سایر منابع:
سایر خبرها
دیدار با انسانِ مولانا جلال الدین محمد بلخی
این به منزله معراج روحانی و عقلانی مولاناست.اگر وحی را تماشای انسان به هستی در زیست جهان وحیانی بدانیم که در آن تماشاگر با تسلط بر عوالم عقول و عالم مثال که می تواند معنای دیگری بر معراج باشد به تماشای جهان ایستاده است، مولوی مدعی است که او نیز در سی پاره که اشاره به سی جزء قرآن کریم است به تماشا ایستاده است و خود را با آن برابر می داند. چنانکه به مریدانش توصیه می کند، چله را رها کنند و او را به تماشا بایستند. سی پاره
بعثت رسول(ص) در شعر فارسی/ امروز قلب عالم و آدم، حرای توست
/> باور کنیم ملک خدا را که سرمد است باور کنیم سکه به نام محمد است. استاد محمود شاهرخی هم در این موضوع، سروده است: غنوده کعبه و اُمّ القری به بستر خواب ولی به دامن غار حرا دلی بی تاب نخفته، شب همه شب، دیده ی خدابینش ز دیده رفته به دامن، سرشک خونینش بسان مرغ شباهنگ، ناله سر کرده به کوه، ناله ی جانسوز او اثر
شعر محتشم کاشانی، در مدح و منقبت حضرت رسول اکرم (ص)
/> جاروب زرفشان نه به دست مفاخرت دارد برای مشغله دیگر، آفتاب هر شب پی شرف ز ره غرب می برد خاک مدینه تا به در خاور، آفتاب یک ذره نور از رخ او وام کرد و گشت از شرق تا به غرب، ضیاگستر، آفتاب شب نیست کز شفق نزند ز احتساب او آتش به چنگ، زهره خنیاگر، آفتاب ریزد به پای امت او اشک معذرت بر حشرگاه گرم بتابد
راز محبوبیت ابرقهرمان های آمریکایی چه می باشد؟
. نقاط ضعف: باورش سخت است که مرد پولادین نقطه ضعفی داشته باشد اما حقیقت دارد. با نام کلارک کنت در زمین بزرگ می شود و نور خورشید به او قدرت می دهد اما جو سیاره کریپتون او را ضعیف می کند. در مرد پولادین ، لوئیس لین و بییننده ها رنج جسمی او را در تطبیق خودش با جو سفینه کریپتونی ها می بینند. شک، نقطه ضعف دیگر اوست. سوپرمن سراغ یک کشیش می رود تا تصمیم بگیرد خودش را تسلیم زاد کند یا نه. به
بخوان به نام خدایت بخوان محمد جان
/> به نی نوای وجودم چو نی، نوای خداست الا تمام جهان گوش، گوش تا شنوید زبان، زبان محمد، صدا صدای خداست ز کوه و سنگ و ز هامون دعای دل شنوید ندای ختم رسل از حرای دل شنوید فرشتگان همه در دستشان صحیفة نور جهانیان شده غرق نشاط و مست و سرور ز قبضه قبضة خاک حجاز می شنوم که ای تمام پری چهره گان زنده به گور طلوع
آسمان روشن بامداد و روایت رسالت او
درست می شود و این هواداری بود که او را کوهی استوار می کرد. * * * گاهی فکر می کنم اگر خدا پرده ی سورمه ای آسمان شب را کنار بزند چه اتفاقی می افتد؟ چه چیز هایی دیده می شود و این حیرت از تماشای آسمان عظیم چند برابر خواهد شد؟ راستی آن سوی دیگر آسمان چیست؟ احساس می کنم پشت پرده ی آسمان و تمام آفرینش زمزمه ی بی وقفه ی تسبیح توست و تو تکثیر پیغام تسبیح ات را به عهده ی او گذاشتی. این
خُلق عظیم، پیامبر خوبی ها
گنجایشش به اندازه چند نفراست. مثل همیشه مشغول رازو نیاز با خداوند شدوبه دور از مردم به اعتکاف نشست. مشغول عبادت بود که ناگاه صدایی آمد، بخوان، گفت:سواد ندارم، خواندن نمی دانم، صدا گفت: بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید؛ همان کس که انسان را از خون بسته ای خلق کرد؛ بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است؛ همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود؛ و به انسان آنچه را نمی دانست یاد
رویداد بعثت روز تولد عاطفه ها و مرگ جاهلیت در تابوت هوس و پوچ گرایی
به گزارش تیترشهر : بعثت حضرت محمد مصطفی (ص) در روز 27 رجب به عنوان رویداد دینی مهمی به شمار می رود که با توجه به گفته های حضرت تکمیل کننده مکارم اخلاق خواهد بود. برانگیخته شدن رسول گرامی اسلام و سرآغاز نزول وحی را می توان روز هدایت بشر به سوی نور و دوری از ظلمات نیز خواند، چرا که بعثت تأثیر مهمی بر تحول بشریت دارد. بعثت رسول گرامی اسلام از اهمیت فراوانی برای دیگر ادیان هم برخوردار است
عید مبعث در شعر شاعران البرزی
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نگارانه؛ در آستانه ی عید مبعث گلچینی از اشعار شاعران البرزی در مورد این روز که سروده شده است را برای علاقمندان منتشر نمودیم. بهروز قاسمی شکفته غنچه ی دین در دل غار ز کوه نور آید عطر گلزار گل افشان شد همه دشت و بیابان شکوفه سر زده از بام و دیوار رسیده موسم انگیزشی نو شنود گفته
وفات ابوطالب(ع) در شعر آئینی/ از فضل پدر، فضل پسر حاصل شد
یتیمِ آمنه در ازدحام، ابوطالب حسین، خون تو دارد به رگ، که می جوشد علی گرفته به نامِ تو نام، ابوطالب در این بین، شاعران آئینی ما هم این روز حُزن و اندوه خاندان رسالت و امامت را گرامی می دارند و اشعاری به آستان آن مرد ملکوتی تقدیم می کنند. داود رحیمی یکی از همین شاعران است که با اشاره به حقّ پدری آن شخصیت بزرگ بر گردن امت حضرت محمد (ص)، چنین سروده است:
مبعث؛ فرصتی برای وحدت
اقراء بسم ربک آغاز شده است و با انا أعطیناک الکوثر بیمه و با الیوم أکملت لکم دینکم جاودانه شده است. چه مانا است وقتی که گفت: اقراء، بخوان، به نام پروردگارت، پروردگاری که تو و همه انسان ها را خلق کرد، بخوان و او را به بزرگی یاد کن، کسی که به تو خواندن را آموخت و این جملات زمانی بر محمد(ص) خوانده شد که او از خواندن و نوشتن چیزی نمی دانست . خاتم نبوت گفت: بخوانم؟ چگونه بخوانم در
پیامک های ویژه تبریک عید مبعث رسول اکرم (ص)
، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید . بعثت رسول اکرم مبارک باد . ************ ای نام تو جانبخش تر از آب حیات / محتاج تو خلقی به حیات و به ممات از بعثت انبیاء و ارسال رسل / مقصود تو بودی، به جمالت
"تاج بندگی" مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
بازوی او را گرفت و سخت تکان داد و گفت: ای محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟ جبرئیل گفت: نام خدایت را بخوان که جهان و جهانیان را آفرید. خدائی که انسان را از ماده پست (نطفه) آفرید. بخوان که خدایت بزرگ است. خدائی که با قلم دانش آموخت و به انسان چیزهائی یاد داد که نمی دانست درباره تاریخ بعثت رسول خدا (ص) در روایات و احادیث شیعه و اهل سنت اختلاف است و مشهور میان علماء ودانشمندان شیعه آن
پیامک تبریک عید مبعث
♣♣♣♣♣♣♣♣♣ بانگ جبرئیل در دل غار حرا پیچید که بخوان به نام پروردگارت بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید، همان کس که انسان را از خون بسته ای خلق کرد ! بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است، همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود، و به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد ! عید مبعث ، آغاز پیامبری ختم رسل محمد مصطفی (ص) مبارک منبع : بیتوته
دنیا در عطش گفته های محمد(ص)
مادی گرایانه و برده داری های کثیف بود و ایران باستان نیز در تضاد طبقاتی ناعادلانه روزگار می گذراند و ضعیفان تن خود را در ساختن کاخ برای شاهان ساسانی رنجورتر می کردند. ناگاه در غار حرا در گوشه ای دور از شهر مکه ندایی از آسمان رسید که می گفت بخوان.. بخوان به نام پروردگارت که تو را از خون بسته آفرید و دوباره انسان را به یاد پروردگار و آسمان و خواندن و آفرینشش از خون بسته انداخت. و
بعثت در جبل النور
زیارت خانه خدا و سفر حج می روند، یکی از جاهایی که حتماً به دیدنش می روند، غار حرا است؛ چون آن مکان، جایی است که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله روزها و شب های زیادی به آن جا می رفت و به راز و نیاز با خدا مشغول می شد. سالیان دور در یکی از شب های پایانی ماه رجب، در گوشه ای از شهر مکه و در قله کوهی به نام حرا، اتفاق بزرگی افتاد؛ اتفاقی که سرنوشت انسان ها را عوض کرد و مژده بزرگی برای
آغاز رسالت بر فراز کوه نور
ترین آثار حیاتی در آن دیده نمی شود. در نقطه شمالی آن، غاری است که انسان پس از عبور از میان تخته سنگ ها، می تواند به آن برسد که ارتفاع آن، به اندازه قامت یک انسان است. قسمتی از داخل غار، با نور خورشید روشن می شود و قسمت های دیگر آن، در تاریکی دائمی فرو رفته است. این غار، شاهد وقایعی بوده است که امروز هم، مردم به عشق شنیدن آنها، به آن روی می آورند و با تحمل رنج های فراوان، خود را به آن می رسانند
بسته شعری مبعث رسول اکرم(ص)
نخست عرش را محدقین، سلاله توست کوه نور از پگاه تو پر نور صد حراء در نگاه تو مستور زادگاه علی است قبله تو قدس، کی بود، کعبه معمور تا امامت کند زکات و رکوع صبر کن تا غدیر و وقت حضور مرتضی شاهد تو و جبریل کیست غیر از علی حضور و ظهور با اَرِحْنی بخوان بلالت را تا کند نام تو ز سینه عبور مرتضی منتهی
زندگینامه حضرت محمد(ص)
(مدینه) شده بود، در مکانی به نام ابواء بدرود حیات گفت و در همان جا مدفون گشت. و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روایتی هفت ماه) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، کفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وی را به ثویبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وی را شیر دهد و از او نگه داری کند؛ اما پس از مدتی وی را به حلیمه، دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار کرد. حلیمه گرچه دایه آن
ز عرش خدا بر سرش نور بود/شعر در وصف مبعث
به تیغ فلق پردۀ شب شکافت فروغش بر اقصای گیتی بتافت زمستان بگردید و نوروز شد شب تار عالم دگر روز شد در آسمان بر زمین باز شد امین خدا گرم آواز شد بهم برگرفت آسمان وزمین که گویی بدی هستیش در یمین تکان داد بازوی محمود را خداوند خلق خوش و جُود را بگفتا که او یا محمّد بخوان بنام خدا خالق این جهان
اشعار ویژه عید مبعث رسول اکرم (ع)
سرویس شعر آیینی عقیق : به مناسبت فرا رسیدن عید مبعث رسول اکرم (ع) عقیق تعدادی از اشعار آیینی را به منظور بهره مندی ذاکرین اهل بیت منتشر می کند: قاسم صرافان: هراس و دلهره خواهد رفت همان شبی که تو می آیی همان شب آمنه می بیند درون چشم تو دنیایی همین که آمده ای از راه، قریش محو تو شد ای ماه! یتیم کوچک عبدالله! ببین نیامده، آقایی! گل
ماجرای برانگیخته شدن رسول الله(ص)
این صدای دوم، عین صدای اول است، فرقی نکرده، باز هم بی اعتنایی کرد تا دفعه سوم که این صدا با آهنگی شدیدتر، مثل اینکه نزدیک تر و بیخ گوش پیامبر می گوید: یا محمد(ص) انک انت رسول الله ؛ (ای محمد(ص) تو پیامبر خدا هستی). این بار پیامبر از شدت صدا وحشت کرد. سپس دید صدا عین دفعه های قبل است. در همان حالت عجیبی که پیامبر داشت، این صدا به او گفت: اقرء ؛ (بخوان)، پیامبر گفت: (البته نقل ها مختلف است، آن تاریخ
مجموعه اشغار آئینی ویژه عید سعید مبعث
وارث: ای جان جهان جان محمد با نام خدا بخوان محمد ای باعث ممکنات اقرأ ای خواجه ی کائنات اقرأ ای قدر و جلالتت مبارک فرمان رسالتت مبارک ای رشته ی نه فلک به چنگت تا چند مکان به تخته سنگت تو پیک مقدس نجاتی تو روح حیات را حیاتی ای درّ یتیم و باب خلقت ای سینه ی تو کتاب خلقت
بازخوانی یادداشت های پدر داستان انقلاب
مریم فردی - از میان تمام بازی های روزگار، هرگز به میراث بردن مجموعة خاطرات زندگی یک مرد را تصور نمی کردم؛ مردی که در نوجوانی، دل پر شور و سر سبز دارد و در جوانی قصد قربت می کند و خیز بر می دارد تا پرواز کند تا برِ دوست. مردی که هم نویسنده است، هم معلم است، هم کاپیتان است، هم پدر است و هم خان! است.اما در انبوه این کاغذها که جای عبور دستان اوست، تنها در مواجهه با خود او هستیم. این کاغذهای زرد و کاهی، آیینه روح پاک و وجدان فریادگر او هستند؛ مثل یک موسیقی ناب، با تمام اوج ها و فرودهایش. آنجا که کاغذ روبرویش را ...
واژه واژه اقرا باسم ربک فرمود: مولا
خدا سروده است که در ادامه با هم می خوانیم: لبخند خدا کاش، ای تصویرگر، غار حرا را می کشیدی گاه بعثت جلوه ی نور هدا را می کشیدی *** احمد محمود را در لحظه های ناب عرفان کاشکی، زیبائی ذکر و دعا را می کشیدی *** شعله ای افتاده می سوزاند، جان جان عالم در همان حالت، حبییب کبریا را می کشیدی *** لحظه ی