آن را بررسی کنم که مقاومت کرد. همین موضوع باعث مشاجره ما
روایت بازیگر نقش "شیرین" در سریال "شمعدونی"، از پایان زندگی مشترک با همسر هنرمندش در زندگی واقعی
کند. او نه از جدایی اش یک کابوس شوم ساخت نه اینکه این موضوع را پنهان کرد؛ سر بسته اما با صداقت به این نکته اشاره کرد که گاهی افراد در زندگی شان تصمیم می گیرند مسیرهای جداگانه ای را انتخاب کنند و باید به این تصمیم احترام گذاشت. باقی حرف ها را از زبان خودش بخوانید. رفاقت من با دخترم رابطه من و دخترم از همان ابتدا یک رابطه دوستانه بود، به نظرم وقتی بچه ها با پدر و مادرشان رفیق
مادر و دختر زن عازم عتبات را کشتند
: پس از آن که از منزل پیرزن بیرون آمدم دختر 19 ساله ام را به درمانگاه بردم و دوباره حدود ساعت یک شب بود که از نزدیک منزل پیرزن عبور کردم. سرهنگ کارآگاه بیدمشکی خاطرنشان کرد: این در حالی بودکه اظهارات زن جوان و دختر 19 ساله اش با تناقضاتی روبه رو شد و به همین دلیل نیز کارآگاهان منزل مظنون را بدون حضور خودش و با دستور قضایی مورد بازرسی قرار دادند که در این بازرسی 2 گوشی تلفن همراه گران قیمت
پشت میله های پشیمانی؛ وقتی خوشی های زندگی یک لحظه بر باد می رود
مواد مخدر به میزان 6 کیلوگرم چندین سال در زندان به سر می برد و به 17 سال حبس محکوم شده است. وی زندگی آرام و بی دغدغه خود را به یاد می آورد و با آهی از دل می گوید: آن زندگی آرام خود و خانواده ام را با دود تریاک به هوا دادم، سه دختر و یک پسرم همه باهوش و شاگرد ممتاز بودند و بزرگترین آن ها 13 سال دارد. در آخرین ملاقاتی که با همسرم داشتم متوجه شدم دخترم افسرده شده و پسرم نیز از مدرسه به دلیل
دخترانم در 2.5 سالگی حافظ قرآن بودند
ه گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس ، ذکریا محمدی پزشک خانواده روستای فردو استان قم، دارای دو دختر یازده ساله به نام زهرا حافظ بیست جزء قرآن و زینب 9 ساله حافظ یازده جزء قرآن درباره حضور خود در ایران گفت: سی و یک سال پیش به ایران آمدم درزمان تحصیل پدر خود را از دست دادم. وی افزود: با توجه به استعدادم به کمک بستگانم در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل در رشته پزشکی شدم، از همان
دختر کوچولوی کرمانی دیگر به زندگی می اندیشد
بیماری دخترم در خبرگزاری فارس منتشر شد هرچند امیدی به این موضوع نداشتم، اما بعد از گذشت چند روز تماس هایی با ما گرفته شد و عده ای قول دادند که هزینه های درمانی دخترم را پرداخت خواهند کرد و در همین ارتباط مسئولان بهزیستی شهرستان عنبرآباد نیز مبلغ 4 میلیون ریال کمک کرده و قول همکاری داده اند تا در هر زمینه که بتوانند به ما کمک کنند. وی ادامه داد: همچنین طی تماسی که از کمیته امداد امام
روایت همسر وزیر دولت پهلوی از رفتار آیت الله محمدی گیلانی
نتوانستم تحمل بکنم و سرم را پایین انداختم. دختر جوان پیش من برگشت و با صدای غمزده ای گفت: آقا داداشم چند روز قبل در تصادف اتومبیل شهید شد. ما الآن از سر خاکش برگشتیم. گفتم: خیلی متاسفم. اگر قبلا می دانستم، امروز مزاحم نمی شدم. آهی کشید و گفت: آقا جانم هنوز سر خاک است و دیرتر می آید. مادرش، آن زن داغدیده مسکین، نگاه غریب دیگری حواله
دستگیری مادر و دختری که زن عازم عتبات را کشتند،اموالش را بردند و خانه اش را آتش زدند
به گزارش ستاره ها، بررسی های مقدماتی حاکی از آن بود که افرادی به منظور سرقت وارد منزل پیرزن شده و پس از کشتن وی طلاها و مبالغی وجه نقد را به سرقت برده اند چرا که پیامک موجود در گوشی تلفن همراه پیرزن نشان می داد او مبالغی را به تازگی از بانک برداشت کرده است. همچنین ادامه تحقیقات در محل وقوع جنایت بیانگر آن بود که سارق یا سارقان شلنگ گاز آبگرمکن منزل را بریده اند و با رسیدن گاز به شعله روشن سماور آشپزخانه منزل پیرزن دچار آتش سوزی شده است. این در حالی بود که پیرزن تنها در یک منزل حدود 60 متری زندگی می کرد و به همسایگانش گفته بود قصد سفر به عتبات عالیات را دارد. ...
پدربزرگ لو داد؛ سناریوی سرنوشت جنایی دختر 5 ماهه!
.... وقتی مطمئن شدم نفس نمی کشد، جسد بی جانش را داخل ساک گذاشتم و به خیابان تجریش بردم. در آنجا با پلیس 110 تماس گرفتم و وانمود کردم که رهگذرهستم و در خیابان خیلی اتفاقی با جسد نوزادی روبه رو شده ام. اکنون نیز بشدت از عملکرد خود پشیمانم. مادر فراری صبح دیروز این پدر سنگدل که قرار بود در شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عبداللهی و دو قاضی مستشار تحت محاکمه قرار بگیرد، وقتی مشخص شد مادر نوزاد با کفالت از زندان آزاد شده و فراری است، دوباره به زندان بازگشت تا با شناسایی زن جوان و حضور وی در جلسه دادگاه، محاکمه شود. ...
قاتلان مرد افغانی که پس از قتل،از خانواده اش اخاذی کرده بودند، دستگیر شدند
که دنبال سرنخی از علیرضا و شکرالله بودند، باخبر شدند یک روز قبل از تشکیل این پرونده، جسد جوانی ناشناس در حالی که داخل یک فرغون در نزدیکی سطل آشغالی در منطقه ولنجک رها شده بود، توسط کارگران شهرداری کشف و موضوع از طریق کلانتری ولنجک به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شده بود. آنها احتمال دادند جنازه متعلق به جوان ناپدیدشده، باشد. وقتی این فرضیه مورد بررسی قرار گرفت، تأیید و مشخص شد
اخاذی از خانواده مقتول پس از ارتکاب جنایت/ قاتل: قربانی 600 هزار تومان بدهکار بود + عکس
پول دستی درخواست مبلغ 600 هزار تومان پول کرد و من نیز صرفا در قالب دوستی و کمک ، این مبلغ را تهیه و به او دادم ؛ قرار بود تا علیرضا این پول را پس از مدت یک هفته به من بازگرداند اما زمانیکه از وی درخواست پول را کردم ، وی عنوان داشت که پولی در اختیار ندارد و همین موضوع باعث شروع اختلاف ما دو نفر شد ؛ حدودا دو هفته پیش از جنایت ، زمانیکه برای پیگیری طلب خود به مقتول زنگ زده بودم ، ناگهان او بدترین
پسری باهوش از میانه،خوش پوش و عشق بروسلی
طلای بزرگسالان جهان 2003 را گرفتم. سین: پس ازدواج مانع موفقیتهای شما نشد؟ جیم: نه برعکس خیلی اتفاق مهمی در زندگی من بود، کسانی که می گویند ازدواج مانع پیشرفت است دنبال بهانه می گردند ازدواج نکنند. سین: فرزندانتان چه سالی به دنیا آمدند؟ جیم: اولین فرزندم، دختر بود که سال 88 به دنیا آمد و پسرم هم سال 92. سین: اسمهای آنها را هم بگویید؟ جیم: دخترم
شکار قاتل خونسرد در مسافرخانه
ماجرای این جنایت روز 18 بهمن ماه سال گذشته در شوک روزنامه ایران انتشار یافته بود. گروگانگیری روز 16 بهمن ماه سال گذشته وقتی زن افغان فاش کرد خواهرزاده اش به گروگان گرفته شده است و 600 هزار تومان پول می خواهد، هیچ کس تصور نمی کرد جنایتی خاموش رخ دهد. از همان روز نخست به دستور بازپرس احمدبیگی از شعبه 7 دادسرای امور جنایی تهران تیمی از اداره 11 پلیس آگاهی دست به کار شدند
اعتراف شیاطین پایتخت به آزار واذیت 8 دختر و زن جوان!
متهمان به موضوع مشکوک نشده و سوار شدم. پس از طی مسافتی، یکی از سرنشینان خودرو با تهدید چاقو سر مرا به زیر صندلی برد و بعد از حدود یک ساعت خودرو متوقف شد. متهمان با تهدید مرا مورد آزار و اذیت قرار داده و پس از سرقت پول، طلا و تلفن همراهم فرار کردند. با کمک عابری، موضوع را به خانواده ام اطلاع دادم و متوجه شدم متهمان مرا به محله ای خلوت در تهرانپارس آورده اند. با شکایت دختر جوان تحقیقات برای
انگشتان دو دستم برای شمارش توانمندی هایش کم آمد
کار دارم اما در عین حال سعی می کنم به زندگی و فرزندانم برسم. وی با اشاره به اینکه بیشتر اوقات روز درگیر فعالیت های اقتصادی هستم، بیان کرد: در ابتدای کارم شرایطی بود که بنگاه های زودبازده نیاز بسیار شدیدی به مشاوره داشتند و نخستین کسی بودم که به بخش مشاوره ورود کرده بودم و در زمینه تسهیلات زودبازده و ... به آنها مشاوره دادم. این بانوی موفق کرمانی اظهار کرد: در طول 11 سال کار به بیش از هزار نفر در
روایتی از تحمل 27 سال سرفه با طعم گاز خردل تا شهادت جانباز گلستانی
کرد با اصرار پسرم چند قطره آب به او دادند. از من تشکر کرد و از سرنوشتم گفت اما من به او گفتم همینکه تورا داشته باشم برایم کافیست. خوابی که با شهادت تعبیر شد خانوم محمدی می گوید: روز جمعه بود من به اصرار دختر برادر شوهرم بعد از چند روز حضور در بیمارستان برای استراحت به منزلش رفته بودم . خواب بودم که در خواب دیدم آقای محمدی مانند زمان جوانیش قوی و خوش هیکل بود گفتم چقدر خوب شدی
بانگ اذان میراث پدر برای فرزندان
عنوان قاری و مؤذن موفق در سطح جهانی فعالیت می کنید. برای پاسخ به این پرسش باید از دوران کودکی و سبک زندگی خانواده ام بگویم. تقریبا 8 ساله بودم که هر روز صبح در برنامه های صبحگاهی مدرسه، قرآن می خواندم. درست است که آن زمان آشنایی دقیق و صحیحی با صوت و لحن تلاوت قرآن نداشتم اما همه تلاشم را می کردم تا به بهترین نحو آیات قرآن را تلاوت کنم. وقتی هم کلاس ششم دبستان بودم، به یاد دارم که در
واقعیت های پشت پرده جهاد نکاح +تصاویر
و هر کس مخالف ماست، مسلمان نیست.” طی اعتراضات دانش جویی، برخی از دختران برای جهاد نکاح انتخاب و اغفال می شدند تیسیر سرنوشت خود را این گونه ادامه می دهد: “ من با آن پسر هم کلاسی خود رابطه بسیار خوبی برقرار کردم و نهایتاً وقتی زمان مناسبی بود، از من خواستگاری کرد. والدین من با این ازدواج مخالف بودند، اما من عوض شده بودم. پرخاشگر شده بودم و حاضر بودم حتی درسم را رها کنم. همین
آفت تازه خانواده ها: غیبت روانی
برای مان لباس نمی خرد. ظهرها که به خانه می آمد بعد از ناهار تا ساعت4 می خوابید. کسی حق نداشت آن دو ساعت سر و صدا کند چون با خشم و عصبانیت پدر روبه رو می شد. شب ها ساعت 9 می آمد وسط هال دراز می کشید و زیر سرش متکا می گذاشت و تلویزیون نگاه می کرد تا زمانی که سفره باز شود. بعد از شام هم چند کلمه ای با مادرم حرف می زد که آن روز خطایی از ما سر زده یا نه؟ بعد مشغول جدول حل کردن می شد و انگار نه
خواستگاری از ماه چهره سینمای ایران
داشتیم، آشنا شدیم. آن کار خیلی سخت و طولانی بود و من و ابراهیم خیلی زود با هم وارد تعامل شدیم و سر صحنه راجع به کار صحبت می کردیم و به یکدیگر ایده می دادیم. به نظر من در شرایط کار خیلی بهتر می توان یک نفر را شناخت. در همان چند ماه اگرچه هنوز بحث ازدواج مطرح نبود اما تا حد قابل توجهی با خصوصیات اخلاقی ابراهیم آشنا شدم. فکر می کنم اگر یک نفر پیدا شود که بتواند اینقدر دوست خوبی برای تو باشد، قطعا می
طهران قدیم را باطعم کباب من بشناس
های یک بار مصرفی که من مصرف می کنم از تعداد دستکش هایی که پرستاران و پزشکان بیمارستان کناری استفاده می کنند بیشتر است. اما آنها گفتند که حداقل در فصل گرما این کار را نکنم. او می گوید حتی پول لقمه هایی را که می زند با دست خود نمی گیرد و دختر و یا پسرش این کار را انجام می دهند پسرم حدود 40 سال سن دارد و گاهی با من به سطح شهر می آید و کمکم می کند و در روزهایی که او نباشد دخترم که 22 ساله
آنهایی که مرا می شناسند بدانند این انقلاب مالِ خداست/ شهید بهشتی گفته بود: کلانتری برای نخست وزیری از ...
سمت به انجام وظیفه و خدمت به مردم و جمهوری نوپای اسلامی ایران ادامه داد. اولین بار که در سال سخنرانی وزارتخانه آمده بود تا به عنوان وزیر جدید از نزدیک با همکاران آشنا شود، آنقدر ساده و بی پیرایه لباس پوشیده بود و آنقدر خودمانی و بدون تکلف سخن می گفت که بعضی از همکاران، آن همه سادگی و اخلاص را باور نکردند. سخنرانی معارفه را با این جمله آغاز کرد: من برادر کوچک شما، و به وزارت راه و ترابری
عمده ترین انگیزه زنان متأهل برای عمل زیبایی
موجب قضاوت شخصیت افراد از سوی فرد مقابل می شود، اصلی ترین انگیزه انجام عمل زیبایی را همین مسئله عنوان کرده اند. دختر 28 ساله ای می گوید: یه موردی پیش اومده بود، من نه ایشونو دیده بودم و نه خانواده ایشون منو دیده بودن؛ معرفی شده بودن. واسطه ای که اینو فرستاده بود گفته بود که به خاطر قیافم، مادرشون یه کم مخالفت کردن. بعد دیگه اینو که شنیدم راستشو بخوای مصمم تر شدم. ناکامی در جذب
هیچ کس حالم را نمی پرسد
؟ نه. تازه اول کار بودم. بعد انقلاب شد رفتم سراغ کار اجرایی. خوب؟ قصدم خدمت بود. اینجا و آنجا چه فرقی دارد. خدمت به مملکت. بچه کدام محله هستید؟ قدیمی ترین محله تهران. درخونگاه سنگلج. توی محل دعوا هم می گرفتید؟ آدم شری بودم ولی دعوا را دوست نداشتم. انجامش می دادید؟ نه. راستش نه. فقط یک بار توی گوش یک
کارتن خوابی کودک 7 ماهه و یک ساله
نوزاد یک ساله صورتش سوخته، ترک های عمیق برداشته. چشم های روشنش توی آن صورت چرک و سوخته بیشتر به چشم می آیند. مادرش می گوید: پسرم این طور سیاه نبود که سفید بود؛ تو این بر آفتاب این طور شده. سه باری صورتش را چرب کردم. تا حالا فکر می کردم دختر است. بلوز و شلوار خاک گرفته ای به تن دارد با روسری ای که دور گردنش چند پیچ خورده. قوطی تورفته نوشیدنی رانی را از زمین برمی دارد و به دهان می برد و گاز می زند
ماجرای شیرین ازدواج مهران رجبی
با مهران رجبی که متولد 1340 در روستای واریان کرج است در حالی گفتگو کردیم که برای تفریح به یکی از روستاهای اطراف سد کرج رفته بود و همزمان با گفتگو با ما، شوخی با اعضای خانواده و بخصوص پسر کوچکش را هم فراموش نمی کرد. شما از جوان های نسل قدیم هستید، آشنایی شما با همسرتان از سمت خانوده ها بود؟ - چنان گفتید قدیمی که از خودم ناامید شدم و یاد آشنایی ناصرالدین شاه با ملک خاتون
می خوای فال بگیرم؛ کلیک کن!
وارش نیوز: رمال ها وکف بین های دیروز که با رمل و اسطرلاب طعمه هایشان را به دخمه های زیر زمینی می کشاندند حالا با استفاده از فضای مجازی و راه اندازی پیج های رنگارنگ اینترنتی همچنان به دنبال طعمه می گردند. آزار و اذیت زن جوان به بهانه انرژی درمانی ؛ اغفال زن و شوهر جوان در فیس بوک و سرقت 20 میلیون تومانی طلا با ترفند نوشتن نسخه خوشبختی ، دام رمال اینترنتی در اینستاگرام و...، اینها تعدادی از تیترهای خبری است که هر از چند گاهی در صفحات حوادث خودی نشان می دهند و زنگ های خطر را به صدا در آورند. خطری که با سواد و بی سواد دانشجو و مهندس و دکتر و کارمند نمی شناسد. متهمان ای ...
در تمام شهر فقط همین آدم، عارف است!... / کیارستمی، عیاری، کیمیایی، بنی اعتماد و... اگر می خواستند فیلمی ...
که چشمش باز شده و واقعاً آدم درستی است و نماد آدم واصل عارف است، که این یک نفر هم رسما اسکول است و ریش قرمز بلند دارد و کچل است و لباس گشاد آستین بلند تنش است و لکنت دارد و مردم هرچقدر فحشش می دهند و از جیبش پول بر میدارند او هیچ چیز نمیگوید و فقط سرش را 15 درجه کج کرده و یک جور ابلهانه ای به آنها دقت می کند. در تمام شهر فقط همین آدم، عارف است! اصغر فرهادی یکی از این شهدا