سایر منابع:
سایر خبرها
رویارویی بدل های مسی و رونالدو در ایران!
مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی قرار گرفته اند. صحبت های آنها را در ادامه می خوانید: *چطور مسی و رونالدو شدید؟ رضا پرستش: این شباهت از خیلی وقت پیش وجود داشت. بر می گردد به 7،8 سال قبل و شاید هم خیلی قبل تر! به من می گفتند که تو چقدر شبیه مسی هستی اما من می گفتم بی خیال شوید و به سراغ کار خودم می رفتم. اما به صورت خیلی جدی که باعث شد در صفحات مجازی این بحث بر سر زبان ها بیفتد
انتقادات صریح روحانی از شورای نگهبان /ستاد ما پول نداشت، اعضا برای شام ستاد رقبا می رفتند /از همه توهین ...
ترکمن وجود دارد؟ مگر در حقوق شهروندی می توان تفاوت قائل شد؟ مطمئن باشید مبنای دولت دوازدهم شایسته سالاری است نه قومیت و نه جنسیت. رییس دولت تدبیر و امید افزود: اعضای دولت یازدهم شاهد بودند که ابلاغیه استخدامی از چند موردی بود که من به شدت ناراحت شدم و بر سر یکی از دوستان عزیزم و معاون خودم داد زدم و گفتم چه فرقی میان زن و مرد وجود دارد. همون ابلاغیه اسختدامی که زنان فرصت نداشتند را ما به
اعترافات فرمانده عراقی به کابوس های بعد از خرمشهر
شستش را نشانم داد و پس از گذشت یک سال، پسر عزیزم را از دست دادم، قسمتی از اموالم از بین رفت و مادرم مُرد. به همسرم، نهاد، گفتم: فکر نمی کنی این مصائب در این مدت کوتاه، به خاطر دزدی های ناجوانمردانه من باشد؟ پس از چند روز یقین حاصل کردم که علت همه بدبختی هایم همین است. بلافاصله به نجف اشرف رفتم و با یکی از مراجع ملاقات کردم و موضوع را با او در میان گذاشتم. ایشان گفت: هرچه دزدیدی مطلقاً بر
عالمان بی عمل!
به نقل از فرادید به نقل ایان، هشت سال پیش، من در مورد رفتار اخلاقیِ استادانِ فلسفه اخلاق یک سری تحقیقات تجربی انجام می دادم. در آن زمان پسرم دیوید هفت ساله بود. یک روز وقتی که دیوید در صندلی عقب ماشین نشسته بود از او پرسیدم: دیوید به نظر تو افرادی که در مورد انصاف و خوبی، بیشتر از دیگران فکر می کنند، رفتارشان بهتر از دیگران است؟ آیا ممکن است که آنها منصف تر و خوب تر از دیگران باشند؟ دیوید
رستمی: ملوان همه چیز مردم انزلی است
بندرانزلی را در زیر بخوانید. از پیکان شروع کنیم که با این تیم به لیگ برتر صعود کردید. به نظر من پیکان یکی از بهترین و به روز ترین باشگاه های ایران است. دو سال پیش در حالی که در مس رفسنجان حضور داشتم با تماس مدیران پیکان به این تیم ملحق شدم. تمرینات و نگاه آقای مرزبان به فوتبال واقعا حرفه ای بود و بازیکنان دقیقا می دانستند که در هر بازی چه چیزی می خواهند و در نهایت با تیمی جوان و با انگیزه
بولتن سینما و تلویزیون: گاردین از 24فریم نوشت/ یک زندگی موسیقایی درتیک آف تعریف شد
بشود در خارج از کشور آن را اکران کرد. این ظرفیت بزرگ که به آن اشاره کردید، بالاخره یک روز باید مورد استفاده قرار گیرد، وگرنه تاریخ دفاع مقدس به فراموشی سپرده می شود! بله، ما قهرمانان بزرگی در دوران دفاع مقدس داشته ایم که الان هیچ کس آنها را نمی شناسد، نسل جوان حتی اسم آنها را هم نشنیده اند و متأسفانه فراموش شده اند. داستان زندگی هر کدام از خلبانان دفاع مقدس می تواند موضوع چند فیلم مستند و داستانی
نقشه زشت برای خانم های تهرانی تنها / نتوانستم مقاومت کنم و آنها براحتی نقشه کثیفشان را اجرا کردند و ..!
/> ماجرایش کمی عجیب است. راستش را بخواهید من خواهرزاده ای دارم که بیماری شدید اعصاب دارد. از طرفی خودم نیز مبتلا به بیماری ام اس هستم و براحتی نمی توانم باتوجه به کهولت سن کارهایم را انجام دهم. خواهرزاده ام خیلی مرا اذیت می کند و برای همین تصمیم گرفتم چند ساعتی از روز را دور از او باشم. سراغ آگهی روزنامه ها رفتم و پانسیون خصوصی را پیدا کردم که از افراد میانسال نگهداری می کرد. من هم هر روز به این
دختر دانشجویی که گیر پسران هوسباز روستایی افتاد!
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز، اواخر خرداد 95، مردی به نام فرزاد به ماموران پلیس ورامین مراجعه کرد و گفت: من کارمند دانشگاهی در اطراف تهران هستم. چندی پیش با یکی از دانشجویان دختر آشنا شدم. او می گفت در امتحانات ضعیف عمل کرده و نمره هایش کم شده است. به او قول دادم اگر با من ارتباط برقرار کند از استادها برایش نمره می گیرم. او هم پذیرفت. روز حادثه، دختر دانشجو را سوار ماشین 206 کردم و با هم به
ناگفته های تهمینه میلانی از موانع ساخت فیلم فتح خرمشهر
بوجود آوردند که حتی مدتی طولانی از تهران بیرون رفتم. هرچند که با این همه آزار در نهایت در دادگاه انقلاب تبرئه شدم؛ اما انچه ازبین رفت عمر من بود و آنچه صدمه دید، روح من و ساخته نشدن فیلمی که می توانست یکی از بهترین فیلم های جنگی باشد. میلانی خاطرنشان کرد: پس از آن دوران سخت، سراغ ساخت فیلم مَلی و راه های نرفته اش رفتم که فکر می کنم یک فیلم مهم است و مسائلی را مطرح می کند که ناشی از احساس
منصوریان هم فکر می کنه استقلال تیم اول ایرانه!
نداره که در مورد بزرگای فوتبال ما صحبت کنه. هم به فوتبالی ها گیر می ده و هم به هنری ها! مگه این کیه که این قدر حرف می زنه و در مورد همه چی اظهارنظر می کنه؟! اصلا چطور به خودش اجازه می ده که در مورد اسطوره های این مملکت مثه علی دایی و یا استاد شجریان صحبت کنه. اینا کلی تلاش کردن تا توی این مملکت اسطوره شدن. کلی سختی کشیدن تا پرچم ایران رو بالا ببرن. اون وقت یه بچه میاد و این جوری صحبت می کنه. البته
بولتن موسیقی و تئاتر:ضرب و شتم غلامرضا صنعتگر در بندرعباس/ از زیرزمین تا پشت بام
نمایشش استفاده می کند که کمتر کسی جرأت نزدیک شدن به آن را دارد. آنچه در زیر آمده گفتگویی است با رضا موسوی پیرامون نمایش روزی می بایست می مرد . کمی در مورد ایده ابتدایی و مراحل اولیه شروع کار برای نمایش روز می بایست می مرد توضیح می دهید؟ چند سال پیش که در لهستان بودم به این فکر می کردم که چطور می شود هرونومیا یا همان رقص روایی را با هنرهای رزمی بیامیزم و از دل آن نمایشی به وجود
من یک ترانس سکشوال هستم
سال 1364 نزد آیت الله خمینی (ره) رفت و با بیان این استدلال که از نظر روانی خود را یک زن می داند، از او برای تغییر جنس کسب تکلیف کرد و امام خمینی (ره) پس از تأیید پزشکان متخصص مورد اعتمادش به او اجازه چنین کاری را داد. از آن پس مساله تغییر جنس از نظر فقهی در این کشور مسلمان تسهیل شد و باب گفت وگوی حقوقی و فقهی درباره آن باز شد. هویت جنسیتی اما به معنای تشخیص ذهنی فرد از خود به عنوان مرد یا زن است
روایت عکاسی دوران دفاع مقدس از زبان عکاس خرمشهری
پلشتی جنگ را نشان می دهد را گرفت. به قول خودش، برای همین است که باعث شد که روی این سوژه کار می کردم در کوچه پس کوچه های جنوب داد می زد و با صدای خوشش با چرخ دستی نفت می فروخت. او می گوید با بعضی عکس ها اما تا همین حالا حالش منقلب می شود عکس پسر بچه ای که سوار یخچال صندوقی که به آن ‘کلمن’ گفته می شود بین نخل ها می رفت و اتفاقا خیلی هم مشهور شد را خیلی دوست دارم چون من را یاد خودم می
بازگشت عشق بعد از 32 سال
منبت کاری شده بود. او چند مهره نامنظم را سرجایشان قرار داد و بعد سرش را بلند کرد. چشم های آبی بی نظیرش مانند جواهر جلا داده شده بود و موهای مشکی و مواج داشت. داشتم فکر می کردم چگونه به فرانسوی بگویم “دوست دارید شطرنج بازی کنیم؟” ماه ژوئن سال 1975 بود. قبل از آغاز دانشگاه در شیکاگو به سوئیس و فرانسه کردم. اتفاقی سر از نوشاتل درآوردم. راننده ای که مرا سوار کرد به آنجا می رفت.
سخنان فرهنگ رجایی در همنشینی استادان سیاست و ادب
بود که با ایشان درس داشتم. عنایت از یک جهت در کلاس ها راجع به سیاست ارسطو بحث می کرد و از سوی دیگر همان زمان دست اندرکار ترجمه کتاب سترگ ارسطو یعنی سیاست بود که همان زمان منتشر شد و به نوع خودش یک واقعه بود. بنابراین نخستین الگوی من در طلبگی علم سیاست ارسطو و کتابش سیاست بود. آن زمان نمی دانستم عنوان سیاست دقیقا بیانی نیست که برای کتاب خود قایل است. ترجمه دقیق عنوان کتاب ارسطو از زبان یونانی
حاضر شدم شیمیایی شوم اما اطلاعات محرمانه به دست منافقین نرسد
تشکیل لشکر محمد رسوال الله(ص) بود که به جبهه رفت و سال 63 به عنوان مسئول عملیات تیپ یک، الله اکبر لشکر 81 کرمانشاه مشغول شد. اولین بار سال 67 در عملیات مرصاد در سومار مجروح شیمیایی شدم. خودش در این باره می گوید:عراق منطقه را بمباران شیمیایی کرد و همه جای سومار آلوده شده بود. به دلیل اینکه هیچ بادی نمی وزید، شیمیایی روی زمین و اجسام نشست می کرد، به همین دلیل، ما هم شیمیایی شدیم. نمی توانستیم به
کویتی پور: بغضی که در گلو داشتم در مسجد خرمشهر ترکید و شد - ممد نبودی -
. نه گردانی بود و نه گروهانی ما بودیم و دست خالی و کاروانی از بعثیها... برای همین است که امام خمینی(ره) فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد. آن زمان 22 سال بیشتر نداشتم. گاهی در نیمه های شب صدای پچ پچ به گوشم می رسید هر چه گوش میدادم نمی فهمیدم چه می گویند. فکر می کردم خارجی هستند ولی وقتی نزدیک تر می شدم می دیدم آذری، کرد، بلوچ و همه آمده بودند تا خرمشهر را آزاد کنند. یادم هست حدود 6 یا 7 سال قبل بود
چشم های نمناک پیرمرد!
پیگیر شدم، اما به جایی نرسیدم و بارها از این بی اعتنایی ها اشک ریختم. 4 سال است که در کنار میدان شهر پیاز و سیب زمینی می فروشم. پسرم نیز که مدتی در تهران پارکبان بود، بیکار شده است.او که به دشواری می تواند به فارسی تکلم کند، ادامه داد: به خاطر کاری که دارم با مردم در ارتباط هستم و از زبان آنها درجریان اخبار و اتفاقات روز قرار می گیرم. می دانم که طرح تحول سلامت چقدر تأثیر مثبتی برای ما مردم محروم
خونخواهی برادر با استخدام اسیدپاش!
. مجبور بودم این کار را انجام دهم. چه شرایطی یک انسان را وادار به اسیدپاشی می کند؟ باید رضایت شاکی هایم را می گرفتم. اردلان به من وعده داد که این کار را برایم انجام می دهد و به غیر از آن وعده اجاره یک خانه مجردی برای خودم را هم داد. چه جرمی مرتکب شده بودی که شاکی داشتی؟ دو سال قبل از این ماجرا، فکر می کنم سال 92 بود، به اتهام آزار و اذیت دو پسر نوجوان
تورق خاطرات حماسه سازان خرمشهر از سقوط تا فتح/ نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ عامل پیروزی شد
خرمشهر بزرگ شده بود و همه جای این شهر را بلد بود همراه من راهی کرد. این یادگار دوران دفاع مقدس گفت: در خرمشهر برای اینکه بتوانم تجهیزات بیشتر جنگی را بگیرم باید به سپاه خرمشهر خودم را معرفی می کردم که در آنجا مجبور شدم خودم را معرفی کنم که عضو سپاه هستم. وی با بیان اینکه مقاومت در خرمشهر از سوی رزمندگان ادامه داشت، گفت: تعداد مجروح های ما آنجا زیاد بود و سنگر قوی نداشتیم تا
با اینکه می دانستم متاهل است در ارتباط نامتعارفم با او زیاده روی کردم و..
انداخته و او را .. جزئیات خودکشی وحشتناک مرد هیکلی در بزرگراه امام علی! عکس شناسایی زیبا ترین خانم مجرم! + عکس اخبار داغ روز: ارتباط کثیف میوه فروش محله با دختربچه خبر ساز شد! مرد شیطان صفت دخترک را با جراحات و خونریزی شدید مورد آزار قرار داد و.. قصور پزشک بی مبالات در مرگ زن جوان / صحنه ای دردناک و اشک آور عکس نقشه زشت برای خانم های تهرانی تنها / نتوانستم مقاومت کنم و آنها براحتی نقشه کثیفشان را اجرا کردند و ..!
فاطمه هاشمی: مردم با رای خود روح آیت الله را شاد کردند
همیشه حضور مردم پرشور باشد، آن تغییرات اساسی هم از ناحیه مردم ایجاد خواهد شد و حالا این اتفاق افتاد. بحث دیگر اینکه آنهایی که دوست نداشتند پدر من در انتخابات 96 باشد، دیدند که روح ایشان و صحبت هایی که طی سال گذشته داشتند، مرتب در فضای مجازی پخش می شد و همان طور که امام گفتند نشانگر این بود که هاشمی زنده است تا انقلاب زنده است. در سفرهایی که در ایام انتخابات داشتم، بسیاری از مردم می
ناگهان نقاشی کردن در 84سالگی
نقاشی می دادم. از آن سو نیز مادرم دوران بیماری اش را سپری می کرد و به لحاظ فیزیکی و روحی چندان حال مساعدی نداشت و آلرژی پیدا کرده بود و مدام باید خودش را می خاراند و من برای اینکه از این حالت دورش کنم، باید برایش ابزاری مانند قلم و کاغذ تهیه می کردم که نقاشی بکشد. به مادرم می گفتم هرچه دوست داری بکش و هر روز برایش از بچه های معلول می گفتم و داستان های آنها را تعریف می کردم و آنچه تأثیر گرفته ام
رمز موفقیت خبرنگار جلب اعتمادجامعه است/ساواک من را از کار منع کرد
جوانی و اشتیاقی که در خودم نسبت به حرفه خبرنگاری و روزنامه نگاری سراغ داشتم وارد این عرصه حساس شدم. *در مورد مجله دختران و پسران کمی توضیح دهید. مجله دختران و پسران مجله ای بود که ویژه نوجوانان و جوان چاپ می شد و بیشترین مخاطبینش را گروه سنی دبیرستان تشکیل می دادند. *در آن سال ها بیشتر در چه حوزه هایی قلم می زدید؟ خبرهای من بیشتر مستند بود. برای مثال معرفی
تولیداولین شمش مس سرچشمه چگونه اتفاق افتاد؟
چین را با چند تریلی آجر نسوز فرستادند سرچشمه. ظرف یک هفته آجرهای جدید جایگزین شد و دوباره کنورتور را گرم و راه اندازی کردیم. چهل و هشت ساعت شخصا در واحد ذوب نشسته بودم و شبانه روزی کار را انجام می دادیم. بالاخره ساعت 9 صبح سوم خرداد سال 61 بود که اولین شمش مس را در میان اشک های شوق بچه ها تولید کردیم.یک ساعت بعد خبر آزادسازی خرمشهر اعلام شد. ما می خواستیم سالروز
عراقی ها خاک خرمشهر را هم با خود بردند/ موزاییک هایی که جا ماند
برای رفتن به خرمشهر هستم زیرا هر سال سوم خرداد ماه همه کسانی که در ایام دفاع مقدس در کنار هم بودیم در این شهر دور هم جمع می شویم و یاد گذشته را زنده می کنیم. ما بدون توجه به اینکه در روزهای جنگ چه کسی سردار یا عکاس و یا رزمنده بود و امروز چه کسی هستیم دور هم جمع می شویم و خاطرات را زنده می کنیم. عکس از خرمشهر بعد از آزادسازی(1)/ عکس از زاویه یکسان با عکس پایین وی ادامه داد
مدال دار فتح خرمشهر
کد:2271||تاریخ:3خرداد1396 روزنامه شهر آرا:وقتی می گوییم: خرمشهر همگی مان نا خود آگاه بی هیچ تأملی به یاد پیام حضرت امام خمینی (ره) می افتیم: خرمشهر را خدا آزاد کرد. و همین طور پیامی که مجری تلویزیون بعد از 578 روز اشغال خرمشهر خواند: شنوندگان عزیز! توجه فرمایید! خونین شهر، شهر خون، آزاد شد. . در این بین نمی توان از ایثار و رشادت های افرادی یاد نکرد که سال ها عمرشان را در این راه داده اند
کلید دولت تدبیر و امید خانه سینما را بازگشایی کرد
اشاره و تاکید به مشاغل اقماری در آقایان که فرمودید، داستان این قابلیت را نداشت که از شک زن به مرد حکایت کند تا شاهد نمایشی از خشونت مردانه در فیلم نباشیم! بله. چون ما بر روی زندگی اقماری تاکید داشتیم و مشاغل این چنینی در کشور ما فقط برای آقایان است که زیر آب باشند و ارتباطشان با همه قطع شود و پس از مدتی به خانه نیز برگردند. به نظرم جذابیت ماجرا این است که در خانواده نسبت به زن دچار تشکیک
بعد از قرص خوابی که به شوهرم دادم دوست صمیمی اش را به خانه آوردم و..
با آغاز رسیدگی به پرونده، در بررسی ها کارآگاهان متوجه شدند که گمشده با همسرش دارای اختلافات شدید خانوادگی بوده است. تحقیقات از همسر مرد گمشده در دستور کار قرار گرفت و کارآگاهان متوجه شدند که همسر گمشده پس از طرح شکایت در کلانتری از محل سکونتش متواری شده و از او خبری نیست. شواهد به دست آمده نشان از ارتکاب جنایت Crime با انگیزه اختلاف خانوادگی را داشت، دستگیری این زن در دستور کار
اخاذی سیاه
شناسایی مردانی که دچار مشکلات مالی بودند آنها را با خودم همراه می کردم تا نقش برادر یا پسرانم را بازی کنند. متهم ادامه داد: بعد در کمین مردان هوسران در بزرگراه ها می نشستم و آنها را به خانه ام می کشاندم و همدستانم با تهیه فیلم و عکس سیاه از آنها اخاذی می کردند. پول ها را میان یکدیگر تقسیم می کردیم. در شهرهای بومهن، فردیس و کرج دست به چنین جرایمی زدیم. چند ماه پیش نیز در تهران با دو مرد آشنا شدم. هر دو