سایر منابع:
سایر خبرها
نوعروس نهاوندی قربانی داعش های سال 60
می کنیم که او توجه ای به نامه های تهدید آمیز آنها نکرد و در آخر نیز به خاطر عقیده اش و حمایت از امام و انقلاب توسط آنها با نارنجک ترور شد. این رزمنده در ادامه گفت: در آن سال ها که اوج حملات ناجوانمردانه صدام و حامیان غربی و شرقیش در جبهه ها بود من و تنها پسرم در منطقه عملیاتی غرب کشور بودیم که این اتفاق ناگوار برای خانواده من رخ داد و تا زمانی که از جبهه به مرخصی آمدیم در جریان شهادت
از نگار خواستگاری کردم اما دوست صمیمی ام به او علاقه داشت / هیچ وقت آن صحنه شوم را در حمام فراموش نمی کنم
او هنوز زنده بود. با تیغ موکت بری رگ دست و گردنش را بریدم و دوش آب را باز گذاشتم. حالم خیلی بد شد آنچنانکه دچار تشنج شدم. وقتی به هوش آمدم به خانه مادرم رفتم و گفتم با نگار قهر کرده ام و او از خانه بیرون رفته است. متهم در ادامه گفت: یک روز بعد از قتل می خواستم جنازه را در چمدان جاسازی کنم، اما نشد به همین خاطر یک ساک دستی خریدم و جنازه را همراه مقداری لباس در آن گذاشتم و در حاشیه پاکدشت
سپاه به هیچ عنوان در انتخابات دخالت نداشته و نخواهد داشت/ تغییر نگرش دولت ها نسبت به آمریکا مهمترین ...
به گزارش تهران نیوز ، 38 سال قبل در دوم اردیبهشت ماه سال 58 در حالیکه هنوز چند ماهی از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) نگذشته بود، اولین قدم های تشکیل مهمترین نهاد کشور برای حراست از انقلاب و دستاوردهای آن برداشته شد. امروز حدود 4 دهه از عمر سپاه پاسداران می گذرد و این نهاد انقلابی در کوران این سال ها تمام تلاش خود را برای ایفای رسالت قانونی خود به کار گرفته است
خاطرات شنیدنی مهران غفوریان در دورهمی
ناخدای نیروی دریایی بود. نقاشی می کرد، تار می زد و آواز سنتی می خواند. فال حافظ هم خوب می گرفت. این کارگردان و بازیگر آثار کمدی ادامه داد: بچه که بودم دوست داشتم خلبان شوم ولی چون ترسو بودم فقط حالت نشسته اش را دوست داشتم. از ارتفاع می ترسم و همین طور از سوسک و پروانه در هر ارتفاعی! او در مورد این که چه شد که بازیگر شد، گفت: سال چهارم هنرستان بودم که شنیدم برای برنامه ای به اسم
کتک کاری زوج جوان به خاطر قطع شدن اینترنت خانه
سه روز برنگشت. من هم وقتی این وضعیت را دیدم تصمیم به جدایی گرفتم. بعد از آن مرد جوان نیز به قاضی گفت: آقای قاضی صبا مرا به خاطر یک اینترنت دیوانه کرد. از وقتی اینترنت را خریدم او هر شب غر می زد و به من می گفت که بی عرضه هستم. تا جایی که آخرین بار بشدت عصبانی شدم و کنترلم را از دست دادم. قبول دارم که زیاده روی کردم، ولی رفتارهای این زن مرا دیوانه کرد. برای همین از دستش عصبانی شدم و هنوز هم عصبانی ام. تا جایی که می خواهم از او جدا شوم. در پایان نیز قاضی رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد و به این زوج فرصتی داد تا بیشتر در باره جدایی فکر کنند. ...
مهیار علیزاده، مهران مدیری و آلبوم جدیدشان
وب سایت موسیقی ما : پنج سال پیش در چنین روزهایی زمزمه های انتشار آلبومی با صدای علیرضا قربانی به گوش می رسید که خیلی ها شناخت دقیقی از خالقش نداشتند. اما مهیار علیزاده سال 91 و آلبوم حریق خزان این روزها در جایگاه متفاوتی قرار دارد. او علاوه بر اینکه پرکارتر از گذشته شده، چند آلبوم مهم را در دست انتشار دارد. مهمترین آنها اولین آلبوم دوصدایی تاریخ موسیقی اصیل ایران با صدای علیرضا قربانی
سرباز رشید ادبیات انقلاب/ زنوزی جلالی: حس می کردم می میرم و برج 110 را نمی بینم
سربازان ادبیات هستند که برای انقلاب قلم در دست گرفتند و اولین کاری که کردند مقابله با ادبیات قبل از انقلاب بود و اینها واقعا سرباز ادبیات انقلاب بودند و در جبهه های مختلف قلم زدند و من معتقدم انقلاب را این افراد به دنیا معرفی کردند. خلیلی در پایان گفت: من دلم می سوزد که ما در خانه نشسته باشیم و بچه هایی یمنی در جنگ بسوزند و از خدا می خواهم که خدا به زنوزی عمر دهد تا درمورد بچه های یمن
آخرین وضعیت قوانین معافیت خدمت نظام وظیفه فرزندان شاهد و ایثارگر
: کلیه فرزندان ذکور شهدا و جاویدالأثران(مفقودین) از انجام دوره ضرورت معاف هستند. وی افزود: همچنین به ازای هر شهید یا آزاده با حداقل 24 ماه سابقه اسارت یا جانباز با حداقل 25 درصد جانبازی یا جاویدالأثر(مفقود) فاقد فرزند ذکور یک نفر از برادران آن ها از انجام خدمت دوره ضرورت معاف می شوند. * معافیت با تجمیع سوابق درصد جانبازی، جبهه و مدت آزادگی مدیرکل بنیاد شهید و امور
سفری که سی ساله شد...
بود. از او اصرار و از من انکار... تا اینکه فصل امتحانات خردادماه رسید. آن موقع تازه چند روزی از سوم خرداد سال 61 و فتح خرمشهر گذشته بود که امام پیام دادند برای جبهه رفتن کسب اجازه پدر شرط نیست. به محض اینکه متوجه پیام امام شده بود، به خانه آمد و شروع به جمع کردن وسایلش کرد. به او گفتم: جایی می خوای بری؟ کمی مکث کرد و گفت: اگر تا الان صبر کردم به احترام شما بوده، ولی با شنیدن پیام امام دیگر مجالی
دلگرمی مان، وحدت و یکپارچگی شیعه و سنی در ایران است
کشند. وی با اشاره به وحدت، ضرورت و برکاتش برای امت اسلام و کشورهای اسلامی، گفت: همه ما می دانیم که جامعه اسلامی پیش از اسلام از گروه ها و طوایف متفرقی تشکیل شده بود که گاها چهل سال درحال جنگ با یکدیگر بودند که نمونه آن اوس و خزرج و یا داعس و حبراء است، اما بعد از ظهور اسلام و شنیدن پیام اسلام بین آن ها مودت و دوستی و همدلی ایجاد شد. مامون رهنه با اشاره به کتاب توماس کارلایل فیلسوف آلمانی که پژوهشی
تاریخ است که برصداقت و مدیریت روحانی شهادت می دهد
علاوه بر ترمیم خرابیهای بجا مانده از دورانی که چیزی جز فلاکت برای مردم ایران نداشت دایره ارتباط با جهان را برایمان فراختر وتعاملات جهانی مرا انطور که شایسته این ملت بود گسترش دهد .اما در یک نگاه کلی روحانی رییس جمهور محرومان و کسانی بوده که زیر خط فقر بودند و در توجیه منطقی ان ایا کسانی که منبع درامد پایین دارند دارای قدرت خرید یکسان چه در دوران تورمی مثبت و چه دردوران تورمی منفی هستند منطق حکم
وقتی رفتار زشت مهدی را دیدم شوکه شدم! - می خواستم از اتاق خواب بروم ولی مانع شد و ..
هایش ناراحت بودم که گفتم دیگر نمی خواهم با او ازدواج کنم و لازم نیست خانه را آماده کند، چون قرار نیست دیگر کسی در آن زندگی کند. خواستم بروم دستی از پشت لباسم را گرفت و کشید. هم زمین و هم جا خوردم. سال ها عشق و علاقه ام زیرسوال رفت. هنوز باورم نمی شد او می خواهد من را بزند. شوکه بودم. مهدی مرا می زد. بلند شدم به سمت در رفتم اما باز هم دستش مانعم شد. این بار مرا به سمت اتاق خواب پرتاب کرد و
دلایل تاخیر امضای قراردادهای خودرویی اعلام شد
می گذارد و ادامه داد: آتش سوزی، تأثیر خود را بر انبار این شرکت گذاشت، اما بلافاصله در روز شنبه جلسه ای در وزارتخانه تشکیل و تدابیر خاص این موضوع اندیشیده شد. وی ادامه داد: بر همین اساس، قطعات و مواد اولیه این شرکت از خارج تأمین و قطعاتی که در انبارها وجود داشت فعلاً جایگزین دارایی های آنها شده و از سوی دیگر از سازندگان قطعات دیگر نیز کمک گرفته شد تا خط تولید خودروها متوقف نشود و کارخانه ها
جزئیاتی خواندنی از زندگی بدل ایرانی مسی! + عکس هایی از شباهت به مسی
می زدند. اما او چندان هم به این موضوع واکنش نداشت و کار خودش را می کرد. تا اینکه چندماه پیش به پیشنهاد خانواده خواست وارد این بازی شود و عکسش را برای رسانه ها فرستاد و با واکنش های عجیب و غریب آنها مواجه شد. طوری که به ما می گوید حالا چند وقتی است که خودم هم قبول کرده ام که واقعا شبیه مسی هستم. به بهانه بازی ال کلاسیکو و گلزنی اسطوره تمام نشدنی بارسلونا درست یک روز بعد از بازی با این
پسری که پس از 15 سال به مادرش رسید
آنجا که مادرم در کودکی پدر و مادرش را از دست داده بود نزد عمویش زندگی می کرد و به اصرارهای عمویش مجبور شد با مردی که 17 سال از او بزرگ تر بود زندگی کند. مادرم، کبری بیک محمدلو، متولد 12 خرداد سال 58 است. بعد از مدتی خشایار از مادرم جدا شد و مادرم که مرا باردار بوده، 10 یا 11 آبان سال 76 به محض تولدم، مرا به شیرخوارگاه آمنه سپرد. علتش هم این بود که خشایار مدعی بود بچه برای او نیست ضمن
در دوران نامزدی افسانه مخ شوهرم را زد! / او علاقه های واهی دوران مجردیم را لو داد!
... زن جوان در حالی که عنوان می کرد من همسرم را دوست دارم اما او مرا ترک کرده است و تنها سخن از طلاق می گوید، به تشریح ماجرای زندگی اش پرداخت و به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد گفت: در یک خانواده متوسط رشد کردم و به تحصیلاتم ادامه دادم. پدرم کارمند یکی از نهادهای خدماتی است و مادرم به امور منزل رسیدگی می کند. زندگی خوبی را در کنار 2 برادر و خواهرم سپری می کردم تا این
با دستگیری مرد مرموز؛ فاش شدن راز یک سرقت خطرناکت
حادثه من سر خیابان ایستادم و دوستانم به داخل ساختمان رفتند تا مطب را بررسی کنند. می خواستیم ساعتی بعد زمانی که بیماران مطب را ترک می کنند به آنجا برویم و با تهدید اسلحه، گاز اشک آور و قمه هر چه پول در صندوق بود را سرقت کنیم. دوستانم به داخل رفته بودند که محیط آنجا را بررسی کنند. من هم در خیابان ماندم. اما ماموران به من مشکوک شدند و اتفاقی گیر افتادم؛ اما اصلا نمی خواستم به کسی آسیبی برسانم. اگر دستگیر نمی شدیم، آن شب می خواستیم نقشه مان را اجرا کنیم. با اعترافات این متهم وی برای انجام تحقیقات در اختیار ماموران آگاهی قرار گرفت و تحقیقات برای دستگیری همدستان وی از سوی پلیس ادامه یافت. ...
شهید می شوم تا نسل آینده در امنیت درس بخواند
/> در راستای انجام این وظیفه خطیر و تحقق منویات ولایت، خبرگزاری فارس در استان البرز هر روز یکی از شهدای استان البرز را معرفی خواهد کرد. در این شماره وصیت نامه شهید سعید اویسی را بازخوانی می کنیم. شهید سعید اویسی متولد روز بیست و سوم فروردین سال 1348 است. وی در خانواده ای انقلابی در کرج به دنیا آمد و همواره در کنار دیگر جوانان مومن و ولایی این شهرستان علیه رژیم
آرزوی قرآنی رهبر معظم انقلاب
قاریان قرآن به رهبری نامه بنویسیم و به ایشان بگوییم که همه ما آماده هستیم تا تحت نظر و فرمایشات شما به حرکت در این مسیر ادامه دهیم و مانند یک ید واحده دغدغه های ایشان را دغدغه خود بدانیم تا حرکتمان درست باشد. این قاری بین المللی در بخشی دیگری از سخنان خود به بیان خاطرات قرآنی خود از جلسات قرآن پرداخت و گفت: هفت ساله بودم که به مکتبخانه ای که در بالاخیابان بود، رفتم که بعد از مدتی خانم معلم
حرفی که مطهری را آتش زد
به گزارش پایگاه خبری ربیع ، ، به مناسبت نزدیک شدن سالگرد شهادت استاد مرتضی مطهری که به فرموده امام خمینی (ره) در عمر کوتاه خود اثرات جاویدی به یادگار گذاشت ، به مدت 10 روز به بیان نوشته ها و خاطراتی از این شهید بزرگوار خواهیم پرداخت. در ادامه به نقل خاطره ی دوم ایشان می پردازیم ،درصفحه ی 156 جلد 17 مجموعه آثار شهید مطهری، به کلام شهید بزرگوار چنین آمده است: یادم هست در حدود چند سال پیش
حرف های باقری لنکرانی از عدم کاندیداتوری جلیلی، تحرکات جمنا و فعالیت پایداری
پیش روند نه اینکه فقط در عرصه قدرت باشند. طبق نظر خواهی هایی که من شنیدم، ثبت نام آقای احمدی نژاد در انتخابات به پایگاه اجتماعی ایشان لطمه بزرگی زد و فکر می کنم ایشان با این حضور خیلی از داشته های سیاسی خود را از دست دادند. حتی به ضرر ادامه حضور اجتماعی آقای بقایی تمام شد. این عضو جبهه پایداری خاطرنشان کرد: بنده در همین منصب وظیفه خود می دانسته و می دانم که چه در دولت دهم و چه در دولت
کوتاه قامتم اما بلند همت
پشت آن می نشستم. زنگ تفریح ها حق نداشتم از کلاس خارج شوم و بیرون بروم مبادا زیر دست و پای بچه ها بمانم. با این حال دوران مدرسه چندان سخت نبود. من در دوران دانشجویی بیشتر ناراحت بودم، چون میل داشتم خودم به تنهایی در جامعه قدم بردارم و این سو و آن سو بروم به دلیل آن که تا آن زمان همواره کسی همراهم آمده بود و آن طور که باید و شاید به خودباوری نرسیده بودم. این مرا بشدت آزار می داد. مشکل از
دست مرد ورشکسته به ثروت کارخانه دار نرسید
موتورش شدم، اما به جای رفتن به اداره پلیس من را به خانه ای برد. بعد از آنکه دست و پایم را به شوفاژ بست و از من خواست با خانواده ام تماس بگیریم تا 8 میلیارد به حسابش واریز کنند. سپس یک چک 138 میلیون تومانی از من گرفت. شاکی ادامه داد: در مدتی که در آن خانه حبس بودم، متوجه شدم که روی رفتارش کنترل ندارد. شاکی در توضیح فرارش گفت: پنج روز از ماجرا گذشته بود تا اینکه متوجه شدم سیامک حال خوبی ندارد
18 سال حبس مجازات آزار به زن مسافر
گفت: دو سال قبل به طور غیرقانونی وارد ایران شدم. دنبال شغل مناسبی می گشتم تا بتوانم مخارج زندگی خود و خانواده ام را در افغانستان تأمین کنم تا اینکه صاحب یک ساختمان را پیدا کردم و او قبول کرد تا در ساختمان نیمه کاره کارگری کنم. بعد از مدتی یک پراید خریدم و در مسیر رفت و برگشت به ساختمان نیمه کاره مسافرکشی می کردم. متهم ادامه داد: روز حادثه وقتی زن جوان را کنار خیابان دیدم، او را سوار کردم
درآمدزایی را فراموش کنید / صعود و رکوردزنی حق پرطرفدارترین تیم آسیاست
توانستیم این پول را به حساب باشگاه واریز کنیم؟ قضاوت با شما دوستان عزیز باختن مهم نیست؟ تو مثل اینکه متنو نخوندی و بدون خوندن نظر میدی؛ باختن علاوه بر اینکه جریمه مالی داره ورزشگاه هم پر نمیشه و بلیط کمتری فروش میره نقل قول +11 #21 مهگل 2017-04-26 12:08 نقل کردن وحید: اخرش با این لجبازی آقای برانکو کار دستمون داد آخه چه ربطی داره؟؟ نقل قول
ناجیان کارگر
. با خودمان می گفتیم؛ محال است، به زودی اوضاع درست می شود. می پرسم: شما آن یک سال بدون حقوق را چطور پشت سر گذاشتی؟ و جواب می دهد: من کار فنی بلدم. تمام تابستان های دوران بچگی را درمکانیکی ها و تعویض روغنی ها گذراندم. وقتی حقوقم قطع شد، یک شیفت اضافه درمکانیکی محله مان کار می کردم. همه مان دیسک کمر داریم کار درکارخانه لاستیک سازی سخت و بی رحمانه است. این جا هیچ تصویر قشنگ و
ماجرای گروگان گرفتن مادر و دختر در خیابان یوسف آباد
هستم قول داد برای من کار مناسبی پیدا کند. از آن روز به بعد با او در مسافرخانه ای حوالی یکی از میدان های جنوبی تهران هم اتاق شدم و با هم زندگی می کردیم تا اینکه روزی مرا به یکی از دوستانش به نام شهباز معرفی کرد. روز حادثه اسلحه و افشانه اشک آوری به من داد و گفت در حوالی خیابان امیرآباد تحویل شهباز بدهم. قرار شد پس از اینکه اسلحه را تحویل دادم مبلغ 200 هزار تومان به من دستمزد بدهد که در محل قرار
نقشه زنانه برای انتقام از صاحبخانه
به گزارش جام نیوز ، چند روز قبل مردی میانسال به مأموران پلیس فتای مشهد خبر داد در دام زنی فریبکار گرفتار شده است. او توضیح داد: مدتی قبل همسرم فوت شد. در شبکه اجتماعی با زنی آشنا شدم که گفت تنهاست و قصد ازدواج دارد. من هم که تنها بودم تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. مدتی که از رابطه مان گذشت از من خواست عکس های خصوصی ام را به او بدهم که قبول کردم. بعد از آن بود که رفتارش عوض شد و گفت اگر 200 میلیون
روایت جمال زاده از کشتار تاریخی ارامنه
فهمیدم ارمنی است و سخت ناراحت شدم. به حلب رسیدیم در مهمان خانه بزرگی منزل کردیم که مهمانخانه پرنس نام داشت و صاحبش یک نفر ارمنی بود؛ هراسان نزد ما آمد که جمال پاشا وارد حلب شده و در همین مهمانخانه منزل دارد و می ترسم مرا بگیرند و به قتل برسانند و مهمانخانه را ضبط نمایند. به التماس و تضرع درخواست می نمود که ما به نزد جمال پاشا که به قساوت معروف شده بود رفته، وساطت کنیم. شما
از تاسیس پدافند نیروی هوای ارتش در بوشهر تا اسکورت کشتی های نفتکش در جنوب
ایجاد نکنند. آغاز 8 سال جنگ تحمیلی با شروع جنگ تحمیلی که در روز 31شهریورماه 59حوالی ساعت 2بعد از ظهر بود که برای اجرای مأموریت به محل منازل رفته بودم و وقتی که با شنیدن صدای هواپیما ناشناس از روی پایگاه نیروی هوایی خودم را سریع به محل دژبانی می رساندم که می شنوم آن روز کار خاصی نمی توانم انجام دهم. بعد از آن در روزهای سوم و چهارم جنگ هم حملاتی به بوشهر از طرف جاده