سایر منابع:
سایر خبرها
قاتل: آنقدر مست بودم که نمی دانم چه شد؟!
به رستوران دوستم رفتم کارگر رستوران دیگری که جلوی ماشین ها را می گرفت و مشتری ها را به آن رستوران می برد جلوی مرا گرفت. بوق زدم و خلاصه دعوایمان شد. در نهایت با پادرمیانی دوستم که رستوران داشت، ماجرا تمام شد. بعد من به رستوران دوستم رفتم. نشسته و مشغول خوردن چای و کشیدن قلیان بودم که برادرم زنگ زد و گفت بیا خانه. در راه در اتوبان یادگار یک ماشین از فرعی بیرون آمد و به ماشین من زد و گل گیر و در عقب
کافه داری یک طلبه در اصفهان
. در دانشگاه، رشته اقتصاد خواندم و بعد از آن به حوزه علمیه رفتم. بخشی از دوران طلبگی ام را در قم بودم و بخشی را در اصفهان، اما چون همسرم اهل اصفهان بود، آخر به اصفهان برگشتم و فعلا در این شهر تحصیل، کار و زندگی می کنم. خب! طلبگی کجا و کافی شاپ کجا؟ چه شد که کافه دار شدید؟ تقریبا در تمام دوران درس خواندنم، چه آن وقت که دانشجو بودم و چه حالا که طلبه هستم، کار کرده ام! از
واکنش تند صمد به صحبت های مهدی کامرانی
قهرمانی می رسید چرا در آن دو سال قهرمان نشدیم. یعنی در آن سال که مهدی کامرانی با پتروشیمی قهرمان لیگ شد این تیم پول بیشتری هزینه کرد؟ حالا که مهرام دوباره قهرمان شده و من در پتروشیمی بودم این تیم تهرانی بیشتر پول داده است؟ واقعا برای این حرف ها متاسفم. کاپیتان تیم ملی بسکتبال ایران افزود: بالغ بر 130 یا 140 بازیکن در مهرام بازی کرده اند. همه آن ها برای رسیدن به قهرمانی جان کندند و زحمت
استیلی: رفتن به پرسپولیس بزرگترین اشتباهم بود
و بچه های دیگر که خاطره آن روزها برای مان زنده شد. ولی از لحاظ بدنی خیلی آماده نبودیم، من خودم پایم را نزدیک به دو ماه پیش عمل کرده بودم و حتی الان هم درد خیلی زیادی دارم، ولی خب به خاطر مردم عزیز و ایرانی های عزیزی که در تورنتو هستند بازی کردم. *شما از اولین کسانی بودید که تیم 98 را پایه گذاری کردید و برای بازی خیریه به رشت رفتید. چه اتفاقی افتاد که بعد از آن کمتر این تیم بازی انجام
سنگری که 10 سال میزبان پیکر یک شهید بود
بوجاریان و شهید ستار امینی که یک ماه بعد هر سه در شلمچه جاودانه شدند. سنگری که 10 سال میزبان پیکر هاتف بود شهید سید محمد هاتف خودم هم پهلوی آنها ایستادم و چند تایی عکس گرفتم. شفیعی و بقیه ی بچه ها را هم آوردم و مقابل پتوی رنگی داخل سنگرمان ازشان عکس تکی گرفتم. از سیداحمد یوسف هم عکسی در کانال گرفتم. هاتف که آمد، فرم سپاهم را از ساک درآوردم و با وجود این که برای او گشاد بود
بنیاد در آینه مطبوعات
های کادر گردان در یک ساختمان بودیم. در گیرودار بمباران های شدید هواپیماهای عراقی، ناگهان صدای مهیب یک هواپیما به گوش رسید و بعد از چند لحظه، انگار که راکتی به سمت ما شلیک شده باشد، احساس می کردیم شیئی ، هوا را می شکافد و با سوتی ممتد که لحظه به لحظه بلند تر و بلند تر می شود، به سمت ما می آید. هر چه صدا به ما نزدیک تر می شد، میزان شکاف هوا و ایجاد صوت شدید را بیشتر حس می کردیم. به طوری که پس
طارمی:ویزای قطر هم در جیبم آماده بود،تصمیم گرفتم یک سال دیگر بمانم/کسی از پول بدش نمی آید
کاره، وسایلم را همراهم بیاورم. به خاطر همان مسائلی که گفتم تصمیم من برای رفتن به قدری جدی بود که حتی خانه ام را تحویل دادم و حالا باید برای آوردن وسایلم برگردم و قرار است در این مدت دوستانم برای من منزلی را پیدا کنند و به امید خدا از روز شنبه در تمرینات حاضر خواهم بود. از طارمی پرسیدیم که در این مدت بعضی مطرح کردند که او پولکی شده و خودش را گم کرده است که توضیح داد: کسی از پول بدش نمی آید اما
از ورزش بوکس محسن تنابنده تا طبقه اجتماعی نقی معمولی/ گفته های خالق شخصیت اصلی محبوب مجموعه "پایتخت" را ...
چندانی ندارد اما باید اعتراف کنم که در طول کار فرد سختگیری هستم و بداخلاقی های مختص به خود را دارم؛ هر چند که دوستان پشت صحنه می دانند این بداخلاقی ها صرفا به دلیل فشار کاری و حساسیت من برای ارتقای اثر است؛ به همین خاطر لطف می کنند و کمتر از من به دل می گیرند اما به هر حال خودم به این نقطه ضعفم اشراف دارم. هوچی گری با نقد فرق دارد بعد از پخش پایتخت3 برخی افراد نقدهای تندی علیه
استقلال و تیم ملی در آتش بس؟
به گزارش گروه ورزش رویکرد، آبی ها خیلی زود مذاکرات را با اغلب گزینه های مورد نظرشان شروع کردند و در نهایت برخی از آنها را به استخدام درآوردند. جابر انصاری در خط حمله، میثم مجیدی در سمت چپ خط دفاعی، روزبه چشمی در قلب همین خط و مهدی رحمتی در درون دروازه از جمله خریدهای قطعی استقلال برای فصل آتی بوده اند. این تیم حالا دکورش را برای لیگ پانزدهم تغییر داده تا شاید بعد از دو سال ناکامی متوالی، بتواند
80 سال جمعه بودن و دلگیرنبودن
درهای خراش خورده جمعه نشسته است. با جامه ای سپید و دستاری عربی. او غواص قدیمی جزیره است. 80 سال سن دارد و پاهایش درد می کند. خودش می گوید: 30 ساله که بودم، ماهیگیری را یاد گرفتم. بعد از 10 سال اما فکر کردم یک جای کار از بقیه جاشوها عقب هستم و باید غواصی یاد بگیرم. رفتم و طولی نکشید که از پیرمردهای جزیره همه فن های غواصی را یاد گرفتم. آن زمان نه لباس مخصوص بود، نه از این عینک های جدید. یک گیره لباس
قتل فاطمه کوچولو در توهم پدر شیشه ای
زد و نگران دخترم بودم، از این رو با خانواده همسرم تماس گرفتم که مراقب دخترم باشند، اما آنها به من گفتند فاطمه با خودروی پدرش تصادف کرده و در بیمارستان به سر می برد. با شنیدن این خبر سراسیمه خودم را به آبادان رساندم. تحلیل کارشناس فاجعه ای به قیمت از دست رفتن کودکی معصوم آن هم به دست پدر خود که بی هیچ گناه و به بدترین شکل ممکن تنها در اثر مصرف شیشه به قتل می رسد. از
نادر مشایخی: موسیقی جنبه عاطفی صداهاست
. تاثیرگذارترین استاد شما در وین چه کسی بود؟ همین راماتی بود. من اصلا به خاطر او به وین رفته بودم. وقتی در آنجا دیدمش، رفتم و خودم را معرفی کردم. گفتم می خواهم پیش شما آهنگسازی بخوانم. گفت من سالی دو شاگرد بیشتر نمی گیرم. کارهایم را برایش بردم، ایشان بعد از آنکه کارهای مرا دید، پذیرفت که سر کلاسش بنشینم. جالب است برایتان بگویم جلسه اول کلاس، ایشان از من پرسید جویس، کافکا و
استفاده از هر فرصتی برای تبلیغ
. خب! طلبگی کجا و کافی شاپ کجا؟ چه شد که کافه دار شدید؟ تقریبا در تمام دوران درس خواندنم چه آنوقت که دانشجو بودم و چه حالا که طلبه هستم، کار کرده ام! از بازاریابی و مسافرکشی تا پرواز تفریحی و خبرنگاری. به نظرم جوهره انسانی کار است. اهل بیت هم با آنکه به در آمد خود چندان نیاز نداشتند، کار می کردند و ماحصل آن را می بخشیدند به فقرا. بعد از اینکه مجدد به اصفهان آمدم
جمهوری اسلامی، جمهوری عالیجنابان نیست
؟ دستش را بوسیدم، یعنی که ببخشید! غلط کردم! بغلم که کرد، مادرانه بغلم که کرد، فهمیدم کوتاه آمده! امیدوارم این نوشته هم، از آن دست نوشته هایی باشد که مادرم هرگز نخواند چرا که می دانم اباطیل مرا تک و توک می خواند! باز هم القصه! با آنکه آن روز صبح، قسم خورده بودم دیگر دزدکی، آنهم آن موقع شب حاج منصور نروم، لیکن ماه رمضان سال های بعد، چند باری دوباره توبه شکستم و مرتکب گناه... گناه که چه عرض کنم
ناگفته هایی از حصر
پارتی نداشتم مرا به آنجا فرستادند. گفت: من از همکارانم تنها رازداری و وفاداری می خواهم. آنگاه پرسید امروز چندم اردیبهشت است؟ گفتم پانزدهم. دستش را برای دست دادن که نشانه خداحافظی بود دراز کرد و گفت هفته آینده شما را در لندن خواهم دید، به سلامت! هاج و واج مانده بودم و می خواستم حرفی بزنم ولی با اشاره آقای مجد دم فرو بستم و بیرون آمدم. در سرسرا ایستادم تا آقای مجد آمد. به محض دیدن من گفت
چرا نا امیدی گناه کبیره است؟
/> فَوَ عِزَّتِک یا سَیدِی لَو نَهَرتَنِی مَا برِحتُ مِن بَابِک وَ لَا کفَفتُ عَن تَمَلُّقِک لِمَا انتَهَی إلَیّ مِنَ المَعرِفَةِ بِجُودِک وَ کرَمِک، ای پروردگار من، ای سید من، ای آقای من، تو اگر مرا دور کنی، دور باش بزنی، من دست از این خانه ات بر نمی دارم، من نمی روم، و دست از تملّق خودم بر نمی دارم. تَمَلُّق و مَلَق و تَمَلَّقَهُ و مَلَقَهُ، به معنی اظهار دوستی و محبّت و ادب کردن است
فیلمی که کفش ها روایتش می کنند
سبب محدودیت ها از نشان دادن خیلی چیزها ناتوان بودم بنابراین همیشه به دنبال راهی می گشتم که بشود مسائل موجود را کمرئال تر و واقعی تر جلوی دوربین نشان داد، ولی از نظر فرمی اینکه آیا می توان با پاها و کفش ها قصه گفت، جرقه اش از مترو شروع شد. دیدن قشر زیادی از آدم ها که کنار هم نشسته بودند و هرکدام پاها و کفش هایشان قصه خودش را داشت که می شد از آنها داستان های مختلف و متنوع جذابی درآورد.
رویای یک نابغه با گذشته تاریک
به گزارش گروه ورزش رویکرد، حالا که بلاتر صندلی فیفا را ترک کرده، بازار انتخابات ریاست داغ شده است. همه آنهایی که پیروزی مرد سوئیسی را در انتخابات چند هفته قبل قطعی می دانستند و خودشان را کنار کشیدند، اکنون در راه بازگشت به انتخابات هستند و علاوه بر افرادی چون میشل فن پراگ هلندی، دیوید ژینولای فرانسوی و چند چهره دیگر، ستاره های فوتبال جهان از جمله زیکو هم به این فهرست اضافه شده اند. در این میان
زندگی می کردم که مصرف کنم و مصرف می کردم که زندگی کنم/ اشتباه دیگران پله ای به سوی ترقی باشد +تصاویر
توانم ایستاندگی کنم. ازدواج سال 81 من بعد از گذشت یک سال منجر به طلاق شد . وی ادامه می دهد: برادرم را معتاد کردم ولی الان خواهرزاده و برادرزاده هایم را از افتادن به دام این بیماری نجات می دهم و از این بابت بسیار خوشحالم. آشنایی با مراکز ترک اعتیاد زمستان 84 ، سنندج بعد از فرار ازبیمارستان و در حال بحث با خواهرم بودم که مرا به منزل برگرداند، در همین اثنا
شمارش معکوس یا ماجرای شباهت من به جواد عزتی
چهارم. وسط بیابان ایستادم. سرم از ضربه ای که خورده است درد می کند و صورت و لباس هایم خونی است. هنوز در شوک هستم. همه پول هایم را برده اند و وسط ناکجا آباد من را رها کردند. به اطراف خودم نگاه می کنم هیچ چیز جز بیابان نمی بینم. نا خود آگاه گریه ام می گیرد احساس می کنم روز آخر زندگی من است... هیچ وقت فکر نمی کردم که آنقدر احمقانه از دنیا بروم. به خاطر یک اشتباه ساده... سوم. شوخی نیست. درب
زمانی از 5، 6 تیم پیشنهاد داشتم و زمانی هم بوده که کسی مرا نخواسته
مهدی رحمتی گفت: زندگی من فراز و نشیب های زیادی داشته است. در خانواده ای که شرایطش نبود فوتبالم را ادامه دادم اما لطف خدا باعث شد در زندگی موفق شوم و به جایگاهی که دلم می خواهد و ممکن است آرزوی هرکسی باشد، رسیدم. وی ادامه داد: خدا را شکر می کنم اکنون اینجا هستم. در زندگی فراز و نشیبهای زیادی داشتم. زمانی بوده که 5، 6 پیشنهاد داشتم و زمانی هم بوده که کسی مرا نخواسته اما خیلی زحمت کشیدم
رضا شاهرودی مرا به ماه عسل دعوت کرده اند/ احسان علیخانی شانس آورد که استقلالی نیست!
بازی حاشیه ساز در جام ستارگان و دلخوری رضا شاهرودی از مجتبی محرمی.شاهردوی که چند وقتی بود در این مورد حرف نمی زد به خبرآنلاین گفت: نه بابا مشکلی نداشتیم.حرف من در کل این است که باید حرمت پیشکسوت و با سابقه ترها حفظ شود.خب من هم از مجتبی با سابقه تر هستم. از او سوال کردیم که آن شب چه اتفاقی افتاد که شاهرودی گفت: از زمانی که سوت آغاز بازی را زدند من منتظر بودم تا به من هم بازی کنند.چند
افطاری سیاسیون چقدر آب می خورد؟
بیماریش خوب شود و بعد بتواند بیشتر رطب شیرین بخورد و بازی کند و مادرش از او راضی باشد کودک قبول کرد و گفت: تا حالا نگفته بودند که چرا نباید بخورم، اگر درست می فهمیدم که خرما چرا ضرر دارد گوش می کردم ولی مادرم می خواست با داد و فریاد و نفرین و آفرین مرا به حرف شنوی مجبور کند، من هم خرما می خواستم، حالا دلیلش را فهمیدم تا هر وقت که مادر بگوید پرهیز می کنم. پیغمبر(ص) کودک را نوازش کرد. وقتی حرف ها تمام
دعای ما در حق چه کسی مستجاب است
توکّل به پروردگار عالم درجاتی است أَنْ تَتَوَکَّلَ عَلَی اللَّهِ فِی أُمُورِکَ کُلِّهَا این که در همه امورت، در همه مسائل زندگیت توکّل به خدا کنی، فَمَا فَعَلَ بِکَ کُنْتَ عَنْهُ رَاضِیاً آن وقت حالا از این جا به بعد خدا هر چه با تو کرد، تو راضی بشوی. نه این که دست روی دست بگذاری و کاری نکنی. فی امورک یعنی در افعال و کردارت؛ یعنی این افعال و کردار باید باشد و توکّل کنی و آن وقت از این جا به بعد از
برای کمک کردن به دیگران انتخاب می شویم
دستگیری نیازمندان برای شما چه حس و حالی دارد؟ آرامش، آرامشی که خدا در لبخند تک تک کسانی که در نهایتِ درماندگی از کمک های ناچیز ما بهره می برند، نهاده است. آرامشی که هدیۀ خداست و به واسطۀ دل های شکستۀ نیازمندان برای ما حاصل می شود. * نیمۀ ماه مبارک رمضان که می آید، چه نکته ای ذهن شما را به خودش مشغول می کند؟ انفاق و بخشش بی نهایتِ امام حسن مجتبی(ع) به مردم که ایشان را
وزیر را در پستوی خانه نهان باید کرد
حیاط مان در سیاهچاله نارمَک ادورسبزی می چیدم، یک حس غریبی بر سرم فرود آمد که وزیر کشاورزی را هم بپیچان. بلافاصله تو فیس بوکش کامنت گذاشتم: پیچیدمت . بدون شک این یکی هم غیبش زد. بعد از چند هفته نوری داخل یک کدوقلقل زن پیدایش کردم. وقتی بهش گفتم بیا بیرون، گفت بذار برگردم وزارتخونه، چاق بشم، چله بشم، بعد میام تو منو عزل کن. یک بار هم بدون هیچ دلیل خاصی احساس کردم از وزیر اطلاعات خوشم نمی
آل سعود دین ندارد مسلمانی پیش کش!
را تمام کند با توجه به اینکه در این جنگ مردم بی گناه زیادی کشته شدند. *شما از زمان شروع جنگ یمن تاکنون به یمن رفته اید؟ بله. من دو ماه پیش 25 روز آنجا بودم. *آثار جنگ را چگونه دیدید؟ دو مسئله در یمن توجه مرا جلب کرد. یک مسئله پیروزی های داخلی است. انصارالله و ارتش یمن پیروزی های بسیار بزرگ و غیرقابل تصوری به دست آورده و توانسته اند یاران منصور هادی و القاعده و گروه های
دوستان عزیز جوری از فیس بوک استفاده کنیدکه.....
/> راضیم از خودم تا حالا به بعضی دخترا دقت کردید ؟ ! ناخن مصنوعی مو مصنوعی مژه مصنوعی دماغ عملی بعد دنبال یه مرد واقعی میگردن دیروز تو تاکسی از دختره بغل دستیم پرسیدم ببخشید خانم کرایه های این مسیر چقدره؟ برگشت یه نگاه بهم انداخت گفت : برو سر اصل مطلب کلن ملت قاطی کردن! دیروز با یکی از همکارا بحث میکردم توهین کرد جوابشو ندادم
امیر حسین صادقی خودش را با کاسیاس قیاس کرد
ندارد . صادقی در ادامه گفت: چرا فکر می کنید رفتن من پس از 11-12 سال مشکلی ایجاد می کند. اجباری در خصوص فعالیت نیست و قرار نیست ما خط و نشان بکشیم. دنبال دعوا هم نیستم. او همچنین درباره رفتنش به نفت تهران گفت: من هنوز با تیمی صحبت نکردم. من در لیست مظلومی کارایی نداشتم . صادقی درباره جدایی بعد از 12 سال گفت: می گویند من 12 سال در کنار این تیم بودم و با تمام مشکلات آن ساختم. در کنار زمین
غیرت زنانه؛ کار مردانه
رسد برای خودش کار می کند آن هم در جاده، نامش زهراست، می گوید: کارم را دوست دارم هر چند سخت است اما این طوری راحت ترم، اختیار کارم دست خودم است؛ در شهر مسافرکشی نمی کنم بیشتر مسافرانی را که در ترمینال قصد سفر به شهرستان های استان را دارند سوار و در جاده رانندگی می کنم. زهرا سرپرست خانوار است و توانسته با دریافت وام پرایدش را خریداری کند و دل به جاده بزند، می گوید: همسرم را دو سال پیش به