سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای فرار یک زن از دست مردان هوسران
ترتیب مالک خودرو مورد بازجویی های فنی قرار گرفت. او گفت: خودروی پراید را به پسرم داده ام که با آن کار کند، اما بعد از ظهر آن را مقابل منزلم پارک کرده بودم که شب هنگام متوجه سرقت شدم و روز بعد ماجرای سرقت را به پلیس گزارش دادم. سرهنگ بیدمشکی افزود: با دستور قضایی پسر 20 ساله این مرد نیز دستگیر شد و مورد بازجویی قرار گرفت، اما او وقتی تصویر خودش را پشت فرمان خودرو که از دوربین های سطح شهر
برسد به دست آقای احمدی نژاد
حوصله نیست. با توریست روسی که پسر جوان مو بوری است سلام و علیک می کند. مراجعان تک تک صحبت می کنند و نامه می دهند. می گویم: آقای احمدی نژاد چنددرصد از این درخواست ها به نتیجه می رسد؟ این بار با همان لحن همیشگی و لبخندش می گوید: مصاحبه نداریم. هروقت خواستم مصاحبه کنم خبرت می کنم. مرد راننده تاکسی می ایستاد به عکس گرفتن و بعد نوبت توریست می شود. راهنمای تور که پسر جوانی است توضیح می دهد: گفتم برای روز
زن ورزشکار شوهرش را کشت!
صفائیان دستور بازداشت زن جوان را صادر کرد که او ساعتی بعد به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: سال 89 با همسرم متارکه کردم، اما به خاطر پسر 13ساله و دختر 8 ساله ام دوباره به یکدیگر رجوع کردیم. اما اختلافات ما همچنان باقی ماند تا این که ساعت 12 شب بیست و چهارم مهرماه او مرا داخل خودرو کتک زد. وقتی به منزل بازگشتیم مقداری قرص خواب آور را در چای شیرین ریختم و به او خوراندم. ساعت 3 بامداد وقتی او را بی رمق دیدم
چهره ها در شبکه های اجتماعی 2
معما های " در دو عکس چند اختلاف وجود دارد" را برایمان زنده کرد. معماهای جذابی که در کتاب ها و مجلات ما را ساعت ها سر کار می گذاشت و آخر سر هم اختلاف آخر پیدا نمی شد! صدف طاهریان در کنار مادر محترم. مادر و دختر شباهت زیادی با هم دارند. مهدی احمدوند، خواننده جوان و خوش صدا که اخیراً از حالت نیمه مجاز به حالت تازه مجاز تغییر کرده است، با این سلفی نظرِ مثبت (!) مردم را درباره آهنگ
اسرار ویلای گل سرخ
. هنوز هم شب ها برای برخورد با ناامنی های احتمالی نگهبان می گذاشتم . سری به آنها زدم و بعد مسیرم را به سمت رودخانه عوض کردم . فکر این که کاووس برنگردد وحشت زده ام می کرد . در تمام عمرم تا به آن اندازه احساس تنهایی و غربت نکرده بودم . - ناراسیما صدای ساتی مرا از افکار آزار دهنده ام بیرون آورد . لبخند محوی بر لب داشت که انگار می گفت ؛ نگران نباش . . . به او نزدیک شدم و گفتم :
نقش آفرینی یک تبهکار در 2 شبکه موازی گروگانگیری
گروگانگیر وقتی در برابر افسر بازجو قرار گرفت، گفت: ساعت 7 غروب 19 مهرماه برای بازگشتن به خانه در کیلومتر 9 جاده قدیم سوار یک خودروی آبی رنگ با چهار سرنشین شدم تا به میدان آزادی بروم، همزمان یکی از سرنشینان صندلی عقب به بهانه اینکه کمی جلوتر پیاده می شود، از خودرو پیاده شد و به این شیوه، من بین دو مسافر دیگر در صندلی عقب قرار گرفتم و هنوز سر جایم جابه جا نشده بودم که ناگهان دو پسر که در دو سمت من نشسته
روایت تکان دهنده زنان ایرانی از سفر به مالزی: کابوس وحشت
که کاملا بی اطلاع بودیم. من و دو دخترم به همراه دو تا خانم دیگر و یک پسر جوان، سوار پرواز شدیم. تمام طول پرواز هواپیما را گشتیم ولی این دو نفر را ندیدم. رسیدیم مالزی و از پرواز پیاده شدیم تا ساعت 12 شب تو فرودگاه منتظر این دو تا خانم بودیم. بچه ها خسته شده بودند و خانم همراهمون بچه چهار ساله اش از خستگی بی تابی می کرد. ساک ها را برداشتیم و به سمت گیت خروج رفتیم. چمدان های خانم ها را هم
از دست فروشی کنار شهید رجایی تا زندگی با 90 ترکش/ ترکش هایی که با من قد کشیده اند
پرسنل نیروی هوایی که خودروی سواری داشت به طرف همدان حرکت کردیم. در راه ماشین چپ کرد و سه بار معلق زد و من کاملاً بیهوش شدم. به علت ضربه شدید از ناحیه سر، به مدت 6 ماه هیچکس را نمی شناختم. مدتی در تهران بستری شدم. بالاخره شورای پزشکی تشخیص داد که ضربه به جمجمه ام خورده و دچار ناراحتی مغزی شده ام. بعد از استراحت و بهبودی نسبی با وجود اینکه حالم مساعد نبود اما باز به جبهه رفتم. هر چقدر گفتند که شما از
انهدام شبکه بزرگ آدم ربایی
به پرونده به دستور شعبه اول بازپرسی دادسرای ناحیه34 تهران به کارآگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی تهران محول شد. شاکی پس از حضور در پلیس آگاهی به کارآگاهان گفت: ساعت19 روز حادثه وقتی می خواستم به منزل بازگردم در کیلومتر9 جاده قدیم به مقصد میدان آزادی سوار پیکان آبی رنگ با چهارسرنشین شدم. زمان سوارشدن یکی از سرنشینان صندلی عقب به بهانه اینکه کمی جلوتر پیاده می شود، از ماشین پیاده شد و به این شیوه
حوادث کوتاه از کشور
4 کشته در سانحه رانندگی بوشهر- واحد مرکزی خبر: برخورد کامیون و پراید در جاده گناوه- دیلم 4کشته برجای گذاشت. به گزارش پلیس راه استان بوشهر، این سانحه ساعت 8 و 40 دقیقه صبح یکشنبه در منطقه سیرونک- دیلم رخ داد که براثر آن علاوه بر راننده، 3 نفر از سرنشینان پراید، جان باختند و سرنشین دیگر مجروح و به بیمارستان منتقل شد. سرنشینان پراید، پدر، مادر، دختر 13 ساله و پسر 2 ساله آنها بودند که مادر و
خسرو نقیبی از جزئیات نگارش "سال های ابری" می گوید
. طی سال های گذشته نقیبی بیش از هر کارگردان دیگری با مهدی کرمپور همکاری داشته است. سریال سال های ابری، بعد از یه تیکه زمین دومین همکاری نقیبی و کرمپور در زمینه سریال است که البته در نگارش فیلمنامه این سریال که هر شب از شبکه دو به نمایش در می آید، آرش خوشخو نیز با نقیبی همکاری داشته است. نقیبی سه فیلم سینمایی نیز برای کرمپور نوشته است؛ فیلمنامه چه کسی امیر را کشت، تهران؛ سیم آخر
اوصاف نمایش های فرنگ در سفرنامه های ناصری
نفر حقه باز پولونه آمده بود در حضور ما بازی کند، جوان گنده ی گرد و قندلی بی ریش است، سبیل کمی دارد، روسی خوب می داند و حقه باز بدذات زرنگی است. امین السلطان، عزیزالسلطان و جمعی پیش خدمت ها حاضر بودند، شلکنف مترجمی می کرد، بازی های عجیب وغریب کرد، از جمله ای که بسیار غریب بود، این است که دست وپای او را به انواع اقسام سخت می بستند. بعد از نیم یا یک دقیقه دست وپای خود را باز می کرد و دوباره همان طور بسته می شد، یعنی خودش می بست. امشب ساعت هشت به تیاتر می رویم، تیاتر تابستانی منبع: همشهری داستان ...
ربودن مسافران برای اخاذی از خانواده هایشان/ 8 جوان شرور به دام پلیس آگاهی افتادند + تصاویر
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران ، در مورخه 20/07/1393 ، وقوع یک فقره "زورگیری منجر به ربایش (آدم ربایی) در پوشش مسافرکشی" به کلانتری 154 چیتگر اعلام شد ؛ شاکی در اظهاراتش عنوان داشت که توسط چهارسرنشین یک دستگاه خودرو پیکان آبی رنگ مورد زورگیری ، ربایش و اخاذی قرار گرفته است . پرونده در اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ : با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "سرقت به عنف" و به
از خاک تا افلاک و از افلاک تا خاک/ نوشته هایی که فقط نام کتاب دارند/ هزاره های گمشده و جشن های ایرانی
می خواهد در اختیار خودش داشته باشد. به علم نمی شود فرمان داد، بلکه علم خودش جلو می رود. علم، علو طلب است. علم، پرنسیپ دارد، چارچوب دارد و به دست علماست. این جور اگر نگاه کنید، خوبی علم یک چیز دیگر می شود. بحث شناسایی علم و عالم هم مطرح است. به نظر در قدیم ساز و کار حساب شده تر و دقیق تری داشتند تا عالم را از غیرعالم باز شناسند و غیر از این ما یک جور شادابی و نشاط در حوزه های علم می دیدیم. رخوت
برگزیده سرمقاله های روزنامه های صبح یکشنبه
نوشته بود؛ شما در الهیات مؤمن تر از ما هستید، زیرا ما به خدایی که شما توصیف می کنید کفر می ورزیم و جنابعالی در وجود او تردید دارید! (نقل به مضمون). استاد در کلاس های جمعه شب خود برای دانشجویان - خیابان زیبا، کوچه حاج قاضی - بعد از شرح ماجرای یاد شده، این سروده را زمزمه می کردند؛ صورتگر نقاش چین رو صورت یارم ببین یا صورتی برکش چنین یا ترک کن صورتگری
روایت وحشتناک یک ایرانی از زندان های مالزی
در دادگاه ثابت کنیم بی تقصیریم و بعد از سه سال و سه ماه آزاد شدیم . * سگ های وحشتناک مریم خاطرات تلخش را به سختی مرور می کند، در حرف زدنش بغض دارد. می گوید: کابوس من شب های زندان است و سگ هایی که هفته ای یکبار به اتاق می آوردند! ساعت سه عصر شام را می دادند و خاموشی می زدند و ما تا صبح نباید یک کلام حرف می زدیم. حالا مگه شب به صبح می رسید؟ سخت نبود، وحشتناک بود. هفته
هر آنچه در مورد حقوق زنان در اروپا باید دانست/ از متلک های توهین آمیز خیابانی تا پرونده های نافرجام ...
گرفت. به گفته پلیس، شوهر او فکر می کرده که کارمن با مرد دیگری در ارتباط است. بعد از این حمله، کارمن به کلی نابینا شد. بیش از 30 جراح، متخصص بی هوشی و پرستار در بیمارستان زنان Brigham and Women's Hospital بوستون آمریکا به مدت 15 ساعت برای پیوند زدن پوست، ماهیچه ها، و تاندون های صورت او که متعلق به یک اهداکننده مرگ مغزی بودند تلاش کردند. در طول پنج سال، مجموعاً 55 عمل جراحی روی او انجام شد
حوادث کوتاه از کشور
جمعه شب سانحه رانندگی در محور بوکان- سقز 2 کشته و 7 زخمی برجای گذاشت. رئیس پلیس راه میاندوآب گفت: در این حادثه یک دستگاه خودرو سواری ام وی ام با یک دستگاه سمند برخورد کرد که رانندگان خودروها در دم جان باختند و 7 نفر دیگر نیز از سرنشینان خودروها مجروح شدند. مجروحان 4 زن و 3 مرد بودند که با کمک امدادگران مرکز فوریت های پزشکی بوکان و سقز به بیمارستان های این شهرستان ها انتقال یافتند. سرگرد
مسئولان شرایط حضور جانبازان در اجتماع را فراهم کنند
کنار، چون با جان انسان سر و کار خواهم داشت. گفتم من باید اول فیزیک بدنم را درست کنم. رفتم سراغ ورزش. یک مربی پیدا کردم به نام آقای صادقی. به من خیلی کمک کردند. در دو و میدانی رشته پرتاب، ایشان با آن بدن سازی که انجام داد بدن من از این رو به آن رو شدم. در حدود دو سال. شاید من تا 10 سال در تیم ملی بودم. در دانشگاه علم و صنعت، از سال 72 به بعد من با عبدالرضا جوکار در یک تیم بودیم. ایشان اول بودند و
جنایت بعد از قرار اول/ زن نیمه عریان با بسته شدن به درخت طعمه حیوانات وحشی شد
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران ، "سوفیه لازل" نیمه خواب بود زمانی که مردی به نام " دنیل جانز" سرزده وارد خانه اش می شود و بعد از ضرب و شتم او در حالی که زن جوان را با موهایش روی زمین می کشد، او را به داخل ماشین می اندازد و شبانه او را به شکارگاهی متروکه می برد. این مرد روانی سپس خانم " لازل" را به درختی می بندد و زن وحشت زده را مورد ضرب و شتم قرار می دهد ، به طور مکرر روی سرش
جوانی دوستش را به خاطر دوستی با یک دختر به قتل رساند
در حالی که من و آن دختر داخل خودرو بودیم دوستم پیاده شد و سوخت گیری کرد. پس از آن که دختر را در محل مذکور پیاده کردیم"ع" خطاب به من گفت: وقتی من هنگام سوخت گیری پیاده شدم چرا از آن دختر شماره تلفنش را خواستی؟ ولی من موضوع را انکار کردم. درست است که من با زن دیگری رابطه داشتم، اما از 7 ماه قبل با دختر یکی از بستگان نزدیکم ازدواج کرده بودم. متهم جوان در ادامه اعترافاتش گفت: انکار این
شهادت 2 مأمور پلیس در اصفهان/ نقاب طلایی فرعون مصر شکست/ جزئیات زلزله در آذربایجان شرقی
بود تا وی از دام سیاه راننده شیطان صفت فرار کند. واژگونی کامیون پر از سیمان در تهران یک کامیون حمل سیمان هنگام حرکت در بزرگراه آزادگان واژگون و راننده آن زخمی شد. خشم دردسرساز مرد طلب کار در حمله به پلیس مردی که برای دریافت پول خود به در خانه آشنایی رفته بود، با سر رسیدن پلیس به سمت مأموران حمله ور شد که مورد اصابت گلوله قرار گرفت. دستگیری کیف قاپان
سرگذشت یک زندگی شور انگیز
آورد و بارها را بست و به مجتبی گفت اذان ظهر را که گفتند راه می افتیم معطل شما نمی شویم که به شب می خوریم. مجتبی گفت چشم چشم ما فقط یک زیارت می کنیم و می آئیم. از گاراژ بیرون آمدیم یک بنز 081 گازوئیلی جلوی گاراژ ایستاده و شوفر آن فریاد می زند امامزاده امامزاده. یک نفر جلو نشسته بود. مجتبی در عقب را باز کرد و گفت سوار شو. راننده گفت دو نفر کم داریم اگه کرایه اون دو نفر را می دهید، حرکت کنیم. مجتبی که
ازاعلام برائت اصلاح طلبان ازمیرحسین و عذرخواهی صهیونیستها از سردار سلیمانی تا درخواست جالب هنرپیشه مشهور ...
عکس ها و فیلم های خصوصی زن جوان در صفحه ای به نام این دختر جوان در یکی از شبکه های اجتماعی، در اظهاراتش عنوان کرد که مدتی پیش و به صورت اتفاقی با این دختر جوان آشنا شده و پس از مدت زمان کمی از آشنایی با این دختر جوان، رابطه آن ها صمیمانه تر و نزدیک تر می شود ولی بعد از مدتی، به دنبال پافشاری دختر جوان برای ازدواج با وی رابطه آن ها رو به تیرگی می رود و دختر جوان در مقابل رد درخواستش توسط مرد خارجی
بحران سیگار دانش آموزی
. قلبم درست مثل سیگار این نوجوان شروع به سوختن کرد. جلو رفتم و به او گفتم پسرجان! لااقل جلوی همکلاسی هایت سیگار نکش تا آنها هم از تو یاد نگیرند. شوخی و جدی گفت: حاج آقا! اینها همه شان معتادند! سیگار که چیزی نیست! سرم سوت کشید و هاج و واج ماندم! پسرک با لحنی تمسخر آمیز گفت: نگران نباش حاجی! تفننی می کشیم، و راهش را کشید و رفت. راستش را بخواهید گریه ام گرفته بود! چه باید می کردم در برابر
شهر جدید مردگان کجاست؟
کار ما همین است که به اینجا بیاییم و سر مزار پدرم ساعت ها بنشینیم تا هوا تاریک بشود و به خانه برویم، هر شب جمعه همین جا! غم و اندوه در کلام دختر جوان موج می زند به من خرما تعارف می کند. وقتی به قبرهای خالی که در انتظار مرده است، نگاه می کنم، احساس می کنم چقدر مرگ نزدیک است. 30سال کار سخت! به سمت غسالخانه می روم. چند زن جلوی در ایستاده اند و تصور می کنند من برای تحویل گرفتن
مشکلات بازنشستگان تامین اجتماعی چیست؟!
به گزارش پارسینه، در این دوره و زمانه تا دلت بخواهد سوژه وجود دارد؛ از سایت های همسریابی و مذاکرات هسته ای در مترو و روز هوای پاک تا میزان عیدی کارگران و کارمندان و مرغ های سربی و... اما دلم رضایت نمی دهد. ذهنم دائما سوژه های مختلف را پردازش می کند اما در نهایت همه در مرحله تایید رد می شوند. ترجیح می دهم به قانون جذب متوسل شوم تا سوژه ای که دستم را به نوشتن وادارد به سوی ذهنم جذب شود. ساعت 22 یک
گلی ترقی از خودش و آثارش گفت/ همه چیز برای من قصه است
، خانه شمیران، درست است این تهران را خیلی عوض شده، اصلاً من آن را نمی شناسم، این کوچه ها، این برج های هیولاوار را. تهران جشن غول های آهنی است. در کوچه ما پنج تا شش تا جرثقیل است. شب که می شود مهمانی غول ها شروع می شود. مهمانی دراکولاها. آن کوچه قدیمی دیگر نیست، ولی آن گذشته برای من از آن پس و پشت ها می زند بیرون. آن تهران دیگر نیست، ولی چیزهای عزیزی هست که من هنوز با آنها خیلی خاطره دارم. هنوز ذره
چرا داعش میتواند از دل اروپا هزاران عضو بگیرد؟
دخترهای سکسی عرب بکار میبردند) است و تو یک خربزه هستی! و ما در اینجا خربزه نمیخواهیم! عبدل با او دست به یقه شده بود و عده ای از دربانها او را کتک زده بودند. او زخم خورده و غمگین به خانه برگشته بود و تا نزدیکی های صبح که یک مرد فرانسوی خواهرش ثریا را در حالت مستی به خانه رسانده بود نشسته بود. روز بعد عبدل را دیدم که در گوشه ای از حیاط مدرسه تنها نشسته و به هوا خیره شده و لبهایش را به
عامل شهادت مأمور پلیس دستگیر شد
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه 28 مهر ماه، کارآگاهان پلیس آگاهی تهران در جریان زخمی شدن یکی از مأموران کلانتری مرزداران در درگیری با مرد مسلحی قرار گرفتند. مأموران لحظاتی بعد خود را به محل حادثه که در حاشیه بزرگراه حکیم بود رساندند و با جسد خونین سروان محمد جلال کاشانی، سرگشت کلانتری مرزداران مواجه شدند. نخستین بررسی ها همزمان با حضور قاضی بستان زاده بازپرس ویژه قتل در محل حادثه نشان داد که سروان